تیوال | اخبار
T1 : 01:27:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خبر
درباره نمایش مهاجران
این درد مشترک
» یادداشتی برای اجرای نمایش مهاجران
... دیدن متن »

مروژک مهاجران را در سال ١٩٧٤ در حالى نوشت که در تبعیدى خودخواسته در فرانسه زندگى مى‌کرد. نمایشى که پس از چهار دهه، همچنان به روز است و در طول این سال‌ها بارها بر صحنه‌های مختلف جهان اجرا شده است. مهاجران در نگاه اول نمایشى سیاسى است. شخصیت‌هاى این نمایش یکى کارگرى است که به امید یافتن کار مهاجرت کرده است تا پولى پس‌انداز کند، به کشورش بازگردد و خانه‌اى بسازد؛ و دیگرى روشنفکرى که به دلایل سیاسى مجبور به مهاجرت شده است. این دو از یکى از کشورهاى اروپاى شرقى در دوران جنگ سرد مهاجرت کرده و در یکى از شهرهاى بزرگ اروپاى غربى ساکن شده‌اند. شخصیت‌هاى نمایش نام ندارند و گویى هر یک نمادى از افرادى هستند که در آن دوران براى مروژک بسیار آشنا بوده‌اند: مردمى که در شرایط بد اقتصادى به اشکال مختلف از جمله مهاجرت چاره‌جویى مى‌کنند و روشنفکرانى که سرکوب مى‌شوند و یکى پس از دیگرى فضاى بسته و خفقان آور کشور خود را ترک مى‌کنند. این آشنایى تا حدى است که مى‌توان گفت مروژک خود را در روشنفکر نمایشنامه‌اش به تصویر کشیده است. نمایش برشى است از زندگى طاقت فرساى این دو شخصیت به ظاهر متضاد در زیرزمینى نمور و به قول روشنفکر «لونه موش کثافتى که بدتر از اون نمى‌شه تو این شهر پیدا کرد». روشنفکر کلافه است، آرام و قرار ندارد. از سویى رفتارهاى کارگر آزارش مى‌دهد و موجب مى‌شود تا مدام به تحقیر و تمسخر او بپردازد و از سوى دیگر سرخوردگى فروخورده‌ى خود را که ناشى از گذشته‌ى تلخ و شرایط ناگوار فعلى‌اش است و ارتباط چندانى به کارگر ندارد بر سر او خالى مى‌کند. اما کارگر منطق ساده اى براى زندگى دارد. سخت کار مى کند تا هر چه بیشتر پس انداز کند و بتواند هر چه زودتر به کشورش بازگشته و خانه‌ی رویاهایش را بنا کند. از زندگی خود در این زیرزمین جهنمی راضی است و شکایتی ندارد و نسبت به رنج و بی‌قراری روشنفکر بی‌تفاوت است. تنها یک چیز است که کارگر را پیش می‌برد و آن رویای بازگشت است. گویی این رویا پرده‌ای در پیش چشمانش گذاشته که از پس آن واقعیت زندگی را نمی‌بیند، یا ترجیح می‌دهد که واقعیت را نادیده بگیرد و با رویاهایش خوش باشد. رویاهایی که نه تنها چشم‌انداز او از آینده را می‌سازد، بلکه تصویر زندگی روزمره‌ی ناگوار او را نیز تغییر داده و آن را برایش خوشایند می‌کند؛ همانطور که روشنفکر هم اشاره می‌کند:«ما ملت همیشه همین‌طوریم، روی واقعیت سرپوش می‌گذاریم و رویاهامون رو به جاش قالب می‌کنیم…» چنین رویکردى روشنفکر را مى آزارد و گویى وظیفه ى خود مى داند که کارگر را «ارشاد» و «اصلاح» کند. با تمام اینها روشنفکر همچنان به زندگى با کارگر ادامه مى‌دهد و کارگر نیز از سوى دیگر تلخی و تندى روشنفکر را تاب مى‌آورد، چرا که ظاهراً هر دو به هم نیاز دارند: روشنفکر براى پروژه‌اى که مشغول به کار بر روى آن است، بر روى کارگر مطالعه مى‌کند‌ و کارگر نیز از رفاه نسبى روشنفکر بهره مى‌جوید. روشنفکر طبق گفته هاى خودش از اقشار بالادست بوده و در کشورش از رفاهى نسبى برخوردار بوده است. او به دنبال آزادى‌اى که در کشورش از آن محروم بود، جلاى وطن کرده و تن به زندگى در این زیرزمین خفت‌بار داده است. بارها قصد ترک این زیرزمین را کرده اما هیچ گاه قصدش را عملى نکرده است. گویى رنجى خودخواسته را بر خود هموار مى کند تا بهایى براى این  آزادى بپردازد، آزادىِ محصور در چهاردیوارى زیرزمین. براى کارگر که تمام هدفش دستیابى به زندگى بهتر است قابل درک نیست که چرا آن زندگى را رها کرده و به اینجا آمده است.    نوع نگاه کارگر به زندگى، لایه‌اى زیرین در نمایش را آشکار مى‌کند. کارگر بر خلاف روشنفکر، برآمده از اقشار فرودست اجتماع است و آرزوهایش یادآور الگوی زندگی در کشورهای سرمایه‌داری و رویایی است که این نظام در سر مردم می‌پروراند. الگویى که مسئولیت رفاه اجتماعى را به گردن افراد مى‌اندازد و به جای برقراری و ترویج عدالت اجتماعی از سوی حکومت‌ها خودِ افراد را مسئول سعادت یا شقاوت‌شان مى‌داند؛ به عبارت دیگر همان بخش از «رویاى آمریکایى» که موفقیت را مدیون کار و تلاش سخت مى‌داند و نتیجه مى‌گیرد که اگر موفق نشده‌اى حتماً به قدر کافى تلاش نکرده‌اى. در بخشى از نمایش کارگر در گفتگویى اعتراف‌گونه مى‌گوید:«…وقتى من سخت کار کنم، خوب پول در مى‌آرم، وقتى هم که خوب پول دربیارم، مى‌تونم خودمو بکشم بالا، مگه نه؟ …ولى بعضى وقتا به خودم مى‌گم آخرش که چى؟» کارگر در این اعتراف هولناک به پوچی این رویاى شیرین، در واقع ناخواسته همان حرفى را مى‌زند که روشنفکر در تلاش بوده تا آن را به کارگر بفهماند. او تسلیم صحبت‌هاى روشنفکر مى‌شود:«…تو راست مى گفتى! من مثل یه سگ زندگى مى‌کنم، اما سگا بهتر از من زندگى مى‌کنن، دست‌کم لازم نیست اینطور جون بکنن… نه این زندگى نیست…» در نهایت کارگر در پى حملات تند و رگبارگونه‌ى روشنفکر که مى‌خواهد او را متوجه اسارتش در بند رویایى دست‌نیافتنى کند، تحت تأثیر این صحبت‌ها دست به عملى فراى انتظار روشنفکر مى‌زند: پلى که به سوى رویاهایش ساخته بود را خراب مى‌کند، پول‌هایش را پاره مى‌کند تا به روشنفکر ثابت کند که برده نیست و هیچ چیز نمى‌تواند جلودار بازگشت او به کشورش باشد و تمام معادلات روشنفکر را درباره‌ى او بر هم مى‌زند.     پس از این عمل انقلابی‌گونه‌ى کارگر، شاهد واکنش نسبتاً غیرمنتظره‌ى روشنفکر هستیم. او که خود را مسئول رهایى کارگر از بند اسارتش مى‌دانست و مدام او را موعظه مى‌کرد، بالاخره او را وادار به واکنش کرده بود، اما نه واکنشى که انتظار داشت. شاید بتوان گفت که روشنفکر انتظار هیچ تغییرى در رفتار او نداشته و یا متوجه تبعات صحبت‌هاى خود نبوده و نتیجه‌ى خاصى را پیش‌بینى نمى‌کرده است و ناگهان با نتیجه‌ى عملش روبرو مى‌شود. کارگر در تمام طول نمایش جسته و گریخته نشان داده که علیرغم اختلاف ظاهرى، در باطن حرف‌هاى روشنفکر را باور دارد و تأیید او به نوعى برایش مهم است. در صحنه‌ى ابتدایى نمایش وقتى روشنفکر داستان‌سرایى‌اش را درباره‌ى ایستگاه قطار و ملاقات نه چندان عاشقانه‌اش را بر هم مى زند، در پى توجیه بر مى‌آید:«من فقط مى خواستم یه کم بهم خوش بگذره!» در صحنه‌اى که مى‌خواهد کنسرو غذاى سگ را بخورد، دست به توجیه و دلیل تراشى مى‌زند تا تأیید روشنفکر را بگیرد. وقتى از گذشته اش حرف مى‌زند و فلسفه‌ى زندگى‌اش را برایمان روشن مى‌کند، مدام از روشنفکر تأیید مى‌خواهد. اما به نظر مى‌رسد روشنفکر تا پایان نمایش متوجه میزان تأثیر خود بر کارگر نمى‌شود و در واقع به مسئولیت خود و عواقب اعمالش آگاه نیست. در نهایت این کارگر است که از روشنفکر جواب مى‌خواهد و او را متوجه این مسئولیتش مى‌کند. با آلت قتاله او را تهدید مى‌کند:«…تقصیر تو بود… من فقط مى‌خواستم برگردم خونه…» و سپس قصد خودکشی می‌کند. به این ترتیب است که کارگر با تجربه‌ی عملی زندگی نادانسته پرسش‌هایی اساسی را برای روشنفکر مطرح می‌کند و بر خلاف انتظار، در واقع این کارگر است که روشنفکر را آگاه می‌سازد. خواست‌های این دو شخصیت در واقع هر یک تبدیل به نمادی از تلاش برای دستیابی به هدفی می‌شوند: کارگر برای عدالت اجتماعی و روشنفکر برای آزادی. داستان نمایش نیز تجلی پیوند ناگسستنی میان این دو می‌‌شود؛ کارگر پس از پاره کردن پول‌هایش به خود می‌آید و مانند همیشه که برای یافتن پاسخ و گرفتن تایید چشم به روشنفکر دوخته است، از او می‌پرسد:«حالا من چی‌کار کنم؟» «هر کاری دلت می‌خواد. تو حالا یه آدم آزادی!» «ولی حالا دیگه نمی‌تونم برگردم خونه.» در نهایت این صحبت‌ها و وقایع پس از آن منجر به دست یافتن روشنفکر به شهودی می‌شود که موجب می‌شود تا با کارگر همصدا شود:«تو خودت میبینی که خانوادت چقدر خوشحال می‌شن. اونا منتظرت هستن. چشم به راهتن. فکر کن. چه جشنی به پا میشه… فکر کن به اون همه سوغاتی‌های قشنگ… تو هر چی دلت بخواد میتونی بخری. چندتا چمدون پُرِپر. فکرشو بکن… بعدش یه خونه می‌سازی. یه خونه‌ی قشنگ. با نمای سنگی. با یه عالمه مگس که توش برات وزوز کنن…کار، نون می‌آره. و قانون، آزادی. چون آزادی یعنی قانون، و قانون، آزادی.»  و سپس اعترافی تکان دهنده:«مگه ما همه‌مون همینو نمی‌خوایم؟ مگه هدف هممون همین نیست؟ پس اگه همه‌ی ما یه هدف واحد داریم، همه‌مونم یه چیزو می‌خوایم، چی می‌تونه مانع ما بشه که یه جامعه‌ی خوب و سالم بسازیم؟» و در نهایت دست به ساختن رویایی دوباره برای کارگر می‌زند:«تو برمی‌گردی به مملکتت، و دیگه هیچ وقت هم برده نمی‌شی. نه تو، و نه بچه‌هات.» در واقع روشنفکر اعتراف می‌کند که آزادی بدون عدالت اجتماعی معنایی ندارد؛ که این‌ها مانند دو بال پرنده هستند که هیچ یک بدون دیگری کارکرد ندارد. نهایتاً این عدالت اجتماعی است که نقطه‌ی مشترک این دو قرار می‌گیرد.    علاوه بر این دو لایه، بعدى انسانى نیز در این نمایش نهفته است که در ارتباط میان این دو آشکار مى‌شود. این بعد انسانی در متن نمایش مروژک در پس وجهه‌ی سیاسی آن پنهان شده و مجال کمتری برای عرضه پیدا می‌کند. اما واقعیت این است که این بعد اساس رابطه‌ى این دو را شکل مى‌دهد و پیوند اولیه‌ى این دو از آن نشأت مى‌گیرد. آنچه این دو شخصیت را علیرغم اختلافات‌شان در کنار هم نگاه مى‌دارد، نه نیاز مادى، بلکه نیاز به ارتباط ساده‌ى انسانى است. این دو تنها همدم یکدیگرند، چرا که کارگر زبان کشورى که در آن زندگى مى‌کنند را نمى‌داند و روشنفکر هم که زبان مى داند، به ندرت از خانه خارج مى‌شود کارگر به اقتضاى شرایط زندگى گذشته و محرومیتى که تجربه کرده است، ناخواسته نسبت به روشنفکر آگاهى کمتر و بى‌تفاوتى بیشترى به این نیاز از خود نشان مى‌دهد. چرا که محرومیت نوعى سنگدلى با خود به همراه می‌آورد که در رفتارهاى کارگر به خوبى مشهود است: با بى تفاوتى خاصى از پدرش مى‌گوید که شبى در خیابان مست افتاده و تا صبح از سرما تلف شده است. اما این نیاز هر جا که مجالى بیاید، به خوبى خود را نشان می‌دهد. برجسته‌ترین این لحظات را در صحنه‌اى مى‌توان یافت که با هم مشغول خوردن و نوشیدن هستند. در این لحظات، گویى ناگهان ارتباط انسانى میان این دو برقرار مى‌شود، کارگر شروع به پرسش از گذشته‌ى روشنفکر مى‌کند و سپس از خانواده، گذشته و آرزوهاى خود مى گوید. اینجاست که با شنیدن سختى‌هاى گذشته و سقف کوتاه آرزوهاى آینده‌اش، متوجه عمق رنج زندگى او مى‌شویم.    روشنفکر اما علیرغم خودبرتربینى نسبت به کارگر که به کرات نیز آن را نشان مى‌دهد، از سوى دیگر همدلى بیشترى نیز به او از خود بروز مى‌دهد. پس از کشمکش و بحث بر سر کنسرو غذاى سگ، در نهایت اجازه نمى‌دهد که کارگر آن را بخورد و غذاى خود را در اختیارش مى‌گذارد و در جایى دیگر براى سر حال آوردن کارگر ضیافت کوچکى ترتیب مى‌دهد. اما تا پایان نمایش، همواره خودبرتربینى و نگاه از بالاى او و نیز بى‌تفاوتى ظاهرى کارگر، موجب مى‌شود که این ارتباط پرفراز و نشیب باشد. همین روند در پایان منجر به شکستن تصویر برتر روشنفکر از خود مى‌شود و به نوعى شاهد یکى شدن این دو هستیم.نمایش مهاجران از سال ٢٠٠٨ به صورت اقتباسى از این اثر در رپرتوار گروه تئاتر اگزیت قرار گرفته و در کشورهاى آلمان، نروژ و ایران به روى صحنه رفته است و به نوعى چه از نظر دیدگاه اجتماعى و چه از نگاه هنرى تبدیل به یکى از شاخص‌هاى اجرایى گروه تئاتر اگزیت شده است.اولین تفاوتى که در این برداشت جلب توجه مى‌کند، تبدیل شخصیت‌هاى مرد به دو شخصیت زن است: یکى روشنفکر و دیگرى کارگر، هر دو کمابیش با همان خصوصیات. چهارچوب کلى نمایش نیز دست نخورده باقى مانده است اما بسیارى از جزئیات تغییر کرده‌اند. روشنفکر یک عکاس و روزنامه نگار است که در طول نمایش او را مشغول کار بر روى عکس‌هایش و یادداشت‌بردارى از روى آنها مى‌بینیم، عکس‌هایى که پیش از مهاجرت، از یورش نظامى به کشورش و مقاومت مردم گرفته است. اما کارگر در این برداشت، تفاوتى غیرمنتظره دارد. او یک کارگر جنسى است که هر روز خود را مى‌آراید و براى یافتن مشترى به اماکن عمومى مى‌رود و به تن فروشى مى‌پردازد.     کارگر در ابتداى نمایش با لباس هایى براق و آرایشى غلیظ وارد صحنه مى‌شود و به مرور که لباس‌هایش را عوض مى‌کند، آرایشش را پاک مى‌کند و هم‌زمان براى روشنفکر پرچانگى مى‌کند، شاهد این هستیم که لایه لایه نقاب‌هایش را از روى خود مى‌زداید و به همراه آن قبح و انزجارى که از نگاه عموم نسبت به این زنان وجود دارد و مانع از برخوردى انسانى با آنها مى‌شود نیز کنار رفته و فراموش مى‌شود. او در نهایت ما را با تصویرى کمیاب از خود و امثالش روبرو مى کند: یک زن ساده‌ى روستایى، فردى عادى مانند بقیه، با تمام خوب و بدهایش. مانند کودکى مشتاق، پشت میز مى‌نشیند و با قیچى، آرزوهایش را از میان صفحات مجلات رنگارنگ مى‌برد تا به دیوار بالاى سرش بچسباند. گویى با این تصاویر سایبانى براى خود مى‌سازد که او را از گزند وضعیت ناگوار فعلى‌اش حفظ مى‌کند. روشنفکر نیز دیگر تنها یک موعظه‌گر عبوس و متکبر نیست. در این برداشت شاهد جزئیات بیشترى از زندگى حال و گذشته‌ى او هستیم. عکس‌ها خود به تنهایى روایتگر حوادثى هستند که روشنفکر را به اینجا کشانده‌اند. او را در برزخى خودخواسته مى‌بینیم که نه امکان ترک آن را دارد و نه یاراى تحملش را.  نکته‌ى دیگرى که در این برداشت خودنمایى مى‌کند، کنار رفتن شعارهاى سیاسى است که در متن اصلى در میان صحبت‌ها و موعظه‌گرى‌هاى روشنفکر براى کارگر به وفور یافت مى‌شد. در عوض بعد انسانى و اجتماعى در این برداشت بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. جرقه‌هایى که در متن اصلى دیده مى‌شد، پررنگ و برجسته شده است و دیگر مهاجران یک مانیفست سیاسى نیست. دو شخصیت نمایش پیش از آنکه نمادى سیاسى باشند، نمادهایى انسانى و اجتماعى هستند. دو انسان تنها، درمانده و رنج کشیده، در کشمکش و تلاطمى دائمى با یکدیگر.درونمایه‌ی اصلى متن مروژک همچنان موضوعى به روز است اما تغییرات ایجاد شده در این برداشت، آن را از فضاى جنگ سرد خارج کرده و تبدیل به نمایشى کرده است که فارغ از زمان و مکان، براى مخاطب ملموس است. کارگر و روشنفکر مدام با هم جدل مى‌کنند، بحث مى‌کنند، کار بالا مى‌گیرد و درست در زمانى که همه چیز مى‌خواهد از هم بپاشد، باز به حال معمول باز مى‌گردد. جدل‌ها در این برداشت کمابیش مانند متن اصلى است، اما در این برداشت در لحظاتى از نمایش هر کدام توجه یا محبتى به دیگرى نشان مى‌دهند که در متن اصلى اثر چندانى از آن دیده نمى‌شود. همین صحنه ها رنگ دیگرى به ارتباط این دو داده و عمق بیشترى به داستان بخشیده است. کارگر که زندگى اش با محرومیت عجین بوده است، در لحظاتى محبت روشنفکر برایش قابل هضم نیست و این تنها چیزی است که او را به اندوه افسردگى مى‌کشاند، نه زندگی سخت و ناگوارش. تاکید این برداشت بر اینگونه لحظات موجب شده تا فرازونشیب داستان نمایش شدت بیشترى به خود بگیرد.    علاوه بر تمام اینها، شیوه‌ى اجرایى آخرین تغییرات را در نمایش به وجود آورده است. بر روى صحنه هیچ المان واقعى از زیرزمین وجود ندارد، اما بر روى پرده‌ى انتهاى صحنه تصویر لوله اى متصل به یک شیر فلکه با اندازه‌اى اغراق شده به چشم مى‌خورد. صحنه‌ها با صداى سیفون طبقات بالایى از هم جدا مى‌شوند و صداى چکه آب و لوله‌ها در جاى جاى نمایش به گوش مى‌رسد. نمایش با پخش صحنه‌هایى بر روى پرده از بهار پراگ و اشغال این کشور در سال ۱۹۶۸ توسط نیروهاى پیمان ورشو آغاز مى‌شود. در قسمت‌هاى مختلف نمایش نیز بر روى پرده فلش‌بک‌هایى از زندگى روشنفکر و کارگر را مى‌بینیم که تصویرسازى متفاوتى را ارائه مى‌کند و در کنار بازى با نور موضعى، شبیه کات هاى سینمایى است.   مهاجران گروه تئاتر اگزیت در مجموع نگاهى متفاوت است به موضوعى همیشگى. این برداشت علیرغم نامش درباره ى مهاجرت نیست، بلکه در تلاش است محرومیتى را به تصویر بکشد که در غیاب آزادى و عدالت اجتماعى گریبانگیر افراد مى شود. محرومیتى که فارغ از زمان و مکان، همواره درد مشترک انسان‌هاست.

 به نقل از تأتر

پرند محمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در جهت حفاظت و مرمت
» کاخ سبزِ سعدآباد تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
... دیدن متن »

مسئول کاخ سبز در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد اعلام کرد، کاخ موزه سبز در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد از روز یکشنبه (اول مرداد) تا اطلاع ثانوی تعطیل شد تا پروژه مرمت آن آغاز شود.

«لیلی رئوف» درباره‌ی روند مرمت این کاخ اظهار کرد: این پروژه شامل مرمت پارکت‌ها، پلکان، درها و پنجره‌های کاخ است که توسط استادکاران و با نظارت واحد حفاظت و مرمت و تزئینات وابسته به معماری سعدآباد در دست اقدام است. به گفته‌ رئوف؛ در حال حاضر کار تخلیه کاخ رو به پایان است و پس از آن به سرعت پروژه مرمت این بنای تاریخی آغاز می‌شود.

پروژه حفاظت و مرمت ارسی، درب‌ها و پنجره‌های چوبی کاخ سبز آغاز شد 

فاطمه محسنی، مسئول واحد حفاظت و مرمت آثار و تزئینات وابسته به معماری سعدآباد نیز در این زمینه گفت: این پروژه بر اساس اولویت‌های بدست آمده از آسیب‌شناسی‌های انجام شده و بر اساس شرح خدمات علمی ارائه شده در واحد حفاظت و مرمت آثار و تزئینات وابسته به معماریِ مجموعه تعریف و توسط اساتید مجرب کارهای هنری چوبی با نظارت حفاظتی و ارائه شرح خدمات تخصصی واحد حفاظت و مرمت در کاخ سبز آغاز شد.

او افزود: در این پروژه، کلیه پنجره‌ها نمای بیرونی ساختمان، ارسی و چند در با آسیب‌های مختلف مانند آلودگی حاصل از آلاینده‌ها، آلودگی‌های بیولوژیکی، تخریب‌های رطوبتی، سستی، آسیب لایه رنگ، ترک و شکاف در بخش اتصال قطعات آغاز شدو او تاکید کرد: پروژه حفاظت و مرمت تعریف شده برای این کاخ تاریخی نیز شامل پاکسازی، رنگ‌بری لایه رنگ آسیب دیده و بعضاً مرمتی سطح، استحکام بخشی، ساخت بخش‌های دارای تخریب غیر قابل احیاء و مرمت و اجرای طرح حفاظت پیشگیرانه است.

براساس این گزارش، کاخ شهوند که امروز «کاخ موزه سبز» نامیده می‌شود محل اقامت تابستانی پهلوی اول بود. علت سبز نامیدن این کاخ استفاده از سنگ‌های سبز منحصر به فرد معادن خمسه زنجان در نمای خارجی آن است. زیربنای کاخ ۱۲۰۳ مترمربع است که از دو بخش تشکیل شده، بخش اول شامل : پله ورودی، اتاق انتظار، اتاق کار، تالار آیینه، اتاق غذاخوری خصوصی و اتاق خواب است و بخش دوم، زیرزمین که در سالهای ۱۳۵۲-۱۳۵۰ به دستور محمدرضا پهلوی برای پذیرایی از مهمانان خارجی به بخش اول افزوده شد شامل اتاق پذیرایی، دو اتاق خواب و اتاق غذاخوری است. در این کاخ انواع هنرهای ایرانی شامل آیینه کاری، گچبری، حجاری، تذهیب و خاتم‌کاری بکار رفته است.

منبع: ایسنا

شبنم و وحید هوبخت این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش اگه بمیری
» نمایش «اگه بمیری...» با استقبال تماشاگران ایرانشهر کار خود را آغاز کرد
... دیدن متن »

نمایش «اگه بمیری...» نوشته فلوریان زلر و به کارگردانی سمانه زندی نژاد از یک مرداد ماه در سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت. نمایش «اگه بمیری...» نوشته فلوریان زلر، ترجمه ساناز فلاح فرد و به کارگردانی سمانه زندی نژاد و به تهیه کنندگی مهرداد بهاءالدینی اجرای خود را از شب گذشته ساعت ۲۱ در تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرد.در این نمایش رضا بهبودی، ستاره پسیانی، کاظم سیاحی و الهام کردا به ایفای نقش می پردازند. از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به روح اله زندی فرد مجری طرح، شیما میرحمیدی طراح صحنه و لباس، آنکیدو دارش طراح صدا، رضا خضرایی طراح نور، صادق زرجویان گرافیک، مهرداد متجلی ساخت تیزر و مهدی آشنا عکاس اشاره کرد. همچنین نوشین طهماسبی دستیار کارگردان و برنامه ریز، داود ونداده مدیر صحنه، راحیل مرشدی منشی صحنه، مهرشاد دهنو و علی نواییان دستیاران صحنه، گروه کارگردانی نمایش «اگه بمیری...» را تشکیل می دهند. لازم به ذکر است پیش فروش بلیت روزهای جدید این نمایش در سایت تیوال آغاز شده است.

امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش مستعد حادثه
براى زخم‌ هایی که هیچ‌کس نمی‌بیند
» یادداشت دانیال خجسته کارگردان نمایش« مستعد حادثه » منتشر شد
... دیدن متن »

درحالی‌که «مستعد حادثه» هفته دوم اجراى خود را در خانه هنرمندان آغاز می‌کند؛ دانیال خجسته، کارگردان این اثر یادداشتى را در اختیار ایران تئاتر قرارداد.  در متن این یادداشت چنین آمده است:  زخم‌هایی که نمی‌بینیم این نمایش را ساختم براى زخم‌هایی که هیچ‌کس نمی‌بیند. ما همه مستعد حادثه‌ایم، اگر زنده‌ایم. در جهانى که درد آمیخته با زندگی است اگر جمجمه مان ترک بردارد، چه باک! اگر معده مان را بیرون بیاوریم درحالی‌که کار با چاقویمان خوب نیست چه واهمه؛ همچنان خون بازى می‌کنیم، عاشق می‌شویم، ترکمان می‌کنند و هزار حکایت چشمان پراشک. زخم تن دیده می‌شود و آه سوزناک می‌طلبد؛ زخم روح چه؟ چه کسى مرهمى بر آن می‌گذارد؟ ارواح شرحه شرحه می‌بینم این روزها در خیابان‌های شهرم، ارواحى که یکدست ندارند، چشمشان سوخته، پاى رفتنشان بریده و داغ بر قفسه سینه‌ی پوکشان به شکل دسته‌گلی است . دسته‌گلی که هیچ‌گاه تقدیمشان نشد. کمدى سیاه ساختم - مانند همیشه - تا بخندند این ارواح مصدوم و بازیابند خودشان را در این آینه‌ی صحنه. آینه‌ای که همانندش بر صحنه حضور دارد و درخت زندگى که بر انتهاى صحنه دیوارکوب کردم و ریشه در آسمان دارد و عشق... عشق همیشه در مراجعه است. باشد که عشق خوبمان کند. من، دانیال خجسته، شمارا به عاشقانه خون پالایم دعوت می‌کنم.  نمایش «مستعد حادثه» بر اساس نمایشنامه «زخم‌های عمیق زمین‌بازی» نوشته راجیو جوزف به کارگردانی دانیال خجسته در تماشاخانه استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران، هر شب ساعت ٢١، به روى صحنه خواهد رفت. عوامل این نمایش عبارت‌اند از: ‏‎ ‎مترجم، طراح و کارگردان: دانیال خجسته، گروه کارگردانى: افسانه رضایى، پریسا صادقى، موسیقى: معین رضایى راد، طراح لباس: آیدا صادقى، طراح نور: مهدى پارسىی، طراح گریم: حدیثه جعفرى،‌ گرافیک: حامد حکیمى (استودیو مشق)، مدیر روابط عمومى: مریم شریعتى،‌ تبلیغات مجازى: گروه هنرى پژواک، عکاس: محیا على یارى، همکاران روابط عمومى: رومینا داورى. تهیه‌کننده: گروه هنرى پژواک منبع خبر: ایران تأتر

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم‎های ورزشی فراخوان داد
» فراخوان شرکت در یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم های ورزشی ایران و چهارمین دوره جشنواره عکس ورزشی منتشر شد.
... دیدن متن »

به گزارش عصرایران به نقل از امور رسانه‌ای یازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم‎های ورزشی، در ابتدای این فراخوان آمده است: جشنواره فیلم‌های ورزشی ایران، نماینده انحصاری فدراسیون جهانی فیلم‎های ورزشی (FICTS) است و این جشنواره به منظور رقابت بین فیلمسازان، برنامه‌سازان، کشف استعدادهای جوان و معرفی چهرهای خلاق، همگام با سیاست‌های ورزش کشور، کمیته ملی المپیک و پارالمپیک و FICTS در راستای حمایت از تولید و عرضه فیلم‌های ورزشی برگزار خواهد شد.
فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی، آثار کوتاه، مستند، پویانمایی و برنامه‌های تلویزیونی تولید شده در فاصله سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ با تکمیل فرم و ارائه اطلاعات مورد نیاز می‌توانند در یکی از بخش‌های جشنواره حضور یابند. همچنین در خصوص آثار سینمایی، محصولات تولید شده در فاصله سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶ امکان حضور در جشنواره را خواهند داشت. مهلت ارسال آثار نیز از ۲۵ تیرماه تا ۲۵ شهریور سال جاری تعیین شده است.
برای مطالعه متن کامل فراخوان این جشنواره و اطلاعات بیشتر می‌توان به سایت رسمی جشنواره به نشانی www.sport-film.com مراجعه کرد. برگزیدگان این جشنواره به عنوان نماینده سینمای ایران به جشنواره جهانی فیلم های ورزشی در میلان ایتالیا معرفی می‌شوند.
نشانی دبیرخانه و راه‌های ارتباطی با جشنواره بین‌المللی فیلم‌های ورزشی نیز به این شرح است: تهران، ستارخان، خیابان پاتریس لومومبا، تقاطع خیابان حسین پور، پلاک ۷۹
صندوق پستی: ۱۳۱۶۵/۱۵۵ تلفن تماس: ۸۸۲۴۸۲۸۱
وب‌سایت جشنواره: www.sport-film.com راه ارتباطی: info@sport-film.com
یازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های ورزشی ایران، ۲۴ الی ۲۶ مهرماه ۱۳۹۶ به دبیری سیدمجتبی علوی، همزمان با هفته گرامیداشت تربیت بدنی و با همکاری کمیته ملی المپیک و پارالمپیک، وزارت ورزش و جوانان، وزارت کار و رفاه اجتماعی، شبکه ورزش و شهرداری تهران برگزار خواهد شد.

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» نمایش آیینی «شور سما» از مازندران منتخب بخش خیابانی بیست وپنجمین جشنواره «سوره» درتهران
... دیدن متن »

نمایش آیینی «شور سما»  ازگروه تئاترآیینی فرهنگی «سیوتیکا» به کارگردانی امیرارسلان مهدوی وابسته به اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان مازندران منتخب بخش خیابانی  بیست وپنجمین جشنواره «سوره» درتهران شد.  در بخش تئاتر خیابانی بیست و پنجمین جشنواره تئاتر «سوره» بعد بازبینی بیش از ۴۰ نمایش خیابانی از تهران و شهرستان‌ها، از سوی هیات بازبینی تعداد ۱۳ اثر  برای حضور در این بخش معرفی شدند که نمایش آیینی «شور سما» ازگروه تئاترآیینی فرهنگی «سیوتیکا» به کارگردانی امیرارسلان مهدوی وابسته به اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان مازندران از جمله نمایش هایی بود که به این جشنواره راه پیدا کرد.  نمایش آیینی «شور سما»  به آیین ها ومراسم مازندرانی که در حال کم رنگ شدن هست می پردازد. این نمایش که برگزیده چهاردهمین جشنواره تیرنگ مازندران  در سال ۹۶ بود به بخش خیابانی جشنواره «سوره» راه یافت و پس از بازبینی توسط هیات بازبینی جز منتخبین این جشنواره در بخش خیابانی شد. در این نمایش امین رکنی، ابوالفضل هدایتی، امیر محمد ابراهیمی تلو باغی،امیرضا منتظر، هدیه اسدی نوری، ساناز محمودی،کوثر یوسفی  و مریم اسدی نوری به بازی می پردازند. دستیاری  کارگردانی این نمایش را حدیث غلامی به عهده دارد و حسین جهانی نسب و ارسلان مهدوی از نوازندگان بخش موسیقی هستند.  گفتنی است که بیست وپنجمین جشنواره «سوره» از ۱۵ تا۲۰ مردادماه ۹۶ درتهران برگزار خواهد شد.

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» آغاز اجرای «آبی ترین آسمان زمین» در پردیس تئاتر تهران
... دیدن متن »

نمایش «آبی ترین آسمان زمین» به نویسندگی و کارگردانی «محمد قاسمی» از روز یکشنبه اول مرداد در پردیس تئاتر تهران به روی صحنه می رود. به گزارش روابط عمومی پردیس تئاتر تهران، نمایش «آبی ترین آسمان زمین» به نویسندگی و کارگردانی «محمد قاسمی» از روز یکشنبه اول مرداد در ساعت ۱۹:۳۰  و در تماشاخانه استادمحمد پردیس تئاتر تهران اجرای خود را آغاز خواهد کرد. در این نمایش سه شخصیت جداگانه نمایش هر یک با سه قصه مجزا اتفاقاتی که پس ازجنگ برایشان رخ داده است را روایت می کنند. نمایش «آبی ترین آسمان زمین» در چهار هزار لیتر آب اجرا میشود که این یکی از ویژگی های این اثر است. پری بارانی، محمد قاسمی و محیا جباری در این نمایش ایفای نقش می کنند. و برخی از عوامل این نمایش عبارتند از دستیار کارگردان: رسول رنجبر، طراح صحنه: محمد قاسمی، طراح‌نور: رضا باغبان، منشی صحنه: مرجان اقا نوری، صدا بردار: حدیث گودرزی. نمایش «آبی ترین آسمان زمین» به نویسندگی و کارگردانی «محمد قاسمی» از فردا هر روز به جز شنبه ها در ساعت ۱۹:۳۰ و در تماشاخانه استادمحمدِ پردیس تئاتر تهران به صحنه می رود.

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره سامانه کیف پول
کیف پول الکترونیک تیوال
» برندگان قرعه‌کشی هفته نهم کیف پول تیوال، معرفی شدند
... دیدن متن »

سلام
همچنان قرعه کشی و جوایز پرداخت با کیف پول تیوال ادامه داره. طبق روال قبل این هفته هم به سه نفر هر یک ۲ بلیت یک نمایش تقدیم میشه.  برنده‌های این هفته آقایان فرزین باباعلی، بهداد چوپان، سپهر رهنما هستن که هر کدوم برنده دو بلیت «مستعد حادثه» در زمان دلخواه شدن که امیدواریم از دیدن این نمایش لذت ببرن.

حامی جوایز این هفته گروه محترم  نمایش «مستعد حادثه» و مجموعه محترم «خانه هنرمندان - تماشاخانه انتظامی» هستن که از همین تریبون ازشون سپاسگزاری می‌کنیم :)

با کیف پول تیوال هم راحت تر و هم سریعتر میتونید بلیت بخرید، حالا بماند که از تخفیف‌های خوبی هم بهره‌مند میشی. امیدواریم برنده بعدی شما باشید.

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» داوران شانزدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر معرفی شدند.
... دیدن متن »

همزمان با پایان مهلت تمدید شده فراخوان شانزدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر، هیأت داوران این دوره معرفی شد. بر همین اساس، "سیدفرید قاسمی" نویسنده و پژوهشگر مطبوعات، "فریدون عموزاده خلیلی" نویسنده و روزنامه‌نگار، دکتر "روح‌الله جعفری" استادیار دانشگاه، منتقد و پژوهشگر تئاتر، با همراهی "بابک برزویه" عکاس و مدرس عکاسی به عنوان مشاور هیأت داوران در بخش عکس، داوری شانزدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه این انجمن را به عهده دارند.  برگزیدگان این مسابقه طبق روال سنوات گذشته در نیمه دوم تابستان سال جاری و در جریان برگزاری جشن سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر معرفی و تقدیر می‌شوند.


خبرگزاری مهر شناسه خبر 4018059 

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش مفیستو
«مفیستو» به کارگردانی مسعود دلخواه که بیشترین آمار رضایت هنرمندان و منتقدان را به خود اختصاص داده به نیمه راه رسید.
» نیمی از اجراهای «مفیستو» سپری شد.
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی گروه، نمایش «مفیستو» نوشته آرین منوشکین با کارگردانی مسعود دلخواه، که از پنجشنبه ۸ تیر تا کنون، ساعت ۱۹ در سالن اصلی تالار مولوی با استقبال خوب بسیاری از هنرمندان و منتقدان عرصه تئاتر و موسیقی و سینما همراه بوده، وارد نیمه دوم اجراهای خود گردید و اغلب این هنرمندان در مصاحبه های کوتاه خود اجرای "مفیستو" را تحسین برانگیز و با شکوه خوانده و به ابراز نظر در مورد این اتفاق نادر هنری پرداختند.  گفتنی است این نمایش ۲۰۰ دقیقه ای تا کنون میزبان هنرمندانی همچون؛ اکبر عالمی، اصغر همت، قطب الدین صادقی، ایرج راد، هادی مرزبان، فرهاد توحیدی، محمد رضا خاکی، سیروس الوند، محمد ابراهیمیان، حمید رضا نعیمی، رضا ثروتی، خسرو احمدی، سیاوش طهمورث، لوریس چکناواریان، رضا سرور، بهزاد عبدی، سهیلا نجم، تاجبخش فنائیان، محمد ساربان، حسین مسافرآستانه، عبدالرضا اکبری، ناصر آقایی، صمد چینی فروشان، هما جدیکار، صادق صفایی، سعید ساحلی، مهرداد ابروان، امیرکاووس بالازاده، شیرین یزدانبخش، مهدی ارجمند، ابراهیم شیبانی، سید محمدعلی ابطحی، یارتا یاران، ایمان افشاریان، امیر حسین حریری، رحیم نوروزی، سیمین لشگری، مسعود مهرابی، محمد آقا زاده، منوچهر اکبرلو، محمد علی سجادی، شهرام کرمی، علیرضا شفقی نژاد، حسن ملکی، علی بی غم، کورش سلیمانی، فرزانه نشاط خواه، محسن خیمه دوز، بهزاد صدیقی، علی احمدی، مریم مقیمی، آرزو اسحاقیان، میثم تحریری، سوگل قلاتیان، علی صادقی خواه، حبیب مجیدی، حمیدرضا قربانی، سپیده خداوردی، مجید اکبری و ...  بوده است.در نمایش "مفیستو" که از آن می توان به عنوان عظیم ترین پروژه تئاتری سال ۹۶ نام برد، بازیگرانی همچون: مرتضی اسماعیل‌کاشی، محمدرضا علی‌اکبری، پریسا رضایی، ژیلا آل‌رشاد، امیرحسین سرداریان، هادی آقابزرگی، پوریا سلطان‌زاده، اشکان هورسان، عبدالرضا نصاری، راحیل روحانی‌زاده، افسون دلخواه، فرزانه زینتی، محمدمهدی شاهی، فطیما یثربی، معصومه بیگی، محبوبه تفضلی، محمد صادقی، مصطفی مقیمی، ایران مسعودی، رضا موسوی، مرتضی کوهی، سمانه آقازمانی، فرزین حاجیلو، محمدعلی شهیدی، منا رستگار، امیرحسین قنبری، مهرنوش حاجی‌خانی، احسان کاکاوند، فرهاد حاجیلو، حسین یوسفی و میلاد افواج ایفای نقش می کنند.  در گروه موسیقی نمایش نیز می توان به؛ آهنگسازان و طراحان صدا و افکت: آرمان پارسیان و محمد اسلامی،  دستیار آهنگساز: ‌حسام‌الدین‌ امامی،  شاعر ترانه‌ها: مسعود دلخواه،  تنظیم‌ قطعات: ‌آرمان ‌پارسیان،  تکخوان‌ها: آزاده اسدی، آرش حق‌گو، رضا کریمی، محمدرضا قهاری و آناهیتا خسروی،  همخوان‌ها (برای تکخوان‌های زن): فرناز سمیعی، نوشین آجوند و سپهر جاویدیان،  همسرایان: فرناز سمیعی، والا وطن‌خواه، نوشین آجوند، سپهر جاویدیان، نارگل محمدنیا، سوده فارانی، ایران مسعودی، حمیدرضا جهانگیری، بیتا نجاتی، بنفشه انصاری، هانیه نصیری و لیلا حسنی،  نوازندگان: پیانو: نیما رئیسی / امید‌ کاظمی‌ ؛ ویولن، پرکاشن‌ و ‌اجرای‌ افکت : محمد‌ اسلامی ؛ ویولن : حسام‌الدین ‌امامی ؛ فلوت: هادی سید‌هاشم ؛ گیتار‌ کلاسیک: آرمان‌ پارسیان ؛ گیتار‌ باس: هوتن‌ میثاقی و درامز: کوروش‌ متقی‌پور،  مشاور گروه موسیقی: احسان آنالویی اشاره کرد.از دیگر عواملی که کارگردان را در این نمایش یاری می کنند می توان از:  دستیاران هنری کارگردان: محمدمهدی شاهی و مصطفی مقیمی،  دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: عرفان شیرنگی،  دستیار دوم کارگردان: مجید گنجی،  مدیر صحنه: وحیده نویدی،  منشیان صحنه: زهره رمضانی و الهام احمدپور،  طراح صحنه: شیما میرحمیدی،  طراح گریم: ماریا حاجیها،  طراحان حرکت: سوزان صفانیا و مسعود دلخواه،  طراحان نور: پدرام رضوانی و محمدمهدی شاهی،  طراح لباس و آکساسوار: استودیو زیرزمین (مهرو صیاد، غزل عباسی، متین کی‌منش و آلاله امیری)،  سرپرست و مشاور گروه لباس و آکساسوار: شیما میرحمیدی،  مجریان گریم: سپهر گودرزى ، مریم سالاروند و امیرعباس حاتمی،  دستیاران طراح صحنه: آلاله امیرى، غزل عباسى، مهرو صیاد و متین کی‌منش،  دستیاران مدیر صحنه: هستی مدیریان، غزاله رفیعی، محمدرضا میرضاخانی، محسن هاشمی، فرشاد سرلک، محمدرضا حسینی‌کرم و رضا مرادی،  پشتیبانی گریم: علی اعرابی،  ساخت ماسک: بهمن صنیعیف  مدیر تولید: حسن قدیمی،  دستیاران تولید: بلال مهرابی و سیدابراهیم موسویف  عکاسان پروژه: میلاد عسگری و دانیال اسماعیلیانف  تصویربردار پشت‌صحنه و سازنده تیزرهای تبلیغاتی: دانیال اسماعیلیان،  طراحان گرافیک: جواد علی‌خوئیان، فطیما یثربی و رباب معزز،  مشاور پروژه در امور فضای مجازی: دانیال اسماعیلیان،  تبلیغات مجازی: گروه جارچی و گروه تئاتر مارکت،  همکاران روابط عمومی: ندا ایزدی، شکوه مقیمی و سارا بابایی،  مدیر روابط عمومی و مشاور امور رسانه ای: امیر پارسائیان مهر نام برد

۲ روز پیش، یکشنبه
بیتا نجاتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ادوارد و ننه
نمایش کمدی ادوارد و ننه
» اجرای عکاسان و خبرنگاران نمایش ادوارد و ننه در تئاتر شهر
... دیدن متن »

نمایش کمدی «ادوارد و ننه» به نویسندگی سیدحسن حسینی و کارگردانی پیمان یاحقی یکشنبه یک  مردادماه در پلاتو اجرا  تئاتر شهر پذیرای عکاسان و خبرنگاران می باشد.
به گزارش روابط عمومی نمایش «ادوارد و ننه»، بازیگران این اثر نمایشی سیدحسن حسینی و کاظم برزگر هستند.
از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به سیدحسن حسینی مشاور کارگردان، میلاد نظری_ علیرضا یزدانی_ مجید مهرآبادی دستیاران کارگردان، علی کجباف طراح صحنه، پیمان یاحقی طراح نور، محمد علیپور_ فرهاد جاوید عکاسان، سام ایزدی طراح پوستر و بروشو، محمد علیپور ساخت تیزر، سمیرا افتخاری مشاوره رسانه، عارفه سرلک مسئول هماهنگی، علی صادقیان موسیقی، امیررضا هرمزی و علی‌اکبر مجدراد روابط عمومی، سهیلا انصاری مدیر تبلیغات اشاره کرد.
در خلاصه نمایش چنین آمده است ؛
ادوارد بر اثر یک خواب تصمیم می گیرد سیبیل هیتلر را بکند تا جنگ جهانی دوم تمام شود. و اتفاقاتی که در جنگ برایش می افتد.
شایان ذکر است، تنها عکاسان و خبرنگاران خبرگزارها، روزنامه ها و سایت های معتبر می توانند حضور داشته باشند.

امیررضا هرمزی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» ۶ دلیل که افراد اهل سفر در محل کار موفق تر هستند
... دیدن متن »

اگر در زمره افراد اهل سفر هستید باید بگوییم که حتما در محل کار و در حیطه وظایف شغلی تان موفق تر هستید. برای این ادعا هم ۶ دلیل خوب داریم. ما برای فرار از زندگی سفر نمی کنیم، بلکه سفر می کنیم که زندگی از ما فرار نکند. همه ما به تعطیلات نیاز داریم؛ دست کم سالی یکی، دوبار بهتر است.

اینکه تصمیم بگیرید در کشور خود سفر کنید یا خارج از آن به بودجه تان بستگی دارد، اما در نهایت اگر بخواهیم به خودمان آرامش و به سبک زندگی زمینی پرهیاهوی مان و فشارهای دائمی دفتر کارمان مزه دهیم، نیاز به استراحت داریم. کار بدون تفریح آدم را خسته و ملال انگیز می کند. منظور ما از تفریح، یک چمدان، چند دست لباس، لوازم ضروری، بلیت، گذرنامه و گشت وگذار در دنیاست. آدم هایی که غالبا سفر می روند در محل کار از کسانی که چندان سفر نمی روند موفق ترند، زیرا سفر کردن به ذهن فرد تنوع می بخشد.

۱. افراد اهل سفر روشن فکر هستند آدم هایی که درگیر کارهای دفتری هستند، به ویژه مدیران رده بالای دفتر مرکزی شرکت ها، بر این موضوع اتفاق نظر داشتند که به محض بازگشت از سفر تمرکز بیشتری روی کارها دارند، ذهن شان تازه می شود و نسبت به دنیا دید بازتری پیدا می کنند. آنها جاه طلب تر هستند، دید شفاف تری به هرچیز دارند و مهم تر آنکه مثبت اندیش ترند.

۲. طیف وسیع تری در شبکه سازی دارند زمانی که برای یک همایش یا کارگاه هایی از کشوری دیگر دیدن می کنید، دوست دارید با آدم هایی از بخش های مختلف دنیا ملاقات کنید. این کار شما را تشویق می کند یک شبکه اجتماعی بسازید. این آدم ها در لیست های تماس شما باقی می مانند. اگر می خواهید شبکه تان را گسترش دهید این نکته مهمی است.

۳. افراد اهل سفر در سازمان دهی خوب هستند اگر کار شما شامل مسائل منطقی منابع انسانی، حسابداری یا هر چیزی مربوط به کار با پول می شود، باعث می شود بهتر سازماندهی کنید. چگونه؟ اگر برنامه ریزی کرده اید به کشور دیگری سفر کنید، صرف نظر از اینکه تنها، با خانواده یا دوستان به سفر می روید یا حتی سفرهای کاری، چیزهای بسیاری می بینید؛ چیزهایی مانند نگهداری از گذرنامه، واحد پول متفاوت، کجا بمانید، چه کارهایی انجام دهید، کجا غذا بخورید، مراقبت از همراهان تان و ... به محض آنکه به دفتر بازگردید تکمیل وظایف تان آسان تر به نظر خواهد رسید.

۴. آنها در مورد فرهنگ های دیگر چیزهای زیادی می دانند زمانی که به سفر خارجی می روید، چشم تان به روی فرهنگ های مختلف باز می شود. داشتن تجارب چندفرهنگی دست اول به شما کمک خواهد کرد تا بفهمید آدم ها چگونه با موقعیت های مختلف در زندگی یا کارهای دفتری کنار می آیند. مشاهده سبک بین المللی کار، شما را قادر خواهد ساخت که برخی از آن ها را نیز در شغل خود به کار بگیرید.

۵. افراد اهل سفر در معاشرت کردن بهتر هستند سفر بین المللی به معنای کسب دانش درباره فرهنگ ها، زبان ها و مسائل مختلف دیگر است که با آنچه شما دارید متفاوت است. شما می توانید پیش از بازدید از آن کشور یک جلسه کوتاه زبان بگذرانید یا یک کتاب ترجمه شده بخرید، اما هرکاری که بکنید این مهارت های اجتماعی شماست که همواره امتحان خواهد شد. اینها شامل صبوری، نزاکت و آداب معاشرت تان می شود و اینکه چقدر خوب در آن کشور با محلی ها صحبت می کنید. اگر بتوانید در این آزمون موفق شوید، به راحتی می توانید در حرفه تان پیشرفت کنید.

۶. افراد اهل سفر پس از هر سفر شروع تازه ای دارند وقتی ابزار الکترونیک شما هنگ می کند چه اتفاقی می افتد؟ آن را راه اندازی مجدد یا تازه سازی می کنید و دوباره به خوبی شروع به کار می کند. به همین صورت همه ما نیاز داریم گاهی به مغزمان نیروی تازه ای بدهیم و بهترین روش این است که استراحت کنیم، حتی اگر برای یک دوره کوتاه زمانی باشد. خارج رفتن درمان بهتری است. یک سفر دلپذیر باعث می شود کارهای روزمره و زندگی پرمشغله تان را فراموش کنید. سفرهای اینچنینی باعث می شوند عاشق دنیا شوید، به شما انرژی می دهند و از شما شخص بهتری می سازند. به محض برگشتن به خانه، می دانید که آماده اید با ذهنی تازه با واقعیت ها روبه رو شوید. فیلیپ لاکامپ، معاون ارشد و رئیس کثی پاسیفیک در آمریکا می گوید «یک فرد خوش سفر، فرد شاغل زیرکی است. نگرشی از سفر بین المللی به دست می آید که نمی توان آن را در هیچ کلاس درس یا محیط دفتری پیدا کرد.»

منبع: روزنامه فرصت امروز

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش لامبورگینى
نمایش لامبورگینى به نویسندگى و کارگردانى سیامک صفرى روز جمعه به علت استقبال مخاطبین در دو نوبت به روى صحنه مى رود .
» لامبورگینى دو اجرایى شد
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومى نمایش لامبورگینی، استقبال مخاطبین از این نمایش موجبات دو اجرایى شدن این اثر  را فراهم کرده است. لامبورگینى اثرى اجتماعى است که دو واقعه گورخواب ها و ساختمان پلاسکو را با دیدگاه سیامک صفرى به روى صحنه مى برد .  در این نمایش اشکان خطیبى در کنار سیامک صفرى به ایفاى نقش مى پردازد ، همچنین ایده ابوطالبى طراحى و اجراى حرکت را بر عهده دارد. از دیگر عوامل مى توان به سهیل دانش اشراقى ( مدیر هنرى ) ، ایمان یزدى ( مجرى طرح ) ، مرتضى نجفى ( طراح نور ) ،سهیل دانش اشراقى و بهار نرگسى ( طراح صحنه و لباس ) روزبه خورزنى ( طراح صدا ) ، ندا عقیقى( دستیار کارگردان و برنامه ریز ) ،مصطفى پیرهادى ( عکاس ) ، سارا حدادى ( مدیر روابط عمومى و مشاور تبلیغات-مکث) ، پوریا سورى ( مشاور رسانه اى در حوزه اجتماعى ) ، بهمن بابازاده ( مشاور رسانه اى در حوزه موسیقى ) ، آریان امیر خان ( فیلم نیوز) و تئاتربازها (حامیان مجازى ) سهیل دانش اشراقى، امیر حسام میرصادقى ( تیزر ) ، حامد حکیمى ( طراح گرافیک ) ، امیر حسام میر صادقى ( موشن گرافیک و انیمشن ) و ... اشاره کرد .

با سلام و خسته نباشید .فروش بلیط برای روز های جدید 3 و 4 مرداد کی اغاز می شود ؟
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال استانها؛
» «زندگی؛ شاید همین حالا» بر روی صحنه تئاتر مشهد
... دیدن متن »

تیوال: تئاتر «زندگی؛ شاید همین حالا»، جدیدترین اثر سیدجواد اشکذری و منتخب دوازدهمین جشنواره ملی تئاتر رضوی از دوم تا نیمه مردادماه سال جاری در سالن اصلی تئاتر شهر مشهد به نمایش گذاشته می شود.

به گزارش روابط عمومی نمایش «زندگی؛ شاید همین حالا»، این تئاتر کاری از گروه تئاتر لال بوده و داستانی اجتماعی در قالب ۳ اپیزود جذاب دارد که تقریبا دو هفته به نمایش گذاشته خواهد شد.

نویسنده، طراح و کارگردان این نمایش، سید جواد اشکذری است و سپیده کلالی، سعید صادقی، سامان سالاری، علی رضا رواندل، پرستش سلطانی، زهره مرادی و علی رضا سوزنچی (به ترتیب ورود به صحنه) به ایفای نقش می پردازند.

همچنین مرتضی مومنی و اشکان آقاجانی به عنوان بازیسازان، احسان دلدار با عنوان برنامه ریز و دستیار کارگردان، ترانه زیبایی به عنوان دستیار کارگردان، علی رضا سوزنچی به عنوان مدیر تولید و  فرشید تمری به عنوان سرپرست گروه در این نمایش فعالیت می کنند.

مدیر روابط عمومی این نمایش، بنیامین یوسف زاده است و آهنگساز این تئاتر مهدی حسنی، طراح صحنه؛ میثم نویریان، طراح لباس؛ محبوبه سلطانی، طراح گریم؛ سمیه ارقبایی، طراح نور؛ محمود کریمی، طراح پوستر و بروشور؛ جلال حاجی زاده و عکاس نمایش؛ مرجان حسین زاده خواهند بود.

گروه موسیقی متشکل از مهدی حسنی، مهران خلیلی، حسن قصابیان و رضا شجاعی است و کار دستیار صحنه، مدیر صحنه، منشی صحنه و مسئول هماهنگی به ترتیب بر عهده فرهاد رضایی، نوید تقی زاده، زهره خیابانی و زهرا رمضانی خواهد بود.

«زندگی؛ شاید همین حالا» از دوم تا ۱۵ مرداد از ساعت ۲۰:۱۵ در سالن اصلی تئاتر شهر مشهد واقع پارک ملت- مجتمع فرهنگی هنری امام رضا(ع) میزبان علاقه مندان عرصه فرهنگ و هنر خواهد بود.

فروش بلیت اینترنتی این نمایش از محل سایت مشهد گیشه به آدرس www.mashhad-gisheh.com امکان پذیر خواهد بود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با طراحی جواد آتشباری
» از پوستر دوم نمایش "داستان خرس های پاندا" رونمایی شد
... دیدن متن »

از دومین پوستر نمایش "داستان خرس های پاندا" با طراحی جواد آتشباری رونمایی شد.

به گزارش روابط عمومی نمایش، از دومین پوستر نمایش "داستان خرس های پاندا"  تازه‌ترین کار "شیوا اردوئی" که از ۱۶ تیرماه با استقبال خوب تماشاگران به روی صحنه رفته است، در پایان اجرای هفته ی دوم خود رونمایی شد.

"داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوستی در فرانکفورت دارد" در اوایل دهه هشتاد برای اولین بار توسط تینوش نظم جو درایران به صحنه رفت. بی شک قصه ی این نمایشنامه قصه ای برای تمامی فصول و جذاب در نگاه افراد مختلف با طرز تفکر مختلف خواهد بود.

در این نمایش  رضا مولائی و سهیلا گلستانی به عنوان بازیگر با اردوئی همکاری خواهند کرد و مهیار طهماسبی از گروه «پالت» انتخاب موسیقی این نمایش را برعهده دارد.

سایر عوامل گروه عبارتند از: 

طراح و کارگردان: شیوا اردوئی، تهیه کننده: مسعود هاشمی، نویسنده: ماتئی ویسنی یک، مترجم: تینوش نظم جو، بازیگران: رضا مولائی و سهیلا گلستاتی، طراح لباس: شیوا اردوئی، موسیقی: مهیار طهماسبی، طراح پوستر و بروشور: آیدین قشلاقی، مشاورپروژه: رضا مولائی، مدیر تولید: فرشاد هاشمی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: شهرزاد دریازاده، مدیر صحنه: احمد عالی شاه، روابط عمومی و مدیر تبلیغات: علی ژیان، گرافیست جارچی: سجاد حسینی، تبلیغات مجازی: گروه جارچی، عکاس: فرهاد جاوید

گفتنی است نمایش "داستان خرس های پاندا"  همه روزه بجز شنبه ها ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه پالیز بروی صحنه می رود، علاقه مندان به تماشای این نمایش می‌توانند جهت خرید بلیت با ۲۰% تخفیف به سایت تیوال مراجعه نمایند.

نشانی: تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹ - تماشاخانه پالیز

 

شیوانا و Ashvini این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش روز عقیم
نمایش روز عقیم
» زنان قلعه زاهدی در زیرزمینِ خانه‌‌ مردان سلاخ
... دیدن متن »

پیش‌فروش تازه‌ترین نمایش حسین کیانی، «روز عقیم» که به وضعیت سه زنِ گریخته از چنگ هجوم‌آوران به محله قلعه زاهدی می‌پردازد، آغاز شد.

«روز عقیم» نام تازه‌ترین اثر حسین کیانی در مقام نویسنده و کارگردان است و پیش‌فروش بلیت آن با تخفیف ۴۰ درصدی برای سه روز نخست، در سایت تیوال آغاز شده است.
بازیگران این نمایش زنانه کیانی که از روز یکشنبه اول مرداد اجرای خود را آغاز خواهد کرد؛ فهیمه اَمَن‌زاده در نقش اکرم، شایسته ایرانی که اولین حضورش در سینما با «آفسایدِ» جعفر پناهی بود در نقش پری، الهه‌ شه‌پرست در نقش لیلی و رویا میرعلمی در نقش لیلی و پری هستند.
در خلاصه داستان «روز عقیم» که هر شب ساعت ۲۱ در تماشاخانه خصوصی باران روی صحنه می‌رود، آمده است: «در شرایط بحرانی سقوط رژیم پهلوی، محله قلعه زاهدی مورد هجوم و تخریب قرار می‌گیرد. سه زن که از چنگ هجوم‌آوران می‌گریزند به زیرزمین خانه‌ای بزرگ در مرکز شهر پناه می‌برند. زیرزمینی که چند مرد در طبقه بالای آن مشغول سلاخی کردن هستند...»

دیگر عوامل این اثر که تا اول شهریور به اجرای خود ادامه می‌دهد عبارتند از؛ محمد گودرزیانی (دستیار کارگردان، برنامه‌ریز و مدیرتولید)، حمید حسینى، اشکان دلاورى، مهلا پاک‌دامن (گروه کارگردانی)، ماریا حاجیها (طراح گریم)، فرشاد فزونی (موسیقی و ساخت افکت)، محمدصادق زرجویان (طراح گرافیک، ساخت تیزر و عکس)، علی مطهری (مجری طرح)، حمید حسینی (دستیار دوم کارگردان)، اشکان دلاوری (مدیر صحنه)، مهلا پاکدامن (منشی صحنه)، سارا حدادی (مدیر روابط عمومی و تبلیغات- مکث) و نرگس کیانی (مشاور رسانه‌ای)

azin.h و صفورا رهبری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شهرام گیل آبادی در نشست رسانه ای نمایش خود گفت
» امیدوارم «یک دقیقه و سیزده ثانیه» مخاطب را به فکر وادار کند
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 96446

نشست رسانه‌ای نمایش «یک دقیقه و سیزده» ۲۷ تیر در سالن کنفرانس خانه هنرمندان برگزار شد.

به گزارش ایران تئاتر در نشست رسانه ای «یک دقیقه و سیزده ثانیه» که 27 تیر برگزار شد، شهرام گیل آبادی(کارگردان)، ابراهیم حقیقی(طراح پوستر)، اکبر رجبی(مدیر عمل گروه بی نشان ها)، سپیده علیزاده(مدیر عامل خیریه مهرآفرین)، فاطمه دانشور(عضو شورای شهر و فعال حوزه اجتماعی) و مسعود فروتن حضور داشتند.

شهرام گیل آبادی در شروع نشست، ضمن تشکر از حضور اصحاب رسانه عنوان کرد: امیدوارم که نمایش ما فقط به اجرا منتهی نشود و بتواند در راستای موضوعی که انتخاب کردیم کمکی بکند. ممکن است ما نگاه دونی به کارتن خواب ها داشته باشیم، اما باید بدانیم آن ها خیلی تلاش می کنند تا به یک زیست حداقلی برسند. در جلساتی که با خانم های کارتن خواب داشتیم و آن ها قصه زندگی خود را تعریف می کردند، خیلی از ما حرف های آن ها را باور نمی کردیم اما بعد از آشنایی بیشتر دچار یک شرم جمعی شدیم.

گیل آبادی در رابطه شیوه شکل گیری نمایشنامه توضیح داد: 53 داستان داشتیم و 4 تا از داستان هایی که عمومیت بیشتری را شامل می شدند انتخاب کردیم و بهمن عباسپور با تیم خود نمایشنامه را نوشتند، در نهایت محمد چرمشیر لطف کرد و کار نهایی متن را انجام داد؛ یکی از داستان ها را هم برای یک فیلم بلند سینمایی انتخاب کردیم که در دست اقدام برای تولید است؛ هم چنین  فضل الله تاری از فیلم هایی که از این 53 نفر گرفتیم، 26 مستند ساخته اند که آن ها هم پخش خواهد شد.

به دلیل این که فضای نمایش ما تعاملی(اینتراکتیو) است، حداقل فضایی هم که بلک باکس بین تماشاگر و بازیگر بوجود می آورد را هم از بین بردیم تا بازیگر با تماشاگر قصه خود را پیش ببرد.

در ادامه گیل آبادی در پاسخ به این که یکی از مهم ترین نقدهای منتقدین تئاتر تجاری شدن تئاتر است؛ و این که چرا از بازیگران مطرح استفاده کرده، بیان کرد: افرادی که من انتخاب کردم از چهره هایی هستند که بین مردم محبوب و معروفند، هم چنین تئاتری هستند و  پانته آ بهرام و سیما تیرانداز از دهه 70 در حال فعالیت هستند، و باید در نظر داشته باشیم که یک کارگردان بر اساس طراحی و ایده های خود بازیگر انتخاب می کند. هم چنین اقتصاد هنر هم به هر حال بخشی از تئاتر و هنر است که باید در نظر گرفته شود.

شهرام گیل آبادی در پاسخ به این که وقتی جامعه هنری به آسیب های اجتماعی توجه می کند، متهم به سیاه نمایی می شود و در این نمایش چقد تلاش شده که از سیاه نمایی فاصله گرفته شود، عنوان کرد: به دلیل کارنامه سیاهی که من دارم، حتما به سیاه نمایی متهم می شوم. به عقیده بنده سیاه نمایی معنایی ندارد و کسانی که در مسوولیت های خود کوتاهی می کنند، این واژه را جعل کرده اند تا از مسوولیت های خود شانه خالی کنند. هنرمند وظیفه اش نشان دادن واقعیت ها است و مسوولین به دلیل ترس از چیزهایی فرار می کنند و هنرمند را متهم به سیاه نمایی می کنند. از زاویه دینی، فرهنگی، اجتماعی یا هر زاویه دیگری که بررسی کنیم، همه افراد باید از یک سطح نسبی برخوردار باشند و متاسفانه در کشور ما این گونه نیست.

اکبر رجبی، مدیر عامل انجمن بی نشان ها، در ادامه بیان کرد: من نمایش را هنوز ندیده ام، اما به نظر من شهر ما پر از چاله ها است که ما اطراف آن بیمارستان ساخته ایم و هر فرد از زاویه خود موضوع را می بیند؛ اما هیچ کس دست آن فرد درون چاله چاله را نمی گیرد. از دوران صفویه کارتن خواب زن داشته ایم، مهم این است که ما مردم بخواهیم و برای این مسائل از جایمان بلند شویم که تا کنون این گونه نبوده. سبک زندگی تک تک ما ایرانی ها طرد کردن شده، همه چیز را طرد می کنیم، از فرد گرفته تا انجمن های مردم نهاد.

سپیده علیزاده که مدیر عامل خیریه مهرآفرین است، ضمن بیان این که زنان کارتن خواب در جامعه ما تابو هستند و مسوولین و دستگاه ها هم ترجیح می دهند که در این مساله ورود نکنند؛ گفت: وقتی من و بچه های خیریه ام نمایشنامه را خواندیم، متوجه شدیم که چقدر به زندگی بچه ها نزدیک است. برای بچه های خیریه خیلی جالب بود که از وجه هنری به زندگیشان پرداخته شده و بسیار هم ذات پنداری کردند.

در ادامه شهرام گیل آبادی دلایل وجود آسیب های اجتماعی در کشور را برشمرد: یکی از آن ها به نظام آموزشی ما مربوط است زیرا به گونه ای نیست که برای همه افراد با همه ویژگی ها باشد. افراد برای آموزش سه دسته هستند؛ سمعی، بصری و هیجانی؛ و در نظامی آموزشی ما فقط برای افراد سمعی آموزش وجود دارد. دلیل بعد اجتماعی است؛ این که ما افراد خودنگری هستیم و افراد دغدغه فرد دیگری را ندارند. و در نهایت به دلیل سیاست گذاری و مدیریت اشتباه است، چون دچار کاستی هستیم، مسوولین ترجیح می دهند که به این مساله نپردازند.

فاطمه دانشور،عضو شورای شهر و فعال حوزه اجتماعی، کارتن خوابی را یک سبک زندگی دانسته و عقیده داشت: 95% کارتن خواب هایی که در خیریه ها هستند، کارتن خوابی را دوست دارند و تمایل ندارند که آنجا باشند. باید به این افراد خدمات کاهش آسیب داده شود تا به زندگی در کمپ ها تمایل نشان داده و سبک زندگی خود را تغییر دهند.

شهرام گیل آبادی در رابطه با افتتاحیه و اجراهای نمایش عنوان کرد: افتتاحیه نمایش ما برعکس افتتاحیه های دیگر است و قرار است که 300 نفر از بهبود یافتگان، نمایش ما را افتتاح کنند. هم چنین در حال هماهنگی با تماشاخانه ایرانشهر هستیم که اجراهای زنانه داشته باشیم و فضای آن متفاوت با دیگر اجراهای ما باشد، به این دلیل که در نمایش ما تماشاگران هم صحبت می کنند و شاید بانوان بخواهند حرف هایی بزنند که در شرایط مختلط برای آن ها سخت باشد.

ابراهیم حقیقی، در پایان و پیش از رونمایی پوستر ویژه ای که  برای «یک دقیقه و سیزده ثانیه» طراحی کرده، بیان کرد: خوشحالم که یک نمایش بهانه ای شده که صحبت ها فقط مربوط به نمایش و نمایشنامه نباشد و راجع به زندگی که در کنار ما جریان دارد بیشتر صحبت می شود.کارتن خوابی معضلی است که در تمام دنیا وجود دارد؛ اما آن ها سعی بر حل این گونه مسائل دارند، ما همین کار را هم نمی کنیم. مخاطبان این گونه نمایش ها باید بیشتر ما باشیم تا خود این افراد؛ ما باید ببینیم تا بیدار شویم وگرنه اگرکسی زندگی خود را ببینند چه کمکی به آن فرد می شود؟ یک نمایش نمی تواند معضل آسیب های اجتماعی را حل کند، اما می تواند تلنگری باشد و وظیفه اصحاب رسانه پر رنگ کردن موضوع این گونه نمایش ها است تا به گوش وزیران و مسوولان هم برسد.

امیدوارم پوستری که طراحی کرده ام، گویای فضای نمایش باشد.

شهرام گیل آبادی در حین رونمایی از پوستر از حمید سمندریان یادی کرد و گفت: حمید سمندریان همیشه می گفت فرق بین کار خوب و بد این است که تماشاگر وقتی از سالن خارج می شود کار یقه اش را گرفته یا نه؛ امیدوارم تماشاگر وقتی از نمایش ما خارج می شود، او را به فکر وادارد و کار یقه اش را بگیرد.

علاقه مندان برای خرید بلیط این نمایش که از 1 مرداد اجراهای خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز می کند، می توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

۶ روز پیش، چهارشنبه
ندا صدفی نژاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش چمدان و سگ ملوس
یاداشتی بر نمایش"چمدان و سگ ملوس" به کارگردانی آلبرت بیگ جانی
» قطار عشق در ایستگاه منتظر است
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: ۹۶۳۹۴

ایران تئاتر – بهنام حبیبی: یک مرد ایتالیایی و یک زن روس در کافه‌ای در ایستگاه قطار با یکدیگر آشنا می‌شوند و این آشنایی آغاز حرکتی می‌شود برای تغییرات بزرگ زندگی‌شان.

یک ایستگاه قطار، مکانی می‌شود تا رویدادی بزرگ برای دو انسان از دو سرزمین و دو زبان گوناگون، شکل گیرد. یک مرد ایتالیایی با چمدانش که در انتظار رسیدن قطارش به مقصد رُم، در کافه ایستگاه قطار نشسته است، با زنی روس روبرو می‌شود که او نیز به همراه سگش در انتظار رسیدن قطارش به مقصد مسکو حضور دارد. این دو، در جریان رویدادهایی طنزآمیز با یکدیگر آشنا می‌شوند و به یکدیگر علاقه مند می‌شوند. مرد ایتالیایی با رسیدن قطارش به مقصد رُم، با سوار نشدن به قطار، عشق خود را به دختر ابراز می‌دارد. با رسیدن قطار دختر به مقصد مسکو، مرد دختر را معطل می‌کند تا او سوار قطار نشود، اما پس از چند دقیقه قطار دیگری از راه می‌رسد و دختر سوار قطار می‌شود و مرد ایتالیایی را تنها می‌گذارد. کارمند ایستگاه که از عشق آن دو باخبر شده است به مرد ایتالیایی کمک می‌کند تا سوار قطار مسکو شود و به عشق خود برسد.

کارگردانی نمایش عروسکی "چمدان و سگ ملوس"، با تأکید ویژه‌اش بر دراماتورژی بازیگری و عروسک‌گردانی، بیشترین بار میزانسن های صحنه را با هدایت دو بازیگر و دو عروسک، اجرا می‌کند. دراماتورژی بازیگران و عروسک‌هایشان در همه نقاط صحنه و حتی از پس دکور بسیار کوچک صحنه، به خوبی طراحی و هدایت شده است. ریتم اجرا و هارمونی‌های موزیکال اجرای دو عروسک، فضای شاد و جذابی را برای تماشاگر نمایش ایجاد می‌کنند. اکت و مکث‌های بازی بین دو بازیگر و عروسک‌هایشان مناسب و زیبا هستند.

بازیگران "چمدان و سگ ملوس"، مهارت خود را در ایجاد شخصیت‌های لازم و انتقال ابزارهای بدن و بیان و حس، به پیکر عروسک‌های خود، به نمایش می‌گذارند. دو بازیگر نمایش، در عین حفظ روال داستانی، از آفرینش حس‌های لازم بین خود و بازیگر روبرو، و بین خود و عروسک غافل نیستند و بی‌هیچ مکثی، حس دو عاشق را در تندیس عروسک‌های خود به روی صحنه می‌آورند.

طراحی صحنه و دکور و اکسسوار نمایش "چمدان و سگ ملوس"، نیز در پیروی از نیاز نمایش به اکسسوار مختصر و لازم برای عروسک‌ها اندیشیده شده است و از وجود دکور و اکسسوارهای دست و پاگیر و غیرضروری خبری نیست. دراماتورژی نور و موزیک، هماهنگ با داستان و اجراست.

"چمدان و سگ ملوس"، با قصه کوتاه اما پُرمعنای خود، تلنگری می‌زند به انسان و خودبینی‌هایش. داستان "چمدان و سگ ملوس"، روایت اتفاق بزرگ زندگی هر آدمی است که آن را عشق می‌نامیم و روایت ناگزیری آدمی است در پیروی از عشق. "چمدان و سگ ملوس"، حکایت بی‌مرزی و فرامرزی آشنایی و پیدایش عشق است و تأکیدش بر این که نه سرزمین و نه زبان، ما را در جایمان محکم نمی‌کند و آن راه که باید رفت، سفر با قطار عشق است به سرزمین رویایی آرزوها. "چمدان و سگ ملوس" دانستن این است که چمدان و سگ، سنگینی دست ماست برای به یکدیگر نزدیک شدن و برای از جا برخاستن و برای رفتن. برای رسیدن به عشق، تنها دستان خالی ما کافی است. سوت قطار عشق شنیدنی است، شنیدن باید، و قطار عشق در ایستگاه منتظر است، رفتن باید.


۶ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پردیس تئاتر شهرزاد
» قصه هزار و یک شب شهرزاد
... دیدن متن »

گویند که شهرزاد دخترک زیبا روی ایرانی، هزار و یکشب حکایت گفت تا پادشاه سنگدل را از کشتن باز داشت. او به جادوی هنرآن کرد که باید و آن شد که شد، دشنه را مبدل کرد به قلم. حال ما در پردیس تئاتر شهرزاد، می خواهیم هزار و یکشب خود را بسازیم. به جادوی، هفت هنر. می خواهیم قصه بخوانیم،شاعری کنیم، نوای موسیقی را به آسمان برسانیم، فیلم روی پرده ی نقره ای بیندازیم، نمایشنامه بخوانیم، عروسک ها را از جعبه ی خیمه شب بازی بیرون بیاوریم و...

و همه ی اینها میسر خواهد شد تنها به جادوی عشق؛ عشق ما و شما به هنر. به زودی با هم حکایت ها خواهیم گفت در هزار و یک شب شهرزاد ...

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ما سه نفر بودیم
ما سه نفر بودیم " به مولوى مى رود
» تجربه اى از صالح علوى زاده ، پویان محمودی ، پویا چوداریان به تهیه کنندگى سجاد افشاریان از یکشنبه ٢ مرداد ماه در تالار مولوى به روى صحنه مى رود.
... دیدن متن »

در بخشى از توضیحات این سه کارگردان در خصوص این اثر چنین آمده است : " اونا درگیر یه ماجرایی شدن از اونا که بعید می دونم برا شما اتفاق افتاده باشه.مثل داستان های دیگه زندگی که وقتی شروع شد کسی نمی دونست چجوری تموم میشه. نه اونا نه من نه شما."   از دیگر عوامل  ما سه نفر بودیم مى توان به مصطفی اسفندیارى: طراح نور ، شهرزاد مظاهرى طراح لباس، على امیرى: طراح پوستر و بروشور ، پیام یارایى: ساخت تیزر،  پگاه زارعیان: دستیار کارگردان و برنامه ریز ، شادی خواجه ، سورنا زاهدى: گروه کارگردانى، سارا حدادى: مشاور رسانه اى، ملیکا قدیمى: عکاس و على باقرى: سرپرست تئاتر " کار " اشاره کرد. "ما سه نفر بودیم " به نویسندگى و کارگردانى مشترک صالح علوى زاده ، پویان محمودی ، پویا چوداریان از ٢ مرداد ماه ساعت ١٨ در سالن کوچک تالار مولوى به روى صحنه مى رود.

حسین رسولی این را خواند
سارا حدادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید