تیوال شعر و ادبیات
T1 : 03:08:18
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
«شعری برای درخت»

اکسیرِ حیات زنده از مایۀ توست
فردوسِ زمین گسترۀ سایۀ توست
شعری همه و کتاب تقدیس زمین
یک بیت پرنده بهترین آیۀ توست
۱۹ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از حادثه ،
همه به سر کار خود برگشتند .
من ماندم و روحی سرگردان ،
روحی در کشاکش درد .
به فریادی نیاز داشتم ،
تا خودم را آرام کنم .
فریاد من برنیامد از گلو ،
و من ....

همه از کنارم می گذشتند ،
و تند ، تند به سر کارهای شان بر می گشتند .
اما ،
من روح سرگردان خودم را داشتم ،
و
فریادی که از گلو بر نمی آمد ،
تا ... دیدن ادامه » مرا آرام کند .....

#مرتضی کلانی
دوم مرداد ۹۶
۴ ساعت پیش
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


با چند نُتِ غریب،
تو شوق کودکانه ی رفتنی

اشتیاق بی وصفِ
لحظه شماری برای شهربازی،
سواری بر اسب های گردانِ چرخ و فلک

و داشتن همه بادکنک های دنیا
رنگ در رنگ،

دنبال کردن رویای حباب های کف صابون،

شمردن ستاره ها بر پشت بامِ شب ها،

گیج ... دیدن ادامه » رفتن و ریسه از خنده
هنگام چرخیدن،

تو
شوق کودکانه ی
چشمهامی
وقت دیدن دریا،

گم شدن میان بوته های تمشک
هنگام چشم گذاشتن ها،

وقت به خواب زدن های دزدکی در ماشین
به خیال چسبیدن در آغوش پدر
در آغوش مادر،

تو شوق گرفتن هدیه های ناگهانی،

بوسه های عاشقانه،

تو لذت بی مرزِ
پروازی در خواب،

تو را کودکانه
دوست می دارم . . . یاس

کودکانه می خواهم.

با چند نُتِ غریب
که روح عاشقم را
آشفته میکند.

(امیر بابک) 96/4/11


۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفده سال پیش ، در ساعت یک بامداد دوم مرداد ماه ۱۳۷۹ ، بامداد بدرود حیات گفت و از بین ما رفت . روزنامه ایران در صبح همان روز نوشت : " شاعر ملی ایران درگذشت " ، و وزیر فرهنگ وقت آقای مهاجرانی درگذشت شاملو را تسلیت گفت .
مراسم تشییع پیکر شاملو با شکوه برگزار شد و مردم شعر پریای او را می خواندند : پریای نازنین ، چه تونه زار می زنین .... پریا هیچی نگفتن ... زار و زار گریه می کردن پریا.....
دولت آبادی در مراسم گفت : شاملو تالی حافظ بود و.....
اکنون هفده سال از آن تاریخ می گذرد و با همه فراز و فرودهایی که نسبت به شاملو روا داشته شده ، میراث او پررنگ تر از همیشه به چشم می خورد . میراث پررنگ آزادی و آزاد بودن و آزاد زیستن و آزاد اندیشیدن .....
یاد و خاطره شاعر ملی ما ایرانیان ، زنده یاد احمد شاملو ، گرامی و جاودان باد .

#مرتضی کلانی
یک بامداد دوم مرداد ۱۳۹۶
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم...
مارگوت بیکل...ترجمه شاملو
۲ روز پیش، یکشنبه
نوشین پیشوا ، مرتضی کلانی و امید فرجی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گپ خودمانی (10)_ بخش آخر
.


به آخرین شعر شاملو که در سال 1378 _ یک سال قبل از درگذشتش _ نوشته است ، توجه کنید . ( از کتاب حدیث بی قراری ماهان _ آخرین کتاب شعر شاملو )

کژ مژ و بی انتها
به طول زمان های پیش و پس
ستون استخوان ها
چشم خانه ها تهی
دنده ها عریان
دهان
یکی برنامده فریاد
فرو ریخته دندان ها همه ،
سوت خارج خوان ترانه ی روز گاران از یاد رفته
در ... دیدن ادامه » وزش باد کهن
فرو ستانده هنوز
از کی باستان
..................................
اما خیال ات را هنوز
فراگرد بسترم حضوری به کمال بود
از آن پیش تر که خواب ام به ژرفاهای ژرف اندر کشد .

گفتم اینک ترجمان حیات
تا قیلوله را بی بایست نپنداری .

آن گاه دانستم
که مرگ
پایان نیست .
" مرگ پایان نیست ." چرا که " خیال ات را هنوز فراگرد بسترم حضوری به کمال بود ."
خیال در فراگرد بستر ، حضوری به کمال و پایان ندانستن مرگ ، این تعبیر زیبای شاملوست که از دل زندگی بیرون می آید .

# مرتضی کلانی
۲ روز پیش، یکشنبه
امیر هوشنگ صدری ، قاصدک و نوبادی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از خواهش عاشقانه رسوا بودن
خاشاک صفت طفیل هر جا بودن
از شهرت و بین خلق پیدا بودن
صد مرتبه بهتر است تنها بودن
۲ روز پیش، یکشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
به به، زیباست این تنهایی*
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاد یاران می کنم ،
سر به سوی جانان می کنم .
آن چنان می شوم خیره
در خاطرات دوزخی ،
کز دلم خون فراوان می چکد .
من که راه خود می روم تنهای تنها ،
می شوم هر دم پریشان و رها .
قدر و قیمت را ز یاران رفته می جویم باز ،
هر که دارد با من هم آوایی ، با او بودن سزاست .

# مرتضی کلانی
اول مرداد ۹۶
۲ روز پیش، یکشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کویرش
که جاده
و خار
فیلهای پا دراز
و استخوانهای گرسنگی کشیده
و کرکس های شَل

که خانه ای چوب ساخته
و دری نیمه باز
و پرده های مشعشع لرزان
و طلسم
چهارپایه نالان
و شومینه ای ترسو

رختشورخانه
در ... دیدن ادامه » پشت جناق سینه
و انتزاع کلمات
فردا
خورشید
دلهره
ترس

و خواب
۳ روز پیش، شنبه
دوست عزیزم مرجانه جان ممنون از لطفت بسیار دلتنگیم
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گپ خودمانی (9)

شعر شاملو با هنجار شکنی اش بسیار زیباست . به این شعر توجه کنید :
از مرگ من سخن گفتم
چندان که هیاهوی سبز بهاری دیگر
از فراسوی هفته ها به گوش آمد ،
با برف کهنه
که می رفت
از مرگ
من
سخن گفتم
................
من مرگ خویشتن را
با فصل ها در میان نهادم و
با فصلی که می گذشت

.......................
هیاهوی ... دیدن ادامه » سبز بهار ی دیگر ، برف کهنه ، فصل ها ... نشانه هایی از زندگی ست که شاملو استادانه آن را در مواجهه با مرگ می بیند و ...
وقتی زندگی هست ، مرگ هم هست . مرگ از درون زندگی بر می خیزد و زندگی از درون مرگ...

# مرتضی کلانی
۳ روز پیش، شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای دلبر شیرین لب ما وقت نماز است
هنگامۀ صبح و غزل رازو نیاز است
ورد سحر و ذکر نمازم غزل توست
کز صحبت ما در خم گیسوی درازاست
بر وصف تو بر کام و دهن آنچه نشیند
از جوشش دل آمده کز بنده مجاز است
آنجا که مرا روی تو در دیده عیان شد
آنجاست همان جا که مرا جای نماز است
دستت به سرم تا به ابد غرق نوازش
باشد که مرا موهبت بنده نواز است
درها ی کرامت به خطا کار مبندش
اینک که به رحمت به من غمزده باز است
۳ روز پیش، شنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشگو لقبم دادند
بهانه، حقیقتْ نگریستنْ در ماه بود
دروغ گفتند
لبخندت دران نقش بسته بود
۳ روز پیش، شنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی میان جمعی و در اوج انزوا
همچون عقاب در قفس مرغ خانگی
۳ روز پیش، شنبه
سپاسگزارم، دوست دانشمند و گرانقدرم*
۳ روز پیش، شنبه
عزیزی امیرهوشنگ جان. لطفت مستدام.
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گر چه به ناز،جان طلب از بی نیاز کن
تا پر کند پیاله ی عشقت ز لطف خویش
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گپ خودمانی (8)

خوب ، تفاوت در چیست ؟ بهترین بیان را خود نیمای بزرگ به شاملو می گوید :" من ، هر موقع می خواهم شعرم را بگویم ، اول آن را به نثر می نویسم ، بعد به صورت شعر در می آورم ." ( نقل به مضمون ) به قول شاملو "آیا، این اعتراف دردناکی نیست ؟" از همین جا و با ذکر یک نقل قول دیگر از نیما که :" هدف من آن است که شعر را به نثر نزدیک کنم و فهم آن را برای مردم آسان تر نمایم ." (نقل به مضمون ) به این بخش پایان می دهیم .
در بحث بعدی به نقش پیش قراولی شاملو و پایه گذاری او برای شعر سپید می پردازم .

# مرتضی کلانی
۴ روز پیش، جمعه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک بیت ناب از غزلی جاودانه‌ است
او که خدا درون لباسی زنانه است...
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در دلم زمستانی ست
که جز با خورشیدِ رویت
بهار نمی شود.
۴ روز پیش، جمعه
راستی وحید جان، اگه فرصت داری، آخرین پستم رو ،قول دادی میخونی و نظر میدی.ممنونم:-)
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گپ خودمانی (7)

با تحولی عظیم که نیما در شعر فارسی به انجام رساند ، شعر آزاد شکل گرفت . خوب ، این نوآوری نیما در آن دوران ، مخالفانی داشت . به طوری که " مطبوعات از چاپ اشعار آزاد، خودداری می کردند . " و این موضوع را شاملو در مقاله ای نوشته است :" مطبوعات از چاپ اشعار آزاد ، خودداری می کردند . و دست شاعر را از تنها وسیله ای که برای آزمایش در اختیار او هست ، کوتاه می داشتند . من ، تا آن جا که وضع مالیم اجازه می داد هر چند وقت ، مجله یا روزنامه یی به تنهایی یا به کومک این و آن منتشر می کردم ، تا اشعار آزاد را که پیروان نیما می سرودند به چاپ برسانم و از برخورد جامعه با آن ها آگاه شوم . چون نیما ، پیش کسوت بود و من می خواستم راه را برای چاپ اشعار پیروان نیما باز کنم..."
نکته جالبی در این بیان شاملو هست . " باز کردن راه برای پیروان نیما " . شاملو در ابتدا ... دیدن ادامه » ، شعر نیمایی یا با وزن می سرود . ولی خیلی زود ، به شعر سپید و یا بی وزن روی آورد .....

# مرتضی کلانی
۵ روز پیش، پنجشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زیرِ باران
در شب
تاخته بر تنِ عریانِ درخت
مثلِ شلاقِ نگاهت
که قفس ساخته
بر سرخیِ این صورتِ سرد
رفتگر
میکشد جارو را
و
گذر میکند
از باغچه ای
که همه خاطره هامان
پشتِ شمشاد
همان بوته ی دلشاد
به خیالِ هوس آلود ِ همه رهگذران
گذران
در ... دیدن ادامه » نظر بر بوسه یِ پروانه یِ مست
رویِ آن بوته گلِ سرخ
که نچیدیم
و
خزان
هر برگش بفریفت
که شود خشک
و بریزد
تن دهد
بر خش خشِ جارویِ همان رفتگری
که به خشم
گفت نچینید گلی
گفت نچینید گلی سرخ
و نسپارید به دستی
که شود خاطره ای
نگرفتیم به گوشی
و
همان شد.....
۵ روز پیش، پنجشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صدسال اگر نماز خوانی

صدحج تمام اگر گذاری

هر ثانیه گر هزار ذکرش

از جان و دلت به حق شماری

در گوشۀ مسجد پیمبر

چون معتکفان نماز خوانی

باصوت و نوای آسمانی

صدباره کتاب حق بخوانی

در ... دیدن ادامه » نزد خدا نه کم گذاری

اما نشود چو دست گیری
۵ روز پیش، پنجشنبه
امیر هوشنگ صدری ، امید فرجی و وحید عمرانی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید