تیوال فیلم همه چیز برای فروش
S3 : 05:24:02
خـریــــد
۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
 بها: ۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
: امیر حسین ثقفی
: صابر ابر، مریلا زارعی، مزدک میرعابدینی، محمود نظرعلیان، ساعد سهیلی، سارا کاشفی و حبیب رضایی
: علی اکبر ثقفی
: علی‌محمد قاسمی
: مستانه مهاجر
: محمد حبیبی
: محسن دارسنج
: شراره سروش ژ
: حسین ابوالصدق
: کارن همایون‌فر
: بهرنگ دزفولی‌زاده
داستان سرنوشت انسان هایی که برای رسیدن به حقشان به اجبار محکوم به عدل هستند را روایت می کند...

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم همه چیز برای فروش‎ / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

فیلم همه چیز برای فروش | عکس فیلم همه چیز برای فروش | عکس فیلم همه چیز برای فروش | عکس فیلم همه چیز برای فروش | عکس

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به نظرم فیلم متفاوتی بود...
این ایده که فیلم موقعیت مکانی مشخصی نداشته باشه رو دوست داشتم...
به نظرم متفاوت ترین بازی صابر ابر رو تو این فیلم میشه دید...فکر کنم خیلی انرژی ازش برد که بتونه تبدیل به گرگ شدن شخصیت فیلم رو نشون بده...
از اون مدل فیلم ها بود که چنگ می زد به روحت...
تقریبا بازی بدی ندیدم تو فیلم...تیکه مریلا زارعی رو با اینکه کوتاه بود دوست داشتم!...اگرچه از اول فیلم هی از خودم می پرسیدم پس مریلا زارعیش کو که روی پوستر بود!
9/10
معلومه که با فیلم های امیر حسین ثقفی ارتباط بر قرار میکنید
۲۷ بهمن ۱۳۹۳
نقش اول فیلم نجیب و سر به زیر نمی شه! اسب می شه و گاری می کشه!!!
۲۹ بهمن ۱۳۹۳
10/10
۰۳ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز برای فروش
به شدت دردناک، پر از دغدغه و برخورد سهمگین انسان با انسان و متاسفانه بر اساس داستان واقعی.
هرگز اهل توصیه کردن فیلم یا هر اثر هنری در جمع نیستم ولی این یک استثناء است.
بعضی افراد بوده اند که با نیت ساخت یا بازی فقط در یک فیلم وارد عرصه سینما شده اند و پس از ارائه موفق فیلم و ایجاد موج، سینما را کنار گذاشته اند، همه چیز برای فروش آنقدر درخشان است که با کمی ارفاق می تواند در این رده ی فیلم ها قرار بگیرد. امیر حسین ثقفی متولد 1367 تا امروز با دو فیلم اکران شده و یک فیلم حاضر در جشنواره 93 یک پدیده است. اگر دنبال فیلم نامه هستید، خیلی رضایت شما جلب نمی شود، اگر دغدغه هایی از جنس اباذری ای که سیستان را به تصویر می کشد دارید، اصلا اگر دغدغه دارید، فیلم مطلوب شما خواهد بود. فرای دسته بندی هنر و تجربه، مخاطب خاص یا هر برچسب دیگر است و برای همه ... دیدن ادامه » ساخته شده است، ولی ممکن است از دیدن صحنه های دلخراش آزرده شوید.
عزیزی در متنی با سه پاراگراف، فیلم را نقد کرده بود وسه بار برچسب ((وسترن)) را بر فیلم زده بود، مقایسه دغدغه مردمان فقیر وقتی به خشونت روی می آوردند با قلدر های ایالات تگزاس وقتی از سر عصیانگری و ارضای غضب به اسلحه روی می آورند، تهوع آور است.
غیر از یکی از بازیگران که در یکی دو پلان ضعیف است، بقیه در اوج قدرت بازیگری هستند، به ترتیب، مریلا زارعی، حبیب رضایی، محمود نظر علیان و سرایدار که اسمش را نمی دانم بازی حیرت آوری دارند. گریم و لباس محمود نظرعلیان شاهکار است. از چروک های صورتش و پیشانی ترک خورده اش فریادی سهمگین بلند می شود، حالت بدنش جنون را به تمامی به تصویر می کشد.با فیلم برداری با کمک کرین در چند تصویر نقاشی های ماندگار در موزه ابدی ذهن، خلق می شود. کارن همایونفر هم که دیگر اسمش برای معرفی کافی است.
امیدوارم امیرحسین ثقفی حالا حالاها تو سینمای کرخ ایران فیلم بسازه و حالمونو مثه این سه بار (سه فیلم) خوب کنه
۲۴ بهمن ۱۳۹۳
@علی جعفریان
صابر ابری وجود نداشت، من تماشاگر به جای او در وسط گود قرار داشتم، وضعیتی است که سینماگران حتما روی آن نام و اصطلاحی نهاده اند و من نمی دانم، منظورم موقعیتی است که بازیگر آنقدر خوب و بی عیب بازی می کند که بیننده به جای بازیگر، خودش را در صحنه ... دیدن ادامه » می بیند.
۲۴ بهمن ۱۳۹۳
متاسفانه نمایش خانگی این فیلم هنوز نیومده.دوست دارم باز هم بتونم ببینم این فیلم رو.کسی خبر داره از علت پخش نشدنش؟؟؟
۰۵ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعن به گروه خسته نباشید میگم برای این فیلم سخت ..
کار بسیار حرفه ای و در سطح بسیار بالایی ساخته شده بود و مشخص بود براش خیلی زحمت کشیده شده، خیلی از کارگردان و عوامل متشکرم، ولی یادمون نره ما داریم جایی زندگی میکنیم ک این روزا بیشتر از هرچیز ب دیدن زیبایی احتیاج داریم ، به امید ، و لبخند .
به عقاید سازنده کار احترام میذارم ولی،،،
کاش به فکر دیگران باشیم،،،
اتفاقا این فیلم دارد به همان دیگران فکر میکند.
۰۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیزت رو بفروش،آدمِ تنها! خوشبخت نیست...
خیلی خوب بود .خیلی
۲۲ بهمن ۱۳۹۲
کیمیا خانم سایه سنگین
معلومه که حق با شماست :)
۰۲ اسفند ۱۳۹۳
:)
۰۴ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*۲۴- همه چیز برای فروش: وسترنِ ایرانی*
روزِ ۲۰ بهمن، ساعت ۱۸:۳۰

امتیاز من در جشنواره: ۳ از ۵
امتیاز من از ده: ۶ از ۱۰

امیر حسین ثقفی را پیش‌تر با فیلمِ «مرگ کسب و کارِ من است» می‌شناختم. فیلمی که نویدِ یک کارگردانِ جوانِ عشقِ سینما بود. هر چند آن ‫ فیلم را خیلی دوست نداشتم اما از هر جهت فیلمِ قابل تاملی بود. بیش از هر چیز، تن دادنِ به فضایی سخت و نفس‌گیر برای ساختِ «اولین فیلم»! وقتی دومین کارِ او را دیدم، امیدام آن‌چنان که باید و شاید برآورده نشده بود، اما باز هم «ناراضی»‌ از سالنِ سینما بیرون نیامدم. فیلمِ ثققی، حداقل «فیلم» بود و چنان او خودش را در تاروپودِ تصویر‌های فیلم‌اش گنجانیده بود که بی‌شک، باید به احترامِ‌این نورسیده‌ی سینما، کلاه از سر برداشت. ثقفی، از آن‌هایی است که فیلم زیاد دیده است و علاوه بر آن، تکنیک‌های سینما را هم می‌شناسد. ... دیدن ادامه » او توانسته است در «همه چیز برای فروش»، فیلم‌نامه‌ی به شدت ناموفق و کلیشه‌ای خودش را، به یک اثرِ بصری دل‌چسب مبدل سازد.

به جز فیلم‌نامه، «همه‌چیز…» از بعضی از بازی‌ها هم ضربه می‌خورد. بازی مزدکِ میرعابدینی در یک نقشِ به شدت کلیدی افتضاح است. ‫ با این که بهترین دیالوگ‌های فیلم برای این نقش نوشته‌شده‌اند، اما او نمی‌تواند حسِ هیچ‌کدام از این دیالوگ‌ها را منتقل کند. علاوه بر این، هر‌چند که نمی‌توانم بگویم ریتمِ فیلم یکی از نقاطِ ضعف آن‌ محسوب می‌شود اما گاهی اوقات به حدِ کشنده‌ای ما با یک فیلمِ کند روبروییم.

فیلم پر است از ارجاع به فیلم‌های وسترن. تمامی فیلم در یک شهر بیابانی می‌گذرد (نوعی تضاد با فضای برفی فیلمِ اول) و چنین لوکیشن‌هایی جان می‌دهد برای وسترن بازی. حسنِ کار در این جاست که ثقفی زیاده‌روی نکرده است و اگر هم ارجاع می‌دهد، این ارجاعات در دلِ داستانِ ایرانی خودش معنا می‌یابد. اما آن امری که «همه‌چیز…» را می‌تواند به یک الگوی مناسب برای تمامِ فیلم‌های این جشنواره تبدیل سازد، استفاده‌ی صحیحِ آن از «دوربین» است. ما در تمامی فیلم، حداقل تا آن‌جایی که در خاطرِ من است، با دوربینِ ثابتی روبرویی که اگر حرکتی هم دارد، به واسطه‌ی کرین رخ می‌دهد. اشتباه نکنید، فیلم پر است از تنش و کنش و زد و خرد. باید بگویم این تعبیرِ نابه‌جا و خام‌دستانه‌ای است که به تاسی از «جدایی نادر از سیمین»، هر کنش و تنشی بخواهد به واسطه‌ی «دوربین روی دست» منتقل گردد. ثقفی در سینمای امروزِ ما به خوبی اثبات می کند دوربینِ ثابت، توانایی انتقالِ سهمگین‌ترین تنش‌های ممکنِ تصویری را هم دارد. بازی صابرابر و ‫ حبیب رضایی هم خوب است. با این که ابر باز هم آدمی دربه‌در و بدبخت است، نگاهِ خاصِ دوربینِ ثقفی به او، ‫ یک صابرِ ابرِ متفاوت را تحویل می‌دهد.

پی‌نوشت: این فیلم، یکی از معدود فیلم‌های جشن‌واره بود که تمنای دوباره دیدنِ آن را در دل می‌پرورانم.

بدون شک یکی از بهترین فیلمای جشنواره....و یکی از بهترین کارگردانیاهایی که نا حالا دیدم
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
اینکه این فیلم را به وسترن مانند کردید،اصلا قبول ندارم.
۰۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول که فیلم شروع شد و دیدم کارگردان و تهیه کننده فامیلی مشترک دارن ، رفتم روی نگاه منفی و دنبال اشکالات کار گشتن.
اما ، فیلم دستش رو دراز کرده بود برای آشتی.
نکات مثبت:
صابر ابر هر چند تو همون شخصیت همیشگی فرو رفته بود، ولی واقعا خوب بود.
بازیگر نقش "ال تی" رو نمیشناسم ولی دوست داشتنی بود و قابل احترام.
به جرات میتونم بگم که بهترین فیلمبرداری رو تو فیلمهایی که تا الان دیدم داشته و میتونه کاندید مناسبی برا سیمرغ باشه . هر چند ظاهرا آقای فیلمبردار کرین رو خیلی دوست داشته و حتی برا صحنه هایی که نیاز نبود هم یهو میدیدیم دوربین یه 6 متری رفته بالا.
موسیقی به جا و مناسب
پایان مناسب و غیر ایرانی
نکات منفی:
فیلمنامه تکراری و بی کشش
سکانس های مشابه بیش از اندازه (طلبکارها)
ریتم خیلی کند و گاهی اوقات آزار دهنده فیلم.

درمجموع دیدن این فیلم به "سینما دوستان ... دیدن ادامه » " عزیز حتما توصیه میشود!
بازیگر نقش ال تی، مزدک میرعابدینی است که پیش تر در بدرود بغداد بازی کرده است و خوب هم بازی کرده است .
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"فیلم تلخ"
فیلم آغازی تلخ جریانی تلخ و پایانی تلخ داشت
درباره این فیلم فکر کنم فیلمساز اول به فرم وچارچوب و صداگذاری و جلوه های بصری اندیشیده بود ودر آخر محتوایی به آن افزوده بود
فضای سرد و تلخ فیلم با آن صداگذاری برجسته مرا یاد فیلم تابور وحید وکیلی فر انداخت زوزه مدام باد در اکثر دقایق فیلم نیز بر این فضای حاکم تاکید می کرد. اصرار عجیب فیلمساز بر مجهول بودن مکان و زمان و اغراق در برخی صحنه ها سبب زدگی و عدم باورپذیری می شد. گریم بازیگران بعضا مناسب صداگذاری مشهود و فیلم برداری صحنه ها بدیع و متفاوت بود 2.5 از 5
2.5 از 5 بی انصافیه!
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
منم با آقا نیما موافقم
فیلم‌نامه و محتوا اصل است، بعدا فرم و تصویر و تکنیک و ...
فیلم بیشتر جنبه تجربه‌‌ایی برای خود کارگردان است تا برای مخاطبان
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
شاید امیر خان ثقفی بیش از حد درگیر فضای ذهنی خود شده است، که این مطابق سلیقه عموم مخاطبان نیست، هر چند من این فضای ذهنی را به شدت می پسندم.
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر دوست داشتم این فیلم رو
من که مرگ کسب و کار من است رو دیده بودم از قبل فیلم می دونستم باید منتظر چی باشم.
اقای ثقفی سبک خاص خودشو داره که البته همه پسند نیست اما من خیلی دوست داشتم
موسیقی کارن همایونفر هم که عالی تر از عالی بود و به همراهی فیلمبرداری عالی این فیلم حس بسیار عالی ای رو به من منتقل می کرد
این فیلم شب اول جشنواره رو برام خاطره انگیز کرد
خیلی فیلم تلخ و سیاه بود و اصلا کشش نداشت. اصلا دوست نداشتم و وسط فیلم کلافه شدم و اومدم بیرون. کل داستان توی یک ناکجا آبادی وسط بیابون اتفاق میفتاد که به نظر من مثل برزخ بود و اصلا شباهتی به محل زندگی گروهی آدمها نداشت. معلوم نبود این آدمها چکاره هستند ... دیدن ادامه » و از کجا اومدند. معلوم نبود همۀ اون بدهکارا از جمله آدمی که سرایه داره و آه نداره با ناله سودا کنه، چک از کجا آورده و خیلی ایرادهای دیگه. اولش خیلی خوب و گیرا شروع شد و تلخیش قابل تحمل بود، اما بعد از زخمی شدن برادر کوچیکه، یهو فیلم قفل کرد. فیلمبرداریش خوب بود که در مقابل نقطه ضعفهای فیلم به چشم نمیاد. اما داستان و روند فیلم خیلی بد بود. بی سر و ته بود. بدون هیچ دلیلی ناگهان نقش دوم فیلم غیب شد.
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
آقای علی عزیز اگه فیلمو کامل میدیدی میفهمیدی نقش دوم چی شد
بعدش نمیومدی این نظر و بدی
۱۹ بهمن ۱۳۹۲
جالبه، دوستانی هستند که همیشه وسط فیلم پا میشوند و میروند و خب!حتما دلیلی داشته اند،دوستان دیگری اما همان فیلم نصفه را نقد هم میکنند.
این در نوع خودش خیلی جالب میباشد:)
۰۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نویسنده و کارگردان این فیلم را نمی شناسم و قصد جسارت ندارم ولی فیلمی که من دیدم از یک ذهن بیمار ناشی می شود. نمی دانم کسی که تا این حد دنیا را سیاه می بیند و کوچکترین نقطه روشنی در آن پیدا نمی کند چرا بلایی سر خود نمی آورد؟
اصلا دیدن این فیلم را پیشنهاد نمی کنم چون واقعا حال من و اطرافیانم در انتهای فیلم بد شده بود.
یک ربع اول فیلم باعث ایجاد همذات پنداری می شد و خوب جلو می رفت ولی اصرار بر نشان دادن تلخیهای الکی که تکرار آن تاثیر عکس می گذارد و ایجاد تاثر و همذات پنداری نمی کند , به نظر من ضربه بزرگی به فیلم زده است.
فیلم دارای تک صحنه های واقعا خوبی است ولی در یک فیلمنامه افراطی و تا حدی گنگ
"همه چیز برای فروش" رو اصلاً دوست نداشتم
داستان اصلاً منطق نداشت
روند تحول شخصیت و موقعیتایی که منجر به این تحول بشه
اصلاً درست و خوب انتخاب نشده بود.
نمی دونم دلیل این همه کرین توی یه فیلم چیه؟
چرا باید فیلمی که خیلی راحت می تونست توی فضای ملموس و آشنای شهری بگذره
بره توی بیابونای برهوت که برای بیننده عام ملموس نیست
فقط به خاطر این که کاگردان بگه من این همه لوکیشن بکر دارم؟
همین طور دلیل گریم های به اون سنگینی رو هم متوجه نشدم
انگار کارگردان یا دنبال چهره های دفرمه می گشتی
یا نهایت سعی خودشون رو برای دفرمه کردن چهره های نرمال به کار گرفته بوده.

manimoon..
فیلمنامه بزرگ ترین مشکل فیلم بود..
من اتفاقن این گریم ها و اون لوکیشن ها و گریم ها رو دوست داشتم به شرطی که تو فیلمنامه بتونه ازشون به خوبی استفاده کنه که متاسفانه نکرد..
الان که دارم فکر می کنم بهش 2 ستاره از 5 ستاره میدهم!
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
"گریم ها" رو دوبار نوشتم!
با عرض پوزش..
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
منم منظورم همینه
انتخاب این لوکیشن
این گریم ها
و این نوع دکوپاژ - خصوصاً استفاده افراطی و واقعاً آزاردهنده از کرین - باید به داستان بیاد
نه این که حس بشه کارگردان می خواسته توی این لوکیشن به این صورت دکوپاژ کنه و اگه فیلمنامه دیگه ای هم داشت
حاصل کار ... دیدن ادامه » شبیه همین می بود.

manimoon..
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم اول:همه چیز برای فروش

همه چیز مهیا بود تا فیلمی درخشان ساخته شود...از لوکیشن های متنوع تا قاب بندی ها و فیلمبرداری درخشان(صابر ابر با یخ در بیابان به دوربین نزدیک می شود و اتوموبیلی پشت به او از دوربین دور می شود یا سکانس ریزش آب روی سر صابر یا سوختن خانه در بیابان) از حس و حال خشن و صحنه های درگیری به شدت واقعی تا بازی های متفاوت صابر ابر و حبیب رضایی و گریم های متفاوت تر و موسیقی بکر کارن همایونفر که گویا کلن برای آن بیابان ساخته شده.. اما افسوس از فیلمنامه... فیلمنامه ای که همپای بقیه قسمت ها پیش نمی رود تا داستان انسان هایی که به حق خود از زندگی نرسیده اند و برای رسیدن به عدالت قربانی می شوند خام باقی بماند و گاهن به شعار برسد و همین پاشنه آشیلی است که فیلم را از حالت تاثیر گذار در می آورد و باعث می شود فیلم فقط به یکسری تصاویر درخشان و متفاوت ... دیدن ادامه » تبدیل شود..

2.5 ستاره از 5 ستاره
چند سئوال،بازی بازیگران قابل قبول بود؟صابر ابر خوب بود؟خوب بود یا عالی یا...؟
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
بیشتر میشه گفت متفاوت تر از قبل بود...
صابر ابر همچنان نقش های گذشته خودش رو داشت اما متفاوت تر...
حبیب رضایی شاید از همه بهتر بود برای من به شخصه..
در مجموع بازیگری فیلم رو قابل قبول می دونم..
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ثقفی کارش درسته...
ویدیویی که کافه سینما از این فیلم گذاشته هم خیلی متفاوته...
من که فیلمِ قبلیش رو اصلا دوست نداشتم. بیشتر ادا و اطوار بود.
۰۴ بهمن ۱۳۹۲
من شخصا فیلم قبلیشون "مرگ کسب و کار من است" بیشتر دوست داشتم. ولی در کل آقای ثقفی سبکشون متفاوت و خوبه. و موسیقی هر دو فیلم عالی بودن.
۱۲ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید