تیوال تئاتر | اخبار | نگاهی به آخرین نمایش از سه گانه خشونت کوشکی
S3 : 22:38:15

این صورت های جوان. این اندامهای پر جنب و جوش. این جوانان، نوجوانان؛ گمان می بریم هرگز تجربه ای از خشونت نداشته اند؟
با سرخی صورت از سیلی غریبه اند، با فواره ی خون از زخم تیزی غریبه اند. نه لگد خورده اند، نه فحش شنیده اند. نه فشار انگشتان دستی زمخت، گلویشان را فشرده، نه توهین های دهانی هرزه، قلبشان را.

اینها، جوانان و نوجوانان را می گویم؛ اینها آیا به راستی با خشونت غریبه اند؟! شما بگویید آری تا من ده ها و صدها مصداق برایتان بیاورم که نه؛ غریبه نیستند.

خشونت همنشین همیشگی شیرین ترین دوران زندگی آنهاست. آنجا که راه می روند و خشونت می بینند. می نشینند و خشونت می بینند. می خوابند، دوست می دارند، دوست داشته می شوند، می پوشند، نمی پوشند، چاق می شوند، لاغر می شوند، خوش تیپ می شوند، زشت می شوند، فکر می کنند، فکر نمی کنند، حرف می زنند، حرف نمی زنند، گوشه گیر می شوند، به میهمانی می روند، می رقصند، رابطه می گیرند، خطا می کنند، غفلت می کنند، اشتباه می کنند و همواره خشونت می بینند.

خشونت هایی با زبان، با مشت، با تهدید، با اسلحه، با چاقو با لگد با توهین با تجاوز و ... . در سراسر عمر نوجوانی و جوانی شان، خشونتی عریان، در کمین نشسته. در خانه، در مدرسه، در دانشگاه، در خیابان و در میهمانی های در عرف و خارج از عرف شان.

نوجوانی و جوانی، برای مردم من، بهترین دوران زندگی نبوده و نیست. شیرینی اش فقط در یافتن دوستانی است، که بتوانی در قهقهه ی مستانه شان، زخم های زندگی را تاب بیاوری. وگرنه ما در جهان های مختلفی زندگی می کنیم. جهان های دور از همی که گویا هر کدام ارتش متخاصم خود را دارند و مدام در مرزهایشان جنگی خونین بر قرار است.

جهان کودکی، جهان نوجوانی، جهان جوانی، جهان میانسالی، جهان پیری. و جهان های تعریف شده ی دیگری چون جهان مذهب، جهان لامذهب، جهان سیاست، جهان مصلحت، جهان قدرت، جهان شهوت، جهان جنون و جهان های دیگر.

جایی که ما در آن زیست می کنیم، فقط یک کره ی خاکی کوچک نیست. سرزمینی است پر از جهان های بسته و ارتباط ناپذیر. در هر سری، جهانی است در حصار. در هر جهانی، خشمی است نهفته برای دیگر سرها.

نمایش سیزده، به کارگردانی مهدی کوشکی، از لایه های نخستین زندگی جوانان و نوجوان عبور کرده، جستجو کرده آن خشونتی که آنها زیر پوست جوان خود پنهان می کنند. تیغ برداشته و این لایه ی بشاش اولیه را پاره کرده تا چرک و خونی که همه سعی در پنهان کردنش دارند را آشکار کند. مگر لزوما همه، همیشه درست فکر می کنند؟!

دو نوع خشونت در این نمایش در کنار هم جمع بسته می شود. در نیمه نخست و پیش از بر هم خوردن میهمانی، خشونت تحت پوشش لایه ای از رفتارهای برساخته که هنوز انگی نخورده اند و باورهای فردی، مدام در حال رخ دادن است. این نوع از خشونت چیزی است که همواره در مناسبات اجتماعی جریان دارد و از آنجایی که درد بیرونی، زخم و خونی از اِعمال آن دیده نمی شود، معمولا به یک نُرمِ رفتاری تبدیل می شود و کسی متوجه قدرت تخریبش نیست. تمسخر کردن دیگران به بهانه های مختلف، سو استفاده از دیگران، دروغ و فشارهای روانی مختلف نسبت به اطرافیان، از این نوع خشونت است که تقریبا می توان گفت اغلب افراد جامعه هم قربانی آن هستند و هم مجری آن.

اما نوع دیگری از خشونتِ سازمان یافته و خشونتی که محصول باورهای جمعی، اعتقادی و نژادی است، در نمایش مهدی کوشکی کنار نوع اول قرار می گیرد و این دو در انتها با هم جمع بسته می شوند و آنجاست که می توان دریافت هر یک محصول و زاییده ی دیگری است. خشونت نوع دوم ( هجوم به میهمانی و قتل عام افراد به بهانه گناه، تحتِ آموزه های انجیل ) تنها تفاوت اش با اولی در این است که از اِعمال آن، خون جاری می شود. بدنی پاره می گردد و مرگی اتفاق می افتد. به همین دلیل است که این نوع خشونت، خودش، نقطه ی توقفی در مسیر خودش محسوب می شود. وقتی مرگ رخ می دهد، همه متوجه قدرت تخریب این خشونت می شوند و جامعه به کنش در برابر آن مجبور می گردد. اَنگ زده می شود و قانون وارد عمل می شود.

در نمایش سیزده، این دو نوع خشونت، در کنار هم قرار می گیرند، در بافت یکدیگر تنیده می شوند و خون و مرگ نقطه پایانی است بر هر دو.


امید طاهری - عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران

درباره نمایش سیزده
۲۲ فروردین ۱۳۹۸