تیوال نمایش خاکستر به خاکستر
S3 : 07:24:28
رپرتوار مکتب تهران
  ۱۶ تا ۲۸ دی ۱۳۹۷
  ۲۰:۰۰
  ۴۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: هارولد پینتر
: حسین سخنور
: معصومه حسن زاده، جلال احمدپور، گلناز گرجی پور

: بیتا پورحسینی
: پوریا احمدیان
: علی اکبر محمدخانی
: موسی هاشم زاده
ماجرای زن و مردی که فاجعه ای شاید مثل آشوتیس را پشت سر گذاشتند و بعد از مدتی به هم رسیدند. اما این بار بدون بچه ای که قبلا بوده و حالا...
سبک:
درام
شهر:
تهران

مکان

خیابان کریمخان زند٬ خیابان شهید عضدی(آبان جنوبی)، کوچه کیوان، پلاک ۸، زنگ یک، سالن مکتب تهران
تلفن:  ۸۸۹۳۵۵۸۳-۵

گزارش تصویری تیوال از نمایش خاکستر به خاکستر / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این کار از اون نمایش هایی هست که اغلب دوستان دوست نخواهند داشت بدون شک، من خودم هم خیلی نتونستم دوسش داشته باشم
اما اما و اما چیزی که باعث شد من نظرمو بنویسم و دوسش داشته باشم جسارت و نوع آوری و فکر کارگردان و گروهش بود، گروهی که در پی ماجراجویی در تاتر بود چیزی که این روزها خیلی کم اتفاق میافته به دلیل ترس از شکست
شاید این اجرا از لحاظ درامد و جذب مخاطب با شکست روبه رو بشه اما به هدف بزرگتری خواهد رسید و به ماجراجویی دست زد که بسیار لذتبخش تر بود
اما این ماجراجویی و کشف چه بود ؟؟؟!!!
ما معتقدیم که کنش باعث حرکت و عمل خواهد شد ، یعنی ایستایی و سکون وجود دارم و کنش دراماتیک یا بهتر بگم زنجیره ای از کنش ها باعث پویایی، حرکت و فعل خواهد شد
اما در این اجرا کارگردان با شهامت و گروهش پی این رفتند که اگر ما در ابتدا حرکت و پویایی داشته باشیم و کنش باعث سکون ... دیدن ادامه » و ایستایی ما شود، آن وقت چه خواهد شد؟؟؟؟
پس ماه ها تلاش برای رسیدن و کشف این مفهوم و معنا
دم شما گرم که انقدر جسورانه و بدیع و خلاق با تاتر برخورد میکنید.
جناب مرادی عزیز میشه لطف کنین این روند رسیدن از کنش به سکون رو بیشتر توضیح بدین؟
راستش من هم به عنوان اجرای اول دوستان و جسارتشون رو دوست داشتم، ولی خب ارتباط گرفتن باهاش راحت نبود برام.
۲۶ دی ۱۳۹۷
سپهر عزیز و بزرگوار دیر رسیدم و لذت این دیدار و جمع رو از دست دادم متاسفانه :(
۲۷ دی ۱۳۹۷
خیلی خیلی ممنونم جناب مرادی از توضیحتون.
۲۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهارراه مکاتب!
1- «خاکستر به خاکستر» اصطلاحی آمریکایی به معنای «هیچی به هیچی» یا «خوب حالا که چی؟» هست.
2- گاهی کشیشان هم این اصطلاح را هنگام دفن اموات به کار می‌برند.
3- نویسنده کار، هارولد پینتر متولد 1930 لندن و برنده جایزه نوبل ادبیات، مبدع تئاتر «واقع‌گرا» است که آثار اولیه او را در دسته «تئاتر پوچی (معنا باخته)» رده‌بندی می‌کنند.
4- فرم اجرای «خاکستر به خاکستر» تئاتر بی‌پیرایه یا تئاتر بی‌چیز است.
«تئاتر بی‌پیرایه» – که مبدع آن یرژی گروتوفسکی است - شکلی از نمایش امروزییست که از تمامی عناصر غیرضروری صحنه، اعم از نور و آرایه و لباس و مانند آن، فاصله می‌گیرد و صرفاً بر کار بازیگر و حقیقت رابطه زنده تماشاگر استوار است.
پس طبیعتاً انتظار دکور، آرایه‌های خاص و حتی موسیقی – غیر از صدایی شبیه صدای قطار که توسط پا کوبیدن یکی از بازیگران ایجاد می‌شود – نداشته باشید.
5- گروه کار از بازیگران تا کارگردان هم، ‌دست پرورده «مکتب تهران» هستند.
6- خوب طبیعتاً با کاری روبرو هستیم که نتیجه جمع «تئاتر بی پیرایه، تئاتر واقع‌گرا، تئاتر پوچی (معنا باخته) و مکتب تهران» است.
7- پینتر معتقد بود که «هر چه تجربه حادتر باشد، بیان آن وضوح کمتری دارد.» خاکستر به خاکستر تجربه‌ای حاد است که وضوح کمی دارد. تا جایی که کارگردان لازم می‌بیند ابتدای کار توضیحاتی در مورد داستان بدهد.
8- آنچه برای من جذاب بود شخصیت مرد داستان بود. او «همسر سابق»، «بازجوی فعلی»، «روان‌درمانگر» و «قاتل بالقوه» را هم‌زمان بازی کرده است. روان درمانگری که به شکلی مازوخیستی در پی بازخوانی خاطرات زن از «نسل‌کشی» و «تهدید» است. اوج مازوخیسم، تلاش او برای دریافتن تصویر چهره‌ی رقیب عشقی‌اش است. روان درمانگری که با حالات بدن و شکل دیالوگ گویی‌اش، بیماری در آستانه فروپاشی روانی را به‌خوبی بازی کرده است.
9- متن اصلی نمایش دو شخصیت دارد اما کارگردان، یک شخصیت دیگر به کار اضافه کرده است. شخصیتی با چشم و نگاهی نافذ که در طول نمایش روی یک صندلی نشسته و گاهی کلماتی مبهم را ادا می‌کند. در طول نمایش نیمی از مغز من درگیر این شخصیت بود. مرا یاد آن سنگ سیاه در ادیسه فضایی کوبریک می‌انداخت و به‌شدت احساس نگرانی، تعجب و راز آلودگی در من بازتولید می‌شد. هر آن منتظر یک اتفاق غیرمنتظره از سوی او بودم که البته انتظار من هم بی‌جا نبود.
10- حرکات دورانی و رفت و برگشتی بازیگران نشان از تلاطم و آشوب دارد. شباهت پایان ماجرا با پایان داستانی که سعی در بازخوانی‌اش دارند، تکراری «سیزیف گونه» را تداعی می‌کند. تکراری عبث و سرشار از ناامیدی از خلاصی یافتن از آن.
11- موسیقی خیانت در سراسر کار شنیده می‌شود. نیازی به ساز نیست. افقی از سیاهی هم جای دکور را گرفته است. فضاسازی سیاه و تاریک کافکایی با مکث‌های پی‌درپی و روان مضمونیِ دیالوگ‌ها و شکل بازیگریِ بازیگران به‌خوبی در آمده است.
12- چشمانت خیره به بازیگر مرموز، گوش‌هایت متمرکز بر دیالوگ‌های زن، ذهنت گیج از مازوخیسم حاکم بر رفتارِ مرد و حالا پژواک صدای بازیگر زن را میان تماشاگران می‌شنوی! گویی رؤیایی دیدی و حالا نشانه‌هایش را در عالم واقع می‌بینی!
13- پیشنهاد ... دیدن ادامه » می‌کنم پینتر را دریابید. از میان آثارش، خاکستر به خاکستر را و از میان اجراهای خاکستر به خاکستر، اجرای بی‌چیز به روایت مکتب تهرانش را دریابید.


مطالب جالبی بود، ممنون.
البته عبارت "خاکستر به خاکستر" بخشی از دعای تدفین از کتاب "ادعیه عمومی" کلیسای مسیحیته.
کامل اون: از زمین به زمین - از خاک به خاک - از خاکستر به خاکستر
اشاره به آفرینش انسان از خاک و برگشت انسان به خاکه و عموما در مراسم ... دیدن ادامه » تدفین توسط کشیش خوانده میشه.

ریشه ش بر میگرده به کتاب مقدس عهد قدیم. پیدایش ۳:۱۹
باشد که از عرق صورت(پیشانی) خود نان بخورید تا زمانیکه به سوی زمین باز گردید. چرا که از آن جدا شدید. شما از خاکید، باشد که به خاک باز گردید.
۲۳ دی ۱۳۹۷
سپاس. جالب بود. آموختم
۲۳ دی ۱۳۹۷
خیلی نظر خوبی بود و به من برای فهم نمایش کمک کرد. گزینه به گزینه. خصوصا 12.
ممنون از شما.
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین سخنور اول اجرا می‌گوید اگر خواستیم بخوابیم، مسئله‌ای نیست. فقط بی سر و صدا بخوابیم. من این جمله را اینطور معنی می‌کنم که آقا و خانم مخاطب، آماده باش که حوصله‌ات از اجرای من سر برود. اما من تئاترت را دیدم. شکه نشدم وقتی دیدم تعداد مخاطبت زیاد نیست. شکه نشدم وقتی تئاترت را دیدم. این روزها «معمولا» تئاترهایی پر مخاطب می‌شوند که به هر چیزی متوسل می‌شوند تا مخاطب را سرگرم کنند. تو ما را سرگرم نکردی. ما تئاتر دیدیم. کسانی که محض سرگرمی به تماشای تئاترت می‌نشینند، احتمالا حسابی فحش می‌دهند!
حسین من خودم بارها برای تئاترهای مختلف کار موسیقی کردم، ولی در تئاتر تو این بی موسیقی بودن چه قدر به فضای تئاترت کمک می‌کند. سکوت‌های طولانی و لُختی صحنه و صدا. معمولا دکور عظیم و موسیقی اجباری مد است و تو خارج از مد عمل کردی.
به تو و گروهت تبریک می‌گویم. ... دیدن ادامه » که جرات انجام ندادن کارهایی را داری که باقی اگر بفهمند قرار است انجام ندهند، تئاتر کار نمی‌کنند!
اجرای جسورانه. شهامت می خواد از حداقلی ترین امکانات صحنه ای چشم پوشی کردن.
۲۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از دوشنبه ۲۴ تا چهارشنبه ۲۶ دی، به نویسندگی هارولد پینتر، کارگردانی حسین سخنور و با بازی معصومه حسن زاده، جلال احمدپور، گلناز گرجی پور، آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو و بهار سریار این را خواندند
بیتاب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای متفاوت و قابل تامل. اشخاص نمایش راه می روند و در مواقع لزوم می ایستند. یک وارونگی در جریان است. شخص سوم غایب در هیبت خداوند حاضر می شود و اشخاص را به بازی میگیرد. صحنه پر از خالیست. پر از اتمسفر و خالی از جسم. سه بازیگر که صادقانه شما را به یک ضیافت اندیشه دعوت می کنند. و یک رژه ی پا از دور پذیرای یک تعلیق است. در این ضیافت خودتان را با تعلیق گرسنه نگه دارید. تا اندیشه خوراک ذهنتان شود.
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۱۹ تا جمعه ۲۱ دی، به نویسندگی هارولد پینتر، کارگردانی حسین سخنور و با بازی معصومه حسن زاده، جلال احمدپور، گلناز گرجی پور، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی متن خاکستر به خاکستر رو می‌خونیم تصور چنین اجرای متفاوتی دور از ذهن به نظر می‌رسه. کارگردان سعی کرده با میزان‌سن‌های مبتکرانه به پویایی درونی متن، نمودِ بیرونی بده. اضافه کردن بازیگر سومی که توی متن پینتر حضور نداره ریسک بالایی می‌خواد، اما هم بازیگر و هم کارگردان به خوبی تونستن حضور عنصر سومی رو که ضلع سوم این رابطه‌ی سه‌گانه رو می‌رسونه القا کنن. هرچند به نظر می‌رسه نقش این بازیگر سوم در کارگردانی ربطی به کاراکتر غایبِ متن پینتر نداشته باشد، اما حضورش مثل وزنه‌ای ئه که کفه‌ی ترازو رو مدام به این سو و آن سو سنگین می‌کنه. خود پینتر جایی نوشته که من با حضور دو کاراکتر آغاز می‌کنم و در ادامه کاراکتر سومی، به عنوان عنصر پویایی‌بخش، خود به خود وارد ماجرا می‌شه. متن به اقتضای روان‌پریشی کاراکتر اصلی دارای نقاط عطف متعددی یه که با ایجاد ... دیدن ادامه » تغییرات پیاپی در نحوه‌ی گام‌برداشتن‌های دو بازیگر تا حدودی این نقاط عطف به مخاطب منتقل می‌شد.
تبریک می‌گم به کارگردان، بازیگران و همه‌ی عوامل این گروه جسور و خلاق
یه لحظه فک کردم خودم کامنت گذاشتم و یادم نیست
۱۷ دی ۱۳۹۷
:)))))))))))
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خاکستر به خاکستر ، متنی آشنا ، اما متفاوت از هارولد پینتر است، که پارا فراتر از ابزورد می گذارد.به تصویر کشیدن چنین متنی ،ریسک عظیمی می طلبد، که کارگردان این کار، به خوبی از عهده آن برآمده است.
کارگردانی هوشمندانه و دقیق ،به کارگیری میزانسن های حساب شده و به جا، در فضای محدود مکتب تهران و اجرای ستودنی بازیگران می طلبد، تا به تماشای آن بنشینید و از تماشای آن لذت ببرید.
خدا قوت به گروه خاکستر به خاکستر
هر بار که به دیدنِ این اجرا مى شینم اتفاقِ تازه اى برام مى افته، با این که محتواىِ نمایشنامه بارِ تازگى و نشاط نداره اما من در پایان با نشاط تر از قبل از سالن خارج مى شم، چون راضى ام از انتخابِ اجرایى این چنین متفاوت، با بازى هاىِ باورپذیر که فقط از همین بازیگرها بر مى یاد و تا این اندازه لذت بخشه ...
اجرا ساده، بدونِ تزییناتِ چشم گیر، بدونِ بازى هاى اغراق آمیز و صداسازى هاىِ ناخوشایند پیش مى ره اما همین سادگىِ اجرا تاثیر متفاوت و عجیبى روىِ ذهن مى ذاره که تا چند وقت بعد از دیدنش نمى شه بهش فکر نکرد، تبریک به این نوعِ بازى روان و آفرین به کارگردانىِ این چنین اجرایى که در حینِ سادگى تمامِ ذهنِ مخاطب رو به خودش جذب مى کنه.
اوج و فرودهاىِ این اجرا مخاطب رو به گونه اى به خودش جذب و میخکوب مى کنه که متوجه گذر زمان نمى شه و نمى تونه از صحنه چشم برداره، مرحبا ... دیدن ادامه » ! همین الان که مى نویسم براىِ دوباره دیدنِ این اجرا دارم برنامه ریزى مى کنم.
خیلى حیفه مخاطبى که به دنبالِ یک تئاترِ خوبه این اجراىِ باارزش رو از دست بده ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بار دوم به تماشای این تئاتر نشستم.بازی های جسورانه،اکت های به هنگام،دیالوگ های مشخص و پیچیدگی داستان در عین سادگی متن،از نکات بارز این نمایش هست.تماشای این نمایش صرفا برای وقت گذرانی نیست و چه بسا از بیننده توجه و تمرکز و تفکر رو طلب میکنه.البته از پینتر به جز این انتظار نمیره.
هرج و مرج یک زندگی دراماتیک در فضای خفه و البته پر تضاد و گاهاً همگام این داستان رو بشدت جذاب میکنه.
بازی روان نقش دولین حس استیصال و درماندگی رو به زیبایی منتقل میکنه و‌همچنین نقش ربکا شخصیتی سرکش و ستیزه جو و گاها عاشق پیشه خیلی زیبا به نمایش گذاشته شد و البته نقش نه چندان پر تحرک خانم نشسته بر صندلی که نقطه ی عطفی در اجرا هست هم از نکات بارز و قابل تأمل این نمایش هست.
به هر حال من از این نمایش لذت بردم و از کارگردان و سایر عوامل این نمایش زیبا کمال تشکر را دارم.