تیوال نمایش سندِ روم استکهلم
S3 : 00:22:43
  ۲۰ آذر تا ۰۸ دی ۱۳۹۷
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۸,۰۰۰ تومان

: امیرعلی ابراهیمی
: امیرعلی ابراهیمی، حسین طهماسبی، رها خسروشاهی، سینا آذربایجانی، علی ابراهیم، کسری کیادی، کیارا کیاشمشکی، کیمیا علوب، کیمیا کریمیان، متین نجاتی، محمدرضا آریان صدر، ندا لاهوتی آذر، نغمه اسلامی

: سینا آذربایجانی، کیمیا علوب، کیانا عسگری
: بهراد ضحاکی، امیرمحمد اسحاق بیگی حسنی، اردوان آستانه ای
: سینا آذربایجانی
: نیلوفر فرهادی، سارا آذربایجانی
: علی یوسفی نژاد، سینا آذربایجانی، نگین جدید، نیلوفر فرهادی، زهرا عسگری
: نگین جدید

در پوسترهای سری سیاه و سفید از عکس های رها خسروشاهی و در سری پوستر های فردی نقاشی ، نقاشی ها توسط کیمیا کریمیان تولید شده اند.

دیدن این نمایش برای عزیزان مبتلا به صرع و بیماری های حاد اعصاب و روان پیشنهاد نمی شود.

نمایش، شیوه زیستی و روابط بین یازده فرد تحت یک آزمایش روانشناختی را نشان می‌دهد. ایتالیا؛ ۱۹۱۴: در یک خوابگاه هشت نفر در شش اتاق شبی را بدون اجازه خوابیدن گذرانده اند. حالا صبحگاه است و زندان بان ها با فریاد وارد خوابگاه می‌شوند: من نمیگم کی شروع کنین ولی اگه دیر شروع کنی؛ نیم ساعت ۴۲.

مکان

تهران، خیابان وصال شیرازی بالاتر از تقاطع طالقانی، کوچه فرهنگی بهنام، پلاک ۳
تلفن:  ۰۲۱۸۸۹۶۳۹۴۷

گزارش تصویری تیوال از نمایش سندروم استکهلم / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آزمایش زندان استنفورد یکی از معروف‌ترین و به نقلی خطرناک‌ترین آزمایش‌های روان‌شناسی است که تاکنون انجام شده‌است. در این آزمایش که به سرپرستی دکتر فیلیپ زیمباردو در دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۷۱ انجام شد، چندین دانشجوی سالم از نظر روانی به صورت آزمایشی نقش‌های زندانی و زندان‌بان را پذیرفتند.
نتایج آزمایش حیرت‌آور بود، پس از گذشت چند روز اکثر زندانبانان رفتارهای شدید سادیسمی از خود نشان دادند. آزمایش به خاطر ترس از کنترل خارج شدن وضعیت بعد از ۶ روز متوقف شد.
هدف از این آزمایش این بود که ببینند،که آیا از روی صفات شخصیتی و ذاتی زندانیان و زندانبانان، می‌توان علت بدرفتاری‌هایی را که در زندان‌های آمریکا می‌شود درک کرد.
زیمباردو و همکارانش به آن دسته از فرایندهای روان شناختی که در افرادی با نقش زندانبان و زندانی روی می‌دهد علاقه‌مند بودند. ... دیدن ادامه » آن‌ها در زیرزمین دپارتمان روان‌شناسی یک زندان درست کردند و در یک روزنامه محلی آگهی دادند به این مضمون که برای یک آزمایش روان‌شناسی، به تعدادی افراد واجدالشرایط نیاز دارند، و برای شرکت در آن، حقوق خواهند داد. از بین ۷۵ نفر که به آگهی پاسخ دادند، ۲۴ نفر که از لحاظ سلامت فیزیکی و روانی در وضعیت بسیار نرمال و خوب قرار داشتند انتخاب شدند. خود زندان در زیرزمین دپارتمان روان‌شناسی بود. یک دانشجوی لیسانس و جزو دستیاران تحقیق، «رئیس زندان»، و زیمباردو، «سرناظر» یا سرپرست زندان بود. زیمباردو تعداد شرط و شروط خاص را به آزمودنی‌ها اعلام کرد و امیدوار بود که با آنها، بتواند سردرگمی، شخصیت‌زدایی، و فردیت‌زدایی را تشدید کند.
جا دارد تشکر کرد از امیرعلی ابراهیمی و دست مریزاد گفت به او و تیم بازیگران و عوامل او که در چنین شرایط سختی که جامعه هنری با آن دست به گریبان هستند کمر همت بستند و سندِ روم استکهلم را که اثری خاص است را به روی صحنه بردند که مخاطب خاص خود را دارد.
در حال حاضر که بسیاری از آثار اجرایی روش کپی برداری را سرلوحه کارهای خود قرار دادند، سندِ روم استکهلم به دور از هر نوع کپی برداری به روی صحنه رفت. شیوه اجرایی خاص کارگردان ما را در روال تماشای کار به همان سردرگمی مبتلا می کند که عوامل واقعی اجرای آزمایش زندان استنفورد حین انجام با آن روبرو بودند. این مسئله به بنده حسی داد که بتوانم همذات پنداری عمیقی با اجرا و درونمایه اثر اجرایی داشته باشم و این به واسطه مطالعات قبلی، در مورد اتفاقی است که اثر اجرایی به نمایش می گذارد. هوشمندی خاصی در انتخاب و نحوه اجرا به کار گرفته شده است و آن این است که نگاهی عمیق به جامعه خود داشته باشیم و ببینیم آیا می توان درونمایه این آزمایش را به جامعه خود و شهروندان بسط داد یا خیر. با اینکه برخی بازیگران حق مطلب را بر روی صحنه ادا نکردند اما اجرای زنده موسیقی حین کار شگفت انگیز بود. پراکندگی صحنه ها و رفت و برگشت های زمانی کمی گیج کننده بود اما در کل ترجیح می دهم یکبار دیگر اثر را ببینم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید دنیای بیرونو بذارید کنار , و وقتی که این نمایش روی پردس , به کسی که جریانش رو تشکیل داده اطمینان کنید , اشتباه نکنید , اگر تمام زندگیتون در خلاف مسیر جریان حرکت کردید , جای درستی که باید باید خودتونو به جریانش بسپارید این نمایشه , خودتونو غرق کنید و ببینید چقدر این صحنه ها ذهن شما رو در اسارت خودشون به بازی گرفتن . من نقد نمیکنم , در حدی نیستم که نقدی داشته باشم , چه مثبت و چه منفی , هر چقدرم هم که جلو برم باز هم هیچوقت نقد نخواهم کرد , نقد حدی نداره و من به شخصه به نقد اهمیتی نمیدم برای وجود خودم و اثر هنری که تماشا میکنم , این اثر رو تماشا کردم , و میون فاضلاب تئاتر هایی که در جریان هستن و میان و میرن یه کار ماندگار دیدم , اثری که در روح و مغزم حک میشه و زیباست ...
خسرو خسروشاهی و رضا غیوری این را خواندند
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
این اولین باریه که من دارم راجع به یه کار نظر میدم و اینم بیشتر به دلیل اصرار سازندگان این اثر در اخر کار بود و فکر میکنم که واقعا ارزش بحث و گفتگو رو داشته باشه برای همین رفتم یه اکانت ساختم همین الان که راجع به کار با هم بحث کنیم .
خواهش هم میکنم از اون دوستانی که نظر خودشون رو چه مثبت یا منفی اینجا مینویسند ، دلیل خودشون رو هم برای اون نظر بنویسند چون اینکه صرفا بگیم یه کار خیلی بد بود یا خیلی خوب زیاد کمکی نمیتونه بکنه.
به مظر من مهمترین قسمت این کار مونولوگ ابتدایی اون هست . کار با یه مونولوگه خیلی کوتاه شروع میشه که از بیننده درخواست میکنه که کار رو صرفا نبینه بلکه اون رو با تمام وجوداحساس کنه و خودشو قسمتی از داستان بدونه . من فکر میکنم دوستانی که شاید بعضی جاها از صدای های بلند یا هر دلیل دیگه ای آزرده شده بودند به این نکته توجه نکرده ... دیدن ادامه » بودند که این کار به گونه ای طراحی شده بود که احساسات کارکتر های داستان کاملا به بیننده منتقل بشه احساساتی مثل رنج، ترس و یا احساس سردرگمی که به نظر من بسیار هنرمندانه انجام شده بود . البته این دست انتقادات کاملا طبیعی هست و در مورد بهترین کارها در دنیا هم اتفاق می افته . شاید معروف ترین مثالش فیلم ادیسه ی فضاییه استنلی کوبریک باشه که با انتقادات خیلی زیادی روبرو شد و حتی در اولین اکرانش مردم سالن رو ترک کردند چون از ابهام کار ازرده شده بودند این یه حقیقته که اکثریت دوست دارن که یه کار خطی و عادی رو ببینن و شاید مثلا عقب جلو شدن های زمانی این کار و خطی نبودن اون که در کمتر تئاتری میشه ازارشون بده. البته یک سری از دوستان باید به تفاوت تئاتر و سینما یا تلوزیون هم توجه کنند . مثلا وقتی تو تلوزیون یک نفر داد میزنه شما میتونید صدا رو کم کنید ولی تو تئاتر وقتی بازیگر از فاصله یک متری با تمام وجود داد میزنه ممکنه کسی رو که بیننده همیشگی تئاتر نیست رو اذیت کنه که خب طبیعی هم هستش.واسه همین من این کار رو به به همه پیشنهاد نمیکنم و فقط به افرادی توصیه میکنم که میخوان یه کار خیلی متفاوت و شاید در بعضی جاها خیلی عجیب ببینن و البته احساس کنن . داستان کلی پیرامون تاثیر جایگاه و موقعیت بر روی افراده که مثلا چطور شرایط یک سری از ادمها رو زورگو و بد و یکسری دیگر رو به برده تبدیل میکنه که اسم کار هم به همین دلیل از روی سندروم استکهلم انتخاب شده است. نمونه ی این داستان رو شاید تو فیلم های experiment و با stanford prison experiment دیده باشیم که البته این کار به شدت سیاه تر و تلخ تر از نمونه های سینمایی خودشه. داستان به هیچ وجه پیچیده یا گنگ نیست اما به انتخاب کارگردان به شیوه ای گنگ و مبهم بیان میشه و حتی سرعت زیاد کار تو بعضی جاها ممکنه بیننده رو گیج تر هم بکنه ، بر خلاف نظر یکی از دوستان به نظر من این کار نور پردازی فوقالعاده ای داره به شرطی که باز هم به مونولوگ اول کار توجه کرده باشید و کار رو صرفا نبینید چون در غیر این صورت کم یا زیاد شدن ناگهانی نور اذیتتون کنه و این موضوع که یکی از دوستان گفته بود رنگ قرمز حس خون رو بهشون نداده باید یه این موضوع توجه کرد که اینجا شانو هست نه برادوی و فکر میکنم سازنده ها با توجه به امکاناتی که دارن کار میکنن . موسیقی کار هم به شدت به افزایش احساسات کمک میکنه و نکته قابل نوج اینه که موسیقی به غیر از ٢ پرده کاملا به صورت زنده اجرا میشه که واقعا جای تحسین داره و البته قطعا بهتر میشد اگه کاملا به صورت زنده اجرا میشد چون تو یکی از پرده ها که به شدت حال و هوای جنون امیز داره فکر میکنم از یکی از موسیقی های گروه ریدیوهد استفاده میشه که با اینکه انتخاب مناسبیه اما شاید یک بیننده ی ایرانی نتونه باهاش ارتباط چندانی برقرار کنه. در مورد گروه بازیگری هم با توجه به اینکه اکثریت کار اولشون بوده به نظرم واقعا موفق بودن و میشه از دو سه جا جملات رو اشتباه گفتن و یا دیر یا زود گفتن دیالوگ ها چشم پوشی کرد ولی قطعا یک گروه بازیگری با تجربه تر میتونست تجربه ی این کار رو برای بیننده خیلی عمیق تر بکنه . الیته باید عوامل زیادی که بازییگرای تازه کار درگیرشن مثل استرس رو هم در نظر بگیریم و کاملا طبیعیه که نتونن از همه ی تواناییشون برای ایفای این نقش های نسبتا سخت رو صحنه استفاده کنن . به هر حال به کارگردان این کار تبریک میگم و فکر میکنم که یه پیشرفت خیلی زیاد مخصوصا نسبت به دو تا کار اخرشون داشتن و امیدوارم به همین روند هم ادامه بدن چون ادم این مدل کار هارو که میبینه به نسل آینده تئاتر واقعا امیدوار تر میشه.
موفق باشید
محمد کارآمد و علی ابراهیم این را خواندند
شما بیشتر ، بینندگان این اثر
و منتقدانش رو نقد کردید نه خود نمایش رو.
۰۳ دی ۱۳۹۷
بله به خاطر اینکه من صرفا یه بیننده ام و درس منتقدی تئاتر رو نخوندم، نظرمو به عنوان یک بیننده ی عامه میدم . و برام خیلی جالبه که بقیه همه یه پا فراستی هستن ، میرن رو ممبر شروع میکنن به (مثلا )نقد کارهای مختلف . بدون اینکه توجه کنن که جملاتشون چه تاثیری میتونه ... دیدن ادامه » روی عوامل کار و مخاطبا داشته باشه. چطور ممکنه یه نفر که هیچ تخصصی نداره بشینه ٢٠ خط از یه کار بد بگه صرفا چون بر اساس سلیقش نبوده . جالبه واقعا
۰۳ دی ۱۳۹۷
جناب گلرخ امین
فضای تیوال بر خلاف فضای سایت های محترم دیگر! پذیرای هر نقد و یادداشت و گفت و گویی هست
خوشبختانه ما هم بازخورد منفی داشتیم هم خنثی و هم مثبت..و قطعا فقط اگر یک نوع بازخورد داشتیم هیچ پیشرفتی برای گروه اجرایی در کارهای بعدی حاصل نمیشد
ممنون ... دیدن ادامه » از لطف شما وخوشحالیم که شما کار رو دوست داشتید
۰۳ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ابتدا خسته نباشید میگم به تمام کسانی که برای این کار زحمت کشیدند و قطعا تلاش بسیاری برای به روی صحنه آمدن این نمایشنامه صورت گرفته.
نمایش،اسم و موضوع جذابی دارد که شما را ترغیب میکند به تماشا بنشینید و این نشان از خلاق بودن ذهن نویسنده دارد البته موضوع، ایده جدید و تازه ی ذهن او نیست بلکه به تصویر کشیدن بخش جالبی از تاریخ است که به اعتقاد من با توجه به انتخاب صحیح موضوع میتوانست خیلی قوی ساخته شود
اما متاسفانه اونجور که باید نیست؛اولین چیزی که میخواهم به آن اشاره کنم در رابطه به اطلاعات نویسنده و کارگردان در رابطه با بیماری های مازوخیسم و سادیسم است که به نظرم نه تنها اطلاعاتی ندارد بلکه آن ها را با بیماری دیگری اشتباه گرفته است
مورد دوم که من رو بسیار مأیوس کرد خسته کننده بودن نمایش بود در عین جذابی موضوع ؛ اگر اشتباه نکنم نمایش ۱۰پرده ... دیدن ادامه » دارد که تقرییا ۳تای آن نه تنها بی مورد و تکرار است و به واضح شدن ماجرا کمک نمیکند بلکه بدتر آن را گنگ و خسته کننده میکند (نمیفهمم چرا کارگردان های جوان حس میکنند گنگ بودن یک نمایش نشان قدرت آنها در کارشان است)
مورد بعدی که نمیدانم اسمش را چی بگذارم بی تجربگی یا اشتباه؟! بازیگران با توجه به شناس نبودنشان استعدادهای خوب و قابل توجهی بودند که متاسفانه بخاطر ناکارآمد بودن نقششان ،استفاده نکردن از تمام توانایی آنها و کمرنگ بودن نقش های مهم و بیش از حد پررنگ بودن نقش های غیر ضروری توانایی آنها را کور کرده بود.
مسئله ای دیگری که میخواهم به ان اشاره کنم که بازهم‌میگذارم پای تجربه: بیش از حد داد و فریاد کردن در میزانسن ها نه تنها به جذابیت موضوع کمک نمیکند بلکه سطح نمایش را پایین میکشد و مخاطب را عصبی میکند که ای کاش به جای کارکردن روی فریاد ها بیشتر روی حس و دیالوگ ها کار شود.

در انتها باید بگم که اگر از ده بخواهم امتیازی برای سند روم- استکهلم در نظر بگیرم عدد چهار سهمش میشود آن هم به دلیل انتخاب موضوع ،نورپردازی ، اجرای موزیک و تلاش گروه است.
امیدوارم در آینده کارهای قوی و پخته تری‌را از این کارگردان و بازیگر ها ببینم.
علی عبداللهی و لیلا مظاهری این را خواندند
علی ابراهیم و رضا غیوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ابتدا لازم به ذکره که این اولین باریه که تصمیم گرفتم نظرمو راجع به اجرایی به اشتراک بگذارم.و دلیلش هم اینه که به نظرم حیفه که این اجرا از دستتون بره.
میتونم به جرات بگم برای من که تئاترهای زیادی دیدم و توقعات بالایی از اجراها دارم ،دیدن تئاتری که مرا با تمام وجود در خود غرق کند بسیار لذت بخشه!
دلم نمیخواست از ایتالیا خارج شوم ...دوست داشتم ساعت ها به تماشای زندانیان بنشینم و بهشان گوش دهم و بفهممشان.
نورپردازی دقیق،موسیقی زیبا و مناسب،بازی درست بازیگران که باعث تقویت حس همزاد پنداری در تماشاگر میشد،کارگردانی حساب شده و در نهایت زندان خلق شده توسط ذهن نویسنده بی نظیر بودند!
رضا غیوری این را خواند
علی ابراهیم و بهناز نقی لو این را دوست دارند
چیزی که من متوجه شدم اینه که باید خیلی توقعاتم رو بیارم پایین تا بتونم این نمایشو ببینم
۰۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من منتقد تئاتر نیستم. منتقد سینما و فیلم و هیچ هنری نیستم. در بهترین حالت، مخاطبی ساده با نگرشی معمولی هستم که علاقه‌ام مرا وا می‌دارد تا دغدغه‌های فکری خود را در هنر داشته باشم. پس این نگاره و این خطابه، غیرکارشناسی تر از آن است به منزله «نقد» محسوب شود.

واقعیت، آن چیزی که بیشتر از هر چیزی مرا ترغیب به دیدن این نمایش می‌کرد، رویکرد روان شناختی «سند روم-استکهلم» بود. انتظار یک نمایش سایکو با فضا و جوی متفاوت را داشتم. آن چه در بروشور این نمایش آمده بود و تحلیل اهداف نمایشنامه، اینگونه القا می‌کرد که قرار است با بازیگرانی مواجه شویم که در تلاشند تقابلی میان «سادیسم» و «مازوخیسم» را نمایش دهند و آن چیزی که بیش از همه در ذوق می زد، دیدار بازیگرانی روی صحنه بود که با حرکاتی شبیه افراد دچار «سندروم دان» در تلاش برای اغواگری بودند و البته که همه ... دیدن ادامه » ما خوب می دانیم مازوها و سادوها، حرکات بدنی مشخصی ندارند و به اصطلاح بسیار عامیانه، شبیه عقب افتاده‌ها نیستند!

نویسنده در متن تلاش کرده بود تا آزمایشی سری در خلال جنگ جهانی دوم را به تصویر بکشد که در آن افرادی با سلایق، پیشینه و فرهنگ‌های متفاوت، به اختیار خود و در قبال دریافت مزد، نقش زندانیان و زندانبانانی را ایفا کنند که قرار است روبروی هم قرار گیرند. استعاره‌ای زیبا از زندانیان به مثابه مازوخیست ها و زندان بان ها به مثابه سادیسمی‌ها. کل ماجرا از همین قرار ساده بود و اینکه تقابل این دو گروه، چه سرنوشتی می‌تواند داشته باشد.

ایده اولیه نمایش، بسیار وسوسه کننده است و هر چقدر که در متن و اجرا پیش می‌رویم بیشتر ناامید می‌شویم. نمایش، 9 پرده دارد و تا پرده پنجم و پس از گذشت بیش از نیمی از نمایش، مخاطب هیچ نکته جذابی را دریافت نمی‌کند. حتی احساس می‌شود بیشتر از اینکه با یک تئاتر معناگرا مواجه باشیم با یک پرفورمنس آرت روبرو هستیم که متاسفانه بازیگران، آن طور که باید از پس پرفورمنس کار بر نمی‌آیند. نکته آزاردهنده اینجاست که حتی با متنی صیقل خورده و یکدست مواجه نیستیم و کارگردان مجبور است بین هر پرده، صحنه را خاموش، چراغ قوه‌اش را روشن و شخصاً به ادای توضیحات هر پرده بپردازد. به هر صورت از پرده ششم به بعد، مخاطب کم کم سوار بر داستان می‌شود و تازه متوجه ماجرا شده و از نظر من، در پرده هشتم به اوج می‌رسد.

در مورد توانایی بازیگران نیز نمی‌توان نظر قطعی داد. آن چیزی که از نظر ما گذشت، صرفاً از 20 درصد توان بازیگر استفاده شده بود و تقریباً فضایی برای نمایش اوج آنها نبود. جای خالی سیلاب‌های هیچانی خالی بود و نواختن موسیقی با گیتار الکتریک، هر چند که شاید بهترین بخش این نمایش بود، باز هم نمی‌توانست به داد این یک دستی خسته کننده روند نمایش برسد. دیالوگ‌ها فارغ از هیچان بود و به راحتی می‌شد آن‌ها را حدس زد. شاید اگر حتی کمی سیاست زدگی، چاشنی کار می‌شد می‌توانست هیچان انگیزتر باشد. شاید اگر نقش خطابه‌های سیاسی خانم مانچینی، پررنگ‌تر می‌بود، مخاطب با روش همگون سازی زمانی، بیشتر راضی می‌شد.

راستی شاید برایتان عجیب باشد که چرا سند روم- استکلهم؟! همه می دانیم که سندروم استکهلم، پدیده‌ای روانی است که در آن گروگان و گروگان گیر، نسبت به هم احساسات مثبتی پیدا می‌کنند و این دقیقاً خود این نمایش است. اما نویسنده با به کارگیری ایهام، تلاش کرده کاری متفاوت در نام گذاری انجام داده و آن را به سند روم-استکهلم تغییر دهد و برای این کار، متحمل یک پایان بندی نسبتاً نامناسب، صرفاً جهت توجیه این نام گذاری شده است.

در پایان چند نکته را فراموش نکنیم. سند روم-استکهلم، یک نمایش تجربی و احتمالاً با استفاده از عوامل تجربی و دانشجو و بیشتر محکی برای این گروه بوده است. در طول این نمایش، کمتر می‌توانیم به ایراداتی اساسی و قابل توجه در بازی بازیگران برسیم و با اشتباهات بزرگی که حاصل کم تجربگی یک تیم باشد، مواجه نیستیم. مؤکدا شایان ذکر است که ایده ابتدایی این طرح، آن قدر جذاب و پرقدرت است که شاید به همین دلیل، توقع مخاطب را از کل اجرا بالاتر می‌برد. به شدت امیدوارم در بازبینی‌های پیش رو و نمایش‌های آینده این گروه شاهد یک کار فوق العاده باشیم. طرز تفکر و نگاه گروه نمایش سند روم-استکهلم، آن چنان جذاب هست که بدون شک، من، اولین مخاطب نمایش بعدی‌شان باشم...
ممنون از توضیحات و رفع ابهام در مورد اسم نمایش
۳۰ آذر ۱۳۹۷
خیلی سپاسگزارم از نقد مفید و سازنده شما
امیدوارم بتونیم در کارهای بعدی رضایت شما رو بیشتر فراهم کنیم
۳۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر زباد میبینم ، به نظرم اگر فقط وقتِ دیدن یه نمایش رو دارید این اثر رو انتخاب کنید ... قطعا احساس متفاوتی ازش میگیرید ... بازی ها ... میزان ها ... حس ها ... متفاوتند ! زیبان ! من قطعا یک بار دیگه برای دیدن این اثر میرم ... همین الان دلم واسه ی حسی که موقع دیدنش تو سالن داشتم تنگ شده ... خوشحالم استقبال شده از این کار ... واقعا حقشون هست ! بیشتر از اینا ...
سلام حسام -)
خوشحالم تو تیوال هم می‌بینمت...
آیا کار پر از داد و فریاد‌های بیجا است؟
۲۸ آذر ۱۳۹۷
با سلام خدمت شما استاد محترم.

من امیرمحمد یایجی هستم. (دبیرستان شهید سید فاطمی)
میخواستم بگم که سه شنبه وقتی شما برگه نمایش رو دادید که بخونم چون دیرم شده بود سریع برگه رو دادید و رفتم.
به خاطر همین شما نتونستید بالای برگه نقش من رو بنویسید.
لطفا بگید ... دیدن ادامه » که نقش من چیه تا همون رو تمرین کنم.
۲۰ دی ۱۳۹۷
حسام ببخش دیر دیدم پاسخت رو.
ممنون
۲۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپاس از آقای ابراهیمی
و با احترام و خسته نباشید به همه عوامل نمایش.
نمایشی دیدنی در خصوص روانشناسی اجتماعی !
نمایشی سخت و اجرای آن بسیار عالی
ممنونم از فکر و اجرای بی نظیر .
مرسی از بروشوری که در اختیار قرار دادید ( برای توضیحات بیشتر تیم اجرایی و ... )
موفق باشید ...
میترا، علی عبداللهی، رضا بهکام و رضا غیوری این را خواندند
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید
تشکر از شما که به دیدن کار ما اومدید
۲۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، پنجشنبه ۲۹ و جمعه ۳۰ آذر، به نویسندگی و کارگردانی امیرعلی ابراهیمی و با بازی امیرعلی ابراهیمی، حسین طهماسبی، رها خسروشاهی، سینا آذربایجانی و ... امروز (یکشنبه) ساعت ۲۰ آغاز خواهد شد.
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۲۵ تا چهارشنبه ۲۸ آذر، به نویسندگی و کارگردانی امیرعلی ابراهیمی و با بازی امیرعلی ابراهیمی، حسین طهماسبی، رها خسروشاهی، سینا آذربایجانی و ... امروز (دوشنبه) ساعت ۱۸ آغاز خواهد شد.
میترا و محمد رضایی مقدم این را خواندند
علی ابراهیم و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت تمام اهالی فرهنگ و هنر و دوستان تیوال
این نمایش به سرپرستی و نویسندگی امیرعلی ابراهیمی (کارگردان نمایش های : داستانی بدون ازمرلدا، فوت کردن در گوش کرگدن، پاشش یک قطره خون در سر، پایان هالیوودی و نویسنده ی همه ی پروانه ها با خوشحالی خونتان را می مکند) حاصل یک تلاش و تمرین 4 ماهه ی گروهی است.
با توجه به اوضاع نابسامان تاتر که افزایش شدید قیمت بلیت ها..نداشتن تخفیف..کیفیت نازل نمایش ها و... گواهی بر این ادعاست، سعی بر این شده که در این نمایش به طور همه جانبه مخاطبین عام و همچنین پیگیر تاتر در نظر گرفته شوند و نمایشی تولید شود که صرفا حاصل یک تجربه نباشد بلکه ماحصل یک تحقیق 4 الی 5 ساله و نتیجه ی تجربه های بدست آمده توسط کارگردان باشد و همینطور اوضاع اقتصادی افراد هنر دوست هم در نظر گرفته شود و تا جایی که ممکن بود برای هفته ی اول تخفیف در نظر ... دیدن ادامه » گرفتیم
تعداد زیادی از بازیگران این نمایش که شامل بنده هم میشود توفیق این رو داشتیم که تجربه ی اولین اجرایمان با این نمایش آغاز شود
ما تمام سعی خود را کردیم که نمایشی در شان مخاطب جدی تاتر که وقت و هزینه ی خود را صرف تماشای اجرایمان می کند به صحنه بیاوریم..امید این است که بتوانیم رضایت شما مخاطبین عزیز را براورده کرده و قطعا پذیرای انتقاد های شما هستیم و با نظرات شما عزیزان است که ما میتوانیم روز به روز پیشرفت کرده و نمایش های بهتری برای رضایت بیشتر شما بسازیم
سپاس که این نوشته رو مطالعه کردید..مشتاقانه منتظر نظرات تک تک شما عزیزان هستیم
با سلام و خسته نباشید به گروه نمایش سند روم استکهلم
خیلی نمایش خوب و عالی بود ولی چندین ایراد داشت که :1.شخصیت الکساندرا بیشتر شبیه گوینده بود نه بازیگر و ممیک و اکت ضعیفی داشت و شبیه یک دختر تهرانی بود نه یک دختر ایتالیایی و میزانسن جوری بود که خیلی دیده ... دیدن ادامه » میشد در حالیکه حقش نبود. دادن نور اسپات به این کارکتر خیلی بی مورد بود .
2.در پرده دهم دلیلی نداشت که بعضی ها حضور نداشته باشن , کلا پرده ی اضافی بود میتونست همه چی در اون تماس تلفنی خلاصه شود .
3.چند پرده اول خیلی گنگ بود و مخاطب رو خیلی گیج میکرد. ولی بطور کلی بازیگر های توانمندی داشتید و زندان بان های اسپانیایی , سیاستمدار , فوتبالیست , تک تیرانداز عالی و فوق العاده بودند .
قدرت صدای سیاستمدار و خواننده خیلی بالا بود.
۲۵ آذر ۱۳۹۷
با سلام و خسته نباشید به همه عزیزان و هنردوستان

بنده واقعا از نمایش امشب بسیار شگفت زده شدم و حتما دوباره به این نمایش خواهم آمد، چون واقعا عالی بود و به همه دوستانم توصیه خواهم کرد. و همچنین جاداره به کارگردان بسیار عالی و خلاق و همچنین به همه بازیگران ... دیدن ادامه » جوان و با استعداد بابت این نمایش بسیار خوب تبریک بگم.
۲۶ آذر ۱۳۹۷
سپاس از نظرات شما دوستان عزیز
۲۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید