تیوال نمایش کریملوژی
S3 : 12:43:17
امکان خرید پایان یافته
  ۱۰ شهریور تا ۱۲ مهر
  ۲۰:۰۰
  ۵۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مهران رنج بر
: رضا بهرامی
: مجید رحمتی

: رضا بهرامی، مجید رحمتی
: پگاه ترکی
: رضا خضرائی
: فرید نوائی
: مرتضی برزگرزادگان
: ماریا حاجیها
: کامبیز معماری
: فریبا قاسمی، وحدت سرچونی
: مهرداد وهاب زاده
: شیما ملکی
: میلاد بهرامی
: حمید ملاحسینی
: مریم نورالدینی
: مدیر تبلیغات مجازی: امیر قالیچی (تاتربازها)
: عرفان پور محمدی
: آریا آزاد پرتو
: حمیدرضا ملاحسینی
: مجید رحمتی
: سیروس همتی
: محمدرضا آزاد فرد
کریم شیره ای تلخک دربار ناصرالدین شاه بود که لقب دوشاب الملک را داشت و برای ناصرالدین شاه آنقدر عزیز بود که زمانی که فوت کرد ناصرالدین شاه سه روز عزای عمومی اعلام کرد. اما در حال حاضر هیچ نشانی از قبر کریم شیره ای نیست و کسی نمی‌داند قبر او کجاست. حالا کریم شیره ای بعد از سالها به دنبال قبر خود و سوالهای بی‌جوابش می‌گردد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش کریملوژی / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «کریملوژی» دو اجرایی شد

» نمایش «کریملوژی» دو اجرایی شد

» تلاش برای اجرای یک نمایش ایرانی امروزی

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چرخی در تاریخ با کریم شیره ای!
کریمولوژی را در سالن قشقایی دیدم و چند نکته به نظرم امد. جدا از بشکن های برخی از تماشگران عزیز! و خنده های بی مورد دوستی که در سمت راست ما نشسته بود آن هم با صدای بلند! و دست زدن های بی مورد تر برخی از تماشاگران در هنگام ریتم گرفتن !و خندیدن بی مقدار به یکی دو تا شوخی جنسی ای که در کار آورده شده بود (به راستی مردم ما چرا اینقدر به شوخی های جنسی واکنش مثبت نشان می دهند؟ کف زدن های مردم در دورهمی مهران مدیری را به خاطر بیاورید) مابقی کار به نظر بنده شب خوبی را برایمان رقم زد. یعنی همینکه لذت بردیم و ناراضی از سالن بیرون نرفتیم برایم کافی است. اما آنچه که بسیار به چشم آمد بازی درخشان آقای رحمتی بود. بازیگر توانایی که یک مونولوگ طولانی را تنها روی صحنه میبرد و هر بار از زوایه دید کریم شیره ای ما را به توری سیاحتی و زیارتی به ... دیدن ادامه » تاریخ دوران ناصرالدین شاه می برد. گاه نقبی میزند به عاشورای حسینی و نقش امام حسین و علی اصغر و حرمله را با هم در یک نما بازی می کند و گاهی هم در قامت ناصرالدین شاه قاجار می رود و میرزا رضای کرمانی را در حرم عبدالعظیم حسنی با تفنگش مینشاند روبروی مان تا تیر شلیک کند به سینه شاه قاجار! تلخک دربار نقش ها را بازی می کند و یکی یکی لباس های آن نقش را از تن به در می آورد و بر درخت تاریخ (که انگاری در برزخ روییده است) آویزان می کند و می رود سراغ نقش دیگر! به بازی های خوب آقای رحمتی باید کارگردانی هوشمند و دکور زیبای نمایش را هم اضافه کرد که لذت نمایش را دوچندان می کند. هوشمندی در اجرا و بهره گیری مناسب از دکور و اکسسوار موجود در صحنه و خلاقیت های درخور توجه، تماشاگر را بدون کوچکترین خستگی همراه کریم شیره ای به دالان های هزار توی تاریخ میبرد و با نکته گوی یهای وی، گاهی میخنداندش،گاهی حسرت برمی انگیزاندش و گاهی بر سر شوق می آورد. درلابه لای این تاریخ نوردی گاهی متلکی سیاسی پیچیده در زر ورق هم گفته می شود که امید است گذاشته شود به حساب دلقک بازی های تلخک! تلخک بازی هایی که این روزها ظاهرا خیلی تحمل نمی شود.گاهی ادمی فکر می کند که چقدر بد است در دربارهای کنونی تلخک ها و کریم شیره ای ها نیستند که به زبان مطایبه، اشکالات و درد ها را بگویند و اعلی حضرتان را به فکر فرو برند! گویی تلخک ها جای خود را در جامعه مدرن به جامعه مدنی داده اند . جامعه مدنی ای که خاتمی بسیار از آن دم می زد اما آن هم ابتر ماند تا فاصله ی بین حکومت و ملت هر روز بیشتر و بیشتر شود! جایی که گل آقا هم حتی تحمل نشد وصابری فومنی عزیز هم مجبور شد تلخکش را ببندد و خانه نشین شود.
مصاحبه آقای بهرامی عزیز را خواندم که در آن تاکید داشتند متن های ایرانی را روی صحنه ببرند و عقیده داشتند که متن های ایرانی مهجور مانده اند. جدا از هم عقیده بودن یا نبودن من با ایشان و یا درست یا غلط بودن این گذاره، می خواهم به ایشان پیشنهاد کنم لطفا خیلی روی این مطلب پافشاری نکنند. اصولا اینکه نوشته ها کجایی(مال کدام کشور) باشد مهم نیست. به عقیده من مهم این است که قدرت کارگردانی و نگاه تیز بین آقای بهرامی عزیز حیف است در نمایش نامه های قوی تر و استخوان دارتر بکار گرفته نشود. فکر کنم این محروم کردن مخاطب است از نبوغ کارگردان جوانی که مسیر طولانی ای پیش رو دارد.
در مجموع به عقیده من کریمولوژی یک نمایش محترم با کارگردانی قدرتمند و بازیگری قابل ستایش است که می توان دید و از آن لذت برد. هرچند نمایش نامه آن در حد متوسط است اما آنچنان کار با قدرت اجرا شد است که قطعا مخاطب به اندازه کافی لذت خواهد برد و راضی از سالن خارج خواهد شد.آقای بهرامی ثابت کردند یک نمایشنامه متوسط را آنگونه می توان روی سن برد که همگی از آن لذت ببرند و به آن امتیاز درخور توجه بدهند.
با تشکر از عوامل نمایش.
روایت تاریخ ایران توسط دلقک درباری
نگاه به ایران از دریچه سوگولی شاه بابا
نگاه به شیر خسته ای که دیگه نه یال داره نه دم
شیری که دیگه شیر نیست پرشین کت هست ، نیم کت هست
کریمی که به حکم دلقک بودنش ، هیچ وقت کسی بهش فکر نکرد ، کسی بهش اهمیت نداد ، کسی بهش گوش نداد
تنهایی و غریبی و دنیایی پر از حرف
کریمی که فقط بهش خندیدن
کریمی که نظاره گر ظلم و بیداد و ویرانی و خرابی بود

نمایش خوبی بود
طراحی صحنه و لباس و استفاده از آنها واقعا خوب و درخشان و فکر شده بود ( استفاده حداکثری از همه چی )
کارگردانی خوب و دقیق رضا بهرامی
بازی جناب مجید رحمتی هم بسیار خوب و درست و اندازه بود ( بازی خوبشون تو چشم به راه میرغضب نشون از توانایی ایشون در تاتر ایرانی داره)
تنها مشکلی که من با این اجرا داشتم کمی متن بود ، متنی که خیلی جاهاش شعارزده میشد ، و میشد دیالوگ ها رو ساده ... دیدن ادامه » تر کرد و به زبان محاوره دلقک درباری نزدیک تر کرد
در مجموع کار خوب و قابل دفاعی بود و استقبال مخاطب موید همین نظر هست دم همتون گرم ❤️
کریملوژی رو در جشنواره آیینی سنتی دیدم کار خوب و شریف و قابل دفاعی بود...
نقطه عطف کار بازی آقای مجید رحمتی بود که خب قطعا یک منولوگ باید بازیگر قدرتمند و کارکشته ای داشته باشه تا مخاطب رو با خودش همراه کنه و قطعا قسمت اعظم سختی کار در این شکل از اجرا بر دوش بازیگر کاره. گریم نمایش گریم خوبی بود صحنه و لباس هم همینطور اما به شخصه متن رو چندان دوست نداشتم و به نظرم ایراداتی بهش وارد بود اما خب این ممکنه سلیقه شخصی بنده باشه اما نکته دیگه ای به ذهنم رسید که شاید خالی از لطف نباشه گفتنش من در بالا هم عرض کردم که کار کاملا خوب و قابل دفاع هست اما در سالن متوجه شدم عده ای به خاطر سبقه عوامل نمایش معمولی ترین و عادی ترین مسائل هم به نظرشون خیلی جذاب و ویژه میومد و بعضی قسمت ها بی جهت می خندیدن یا تشویق میکردن که باعث تعجب من شده بود و این سوال در ذهنم ایجاد ... دیدن ادامه » شد که اگر همین کار با همین کیفیت توسط یک سری جوان گمنام شهرستانی هم اجرا میشد بازهم بازخورد ها به همین شکل بود؟!
رضا بهرامی، میترا و محمد مهدی رودگر این را خواندند
Alisha، آقامیلاد طیبی و حمید عاشوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نمایش گفتنی ها کم نیست و دوستان گفتنی ها رو گفتند و گفتن بیش از آن مثال کوفتن آبی است در هاون که عصاره گلی است در دامن، که دوخته شده از سر پیراهن، بر تن رشید بی مانند : کریم ابوکریم شیره ای بقال زاده اصفهانی مصور، ملقب به پشه و مرکب بر خر پا کوتاه بی دم نعل کرده عاریه، با زاویه خم شده از بخت نابلند روزگار نابلد مردمان بی مرام تاج و تخت بی امان و سری بی مو و جیبی تو در تو و سرانجام زبانی بس دراز، که در راه دراز تر عمر بی جواز، جفنگیات گهربارش بود مایه مسرت و در عین حال، مایه عودوت و اندرحال، گزیده ای به این مقال، شنیدیم و شبیه خوانی نقال، که اندر تیاتر شهر بدیدیم و هر آنکه ندید عمرش به باد.


آقای کارگردان کار خاص و زیبایی کردند و عواید اجرای امروز رو کلهم وقف درمان آقای حسنی از پیش کسوتان تاتر دهه هفتاد کردند.
برای عزیزانی که نمایش اقای حسنی: غروب ... دیدن ادامه » روزهای آخر پاییز رو ندیدند و در سانس امروز فرصت همراهی رو نداشتند و علاقمند به همراهی در هزینه های سرسام آور درمان سرطان ایشون و کشیدن جور مسولین مربوطه در سازمان های مربوطه دولتی میهمن عزیزمون هستند، این شماره حساب از سمت اقای بهرامی در اجرای امشب اعلام شد: ۵۰۲۲۲۹۱۰۷۶۶۱۰۶۳۱ بنام اکبر حسنی

راستی
شاید این صفحه جزو معدود نمایشهایی باشه که نمره های ۴ و ۵ فیک نداره.
خسته نباشید و مرسی از این نمایش عالی از طرح کهبد تاراج تاااا بازی خوب مجید رحمتی.
درود.
اصلا به خاطر اون پاراگراف اول کامنتتون من باید برم ببینم این نمایشو :)
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کریم شیره‌ای با لقب دوشاب الملک، دلقک دربار ناصری بود.شهرت و پایگاه مردمی کریم به حدی بود که در فرهنگنامه‌های عامه و لغت‌نامه‌های فارسی، ضرب‌المثل «خر کریم را نعل کردن» را می‌توان یافت. ناصرالدین شاه لقب دوشاب الملک را ضمن اجرای نمایش نامهٔ بقال در حضور به علت مهارت کریم در مسخره کردن صاحبان لقب و عنوان به او داد.
کریم شیره‌ای مردی اصفهانی بلندقد و لاغر اندامی بود که لباس‌های عجیب و رنگارنگ می‌پوشید و بر خری کوچک با دست و پایی کوتاه سوار می‌شد. او ابتدا از مقلّدهای گروه معیرالممالک بود و خود بعدها گروهی تشکیل داد و در بقال‌بازی تخصص یافت. به قدر کفایت سواد خواندن و نوشتن داشت، نماز می‌خواند و به پرورش گل‌های نرگس در خانه‌اش سرگرم می‌شد. در عیدها، به‌ویژه نوروز، گلدان‌های خود را برای بزرگان و درباریان می‌فرستاد و از آنان عیدی می‌گرفت. ... دیدن ادامه » «وای به حال وزیر یا حاکمی که به موقع حق و حساب کریم را نمی‌فرستاد، و به اصطلاح خرِ کریم را نعل نمی‌کرد.»
کریم احتمالاً بین سنین ۱۸ و ۲۰ وارد تهران شده‌است. او در اصفهان زندگی می‌کرده‌است و همه او را با نام کریم پشه می‌شناختند (به خاطر نیش و کنایه‌هایش).او از رعایت ادب به شاه و مقربان درگاه و شاهزادگان معاف بود و اجازه داشت هر موقع، در هر کجا، نسبت به هر کس، هرچه دلش می‌خواهد بگوید. در زمان خفقان سیاسی ناصرالدین شاه، کریم شیره‌ای با ایهام و کنایه و با شدیدترین عبارات و الفاظ طنزآمیز از سفرهای شاه قاجار - که در آن زمان هزینه‌های زیادی را در پی داشت - انتقاد می‌کرد و باعث شادی شاهزادگان و درباریان و شخص شاه می‌شد. محبوبیتش نزد شاه باعث شد که زمانی که وی درگذشت سه روز عزای عمومی اعلام شود.
یکی از متن‌های به جای مانده از بقال‌بازی، تئاتر کریم شیره‌ای است که نسخه‌ای از آن در کتابخانه ملی تبریز موجوداست. کریم شیره‌ای انتقادهای بسیار تندی از شاه و درباریان می‌کرد از جمله، لقب‌های درباریان را به‌شدت و با کلمات زشت مسخره می‌کرد.
یکی از داستان های معروف منتسب به اصطلاح " خر کریم رو نعل کردن " رو با اجازتون ذکر می کنم . یه روز در سفر ، کریم با خرش به یک رودخونه رسید اما خرش از رودخونه نگذشت لذا کریم پیاده شد و هر راهی را امتحان کرد تا خر را متقاعد کند از رودخانه رد شود اما نشد . ... دیدن ادامه » در این حین شاه در حال صحبت کردن با صاحب اختیار ( یکی از درباریان بانفوذ و مهم ) سر رسید . کریم در این حین جلوی الاغ ژستی گرفت و گفت : آقا الاغ ، من زدمت رد نشدی ، خواهش کردم رد نشدی و من دیگه کاری نمیتونم بکنم . رد میشی صاحب اختیاری ، رد هم نمیشی صاحب اختیاری . در این هنگام ناصرالدین شاه با خنده به صاحب اختیار میگه : صاحب اختیار ! معلومه که خر کریمو نعل نکردی :)
۰۴ مهر
واقعا خسته نباشید می گم به بازیگرخوب این نمایش .. تیاترخوب حال آدم را خوب می کنه
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلقک و سایه خدا
پروفسور ونسا مارتین از جمله محققین پیشکسوتی است که در حوزه تاریخ قاجار مطالعات بسیاری انجام داده و سابقه فعالیت در دپارتمان تاریخ خاورمیانه دانشگاه رویال هالووی لندن را داشته است . همچنین برخی کتاب هایش با ترجمه های مختلفی در ایران به چاپ رسیده است . چیزی که توجه من را جلب می کند آن است که ایشان درباره موضوعاتی تحقیقات کرده اند که کمتر کسی سراغش رفته است . نام یکی از مقالات جالب ایشان "دلقک و سایه خدا : ناصرالدین شاه و احمق هایش " است . این مقاله به تحلیل نقش دلقک ها ( با تمرکز بر کریم شیره ای ) در دربار ناصرالدین شاه پرداخته است . وی معتقد است که حضور دلقک در جوامع اروپایی ، آسیایی و اسلامی رایج بوده و وظیفه داشته اند که به شاه یادآوری کنند که او هم یک انسانی است مانند سایرین و نبایستی غره شود و توهم قدرت خدایی پیدا کند . این مشکل ... دیدن ادامه » غره شدن شاهانه از آداب درباریان ناشی می شود چون که درباریان نمی توانند با لحن غیررسمی و واقع بینانه مسائل را به اطلاع شاه برسانند و بعضا هم بجای واقعیت ، دروغی می گویند که به مذاق شاه خوش بیاید . لذا لازم است فردی این مرزها را درهم شکند و بدون ابایی شاه را از وقایع روز اجتماع آگاه سازد . اما لازم است که مزاح و شوخی چاشنی این بی پرده سخن گویی شود تا یک وقتی شوکت و پرستیژ شاه زیر سوال نرود . اینجاست که دلقک بودن حکم بندبازی را پیدا می کند چراکه دلقک ها باید هم واقعیت را به اطلاع شاه برسانند به طوری که حمل بر بی کفایتی شاه نشود و از طرفی دیگر هم باید درونمایه طنز داشته باشد تا تلخی واقعیت را قابل هضم کند . چه بسا که ممکن بوده مانند شیخ شیپور مورد خشم شاه هم قرار بگیرند اما با میانجیگری جان سالم به در برند . به گفته ونسا مارتین دلقک ها را دیوانه می دانستند و معتقد بودند که این افراد دیوانه به خدا نزدیک ترند لذا می توانند واقعیت را به راحتی ببینند و به سمع و نظر شاه برسانند البته که این توجیه مصونیت را هم برای دلقک به همراه می آورد چونکه حرف هایی که می زدند دیگر دست خودشان نبود ! خلاصه آنکه دلقک نقش پلی میان نافذین و تصمیم گیرندگان کشور و دیدگاه عموم ایفا می کرد . در این مقاله اشاره شده است که ناصرالدین شاه چهار دلقک مورد علاقه داشته است : 1. حبیب دیوانه 2. کریم شیره ای 3. حاجی کربلایی 4. اسماعیل بزاز
شیخ شیپور هم پنجمین دلقک مورد علاقه بوده که بیشتر در ارتباط با امین السلطان بوده و گهگاهی هم در محضر ناصرالدین شاه حضور داشته است . در این میان کریم شیره ای از شهرت خاصی برخوردار شد که بعد از مرگ وی هم ماندگار بود . تصور می رود که وی یا اصفهانی یا یزدی بوده که به احتمال اصفهانی بودنش بیشتر است . برای لقب شیره ای سه تعبیر وجود دارد : 1. بخاطر شیرینی شوخی ها و مزاحش 2. ممکن است که وی در ابتدا شیره فروش بوده 3. رنگ پوست وی شبیه کسانی بوده که شیره تریاک می کشیدند ( گرچه که خودش این کاره نبوده است ) خلاصه آنکه شهرتش به دربار نیز رسید و سرگروه دلقک ها شد و سرپرستی نقارخانه نیز به وی محول شد . وی همچنین به دقت ناظر رفتار درباریان بود و کنایه هایی به آنان می زد که تلخی اش تا مدت ها می ماند . در مورد پیشینه خانوادگی کریم شیره ای اطلاعاتی در دسترس نیست اما سایر دلقک ها پیشینه ها ی متفاوتی داشتند . اسماعیل بزاز پرده دوز بوده ( وی در آخر عمر از دلقکی توبه می کند ) . شیخ شیپور نیز پیشینه مذهبی داشته ، قرآن را خوب قرائت می کرده و اذان را هرجا که بوده به موقع می خوانده . در حقیقت کوناگونی پیشینه در میان دلقک ها رایج بوده اما نکته قابل توجهی که ونسا مارتین مطرح می کند آن است که پیشینه دلقک ها به متنفذین و صاحب منصبان دربار برنمیگردد . آنان هیچ زد و بندی نداشته و بر اساس استعدادها و علایقشان به دربار می رسیدند . نقش آن ها نجات دادن شاه از غرور و ضعف هم در برابر چشمان خدا و هم در برابر چشمان مردم بود . دلقک ها سیاستی را پایه گذاری نمی کردند اما در پیش بردن یا از کار انداختن سیاست ها نقش داشتند . برای مثال هنگام تاسیس فراموشخانه کریم شیره ای از سوی دربار تشویق شد که به ترویج آن بپردازد اما به محض آنکه ناصرالدین شاه فهمید که این مجمع با جمهوری خواهان در ارتباط است احساس خطر کرد و کریم شیره ای مسئول تمسخر اعضای فراموشخانه شد . داستان هایی در خصوص فضای فاسد جنسی این مجمع وجود دارد که معلوم نیست صحیح است یا آنکه دست مایه تمسخرات کریم شیره ای بوده است . ونسا مارتین مدعی است که خود ناصرالدین شاه هم می دانسته که حضور دلقک ها تا چه حد ضروری و نقش آنان چیست . پیشنهاد می کنم مقاله ایشان را بخوانید و از تحلیل دقیق شان لذت ببرید .
و اما در مورد نمایش ، همانطور که دوستان گفتند اجرای بسیار خوبی است . فکر می کنم مطالبی که بالاتر اشاره کردم رعایت شده است . کریم شیره ای در قالب ها و شخصیت های مختلفی ظاهر می شود و به نظرم بیانگر آن است که یک دلقک می تواند پیشینه های مختلفی داشته باشد اما در نهایت وی بازیچه ای بیش نیست چرا که همانطور که گفتم قدرت پایه گذاری سیاست و تغییری را ندارد و ملعبه و گوش به فرمان این و آن است . او می فهمد و می داند که چه خبر است اما علیرغم تلاش هایش در مواجهه با اقشار مختلف تنهاست و کسی یاری اش نمی کند و به گفته خودش در نمایش همان بهتر که مردم تو طاعون و کثافت بمیرند . در پایان نیز تمامی لباس ها و قالب هایی که در آن ظاهر شده بر روی درخت آویزان می شوند و وی ناامیدانه ناظر زندگی و سرنوشت کشورش است . همزیستی او با انسان های مختلف بی ثمر بوده و نتوانسته به آنان دغدغه هایش را بفهماند . اینجاست که جنبه دراماتیک و تراژدی داستان نمایان می شود . او بقدری احساس غربت می کند که می گوید کاش به دربار قدم نگذاشته بودم و زیر پل خواجو گدایی می کردم . در پایان نیز شاهد نهایت غربت محض و نامعلوم بودن مکان قبر وی هستیم . کریم شیره ای هایی که همه چیز را می دیدند و می دانستند اما به گفته خود کریم در نمایش احترامی ندیدند ، چند صباحی بازیچه دربار شده و دست آخر هم به فراموشی محض سپرده شدند ...


لینک دانلود مقاله ونسا مارتین :
https://booksc.xyz/book/30954113/923e21
خیلی خوب بود متنتون، ممنون
۰۴ مهر
ممنونم رویا خانم . خوشحالم که مورد استقبال قرار گرفته .
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش به مدت یک هفته تمدید شد. خرید بلیت روزهای تازه، از یکشنبه ۷ تا سه شنبه ۹ مهر، به نویسندگی مهران رنج بر، کارگردانی رضا بهرامی و با بازی مجید رحمتی فردا (پنجشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کریملوژى بى شک یکى از بهترین مونولوگ هایى بود که تا به امروز دیدم ، متن عالى بازى عالى طراحى لباس بى نظیر ... . ما پنجشنبه ٢٨ شهریور به تماشاى این اثر نشستیم ، تنها انتقادى که در زمان اجرا داشتم قطع بودن بخش پایانى از باقى کار بود ، از اون قسمتى که کریم سوالاتش رو مطرح کرد بنظرم کار پاره شد . در انتهاى نمایش آقاى رحمتى توضیح دادن که نور موبایل یکى از تماشاچى ها در بیست دقیقه اخر کار باعث شده تمرکز ایشون کم بشه . به همین دلیل نمیتونم قضاوت درستى از بخش پایانى این نمایش داشته باشم .
خسته نباشید میگم به همه ى گروه
من هم اون شب نمایش رو دیدم / شب قبل هم دیده بودم یکی دو جمله رو من هم متوجه شدم حذف کرد که در انتهای نمایش دلیلش رو گفتن ولی با این حال چیزی از کیفیت نمایش کم نمیکنه / عالی بود / اینقدر برام با ارزش بود که دو شب پشت سر هم این نمایش رو دیدم
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اتفاق بینظیر بر صحنه نمایش ، یک والس ، یک رؤیا ، یک جاودانگىِ ملموس از جنس پرواز !
تلفیق حسرت حقیقت حس و حماسه
بى شک با یک معجزه روبرو هستیم که نه دیده شده تا بحال نه میشود انکارش کرد
از قلم تا اجرا ، نگاه بینظیر کارگردانى ناب و اجراى مجید رحمتى تابلویى خلق میکند که ساعتى از زمین و زمان و پیرامونت رها میشوى و به دنیایى هدایت میشوى که یقینا ابرازش قدرتى میخواهد فراتر از باور مادّى،
تلفیق تراژدى با طنزى زیر پوستى روان مقتدر و متشخّص، کریم به زیبایى رخ میکند شاهد اثرى هستیم که بسیار زیبا ظریف و با صلابت نقاشى شده و به یقین در ذهن مانا و ماندگار خواهد ماند ، متن جذاب و آبرومند کارگردانى شاهکار و اجرا فرازمینى
اشک و لبخند توامان در آغوش میگیرد مخاطب را و تلخى در نهایت حلاوت ظاهر میشود ، کریملوژى یک شاهکار ایرانى ست که غیرت اعتبار و آبرو را تمام ... دیدن ادامه » قد میاراید و درک عمیقى از هنر را میطلبد بى محابا ! حلول یک معجزه
بسیار اثر پراندیشه دغدغه مند و خوبی بود مشخص بود برای کار زحمت فراوان کشیده شده طراحی لباس عالی بازی که اصلا حرف نداشت نور پردازی و طاحی صحنه علی کارگردانی عالی متن عالی مطمئنا در جشنواره فجر جایزه خواهد برد همه چیز در خدمت معنای اثر بود لذت بردم و توصیه میکنم
کریم شیره ای تاریخ مصور و موزیکال ایران زمین!
کریم محبوب دربار باباشاه که کسی نمی تونست بهش بگه بالای چشم اش ابرو است حالا معلوم نیست کجا دفن شده و اینکه چقدر درباریان حتی از جنازه او متنفرن و می ترسند که مبادا سیاهه اعمالشان را با شعر و طنازی حتی بعد از مرگ بر سرشان نکوبد!
تنها سه روز عزای عمومی برای مردی که با هنرش یک عروسی رو هفت روز کش داد و به دربار قجری راه یافت!
و چه زیبا جناب رحمتی این شخصیت طناز منتقد حاکم روی صحنه زنده کردن واقعاً از هنرنمایی شون لذت بردم!
چقدر مختصر و مفید تاریخ ایران روایت شد و تکرار تکرار سرنوشت این گربه خسته و زخمی.....
طراحی لباس و استفاده از المانهای ساده صحنه در نقشهای مختلف فوق العاده بود
سپاس از همه عوامل و تشکر ویژه از جناب بهرامی عزیز!
کریمولوژی
یک نمایش در ستایش نمایش

نمایشی با استانداردهای یک نمایش خوب و قابل بحث تئاتر ایرانی.
یک متن خوب و درخشان و بکر از کریم شیره ای دربار ناصرالدین شاه.
یک نمایش در ستایش نمایش غنی ایرانی.
رضا بهرامی که دغدغه اش خود تئاتر است به دور از هیاهو و شامورتی بازی های رایج در تئاتر اکنون ما به دنبال یک متن ناب و نمایش خوب ایرانی رفته است
طراحی صحنه و لباس بسیار خوب و کافی ست به دور از هر اضافه کاری.
کارگردانی رضا بهرامی بسیار حساب شده و متعهد است
بازی مجید رحمتی عالی و درجه یک است
گفتن اینهمه مونولوگ ثقیل و مفهومی در عین حال انتقال فضا به تماشاگر
کار آسانی نیست که مجید رحمتی به نحو احسن از پس آن به خوبی برآمده.
دیالوگ های بکر و به جا و درست حسابی و خلق یک فضای باورپذیر از نکات مثبت این نمایش خوب است که در اجرا هم به خوبی درآمده است.

یک کار باارزش و خوب در این وانفسای کمبود نمایش ایرانی خوب

این ... دیدن ادامه » نمایش را از دست ندهید

تبریک به همه ی اعضای این نمایش


آرش رستمی عزیز،امیدوارم شایسته این محبت و‌لطف باشم.سپاس از مهرت
۲۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی شایسته ی تماشا درباره شخصیتی که می تواند نماد نقادی طنازانه اهل قدرت باشد و نقدی و نقبی به از یاد رفتن های دنیای معاصر هم می زند؛ آنجاست که به جای قهقهه می توانی در خود فرو بروی و لابلای خنده ی حضار گوشه چشمی تر کنی. این، داستان کریم شیره ای ست که به دنبال قبرش می گردد.
دیگر بگویم که نوشته ی کار را در کل پسندیدم. نویسنده پرتره ی هوشمندانه ای را به تصویر کشید. اگرچه حس می کنم متن دچار «کم گویی» در باب موضوع اصلی و گاهی «پراکنده گویی» ست، اما بازی چشم نواز و جاه طلبانه ی مجید رحمتی ضعف های اندکِ کار را نیز به خوبی به قوت تبدیل می کند.
طراحی صحنه و لباس و نور و صدا، همگی به خوبی در خدمت کارگردانیِ خوب این کار قرار گرفته است. استفاده از چندین اِلِمان و نماد از خاک و ابزار، تا دو نیمه لباس همزمان، درک بالای نویسنده و طراح-کارگردان را نشان می دهد. ببینیدش‌
رضا بهرامی، امیر مسعود، مهرداد کیا و میترا این را خواندند
محمد جواد، فصیح و مریم رفعتی این را دوست دارند
سپاس آقای قهقائی عزیز،امیدواریم، رسالت تاتر را انجام داده باشیم
۲۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدانم به رسم تمام این سالها باز دیر خواهی رسید . نمی خواهم شاخه گلی در دست ، قطره اشکی بر گونه ، بیایی تا آن سنگ مرمر سفید که تنها نامم را یدک میکشد.
مخواه نبودنت را حالا که نیستم جبران کنی .من به تنهایی ِ این سالها خو کرده ام.
یادت باشد به آدرسم نامه ای پست نکنی حالا دیگر در آن حوالی کسی مرا نمی شناسد..مارال.بنی هاشمی
 
رضا بهرامی، امیر مسعود، زهره مقدم و میترا این را خواندند
محمد جواد این را دوست دارد
خانم عرفانیان سپاس
۲۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود بر هنرمند خلاق و مهربان و انسان، مجید رحمتی، کارگردان خوب کار رضا بهرامی، طراح صحنه و لباس و نور و صدا و همه ی هنرمندان کریمولوژی
دوستان حرفه ای و اهل فرهنگ، از زیبایی کار به نیکی نوشته اند. من تماشاگر عادی و مبتدیم. در حد بضاعت و سواد کم خود از نمایش، لذت بسیار بردم. کنایه های سیاسی و اجتماعیش را گرفتم و با بازی هنرمندانه ی بازیگر خوبش، به تلخی خندیدم و سکوت کردم و «تماشا» کردم.
این که چرا برخی از دوستان حرفه ای تیوال، از ضعف نویسندگی گله کرده بودند را صادقانه متوجه نشدم. اگر دوستان به تفصیل می گفتند، شاید درک بهتری پیدا می کردم، اما از دید من تماشاگر مبتدی، شروع و‌پایان نمایش و فراز و فرود قصه به جا و زیبا و کامل بود. واگویه کریم، درددل هنرمند با ما و تاریخ حیات و ممات جامعه ی ما، به خوبی به نمایش درآمده بود.
به باور من، هنرمند، در مقام ... دیدن ادامه » انسان، هنرش در مقام انسانیت، با پایان نمایش، آغاز می شود. رسالت هنرمند، انسانیت اوست که در جامعه آشکار می شود. سال گذشته به تماشای نمایشی با اسم های بزرگ و مشهور و در کمال ناباوری، اجرایی ضعیف رفتم. پس از اجرا، بخشی از تماشاگران که من هم جزشان بودم و عوامل همان نمایش، منتظر خروج و همراهی خانم بازیگر مشهور بودند. پس از نیم ساعت انتظار، مشخص شد که ایشان از در پشتی رفته اند تا ... خلوص انسانی مجید رحمتی و رضا بهرامی در سلوک و رفتارشان «پس از اجرا»، در مقام قیاس، مرا یاد آن خاطره انداخت.
اقای عسگرزاده عزیز سپاس از محبتتون،
من خودم را هنرمند نمیدانم و هنوز معتقدم که تجربه هنر میکنم،اما هنرمند مرحوم استاد محمد بود که وقتی اجرای نمایش «مک آدم» که در سالن چهارسو تمام می شد، بعد از اتمام نمایش با صبر و‌حوصله جوابگوی همه بود و فرقی برایش ... دیدن ادامه » نداشت که من مبتدی هستم یا یک شخص به نام..
و به یاد جمله مرحوم آقای جعفر والی افتادم که تاتر تازه بعد از تمام شدن اجرا شروع می شود،چرا که باید گپ بزنیم راجب اتفاقات و‌مفاهیم.
امیدوارم در این تجربه ها انسانیت را بیاموزم
۲۱ شهریور
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۱ شهریور
درود و هزار درود بر شما
مشتاقانه منتظر درخشش دوباره شما و تجربه ی خوب دیدار شما هستم.
۲۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حقیقتش امشب بعد از اجرا افسوس خوردم که چرا این همه زحمتی که مجید رحمتی کشیده بود با این متن به هدر رفت!
اجرای سختی داشتند ایشون به خصوص بخش الفبا رو با تسلط و تبحر خاصی انجام دادند،دمشون گرم!
فضا سازی نمایش رو هم دوست داشتم.
ولی متأسفانه از دید من متن نمایش پراکنده و فاقد انسجام بود،
موضوع بکر و جذابی که نتونسته بود خوب پخته و منسجم بشه، ضمن اینکه شوخیهای جنسی متن هم زننده و غیر جذاب بودند!

من نمایش رو ندیدم اما میدونم که دلقکهایی امثال کریم شیره ای شوخی های جنسی رو تو کلامشون زیاد استفاده میکردن . حالا به نظر شما اینجور شوخی ها به کاراکتر نمایشی ننشسته بود و خوب ادا نمیشد ؟ یا مشکل چیز دیگری است ؟
۱۶ شهریور
همینطوره جناب پوریا.
منتها به هر دلیلی این شوخیها در این نمایش جا نیفتاده بود. از نظر من، شاید اتفاقا "اصرار "بر استفاده از این شوخیها درست به همان دلیلی که شما اشاره کردید، مشکل کار بود!
۱۶ شهریور
خوب شوخی هایی از این دست قسمتی از نمایش های سنتی بوده و این هم نمایش سنتی بود ، اگه نمایش بدون شوخی میخواستید نباید کار سنتی میدیدین که سیاه بازی و رو حدضی و و و همه رو یکدست داشته باشه ، اگه تو نمایش دفاع مقدس شوخی جنسی آورده بشه کمی دور از ذهنه نه نمایش ... دیدن ادامه » سنتی
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وبا و طاعون و کثافت از دل، وبا و طاعون و کثافت میاد.پس وقتی مردم دهن ندارن برای نعره زدن همون بهتر که وبا بگیرن، طاعون برینن،کثافت بمیرن
انگشت به دهان از سالن خارج شدیم... بی شک بهترین مونولوگی که دیدم.. تحت تاثیر اجرای اقای مجید رحمتی قرار گرفتم... فضاسازی شروع نمایش به گونه ای بود که همون ابتدا احساس میکردی همراه کریم شیره ای رفتی تو برزخ . مونولوگ هایی که مسلسلوار به مغزت سرازیر میشدن و واقعن ادم رو توی فصای خلسه وار قرار میدادن.
تراژدی بود اما طنز داشت.. شعر داشت.. تاریخ داشت.. سیاست داشت... وبا طاعون و کثافت داشت... یک فضای تاریخی رو کاملن جلو چشما به تصویر کشید
پایان بندی هم استعاری و واقعن عالی...
همه عوامل این کار از جمله کارگردان رو باید ستود..
مرسی که اومدی مسعود جان... بیا باز بریم هفته بعد من که پایه ام
۱۶ شهریور
ممنون اقای جمشیدی عزیز
۱۶ شهریور
اره.. واقعن باید دوباره رفت.. یه بار کم بود
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی آقای رحمتی واقعا درخشان هست و اصولا اجرای اون منولوگ سخت و یک ساعته واقعا کار دشواریه که ایشون هنرمندانه از پسش برمیاد.

اما دو نکته منفی هم بگم،
اول نماشنامه به نظرم میتونست خیلی قوی تر و جهان شمول تر باشه، در ضمن خبری هم تعلیق و فراز و فرودهای تاثیرگذار نیست

دوم که البته ربطی با نمایش نداره و مربوط به تماشاگران است و دیگه تبدیل چیزی عادی شده، خنده عده ای در تراژیک ترین لحظات است که یک وضعیت ابزوردی ایجاد میکنه در سالن و ارتباط تماشاچی با چیزی که تحویل گرفته، در دفعات کم زیاد بد نیست و خودش یک مشخصه اجتماعی تلخ هست ولی وقتی تکرار میشه بسیار آزاردهنده هست.
سپاس از نظرتان
خنده مخاطب در حین اجرا واقعا دست گروه اجرایی نمایش نیست.اما امیدواریم درک جمعی وجود داشته باشد که کسی اذیت نشود.
باز هم ممنون از پیشنهادتون
۱۵ شهریور
به نظر منم خنده های بلند بعضی افراد اصلا به نمایشنامه نمیخورد و اینکه دو سه نفر اونجا کامل فیلم گرفتند نمایش رو !!!
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افهم...
بفهم یا نفهم
مسئله این است
درد است فهمیدن
و درد است نفهمیدن...
۱۵ شهریور
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۵ شهریور
وقتی کریم میگه : قبر من کجاست... ؛ یاد اونهایی می افتی که فهمیدند و درد طاعونی رو نعره زنان به گوش همه رسوندند و حالا معلوم نیست کجان...
۱۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید