تیوال نمایش ماجرای مترانپاژ
S3 : 01:16:36
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ خرداد تا ۰۲ مرداد ۱۳۹۶
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: الکساندر وامپیلوف
: کیوان سررشته
: محمد حسن معجونی
: (به ترتیب الفبا)حسین امیدی، رضا بهبودی، مهتاب ثروتی، سعید چنگیزیان، حسین حسینیان، مژده دایی، امیر قاسمی

: کیوان سررشته
: مهرداد قیومی
: شایلان عشایری
: صبا کسمایی
: پویا پور امین
: مهدی دوایی
: البرز تیمورزاره، الهام قشقایی
: استودیو دیگر
: سیاوش البخشی نایینی
: عسل اصفهانی
: شایلان عشایری، مهشید دمی زاده
: نیلوفر نقیب ساداتی
: مهشید دمی زاده
: امیر قاسمی، رضا سامانی
: سید مصطفی طباطبایی «صنایع چوب میران»
: مریم سپهری
: الهه حاجی زاده

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش ماجرای مترانپاژ / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ماجرای مترانپاژ / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال




با احترام فراوان تقدیم می شود به نقش آفرینی درخشان و دیالوگ ماندگار "رضا بهبودی "




عکسی متناسب با محتوای نمایش « ماجرای مترانپاژ »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/3jt4_metranpaj.jpg






ممنونم بابت سرعت عملتان در پاسخگویی به تقاضایم .
۱۴ تیر ۱۳۹۶

مرسی از همراهی شما دوست گرامی
۱۴ تیر ۱۳۹۶
متاسفانه عکس دیده نمی‌شه...
۱۴ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به این می گن تیزر. دست سازنده هاش درد نکنه. تیزر باید گویا باشه و حاوی تصاویر و بخش هایی از خود نمایش که مخاطب بفهمه با چه کاری طرفه. انصافا دست مریزاد.
کار شایسته دیگه ای که این گروه انجام دادن اطلاع رسانی در مورد صندلی های سالن هست:
» توجه نمایید در باکس B صندلی ها بدون پشتی می باشد.

سپاس فراوان بابت این رفتار انسانی و حرفه ای.
دقیقا...من نمیدونم چرا بقیه بجای این که بهمین سادگی بخش هایی از نمایش رو بصورت تیزر قرار بدن یعنی همون کاری که سینما یق قرن هست داره انجام میده و در همه جای دنیا جواب گرفته، میان جلو دوربین شیرین بازی درمیارن یا با دوربین بای بای میکنن یا از دود و و کفش ... دیدن ادامه » و...نمای درشت میگیرن و تصور میکنن اثر هنری ساختند...خلاصه تیزری میسازن که کوچکترین اطلاعاتی راجع به زبان و ژانر و فضای نمایش نمیده
۱۰ تیر ۱۳۹۶
خیر خانم جوادی باکس b کلا حذف شد از سالن..همه صندلی ها دارای پشتی هستند
۱۸ تیر ۱۳۹۶
بسیار عالی ممنون از پاسخ سریع.
۱۸ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا! دلیل به راحتی جسارت کردن، شک کردن، توهین وتهدید کردن و در آخر فقط با شنیدن یک کلمه! فرو ریختن، به عجز و ناله افتادن و از هر کسی یاری خواستن...چیه؟ جز ""حماقت و بی سوادی""
براستی که هنرمندانی چون رضا بهبودی و سعید چنگیزیان توان این را داشتند که نمایشنامه چنین موجز رو به اوج برسانند، داستان ساده و طنزآمیز بود که به کارگردانی حسن معجونی عزیز که کار کمدی از او بر می آید به خوبی اجرا شد، همه در سالن خندیدیم، تعجب کردیم و در اندک لحظات سکوت هم به ماجرا فکر کردیم. به گفته خود کارگردان بیشتر از اینکه به فرم توجه بشه به بازی بدن و بیان توجه شده بود. تا مفهوم نمایش آن چیزی شودکه نویسنده نمایشنامه خواسته انتقال یابد.
دمشون گرم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

متن سر راست و بامزه ای دارد ، یک موقعیت خوب نمایشی را تعریف می کند ، بالا و پایین می کند و شخصیت ها را درون این موقعیت پیش می برد . شوخی های بامزه ای دارد که خوب و به اندازه هم اجرا شده است .
اجرایی استاندارد و حرفه ای از یک کمدی شسته رفته که زیاده گویی و اطناب در اجرا ندارد ، به اندازه و شیرین است و از جهت طول اجرا اصلا ملال آور نیست .
بازی ها هم قابل قبول و خوبست و آقای بهبودی نازنین با اجرایی مسلط و شیرین صحنه را مال خود کرده است .
اما به نظرم نمایشنامه در موضوعات و مسایل اساسی که به آن ورود کرده است ، اگر چه پرسش ها و موقعیت های درگیر کننده ای را برای مخاطب مطرح می کند اما از طرح مساله جلوتر نمی رود ، عمیق نمی شود و حرفش ابتر می ماند .
همچنین بعضی انتخاب های نویسنده در روند داستان و پیش برد شخصیت ها - از جمله ماجرای افشای رابطه الک و زن مدیر به محض ... دیدن ادامه » احتمال مرگ مدیر ، به طور کلی شخصیت الک ( چنگیزیان ) و خرابی پریز اتاق متران پاژ - دم دستی و غیرهنرمندانه است .

تشکر از آقای معجونی عزیز و گروه محترم لیو
دنبال نمایشی با امکان درک ساده و البته سرگرم‌کننده و مفرح هستین؟ پس این انتخاب خوبیه برای شما. سالن سراسر خنده بود. باید بگم کارگردان حرکت عجیبی اجرا کرده بود چون این نمایش با سه خواهر بعدیش قابل مقایسه نبود. سرتاسر نمایش‌نامه به جز چند خط پاپ‌فمنیستی و پاپ‌سوسیال جایی برای تفکر عمیق و نشانه‌یابی نمی‌ذاشت. به معنای واژه comedy of manner. نوعی کمدی که با اجرای بدنی، دیالوگ‌های تند و تیز و رفت و برگشتی خنده‌دار شما رو به خنده‌های دلی و سطحی می‌کشونه و حتی یه لحظه این ایلوژن طنز رو ازتون نمی‌گیره. اجرای عالی به خصوص آقای بهبودی لذت‌بخش بود اما همین. فقط لذت‌بخش !!! اگه به دنبال دغدغه‌های عمیق‌تری هستین توصیه می‌کنم اصلا نرید به جاش دو بار سه خواهر رو ببینین حتی بیش‌تر! به شخصه دلم می‌خواد فیلمش رو بگیرم که هر ثانیه نگهش دارم و بیش‌تر ببینمش. اما ... دیدن ادامه » برای خنده و لذت و سرگرمی فکر نمی‌کنم تئاتری بهتر از مترانپاژنصیبتون بشه....
تا حدی که شک دارم این یک پرودی دریدایی برای سه خواهر نباشه... آیا کارگردان سعی در بیان حرفی نهفته در ساخت دو اثر تا این حد متفاوت داشته؟ یا صرفا می‌خواسته مهارتش رو در زمینه‌های متضاد به رخ بکشه؟؟؟؟ تنها بازی شاید همون بازی زبانی مطرح شده در عنوان بود و بس. زبان تا این حد پوچ شده و تا این حد حرف دیگری برای گفتن نیست؟ این همون چیزیه که خود کارگردان نقضش می‌کنه اما با سه خواهر!
دوست عزیز ایا برای خنده گرفتن از تماشاگر از شوخی های جنسی و نازل استفاده می شود؟
۰۹ تیر ۱۳۹۶
آقای محمدرضا دانش
بله از این نظر عرض کردم تلاش کاملا موفق بود و بسیار بسیار شایسته‌ی دیدن. درست می‌فرمایید اختلاف نظری در این مورد نیست. تنها آرزوی شخصی من بود برای کمی شاید کمی رموز معنایی در پس چنین تلاش موفقی. همین. آن هم بدون شک از خصوصیات من سرچشمه ... دیدن ادامه » می‌گیرد. فقط شاید اگر کسی توضیح می‌داد که بخش کمدی بیش‌تر در این نمایش مورد توجه بود تا انتقاد اجتماعی در تصمیم‌گیری من تفاوت ایجاد می‌شد. گرچه الان خوشحالم هر دو را دیدم. چون در موازات هم اثر خاصی ایجاد کرده‌اند. ساخت این‌همه اختلاف توسط افراد مشترک باعث نوعی دگربینی می‌شود.
۰۹ تیر ۱۳۹۶
خانم آتنا ضمیری
درباره‌ی سه خواهر در بخش مربوط هم نظری داده‌ام. اما به اختصار باید عرض کنم در دو بخش عمومی و شخصی جای می‌گیرند. از نظر عمومی دغدغه‌های پیاده کردن آموخته‌های انتقادیم از لکانی و فرویدی گرفته در کشف آنالیز تک تک کاراکترها که لحظه‌ای ... دیدن ادامه » منو ناامید نکرد شروع می‌شد: برای مثال شخصیت ناتاشا در این نمایش وضوح "لکاته"ی فرویدی بود. زنی که صرفا در تقابل با مادر انتخاب می‌شود. عقده‌ی الکترا در خواهران؛ ترس از انقطاع نسل آندره که به صورت زایش مکرر کودکان صورت می‌گرفت؛ عقده‌ی وابستگی و ماندن در تصویر مادر لکانی که برای همه فقط با مسکو بازتاب پیدا گرده بود؛ عقده‌ی ادیپ؛ تقابل بر سر آتوریته تا جایی که تموم قشر انتلکتوال شیفته‌ی نظامیان بودند؛ دغدغه‌های مارکسیستی و حتی چه‌گوارایی که بعدها با شکست مواجه شدند و اصرار بر نیروی کار؛ در این اجرا به لطف المان‌های برشتی که هر لحظه و ثانیه شما رو از فضای عاطفی جدا می‌کرد و به چرای عقلانی می‌کشوند همه و همه در انتظار کشف بودند. حتی جایی به تاریخ گمشده‌ی جان بودریلارد اشاره شده بود که باز من نمی‌شناختم اما با کمک دوستم متوجهش شدم. این برای من دغدغه‌ی عمومی کشف رموز بوده و هست. نه شنیدن همان شنیده‌ها در مورد فساد جامعه‌ی امروزی که بارها و بارها با همون بیان گفته شده (منظورم به مترانپاژ تا این حد نیست چون به نوبه‌ی خودش تلاشی هم داشت که در خور بود)
اما از بابت شخصی: المان‌های تئاتر کرولتی آترود که به صورت اصوات وحشتناک جنگ در تاریکی بود و در ادامه المان آبسورد تانک‌های اسباب‌بازی شاید کمی تاثیر در مورد این اخت‌شده‌گی مذمن من با جنگ گذاشت.شاید. به شخصه لحظه‌ای که ماشا گریه کرد و گفت "قطار سوت کشید همه گوششان را گرفتند و من قلبم را" از نظر عاطفی با تموم وجووووود درکش کردم و بغضم گرفت که با حرکت مسخره‌ی من شیر دریایی‌ام دیتَچ شدم! همین باعث شد فکر کنم منم تا این حد مسکویی دارم که آینه‌ی لکانیم شده باشه؟ این یعنی تاثیرگذارتر از روان‌کاوی! جای دیگری وقتی ایرنا همه‌ی لباس‌هاش رو به دایه می‌داد من به شدت یاد خودم افتادم کخ بعد از شکستی که داشتم همه‌ی لباس‌هام رو اهدا کردم فرآیند پروژکشن و البته avoidance در مکانیزم دفاعی. هرگز به این وضوح خودم رو ندیده بودم. چرا این رو توی کتاب نمی‌دیدم؟ شاید چون وابسته‌ی عاطفی بودم. چرا در اجراهای دیگه نه؟ شاید چون این اجرا انقدر منو جدا از خودم و داستان نگه داشته بود. به هر حال امثال این‌ها چیزهایی هستند که به شخصه در تئاتر می‌طلبم!
در کل من‌حیث‌مجموع باید بگم دغدغه‌های دریدایی (شکست سیستم از راه جدید؛) فوکویی : تکرار گفته شده‌ها به نحوی که گویی زبان شکسته که البته در سیگنیفاید ترنسند شده‌ی حاضر به شکل (منو بابت فراموش کردن نام صحیح ببخشید اما گمونم پروپوکوف بود) کاراکتری همیشه غایب و آتوریته‌ی قدرت و ترجیح داده شدنش توسط پرولترها و بوزژوازی سقوط کرده به یک اندازه و البته تیکه‌های فرویدی و لکانی و حتی نادایی دیده شده در ارنست همینگوی که با هشیاری در قالب چخوف و توسط کارگردان و نویسنده‌ی داخلی صورت گرفته بود همه و همه اون چیزیه که باعث می‌شه بخوام هزار بار نمایش رو ببینم البته به صورت فیلم که پازش کنم.
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای این نمایش رفتم. تاتر با ده دقیقه تاخیر شروع شد اما سر وقت تموم شد!
از دیدن این نمایش لذت بردم، طنز خوبی بکار برده شده بود. به همگی خسته نباشید میگم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدتها اجرایی دیدم که به جانم نشست . دلنشین ، زیبا ، جذاب و نشاط آور
توام با طنزی متناسب ، بجا و کاربردی که تاثیر خود را در ذهن تماشاگر برای رسیدن به اهداف متن ، می گذارد .
متن خوبی که متبحرانه کارگردانی شده
با بازی بی نظیر و فوق العاده ی رضا بهبودی عزیز و دوست داشتنی
و البته که سایر بازیگران هم بازیهای روان و بسیار خوبی داشتند .
طراحی صحنه در عین سادگی ، بسیار کاربردی و مناسب

دیدن این نمایش برایم بسیار لذتبخش بود .
با سپاس فراوان از جناب معجونی وهمه ی عوامل این نمایش ارزشمند وتحسین برانگیز
برایتان آرزوی توفیق روزافزون دارم .

عزیزان پیشنهاد می کنم بهیچ عنوان خودتان را از دیدن این نمایش زیبا و دوست داشتنی محروم نکنید .




برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر موقع هنرنمایی رضا بهبودی رو میبینم, ناخودآگاه دلم پر میکشه به سالن ایرانشهر و شاهکارِ "سنگها در جیبهایش" ...
نمایشنامه جذاب
بازیها غالبا خوب
طراحی صحنه متوسط
و این رضا بهبودیه لعنتی ...
کاملا موافقم و بعد از نمایش آقای رضا بهبودی را دیدم در حالی که صمیمانه میخندید و برای بقیه دست تکان میداد سوار ۲۰۶ خود شد و رفت . تصویر دلنشین و فروتنی از ایشون در ذهنم پدیدار شد . بسیار حرفه ای و محبوب چه در صحنه تئاتر چه در بیرون از آن .
۰۲ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این مملکت رو دوچیز نابود میکنه...یکی بی سوادی یکی حماقت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به هیچ وجه این نمایش رو از دست ندید.
بقیه گفتنی ها رو دوستان قبلا گفتند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.مترانپاژ عااااالیه....ستاره بی چون و چراش هم جناب بهبودی دوست داشتنی هستن...دیدنش رو به هیچ عنوان از دست ندین...جناب معجونی عزیز دست مریزاد
بهبودی جان همیشه ستاره ست
۳۱ خرداد ۱۳۹۶
خیلی ممنون از راهننمایی تون
۰۴ تیر ۱۳۹۶
خواهش میکنم
۰۷ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صابون گاز زده

الکساندر وامپیلوف کمدی نویس روسی که هجده سال پس از مرگ استالین نمایشنامه "قضیه مترانپاژ" را نگاشته است، با نوشتن این اثر قصد دارد تضاد مضحکی را در دنیای آدم های نمایشی نشان دهد که علیرغم انقلاب فرهنگی رخ داده در جامعه آن زمان روسیه، همچنان آرمانگرایی تاریخ مصرف گذشته امثال کالوشین ( با بازی بینظیر رضا بهبودی ) در تقابل با ویکتوریای تجدد گرا، شرایط بلاتکلیف هنجارخواهی و شکنی را برای تک تک شخصیت ها رقم میزند.
حسن معجونی در مقام کارگردان فضای این متن روسی را کمی با معادلاتی زبانی خودمان نزدیک کرده است و هر از گاهی با استفاده از اصطلاحات شناخته شده در قالب دیالوگ کارکترها، فضای طنز نمایشنامه را با ایرانیزه کردن و آشنا پنداری برای مخاطب بیشتر کرده است. اصولا نمایش های کمدی با ترسیم حقایق تلخ جامعه که برآمده از ویژگی های فردی، ... دیدن ادامه » سیاسی و فرهنگی افراد آن جامعه به صورت غلو شده است سعی در ایجاد پرسش و پاسخ عاقلانه می نماید و ابزار آن نیش و طعنه های کارکترها با خود نمایی های مسخ شده شان است. و البته که نمایش "ماجرای مترانپاژ" از این قضیه مستثنی نمی باشد.
سنخیت اجتماعی ایجاد شده نمایش تا جائی پیش می رود که تماشاگر پس از عبور از لایه اولیه نمایش که همان پارادوکسیکال کنایه آمیز دو شخصیت کالوشین به عنوان مدیر هتل و ویکتوریا است، به مرحله ای از متناقض نمائی شخصیت های نمایش نسبت به اصول و باور های خودشان میرسد که نمونه های عینی آن را نه تنها در شرایط زمانه نویسنده، که در شخصیت های مردم عادی قربانی شده روزگار خویش نیز یافت میکند. البته که هم دنیایی کردن کارگردان مرزبندی واقعیت نمایی و گروتسک سازی نویسنده را رعایت کرده و وجه سرگرم کننده نمایش را فدای لودگی و لمپنیسم نمی کند.
هر چه از لحظات نمایش بیشتر می گذرد ارتباط لایه های متنی که در گرو گره گشایی گره ای کور و ابهام آفرین است برای تماشاگر مسجل تر میشود. تماشاگر در مصاف با قهرمان داستان ( کالوشین ) که بر خلاف آثار تراژیک به تعالی میرسند، او را در موقعیت دچار شده و خود درگیری اش رو به انحطاط و زوال باز میشناسد. کارکتری که در دگرگونی و کشمکش سیر تحولی شخصیتی اش علاوه بر آشکارسازی خود چند بعدی اش، زمینه سازی برای شناسایی ذات مارینا به عنوان همسری خائن، کامایف به عنوان استادی فاسق و بوریس به عنوان رفیق غیر قابل اعتنا را فراهم میکند. شخصیت پردازی ها به خوبی توانسته است جامه بدل پوشی بر تن پرسوناژ ها کند که با دروغ، تظاهر به ظاهری سازی در راستای جایگاه اجتماعی نابسمان شان دارند. طراحی صحنه در پردازش آشفتگی های درونی و بیرونی افراد فاصله بین عبور و مرور هجویات را از تخت خواب به عنوان حریم شخصی تا فضای بیرون به حداقل می رساند. به طور سمبلیک میتوان گفت اتاق باطن افراد هست که برای رسیدن به ظاهر ( جامعه ) مسافت زیادی را طی نمیکنند.
فضای ملتهب جامعه ی نمایش که به فضا سازی کمدی بزن و بکوب (slap stick ) مشتبه است، موقعیتی اجتماعی را خلق میکند که در آن افراد با بی سوادی ساده انگارانه ای نسبت به واژه مترانپاژ ( metranpazhem ) به سمت پذیرش حماقت و بعد از آن به بلاهت و سپس به بیشعوری میل میکنند. سلسله ای از این موقعیت سازی ها، تحولی دراماتیک را می انگارد که از یک پافشاری ساده به امری پر مناقشه تبدیل میشود. جامعه ای که شاهد شخصیت های تغییر هیئت یافته و بدون عمق است که برای عیادت بر سر بالین جنون بلاهت آمیز می آیند و می روند و سبک مغزی او را باور میکند. جامعه ای که حتی با عریان کردن کم خردی خود، پوشش حکمت و دانایی به خود می گیرد. جامعه ای که در آن هژمونی افراد فرا دست ( کالوشین ) به افراد فرود دست ( ویکتوریا ) به صورت پیش فرض به صورت زور و جبر محیطی و در جائی با جابجایی مناسبت اجتماعی و به صورت توهمی و غیر واقعی ( پاتاپوف نسبت به کالوشین ) سلطه بی چون و چرای دیوانگی را می پذیرد. جامعه ای که مجبور است انگاره های زیر بنایی و روبنایی حاکم را بپذیرد و برای اینکه زبان سرخ این دندان نشان دادن ها، سر سبز را بر باد ندهد، وادار میشود که صابون گاز زده که استعاره ای از پاکی هست را قورت دهد و با کف کردن آن در زمان هضم واگویه ها، دهان شویه کند.

http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=1325&PageNO=11

http://www.sharghdaily.ir/News/134397/-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B2%D8%AF%D9%87
جناب کیانی عزبز
اجرای ۹۷ را دیدم و به جز بهبودی
بازی ها ضعیف بود.. یک تنه کل نمایش
را دراورده بود..
آغاز لودگی معجونی در مترانپاژ ۹۷ شروع شد
و به شهر ما ۹۸ به ابتذال رفت..
۰۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"مترانپاژ ،چینشی غافلگیرانه "

مترانپاز انتخابی هوشمندانه برای اجرایی ست که میتواند ذهن تماشاگر را با طنز ظریف ،بجا و کاربردی خود معطوف به مسئله ای فردی و اجتماعی کند.؛ حسن معجونی برای اولین بار ، این نمایشنامه را به اجرا میگذارد که در انتقال مفاهیم موردنظر در متن ، شخصیت پردازی و شیوه های اجرایی کاملا موفق است
"مترانپاز" نوشته ی الکساندر وامپیلوف، نویسنده روسی ست که اگرچه در سن 35 سالگی در دریاچه بایکال غرق شد اما با نوشتن 4نمایش‌نامه بلند و سه نمایش‌نامه کوتاه گفته میشود که توانسته انقلابی در نمایشنامه‌نویسی قرن بیستم روسیه به وجود آورد آنچنان که حتی دوره ای به نام ِ«پسا وامپیلوف» درتاریخ ِنمایشنامه نویسان روسی مطرح ست ... آشنایی مخاطب ایرانی با او با نمایشنامه ی"شکار مرغابی" شروع شد که در خرداد 95 با کارگردانی حمیدرضا قطبی در تماشاخانه ی ایرانشهر به اجرا درآمد و ازهمان نمایشنامه، شیوه ی طرح موضوع و کارکترهایش را روشن ساخت..
وامیپلوف نویسنده ای ست که جدای از بسیاری از نویسندگان روسی بیش از آنکه ساختار نظام و سیستم حاکم بر جامعه را مطرح کند ،بر درگیرهای درونی شخصیت هایش متمرکز ست... او با شیوه ی روانشناسانه موضعی را اتخاذ میکند که میتواند نقد بر بسیاری از رفتارهای ِفردی و بازتاب اجتماعی آن ، ازجمله رفاه زدگی ، حماقت های افراطی ،ناآگاهی ، نقد سرمایه داری و سلسله مراتب ، روابط ِنامناسب، عقده های جنسی و اصرار ِدست وپاگیر برقانون باشد ..
شخصیت کالوشین مدیر داخلی هتلی که اتفاقات در یکی از اتاق های آن رخ میدهدبا بازی قوی و دقیق ِرضا بهبودی محور داستان ست، برخورد شدید او با یکی از مسافران که خارج از ساعت قانونی در اتاق مسافر دیگری مشغول شنیدن مسابقه ی فوتبال ست منجر به روندی میشود که هرلحظه مخاطب را درگیر خود میکند و تا نهایی ترین مرحله همچنان مشتاق نگه میدارد
متن با دست گذاشتن بر مجهولیت معنای کلمه ی "مترانپاژ" شخصیت ِآدمهای داستان را بیرون میریزد و مواجهه ی مستقیمی در "شرایط بحرانی" میسازد ؛ نمایش از استراحت بین دونیمه و و تا پایان نیمه ی دوم بازی فوتبال شکل میگیرد که میتواندخود مصداقی بر شرایط حمله_تدافعی حاکم بر بازی و واکنش های افراد باشد ..
دکور و میزانس های مناسب برای صحنه ی دوسویه وحاکی از فضای اتاق ِدرونی آدمی ست که بوسیله ی دری ، با دنیای بیرون مرتبط میشود ولی آنچه بیش از همه موثر ست همان فضای درونی ست ..
بازیها با طنزی خودجوش در کارکترها، تحسین برانگیزست و حاکی از دقت نظر کارگردان در مدیریت گروه دارد..
با آرزوی موفقیت برای جناب معجونی و گروه اجرایی وترجمه ی خوب ِکیوان سررشته امیدوارم علاقمندان به هنرهای نمایشی ببینند و لذت ببرند ..

نیلوفرثانی
18 خرداد 96
شب نخست اجرا

پ.ن ... دیدن ادامه » : سپاس از قیمت گذاری مناسب و بدوراز گیشه مداری ِتجاری ِتعیین شده ...
جهت اطلاع : باکس B علی رغم قیمت یکسان با باکسهای دیگر ، فاید پشتی و صندلی ست و بصورت سکو است ...
بسیار زیبا و دقیق بانو ثانی
مثل همیشه استفاده کردم
سپاس از متن شما
۲۲ خرداد ۱۳۹۶
درود میناجان ... بله اجراهای جناب عباسی و دکتر خاکی کارهای خوبی هستند ... امیدوارم شماهم ببینید و لذت ببرید
۰۷ تیر ۱۳۹۶
وتشکر حانم ثانی گرامی
۰۸ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد یک عامی سرخورده:
« مترانپاژ چیه؟ شما می دونی؟! نه؟! چرا هیشکی نمی دونه؟!» . مترانپاژ یک نمایش درجه یک و ماقبل از آن یک متن درجه یکه. مترانپاژ در توضیح و نقد فاجعه و در هم ریختگی است. فجایعی که به سادگی ساخته می شوند و همه چیز را در هم می ریزند. چرا؟ چون نادانیم. داستان در هم ریختگی روایت شده در ساده ترین شکل ممکن اتفاق می افتد، کشف معنای لغتی که نمی دانیم چیست، و ذهن ناآگاه با بدبینی به سراغ کشف معنا می رود و فاجعه آغاز می شود. رضا بهبودی مثل همیشه عالی ظاهر شده و نمک ذاتی رضا بهبودی به جذابیت های این نقش اضافه کرده و دقیقا چیزیه که این نقش لازم داشته. باقی بازیگران قابل قبول ظاهر شدند غیر از شخصیت دکتر که در حد تیپه و تیپ بدی هم هست و به قول استاد در نیومده. شوخی ها به جا و خوب بودن. زمان موضوعیت نداره و نمی دونیم دقیقا در چه دوره ای زندگی می کنن که به ... دیدن ادامه » واقع این مسئله تاثیری در درام داستان نداشته( نشانه های هفتاد سال قبل در کنار نشانه های امروزی). فقط یه شوخیه بی ربط و خنک داشت که همون اشاره به اسنپ بود و ایکاش نبود. واقعا دست مریزاد و خسته نباشید. بنده لذت بردم و مطمئنا یکبار دیگه این نمایش رو خواهم دید.
مجموعا متون دوستان عزیز القا میکنه که برای رهایی از ابر غلیظ مترانپاژ ، باید روانه شد "لاجرم" سمت نمایشنامه.
۲۳ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و عرض ادب
دوستان محترم تیوالی دیدن این نمایش را از دست ندهید.
بازی جناب بهبودی و آقای چنگیزیان عالی بود
خسته نباشید به تمام عوامل و دست اندرکاران این نمایش خصوصاً جناب حسن معجونی
با تشکر
یک نمایش شسته رفته و تمیز ... کمدی بجا و منسجم ...نقد اجتماعی و طنز ِکارکردی..
واقعا دیدنش لذتبخشه ..
۲۲ خرداد ۱۳۹۶
درود جناب حسین مردی عزیز ،تئاتر زیبایی بود و خوشبختانه تقریبا سر وقت اجرا شد
ممنون از پیشنهاد خوبتون
۳۱ خرداد ۱۳۹۶
درود بر شما
خوشحالم که دوست داشتید و من شرمنده نشدم
۰۱ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واژه ی مترانپاز یعنی چی؟
کل نمایش راجع به همین موضوعه که متان پاژ یعنی چی!
البته اگه نمایشنامه این اثر رو بخونید میفهمید.
ولی من پیشنهاد میکنم نخونیدش تا از نمایش بیشتر لذت ببرید.:)
۱۷ خرداد ۱۳۹۶
کم پیش میاد که نمایشی رو ببینم بعد وقت کنم در موردش چیزی روی تیوالش بنویسم اما این کار بقدری دلنشین بود که حیفم اومد تاتربازها رو ترغیب به دیدنش نکنم...گرچه کار خیلی کوتاه بود و متن نمایش جزو کارهای کوتاه نویسنده اش هست اما در کل بمدت هفتاد دقیقه تفکر و ... دیدن ادامه » فضای خوب نمایشی رو درک میکنید ...البته کاش همه بازی ها یکدست بودندو کمی از ایرانیزه شدن کار کاسته میشد...بهر حال دیدنش رو از دست ندین
۱۲ تیر ۱۳۹۶
با سلام و احترام
بعد اجرا به ترس‌های بیجای خودم فکر کردم و اینکه با حذف آنها می‌توانم آرامش بیشتری داشته باشم. بازی آقای رضا بهبودی فوق‌العاده بود و به دلیل دو اجرا در هر روز به شدت نگران سلامتی ایشان شدم، چراکه نیروی زیادی برای اجرا گذاشتند.
۰۲ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید