کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش شیر خشک
S3 : 10:31:32 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۰۹ دی تا ۰۵ بهمن ۱۳۹۸
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
ردیف‌های ۱ تا ۳ همه صندلی‌ها: ۵۰،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۴ تا ۸ صندلی‌های ۵ تا ۱۶ : ۵۰،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۴ تا ۸ صندلی‌های کناری: ۴۰،۰۰۰ تومان

یادداشت کارگردان :
شیرخشک بهانه ای است برای دیدن.
دیدن بهانه ای است برای درک ارتباط حرکت بازیگر با اتفاق های همزمان در ساختار اجرا.
و مقدمه ی دیدن ، عمل خیرگی است. شما باید خیره باشید و از کنار هم قرار گیری عناصر اجرا، اتمسفر دلخواه خود را در ذهنتان بسازید. آنچه که در این اجرا اهمیت دارد ، اتفاقی است که شما در ذهنتان ایجاد خواهید کرد و تاثیر این اتفاق روی بدن هایتان، شروع شیرخشک است.
این بار جزییات حرکت دکور و آکسسوار ها خواهد بود که ما را با فضای اثر آشنا و همراه خواهد کرد.
تمام اتفاقات از پیش طراحی شده و تنها انرژی بازیگران است که در هر اجرا، فضای هر صحنه را تازه و حرکت ها را روح خواهند بخشید.
شیرخشک پژوهشی است بر اساس ارتباط دکور ، بازیگر و چگونگی ساخت فضا
موسیقی در شیرخشک، به صورت کاملا مستقل فضای خود را خواهد ساخت.
آنچه روی صحنه رخ می دهد آهسته خواهد بود.
برخورد خطوط تولید شده از حرکت آهسته ی بازیگر ، نور ، حرکت دکور ،آکسسوار و انرژی بازیگر در هر صحنه ، شیرخشک را به چالشی متفاوت می کشاند.
شیرخشک، دومین پروژه در راستای هدف اصلی گروه تاتر آماتا، تاتر تصویر و تاتر فضا است.
شیرخشک در ذات خود به تولید مفاهیم استعاری در زبان تصویر می پردازد.
وقتی به دیدن شیرخشک می آیید، به خودتان اجازه دهید که از فرصت دیدن و اندیشیدن ، لذت ببرید.

تماشاگران محترم توجه داشته باشید:
- ساعت شروع اجرا راس ساعت ۲۱ می باشد و ۱۵ دقیقه جلوتر ورود تماشاگران آغاز خواهد شد.
- از همراه داشتن فرزندان زیر ۸ سال خودداری فرمایید.
- بعد از بسته شدن درب به هیچ وجه امکان ورود به سالن نیست.
- لطفاْ با موبایل خاموش وارد سالن اجرا شوید.
- به دلیل کمبود فضای پارک خودرو، حتما ۳۰ دقیقه قبل در سالن حضور داشته باشید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش شیر خشک / عکاس:‌ سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› از پوستر نمایش «شیر خشک» رونمایی شد

آواها

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
یادداشت احسان زیورعالم برای "شیر خشک"

شیرخشک و مردسالاری سنتی
احسان زیورعالم
دو دختر درون حمام، هدفن به گوش، مشغول شنیدن آواهایی به زبان انگلیسی هستند؛ تنها آوایی که در نمایش به گوش می‌رسد. همه‌چیز صامت است و کلید ارتباط زبانی با نمایش همین چند واژه انگلیسی است. واژگانی که به نوزاد، شیرخشک، تغذیه و ... اشاره دارد و تنها یک جا، یک جمله به گوش می‌رسد؛ جمله‌ای که می‌گوید «نوزاد باید از شیر مادر تغذیه کند.» جمله‌ای که همانند مصرف دخانیات عامل سرطان است، بر قوطی‌های فلزی شیرخشک حک شده است. نوعی پارادوکس همراه با شرایط بحرانی.

نمایش نوید معمار دقیقا داستان همین پارادوکس است. با اینکه در نمایش هیچ‌جا شیرخشکی به چشم نمی‌خورد اما یک پارادوکس جذاب شکل می‌گیرد. اینکه کارکرد شیرخشک ... دیدن ادامه ›› چیست؟ فقدانش چه کنشی را پدید می‌آورد؟ اگر باشد واجد چه کنشی می‌شود؟ این کنش، یک رابطه درون‌خانوادگی است، خانواده‌ای که در دل ماجرای نمایش، تابلوهای نقاشانه‌ای پدید می‌آورند تا پارادوکس مدنظر را بازتاب دهند. یک پدر، یک مادر و دو دختر. آنان در تصویری شبیه نقاشی‌های کمال‌الملک ظهور می‌کنند اما در فضایی تلفیقی بسان «مرگ مارا» اثر ژاک لویی داوید و «جیغ» ادوارد مونک دچار فروپاشی می‌‌شوند.

نقاشی‌های شبیه به فناوری‌های نوینی چون Bounce شرکت Apple می‌ماند. یک تصویر جامد و ایستا که جزیی از آن متحرک می‌شود. تحرکات هم تکراری است. این تکرار می‌توان دلالت بر همان پارادوکس داشته باشد. پارادوکسی که من آن را شیرخشک مردسالارانه می‌نامم. همه‌چیز به جایی بازمی‌گردد که بشر برای حفظ نسل خود نیاز به تغذیه مناسب در دوران کودکی دارد. بخشی از مادرها نمی‌توانند به میزان کافی به فرزندان‌شان شیر دهند. انقلاب صنعتی و خروج زنان از فضای روستایی و ورودشان به دنیای تولید شهری، مانع دیگری در تغذیه کودکان می‌شود. نیاز به یک جایگزین همیشه آماده است. جایگزینی که کودک را از مادر جدا کند و او را به سبب امر اقتصاد، وابسته به پدر کند، پدری که در انقلاب صنعتی عملا بدل به نان‌آور خانواده می‌شود.

تمام تلاش‌های قرن نوزدهمی، در اوج انقلاب صنعتی و در آستانه رسیدن بشر به اتومبیل و هواپیما، چهره‌هایی چون الیا پرات، ژستوس فون لیبیگ و شرکت‌های مردسالاری چون ملین، ریج و نستله صنعت شیرخشک را تثبیت می‌کنند. دیگر کودک وابسته به بدن مادر خود نیست. او اکنون به ظاهر در تغذیه مستقل می‌شود و در خفا وابسته به اقتصاد پدر. تاریخ شیرخشک در ایران نیز ثابت می‌کند چگونه درآمد پدر عاملی برای حیات نوزاد می‌شود. حیاتی که به شکل پارادوکسیکال با جمله «نوزاد باید از شیرمادر تغذیه کند» همراه می‌شود.

«شیرخشک» نوید معمار این وضعیت را برجسته می‌کند. پدری که کودکان خود را از دست داده است. کودکان به‌شدت وابسته به مادرند. مادر گویی مانع از تسلط پدر بر خانه می‌شود. پدری که در اولین گام برای تثبیت خود نقاشی مدرنیستی مادر را جایگزین مینیاتوری کوبیستی می‌کند. شرایط نمایش باید با نقاشی ترسیم شود. مادر در جهان امروز برابر با یک فرآیند مدرن است. او قدرت بازیافته از جهان گذشته، از دنیای مادرسالار دریافت کرده است. توانسته از زیر سایه شوهر یا پدر رهایی پیدا کند، تصویری که در قامت دو دختر تجلی پیدا می‌کند. هر چند فیزیک آنان بازتاب زنانگی است اما رفتار و کنش آنان روی صحنه برآمده از یک تلفیق جنسیتی است. این تلفیق‌گرایی نیز پارادوکسیکال است.

در سوی دیگر پدر هنوز به جهان گذشته خود وابسته است. او می‌خواهد قدرت از دست‌رفته را بازیابد. او خانواده را در شکل سنتی‌اش می‌خواهد. برای همین است به محض ورودش، در آن لباس به ‌ظاهر سنتی‌اش، اشاره به عصر قاجار، نقاشی مدرنیستی را حذف و یک مینیاتور نصب می‌کند اما مینیاتور دیگر آن رویه سنتی خود را ندارد. در مسیر تاریخ با کوبیسم ترکیب شده و حالا آن‌هم به یک وضعیت تلفیقی دچار شده است. این تلفیق نیز یک پارادوکس است.

در نمایش «شیرخشک» نوید معمار هیچ المانی از شیر خشک‌شده نشان‌مان نمی‌دهد. او شیرخشک را بدل به یک استعاره می‌کند. استعاره‌ای از جهان صنعتی که پدر قدرتش را از دست رفته می‌بیند. او بازیابی قدرت را در به چنگ آوردن فرزندانش می‌داند، پس باید زیست آنان را از مادر مجزا کند. شیرخشک نمادی بر این حرکت است اما بچه‌ها یک بار هم که شده می‌شنوند که باید از شیر مادر تغذیه کنند. انفصال از مادر یک فاجعه را رقم می‌زند؛ فاجعه‌ای که در پایان نمایش می‌بینیم. خانواده از هم فرو می‌پاشد و پدر تنها در میان وجه سوررئال نمایش تصویری می‌گیرد، در این تصویر دیگر خبری از خانواده نیست و در نهایت خبری از قدرت نیست.
باهاتون همراه بودم تا این جمله پاراگراف آخر:
"... شیرخشک نمادی بر این حرکت است...."
مشکل من با این اثر دقیقاً همین‌جاست: جایی که نمی‌تونه در قالب فرمی که ساخته محتواش رو منتقل کنه و مجبور میشه از بیرون کس/چیز هایی رو بهش الصاق کنه که در انتقال کمکش کنن.
۰۸ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به آگاهی می‌رسد ادامه اجرای این نمایش لغو شد. خریداران محترم سانس‌های امروز یکشنبه ۶ و فردا ۷ بهمن می‌توانند با ارسال شماره کارت بانکی و کد پیگیری خود به نشانی support@tiwall.com وجه بلیت‌های خود را دریافت نمایند.
وجه بلیت خریداران محترمی که پرداخت را از کیف پول الکترونیکی تیوال انجام داده‌اند نیز به شکل خودکار بازگشت داده خواهد شد.
آیدا طاهرزاده این را خواند
انوشا حکیم این را دوست دارد
همین چندلحظه پیش داشتم نظرات و راجع به این کار میخوندم، الان یهو خبر لغو ش...:O:O
۰۶ بهمن ۱۳۹۸
به دلیل این حجم نظرات متناقض خیلی دوست داشتم که نمایش رو ببینم,دیشب به قصد خرید وارد شدم که دیدم فروش بلیط دیگه انجام نمیشه.
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
امیرمسعود میدونم کار رو اصلا دوست نداشتی ولی نفهمیدم اینکه از ته دلت لغو هر اجرایی رو ناراحت کننده نمیدونی دلیلش دوست نداشتنته؟
من این کار رو ندیدم ولی کارهایی بوده که واقعا دوست نداشتم با این حال اصلا دلم نمیخواست اجراشون لغو بشه حتی توی این دوست نداشتن در اکثریت قرار داشتم و خیلی ها با من هم نظر بودن و در مقابل تعداد کمتری که واقعا دوست داشتند و تجربه ناب زندگیشون بوده و دقیقا حس لباس پادشاه رو داشتم. نکته ای که معمولا بهش برمیخورم اینه که هدف/حرف گروه چی بوده؟ آیا همه/بخشی از نکاتی که اون دوستان واکاوی کردن اصلا مدنظر گروه بوده یا نه اونها برداشت های کاملا شخصیه؟ اگر در راستای اهداف گروه بوده که پس من باید بیشتر یاد بگیرم حتی اگر برداشت های شخصی بوده هم باز میتونه بهم دید جدید بده که اینم بنظرم خوبه...
ببین مثلا چند وقت پیش من یه مصاحبه از کوشکی خوندم که میگفت (نقل به مضمون): من اصلا به محتوا فکر نمیکنم فرم رو میچینم و برداشت محتوا ... دیدن ادامه ›› دیگه با تماشاگرِ و کاملا آزاد برای اینکه هر برداشتی میخواد بکنه. این تکلیف من رو کاملا با آثارش روشن کرد که من خیلی مخاطب اون آثار نیستم چون برای من محتوا اولویت بالاتری داره.
من میگم هرکاری مخاطب خودشو داره و نمیتونم صرفا بخاطر اینکه من دوست نداشتم بگم لغو شدن اجراش خوبه یا ناراحتم نمیکنه.
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
انسان «بیچاره ترین» مخلوق خداست!
طی هزاران سال میلیاردها نفر به این سیاره زیبا پا گذاشتند، زندگی کردند و رفتند، ولی نه تنها تولد و مرگ در این دنیا بر اساس خواست هیچکدام از ما رخ نداد بلکه شکل زندگی هم، قالبی از پیش تعیین شده ست که هرکس بر اساس شرایط تاریخی و اقلیمی خود درون آن شکل گرفته و جزئی از همان سیستم میشود!
ما «چاره» ای نداریم جز آنکه به این قالبها تن بدهیم! بر اساس آنچه اقلیت حاکم تعیین کرده، آموزش می بینیم و بر اساس همان آموخته ها به زیست خود ادامه می دهیم!
ما کاری نمی کنیم جز تکرار و تمرین طوطی وار آنچه قراره بعنوان اطلاعات در ذهن ما حک بشوند. از مفاهیم ابتدایی مثل مادر و پدر گرفته تا government!
ما تحت سیطره ی سیستمی رشد میکنیم که آذوقه جسم و روح ما رو بر اساس صلاحدید و سیاست خودش تهیه میکنه و همگی برای دریافت این خوراک مصنوعی (شیر خشک)، باید برده وار از این نظام سیاستگزار تبعیت کنیم!
شاید پدران و مادران هنگام زایش نوزاد خود، چهره ی سرد و سخت بشریت رو انکار کرده و ظاهری عاشقانه، شاعرانه و هنرمندانه و در یک کلام «زیبا» برای این اتفاق متصور بودند و امید داشتند که تولد و زایش موجب ایجاد دوستی و عشق شود ولی حقیقتی که در طی قرنها زندگی بشر، بارها و بارها رخ داده اینست که انسانها می آموزند تا در هر شرایطی، بیرحمانه ترین اعمال را نسبت به هم انجام دهند و گوش به فرمان اقلیتی باشند که برای آنها خط مشی تعیین میکنند.
پایان هر دوره ای جنگهای خانمان سوز، کشته های فراوان، ... دیدن ادامه ›› زندگی های ویران شده، مادرانی مبهوت، نقابهایی فروافتاده و سخن راندن دیکتاتورهایی ست که سعی میکنند، نسل بعد را برای مقاصد بعدی تربیت کنند!
ولی همیشه این امید هست که شاید نسل بعد، انسانهای رها، آزاد و «باچاره» ی بیشتری به خود ببیند! شاید ....
# من یک تماشاگرم
مریم جان سلام، میشه بگی قرار بعدی گروه "من یک تماشاگرم" کی و کجا هست؟

۱۸ بهمن ۱۳۹۸
گالنا جان
شنبه ۲۶ بهمن نمایش مرد بالشی رو خواهیم دید
اطلاعات قرار در برگه این نمایش قرار داده شده
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
ممنونم.
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شیر خشک برای من امید به آینده بود.
به کسی بر نخوره. شاید بدونید که همیشه و عمیقا به همه ی نظرات احترام میذارم، مخالف و موافق.

کارهای پر مخاطب، ذائقه ی جامعه رو مشخص می کنن. پر واضحه.

اگر سالن های شیر خشک سولد اوت می شد، خارج از ظرفیت می شد، تمدید می شد، بازار سیاه می شد، امید من به آینده ی جامعه ام بیشتر می شد. امیدوار می شدم که خیلی زود از شرایط گذار فعلی به مقصدی روشن تر خواهیم گذشت. دیگه اجازه نمی دیم از ندانسته هامون سواستفاده کنند. از هیجانمون بهره برداری کنن. خسته مون کنن تا چیزی که نمی خوایم رو بپذیریم. بترسوننمون تا چیزی که می خوان رو بپسندیم. عادتمون بدن تا خرق عادت رو نپذیریم. از چیزی تعریف کنن تا دوست بدونیمش و از چیزی بد بگن تا دشمنش بدونیم. و همه ی حقه های دیگه شون رو پیش ... دیدن ادامه ›› پیش بفهمیم.

اگر تحمل چیزی که دوست نداریم رو داشتیم.
اگر تحمل بررسی کردن چیزی که دوستش نداریم رو داشتیم.
اگر تحمل یک ساعت تنها بودن و مواجه شدن با خودمون رو داشتیم.
اگر تحمل شنیدن و دیدن بی غرض اونچه نمی پسندیم رو داشتیم.
اگر حوصله ی یاد گرفتن چیز هایی که بلد نیستیم رو داشتیم.
اگر با اولین نسیم ناموافق، خشمگین نمی شدیم.
اگر می تونستیم بپذیریم که دنیا پر از ناشناخته هاست که میشه شناخت.
اگر می تونستیم بیشتر از اونچه هستیم رو بپذیریم.
اگر حوصله ی تفکر در مورد چیزهای جدید رو داشتیم.
اگر می تونستیم بدونیم که چه چیزهایی رو نمی دونیم و سعی کنیم اونها رو بدونیم.
می تونستیم اون کارها رو بکنیم.

به کسی بر نخوره.
همه ی انسان ها رو دوست دارم.
فارغ از اینکه کجا صف بایستند و کجا نایستند.
حیات و حیات مندان رو دوست دارم.

شیر خشک برای من فقط یک نمایش نبود، یک متر و یک معیار برای امید به آینده ام هم بود.


عالی عالی :)
۰۱ بهمن ۱۳۹۸
قول میدی شلوغ نکنی مجللی ؟؟؟
به حرفهای عمو سپهر هم باید گوش کنی ( نیست صاب ویلاست ، پرتمون میکنه بیرون )
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
چشم چشم
قول میدم‌شیطونی نکنم
مشق شبمم بنویسم و بشینم یه گوشه شیرخشکم رو بنوشم
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
(نقد محمدحسن خدایی درباره ی نمایش شیر خشک)

به بهانه اجرای نمایش «شیر خشک» در سالن ناظرزاده مجموعه ایرانشهر
همچون حضور در یک گالری نقاشی
محمدحسن خدایی

نوید معمار جایی میان شرق و غرب عالم ایستاده تا جهان برساخت خویش را از یک خانواده خلق کند. فیگورها و هنرمندانی چون رابرت ویلسون و گروتفکسی مدنظر بوده‌اند و عناصری از فضاسازی‌های شرقی به‌کار گرفته شده‌اند تا زیباشناسی منحصر به ‌فرد و نخبه‌گرایانه شیر خشک به تدریج ... دیدن ادامه ›› نمایان شود.

به تماشا نشستن این اجرا، بیش از هر چیز به حضور احتیاج دارد و مراقبه. گویی در یک مناسک جمعی به تماشای فروپاشی خانواده‌ای نشسته‌ایم اشراف‌منش و التقاط‌گرا. همان درهم‌آمیختگی شرق و غرب به میانجی عرصه سترون فرهنگ. نسبتی که تماشاگران با اجرا برقرار می‌کنند بی‌شباهت نیست به مواجهه با امر مقدس. اینجا هم سکوت احتیاج است و آرامش. حتی ریتم درونی اثر به آهستگی میل دارد و شتاب‌گرایی سرمایه‌داری پسین را پس می‌زند.

تمهیدی که می‌تواند مخاطبان بی‌حوصله این روزهای تئاتر را دچار اضطراب و گاه خشم کند. برای اجرا فرمان آهستگی و مراقبه صادر شده است. به تماشای فروپاشی یک اشرافیت در حال زوال نشستن، به میانجی دوری از شتابناکی است که عظمت می‌یابد و بدل به امری تکین می‌شود. نوید معمار ما را به مغازله‌ای طولانی دعوت کرده و در تدارک این جشن، گاه ناموفق است و گاه درخشان. اجرا نه براساس روایتگری که از قضا تلاش دارد با نوعی نمایشگری مبتنی بر فضاهای بصری پیش رود. بنابراین تابلوهایی ساخته می‌شود که یادآور آثار نقاشی است و در ادامه تلاش می‌شود سرگذشت آدم‌های محصور در این تابلوها روایتی تئاترگونه بیابد. اما رویکرد روایی و اجرایی، با آهستگی مفرط و دوری از منطق بازنمایی، به تفسیری شدن و گاه ابهام میدان می‌دهد. بی‌جهت نیست که برای مخاطبان، مانیفست و خلاصه داستان مهیا شده و بی‌اطلاعی از آن، فهم را دچار کاستی می‌کند.

روایت در سه فضای متمایز رخ می‌دهد؛ یکی حمام و سرویس بهداشتی خانه است، جایی که می‌توان اندکی از تکلف خانه رها شد و خلوت کرد. مکانی دلگیر که اغلب میزبان بچه‌هاست. فضای دیگر مربوط می‌شود به اندورنی خانه و مناسبات پدرسالارانه‌، با دکوراسیون و مبلمانی که نشان از اشرافیتی در شرف اضمحلال است. جایی‌که والدین با ژست‌های مغموم و باستانی، خیره به یکدیگرند و در تدارک انقیاد و تصاحب هستند. شیر خشک به تناوب در این دو فضا به نمایش درآمده و تعویض صحنه‌ها همراه است با باز و بسته شدن پرده سالن. فضای سوم مقابل این پرده شکل می‌یابد و گویی فراروی از اندرونی و تمنای اتصال به حوزه عمومی است. نوعی وقفه در روایت و بیرون زدن از خانه و قانون پدر. در این فضای بینابینی با آنکه ژست‌ها همچنان ایستا و نگاه‌ها توامان خیره است، اما درنهایت این فضا واجد بیشترین پتانسیل برای خلق نابهنگامی و اتصال بدن‌ها و اجتماع توده‌هاست.

نوید معمار تلاش دارد بداعت و غرابت را به ‌کار گرفته و زوال یک خاندان آریستوکرات را از طریق تابلوهایی نقاشی‌گونه به نمایش گذارد. رویکردی جذاب و البته مستعد مساله‌زدایی و باقی ماندن در ساحت زیباشناسی تمام‌عیار. اگر که اجرا نسبتش با اینجا و اکنون آشکار نشود.

لینک

http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/141399/%D9%87%D9%85%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%8A%D9%83-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%8A


در بسیاری از لحظات این نمایش، یاد محاصره لنینگراد ( سنپترزبرگ امروزی ) افتادم (بنظر قسمتهایی از سخنرانی استالین در نمایش بگوش میرسید).
شیر خشک، شاید نماد یا عنصری نجات بخش در قطحی و بدبختی حاصل شده از جنگ باشد، علی الخصوص کودکان و مادران.
این محاصره با هدف کشتن ۲ میلیون انسان از طریق نابودن کردن منابع غذایی از طریق بمباران هوایی و گرسنگی بود. آغاز قحطی در اولین روزهای محاصره باعث شد مردم شهر شروع به خوردن هر جنبده ای مثل گربه ها و سگها کنند و نهایتا به ادم خواری روی بیاورند، براستی آیا تاریخ، جنگ ها را فراموش خواهد کرد؟ جنگی که بلاهای آن گریبان گیر مردم بیگناه میشود.
مردمی که درگیر نزاع سران و بازی گردان های این دنیا بودند، شاهد ترسناکترین اختراع بشر شدند.
محاصره لنینگراد، بعبارتی طولانی ترین محاصره تاریخ بشر، حدود سه سال طول کشید، مردمش سمبل مقاومت تمام عیار نام گرفتند. این محاصره و بحران های آن، از طاقت فرسا بودن این واقعه دردناک ... دیدن ادامه ›› حکایت میکند.
این جهان همیشه در حال پرورش و رونمایی از خودکامه های جدید است، کسانی که تعیین خواهند کرد کی و کجا چه شود و چه نشود، گویی برای همه زمان ها و مکان های این کره خاکی نقشه کشیدند تا روز آن فرا برسد و از آن پرده برداری نمایند.
این وحشتناک است که فکر کنیم، برای همه ما نقشه کشیدند ! از تولد تا مرگ.
گویی حوادث و اشخاصی که منصوب میشوند، همه برنامه ریزی شده اند و ما محکوم به مشاهده فیلم ضبط شده ای از خودمان هستیم.

پ.ن
دوستانی که این نمایش دیدند یا میخان ببینند، بد نیست این موزیک 3 دقیقه ای گوش بدن، بنظرم فرقی نمیکنه قبل و بعدش باشه.
https://radionama.com/music/-/asset_publisher/uYpbOvB1WWtK/music/id/4037593
درود جناب مسعود خان جعفریان عزیز
واقعا ممنون بابت اشتراک گذاری این قطعه موسیقی شنیدنی که سبب آشنایی ام با یگ‌گروه دثمتال ملودیک ایتالیایی را هم فراهم کرد...
چه خواندنی از( فقر و محاصره و قحطی) تبعات ترسناکترین اختراع بشر، به قول شما جنگ در ارتباط با نمایش نوشتید ..
من هم با شما همدلم که بزرگترین آسیب جنگ ها بر زنان و کودکان است...در عین حال تصور دیگر من از کلیت نمایش شیرخشک نوعی بدبینی به وضعیت انسان نوین در دوران حاضر است که در قالب کودکی(انسان تازه)تجلی یافته که مدالیوم پیشوا را به گردن دارد و در پایان نمایش در بیرون سالن هم به حالت پدر / پیشوا دستش را بالا آورده و میل به فرمانرویی تام و تک دارد و انگاری سودای فرمان برداران مطیع و جان‌نثار را در سر می پروراند..گویی ... دیدن ادامه ›› با تداعی وراثت(انتقال) خواست قدرت تامه در نسل قدرت بعد روبه رو هستیم. سریر دهشتناک قدرتی که سرمنشا تمامی فلاکت ها و جنگ ها و نکبت های بشری است
.در پایان نمایش بیرون از سالن شاهد نقاشی های دور و بر کودک هستیم که فرشته های ژ-سه به دوش را نشان می دهند همین واسازی تصویر قداست کودک-فرشته را تداعی می کند البته به زعم بنده ...
باز هم ممنون که با ارجاع موسیقیایی مفیدتان دوباره فرصت فکر کردن را به این اثر فراهم کردی رفیق خوبم
۲۴ دی ۱۳۹۸
ممنونم ابرشیر جان عزیز
خیلی خوشحالم که علاقمند به فضای موسیقی این چنینی هستی، قطعا اگر سعادت دیدنت میسر بشه، در مورد اینا بیشتر گفتگو خواهیم داشت.
در مورد نمایش هم گفتنی زیاده و این فقط یک برداشت من بود و موارد و ارجاعات زیادی بذهنم میرسه، که خیلی مهم نیست و ممکنه بحث سیاسی راه بیوفته و در کل خوشحالم، بلاخره این نمایشو دیدم.
۲۴ دی ۱۳۹۸
مسعود جان من هم امیدوارم شما دوست خوبم را ببینم و دیداری تازه بشه...‌ شیرخشک واقعا جای بحث و تبادل نطر زیادی دارد . ارادتمندم
۲۴ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک نمایش تعاملی
نمایشی که تعاملش در ذهن تماشاچی اتفاق می افتد. و فقط برای او. در نمایش های معمول تعاملی، تماشاچی به میل خودش سیر نمایش رو برای خود و سایرین تغییر میده ولی در شیر خشک این تغییر فقط برای خودش اتفاق میوفته. و نفر کناردستی اتفاق دیگه ای رو رقم میزنه.

در این نمایش تماشاچی نباید منتظر قصه گویی باشه. بعضی تیاترها قصه و تصویر را کامل به مخاطب عرضه می کنند. برخی با توانایی، قصه را می گویند و تصویرسازی را به مخاطب واگذار می کنند. شیرخشک اما پا رو فراتر گذاشته، تصویر را می دهد و قصه گویی را به مخاطب واگذار می کند. این نمایش با حذف المانهایی که مشخص کننده ی داستان باشند، سیر کلی را ارائه می دهد و وظیفه ی داستان سرایی را به عهده ی مخاطب می گذارد. که هر کس آنچه می خواهد و شاید نیاز دارد را در صحنه ببیند.
چیزی که ارائه می شود، روابط بین افراد در صحنه است ... دیدن ادامه ›› نه داستان.

ریتم اهسته ی نمایش به مخاطب اجازه می دهد به جای اینکه صرفا مصرف کننده و مخاطب تیاتر باشد، در سیر داستان دخالت کند. این “زمان” برای تفکر به اتفاقاتی که مشاهده می کنیم قابل استفاده است. به جای انکه منتظر اتفاق بعدی روی صحنه باشیم. می تونیم به اونچه می بینیم تفکر و تعبر کنیم. شاید نمودی از زندگی همیشگیمان باشد که بیشتر منتظر اتفاقات هستیم تا عامل رویداد آنها.

یادمه بچه که بودم از طرف مهدکودک جایزه ای بهم دادن، یک بسته اسباب بازی خونه سازی. یک سری بلوک که به روش های مختلفی به هم وصل میشدن و میشد باهاشون چیزی ساخت. کار کردن با این وسیله خیلی سخت بود. اوایل فقط میتونستم روی هم سوارشون کنم و یک ستون بدون بعد بسازم.
یادمه به مادرم اعتراض می کردم: این دیگه چیه بهم دادن. فقط میشه باهاش یه “یک” ساخت.
کمی که بیشتر باهاش سر و کله زدم دیدم نه، خیلی چیزها میشه باهاش ساخت. تا جاییکه از مادرم خواستم یکی دیگه مثل همون رو برام بگیره تا تعدادشون بیشتر بشه و بتونم چیزهای بزرگتری باهاش بسازم. چیزهایی ساختم که تصویرشون هنوز در ذهنم هست.
بعدها خاطرات اون جایزه، چیزهای زیادی بهم یاد داد.
این نمایش مثل همون بسته ی خونه سازیه برام. قطعاتی بهم میده که باهاشون خونه ای بسازم

________

با توجه به اینکه داستان این نمایش برای هر فرد مختص خودشه و بهتره با ذهن باز نمایش رو ببینه، پیشنهاد می کنم قبل از دیدن کار این متن رو نخونید. این برداشت شخصی منه از این نمایش، در واقع دو برداشت من.














برداشت اول: حیات
زمینه ی غالب این روزهای ذهن من “شکوه حیاته” و برداشت من از نمایش هم “حیاته”.

فضای نمایش عاری از هر احساسات بود. بجز چند لبخند بر چهره ی دخترکان و چند غضب در چهره ی مرد جوان.

پرده ی اول:
جایی بود که اعتماد من به کارگردان و نمایش جلب شد.
دو خانم در فضای توالت و حمام، در واقع همون بانوی خانه بودند. با یک ظرافت ویژه:
من پوریام. در طول روز کارهایی انجام می دهم. حمام، دستشویی، غذا خوردن، کار کردن. حالا بصورت انتزاعی تصور کنید که به تعداد این کارها، پوریا وجود داره که هر یک در طول ۲۴ ساعت شبانه روز، فقط همان یک کار رو انجام می دهد. پوریایی که دایم و فقط دستشویی می رود. پوریایی که دایم و فقط حمام می کند. پوریایی که دایم و فقط کار می کند.
حالا هر کدام از این پوریاها رو داخل باکس جداگانه قرار دهید و باکس ها رو بچینید روی صحنه. کنار هم و روی هم تا سقف. چه ایده و قاب بی نظیریست روی صحنه تیاتر.

پرده:
فضای واقعی خانه. آقا(بخوانید جنس نر) وارد می شود. فضا با حضور آقا تغییر می کند. سکس رخ می دهد. دخترکان سبیل دار، نماد اسپرمند و مرد جوان نماد تخمک. اسپرم ها وارد بدن زن(بخوانید جنس ماده) می شوند(آغوش گرفتن ها) و به دنبال تخمک می روند.

پرده: (حمام، زن، دو مشابه و مردی در وان)
در روال زندگی زن تغییری رخ داده و به جز مشابه های متعدد خودش، اثر مرد را هم در خود می یابد.

نیم پرده:
یکی از اسپرم ها موفق به رسیدن به تخمک می شود و باقی می میرندد. در حالی که تمام اسپرم ها میل تبدیل شدن به نطفه(کودک) را دارند.

زن و مرد دچار مشکلاتی می شوند و مرد، زن را می راند. رویاهای زن ویران می شود. یک کودک متولد می شود. مرد می میرد. کودک بدل به جانشین مرد روی زمین می شود. و این چرخه بصورت یک فرهنگ در کل کره ی زمین تکرار می شود. فرهنگ تکامل و بقا.

این خط کلی داستان من بود. البته جزییات زیادی ناگفته موند.


برداشت دوم: سیاست
از اونجاییکه سیاست برای من موضوع سخیفیه و اولویتی نداره، برداشت اول رو بیشتر دوست دارم ولی این برداشت به خط واقعی نمایش نزدیک تره.

پرده ی اول: مشابه قبل

پرده ی دوم:
ورود مرد به صحنه و تغییر سیستم سیاسی. تابلویی روی تابلوی قبلی نصب می شود.
سرکرده ی جدید(همان مرد) سخنرانی می کند و صدای هورای مردم شنیده می شود.
مرد با ساکن فعلی خانه(زن) درگیر میشه و اون رو از سرزمین بیرون می کنه.
مردم به صحنه می آیند و با سرکرده ی قبلی وداع می کنند(آغوش گرفتن ها). و به دنبال سیستم جدیدشان(مرد جوان) می روند.
در نیم پرده جنگ رخ می دهد – صداگذاری بینهایت ظریف، دقیق و هم راستا با کار است. آقای کیان حسین(آهنگساز) عالی و بی نهایت حرفه ای عمل کرده. اصوات فقط دستکاری شده و از شفافیت خارج شده. صدای هورا کشیدن جمعیت، هواپیما، مسواک زدن، جنگ و خیلی چیزهای دیگه با یک ذره دقت، در طول نمایش به وضوح شنیده میشه.

پرده ی دوم حمام:
مردم سردرگم و گیج شده اند- دو بچه با کله های بزرگ

سیستم سیاسی شکل گرفته و قوام و مشروعیت می یابد – عکس دسته جمعی
ولی از درون فرو می پاشد.
جانشینان سیستم تکامل پیدا کرده و به سمت انسانیت پیش می روند – یونسکو
۱- پوریا خودت می‌دونی چقدر دوستت دارم⁦❤️⁩⁦♥️⁩⁦❤️⁩
۲- نه نمایش رو، نه نوشته‌ات رو، نه برداشت‌هات رو دوست نداشتم
۳- پوریا خیلی دوستت دارم⁦♥️⁩⁦❤️⁩⁦♥️⁩
۲۴ دی ۱۳۹۸
{شاید نمودی از زندگی همیشگیمان باشد که بیشتر منتظر اتفاقات هستیم تا عامل رویداد آنها}

آقای صادقی ممنون از شما به خاطر دیدگاه و تحلیل زیباتون

با نفیسه جان نوری بسیار موافقم :)
۲۴ دی ۱۳۹۸
رویا جان، :))

محمدرضای عزیز، شما خیلی سخاوتمندی، من ابدا شایسته ی این لقب نیستم. :)

نورای عزیز، خوشحالم که حوصله کردید و خوندید.
مثل همیشه لطف دارید به من :)
۲۴ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تئاتر «شیرخشک» نمایشی از جهان ملال‌آور و پوسیده‌ی مردسالارانه‌ای است که زن، قربانی خاموش آن است. دنیایی که بی کلام، کند و کسالت‌بار می‌گذرد تا در نهایت با زاده شدن کودکی که خنده و شادی را با خود می آورَد، از هم بپاشد و از دلِ آن دنیای مُرده و سرد، روزگاری «نو» (با مظاهر آشکاری از مدرنیزم) سر برکِشد.
«شیر خشک» تماشاگر بی حوصله و ناشکیبا را بی‌رحمانه پس می زند و با سماجتی متهورانه حاضر نیست کوچکترین امتیازی به تماشاگری بدهد که در انتظار «داستان» و «رویداد» است. حتا پروایی ندارد از این که تماشاگر را دچار ملال کند و به ستوه بیاورد. البته آن مایه از ملال، ذاتی چنین نمایشی است.

نمایش «شیر خشک» بی نیاز از کلام است؛ موسیقی دلهره‌آور و گاه آزاردهنده، جای هر کلامی را می‌گیرد تا اضطراب و گذر کُند زمان را به تماشاگر القا کند.
اما آیا دنیای پر از تشویش «شیر خشک»، و درهم شکستن جهان تحکم آمیز مردانه، یکسویه نگرانه نیست؟... به گمان هست!
با این همه «شیر خشک» جان مایه‌ای دارد که باید درک کرد. ذهن تماشاگر را درگیر می‌کند و او را (اگر صبور باشد) به اندیشیدن وامی‌دارد. دست ِکم، در این روزگار بی اندیشه، فرصتی است برای ساعتی اندیشیدن و فاصله گرفتن از روزمرگی‌ها.
تا بنای گنبدفیروز منظر ساختند موضع عشرتگه جانان مقرر ساختند.*

برگرفته از شعرداخل پوستر نمایش که در آن شخصیت های اصلی شیرخشک به جای آدم های یک نقاشی(مینیاتور ایرانی) با عنوان "بهرام گور در کاخ فیروزه ای در روز چهارشنبه" از نسخه خطی پر ارزش پنج گنج نظامی گنجوی، موجود در موزه متروپولیتن فتومونتاژ شده است.
خطاط اثراصلی :سلطان محمدنور( از خوشنویسان دوران تیموری) ؛ نقاش : شیخ زاده، نگارگر مکتب تبریز از شاگردان کمال الدین بهزاد و محل و تاریخ خلق اثر: هرات سده پانزدهم میلادی
ابرشیر گرامی درود
نگاه تیزبینانه و کاوشگر شما در آثار هنری که به ریز مقولات مرتبط به اصل موضوع می پردازد (در این مورد پوستر نمایش) جای تقدیر دارد بسیار سپاس از قراردادن لینک نگارگری ایرانی در موزه متروپولیتن
۰۲ بهمن ۱۳۹۸
دوست گرانقدرم بهراد جان سپاس از مهر و توجه شما... والا چون معمولا پوستر هر نمایش دروازه ورود به جهان هر نمایش باید باشد در این‌مورد و کشف مواردی در خود شیرخشک بیشتر توجه نشان دادم .ارادتمندم
۰۲ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

اگر دنبال دیدن درامی درباب مهاجرت، دروغ، قتل، کارتن‌خوابی، فقر، و شنیدن شعارهای سیاسی و تیکه انداختن‌ها هستید، شیر خشک به درد شما نخواهد خورد. شیر خشک هیچ خطی به شما نمی‌دهد، یک فرم است که به شما قدرت روایت‌گری می‌دهد، شمایید و صحنه و روایتی که ذهن شما از رخداد صحنه خواهد ساخت. شیر خشک در حالی که می‌تواند یک اثر عمیق درباب قدرت باشد، می‌تواند یک روایت خانوادگی نیز باشد. شیر خشک به ذهن شما یاد می‌دهد که روایت کند.........
navidmemarkermani@
به آگاهی می رسد اجرای نمایش «بوقلمون» در تاریخ دوشنبه ۱۶ دی لغو شده است. بلیت خریداران محترم با حفظ همان کدپیگیری و صندلی به روز دوشنبه ۲۳ دی جابجا شد.
خریداران محترم در صورت تمایل به لغو بلیت و بازگشت وجه لطفا کدپیگیری، شماره کارت و نام صاحب کارت خود را تا ساعت ۱۶ روز پنجشنبه ۱۹ دی به نشانی support@tiwall.com ارسال بفرمایید.
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
پیرو لغو اجرای روزهای جمعه ۱۳ و یکشنبه ۱۵ دی نمایش «شیر خشک» بلیت خریداران محترم با حفظ همان صندلی و کدپیگیری به ترتیب به روزهای جمعه ۲۰ و یکشنبه ۲۲ دی جا به جا شد.
خریداران محترم لطفا در صورت نیاز به لغو بلیت خود، تا ساعت ۱۷:۰۰ روز یکشنبه ۱۵ دی، با پشتیبانی تیوال به شماره ۰۲۱۶۶۱۷۶۶۳۷ تماس بگیرند.

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای روز نخست این نمایش لغو و نمایش از روز دوشنبه ۹ دی‌‌ماه آغاز خواهد شد.
امیرمسعود فدائی این را خواند
یعنی حضور مدعوین و عکاسان روز دوشنبه خواهد بود؟
۰۴ دی ۱۳۹۸
درود بر شما
سانس نخست این نمایش اعلامی مبنی بر اجرای عکاسان نداشته است، گرچه ممکن است این اجرا شامل حضور مهمانان گروه محترم اجرایی باشد. درخواست مشخص کردن تاریخ اجرای عکاسان از گروه محترم استعلام و نتیجه خدمت شما اعلام خواهد شد.
۰۷ دی ۱۳۹۸
سپاسگزارم
البته الان دیگه برای تغییر روز خیلی دیره
۰۷ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خرید بلیت این نمایش کاری از نوید معمار با بازی علی باقری، پریسا صبورنژاد، مهتاب ثروتی، بهار رضی زاده، آرمان خوزستانی، ماهنی مهرپور، نیوشا شهیدیان و... با تخفیف روزهای نخست امروز دوشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
با سلام
امشب این نمایش را دیدیم.
شاید محتوای هنری خوبی هم داشته باشه من کارشناس نیستم.
ولی به عنوان ی مخاطب عام این نمایش غیر قابل تحمله
بیش از دو ساعت صداهای بشدت آزار دهنده و گوش خراش مغز ادما منفجر میکنه
کل نمایش به صورت صحنه اهستس و احساس میکنی فقط میخوان آزارت ... دیدن ادامه ›› بدن
و مدام این تکرار میشه
واقعا زبانم قاصره احساس میکنم بدترین و زجر اور ترین لحظات بوده
القای مفاهیم به چه قیمتی؟
بی هیچ عنوان به مخاطبان عام پیشنهاد نمیکنم
لطفا نظرم را تایید کنید تا کسایی که مثل من هستن اینجور نشن
۱۱ دی ۱۳۹۸
با سلام،
ضمن احترام به تمامی زحمات عوامل تهیه ی این‌نمایش باید بگم این نمایش صرفا نشانگر بهره بردن بیش از حد و حتی بعضا غلط از نماد های مختلف بود.بازیگران این نمایش نتونستند حتی مفهوم مد نظر خودشونو به بیننده منتقل کنند.نمایش می بایست تلاشی در جهت القای مفاهیم و یا حداقل ارتباط گرفتن با بیننده باشد که در این نمایش هیچ یک از این دو امر رخ نداده.موسیقی های استفاده شده در نمایش به حدی بلند و آزار دهنده بودند که حین نمایش احساس کردم شاید وسط یک آزمون روان سنجی در جهت سنجیدن تحمل افراد در مقابل این‌ حجم از موسیقی نا مناسب، بلند و آزار دهنده هستیم.دیدن این نمایش رو پیشنهاد نمیکنم.
۱۴ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید