آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش بیگانه در خانه
S3 : 05:08:04 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۰۱ دی تا ۰۷ بهمن ۱۳۹۸
۱۸:۳۰
۲ ساعت و ۱۰ دقیقه
بها: ۶۰,۰۰۰ تومان

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای این نمایش در سالن مستقل تهران لغو شده است.
وضعیت ادامه اجرا در سالنی دیگر و چگونگی جابجایی بلیت‌ها پس از مشخص شدن روند آن به اطلاع خریداران محترم خواهد رسید.
لطفاْ منتظر اعلان بعدی از سوی تیوال باشید.
ما برای پنجشنبه ۱۰ بهمن بلیط داریم، لغو شده؟
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
چرا گزینه خرید بلیط وجود نداره؟بلیط روزهای مونده تموم شده؟تمدید نمیشه نمایش؟
۱۱ بهمن ۱۳۹۸
گروه همیاری (support)
درود بر شما
اجرای این نمایش در سالن مستقل پایان یافته و به سالن اصلی تئاترشهر منتقل شده... برگه اجرای تازه:

اجرا در چارچوب جشنواره:
https://www.tiwall.com/p/biganehdarkhaneh2

اجرای عمومی:
https://www.tiwall.com/p/biganehdarkhaneh3
۱۱ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چقدر دوستش داشتم/چقدر اون ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه‌ی لعنتی رو دوست داشتم/چقدر موزیک کار رو دوست داشتم/چقدر دینو خوب بود، با همه‌ی نقش‌هایی که بازی کرده متفاوت بود و چقدر اینکه اسم خودش رو توی اطلاعات کار نیوردن خوب بود/چقدر ارجاعات به «این یک پیپ نیست» رو دوست داشتم/و دیالوگ‌هایی که بعد نمایش هم با خودت تکرار می‌کردیشون/و محمد مساوات.... /محمد مساوات دست مریزاد

نوشته‌ای بر نمایش "بیگانه در خانه " / محمد مساوات
منتشرشده در روزنامه اعتماد/ 7 بهمن 98

"تئاتر در تصرف مونتاژ و بیگانگی"

اروین پیسکاتور در یاداشتی به این مضمون اشاره می‌کند که "تئاتر مدرن متعلق به چه قرنی است؟" وقتی در روزگار معاصر بسیاری از حوزه‌ها به ویژه سینما، دستخوش تغییرات اساسی، متنوع و متعدد شده‌اند، چطور می‌توان تئاتر را همانند قرن‌ها پیش، همچنان بر یک صحنه‌ی ایستا و دکور و جایگاه تماشاچیان، عرضه کنیم. امروز تئاتر مدرن به دکورهای غول‌آسا و موزیکالی محدود می‌شود که تنها در قسمت‌های فنی پخش صدا و موسیقی تغییر کرده‌اند. پیسکاتور ادامه می‌دهد که حضور "صنعت نو" یعنی بکارگیری ... دیدن ادامه ›› از عناصر متعدد صحنه همچون آسانسورها، سکوهای چرخنده، جرثقیل و پل‌های خودکار، در کنار بهره‌مندی از نماهای نزدیک تصویری از فیلم و تلویزیون و ترکیب مواد چندبعدی با استفاده از پروژکتورها و ارجاعات بیرونی، سبب آزادشدن نیروهای خلاقانه‌ی نمایشنامه‌نویسان، کارگردانان و بازیگران با محتوای نمایشی خواهدشد.

"بیگانه در خانه‌" جدیدترین اثر محمد مساوات، کاملا بر چنین الگویی ساخته و پرداخته شده‌است و در صدد است تئاتری در ترکیب جلوه‌های بصری متعدد و بکارگیری مدیوم‌های تصویری دیگر، یعنی حضور غالب دوربین و پخش فیلم و نماهایی که مختص به پلان‌های سینمایی‌ست، به تماشاگر عرضه کند.
تطابق و حضور همزمان دو مدیوم تصویری یعنی فیلم و تئاتر، از خلاقیت‌ها و شگفتی‌های "بیگانه در خانه" است که از تکنیک فیلمبرداری در لحظه، بهره می‌برد تا هنر زنده‌ی تئاتر را زیر ذره‌بین دوربین و پلان‌ها، به چالش بکشد. و وضعیتی چندوجهی از تمام زوایا و ابعاد یک اجرای صحنه‌ای با تمام رخدادهای غیرقابل پیش‌بینی و بدون کات و تکرار، به معرض دید بگذارد. بدین شکل تئاتر در مسلخ‌گاهی از بزرگنمایی مضاعف، بر لبه‌ی تیغی‌ست که می‌تواند منجر به قربانی‌شدنش شود.

"بیگانه درخانه" بر محوریت اصلیِ معنای "بیگانگی" و ابژ‌کتیویته‌ای که با ابزار مهمی چون فیلم، مونتاژ و حضور شات‌های کلوزآپ و لانگ، با وجود نمایِ ثابتِ تمام عرض لوکیشن(دکور) بیرونی، هنجارشکنانه مفاهیمش را منتقل می‌کند هرچند دراین امر موفق‌ست اما گسست مشهودی با تئاتر را نیز همراه دارد. چراکه همواره تئاتر بعنوان هنر زنده، مقرر بر بازنمایی جهانی حقیقی و نمونه‌ای از آن است که دراین اجرا با حضور متخاصمانه‌ی دوربین و فیلم و دستکاریِ ابژکتیویته‌، تبدیل به دیدفریبی مجهز به ابزارِماشینی (دوربین) برای ژرفایی‌ست که قرارست از نگاه و ارتباط مستقیم مواجهه‌گری تماشاگر با صحنه بدست بیاید نه محصولی از مونتاژ و تصویربرداری دیجیتال.
این دوپارگی یعنی بخشی واقعی و زنده و بخش تصنعی و با واسطه‌ی جعبه جادویی، درجهت پیوند و تکمیل تئاتری نبوده و ریسک بزرگی‌ست که نمودش در حس‌دریافت مخاطبین تاثیر متفاوتی دارد و مساوات آنرا پذیرفته‌است.

"بیگانه در خانه" چندین وجه از بیگانگی را پیش می‌آورد: از لحظه‌ی آغاز، با دکور خانه‌ای که تنها از پنجره‌هایش می‌توان داخل آن را دید و با دیوارهایی مرزبندی شده‌، حضور و نفوذ "بیگانه" یعنی نگاه‌ بیرونی یا تماشاگران را، به آن حریم به معرض می‌گذارد. نگاهی که در عین آنکه ناظرست خود نیز دستخوش تغییر به مدد نما و حرکت دوربین می‌شود و در پلان‌ها گیر می‌افتد. پس از آن، با پخش فیلمی که به نظر می‌رسد همزمان در حال فیلمبرداری‌ست و دوربینی که دارد در هرکجای خانه، تا خصوصی‌ترین قسمت‌ها و زمان‌های کاراکترهای نمایش سرک می‌کشد، دومین عنصر "بیگانه" را مطرح می‌کند؛ رسانه، چشم‌ نامرئی که همواره در حریم‌های خصوصی افراد نفوذ کرده و حتی تاثیرات واضح دارد.
اما شاید بارزتر و تمرکز بیشتر به عنصربیگانه‌ای‌ست که داستان بر محوریت مفهومی آن پیش‌ می‌رود، وضعیت افرادی‌ست که با وجود نزدیک‌ترین پیوندها و بی‌واسطه‌ترین ارتباط‌ ها، موجودات بیگانه‌ای هستند که حتی قادر نیستند از تله‌ی بیگانگی‌ بگریزند و علی‌رغم آنکه هرکدام چنان به جزئیات یکدیگر واردند که در پوشش اکانت‌های مجازی بازهم می‌توانند همدیگر را شناسایی کنند، با اینحال به آن وجه بیگانگی بیشتر وفادار و متمایل‌ند تا حقیقتی که در کنارشان حی و حاضرست.

بیگانگی یک فرآیندست که در طی زمان و پروسه‌های متعدد، خود را آشکار می‌کند. به ویژه افرادی که دریک رابطه هستند، زمان می‌تواند عاملی برای بروز بیگانگی باشد؛ بیگانگی که بیشتر بازتابی از فاصله با خودست نه دیگری؛ هرچند در هیأت دیگری نمود می‌یابد. برای به صحنه آوردن چنین موضوعیتی، مساوات داستانی را شکل می‌دهد که با فرم ویژه‌ای که برای آن در نظرگرفته، یعنی تلفیق تئاتر و سینما، بتواند حداکثر انتقال مفاهیم را داشته باشد. و سرسختانه پیروِ مکمل بودن فرم و محتوا در اثر هنری با جلوه‌های ویژه و نوین به‌ویژه ورود به عرصه‌ی مونتاژ و سینما با تکیه بر تکنیک‌های هیچکاکی‌ست. اگرچه دراین مسیر وزنه‌ی حضور مدیوم سینما در صحنه‌‍‌ی تئاتر آنقدر سنگین‌ترست که عملا تئاتر را از هسته‌ی مرکزی اثر، دور و عقب می‌راند. هرچند با وجود نقاط کور بسیار در دید صحنه با دکوری نامناسب از لحاظ توزیع برابر افق دید جایگاه‌ها‌، برای بخش اعظمی از تماشاگرانی که در سمت راست سالن نشسته‌اند، همان بخش کوچک تئاتری نیز به حداقل رسیده و تمرکز به سمت فیلم و پرده بیشتر معطوف می‌شود.
حضور مدام دوربین در رفت و آمدهای متعدد بین دیوارها، راهروها، نشیمن، آشپزخانه، سرویس بهداشتی و اتاق خواب، و پخش آن بر پرده، از قرار آنکه نگاه بیگانه‌ی ناظر را با خود در تمام موقعیت‌ها همراه دارد، نه تنها فضایی وهم‌انگیز و دلهره‌آور نزدیک به سبک هیچکاک می‌سازد، بلکه می‌خواهد از فضای تخت و ایستای یک اجرای کلاسیک و روال رایجِ تئاتر فراتر رود. اما در این روند بیش از اندازه به سمت فرمِ روایی سینمایی نزدیک می‌شود و بیش از آنکه قائل به تکنیک و تلفیقی موثر و کارآمد باشد، منجر به "خودنمایی و به رخ کشیدن" می‌شود.
چنین ترکیبی از سوی کارگردان، در یک اثر نمایشی و تئاتری نیز بیگانه‌ی دیگری‌ست که خودش را به جهان تماشاگر، تحمیل می‌کند، یعنی فیلم خود بیگانه‌ای در هستیِ تئاتر می‌شود و مخاطبی را که به قصد دیدن اجرایی تمام زنده به سالن قدم گذاشته‌است، با حجم زیادی از فیلم و تصاویر ابزاری مواجه می‌کند، آنچنان که بخش‌های تئاتری، در کمترین تاثیر، کم اثر باقی می‌ماند.

پرده‌ی پخش فیلم نیز، با وسعت و اندازه‌اش، بشدت موجود بیگانه‌ای در صحنه‌ی تئاترست . آنقدر زیرکانه به تمرکز تماشاگر نفوذ می‌کند که برای توقف آن و برگشت به جریان تئاتر، مخاطب ناگزیر به کشمکش و مقاومت بسیاری‌ست که تمام توجه‌اش معطوف فیلم و پرده نباشد بلکه رخدادها را از زوایای محدود دید یعنی پنجره‌ها به دنیای آن زوج، در بازی‌های زنده بر صحنه ببیند. این بیگانه چنان نافذست که در اغلب زمانِ اجرا، قدرت بی چون وچراست و اغلب بیش از صحنه، نگاه تماشاگران را جلب می‌کند.

داستان نمایش نیز، بیگانگی‌ها متعددی دارد. مساوات در جریان بازی و اجرا، کاراکتری را وارد می‌کند که نقش بیگانه/فیلمبردار یا همان فرد حاضر نامرئی را ایفا کند.مصداقی معنایی و عملی از بیگانه‌ای در خانه و در ارتباط بین مرد و زن، که مدام از خود ردپایی بجا می‌گذارد و حضور دائم دارد، اما از دید آنها پنهان است. در بخش پایانی نمایش، هنگامی که بیگانگی آن زوج بطور واضحی برملا می‌شود، جای خود را با مرد تعویض می‌کند. که نمادی باشد بر تاکیدِ غربیگی آنان . این جابجایی کاراکتر ایده‌ی تکمیلی جذابی‌ست بر داستانی که هرچند می‌خواهد رازگونه پیش برود اما از همان ابتدا، لو رفته و دستش رو می‌شود. شاید کارگردان در صدد پنهانکاری نبوده باشد اما در فرم انتخابی‌اش، لزوم حفظ این غافلگیری ضروری به نظر می‌رسد تا همچنان تماشاگر در طول اجرا، در وضعیت تعلیق و هیجانی باقی بماند.

"بیگانه در خانه" اگرچه دارای جذابیت‌هایی منحصر به‌فردست اما چه در فرم که خلاقانه و درنوع خود کم‌نظیر بوده اما فاقد نسبتی متعادل و موزون از تلفیق فیلم و تئاترست، و چه در متن و محتوا که کم‌رمق و تکراری‌ و بیش از اندازه در اجرا خودنما و متظاهرست، از دیگر آثار موفق و پیشروی پیشینِ مساوات عقب می‌ماند. و بیش از آنکه دوستداران تئاتر را راضی و انتظارات‌شان را برآورده کند، برای علاقمندان هنر فیلم و سینما، مقبول و موردپسند واقع می‌شود.

نیلوفرثانی

منابع:
نظریه صحنه مدرن / مجموعه مقالات/ یدالله عباسی/ نشرقطره
جامعه شناسی تئاتر/ ژان دووینیو / جلال ستاری/ نشر مرکز
ژاک لاکان/ شون هومر/ م جعفری و م طاهایی / نشر ققنوس

http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/141878/%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%98-%D9%88-%D8%A8%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%8A
خانم ثانی عزیز،مثل همیشه نقداتون عالی و بی نظیره
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
خانم ثانی عزیز
فقط همین چند خطی که نوشتید باعث شد بیشتر از گذشته بپذیرم نویسنده ای هستید که دنبال سلبریتی های جعلی ساختن نیستید. مجیز افرادی را که با لابی و پول و ارتباطات پشت پرده سعی در لاپوشانی بی دانشی و بی هنریشان هستند، نمی گویید.

ممنون از پاسخ آگاهانه شما
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
سپاس از تو یسنا جان که با تیزهوشی مسیر اطلاع رسانی و آگاهی رو هموار می کنی و نتایج رو با ما به اشتراک می گذاری.. قطعا کمک بزرگی ست به تئاتربین ها...
درود دوست من
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نمایش تمدید شد. خرید بلیت شنبه ۱۲ و یکشنبه ۱۳ بهمن این نمایش، به کارگردانی سید محمد مساوات و با بازی رومینا مومنی‌، محمد علی‌محمدی، امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«بیگانه در خانه»
داستانی تماما روانکاوانه با ساختاری بی نهایت جذاب و هنرمندانه.
در نمایش بیگانه در خانه، تماشاگر با زوج مهاجر جوانی روبرو‌میشود که هر کدام در محیط ایزوله احساسی خود در کنار یکدیگر زندگی میکنند، زوجی که نه تنها در کشوری که زندگی‌میکنند بیگانه هستند در خانه خود نیز درگیر این حس و همچنین در بیان احساسات خود ضعیف و ناتوان هستند. زوجی‌که همانطور که فروید بیان میکند دچار نوعی ، ترس و یا نتوانی در برقراری احساسات(fear of intimacy )، میباشند. این ضعف در بیان احساسات معمولا به شیوه های مختلفی به نمایش در می آید که در این داستان کارکتر مرد که ناتوان در بیان احوالات روحی خودش هست سعی در تعقیر شیوه خود برای بیان احساساتش میکند و با ساختن اکانت جعلی(AL7) تلاش میکند تا شریک زندگی خودش را در جریان احوالاتش بگذارد. نکته جذاب داستان در همین تغییر چهره نهفته هست حضور مرد دوربین به دست داستان که نمایان گر چهره دوم مرد یا همان AL7 هست، به راحتی از احوالاتش صحبت میکند و دیگر در بیان هر انچه در او میگذرد واهمه ای ندارد. به بیانی دیگر این زوج به قدری در محیط ایزوله خود فرو رفته اند که دیگر نمیتواند با هم در ارتباط باشند و نیاز به سپری برای بیان احساسات خود دارند. با دقت به روند نمایش زمانی این زوج زمانی قادر به کنار هم‌نشستن و صحبت در باره ی رابطه شان‌ میشوند که AL7 در کاناپه بین آنها مینشیند و همان سپر احساسی را برایشان ایجاد میکند تا راحت تر باهم صحبت کنند. اما شخصیت جذاب و بسیار مهم دیگردر نمایش،پیر زن آلمانی، که به نوعی راوی احوالات درونی زوج هست، نقش مهمی در این گذر احساسی ایفا میکند. پیر زن همانگونه که اشاره کردم حس درونی و ترسناک ایزوله بودن این زوج‌هست و هر بار که این دو‌ به تنهایی با ان روبرو میشوند شرایط ترسناک و غیر قابل تحملی برایشان ایجاد میکند. پیر زن با قرار دادن جعبه ای که ماسک گوزن(که به تعبیری نماد قدرت نیز هست) به زوج جوان این اجازه رو‌میدهد که هر دو با‌گذاشتن ماسک و تقییر چهره، بر ترسشان فائق شوند. ترسی که هیچ وقت از بین نرفت اما سرپوشی بر آن گذاشته شد. حال با نگاهی به عنوان نمایش میتوان گفت که این بیگانه در خانه «حس مشترک» بود نه حضور فردی بیگانه.
در پایان باید گفت این‌نمایش بی شک از باب کارگردانی،طراحی دکور، موسیقی و بازیگری، یکی از بی نظیر ترین نمایش های به صحنه برده شده میباشد.
نکته قابل تامل دیگر در این نمایشنامه در طراحی و دکور این نمایش گنجانده شده است.با نگاهی گذرا بیننده متوجه میشود،تمام اِلمان های حاضر در صحنه به تعداد فرد گذاشته شده.به عنوان مثال در دو طرف پنجره سه ردیف شیشه تعبیه شده،یادر آشپزخانه سه عدد صندلی گذاشته شده و یا در کاناپه ای که در آخر زوج در حال گفتگو کردن و حل مشکلاتشان به نحوی هستند،جای سه نفر تعبیه شده و یا در جای دیگر زمانی که چهارقاب عکس روی دیوار هست بعد از اینکه پیرزن وارد خانه میشود،یکی از قاب عکس ها را بر می دارد وتعداد قاب عکس ها به عددی فرد می رسد.این جای گذاری به تعدادی فرد،در اِلمان های طراحی دکور،به نوعی بیانگر (حضوری) دیگر است.حضوری که شاید به معنای فیزیکی حس نشود امادر جای جای زندگی زوج قابل تلمس هست.
۰۴ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به آگاهی می‌رسد ساعت اجرای این نمایش در روز پنجشنبه ۱۰ بهمن‌ماه به ۲۲:۳۰ تغییر داده شده است.
خریدران محترم در صورت عدم امکان حضور در این ساعت برای لغو بلیت‌ها می‌توانند شماره کارت بانکی خود را به همراه کد پیگیری بلیت به نشانی support@tiwall.com ارسال فرمایند.
همین؟
تغییر داده شده!
بهتره دلیل قانع کننده ای براش داشته باشین.
۰۳ بهمن ۱۳۹۸
آقایون و خانم ها اگر کسی میخواد کنسل کنه بنده در به در بلیت هستم ۲تا بلیت/همیار جان اگر فردا بیام اونجا امیدی هست یه تشکچه بدین روی زمین بشینیم یا نه؟
۰۳ بهمن ۱۳۹۸
سلام.بنده هم دنبال دو تا بلیط البته روی صندلی نه تشک، هستم..اگر کسی کنسل کرد با من تماس بگیره من خریدار هستم.
۰۹۱۲۳۰۷۳۵۷۲
۰۴ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش به کارگردانی سید محمد مساوات و بازی رومینا مومنی‌ و محمد علی‌محمدی امروز چهارشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
تاریخ سانس‌ها ممکن است تغییر داشته باشد که از سوی تیوال اعلام خواهد شد.
زهره الف این را دوست دارد
نمایش تمدید نمیشه؟
۰۲ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگاهی به نمایش «بیگانه در خانه» به کارگردانی سید محمد مساوات
خرده‌روایت‌هایی درباره ازخودبیگانگی
سید حسین رسولی

دو‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۷
روزنامه اعتماد، صفحه ۸

این روزها نمایش «بیگانه در خانه» به نویسندگی و کارگردانی سید محمد مساوات و بازی رومینا مومنی‌، محمد علی‌محمدی، علی حافظ‌پور و نوید محمدزاده در تئاتر ... دیدن ادامه ›› مستقل تهران روی صحنه است. جالب است که اسم نوید محمدزاده در پوستر، بروشور و معرفی سایت خرید بلیت نیامده است که نشان از بازیگوشی کارگردان در تمام بخش‌های اجرا دارد.

سیاست‌های خوانش اجرا
بسیاری از منتقدان کارهای مساوات را پست‌مدرن می‌دانند و حتی به آثار او برچسب‌های گوناگونی چون فرمالیستی و سوررئالیستی زده‌اند. با این وجود این کارگردان در اجرایی چون «قصه ظهر جمعه» تلاش می‌کند نوعی «ناتورالیسم حاد» را به تصویر بکشد. من هر بار که با آثار مساوات مواجه شده‌ام کارگردانی سخت‌کوش، زحمت‌کش و پرمایه‌ای را دیده‌ام که کارهایش «دیدنی» است نه «شنیدنی»؛ ولی همیشه نقدهایی جدی‌ به شیوه اجرایی او داشته‌ام. واقعا از چه زاویه دیدی باید به شیوه اجرایی مساوات نگاه کنیم؟ این روزها کتابی با عنوان «ژیژک» به نویسندگی شان شیهان ترجمه شده است که خواندن آن مهم است. شیهان در بخش پیدا‌کردن راه و سبک‌شناسی آثار ژیژک می‌نویسد: «نقشه‌های توپوگرافیک (مکان‌شناختی) احتمالا بیشتر مفید خواهد بود تا تصایر منظره.» او در ادامه می‌افزاید: «در ژیژک قواعد تثبیت‌شده چشم‌انداز به کار نمی‌آیند، چون هیچ قواعد ظاهری‌ای، هیچ نقطه محوشونده‌ای در افق که بیننده بدان بیاویزد، هیچ پس‌زمینه یا پیش‌زمینه‌ای، و هیچ نگاه تثبیت‌شده‌ای وجود ندارد». به نظر می‌رسد در زمینه تئاتر هم باید به قواعد چشم‌انداز توجه ویژه‌ای داشته باشیم زیرا که شیوه اجرایی کارگردانی چون مساوات متغیر است و به راحتی نمی‌توان برای او حکم صادر کرد با این حال شباهت‌های خانوداگی مشخصی در اجراهای او دیده می‌شود. مساوات تلاش می‌کند با هویت و زبان بازی کند و کاراکترهایی را تصویر می‌کند که بیشتر شبیه به عروسک، ماشین و روح هستند. خیلی از کنش‌ها و رفتارهای این کاراکترها منطق و علت خاصی ندارد. داستان‌های مساوات نیز از قاب داستان‌های خطی ساده کلاسیک خارج هستند و بیشتر با مفاهیم و ایده‌ها سر و کار داریم که در خرده‌پیرنگ‌های مختلف طراحی می‌شوند و در نهایت به یکدیگر می‌رسند.

خرده پیرنگ‌هایی درباره از خود بیگانگی
گویا موضوع نمایش «بیگانه در خانه» درباره بیگانه‌هایی در خانه است. طراحی لباس و صحنه نمایش چشم‌نواز و گیراست ولی آنقدر پرده نمایش بالا است که گردن درد گرفتم. در ابتدا زن و مرد جوانی را می‌بینیم که نسبت به یکدیگر بیگانه هستند. آنان ایرانی هستند و در آلمان زندگی می‌کنند و مدام در فضای مجازی سرک می‌کشند و درباره فردی مجهول‌الهویه نیز بحث می‌کنند که به زن پیام داده است. کارهای زن برای مرد مشخص نیست و بالعکس. ناگهان فردی که یک دوربین فیلمبرداری دارد از جایی در خانه بیرون می‌آید و تصاویر زنده‌ای را از زندگی زن و مرد برای تماشاگران نمایش می‌دهد ولی کاراکترها او را نمی‌بینند. این قرارداد به ناگهان شکسته می‌شود و زن و مرد با دستکش بیگانه برخورد می‌کنند؛ البته که اصلا منطقی نیست. در واقع، نمایش مدام قوانین و منطق‌های ساخته شده خود برای تماشاگر را می‌شکند و آنان را هم بیگانه می‌بیند؛ یعنی حتی تماشاگران نسبت به کارگردان و شناخت آثار او بیگانه هستند. این موضوع باعث تغییر لحن‌های گوناگون در کارگردانی می‌شود. لحن‌ها و ژانرها از رئالیسم به سوی دلهره‌آور و ترسناک و در ادامه به سوی کمدی و حتی ابزورد می‌روند. با این تفاسیر، مساوات تلاش کرده ژانر، سبک، لحن، زبان، روایت، کاراکتر، شیوه اجرایی و حتی دانسته‌های تماشاگر نسبت به اجرا را تغییر بدهد و هیچ ثباتی در کار نیست که این خود نشان از نوعی بازیگوشی و حتی ضعف دارد و عملا ما را به سمت نوعی تفکر پست‌مدرن می‌برد. در واقع، انگار تمام کلان‌روایت‌ها ویران شده‌اند و خرده‌روایت‌های گوناگونی به یکدیگر وصل شده‌اند و بر مفهوم «از خود بیگانگی» تاکید دارند. اجرا هم انگار کولاژی از تئاتر و سینما است اما سینما بر تئاتر چیره شده است. نشانه‌شناسی صداها هم جالب است زیرا که پیرزنی در همسایگی زوج جوان وجود دارد که مدام مزاحم آنان می‌شود و به در می‌کوبد و پس از چندی که وارد خانه می‌شود مانند شبحی درخانه می‌گردد و زوزه می‌کشد و سپس بیرون می‌رود. گویا او دنبال شوهر خود است و ما را یاد فیلم‌های ترسناک می‌اندازد. پیرزن آنقدر می‌آید و می‌رود و آنچنان حرکت‌های اضافه می‌کند که در نهایت با فضا و لحنی کمیک مواجه می‌شویم. در پایان، بیگانه‌ای که در حال فیلمبرداری در خانه است به ناگاه جای مرد خانه را می‌گیرد و مرد خانه تبدیل به فیلمبردار بیگانه می‌شود و در نهایت نمایش با خنده‌ایی رو به دوربین از جانب زن و مرد تمام می‌شود. ما در نمایش هر چه پیش می‌رویم نسبت به گذشته داستان بیگانه می‌شویم انگار از همه چیز «آشنایی‌زدایی» شده است. شکستن مکرر لحن و فضا به کارگردانی لطمه می‌زند و آنقدر معناهای گوناگون در کار هست که باعث بی‌معنایی می‌شود. در مجموع، مساوات مفاهیمی را مطرح می‌کند و سپس از آنها فرار می‌کند چون جواب درستی به هیچ چیزی نمی‌دهد و تنها مشغول فرم و تکنیک و ایگوی خود است.


http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/141394/خرده%E2%80%8Cروایت%E2%80%8Cهایی-درباره-ازخودبیگانگی

https://www.magiran.com/article/4004642


نوشته‌های دیگری از «سیدحسین رسولی»
ما دچار تنبلی فرهنگی شده ایم / قطب الدین صادقی در گفت و گو با «ایران» از نمایش «چنور» می گوید
روزنامه ایران، یک‌شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۸

کمدی از اندیشه و سیاست جدا نیست / نگاهی به نمایش «پونز» به کارگردانی صحرا فتحی
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸

انضمامی کردن تولید تئاتر امروز / نگاهی به جدایی نظریه و عمل در تئاتر ایران
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۸

نیست شدن نمادین / نگاهی به نمایش «سوختن» به کارگردانی علیرضا آرا و علیرضا اولیایی
روزنامه اعتماد، چهار‌شنبه ۴ دی ۱۳۹۸

از رویا تا واقعیت / مدیران تماشاخانه های تئاتر خصوصی از دغدغه های خود می گویند
روزنامه ایران، یک‌شنبه ۱ دی ۱۳۹۸

و...
وقتی دیدی اونقدر ترسیدی که ممکنه بمیری!
فقط باید یه کار کنیَ؛ اونم تسلیم شدنه.
تسلیم شدن یعنی از بین بردن قدرت ترس.
چشماتو ببند. دستاتو باز کن و توو دلت بگو: تسلیمم.. تسلیمم.. تسلیمم..
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش (جمعه ۴ تا دوشنبه ۷ بهمن‌ماه) به کارگردانی سید محمد مساوات و بازی رومینا مومنی‌ و محمد علی‌محمدی امروز یکشنبه ساعت ۱۳ آغاز خواهد شد.
مسحور تک تک لحظات نمایش شدم..زیباتر از این نمی تونست باشه.
برخلاف نظر دوستمون به نظرم بیگانه شدن زن و شوهر به واسطه ی شروع ارتباط زن با al7 و پتانسیلی که فضای مجازی برای دور شدن از هم داره نبود.حضور al7 نمادی بود برای عینیت بخشیدن بیشتر و پررنگ تر به جدایی ای که قبلا اتفاق افتاده بود.
بیگانگی اتفاقی است که دیر یا زود،.کم یا زیاد توی هر رابطه ای شکل می گیره و دلیلش اینه که ما مراقبت کردن از رابطه هامون رو یاد نگرفتیم.اغلب ما یاد نگرفتیم توی رابطه چطور فکر کنیم،چطور صحبت کنیم،چطور گوش بدیم،چطور انتقاد کنیم و چطور توجه و مراقبت کنیم که باعث رشد رابطمون بشه.ما اغلب فقط عادت می کنیم به تعامل با اونی که باهاش توی رابطه هستیم.
رشد دادن رابطه هامون و نگهداری درست ازش چیزیه که متاسفانه یاد نگرفتیم.سالها پیش تجربه ای هرچند کوتاه ولی بسیار مفید با دکتر مهدی بینا توی همین زمینه داشتم که دیدگاهم رو نسبت به ماهیت رابطه رشد داد.یادمه ایشون می گفتند ذهن ما ۳ لایه داره(همون لایه های کودک-بالغ-والد)و متاسفانه ما اغلب با لایه ی اول و سوم ارتباط برقرار می کنیم؛ مثل زن نمایش که تمام مدت با ذهن سومش صحبت می کرد و نقش یک والد مراقبت گر و دستور دهنده رو برای مرد ایفا می کرد و مرد هم لابد کودکی بود که نیاز به این مراقبت ها داشت؛
لایه ی دوم که اتفاقا برای مراقبت و رشد ارتباطاتمون حیاتیه خاموشه.چون کسی بهمون یاد نداده چطور روشنش کنیم.وقتی ذهن دوم روشن بشه بیگانه ای در خانه نخواهد بود.

دکور منو یاد "این یک پیپ نیست" انداخت اول فکر کردم که بازم تکرارِ ، اما وجود دوربین و جایگیری بسیار خوبش، تصویرهای عالی دوربین، دیدن عمق دکور توسط دوربین نظرمو عوض کرد.
کارگردانی بسیار پر رنگ مساوات،دکورِ عالی، طراحی لباس و گریمِ خوب،بازی های به اندازه (به جز بازیگر نقش مرد که به نظرم میتونست بیان و اَکتِ بهتری داشته باشه، موسیقی پایانِ کار همه نشانه های یک تیاترِ خوب و فکر شدست.
بعضی ها نوشته بودن که اومدیم تیاتر ببینیم نه فیلم، به نظرم اصلا اینطور نبود چون اون تصاویر داره live گرفته میشه.
به نظرم این که تصاویر روی پروژکتور، همان تصاویری باشد که فیلمبردار ضبط می کند، احتمالش بسیار پایین است. این که دوربین قریب به دو ساعت با کیفیت بالا، لایو بگیرد و نیازی به تغییر و تعویض باتری نداشته باشد، و این که بدون قطعی و تأخیر با مثلا بلوتوث و وایرلس تصاویر را روی پروژکتور بفرستد گواه آن است. در این جا احتمالا با یک فیلم کامل از پیش ضبط شده طرفیم که تیتراژ اول و آخر و زیرنویس هم دارد و فقط گهگاهی اپراتور از طریق پخش کننده، زیرنویس ها را عقب و جلو می کند.
یک مطلب دیگر هم این که در شب های متوالی از دوستان شنیده ام که دوربین از تصویر عقب می ماند. تفاوت زاویه و جای دوربین که حتما اتفاق می افتد هم به جهت دوری ما از دوربین و سوژه و فاحش نبودن اختلاف زاویه و سطح برای ما قابل تشخیص نیست.

این را می پذیرم که همین میزان هماهنگی فیلمبردار با دکوپاژ دوربین که تصور زنده بودن تصویر را ایجاد می کند هم کار بسیار سختی است ... دیدن ادامه ›› و نیازمند تمرین زیاد، اما به نظرم چه لایو باشد چه نباشد، اجرای قابل قبول این فرم پیچیده، هیچ فضیلت و امتیازی برای اثر نیست، جز یک فرم خودنمای دور از تئاتر برای کارگردانش!
۲۷ دی ۱۳۹۸
متاسفم بابت همچین نقد بچه گونی ای
تاسف بابت این همه ذهن خراب شما
۲۷ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از دوشنبه ۳۰ دی تا چهارشنبه ۲ بهمن، کاری از سید محمد مساوات امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
چهارشنبه ۲ بهمن آخرین اجراست یا باز هم ادامه خواهد داشت؟
۲۶ دی ۱۳۹۸
گروه همیاری (support)
درود بر شما
تاریخ پایان این نمایش از سوی گروه محترم اجرایی اعلام نشده است. این مورد مجددا از برگزارکننده محترم استعلام خواهد شد.
۲۶ دی ۱۳۹۸
الان تو برگه نوشته شده تا 11 بهمن دیگه
۲۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امر مدرن
نمایش بیگانه در خانه درباره ورود موجود مرموزی به زندگی ما می باشد که آنقدر آرام می آید و در زندگی ما حضور دارد که از درک وجودش غافلیم. این بیگانه مثل حضور دوربین در خانه است که وجود دارد اما دیده نمی شودو استعاره ای ست از امر مدرن. مدرنیسم در زندگی ما رخنه کرده و ما را به سمت آرمان های خود می برد در حالی که ما از وجود آن بی خبریم و این حرکت آنقدر آرام و بی نشانه انجام می شود که ما نمی توانیم از وجود آن آگاهی پیدا کنیم. مدرنیسم در حال ساختن آرمان شهری برای ما بوده است که ما را به مثابه نیروی مولد آن بکار گیرد و بعد از اتمام کار به عنوان قربانی از ما استفاده کند. موجوداتی که پرورش داده می شوند تا از آنها در موقع لزوم استفاده شود. این امر بیگانه همان وجود مدرنیسم در زندگی ماست که خود را به ما تحمیل کرده و روح و ذهن ما را به تسخیر خود درآورده است و از ما برای مقاصد خود استفاده می کند و ما در برابر آن کاملا بی سلاح ایم. ما را در بحر خود فرو می برد ولی ما نمی توانیم در مقابلش کاری بکنیم و برای اینکه خود را متوجه نشویم ودرد خود را کمتر حس کنیم به آن پناه می بریم در حالی که همان پناهگاه ما خود عفریت هزار سر دیگری ست که ذهن ما را می باعد و از آن جز ویرانه ایی باقی نمی گذارد.
این اثر مانند تابلوی ورود ممنوع امر مدرن به زندگی ماست.
من به شخصه دنبال کننده ی قوی کارهای آقای مساوات هستم و همیشه خلاقیت و ایده های ناب اثرهای ایشون را ستایش می کنم .
بیگانه در خانه بی شک در مساله ی تکنیک فیلمبرداری و تلفیق تیاتر و تصویر در تیاتر ایران بی نظیر است . و بعد از آن دکور و طراحی صحنه مثل همیشه عالی و خوب است .
قطعا بعد از این همه تعریف یک اما ی بزرگ دارم که اصلا درکش نمیکنم چرا نمایش انقدر کند و کند و کند بود؟!!! دوساعت نیم برای درک سینمای کلاسیک در حین نشستن بر صندلی های بدقلق و ناجور تماشاخانه مستقل کاری بسیار بسیار سخت است . البته که من نمایش "این یک پیپ نیست" رو دوبار بر روی همین صندلی ها دیدم و هیچ وقت نفهمیده بودم چقدر صندلی ها ناراحتن !!!!
هنوز متوجه استفاده ی آقای مساوات از زبان من درآوردی نشده ام که البته در کار قبلی مفهوم ایجاد می کرد. اما اینجا نه یا شاید هم من متوجه مفهومش نشدم. و البته از این حرکت که اسم نوید محمد زاده در لیست بازیگران نبود را بسیار پسندیدم و من انگاشتم دلیلش این بود که "ریا نشود" سلبریتی در نمایش مان هست!!!
الحق هم پرفورمنس بی نقص و عالی داشتند .
خلاصه دیدن نمایش خالی از لطف نیست اما دوساعت و نیم را در ذهن داشته باشید.
به آگاهی می رسد ساعت اجرای نمایش «بیگانه در خانه» در تاریخ جمعه ۲۷ دی از ساعت ۱۸:۳۰ به ساعت ۱۴ تغییر یافته است.
لطفا در صورت نیاز به جابجایی یا لغو بلیت خود، تا ساعت ۱۷ روز چهارشنبه ۲۵ دی با پشتیبانی تیوال به شماره ۰۲۱۶۶۱۷۶۶۳۷ تماس بگیرید.
برای بار دوم مجبور به لغو بلیط هستم به دلیل تغییر ساعت - - دلیلش رو متوجه نمیشم هر دوبار جمعه و تغییر ساعت!
۲۴ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سرد و گرم است. شوهر با تصنع و فاصله‌ی خاصی حرف می‌زند ولی زن نه. صدا و لحنِ پیرزنِ نمایش عالی است. خوب کلافه می‌کند و می‌تواند تبدیل شود به لذتیِ مالیخولیایی، تب‌آلود. خودِ پیرزن اما بلاتکلیف است. اول قرار بوده بار دراماتیک داشته باشد و قصه را پیش ببرد. وقتی با آن حال می‌آید توی خانه، دلهره‌ دستِ آدم می‌دهد اما کم کم سعی می‌کند بامزه باشد که نیست! قرار است، مثل یک عنصر مزاحم روایت، عامدانه در قصه وقفه بیندازد که می‌اندازد اما نه این است و نه آن. بلاتکلیف است. روانیِ پذیرایی را خاموش کرده‌اند....
بخشی از یادداشتم بر "بیگانه در خانه"
نمایش پرده دارد. آویزان است و فیلمی از یک زن و شوهر در خانه‌ی خودشان را نشان می‌دهد. با خودم می‌گویم مگر این یک تئاتر نیست؟ هست! روی زمین، پایینِ پرده، خانه را از بیرون و زن و شوهر را از پشت پنجره‌های پذیرایی و آشپزخانه می‌بینیم. (بیرونِ خانه هم یک محوطه‌ی بزرگِ خالی‌ است که حتما یک جا به کار می‌آید). صحنه فعلا دو نیم شده است؛ یک‌جور اسپلیت اسکرینِ افقی؛ بالا فیلم است، پایین تئاتر. این هم‌زمانیِ فیلم و تئاترِ یک اتفاق واحد، کارکردی دیگر به هر دو می‌دهد. بالا انگار یک رسانه‌ی خبری است و پایین، واقعیتِ خبر. بالا به واسطه‌ی دوربین، می‌شود رسانه؛ رسانه هم به واسطه‌ی ابزار؛ به واسطه‌ی قلم، دوربین، ضبط صوت. موقعِ تماشای بیگانه‌ در خانه، شاهد ماجرایی در رسانه/فیلم هستیم در حالی که واقعی‌ِ همان ماجرا را در پایین می‌بینیم. واقعیت، هر بار که پایین را نگاه می‌کنم، تکان‌دهنده است. گوشی‌ام می‌لرزد و یک صدای دنگ می‌دهد. بی‌خیال! نگاهش نمی‌کنم. یک چشمم به ....
بخشی از یادداشتم بر "بیگانه در خانه" - متن کامل در:
http://www.parrseh.com/بیگانه-در-خانه/
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی سید محمد مساوات و بازی رومینا مومنی‌، محمد علی‌محمدی، از جمعه ۲۷ تا یکشنبه ۲۹ دی‌ماه امروز یکشنبه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
سحر غنی زاده این را دوست دارد
همیاری جان در جریان نیستی که آیااین نمایش روز شنبه ای مجدد اجرای ویژه ساعت 15 خواهد داشت یا نه؟
۲۲ دی ۱۳۹۸
راجع به تمدید کار هم اطلاع رسانی کنید لطفا. برای من هشدار "رو به پایان" اومده ولی تو صفحه اصلی تاریخ پایان دوره اجرا رو ننوشته.
۲۳ دی ۱۳۹۸
امروز نمایش اجرا میشه ؟
۲۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز بالاخره به لطف اجرای ساعت 15موفق به تماشای بیگانه در خانه شدم، از همون موقع که سالن رو ترک کردم تا الان که دارم این متن رو می نویسم ذهنم بسیار دگیر متن هست. متنی که بر خلاف بازگویی ساده به نظر اینجانب لایه های فراوان داشت.
ساده ترین لایه متن که با همان مونولوگ اولیه گفته می شود در مورد خیانت و وفاداری در نسل های مختلف است. همسر مارکوس در حالی که با مارکوس 4 ماه بیشتر زندگی نکرده حالا پس از همه این سال ها ذهنش هنوز مشغول مارکوس گم شده اش استو یادگاری اش را با خود در جعبه ای حمل میکند. این در حالی است که نسل امروزی به راحتی پتانسیل خیانت کردن را دارند (البته در ظاهر).
بیگانه ای که در خانه است و مشغولی فیلم برداری از یک سری نقاط کور صحنه است (مانند دستشویی، اتاق خواب و...) همان کسی که نیست هست. اما موضوع در لایه دوم متن وحشتناک تر می شود.
لایه دوم متن کاملا به اینترنت می پردازد جایی که در آن خطر خیانت و جنایت و خطر های اینچنینی بسیار فراوان است. ساده ترین مثال هم دقیقا جایی می آید که شوهر زن را به خیانت از طریق فضای مجازی متهم میکند که البته در آخر هم معلوم می شود که خود شوهر مشغول ارتباط با زن بوده.
اما پرداخت به اینترنت به اینحا خلاصه نمیشود. سالیان پیش در حال تحقیق در مورد موضوعی برای یک پروزه دانشگاهی بودم که بر اثر تصادف به موضوعی برخوردم موضوعی به نام دیپ وب (deep web) یا دارک وب (dark web) این قستمی از اینترنت است که به راحتی در دسترس قرار نمیگیرد باید با جستجوگر های مخصوص به آن دسترسی پیدا کرد چیزی که وحشتناک ... دیدن ادامه ›› است محتوای آن است. محتوای دیپ وب اصولا به دست هکر ها و جنایت کار ها تهیه می شود به این شکل که هکر ها با هک کردن دوربین های مدار بسته محتوای آن ها را در آن جا به فروش میگذارند (تصاویری که از ویدیو پروژکشن در این اجرا پخش شد) یا افراد با نقاب هایی مسخره مانند کله حیوان،دلقک و عروسک مشغول شکنجه کودکان و سالمندان میشوند و آن ویدیدو را در آنجا به اشتراک میگذارند و میفروشند. (صحنه آخر، ماسک های گوزن، تصویر سیاه و سفیدی که ویدیو پروژکشن پخش شد)
فضای اثر از همان ابتدا و مونولوگ اولیه بسیار وحم آلود و استرس زا است و هرچه بیشتر پیش می رود استرس فضا بیشتر میشود.
به عنوان کسی که دو اثر قبلی مساوات رو دیده به شخصه این اثر رو بیشتر از همه دوست داشتم به خاطر پرداخت فوق العاده اش داستان پر کششی که دارد و در آخر بازی دینو.