تیوال نمایش خرده نان
S3 : 22:07:46
  ۱۶ آذر تا ۱۴ دی ۱۳۹۷
  ۱۹:۰۰
  ۵۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: لویی کالافرت
: شهلا حائری
: کورش سلیمانی
: رضا بهبودی و آناهیتا اقبال نژاد
: کورش سلیمانی

: سینا ییلاق بیگی
: مژگان عیوضی
: ماریا حاجیها
: آیدین الفت
: رضا خضرائی
: مجید کاشانی (استودیو دفتر)
: گلناز نویدان
: مصطفی قاهری
: فرهاد جاوید
: معراج قنبری (استودیو دفتر)
: سهراب کرم رودی
: امین رضا اولیا، یگانه خدیوی، پرستو حق گوی
: گروه تبلیغاتی بیستون

یادداشت کارگردان:
"گروه تئاتر بیستون" بعد از اجرای نمایش های "ناگهان پیت حلبی"، دی ماه ٩٣، باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران/ "ناگهان پیت حلبی" ( اجرای دوباره)، فروردین و اردیبهشت ٩٥، تماشاخانه ی سنگلج/ "فالو می"، مرداد و شهریور ٩٦، تالار مولوی ... که با استقبال، همراهی و  بنا به آمار تیوال، رضایت بالای شما عزیزان همراه بود، افتخار دارد بار دیگر با نمایشی تازه، با کیفیتی شایسته‌یِ شما به نام "خرده نان" که حاصل تلاش چند ماهه‌ی این گروه است آمادگی خود را برای میزبانی شما اعلام نماید. برای ما کیفیت اثری که به صحنه می آوریم مهم است. رضایت، هم کلامی و همراهی شما مهم است. با ما همراه باشید.

لویی کالافرت( ١٩٢٨_١٩٩٤)
رمان نویس، شاعر و نمایشنامه‌نویس بود. شعر و رمان بیشتر و نمایشنامه کمتر نوشت. در بین نمایشنامه‌های او "خرده نان" شناخته شده ترین اثر اوست که به دلیل موضوع جهان شمول و انسانی که داراست بارها اجرا شده و همچنان ردِ اجراهای  آن را تا همین سالها در کشورهای مختلف می توانید جستجو کنید ...
این نمایشنامه تاکنون اجرای عمومی در تهران  نداشته است. نمایشنامه‌ی "خرده نان" در سال ١٩٧٨ برنده ی جایزه ی هنریک ایبسن شده و نویسنده‌ی آن "لویی کالافرت" در سال ١٩٩٢ جایزه‌ی بزرگ ملی ادبیات فرانسه را از آن خود کرده است.

 

اینستاگرام نمایش

 

 

زوجی میان سال که با مرور رویاها و خاطرات و خواسته های ناکامِ خود شبی عادی را می گذرانند به یکباره با اتفاقی غیر منتظره در همسایگی خود مواجه می شوند و ...

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش خرده نان / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» در درون شخصیت شوپه خرده جسارتی دیده می شود

» نمایش «خرده نان» ۲ اجرایی شد

» نمایش «خرده نان» به اتفاقی که این روزها در بین انسان‌ها می‌افتد با زبان ساده‌ای اشاره می‌کند

» ایفای نقش در نمایش های دو نفره مثل بند بازی است

» نمایشنامه «خرده نان» فراتر از مرزها قدم گذاشته است

» «خرده نان» پنجشنبه و جمعه ۲ اجرایی می‌شود

» این نمایش اثری متکی به متن است که دغدغه‌های مردم جامعه را به تصویر می‌کشد.

» آی آدمها ...

» تماشاچی در سایه نشسته اش را چند ریشتر می لرزاند

» کوروش سلیمانی: تئاتر برای من مثل یک غار کشف نشده است

» هفدهمین نشست نقد صحنه با بررسی نمایش «خرده نان» برگزار می‌شود

» «خرده نان» تقدیم دانشجویان می‌شود/ رونمایی از پوستر

» طراحان نمایش «خرده نان» که قرار است از ۱۶ آذرماه به کارگردانی کوروش سلیمانی در تالار سایه به صحنه برود، مشخص شدند

» بازیگران «خرده نان» مشخص شدند/ اجرا از نیمه آذر

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
طبق آمار اعلام شده از سوى روابط عمومى مجموعه ى تئاتر شهر، در میان تمامىِ نمایش هاى به صحنه آمده در سالن هاى قشقایى و سایه در سال ٩٧، نمایش "خرده نان" بیشترین میزان استقبال تماشاگر و فروش را داشته است.
به گزارش ایسنا ( ٢٨ فروودین ٩٨) به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، پرفروش‌ترین نمایش‌های به صحنه رفته در تالارهای اصلی، چهارسو، سایه، قشقایی و پلاتو اجرای مجموعه تئاتر شهر در سال ۹۷ معرفی شدند.
.
.
.
در تالار سایه نمایش «خرده نان» به نویسندگی لویی کالافرت و کارگردانی کورش سلیمانی از ۱۶ آذر ماه تا ۱۴ دی ماه با ظرفیت صندلی ۷۲ نفر روی صحنه رفت. این نمایش با مجموع ۳۱ اجرا، قیمت بلیت ۳۰ هزار تومان، ۵۶۵ بلیت مهمان، فروش ۲۰۴ بلیت نیم بها، فروش ۱۳۸۵ بلیت تمام بها، مجموع ۲۲۳۱ تماشاگر و ۴۶ میلیون و ۴۵۸ هزار تومان عنوان پرفروش‌ترین نمایش این تالار ... دیدن ادامه » را به خود اختصاص داده است.

در تالار ۹۶ نفری قشقایی از میان نمایش‌های به صحنه رفته نمایش «نقاشی اشر» به نویسندگی محمدحسین معارف و کارگردانی فریبرز کریمی به عنوان پرفروش‌ترین نمایش معرفی می‌شود. این نمایش از روز ۲۵ مهر ماه تا ۲ اذر ماه روی صحنه رفت که با احتساب قیمت بلیت ۳۰ هزار تومان از مجموع ۲۷ اجرا و فروش ۱۰۵۴ بلیت تمام بها، ۱۸۸ بلیت نیم بها، ۲۰۰ بلیت دارای تخفیف و ارائه ۶۱۰ بلیت مهمان و ۲۰۵۲ به فروشی معادل ۳۹ میلیون و ۲۴۰ هزار تومان دست یافته است.
آقا همیشه درخشان باشید ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
۲۸ فروردین
ممنونم عزیز ...
۳۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و خرده نان...
من هنوز درگیر خرده نان هام. هنوز درگیر حصارهای امنی که از خلاقیت و‌سرزندگی خالی هستن. درگیر میانسالی آرامی که هزار آرزوی نرسیده در خودش دفن کرده است.
درگیر دوگانگی زندگی آرام بادوام یا پرچالش و درگیری.
تئاتر محترم که میگن، منظورشون چنین گروه نمایشی ایه.
اتفاقا من هم 2 شب پیش داشتم بهش فکر میکردم. :))
۰۴ بهمن ۱۳۹۷
کوتاه بود و موجز. اما بسیار عمیق و تاثیرگذار.
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
سلام بر شما؛ ممنون از نظرتان ...
ضمنا این باعث خوشحالی ماست که تماشاگران عزیزی چون شما همچنان به "خرده نان" می اندیشند ... این نشانه ی موفقیت یک اثر هنری ست که مرور زمان باعث فراموشی آن نشود. پاینده باشید.
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالمندان را دوست داشتم
اما سالمندی را نه
پیری همه چیز را از آدم میگرفت
از حافظه گرفته تا قوای جنسی
میدانی که دیگر آخر خطی
فعل هایت همه ماضی میشوند
تقریبا مانند میزبانی هستی که دوست دارد آزاد باشد
اما در عین حال میداند که به زودی کسی زنگ در را خواهد زد
منتظر مرگ بودن
بدتر از خود مرگ است...
چارلز بوکفسکی
چه غم انگیز
در آستانه ی سالمندی، رعب و وحشت و غم بر من چیره شد :(
۱۶ دی ۱۳۹۷
درود بر شما ...عجب شعری ... ممنون ...
۱۷ دی ۱۳۹۷
پیروز باشید جناب سلیمانی عزیز...
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای نمایش خرده نان نشستم و خیلی راحت میتونم بگم که صمیمی ترین نمایش زندگیم و تجربه کردم.
نمیدونم چجوری حسم رو به خرده نان باید بگم.. یک ساعت این نمایش برای من یک ثانیه هم نگذشت. خیلی راحت تو صندلی های تنگ سالن به تماشا نشسته بودم.
نمایش خیلی ساده، صمیمی اما عمیق بود. از نظر من پیام های زیادی رو نمایش منتقل میکرد. بدون اینکه درگیر کوچکترین شعارزدگی ای بشه.
زوجینی که یک عمر در زندان هم زندگی میکنند و کلید زندان رو به دور گردن می اندازند و به تعداد آنها در اطراف خود ما هر روز اضافه میشه. زوجینی که بعد از تشکیل زندگی مشترک، هیچ ارزشی برای حریم شخصی یکدیگر قائل نمیشوند. مشکلات کهنه و قدیمی ای که مانند لکه های زمین که با هیچ شوینده ای پاک نمیشوند، همیشه ماندگار می مانند. بحث کمک یا عدم کمک به هم نوع که به بهترین شکل بهش پرداخته شد. خرده نان ثابت ... دیدن ادامه » میکنه که یک زندگی آرام و بی سر و صدا به تنهایی ضامن خوشبختی نیست
خلاصه همه چیز تو این نمایش عالی و اندازه بود. و از بازی ها چی بگم که در یک کلام درخشان بودند. آناهیتا اقبال نژاد فوق العاده بود و رضا بهبودی هر ثانیه من رو همراه خود برد. انقدر واقع پذیر نقش و اجرا کرد که از درد معده ای که داشت من درد معده گرفتم. دکور خیلی ساده اما به اندازه و کاربردی بود. احساس کمبودی حس نکردم.
رفتار کارگردان نیز به حس صمیمیت نمایش افزوده بود. اما یک حرکت خیلی خوبی که انجام شد معرفی همه ی عوامل اجرایی نمایش بود. کسانی که بیشترین زحمات و میکشند و معمولا ناشناخته می مانند. این حرکت جناب سلیمانی به نظرم درخور ستایش بود.
خلاصه با خرده نان به چنان لذتی رسیدم که تا مدت ها ازش سرشار خواهم بود.
از همه ی عوامل این اجرا سپاسگزارم.
در نهایت انتهای اجرا بغض ما همراه با بغض آناهیتا اقبال نژاد و رضا بهبودی نازنین ترکید.
درود بر شما و ممنونیم از یادداشت پر از لطف و دقیق تان ... پاینده باشید ...
۱۵ دی ۱۳۹۷
من بعد از تمام شدن نمایش ، به دوستام گفتم انگار اومده بودیم مهمونی خونه این زوج دوست داشتنی :)
۱۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر شما همراهان صمیمی و علاقمندان اصیل تئاتر؛
شب چهاردهم دی ماه، یعنی دیشب، اجرای" خرده نانِ" ما به آخر رسید ... و چه خوشبخت بودیم ما که در تمام سی اجرا حضور چشمگیر و پرلطف شما عزیزان را در کنارمان حس کردیم ... ما با اعتقاد به ویژگی اثرگذاری اجتماعی و نیز احساس مسئولیتی که معتقدیم " تئاتر" باید برای خود نسبت به جامعه داشته باشد با متن سخت و کم اتفاق کالافرت که شرایط را برای میزانسن و طراحی هر کارگردانی دشوار می کند _ اما فکر کردیم تناسب بسیاری با شرایط روزگار ما دارد _ به صحنه ی سایه آمدیم ... و خوشحالیم که علیرغم این دشواری با به کار بستن ایده های متناسب، بهره مندی از خلاقیت گروهی، تمرینات دقیق و منظم بازیگران درخشان و نیز اتودهای فراوان طراحان کاربلد مان توانستیم نمایشی را به حضورتان پیشکش کنیم که این بار هم چه به لحاظ زیبایی شناسی ... دیدن ادامه » و جه از نظر سیر کردن در وادی اندیشه در اکثر نقد و نظرهای ارایه شده با تایید و تحسین کارشناسان و شما تماشاگران آگاه مواجه شدیم ...

در پایان این سفر نیز همچون گذشته وظیفه ی خود می دانم از همه ی تیوالی های عزیز از مدیریت و همکاران پشتیبانی گرفته تا یکایک شما اعضای این خانواده ی بزرگ تشکر کنم ... از همه ی کسانی که با لطف و صرف وقت آمدند کار را دیدند و آنها که علاوه بر این، در صفحه ی "خرده نان" نظرشان را هم نوشتند، گرچه جداگانه پیش تر تشکر کرده ام اما بازهم سپاسگزاری می کنم ... باید اعتراف کنم که یکی از مهمترین کارها و لذت های من در طول دوره ی اجرا گفتگو با تماشاگران و هنرمندان بعد از دیدن نمایش و نیز سر زدن به این صفحه و خواندن نظرات صمیمانه و از سر لطف شما بود، خیلی ممنونم از انرژی های خوب تان ...

امیدوارم بازهم به زودی بتوانیم نمایشی شایسته ی شما عزیزان به صحنه بیاوریم ... و توفیق از اوست ...
موفق و سربلند باشید و به امید کارهای بیشتر از شما
۱۵ دی ۱۳۹۷
جناب سلیمانی گرامی :
تعامل و مشارکت فکری و عاطفی با مخاطبین تان بسی بسیار مغتنم است و تاثیر گذار و نشان استغنای ساحت روحی وجودتان ، و این همان گم شده ی ارزشمندی است که فردای جامعه ای را می سازد که مشارکت و تعامل بین اجزای آن ، عامل همبستگی و پیوند جامعه ... دیدن ادامه » و موتور محرکه ی توسعه ی انسانی - اجتماعی است ، کنشی که جامعه ی امروزمان در جزء جزء خویش سخت بدان نیازمند است .
همچنین از متنی سخت و سرد و ساکن بر صحنه ی نمایش ، اثری گیرا و گرم و مشحون از معنا آفریدن ، نوید بر آمدن کارگردانی کارآمد در هنر تئاتر این جغرافیای مظلوم دارد ، امیدوارم هماره و در همه ی عرصه ها و صحنه ها شاهد موفقیت را در آغوش گیرید .
سربلند و مانا باشید .
۱۶ دی ۱۳۹۷
خسته نباشید و به امید دیدن کارهای عالی از شما به زودی...
۱۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتم نمایش رو و بازی عالی بازیگران و رفتار بسیار محترمانه اقای سلیمانی
فقط فهمیدم اینکه می گن مردم ایران رو سخت میشه خندوند واقعیت نداره، قهقهه های بیجای بعضی تماشاگرا طی نمایش جاهای بیربط عصبیم کرده بود و بعضا باعث میشد دیالوگ ها رو از دست بدم (مثلا خانم اقبال نژاد پاهاشون رو رو میز گذاشتن کجاش قهقهه داره آخه!)
متاسفانه استفاده از موبایل /خنده های بی مورد / محاوره های شخصی حین نمایش و اخیرا خوردن تنقلات جز لاینفکی از نمایش ها شده که که روز به روز هم بدتر میشود و تا زمانی که این زامبی های مهاجم عاشق سلفی که سالن های نمایش را هم ابزاری برای خودنمایی و کلاس گذاشتن ... دیدن ادامه » میدانند مکان دیگری را پیدا نکنند این مشکلات به قوت خود باقی خواهد ماند .کاش این عزیزان متوجه میشدند هر سالنی سالن عروسی نیست.
۱۳ دی ۱۳۹۷
همینطوره جناب جباری
متاسفانه تو سالنهای کوچک این مشکل بیشتر نمود پیدا می کنه و کوچکترین صدای مزاحم تمرکز ادم رو به هم می زنه
۱۵ دی ۱۳۹۷
سپاس از شما جناب سلیمانی و به امید کارهای بیشتر
حسرتم اینه که با وجود این که هم دانشکده ای بودیم کارهای دانشجویی شما و دیگر دوستان بزرگوار رو دنبال نکردم!
۱۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزنامه اعتماد,11 دی 97


روایتی از نمایش «خرده نان» و گفت‌وگو با کوروش سلیمانی، کارگردان این نمایش


✏. فاروق مظلومی

... ترجمه این نمایشنامه را خانم شهلا حائری انجام داده‌اند. ترجمه‌ای وفادار به روح کلام فرانسه. خانم حائری مثل بعضی همکاران‌شان گفتار‌ها را ایرانیزه نکرده است چون ما از مترجمان سرشناس دیده‌ایم که شعر حافظ را وسط رمان وسترن چاشنی کنند. البته متن نهایی برای اجرا بعد از همفکری مترجم و عوامل نمایش که یک تیم حرفه‌ای هستند، تهیه شده است. اعطای جایزه ایبسن به کالافرت نشان می‌دهد چقدر نگاه به نگارش نمایشنامه عوض شده است. این نمایش از حرکات رستاخیزی تئاتر کلاسیک مبراست و صادقانه حرفش را می‌زند و نمایشنامه با متنی ساده به سختی پیچیده است به پیچیدگی شخصیت‌های اصلی‌اش که زوجی بعد از میانسالی – شوپه و شوپت - هستند. مردی که در اندوه کارهای نکرده و اجبار انسان به واسطه میراث خواری عصبی از پدر و مادر، زندگی معنوی مطلوبش را نداشته است و زنی که تقدیر‌پذیری را تنها راه ناگزیر رسیدن به رستگاری آرامش می‌داند. اوج نمایش زمانی است که مرد آرامش تزیینی همسرش را زیر سوال می‌برد و قصد مداخله در اتفاق عجیبی را دارد که مقابل در همسایه‌شان در آپارتمان رخ می‌دهد. مرد فقط ناظر گاه به گاه اتفاق می‌شود که از چشمی در خودشان قابل مشاهده است و قصد باز کردن در را دارد که مخالفت همسرش مانع می‌شود. عبور از در قفل شده سمبل خوبی برای رهایی از ترس‌های همیشگی است اما انسان معاصر به‌شدت قدر عافیت را می‌داند چرا که هر روز خیلی از انسان‌های دیگر را می‌بیند که به راحتی در مصیبت‌هایی مانند جنگ، بیکاری، رکود اقتصادی و ....گرفتار می‌آیند. ترسِ مرد نمایش ریشه در روح و روانش دارد که ظلم طبیعت در حقش حساب می‌شود و سخت است انسان با ظلم به دنیا بیاید‌. مثل نگارنده که با اضطراب نفس می‌کشد. انتخاب این نمایش برای ترجمه و کارگردانی و بازی، تحسین برانگیز است چرا که فضای نمایش در اغلب کشورها مصداق دارد. نمایش «خرده‌نان» بیشتر طراح است نه نصیحت‌گر و قاضی. خرده‌نان قصد توصیه و قضاوت ندارد فقط موضوعاتی برای درگیری در سالن و حداقل تا خانه، طرح می‌کند. این طراحی در بازی بازیگر نقش زن (آناهیتا اقبال نژاد) و بازیگرمرد (رضا بهبودی) کاملا مشهود بود. هیچ اغراقی برای تحمیل موضوعی خاص به مخاطب دیده نمی‌شد. قطع به موقع مونولوگ‌ها این بازی خوب را همراهی می‌کرد.

کوروش سلیمانی کارگردان «خرده نان» در سالن تئاتر سایه است. او در مورد انتخاب این نمایشنامه برای کارگردانی گفت: «با توجه به اینکه تقریبا سالی یک بار کارگردانی می‌کنم برایم مهم است که چه نمایشنامه‌ای را برای کار انتخاب کنم و به همین دلیل معمولا سعیم را می‌کنم که متن انتخابی علاوه بر دارا بودن کیفیت لازم، یعنی مهیا داشتن ویژگی‌های متنی برای یک اجرای درست، مفاهیم و موضوعاتی را با خود همراه داشته باشد که زمینه‌ هم‌ذات ‌پنداری را نزد تماشاگر فراهم کرده و تماشاگر، زمانه و دغدغه‌هایش را در آن ببیند. فرقی هم نمی‌کند نمایشنامه ایرانی یا خارجی باشد، مهم آنها است که گفتم. متن «خرده نان» که چندسالی می‌شد آن را خوانده بودم از سال پیش که نمایشنامه‌هایی را برای اجرا بررسی می‌کردم دوباره در ذهنم اهمیت پیدا کرد. اول به خاطر نگاه عمیق و جدی‌ای که کالافرت در اثرش به مقولاتی چون محافظه‌کاری و بی‌تفاوتی دارد و از سوی دیگر به خاطر دشوار بودن کارگردانی این نمایشنامه که در نگاه اول از هرگونه فراز و فرود، تعلیق، کشمکش و کنش بیرونی خالی است. من در کارگردانی دوست دارم گونه‌های مختلف را -البته با همان پیش‌فرض اشاره شده در نوع دیالوگ با مردم و تماشاگر- تجربه کنم و اساسا از کار سخت استقبال می‌کنم ...»

تفاوت اختلاف سن در نقش‌ها کمی غیرواقعی می‌نمود. بازیگر زن شاید دو دهه بالاتر از سن خودش -دهه هفتم زندگی - را بازی می‌کرد و بازیگر مرد در سن خودش یعنی پایان دهه پنجم. این اختلاف در گریم چهره هم وجود داشت. منطقی‌تر است که بگوییم لباس صحنه باید بازیگر را بپوشد و بپوشاند. لباس همراه با تن‌، روح بازیگر را می‌پوشاند تا چیزی از آدم قبل از نقش باقی نگذارد. وسواس نقش زن در نظم و ترتیب زندگی و رجوع به جزییات بی‌اهمیت مانند اجبار به جمع کردن فوری چندخرده نان ریز‌، کاملا در جزییات بازی آناهیتا اقبال‌نژاد دیده می‌شد. حتی نگاهش به میل‌های بافتنی هم برای یک زن با رفتار وسواس‌گونه درست بود. مقایسه کنید با خیلی از بازیگرهای سینما که در نقش‌های پیری فقط کمرشان را خم می‌کنند و صدای‌شان را لحن ناصح می‌دهند و یک دفعه با چابکی یک رپر جوان به صدایی ضعیف عکس‌العمل نشان می‌دهند.

البته اینهایی که تعریف می‌کنم مربوط به نقش‌های طنز سینما نیست. مرز بین اغراق و بازی درست بسیار نزدیک است و خانم اقبال‌نژاد این مرز را خیلی آرام قدم می‌زد. رضا بهبودی که اغلب خیلی خوب است در این نمایش بازیگر دیالوگ بود. بهبودی در فیلم معمولی «اکسیدان» آنچنان متن و اجرای کشیش را مسلط بود که خیلی‌ها واقعا فکر کرده بودند یک کشیش به عنوان بازی اول این نقش را داشته است اما در «خرده نان» در فرم مرد میانسالی بود که تردیدها و درماندگی‌های کهنسالی را دارد؛ البته کاراکترهای نامعمول همیشه هست و اینجا فقط خواستگاه نمایشنامه‌نویس و کارگردان باید مد نظر قرار داده شود.

نکته ... دیدن ادامه » مهم دیگر در متن و گفتار بازیگرها، انتزاع از زمان و مکان بود. یعنی اگر اسم بازیگرها را جای شوپه و شوپت، الف و ب می‌گذاشتیم و چند پارامتر کوچک پاریسی دیگر صحنه را جهانی‌تر می‌کردیم واقعا معلوم نمی‌شد این اتفاق کجای جهان رخ می‌دهد. این رویکرد فرمی برای یک منتقد و مخاطب فرمالیست جذاب است؛ البته بازی‌ها با مینی‌مالیسم حاکم بر حرکات بدن به آداب فرانسوی نزدیک‌تر بود و هرگز با نسخه مفروض ایتالیایی که حرکات دست در چشم تماشاگر فرو خواهد رفت، اشتباه نمی‌شود.

کارگردان در این باره می‌گوید: «نمایشنامه‌ای که انتخاب می‌کنم به ویژه در میان آثار غیرایرانی باید ویژگی‌های فرامکانی، فرازمانی و جهانشمول کافی داشته باشد و این موضوع چنان اهمیت دارد که حتی در مرحله تحلیل و کار روی متن همراه با پیشنهاد اعضای گروه و بازیگران تغییراتی را ضمن وفاداری به متن، در آن پدید می‌آوریم. مثلا در نمایش قبلی‌ام از پیتر شفر (فالومی، چشم عمومی) من بسیاری از دیالوگ‌ها که بیشتر توصیف لندن در دهه‌ هفتاد بود و کمکی برای دریافت بهتر تماشاگر از موضوع طرح شده نمی‌کرد را با اجازه مترجم حذف کردم. اینجا هم همانطور که شما گفتید خود متن ویژگی‌های جهانشمول بسیاری دارد که فارغ از جزییات مربوط به فضای پاریسی‌اش -که ما روی بعضی از آنها در اجرا تاکید هم کرده‌ایم – می‌توان تصور کرد که این داستان نه فقط در سال‌های دهه‌ هفتاد میلادی بلکه در همه‌ این دهه‌های اخیر و نه فقط در پاریس که در هر شهر مدرن دیگری، در آپارتمانی شبیه آپارتمان شوپه و شوپت رخ دهد.»

راستی چرا ما شبیه همین کاراکترهای تئاتری را در سینما نداریم؟ اصلا چرا کاراکتراسیون تئاتر به سینما انتقال پیدا نمی‌کند و سینمای ما روز به روز با دوری از هنر سینما به صنعت دکوراتیو و تزیینی سینمایی نزدیک می‌شود. چرا شبیه این متن‌ها را در تئاتر خودمان کم می‌بینیم. «خرده‌نان» با اینکه در یک خانه اتفاق می‌افتاد اما ما را با یک موضوع عادی دوباره به خانه و خانواده بر نمی‌گرداند. مخاطب خوب بعد از دیدن «خرده‌نان» به خودش برمی‌گردد.

شاید روزی بشود «خرده نان» را بدون ترس از دست دادن گیشه، در رویکردی فرمالیستی بدون دیالوگ و با اصوات پیشاکلام اجرا کرد. روزی که تئاتر فقط در مورد تئاتر باشد یا در دو سئانس متوالی دو اجرا، یکی متکی به متن و دیگری فارغ از متن داشت تا مخاطب‌ها مجال بررسی و جست‌وجو در هنر را داشته باشند.

نمایش «خرده نان» خرده نانی برای سفره اهالی تئاتر نمی‌آورد. این شیدایی تئاتری‌ها از کجاست؟ این قناعت به ثمن بخس بلیط تئاتر از کجاست؟ قطعا درآمد دستفروش‌های اطراف تئاتر شهر که آزادانه، فرهنگی‌ترین معبر پایتخت را سد کرده‌اند هم از تئاتری‌ها بیشتر است.

«خرده نان» نمایشی فاخر و متواضع است به اندازه فخر و تواضعِ مادربزرگ‌های‌مان که به سختی خم می‌شدند تا خرده نانی از زمین بردارند، ببوسند و بگویند برکت خداست. گناه دارد روی زمین بیفتد. مخاطب‌های خوب تئاتر هر روز تا چهاردهم دی‌ماه «خرده نان» را از صحنه سالن سایه در تئاتر شهر بر می‌دارند، می‌بوسند و روی چشم‌شان می‌گذارند.

نمایش «خرده‌نان» بیشتر طراح است نه نصیحت‌گر و قاضی
این جمله رو در نقد جناب مظلومی خیلی دوست داشتم
۱۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من متن ضعیف بود ، اگرچه به موضوع مهمی اشاره می کرد : ترس از کمک به همنوع و مصلحت اندیشی . اما ریتم کار بسیار کند بود و افت خیز لازم برای کشش یک کار خوب را نداشت.
درود ... با شما هم نظر نیستم اما ممنونم دوست عزیز ...
۱۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار باید همین شکلی اجرا می شد.
فکر می کنم هر زندگی روزمره، کم حاشیه، خطی و ساده هم روزی باید هم بخوره، باید زیر دیگش یه جوری روشن بشه، قُل بخوره تا آدماش مثل نخودای تو آش بپزن، که نرم شن که به دردی بخورن توی چرخ روزگار، توی جامعه و تو سیاستی که آدم ها رو بی توجه و اعتنا به دنیاش میخواد. اصلا باید گاهی نخود شد و خوب پخت، اگرنه یه روزی ممکنه بذارنمون کنار بشقاب گود و بعد بریزنمون دور. آره دوستان، تو دنیایی که دوست دارن اخته ات کنن، اگه نجنبی حتما این کارو می کنن، هم با خودت و هم اطرافیانت. بیاییم گاهی نخود شیم و تو آش زندگی یه نقش خوبو برداریم و بازی کنیم. حیفه تمام متن زندگیمونو وسواس ها و دغدغه های شخصی و تکراری پر کنن. از داستان هموطنِ #کالافرت یعنی #سارتر وام می گیرم که معتقد بود انسان وقتی مختار باشه، و چون در انتخابش آزاده، باید مسئولیت هر انتخابش ... دیدن ادامه » رو بپذیره و از همین رو بود که سارتر خودشو مسئول جنگ جهانی می‌دونست؛ چیزی که حتی ادعای مسئولیت داشتن در نتایجش، حتی شوخیش هم جرات می خواد. ولی باید مسئول بود و بود.
******
امشب همراه عزیزترین دوستانم به تماشای نمایش #خرده_نان به کارگردانی #کورش_سلیمانی و با بازی #رضا_بهبودی و #آناهیتا_اقبال_نژاد نشستیم، سالن لبریز از جمعیت و #بهزاد_فراهانی نگین تماشاگران بود.
در کنار متن و موضوع عالی، کارگردانی عالی و بازی های شیرین، نمی تونم از ادب و وقار کورش سلیمانی و هر دوبازیگرش یاد نکنم.
از کار امشب، فضای دراماتیک پیانو نواختن عجیب روم تاثیرگذار بود و بازی نه چندان پیچیده اما با کیفیتِ نور، به اون تصویر غنای چندبرابر داد.
باز دلم میخواد واقعا از کورش سلیمانی قدردانی کنم که فقط کارگردان نیست، یه دوست بسیار با ادب، باوقار و حرفه ای برای تماشاگرانش هست. آرزو کنم که سالن هاش هر روز بزرگتر و پررونق تر بشه.
سلام جناب قهقائی
ضمن سپاس فراوان از شما ... متقابلا من هم باید از ایده ی جالبتان در هدیه دادن تماشای تئاتر و نیز اون ماجرای اهداء و امضاء کتاب به دوستان عزیزتان که تازه نامزد کرده بودند سپاسگزاری کنم. پاینده باشید.
۱۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگه بهتر از این چقد میشه کیفیت داشت؟! چقد تلنگر میزد این کار به زندگی شخصیمون. همه چی آروم و روون می رفت مینشست پشت ذهنمون. علاوه بر رضا بهبودی عزیز که همیشه مارو انقدر به وجد میاره بازی قابل قبول خانم اقبال نژاد هم شایسته تقدیر بود. تنها مشکل نمایش صداهای جسته گریخته ای بود که در طول زمان نمایش از اطراف سالن میومد. آقای سلیمانی از این به بعد اسم شما روی هر نمایشی باشه من بعنوان مخاطب اونجا حضور دارم.
نیما صادقی نیای عزیز سلام
از شما بابت این همه لطف سپاسگزارم ... پاینده باشید ...
۱۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش با بازی رضا بهبودی و آناهیتا اقبال نژاد از چهارشنبه ۱۲ تا جمعه ۱۴ دی‌ماه در دو سانس ۱۷ و ۱۹، امروز یکشنبه ساعت ۱۴ آغاز شده و این نمایش تمدید نخواهد شد.
آیا فروش خارج از ظرفیت هم برای فردا هست؟
۱۴ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ورود به سالن وقتی کارگردان تئاتر رو میبینی که ایستاده و به سبک خودش داره بهت خوش آمد میگه کلی از احساس بدی که درباره سالن و .... می خواستی قاطی قضاوتت از نمایش کنی رو فراموش می کنی که این کارگردان به تعداد روزهای اجرای نمایشش این کار رو می کنه؟ اگر می کنه که دست مریزاد.
ما که تو تئاترای ایران معدود می تونیم تو رورانس کارگردان رو ببینیم.
در مورد تئاتر همه نقدها رو دوستان نوشتند و چیزی باقی نمونده ولی چیزی که تو ذهن من از پنجشنبه تا امروز صدا میده اینه که چطور میشه یه تئاتر ادم رو به چندین سال بعدش ببره آینده احتمالیت رو با بیرحمی بکوبه تو صورتت به شکلی که تا چندین روز درگیر قضاوت خودت بشی، این که چطور تو آینده با کسی نشستی که از موضوعات ابتدایی مثل اینکه سگ بیاری یا نه گرفته تا اینکه بچه داشته باشی یا نه اختلاف سلیقه داری. اینکه حتی نظرت درباره مفهوم ... دیدن ادامه » کمک به همنوع هم ممکنه متفاوت باشه.
چطور یه کارگردان تونستنه تو کمتر از یک ساعت مجموعه بالایی از مفاهیم رو انتقال بده تو این روزایی که با تئاترای پرطمطراق و پر زرق و برق با چاپیدن جیب ملت چیزی هم بهش ارائه نمیدن و تازه یکی از عوامل وقیح‌تر از وقیحش میاد و میگه تو دنیا کارمندا تئاتر موزیکال نمی بینن! یه کارگردان تونسته توانایی های فنیش رو به رخ بکشه.
البته نگذریم از استعداد بی‌پایان آقای بهبودی عزیز که با کوله باری از دانش و توانایی و استعداد ادعایی هم نداره و با احترام به خودش به همه بیننده هاش احترام میذاره و سرخوردشون نمی کنه. برای این شخصیت نمایش تصور کسی غیر از آقای بهبودی هم برام غیر ممکنه
و صد البته بازی بانو اقبال نژاد هم که متاسفانه کارای قبلیشون رو ندیده بودم حرف نداشت .
درکل میشه گفت وقتی تئاتر خوب میبینی که به وقتت، به شعورت احترام گذاشته، ایستادن و دست زدن برای دست اندر کارانش دلچسبه و کاش میشد برای بعضی از کارا هم نایستیم و دست نزنیم تا اونا هم بفهمن که ما هم فهمیدم تئاترشون به پول سیاه هم نمی ارزیده
در پایان یه نکته هم که پیش از نمایش و از هنگام خرید بلیط من رو عصبانی کرده بود و جزئی از همون احساس‌های بدی بود که می خواست قاطی قضاوتت بشه عدم فروش بهترین جاهای سالن بود ردیف اول و دوم مربوط به از ما بهترون که تقرییا یک چهارم هم تشریف نیاوردن و صندلیشون نصیب کسایی شد که دیر رسیدن. من پیشنهاد می کنم یک یا دو اجرا یا هر چند تا اجرا بگذارید برای دوستان و آشنایان و خواص و ...
اونا که تموم شدن بقیه اجراها رو به عدالت بفروشین که منی که دوست دارم تو سالن های این شکلی ردیف جلو باشم که هم آرتروز زانو نگیریم و هم به صحنه نزدیک‌تر باشم راحت تکلیفم رو بدونم. من حداقل ۵ اجرا رو رد کردم تا آخرش نا امید شدم و با نارضایتی نتونستم ردیف اول بلیط بخرم مجبور شدم ردیف عقب بشینم.
سلام خانم زالی عزیز
مطمئن نیستم اما فککککککر میکنم اون دو ردیف جلو رو گیشه ی خود تئاتر شهر به صورت حضوری میفروشه.یعنی لزوما مربوط به از ما بهترون نیست.
۰۸ دی ۱۳۹۷
جناب سلیمانی گرامی ضمن خسته نباشید فقط کاش بقیه دوستان منظورم گروهای اجرایی است که باور, کتید برای یکساعت اجرا ساعت 9و15 شب انهم در فصل زمستان. نمی دانم این گروهای ببخشبد نه مانند, شما پاسخگو هستند, نه در تیوال چون حالا تماشاخانه,بود, که وسایت فروشش تیوال ... دیدن ادامه » نبود,. ولی حدقل پاسخگو هم نبودند. شاید واقعا در ایران زتدگی, نمی کنند, وگرنه این ساعت بدرا انتخاب نمی کردند
۰۹ دی ۱۳۹۷
چه تجربه و احساسات مشترکی. بسیار همسو با شما هستم
۱۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید کاویانى، نویسنده و کارگردان سینما:
«پیشنهاد ویژه-تماشای نمایش پاکیزه‌ی “خُرده نان”» متنِ جانانه و بازی تماشایی برای جان بخشیدن به صحنه‌ی تئاتر، که گرما می‌خواهد و شکوه... نمایشنامه‌ای که به قلم لویی کالافِرت به تحریر درآمده چیزی کم ندارد و بن‌مایه‌اش ژرف‌ست و مملو از خِرَد...
کوروش سلیمانی عزیز با ریزبینی و درنگ ستودنی جهان پاکیزه‌ای را به صحنه آورده... نمایش خُرده نان را نمی‌شود نادیده گرفت و باید دید...
خرده نان فاجعه‌ی مرگ آرزوهای کوچک انسان را نهیب می‌زند...
قرارمان باشد:«تئاتر شهر سالن سایه»
فرشته، نفیسه نوری و علی عبداللهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

مخاطبین گرامی
جهت اطلاع شما عزیزان اعلام مى دارد که على رغم درخواست هاى مکرر مخاطبان عزیز و تمایل گروه اجرایى براى تمدید دوره ى اجرا، نمایش "خرده نان" با توجه به اجراهاى برنامه ریزى شده ى بعدى در سالن سایه امکان تمدید نداشته و پس از استقبال بسیار خوب شما عزیزان در طول دوره ى اجرا، این هفته روزهاى پایانى خود را سپرى خواهد کرد.
موضوع نمایشنامه در عین سادگی ظاهری ذهن رو درگیر خودش میکنه و در کنار بازی عالی جناب بهبودی و سرکار خانم اقبال نژاد ، باعث میشه از انتخاب و دیدن کار لذت ببریم.

ممنون از جناب سلیمانی گرامی و گروه اجرایی شون
درود بر شما ... و ممنون از حضور و همراهی تان ...
۰۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد خرید بلیت اجرای ویژه این نمایش در روز سه‌شنبه ۱۱ دی‌ماه سانس ۱۷ با بازی رضا بهبودی و آناهیتا اقبال نژاد امروز شنبه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
درود
لطفا بفرمایید چرا اینقدر محدودیت در تعداد سطور نوشتن نقدها یا کامنت گذاری اعمال کردید ؟ گویا بیش از یک خط نمیشود کامنت گذاشت .
۱۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی‌شود برای این نمایش شروع به نوشتن کرد اما از میزان حرفه‌ای بودن این گروه، محترم بودن عوامل و رفتار محترمانه آنها نگفت.
جا دارد علی‌رغم اینکه بارها این طرف و آن طرف از عوامل، مراتب تشکر خود را اعلام نمودم، مجددا به صورت ویژه از رفتار حرفه‌ای آنها تشکر کنم و آقای سلیمانی عزیز را صمیمانه در آغوشِ ذهنی خود می‌فشارم که حیا و منش ایشان قند در دل ما آب کرد..باشد که کارگردانان و عوامل نمایش‌های دیگر، این طرز برخورد و احترام را سرلوحه کار خود کنند، نه آنکه در موقعیتی مشابه رفتارهای زننده آنها خاطره ناخوشایندی در ذهن مخاطب بگذارد [به عنوان مثال "آپ"، قطعا منظورم شرکت آسان پرداخت است، شک نکنید].

نمایشی بسیار صمیمانه، تلخ در محتوا، ساده اما پر از حرف و نکته
اینکه کشش داستان کار بالا نباشد اما جرأت کنی آن را روی صحنه ببری و روی دنبال کردن کار توسط مخاطب به طرقی دیگر تلاش کنی، ستودنیست.
برشی دوست داشتنی از زندگی یک زوجِ به ظاهر در آخرِ خط، که آن زندگی جاری در صحنه، کمترین حرف مورد نظر این نمایش بود.
زمان کار، به شدت کافی و به اندازه بود.
دکور کار دکور درخور و مناسبی برای شکل کار بود..از اینکه برای فیلم و تیاتر معنی و مفهوم بی‌خود و اجباری بتراشی خوشم نمیاد اما به واقع این موضوع در استراکچر صحنه برای بنده بسیار فضاساز و قابل رؤیت بود که این زوج، در 7 بندِ خودساخته گیر افتاده بودند [عدد 7 خود دارای ارجاعات است که به آن نمی‌پردازیم] که 6 بند اول، کاملا همانطور که در نقاشی، خانه‌ها را به صورت یک 5 ضلعی می‌کشیم، خانه‌هایی با عمق‌های متفاوت در صحنه بودند و بعد از همه این 6 استراکچر خانه‌مانند، گذر هفتم و پایانی درِ خانه بود، که قفل بود و کلید در گردن شوپت! لذت‌بخش و در خدمت فضای متن!
حتی روزنامه‌های کنار خانه، با نخ‌هایی بسته شده بودند و فقط انبار اتفاقات و خاطرات سال‌های گذشته بودند..اگر روزنامه‌ها بسته نشده بودند، شاید بخشی از اتفاقات و خاطرات، در محیط خانه جاری بود و امکان خاطره‌بازی فراهم‌تر..اما این‌گونه نبود.
روزنامه‌ها روی صندلی پیانو قرار داشتند و حتی بر توانایی‌های گذشته آنها نیز سایه افکنده بودند و خاطرات موسیقایی زیر تلی از آنها پنهان. خیالی بودن پیانو و عدم وجودش نیز بسیار کمک‌کننده و فضاساز بود.
قصدم زیاده‌روی در مفهوم‌سازی نیست، اما روزنامه لو موند نیز خود دارای مفهوم بود! جهان! جهانِ آنها در تسخیر و محدود به فقط یک لغت، "لو موند"!
اوج ساختارشکنی شوپه‌ای، اسیر در بندهای خودساخته و اعمال شده به او از طرف شوپت، در انتهای کار، تأثیرگذار و بسیار واقعی بود..بسیار دردناک اما بسیار قدرتمند، قدرتی در قامتِ ذهنِ بی‌رحم انسان که حتی در آخرِ کار به مو رسید اما پاره نشد..
خرده‌نان‌های زندگی این زوج، قابل جمع شدن نبودند، هرچه بیشتر جمع می‌کردند بیشتر اسیر می‌شدند و کمتر آرام و رها!
خاطره‌بازی اوج خطر کردن آنها!
و خواب، تنها سرنوشت محتوم هر روز و شب آنها!



-----------------
یه ... دیدن ادامه » دوست دیگه‌ای هم دیدم که در مورد حرف زدن دو ضدمخاطب در اجرای ما صحبت کردن، تکرار مکرراته اما این دو بی‌ملاحظه بی‌مبالات، به قدری بلند در طول اجرا صحبت می‌کردن که صداشون از بازیگرا کاملا بیشتر بود و اصلا حرف نزدن پیش‌کش، فنون آروم صحبت کردنم صلاح نمی‌دیدن استفاده کنن..
فردای روز اگر دیدیم وسط اجرا از این طرف با سوت و مخلفات با آن طرف سالن صحبت کردن نباید تعجب کنیم!
چی بگم از بی ملاحظه گی بعضی تماشاگرا!
بعد اگر صدای رضا بهبودی یا هر بازیگر دیگه ای دراومد یه سری بیانیه میدن که ای داد ای فغان ای بیداد! به ما توهین شده ...
۰۸ دی ۱۳۹۷
سلام آقای سلیمانی عزیز
باز هم ممنونم از شما..آرزوی موفقیت
۰۹ دی ۱۳۹۷
سحر خانم
خانم نخعی

یحتمل ما یه مشکلی داریم، نمی‌دونم واقعیت!
۰۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به داوری بنده خرده نان اثری است نجیب و محترم که به دلایل گوناگون ارزش دیده شدن را دارد :
نخست در مورد متن اثر اینکه : 1- ایده و طرح نمایش واجد کارکردی عینی و عملی است که تغییر الگوی زندگی اجتماعی را در پیش چشم خواننده و بیننده اثر نهاده است ، بدین لحاظ نویسنده عمق تفرد زندگی بشر را هدف گرفته و به نقد کشیده است . این اهمیت زمانی افزون می گردد که توجه کنیم در عصر رسانه های دیجیتال شتاب شکاف فرد - اجتماع سرعتی دو چندان یافته است . 2- متن اثر ، سلطه ساختارها و فرایندهای ذهنی که ناشی از سو گیری های شناختی انسان است را به مرآی بیننده نشانده و اهمیت این مطلب در آن است که این سلطه منجر به خطای نظام مند در گرایشات و استدلالات انسان نسبت به زندگی خویش گردیده و تسلسل وار منتج به تصمیم گیری های اشتباه در طول زندگی می گردد . 3- در این اثر مخاطب به خوبی و بطور ملموس نتیجه ... دیدن ادامه » توجه محض به درون زندگی خویش را مشاهده می نماید که خرده نان های پراکنده در سطح زندگی خود را با اهمیت تر از جانهایی می بیند که در همسایگی اش به خطر افتاده اند . 4- نکته بسیار مهم دیگری که در طرح اثر به چشم می آید این است که انسان برای اعمال اراده جهت دستیابی به خواسته ها و تمایلات زندگی خویش زمان نامحدودی در اختیار ندارد و اینکه مسئله این نیست که در میانسالی بدن انسان سر ناسازگاری می گذارد بلکه این پشیمانی ها و افسوس ها هستند که در این سنین به شکارمان می نشینند و روحمان را خراش می دهند ، ارجاعی رندانه به گفته سقراط بزرگ که " زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد " .
اما در مورد این اجرا که علیرغم مینیمال بودن تمامی عناصر ، به داوری بنده به غایت موفق عمل نمود و این نشان از هوشمندی و هنر کارگردان محترم آن دارد که با بهره گیری از حداقل های لازم حداکثر بهره برداری را از متن نموده است .
اجرای هنرمندانه و استادانه رضا بهبودی عزیز مثل همیشه عالی و بدون تردید نقش مقابل ایشان سرکار خانم اقبال نژاد که چه دلنشین و هنرمندانه از عمق جان ایفای نقش نمودند .
تکمله : تواضع و فروتنی کورش سلیمانی عزیز مثال زدنی است و ارمغان این رفتار والای انسانی برای وی عزت است و احترام .
سپاس از تمامی عوامل این اثر نجیب .
جناب مهدی عزیزی عزیز ... خوشحالیم از اینکه تماشاگران فهیم و ارزشمندی چون شما داریم ... پاینده باشید ...
۰۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتنی ها درباره این نمایش خوب را دوستان در نوشته هایشان گفته اند، در اینجا دوست دارم دو نکته را بازگو کنم:
1. آفرین بر گروه بیستون و کورش سلیمانی گرامی که پس از دو نمایش کمدی، بدون ترس از شکست، اندیشمندانه نمایشی آرام و تلخ را برگزیدند و نشان دادند برایشان انجام کار خوب از همه چیز با ارزش تر است.
2. در روزگاری که دکور خوب نایاب است، شادباش به سینا ییلاق بیگی گرامی برای طراحی دکوری درخور (به ویژه پیانو) که کمک فراوانی به زیبایی دیداری نمایش می کند.
کامروایی تان مانا باد!
فریبرز محسنی عزیز؛ ممنونیم از نظر شما ... اساسا دوست دارم کارهایی که کارگردانی می کنم ویژگی های فرمالیستی و شکلی مختلفی داشته باشند ...
۰۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز برای من به تماشا نشستن خرده نان خیلی لذت بخش و دوست داشتنی بود . چقدر همه چیز خوب بود بدون هیچ زرق و برق بیخود و اضافه ای، چقدددر لذت بردم از رفتار حرفه ای و محترمانه ی جناب سلیمانی عزیز از همان شروع کار ، بازی ها عالی ، ذهن من مدام درگیر شخصیتها بود واقعا به جناب بهبودی و سرکار خانم اقبال نژاد خسته نباشید میگم، دکور رو خیلی دوست داشتم در عین سادگی دقیقا همان چیزی بود که باید .
صمیمانه تشکر میکنم از زحمتهای تمام عوامل گروه
ولی خیلی خیلی متاسفم که با وجود تذکرهای کارگردان عزیز و تاکید عوامل بر خاموش کردن تلفن های همراه پیش از شروع اجرا، باز هم صدای زنگ تلفن رو در سالن شنیدم..... چرا واقعا؟!!!!
خانم مقدس زاده ی گرامی ما هم از شما و لطف تان ممنونیم ... در مورد موبایل و مشکلات همراه اون، به نظرم همه ی ما باید تلاش کنیم که فرهنگ استفاده ی درست از اون به ویژه در اماکن عمومی درست بشه ... پاینده باشید ...
۰۸ دی ۱۳۹۷
با سلام خدمت شما جناب سلیمانی گرامی ، واقعا ممنون از توجهتون ، امیدوارم این دست فرهنگ سازی ها ادامه داشته باشه، حضور و تذکر شما بعنوان کارگردان کار خیلی مؤثر هست و امیدوارم دیگه مشکلاتی ازین دست در اجراها نداشته باشیم...
درود و سپاس موفق باشید
۰۹ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید