تیوال شعر و ادبیات
T1:21:21:33
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

خلیج فارس

آوازخوانان به سویت می آیم
گرده گل در دست دارم
به رویت می پاشم .
عطر تو خوش بو ست
خوش بوترش می کنم .
می نشینم ؛
یک دل سیر تماشایت می کنم
از کران تا کران هستی .
آب روان را می بینم ،
بر می خیزم
با یاد تو .
می روم
با ... دیدن ادامه » نام تو .

#مرتضی کلانی
دهم اردیبهشت 1396
۹ ساعت پیش
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمام میشوم اگر مرا نگاه کم کنی
تو پلک می زنی و من نفس نمی کشم دگر
۲۱ ساعت پیش
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نهم اردیبهشت ، زاد روز استاد بزرگ دکتر محمد معین گرامی باد .


یکی از آثار پژوهشی زنده یاد دکتر معین ، "هفت پیکر نظامی "ست . در این اثر، آن زنده یاد نخست به پیشینه شماره هفت می پردازد . این که قدیمی ترین قوم که به شماره هفت توجه کردند ، قوم سومر بود . چرا که آن ها متوجه سیارات شدند و آن ها را به صورت ارباب انواع می پرستیدند .
سپس در این پژوهش به کاربرد "هفت" در ادبیات پرداخته می شود . هفت پیکر نظامی ، منطق الطیر عطار در هفت وادی ، هفت اورنگ جامی ، هفت حصار از رسایل خواجه عبدالله انصاری و.....
در ادبیات حهان هم منظومه ایتالیایی به نام " هفت روز " از تاس (1594) را داریم و....
پژوهش هفت پیکر نظامی کتابی جالب است که چاپ اول آن از سوی انتشارات معین در سال 1384 بوده است .
۲۳ ساعت پیش
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به چه ذوقی چشمان خوابم را برایت باز گذاشتم
اما چه فایده دست های تو پی دیگری میگشتند
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لبانت را می ستایم
که تندیس شاعرانگی اند بر تن آینه
به سرخی آلاله های واژگونی
که دوره کرده اند عبور نگاه عابری را
که مردد مانده بین دلواپسی هایش
جاودانگی ارثیه ای است جامانده
میان انحنای اندامت
و نگاهت ساحره ای است سیاه پوش
که مردگان را به رقصیدن وا می دارد
تو
سفیر شلیک آخرین گلوله ای
که پیام رهایی دارد برای
تنها بازمانده زمین
مرتضی کلانی ، زهره عمران ، امید فرجی و امیر هوشنگ صدری این را امتیاز داده‌اند
آفرین . عالی بود .
درود بر شما .
دیروز
درود آقای فرجی سپاسگزارم
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

توفانی در دلم برپا شد ،
چنان که مرا زیر و زبر کرد .
تو گفتی ؛
باز می آیم
اما ، باز آمدنت نبود .
دگر باره ،
نگاه کردم :
هیچ نبود
مگر سرابی که مرا در خود غرق می کرد....

#مرتضی کلانی
هفتم اردیبهشت 1396
۲ روز پیش، جمعه
امیر هوشنگ صدری ، زهره عمران و امید فرجی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از کوتاه ترین راه به تو رسیدم
و آن قلب من است...
..................................اردیبهشت 96..ترنج
۲ روز پیش، جمعه
امیر هوشنگ صدری ، زهره عمران و امید فرجی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرزندان گندم
در زهدان زمین لگد می زنند
آسمان فریاد می کشد
و زمین می زاید.
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دل خونینم آرزوی رویت کند
چه وصالی است که اینگونه حالم کند
کج نمی رود دستم از بحر دل
بیچاره دل که چه ها نمی کند
من مانده ام در این راه سهمگین بی تو
به گمانم شب بی تو سحر نمی کند
چه غمی دادی به دلم ای دوست
هیهات از این دنیا که چه ها نمی کند
باورم نمی شود بی عشق سر کردن
ای نور دیده بیا به بالینم که دل رها نمی کند....ترنج
۳ روز پیش، پنجشنبه
قنبرعلی رودگر ، امیر هوشنگ صدری و امید فرجی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

این شعر " یاد " زنده یاد اخوان را شاید بیش از ده بار خواندم و لذتی وافر بردم . حیفم آمد که شما را در این لذت شریک نکنم .
هفته قبل سری به کتاب فروشی نشر چشمه زدم ، و مثل آدم های تشنه لب به کتاب فروش گفتم یکی از دفتر های شعر اخوان را می خواهم . و او قفسه جلویی را نشانم داد . من دفتر شعر زمستان را انتخاب کردم . نگاه کردم ،دیدم چاپ سی و یکم است که در بهار 1394 از سوی انتشارات زمستان چاپ شده ، چاپ اولش را که دیدم ، مبهوت ماندم : 1335
یعنی زمانی که اخوان فقط 28 سال داشت و باز اخوان مرا حیرت زده کرد.....
۴ روز پیش، چهارشنبه
hesampars ، امیر هوشنگ صدری ، زهره عمران و بامداد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با لبخند به پیشوازت آمدم
لبخند اما... خشکید!
همچنان که خون در رگهایم

در تو‌ چه نیرویی نهان است
که تلخ و شیرین روزگارم را در آن تنیده اند...؟!
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احساس میکنم شبها بوی همه چیز عوض میشه.
مامان میگه: رها یه بوهایی حس میکنه که اصلا وجود نداره، ولی من می دونم که همه چیز بوی خاص خودش رو داره و تازه توی ساعتهای مختلف، تغییر بو میده!
مثلا وقتی هفت سالم بود، دم صبح که مجبور بودم پاشم و برم مدرسه، بالشم بوی خواب میداد. کی گفته خواب بو نداره؟ خیلی خوب هم داره...
یا مثلا دستهای بابا، شبها که میرسید خونه، بوی کار میداد.
یا همین الان، میزم بوی عصر می ده، لباسم بوی... بوی... نمیدونم بوی چی میده!
دستام بوی کاغذ میده، دستای مامان بوی مهر!
مهرماه بوی پاییز میاد، مرداد بوی تابستون غلیظ و شهریور بوی تابستون رقیق...
یا همین اسفند... بوی بهار میاد و می پیچه همه جا!
خیابونا، کوچه ها، وسائل، آدما، ساعتها ، لحظه ها... همه چی یه بوی خاص میده! بویی که هیچ وقت دیگه شاید تکرار نشه...
وجمعه ها، آخ ... جمعه ها بوی غم و غربت میده... ... دیدن ادامه » بوی دلتنگی و تنهایی...
۴ روز پیش، چهارشنبه
مرتضی کلانی ، امیر هوشنگ صدری ، زهره عمران و بامداد این را امتیاز داده‌اند

میدونی ؟ دلم برای جمعه میسوزه . هیچکی دوسش نداره
درحالیکه یه سوتفاهم این وسطه . اون چیزی که مردم ازش متنفرن ، شنبه س . بخاطر کاری که قراره دوباره طبق عادت انجامش بدن و دوسش ندارن . قراره باز وارد یه هفته ی تکراری با یه سری کارهای تکراری شن . جمعه رو سرزنش ... دیدن ادامه » میکنن چون اعلان کننده ی پایان تفریح و خوشیهای آخرِ هفته س .
شاید کافیه که یه تجدید نظر توو کار و زندگیمون کنیم . اون وقت جمعه میشه عشق . همونقدر که پنجشنبه .. :)
راستش جمعه واسه من بوی تنهایی میده اما یه تنهاییِ معرکه . اینکه میتونم خودم باشمو خودم و کلی عشق کنم با خودم :)) برم بگردم ، بخرم ، بخورم ، کیف کنم .. جمعه ها بوی آزادی میده .. بوی رهایی .. بوی قدم زدنو عکاسی کردن .. پیاده رویهای طولانی و بستنی خوردنه پشت سر هم ...
جمعه ها بوی کشف ، بوی زندگی میده ..
آخر شب هم که میرسم خونه ، مستِ مستِ مست خوابم میبره و پرت میشم به شنبه ی عزیز :)
۳ روز پیش، پنجشنبه
وااای بامداد.. ۲۰بار خوندم نظرتو!
خیلی شیرین و جالب بود
یکی از این جمعه هات چند؟؟؟ ؛-)
بفروششون بهم :-)
دیروز

ای جان :))
عزیز دلی رها جان


۱۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آفتاب که برآمد
از خجالت آب شد
از خود سپیدتر ندیده بود
آدم برفی.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
:-)
اینجا زیادی سوت و کوره دوستان من****یادآور ادوار دوره دوستان من

انقدر کمه شعرا شبیه ماجرای طیر****از داستان کوه طوره دوستان من

از اینستا تا اونستا سر در برآوردیم****یا گرم کار و سور و شوره دوستان من

نیلوفر ثانی،حسین کوهی،المیرا****مهدی،سعیده،بی تو زوره دوستان من

بخشی،سیاوش حیدری،افشین،آقا صادق****اینجا کمیم و سوت و کوره دوستان من

ساناز ،سمانه،مصطفی ،بیتا،کجا رفتین****تیوال هم خیلی صبوره دوستان من

پیرا،جوونا،ای قدیمی ها ،جدیدی ها****این لحظه ها هم در عبوره دوستان من

دریای شعر و شاعری،بدجور آرومه**** بی سوف و میگو و کپوره دوستان من
۵ روز پیش، سه‌شنبه
جهد کن جهد که وقت من و تو در گذر است
سعی کن سعی که این عمر بسی مختصر است
۴ روز پیش، چهارشنبه
بسیار یاداوری زیبا و خوبی بود دوست گرانقدرم
یاد روزهای پر شعر و شور به خیر....
۴ روز پیش، چهارشنبه
سلام به دوستان تیوالی*
خانم گلنار و خانم مرجانه.
ممنونم از همراهیتون، برقرار باشید*
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
☘️دیوار توییتری☘️
سال ها بود می خواستم
سال ها است که می خواهم
دیواری برای حرف هایم
دیواری برای حرف دل
دیواری از جنس مجازی
آدرس دیوارم را می نویسم دلت خواست سری به دیوار من بزن
@name_ersali
۵ روز پیش، سه‌شنبه
امیر هوشنگ صدری ، پرندیس و قنبرعلی رودگر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای شاهزادۀ دورهای رویایی
منم؛ مردی از آینده
از عصر انحطاط
تباهی عشق
از دوران یخبندان نفرت
جولان کینه
جنگ و خون و وحشت
از زمانۀ رخساره های مصنوعی
زیبایی های قلابی
محصول تیغ جراحی
از عهد کودکان اسیر
در محبس پشت چراغ قرمز
فروشندگان فال و گل و دستمال
و خریداران حقارت و دشنام
از روزهای افیون زدۀ خمارآلود
روی ... دیدن ادامه » نیمکت های فلاکتِ پارک
ایام وصال های نیم ساعته
در بن بست های خلوت متروک
از دورانِ ...
دیگر کافیست که توان گفتنم نیست
گیسوان بلندت را در چاه آینده بیاویز
تا به بلندای تاریخ صعود کنم
و کام خشک عطشناکم را
به زلال راستین عشق
جان بخشم.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمانت ...
دو جادوگر سیاهند
که شبِ مویم را
در قلۀ جوانی
به سپیدۀ صبح رسانیدند.
۶ روز پیش، دوشنبه
امیر هوشنگ صدری ، امیر ، قنبرعلی رودگر و پرندیس این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق آن است که نباشد
و تو یادش بکنی
و از این یاد به جانت
چه صفایی بکنی
خانه ی عشق قفس نیست
چو نفس تنگ گرفت
عشق بر جان بنهانی
بِگذاری برود
وز برای دل شادش
چه دعایی بکنی

"پرندیس"
۶ روز پیش، دوشنبه
عشق فسانه ی خوش باشی جان است
در مغاک فقدان و درد و حرمان
افسوس که ره افسانه به تن مسدود است
۶ روز پیش، دوشنبه
نیلوفر عزیز، شاعری برازنده شما بانوی شیرین گفتار است
ممنون از توجهتون
۴ روز پیش، چهارشنبه
تیلای عزیز خوشحالم که دوست داشتید ممنون از مهر و لطفتون به دل نوشته بنده

و ممنون از همه دوستان عزیز
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای محکوم به اعدام
سپیدۀ صبح
از هر شبی سیاه تر است
و برای دو دلداده
شب اول وصل
از هر صبحی سپیدتر.
۰۳ ارديبهشت
امیر هوشنگ صدری ، Par_t ، مرتضی کلانی و قنبرعلی رودگر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آتش به جان مزرعه افتاد
همه گریختند
جز مترسک
که تا به آخر ایستاد
و خاکستر شد
معنا می خواست نه مأوا.
۰۲ ارديبهشت
امیر هوشنگ صدری ، امیر ، قنبرعلی رودگر و پرندیس این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید