آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم درخونگاه
S3 : 00:58:12 | com/org
بها: ۵,۱۰۰ تا ۷,۰۰۰ تومان
ظهری می‌آید، تا بسازد! اگر نبازد...

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم درخونگاه / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم درخونگاه / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم درخونگاه / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› دفاع برای زندگی، استقبال از مرگ

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
من برای تو شمشیر آوردم، تو هنوز سیخ دستته!
جدا از چند مشکل تکنیکی فیلم برداری یا نورپردازی ، فیلم از نظر محتوا بسیار خوب بود. فیلم شاید کلیشه هایی مثل بحرانی بودن وضعیت با رعد و برق را نشان میداد یا کلیشه های کیمیایی وار مثل دیالوگ مرامی بین رفقای قدیمی. اما فیلم در بسیاری موارد ساختارشکنانه بود. هیچ فیلمی وجود ندارد که عاری از همه کلیشه ها باشد. دقیقا مواردی که منتقدین ارجمند بعنوان ضعف فیلم نام بردند بنده بعنوان قوت فیلم میشناسم. فیلم می خواهد بگوید در لایه های پنهان جامعه، اینطور نیست هر مادری مقدس باشد. اینطور نیست هر بدکاره ای بی مرام باشد. اینطور نیست احترام مادربزرگ ها همیشه در خانواده ها حفظ شود. اینطور نیست هر رزمنده ی جنگی از دل خانواده های بی نقص و عاشق پیشه برخاسته شده باشد. اینطور نیست فرزند خارج رفته که ناجی خانواده است ادم حسابی کت و شلواری باشد. من کمتر فیلم ایرانی میشناسم حاوی این همه پیام باشد. این فیلم شخصیت سیاه و سفید نداشت ؛ همه خاکستری بودند و این فیلم بزیبایی پیچیدگی های اخلاقی انسان ها و مشکلات بوجود امده را بطوری که بیننده را پای فیلم بنشاند بتدریج نشان میداد. در این فیلم قرار نبود همه ی مشکلات حل شود چون (در اون ساختار و خانواده) حل شدنی نیستند. شاهکار فیلم ، همون درخواست اوردن جنس مخالف بعنوان نشان دادن رفاقت بود. چیزی که تکمیل کننده ی سینمای کیمیایی هست. این قسمت بنظر من بجای یک هدیه بیشتر یک پیام به مسعود کیمیایی بود که این جنبه ی رفاقت هم وجود دارد. و همچنین پیامی به همه که در یک زندان روانی ، یک ادم چه کمبود های پنهانی دارد. این فیلم تلنگری تلخ به بیننده بود زیرا قرار نبود شخصیت ها انطور باشند که باب طبع ماست، دقیقا مثل جامعه. برای درک این فیلم باید خاص بود. بازی ها فوق العاده بودند. دست نویسنده و کارگردان برای این جسور بودن و بازیگران برای بازی زیبایشان درد نکند.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
nahid moslemi، ماهرو رستمی و سارا_ز این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
(برای هیچ چیز) در خونگاه نشسته ایم برای تماشای فیلم.
در انتهای فیلم با خود گفتم که واقعا قصه همین بود؟ هیچ اتفاق دیگری قرار نیست بیافتد؟ فیلمنامه ای ضعیف که اگر در نیمه فیلم، سالن را ترک کردید چیزی از قصه را از دست نداده اید. تنها نکته مثبت فیلم بازی های قوی است که به تنهایی نمیتواند بار یک فیلم خوب را به دوش بکشد.
حمیدرضا مرادی، سپیده، امیرمسعود فدائی، celine و مسیح راستی این را خواندند
وحید هوبخت این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دو فیلم قبلی اسعدی با تمام ضعفهایشان با ارئه فضای مه آورد و نئونوآر گونه هر چند کوچک، فیلمهای نسبتا دلنشین بودن اما درخونگاه در شکل ارائه داستان و روابط آدمها و بحرانهای اخلاقی ضعفهای بنیادین دارد که نمیتوان جدی اشان نگرفت. اسم فیلم نام محله ای خاص را القاء میکند که متاسفانه فیلم حتی نمیتواند محله ای فکسنتی بسازد چه برسد که به آن تشخص بدهد. فیلم ادای دینی است به سینمای کیمیایی اما عناصری آن نوع سینما مثل ( دیالوگهای کنایی، معرفت و تک افتادگی قهرمان ، تقدس رفاقت و خانواده) به شکلی دفرمه در فیلم پیاده شده که نتیجه فیلمیست که انگاردر پلاستیکش کیمیایی طور است و در محتوا کاملا بر ضد ارزشهای آن نوع سینماست. فیلمساز دغدغه های خودش در رابطه با جنگ را هم به شکل کاملا شعاری در دهان کارکترهای ناچیزش قرار میدهد.
ناچیز بودن این خانواده جنوب شهری بزرکترین ضربه را بر پیکره فیلم میزند روابط آدمهای این خانواده کاملا مضمحل است از مادر گرفته تاخواهر و پدر که هویتی مغشوشی دارند. به طور نمونه مادر فیلم چه جور مادریست مادری که ابدا حس مادر بودن را نمیدهد و ظاهر شکسته و ماتم زده اش بیشتر بابت شاخ و شانه کشیدن برای شوهر و دخترش است تا دلسوزی و رنج مادرانگی و فیلمساز به این هم بسنده نمیکند و با قرار دادن پیکر نیمه جان یک مادربزرگ سالخورده در خانه و رفتار مشمئزکننده اعضای خانوداه با او (که اوجش انداختن او به سمت دیگر برای برداشت وسیله ای است) گویا ذره ای حرمت برای مفهوم خانواده که اصل و اساس چنین فیلمی باید باشد باقی نمیگذارد !
از لحاظ گره افکنی و گره گشایی هم فیلم لنگ میزند این که چرا این قدر طول میدهد تا قضیه چپاول پولهای رضا افشا شود( با نشانه های روایی انحرافی بی معنی همچون ترک شبانه خونه توسط دختر و حضور یک مرد غریبه در خانه داماد) پس از افشای قضیه با توجیه های همچون (دیدن فیلمی از کسی که شبیه رضا بوده و در ژاپن معتاد شده و دیگر برنمیگردد) از مادر وپدر گرفته تا خواهر و داماد پولهای او را خرج کنند، غیر منطقی و مضحک به نظر میرسد. دلسوزی کردن برای آن زن بدکاره و رفیق تیمارستانی هم همچون بافی قیلم شوآفی بیش نیست. اینکه فیلمساز خوشقریحه ای همچون اسعدی در این فیلم این چنین به دام ادا و نه ادای دین به نوعی از سینما بدون توجه به صناعت ساختاری و اخلاقی ان فیلم ها افتاده مایوس کننده است.
فیلم درخونگاه
فیلمی که میتونم بگم فقط از بازیهاش (به خصوص سرکار خانم ژاله صامتی ) لذت بردم
به نظرم این فیلم برای الان نبود باید خیلی قبل تر اکران میشد ، شاید اون موقع کمی مخاطب و به خودش جذب میکرد.
در کل برای من به عنوان یه فیلمی که اگه توی خونه میدیدمش خیلی ناراضی نبودم
امیر مسعود و عطیه عابدین این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان ما تو بخش بازبینی هنری که ی بخش سینمایی هم داشت میگفتن خیلیا جلوی اکران این فیلم میخوان بگیرن میپرسیدن تو این فیلم چی داره که اینقدر حساس شدن بهش !
تا قبل از دیدن فیلم نمیدونستم قضیه بر سر چیه تا اینکه بازی بانو پناهی ها دیدم که الحق دوستان رو حساس کردند :)))))))))
داستان نداشت ! یعنی داستانی نبود که به درد فیلم بخوره ! ولی برای اولین بار از بازی جدی امین حیایی خوشم اومد
عناصر تشکیل‌دهنده درخونگاه:
• یک یاکوزای ایرانی‌تبار که قبلاً رضا دوزاری بوده و هم اکنون به شکل اغراق‌شده و بی‌نقصی قرار است نقش ناجی را ایفا کند.
• یک مادر خائن که با وجود شناختی که از همه اعضای خانواده داشته است در امانت فرزندش خیانت می‌کند؛ و دست آخر هم از همه طلبکار است.
• یک پدر بی‌عرضه، بی کاره و ابله که البته هنگام گیر افتادن در یک موقعیت استراتژیک شبیه چرچیل عمل می‌کند.
• خواهری نامرد و بی‌معرفت که زمان غذا بردن برای شوهرش را نیمه‌شب انتخاب می‌کند تا مخاطب فیلم به طرز شگفت‌انگیزی فریب بخورد که شاید بدکاره است. ضمناً چون مدرسه‌شان را در جنگ (سه سال پیش) بمب باران کرده‌اند، او روزها به‌صورت مستمر جلوی تلویزیون خواب است.
• برادری مفقود در جنگ که ظاهراً و صرفاً بهانه‌ای است برای یادآوری و اشاره به جنگ
• مادربزرگی بی‌خاصیت شبیه یک شیء که در آخر فیلم درنهایت بی‌احترامی به کناری پرتابش ... دیدن ادامه ›› می‌کنند.
• لحن آهنگین و مسجع دیالوگ‌ها که تا اواسط فیلم گوش‌نواز است اما از نیمه فیلم به بعد هم از آن هم خبری نیست.
• المان رفاقت فیلم که خلاصه شده است در دیدار امین حیایی و نیما فلاح و سپس درخواست حیایی از زن بدکاره برای رفع نیاز جنسی رفیقش!
• یک تیمارستان خالی با مسئولی شبیه کاریکاتورِ گوژپشت نتردارم.
• یک زن بدکاره اما با معرفت، رفیق و ناجی و البته مادری فداکار.
• مرگی نابهنگام بی‌ربط و غیرقابل‌باور! آن هم مرگ یاکوزایی که با آن همه بلا که در ژاپن، سرش آمده بود هنوز زنده مانده بود.
• و البته تعداد قابل‌توجهی اشتباهات زمان پریشانه!
همه این‌ها را در دوربین تورج اصلانی ریخته هم می‌زنیم و ابتدایش می‌نویسیم تقدیم به مسعود کیمیایی.
البته ابتدای فیلم تأکید می‌کند زمان فیلم 1370 است. اگر مثلاً 1380 یا 1360 بود چه تغییر در روند داستان ایجاد می‌شد؟ اگر مهدی مفقود در جنگ نبود چه؟ اگر رضا دوزاری به ملاقات رفیقش در تیمارستان نمی‌رفت؟
نمی‌دانم، شاید پیام فیلم آنجایی بود که ملیحه لب به شکایت می‌گشاید:
«بدبختی هامون کش می یاد، بهشت‌زهرا کش می یاد، شده بهشت زهر، هر روز انا للله، هر روز اشهد ...»
که به شدت شعاری بود و هیچ ربطی هم به داستان فیلم و شخصیت‌ها نداشت.
3 از 10

ممنون آقای میثم که اینقدر کامل و دقیق تمام این فیلم و شرح دادین
خیلی چسبید خوندن نوشتتون
و واقعا این فیلم چی میخواست بگه؟
(خیلی خیلی عذر میخوام) اینکه زن های خراب خیلی بهتر و با معرفت تر از یه مادر هستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا اینکه چی واقعا؟؟؟؟!!!! آخرم که اون بهش پناه داد...
۱۴ مهر ۱۳۹۸
از شما دعوت می کنم خواندن نقد بنده. این مطالبی که تیروار بیان کرده اید از نظر من نقاط مثبت و ساختار شکنانه ی فیلم بودند نه فقاط ضعف. برای جواب به بعضی سوالات شما ، فیلم می خواست بگوید از دل چنین خانواده هایی هم رزمنده داریم. در سال 1370 مفهوم مفقود الاثر وجود داشت در سال 80 که تقریبا تکلیف شهید یا زنده بودن طرف مشخص شده بود. مسلما فیلم نمی خواست حساسیت بیشتری در مورد شهید بودن از دل چنین خانواده ای را نشان دهد زیرا همین الان فیلم زیر بار حملات است. در سال 60 هم که اوج جنگ بود یا طرف زنده بود یا شهید. پس 70 بهترین تایم بای این فیلم بود. در بحث تیمارستان ، این فیلم حاوی این پیام بود که در تیمارستان ها انسان ها می توانند چه نیاز هایی داشته باشد. شاهکار فیلم از نظر من همون سکانس تیمارستان بود. در جواب خانم فهیمه ، بله قرار نیست همه ی مادرها مقدس باشند. قرار نیست همه بدکاره ها بی مرام باشند. این فیلم یک مبارزه بود با استریو تایپ های جوامع ارزشی که فقط پوسته ی جامعه را حفظ می کنند. واقعا تعجب می کنم از این سطحی نگری بعضی از منتقدین سینمایی.
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم در ابتدا تقدیم میشه به مسعود کیمیایی
پس مشخص میشه با چه کاری روبروییم تا حدودی
فیلمفارسی
ولی خب خداروشکر با همه جبهه ای که نسبت به فیلمفارسی دارم نهایتا ناراضی از سالن بیرون نیمدم
تو ژانر خودش خوب بود
بازیاشونم دوس داشتم
مخصوصا خانم پناهی ها
نیلوفر، حمیدرضا مرادی، نیلوفر ثانی و سپهر امیدوار این را خواندند
زهرا پوررضا و فهیمه این را دوست دارند
واقعا فیلم فارسی واژه ی مناسبیه برای این فیلم
۱۴ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلمی ضد جنگ با فیلمنامه ای قوی و بازی های قابل توجه ولی پرداختی تکراری . طراحی صحنه اغراق آمیز و کلیشه ای و دیالوگ های کیمیایی پسند..! فیلمی در رابطه با اثرات جنگ بر جامعه که به مراتب میتونست خیلی بهتر ساخته بشه..سکانس تعقیب و گریز کاملا فیلمفارسی.و طراحی صحنه ای که تو ذوق میزد..واقعا تا کی از باران و رعد و برق میخوان وضعیت تیره و تار رو نشون بدهند؟؟ نمره ۵ از ۱۰
حمیدرضا مرادی و نیلوفر این را خواندند
سپهر امیدوار و navidjahan این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید