تیوال شعر و ادبیات
T1 : 07:22:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سیمین خلیلی معروف به سیمین بـِهْبَهانی (زادهٔ ۲۸ تیر ۱۳۰۶ تهران - درگذشتهٔ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ تهران)، نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایرانی و از بنیان‌گذاران کانون نویسندگان ایران بود. سیمین بهبهانی در طول زندگی‌اش بیش از ۶۰۰ غزل سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شده‌اند. شعرهای سیمین بهبهانی موضوعاتی هم‌چون عشق به وطن، زلزله، انقلاب، جنگ، فقر، تن‌فروشی، آزادی بیان و حقوق برابر برای زنان را در بر می‌گیرند. او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه به «نیمای غزل» معروف است.

یادش گرامی و جاودان باد .
او بانویی بزرگ و شجاع بود و تاریخ همواره از او به نیکی یاد می کند . زنده یاد جاوید نام سیمین بهبهانی در کنار دیگر بانوان هنرمند سرزمینم ، ایران عزیز ، سرافراز و سربلند ، تا ابد ماندگار هستند .
عباس الهی ، قاصدک و امیر هوشنگ صدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این مطلب حدود سه سال پیش منتشر شده است .اکنون پس از درگذشت تاسف بار آن زنده یاد جاوید نام ، دکتر مریم میرزاخانی آن را با احترام فراوان به این بزرگ بانوی علم ، به اشتراک می گذارم .

مریم‌ میرزاخانی از عشق به رمان تا نوبل ریاضیات
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۸ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۳

پروفسور مریم میرزاخانی، استاد 37 ساله دانشگاه استنفورد به عنوان نخستین زن ریاضی دان جهان موفق به دریافت مدال «فیلدز» شد که به عنوان عالی ترین جایزه علمی رشته ریاضیات از آن به عنوان «نوبل ریاضیات» یاد می‌شود.

او در کودکی مانند بسیاری از دختران دیگر عادت داشت برای خود داستان هایی در مورد شاهکارهای یک دختر منحصربه فرد تعریف کند که در آن ها، قهرمانش گاهی یک شهردار، یک جهانگرد یا کسی بود که کارهای بزرگ دیگری انجام می‌داد.

میرزاخانی در حال حاضر استاد ریاضی دانشگاه استنفورد بوده و عمدتن بر روی ساختارهای هندسی سطوح و تغییر شکل آن ها کار می‌کند ، اما هنوز برای خود داستان های دقیقی در ذهن تعریف می‌کند ، که اگرچه هنوز همان جاه‌طلبی‌ها را دارند، اما شخصیت های آن ها تغییر کرده است.

این شخصیت ها اکنون سطوح هذلولی، فضاهای مدول و سیستم‌های دینامیکی هستند.

به گفته این دانشمند ایرانی، تحقیقات ریاضی به وی حسی مانند نوشتن یک داستان می‌دهد.

میرزاخانی ... دیدن ادامه » می‌گوید: شخصیت ها متفاوت هستند و آن ها را بهتر می‌شناسید. در این داستان، شخصیت ها ارتقا یافته و هنگامی که مجددن به آن ها نگاه می‌کنید، چیزی کاملن متفاوت از برداشت اول تان را خواهید دید.

استاد میرزاخانی که به عنوان اولین زن جهان موفق به دریافت جایزه پر افتخار فیلدز شده است، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف به اتمام رساند و در سال 2004 دکترای خود را از دانشگاه هاروارد دریافت کرد.

موضوع پایان‌نامه وی به بررسی چگونگی محاسبه حجم‌های ویل-پیترسونی فضاهای مدول هم مرز سطوح ریمان پرداخته که شامل شمارش حلقه‌های در سطوح دارای هندسه هذلولی است. تحقیقات میرزاخانی شامل نظریه Teichmüller، هندسه هذلولی، نظریه ارگودیک، و هندسه symplectic است.

یادش گرامی باد .
امیر هوشنگ صدری این را خواند
امید فرجی ، مصطفی معتمد و نوشین پیشوا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قسم به قلم و آنچه که می نویسد ...
بیایید تا با قلم دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کنیم، هر چند در روزگار ما شرح این راه، مفهوم همان بیت مولاناست که فرمود:
نی حدیث راه پر خون می کند ...
روز قلم بر صاحبان راستین آن فرخنده باد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از وقتی نوبل رو به باب دیلن دوست داشتنی ما جایزه دادن, اون هم نوبل ادبیات رو ما تونستیم یک مرز دیگه رو هم جابه جا کنیم. بخزیم تو دامن ادبیات و بگیم متن آهنگهای راک, نه تنها یک متن برای موسیقی با ریتم مخصوص که می تونه یک اثر هنری, یک جهان بینی مخصوص به خودش رو داشته باشه.
حالا به این متن یکی از شاهکارترین و عجیب و غریب ترین سولوهای موسیقی راک در تمام اعصار که می رسم , دوباره مرور می کنم:
I been alone
All the years
So many ways to count the tears
I never change
I never will
I'm so afraid the way I feel
اون سه تیکه آخر, من هیچ وقت تغییر نمی کنم, من هیچ آرزویی ندارم و از این حالی که دارم می ترسم...
وای از اون زمانی که این متن بچسبه به یکی از جاودانه ترین اجراهای کنسرت در تاریخ... موهای تن آدمی رو سیخ می کنه...شوکه میشم و به خانوم میم نگاه می کنم...هر دو می خندیم... و دوباره به جلو و مسیر نگاه می کنیم....این از ... دیدن ادامه » صدها دوست دارم ما رو به هم نزدیک می کنه...این جادوی عجیب و غریب موسیقی
بامداد و امیر هوشنگ صدری این را خواندند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

" بی شک نیما به شکل و قالب و نیز به وزن ترانه ها توجه داشته است ، از خصلت وزن متغیر و حالت ملایمت و کش داری فنری و کوتاه و بلندی های خاص ترانه ها ، به خوبی آگاه بوده است .
او در همه جهات کلی و امور مربوط به شعر و هنر ، همواره بسیار کوشا بود که به طبیعت و سادگی و صفا گرایش داشته باشد . اصلن این خصلت اصلی و طبیعی او بود که از هر گونه تکلف و تصنع و ساخت گری بیزار بود . باری که نزد او بودم می گفت (البته عین عبارات او به یادم نمانده ، فقط مفهوم سخن او را می نویسم ):
" اقتضای اوزان عروضی این است که آدم بسیار مبادی آداب و لفظ قلم حرف بزند و حال آن که در طبیعت چنین نیست . ترانه های عامیانه و لالایی ها و دوبیتی های روستایی چقدر از این لحاظ به طبیعت نزدیک تر است ، و چه ملایمت و نرمشی در وزن گرفتن دارد ."

# مهدی اخوان ثالث
بدعت ها و بدایع نیمایوشیج
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بیست و هشتم اردی بهشت ، روز بزرگ داشت خیام نیشابوری ست . بدون شک ، او از نوابغ و نوادر روزگار است . به قول اخوان ، او با رباعیات خود ، دنیایی را فتح کرده است .
آن چه که از آثار خیام به فارسی به یادگار مانده ،به جز رباعیات ، نوروز نامه است .
خیام در حدود سی تا سی و پنج سالگی تقویم خورشیدی را بنا نهاد که به تقویم جلالی معروف است . گروهی دیگر از دانش مندان او را در این راه همراهی می کردند .
آن گونه که مرتضی راوندی در کتاب "تاریخ احتماعی ایران " می نویسد : خیام در روزگار خودش ، استاد بزرگی بود که شاگردان زیادی داشت . مثل همه آزاداندیشان در طول تاریخ ، او هم همواره مورد حمله گروه خشک اندیشان متحجر قرار می گرفت .
این روز نیکو را پاس می داریم و به خیام بزرگ درود می فرستیم .
امیر هوشنگ صدری این را خواند
مُنا طاهری و تیلا بختیاری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بیست و پنجم اردی بهشت ، روز نکو داشت فردوسی بزرگ، گرامی باد .

ابوالقاسم فردوسی توسی (۳۲۹ هجری قمری – ۴۱۶ هجری قمری، در توس خراسان)، شاعر حماسه‌سرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملی ایران، است. برخی فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند که از شهرت جهانی برخوردار است. فردوسی را حکیم سخن، حکیم توس و استاد سخن گویند.

پژوهش گران سرودن شاهنامه را برپایهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند. تنها سروده‌ای که روشن شده از اوست، خود شاهنامه است. شاهنامه پرآوازه‌ترین سرودهٔ فردوسی و یکی از بزرگ‌ترین نوشته‌های ادبیات کهن پارسی است. فردوسی شاهنامه را در ۳۸۴ ه‍.ق، سه سال پیش از برتخت‌نشستن محمود، به‌پایان برد و در ۲۵ اسفند ۴۰۰ ه‍.ق برابر با ۸ مارس ۱۰۱۰ م، در هفتاد و یک سالگی، تحریر دوم را به انجام رساند. سروده‌های ... دیدن ادامه » دیگری نیز به فردوسی منتسب شده‌اند، که بیشترشان بی‌پایه هستند. نامورترین آن‌ها مثنوی‌ای به نام یوسف و زلیخا است. سرودهٔ دیگری که از فردوسی دانسته شده، هجونامه‌ای در نکوهش سلطان محمود غزنوی است. برابر کتاب شناسی فردوسی و شاهنامه، گردآوری ایرج افشار، با به‌شمارآوردن سروده‌های منسوب به فردوسی مانند یوسف و زلیخا تا سال ۱۳۸۵، تعداد ۵۹۴۲ اثر گوناگون در این سال‌ها نوشته شده‌است.

فردوسی دهقان و دهقان‌زاده بود. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و هم‌زمان با جنبش استقلال‌خواهی و هویت‌طلبی در میان ایرانیان سپری کرد. شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، عصری درخشان را برای پرورش زبان و اندیشهٔ ایرانی آماده ساختند و فردوسی در هنر سخن وری آشکارا وام دار گذشتگان خویش و همهٔ آنانی است که در سده‌های سوم و چهارم هجری، زبان فارسی را به اوج رساندند و او با بهره‌گیری از آن سرمایه، توانست مطالب خود را چنین درخشان بپردازد. در نگاهی کلی دربارهٔ دانش و آموخته‌های فردوسی می‌توان گفت او زبان عربی می‌دانست، اما در نثر و نظم عرب چیرگی نداشت. او پهلوی‌خوانی را به‌طور روان و پیشرفته نمی‌دانست، اما به‌گونهٔ مقدماتی مفهوم آن را دریافت می‌کرد. به‌هرروی، در شاهنامه هیچ نشانه‌ای دربارهٔ پهلوی‌دانی او نیست.

در «پیش گفتار بایسنقری» نام فردوسی با «حکیم» همراه است، که از دید برخی اشاره به حکمت خسروانی دارد. فردوسی در شاهنامه، فرهنگ ایران پیش از اسلام را با فرهنگ ایران پس از اسلام پیوند داده‌است. از شاهنامه برمی‌آید که فردوسی از آیین‌های ایران باستان مانند زروانی، مهرپرستی و مزدیسنا اثر پذیرفته، هرچند برخی پژوهش گران سرچشمهٔ این اثرپذیری‌ها را منابع کار فردوسی می‌دانند، که او به آن‌ها بسیار وفادار بوده‌است. همچنین، وی به‌سبب خاستگاه دهقانی، با فرهنگ و آیین‌های باستانی ایران آشنایی داشت و پس از آن نیز بر دامنهٔ این آگاهی‌ها افزود، به‌گونه‌ای‌که این دانسته‌ها، جهان‌بینی شعری او را بنیان ریخت. آن چه که فردوسی به آن می‌پرداخت، جدای از جنبهٔ شعری، دانشورانه نیز بود؛ او افسانه ننوشت. او زاییدهٔ روزگار خردورزی دوران سامانیان است. در این دوران، زمینه برای اوج این خردورزی و دانش‌مداری در شاهنامهٔ فردوسی آماده شد. فردوسی خرد را سرچشمه و سرمایهٔ تمام خوبی‌ها می‌داند. او بر این باور است که آدمی با خرد، نیک و بد را از یکدیگر بازمی‌شناسد و از این راه به نیک‌بختی این جهان و رستگاری آن جهان می‌رسد. فردوسی با ریزبینی، منابع خود — که بیشترینِ آن‌ها شاهنامهٔ ابومنصوری بود — را بررسی می‌کرد. او افزون بر دانش‌های روزگار و خوانده‌های بسیار، مردی ژرف‌نگر، آزاداندیش، تیزبین و نکته‌سنج در رویدادهای گذشته و حال بود. فردوسی در شمار آن شاعران نه‌چندان پرشمار در زبان پارسی است که نجابت گفتار و پاکی سخن او آلوده نشده و حتا واژه‌ای که زننده و ناسزا باشد، از او سر نزده‌است. او توانست از میان انبوه دانسته‌هایی که در دسترس داشت، مطالبی را گزیده و گردآوری کند که در یاد ایرانیان، ترکان و هندیان زنده بماند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بیست و یکم اردیبهشت ماه ، سال روز درگذشت زنده یاد غزاله علیزاده نویسنده معاصر است . یاد و خاطره اش گرامی و جاودانه باد .

آثار زنده یاد غزاله علیزاده

رمان‌ها


دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسی‌ها، ۱۳۷۰
شب‌های تهران
ملک آسیاب


مجموعه داستان‌ها


بعد ... دیدن ادامه » از تابستان ۱۳۵۵
سفر ناگذشتنی ۱۳۵۶
چهارراه


سایر آثار


تالارها
رؤیای خانه و کابوس زوال


چهار اثر نخست در مجموعه‌ای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شده‌است. کتاب "خانه ادریسی‌ها" سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستان‌نویسی را از آن خود کرد.

فیلم مستندی دربارهٔ او ساخته شده‌است.
neginini این را خواند
نیلوفر ثانی ، زهره عمران و تیلا بختیاری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

شانزدهم اردی بهشت ، سال روز درگذشت زنده یاد حسین منزوی شاعر معاصر است ، یادش گرامی و جاودانه باد . و شعری از آن زنده یاد


به همین سادگی !


به زمانی که
پا در راه
نهاده ­ای
تا
دلت از جای کنده شود
نیازی به بدرقه­ ی دیدگان اشک آلود
نیست
و کرشمه­ ی انگشتان ظریفی که
... دیدن ادامه » شوخ گینانه
بخار از شیشه­ ی پنجره
به سویی
می ­زنند
تا مه،
به بخار چشم ­های عاشق
از هم بشکافد
به همان سادگی
که کلاغ سال خورده
با نخستین سوت قطار
سقف واگن متروک را
ترک می­ گوید
دل،
دیگر
در جای خود نیست
به همین سادگی!

#حسین منزوی

بخشی از گفت و گوی " نوآوران " با آیدا سرکیسیان ، همسر زنده یاد احمد شاملو



درباره ی کتاب کوچه چطور ماجرای این پروژ ه ی مهم احمد شاملو به کجا کشید؟ همیشه خبرهایی روی خروجی خبرگزاری ها قرار می گیرد اما عملن پیشرفتی در این کار دیده نمی شود؟


اگر ناشر ( انتشارات مازیار ) مثل ما کمی عجله به خرج بدهد و این عجله به این معنا نیست که محتوا قربانی شود بلکه زودتر برای کارهای فنی این پروژه عمل کند و فیش های تنظیم شده را خدمت دوستان برساند تا بازبینی شوند و کارها زودتر انجام شود خیلی به ادامه ی کار کمک می شود و این کار البته بسیار سخت است و ناشر هم دارد تلاش خودش را می کند اما به اعتقاد من می توان کار را بهتر و با سرعت بیشتر پیش برد، ما باید همه ی متن های کتاب کوچه را بارها و بارها بازبینی کنیم تا اشتباهی از سوی ما صورت نگیرد و جمله ای جا به جا نشود و این کتاب کوچه خیلی ریزه کاری هایی دارد که ما باید به آن رسیدگی کنیم و ما در حال حاضر روی حرف " ه " کار می کنیم که برای حروفچینی رفته است و به امید خدا کار بزودی منتشر می شود.



من سئوالی خارج از موضوع دارم که مثل یک حرف مهم در ذهن من مانده است و شما می توانید پاسخی هم ندهید با توجه به روحیه ی بسیار مهربان و بزرگواری که از آیدا سراغ داریم این مسئله را می توانم درک کنم اما دکتر شفیعی کدکنی اظهارات بسیار غیر واقعی و به دور از آگاهی درباره ی احمد شاملو داشته اند که در حقیقت بر می گردد به بغض های دیرینه ی ایشان و به اعتقاد من همان عاجز بودن ایشان از درک مدرنیسم است که البته من در روزنامه ی توقیف شده ی بهار برای ایشان نوشتم که ماجرا از چه قرار است و نقد من درباره ی ایشان برای دوست دارانشان چندان خوش آیند نبود و از بت سازی پوشالی در مورد آقای کدکنی به هیچ وجه نمی توان گذشت...



منظورتان ... دیدن ادامه » همان مطلب ایشان در کتاب با چراغ و آینه است



بله همان کتاب سازی ایشان که خیلی هم وجه طنز در میان ما دارد! یکی از چهره های سرشناس ادبیات که نمی خواهم اسمش را در اینجا بیاورم گفتند که ما به همراه ابتهاج یک روز به دیدار شاملو می رفتیم و شفیعی کدکنی هم تقاضا کرد که او را هم ببریم تا شاملو را ببیند و ما هم او را همراه بردیم و در آن دیدار درباره ی مسئله ای قرار بود صحبت کنیم که از پیش مشخص بود و کل وقت ما به این گپ و گفت سپری شد و شاملو بیشتر روی صحبتش با ما بود و شفیعی زیاد نمی توانست در این موضوع نظر بدهد آن هم در حضور شاملو و وقتی ما بازگشتیم شفیعی احساس کرد شاملو به او توجه نکرده و وقعی به او نگذاشته است...


نه شاملو اصلن این گونه نبود که به کسی وقعی نگذارد و در خانه اش به روی همه باز بود..


بله ایشان می خواست درباره ی این کتاب واکنشی نشان بدهد که آقای شفیعی نامه ای برای ایشان نوشتند که این کار را نکنند و ایشان که مرد بسیار محترم و بزرگ ادبیات ما هستند پاسخ نامه را دادند و متن نامه ی شفیعی را در کتاب خانه ی خانه شان در خیابان نفت به من نشان دادند ایشان گفتند که شاملو اهل این حرف ها نبود و اگر از کسی خوشش نمی آمد رو در رو حرفش را می زد...

به نظر من هیچ کس نباید قصد توهین به کسی را داشته باشد و چه آقای کدکنی و چه من و چه دیگری به لحاظ انسانی حق توهین به انسان دیگر را ندارد و این برای من مهم است مگر اینکه آدم مسئله ای که واقعیت داشته باشد را بگوید و فکر می کنم شما هم به واقعیت در آن نقدتان پرداخته اید و نباید به کسی بر بخورد هر کسی می تواند نظر خودش را داشته باشد و امیدوارم آقای شفیعی کدکنی هم در هنگام نوشتن آن مطلب واقعا در مقابل خودش و مردم و خدا صداقت داشته باشد و این را فقط خودش می داند و خدای خودش.
امیر هوشنگ صدری و امید فرجی این را خواندند
عمو فرهاد قصه ها این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بیست و پنجم فروردین ، روز بزرگ داشت عطار نیشابوری گرامی باد .

فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطار نیشابوری ، یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در نیشابور زاده شد و به هنگام حملهٔ مغول به قتل رسید.
امیر هوشنگ صدری ، قنبرعلی رودگر و امید فرجی این را خواندند
زهره عمران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

امروز نوزدهم فروردین ماه ، روزی غم انگیز برای دوست داران ادبیات ایران است . درگذشت بزرگ مردی که سراسر زندگیش صداقت بود و راستی . و نویسنده ای که شهرتش از مرزهای ایران فراتر رفت و در سطح دنیا مورد ستایش و تکریم قرار گرفت . او کسی نیست جز زنده یاد صادق هدایت عزیز .
آثار بزرگ هدایت مانند بوف کور و داش آکل یک حس عمیق انسانی را به ما می آموزد . هنوز حرف های راوی بوف کور در گوش ما طنین انداز است : در زندگی زخم هایی وجود دارد که مثل خوره است و اگر به کسی بگویی آن را از اتفاقات عادی می شمارد . و مرجان را که عشق او داش آکل را کشت ....
زنده یاد صادق هدایت از دردهای زندگی به ما می گوید .
یاد و خاطره اسطوره قلم زنده یاد صادق هدایت بزرگ را گرامی می داریم .
ما همه مان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندانهای گوناگون. ولی بعضیها به دیوار زندان صورت می کشند و با آن خودشان را سرگرم می کنند. بعضیها می خواهند فرار بکنند، دستشان را بیهوده زخم می کنند، و بعضیها هم ماتم می گیرند، ولی اصل کار این است ... دیدن ادامه » که باید خودمان را گول بزنیم، همیشه باید خودمان را گول بزنیم، ولی وقتی می آید که آدم از گول زدن خودش هم خسته می شود.

هدایت
۱۹ فروردین
سلام جناب کلانی اتفاقا همین امروز عصری من داشتم داش آکل را خواندم
۱۹ فروردین
مرسی از توجه دوستان .
با درود های فراوان .
۲۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هیأت داوران جایزه شعر شاملو، مجموعه شعر «لشگر شکست خورده‌ کلمات»، سروده‌ آیدا عمیدی را به خاطر زبان موجز و منسجم با واژه‌هایی که در پیوندی موسیقایی با یکدیگر به لحن شعر تشخص بخشیده‌اند، استفاده‌ خلاقانه از عناصر آشنای زندگی و اقلیم جنوب کشور، بیان غیرمستقیم تجربه‌ی هولناک جنگ، بازتاب ترس و اضطراب ِ ناشی از زندگی در جهانی نا‌امن با خلق استعاره‌ها و زبانی زنانه، خوانش‌پذیری برای طیف گسترده‌تری از مخاطبان و برخورداری از ظرفیت خوانش‌های خلاق و چندگانه، به عنوان برگزیده‌ اول دومین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو معرفی کرد.
زهره عمران و امیر هوشنگ صدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کلی گویی یا کلی بافی ، از نظر نیما، از ویژگی های شعر کهن است :
هر چیز در ادبیات ما به طور اخص وصف نشده است ، و وصف هر چیز شامل هر چیز است . در غزل به مراتب بدتر ....

درباره شعر و شاعری - ص 91

و این کلی گویی را ، حتا از شعری
مثل "شب " از منوچهری ، مثال می آورد . و معتقد است شعر نو باید به جزئیات بپردازد ، چرا که جزئیات می تواند خصوصیات ابژه را دقیقا" ترسیم کند . تشبیه زلف نگار به شب ، و چشم او به نرگس یک کلی بافی ست ، و در عین حال وصف الحالی است ، چرا که حکایت از حال " مشاهده گر " می کند ، نه " موضوع مشاهده ."
نیما می گوید هنرمند باید به دور از این کلیشه ها ، اولا" " ابژه " را با چشم خود ، و نه با چشم گذشتگان ، ببیند . و ثانیا " ، در توصیف و انتقال آن ، با ذکر جزئیات از همه " لوازم تجسم " سود جوید ، از چیزهای " دیده نشدنی " بپرهیزد ... دیدن ادامه » . و از " لوازم وضوح و جلوه " بهره بگیرد . چنین توصیفی را نیما " توصیف اصلی " نام می دهد ، که نقطه مقابل " توصیف بدلی " است .

نقل از کتاب " بوطیقای شعر نو ، نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیمایوشیج - نوشته شاپور جور کش . انتشارات ققنوس . چاپ دوم (پاییز 1393)- چاپ اول (1383)
با اندکی ویرایش ، تغییر و تصرف .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

آتش در فرهنگ ایران باستان


آتش یکی از عناصری است که نزد ایرانیان باستان بسیار مقدس و مورد ستایش بوده‌است. آتش در اوستا بصورت آتَرش یا آتَر در پهلوی آتور یا آتخش و یا آتش و در فارسی آذر یا آثش آمده‌است. فرشته نگهبان آتش در پهلوی آتوریَزت و در فارسی آذرایزد نامیده می‌شود. در آئین ایران باستان برای خشنودی فرشته آتش پیوسته در آتشکده‌ها و آتش دان‌های خانه‌ها چوب‌های خوشبو به کار می‌بردند. در دین مزدیسنا آتش نشانه‌ای از پاکی و راستی و اردیبهشت نگاهبان اوست. در ایران باستان پیدایش آتش از دو قطعه سنگ به زمان هوشنگ پیشدادی نسبت داده شده که بازماندهٔ آن جشن سده است که هنوز برقراری آن رواج دارد.
در ایران باستان ، آخر هر سال جشنی برپا می شد و مردم با روشن کردن آتش به استقبال نوروز می رفتند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان‌های پیش از شکل گیری ایران و قبل از دوره مادها و هخامنشیان برمی‌گردد، ولی نام آن در اوستا نیست. از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای میانه و آسیای غربی دو عید، رواج داشته‌است، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار، برگزار می‌شده‌است. بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته می‌شده‌است.

در ایران آیین مرگ و رستاخیز سیاوش با نوروز پیوند خورده است؛ به این ترتیب که چند روز پیش از عید، به سوگ سیاوش می‌نشستند و با فرارسیدن نوروز، به جشن و شادی دست می‌زدند؛ چنان‌که گویا سیاوش، زنده شده باشد. آریایی‌ها که وارد منطقه شدند بن مایه‌هایی مانند فروهرها و بازگشت ارواح را با خود آورده و به تدریج آیین خود را با باورهای قبلی رایج در منطقه ادغام نمودند. از جمشید پادشاه مشهور ... دیدن ادامه » پیشدادی به عنوان بنیان‌گذار این جشن یاد گردیده‌است. از پژوهش‌هایی که در تطبیق نوروز ایرانی و نوروز قبطی (نوروز مصری) و تأثیر و تأثر آن دو، به عمل آمده، بر می‌آید که نوروز ایرانی در زمان داریوش بزرگ و توسط او در مصر رایج گردید. دربارهٔ نوروز و سنت‌های وابسته بدان تا چند دهه قبل منابعی قدیم تر از ایام ساسانیان که به دست نویسندگان مسلمان نوشته شده بود، وجود نداشت. اما با کشف بایگانی‌های دولتی اشکانیان در تاجیکستان معلوم گردید که نوروز در دوران شاهنشاهی اشکانیان و ایامی قدیم تر از دو هزار سال پیش در آغاز بهاران بوده است.

در تمام دوران ساسانی نوروز جشن ملی همهٔ ایرانیان به شمار می‌رفته‌است. به همین جهت حتی مردمی که پیرو آئین زرتشت نبوده‌اند اما در حوزهٔ حکمرانی ایران زندگی می‌کردند، نیز در آن شرکت داشتند. شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. روز برگزاری مراسم نوروز در هر دوره ۴۴ ساله، یک روز از موعد اصلی خود عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل‌های گوناگون سال جاری بوده است. پنج روز نخست فروردین جشنی همگانی بین عموم مردم بود از این رو آن را نوروز عامه نامیده‌اند. روز ششم فروردین که جشن نوروز به گونهٔ درباری برگزار می‌شده است نوروز بزرگ نام داشته است. مجموعهٔ رسم‌های جشن بهاری نوروز با جشن سوری و آتش‌افروزی آغاز می‌شد و پس از برگزاری مراسم سال نو، در روز سیزده فروردین پایان می‌یافته است.
سید فرشید جاهد این را خواند
زهره عمران ، بامداد و مصطفی معتمد این را دوست دارند
جناب کلانی شاید بد نباشه که یه گروه یا کانال بسازید و مباحث تئوری شعر و ادبیات رو اونجا بصورت منسجم ارائه بدید تا هم دسترسی بهش راحت تر باشه و هم لابلای مطالب دیگران گم نشه
۲۲ اسفند
با درود و سپاس . پیشنهاد بسیار خوبی ست .
تلاش می کنم تا آن را به اجرا در آورم .
پیروز و پایدار باشید .
۲۲ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هیجدهم اسفندماه ، سال روز درگذشت بانوی داستان نویسی ایران ، زنده یاد سیمین دانشور است . ضمن گرامی داشت یاد و خاطره آن بزرگ بانو ، به نقل خاطره او از نیمایوشیج می پردازم . یاد و خاطره اش جاودانه باد


ارتباط دوستان نیما با شما چگونه بود و چرا دوستان نیما برای دیدنش به این جا می‌اومدند؟
همه را ما به وسیله نیما شناختیم. این جا قرار می‌گذاشت، چون عالیه خانم راه نمی‌داد. اون بدبخت، خسته و خرد از بانک اومده. بچه رو آورده. می‌خواد غذا بپزه. به نیما گفته بودم مهماناتو بردار بیار این جا. شاملو، اخوان، همه‌ی مریداش. فروغ فرخ زاد. دیگه خیلی‌ها بودند. بیشتر شاملو مریدش بود. ولی شاملو راه دیگه ای رفت. شاملو شعر سپید گفت. منتها خب شاعری درجه اوله. حالا به هر جهت، این نیما اعجوبه ای بود واسه خودش. نیما بدعت گذاره. خیلی مهمه نیما در تاریخ ادبیات. نیما، بعدش بنظر ... دیدن ادامه » من شاملو، بعد اخوان و فروغ فرخ زاد. فروغ هم می‌اومد این جا. همه شون که می‌خواستن نیما رو ببینن، می‌اومدن این جا. که من آشنا شدم با اونا.
خاطرش گرامی سیمین ادبیات ایران زمین.
این جمع، همه از تبارِ جان بودن و ماندنی و البته خوش اقبال به داشتن استادی مانند نیما.
۱۸ اسفند
درود و سپاس از اظهار نظر شایسته شما .
پیروز و پایدار باشید .
۱۹ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هشتم مارس روز جهانی زن بر همه زنان زحمت کش و آزاد اندیش ایران و جهان مبارک باد .

آن چه امروز تحت عنوان حضور اجتماعی و مشارکت سیاسی زنان شناخته می‌شود، در کمتر از 100 سال قبل آرزویی بود که جنبش‌های حقوق زنان برای رسیدن به آن مبارزه می‌کردند.
با آغاز قرن بیستم به دنبال پیشرفت‌های صنعتی جهان مدرن و بعدها وقوع دو جنگ ویران گر جهانی زمینه برای افزایش مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان فراهم شد.
افزایش مشارکت اجتماعی زنان با کار در کارخانه‌ها و ادارات و بعدها در جبهه نبرد به عنوان امدادگر اولین گام‌ها برای احقاق مطالبات اجتماعی آنها بود. در آن روزها شرایط کاری سخت با دستمزد کم برای زنان باعث شد آن ها دست به اعتراض علیه آن چه «نابرابری» می‌دانستند، بزنند.

شناخته‌شده‌ترین نماد مبارزه اجتماعی زنان در تاریخ معاصر مربوط به هشتم مارس 1908 میلادی و اعتراض ... دیدن ادامه » به همین شرایط سخت کاری بود. در این روز گروهی از زنان کارگر در یک کارخانه نساجی در نیویورک دست به اعتراض زدند. رئیس کارخانه برای جلوگیری از گسترش اعتراض آن ها را در کارخانه محبوس کرد اما یک آتش‌سوزی مشکوک باعث شد نزدیک به 129 تن از زنان کارگر جان خود را از دست بدهند.

در آن سال‌ها زنان در کشورهای مختلف اروپایی و امریکا در کنار مبارزه برای رفع تبعیض و استثمار کاری برای احقاق حق مشارکت سیاسی نیز مبارزه می کردند. حق رای و مشارکت زنان در انتخابات محصول جنبش‌هایی است که در آغاز قرن بیستم شکل گرفت. به روایت تاریخ، نیوزیلند نخستین کشور مستقلی بود که در سال 1893 حق رأی زنان در آن به رسمیت شناخته شد.

چندی پیش از این تاریخ یعنی به سال 1866 جنبش حقوق زنان در انگلستان مبارزه برای رسیدن به حق مشارکت سیاسی را آغاز کرده بود اما این جنبش در سال 1918 توانست به حق رای برسد. چیزی که در امریکا به سال 1920 و در فرانسه به سال 1944 به وقوع پیوست .
امید فرجی این را خواند
نوشین پیشوا و مصطفی معتمد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به مناسبت چهاردهم اسفندماه ، سال روز درگذشت زنده یاد دکتر محمد مصدق . یادش گرامی و جاودانه باد .
زنده یاد مهدی اخوان ثالث (م.امید) :

« این شعر را [ تسلی و سلام ] برای زنده یاد دکتر مصدّق گفته ام . در آن وقت ها ـ در سال 35 ـ نمی شد اسم مصدّق را ببری ؛ این بود که بالای شعر نوشتم : برای پیر محمّد احمدآبادی .

من خودم در زندان بودم که آن مرد بزرگ و بزرگوار تاریخ معاصر ما را گرفته بودند و تقریباً محکوم کرده بودند .

وقتی ما را در زندان زرهی برای هواخوری می بردند ، او[ دکتر مصدّق] را می دیدیم که در یک حصار سیمی خاص و جداگانه ای به تنهایی راه می رفت و قدم می زد؛ مثل شیری درون قفس . بعدها این شعر را برایش گفتم . »



تسلی و سلام

( برای پیر محمّد احمدآبادی )

دیــدی ... دیدن ادامه » دلا ، کــه یــار نـیـــامــد
گـــرد آمــد و ســوار نــیــامــد

بگداخت شمع و سوخت سراپـای
و آن صـبــح زرنـگـــار نـیــامــد

آراســتـیــم خـانــه و خـــوان را
و آن ضـیـف نـامــدار نـیــامــد

دل را و شــــوق را و تـــــوان را
غم خورد و غمگـســار نـیــامــد

آن کاخ هـا ز پـایـه فـرو ریــخت
وان کــرده هـا بـکـار نــیــامــد

سوزد دلــم بـه رنـج و شـکـیـبت
ای بـاغـبــان بــهــار نــیــامــد

بشکفت بس شـکـوفه و پـژمـرد
امـّا گـلــی بــه بــار نـیـــامــد

خوشـید چشـم چشـمـه و دیـگـر
آبــی بــه جــویــبــار نـیــامــد

ای شـیـر پـیـر بسـتـه بـه زنجیـر
کز بـنـدت ایــچ عــار نـیــامــد

سـودت حـصـار و پـیـک نـجـاتی
سـوی تـو و آن حـصار نـیـامــد

زی تـشـنــه کشـتـگـاه نجیـبـت
جــز ابـــر زهــر بــار نــیــامــد

یـکــّی از آن قـوافـل پـــر بــا-
- ران گـهـــر نـثــــار نـیـــامــد

ای نـــــادر نــــــوادر ایــــــّام
کت فــرّ و بـخـت یـار نـیــامــد

دیری گذشت و چـون تـو دلـیـری
در صـــفّ کــــارزار نـیـــامــد

افسـوس کـان سفـایــن حـــرّی
زی ســـاحـــل قــرار نــیــامــد

وان رنـج بـی حسـاب تــو، درداک
چـون هـیـچ در شمـار نــیــامــد

وز سـفـلـه یـاوران تـو در جـنــگ
کــاری بــجــز فـــرار نــیــامــد

من دانم و دلت، کـه غمان چـند
آمــد ، ور آشــکـــار نـیــامــد

چندانکـه غـم بـه جان تـو بـارید
بـاران بــه کــوهـسار نـیــامــد
بزرگمرد تاریخ ایران و یکی از بزرگترین حسرتهای زندگی
۱۷ اسفند
درود بر شما . بله زنده یاد دکتر مصدق بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان است . او به خاطر استقلال شخصیتی عظیمی که داشت ، همیشه تنها بود . و دست آخر هم وقتی پزشک معالجش به او گفت : غده ای در درون دهان دارد . مصدق گفت : کاش این غده سرطانی باشد تا بمیرم و از تنهایی و خستگی ... دیدن ادامه » نجات یابم .
۱۷ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

واژهٔ نوروز

واژه نوروز، از فارسی میانه nwklwc (آوانویسی: nōgrōz) است که برگرفته از زبان اوستایی بوده. مورخان، معادل اوستایی آن را navaka raocah حدس می‌زنند.

امروزه در فارسی این واژه در دو معنی به‌کار می‌رود:

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان «ناوا سرِدا» به معنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه در دوره‌های سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی، به معنای سال نو می‌نامیدند.

در متن‌های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No، Now، Nov وNew Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده‌است. در برخی از موارد، این دو بخش پشت سر هم و در برخی نیز با فاصله نوشته می‌شوند. در کشورهای مختلف تلفظ نوروز متفاوت است. در شهر لکنو هند که هر ساله نوروز برگزار می شودو هفته نامه‌ای هم با نام نوروز دارد آنرا بصورت Nauroz تلفظ می‌کنند که به تلفظ زبان دری نزدیک است. به باور احسان یارشاطر، بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود (که البته وی تلفظ فارسی ایران را مبنا قرار داده است). این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.

نوروز در فارسی میانه /no:g ro:z/ بوده است. در فارسی ایران این واژه به صورت [nou̯ɾu:z] (در گفتار عامیانه، [no:ɾu:z])، در فارسی افغانستان به صورت [næu̯ɾo:z] و در فارسی تاجیکی به صورت [næu̯ɾʉz] یا [næu̯ɾɵz] تلفظ می‌شود .

#منبع ... دیدن ادامه » : ویکی پدیا
امید فرجی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید