تیوال شعر و ادبیات
T1 : 01:22:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
پردیس تئاتر شهرزاد
» قصه هزار و یک شب شهرزاد
... دیدن متن »

گویند که شهرزاد دخترک زیبا روی ایرانی، هزار و یکشب حکایت گفت تا پادشاه سنگدل را از کشتن باز داشت. او به جادوی هنرآن کرد که باید و آن شد که شد، دشنه را مبدل کرد به قلم. حال ما در پردیس تئاتر شهرزاد، می خواهیم هزار و یکشب خود را بسازیم. به جادوی، هفت هنر. می خواهیم قصه بخوانیم،شاعری کنیم، نوای موسیقی را به آسمان برسانیم، فیلم روی پرده ی نقره ای بیندازیم، نمایشنامه بخوانیم، عروسک ها را از جعبه ی خیمه شب بازی بیرون بیاوریم و...

و همه ی اینها میسر خواهد شد تنها به جادوی عشق؛ عشق ما و شما به هنر. به زودی با هم حکایت ها خواهیم گفت در هزار و یک شب شهرزاد ...

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» یادداشت رضا ساکى
... دیدن متن »

رضا ساکی نویسنده،طنزپرداز،تهیه کننده رادیو و روزنامه نگار است. او برای ما چند خطی درخصوص کارگاه «درک طنز» نوشته است:


در کارگاه «درک طنز»می‌آموزید که خنده چیست و چگونه رخ می‌دهد. می‌آموزید که کمدی بر چند نوع است و به چه چیز باید بخندیم. در این کلاس می‌آموزید که از ادبیات طنز لذت ببرید و با خواندن متن‌های طنز هم بخندید و هم سرگرم شوید.

 

 

لینک ثبت نام :

http://tiw.al/zJ4

 تلفن هماهنگی  :

  09392588780

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال برگزار می کند:
» کارگاه «درک طنز»
... دیدن متن »

تیوال برگزار می کند:

کارگاه «درک طنز»

رضا ساکی
نویسنده و طنزپرداز
مردادماه ۹۶

 ثبت نام و تلفن هماهنگى :
‏http://tiw.al/zJ4
09392588780

الهه الف و امیر هوشنگ صدری این را خواندند
سلام
لطفا کارگاه شعر کلاسیک (عروض و قافیه) برگزار کنید.
سپاس
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» ۱۴ نکته‌ درباره‌ی یادداشت‌نویسی حرفه‌ای
... دیدن متن »



به نقل از پایگاه خبری گُلوَنی، رضا بابایی نویسنده و پژوهشگر، در وبلاگش نکاتی را در مورد یادداشت‌نویسی حرفه‌ای نوشت:

۱٫ وظیفه‌ای که پاراگراف در مقاله و کتاب دارد، در یادداشت بر عهدۀ جمله است؛ یعنی هر جمله‌ای دریادداشت، باید آن را یک قدم به جلو ببرد یا زمینه را برای پیشروی آماده کند.

۲٫ نویسندگان حرفه‌ای، به‌ویژه یادداشت‌نویسان، از همۀ وقت و هنر و توان خود استفاده می‌کنند که در ساده‌ترین و سرراست‌ترین شکل ممکن بنویسند و چندان به زیبانویسی و حواشی دیگر نمی‌اندیشند؛ زیرا می‌دانند که زیباترین جمله‌، ساده‌ترین جمله است. آنان مخاطبانشان را نابغه‌هایی فرض می‌کنند که چندان وقت و حوصلۀ درنگ در جملات و عبارات ندارند و می‌خواهند با نیم‌نگاهی که به نوشته‌ای می‌اندازند، مقصود نویسنده را دریابند و بگذرند. بنابراین هر جمله‌ای که مفهوم‌گیری از آن نیازمند بازخوانی باشد، یک امتیاز منفی برای آن یادداشت است؛ مگر برای تأمل بیشتر در معنای عمیق جمله. ساده‌نویسی، به دو شرط، بهترین شیوۀ نویسندگی است: ۱٫ به اسلوب نوشتار پایبند باشد و به دام گفتارنویسی مبتذل نیفتد؛ ۲٫ سادگی در عبارت‌پردازی بهانه‌ای برای سطحی‌نویسی و ابتذال علمی نشود.

۳٫ یادداشت‌نویسان حرفه‌ای تا به نکته‌ای یا زاویه‌ای نو یا بیانی جدید برای مطلبی کهنه دست نیابند، دست به سوی قلم نمی‌‌برند.

۴٫ صداقت، صراحت و صمیمت، سه رکن یادداشت‌نویسی است؛ زیرا هر چه قالب نوشتار کوتاه‌تر باشد، فاصلۀ نویسنده با خواننده کمتر است؛ بنابراین به صمیمت و صداقت بیشتری نیاز است.

۵٫ یادداشت، زنده‌ترین و به‌روزترین قالب نوشتاری است. تا می‌توان از این قالب نوشتاری باید در طرح مسائل فکری، فرهنگی و سیاسی روز استفاده کرد و بررسی‌های جامع‌ علمی را به قالب‌های دیگر، مانند کتاب و مقاله سپرد.

۶٫ در زمین بزرگ می‌توان خانه‌ای ساخت که از هیچ نقشه‌ای پیروی نمی‌کند؛ اما در زمین کوچک نمی‌توان. یادداشت هم به دلیل کوتاه بودن آن(نسبت به کتاب و مقاله)، بدون نقشه‌ای سنجیده و ظریف برای چینش و پیشبرد مطالب، در واقع یادداشت نیست؛ بخشی از یک مقاله یا کتاب است.

۷٫ پیشروی نویسنده در یادداشت دو گونه است: افقی؛ عمودی. در پیشروی افقی، نویسنده نکته‌ای را شرح و بسط می‌دهد و میان کانون و پیرامون در رفت‌وآمد است؛ اما در پیشروی عمودی، نویسنده از کانونی به کانونی دیگر می‌رود و به‌صورت پلکانی، یا از سطح به اعماق می‌رسد یا برعکس. هر یادداشت‌نویسی، در یکی از این دو روش مهارت بیشتری دارد.

۸٫ بر خلاف کتاب و مقاله، یادداشت‌نویسی باید پیوسته و در فاصله‌های کوتاه باشد؛ وگرنه رشتۀ ارتباط میان نویسنده و خواننده پاره می‌شود. یادداشت‌نویس‌ها، بیش از نویسندگان کتاب و مقاله، به خوانندۀ بالفعل نیاز دارند.

۹٫ یادداشت را پیش از انتشار باید چندین بار خواند و ویرایش کرد و اگر ممکن بود، غلط‌گیری و ویرایش آن را به دیگری سپرد؛ زیرا خطا و غلط در یادداشت بیش از کتاب و مقاله به چشم می‌آید.

۱۰٫ آن مقدار که یادداشت‌نویسی به مهارت در نویسندگی نیاز دارد، کتاب و مقاله ندارد. با نظر به تفاوت مؤلف و نویسنده، یادداشت‌نویسی هنر نویسندگان حرفه‌ای است؛ اما هر محققی می‌تواند قلم تألیف به دست بگیرد و کتاب و مقاله بسازد؛ هرچند که در نویسندگی مهارت نداشته باشد.

۱۱٫ در میان مهارت‌های نویسندگی، آنچه بیش از همه یادداشت‌ را خواندنی می‌کند، غنای واژگانی است.

۱۲٫ هیچ چیز به اندازۀ کلمات کم‌فایده و عباراتِ سزاوار حذف، یادداشت را زشت نمی‌کند؛ حتی اگر آن کلمات و عبارات زیبا باشند.

۱۳٫ اگر نوشتن کتاب و مقاله نیاز به دانش فراوان دارد، یادداشت‌نویسی نیازمند ذهن نکته‌سنج و قلم نکته‌گو است.

۱۴٫ یادداشت‌نویسی بر خلاف تألیف کتاب و مقاله، نه سود مادی(حق التألیف) دارد و نه اعتبار علمی می‌آورد. بنابراین یادداشت‌نویس نباید در بند نام و نان باشد.

 

 

امیر هوشنگ صدری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنیاد شعر و ادبیات داستانی اعلام کرد:
» نویسندگان ایرانی حاضر در پیاده‌روی صلح
... دیدن متن »



برنامه سفر «ده روز در بالکان» با پرواز به بوسنی و حضور در شهر سارایوو (پایتخت) آغاز می‌شود. شرکت در مراسم پیاده‌روی و حضور در نقطه پایانی مراسم پیاده‌روی در قبرستان پوتوچاری شهر سربرنیتسا، همچنین بازدید از شهر موستار از برنامه‌های این سفر هستند.



با صدور روادید سفر به بوسنی برای نویسندگان کشورمان، این افراد به منظور شرکت در پیاده‌روی صلح موسوم به «مارش میرا» و حضور در برنامه «10 روز در بالکان» مسافر بوسنی و هرزه‌گوین می‌شوند.
به گزارش روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، مراسم پیاده‌روی صلح (مارش میرا) به منظور بزرگداشت شهدای نسل‌کشی سربرنیتسا (در جریان جنگ دهه ۱۹۹۰ میلادی در منطقه بالکان) در کشور بوسنی‌ و هرزگوین برگزار می‎شود. این آیین، محفلی برای گردهمایی مسلمانان، مسیحیان صلح‌طلب و اهالی فرهنگ و ادبیات از نقاط مختلف کره خاکی است تا در آن اندیشه صلح همگانی ترویج شود.
بر اساس این گزارش، مجید قیصری (برگزیده هشتمین دوره جایزه جلال و نویسنده آثار تحسین‌شده‌ای چون «نگهبان تاریکی»، «شماس شامی»، «سه کاهن» و «سه دختر گل‌فروش»، مرتضی قاضی (مستندنگار و پژوهشگر تقدیرشده و محقق و نویسنده کتاب‌هایی چون «تنهای تنها»)، رادمان رسولی مهربانی (کارشناس ارشد ادبیات فارسی دانشگاه تهران و برنده مدال طلای المپیاد ادبی دانش‌آموزی در سال 1390)، حامد عسکری (برگزیده هفتمین دوره جشنواره شعر فجر و صاحب آثاری چون «حال و حوّایی از ترنج و بلوچ» و «خانمی که شما باشید»)، افروز مهدیان (برگزیده جشنواره داستان کوتاه پایداری در سال 1394 و نویسنده کتاب‌هایی چون «یادگاران فتح؛ بر اساس زندگی شهید مجید پازوکی)، محسن رضوانی (شاعر و نویسنده رمان «گچ‌پژ»)، حسن حبیب‌الله زاده (نویسنده کتاب‌ «شلاق با تشدید بالای لامش» و کارگردان مستند «فیروزه» بر اساس زندگی شاعران و نویسندگان)، محمدرضا شهیدی‌فرد (فعال فرهنگی حاضر در جنگ بوسنی و کارگردان مستندی با عنوان «بهانه بوسنی») و کارشناس برنامه‌هایی چون «مردم ایران سلام» و «پارک ملت») و مریم برادران (صاحب بیش‌ترین اثر در انتشارات روایت فتح و مستندنگار برنده جایزه جلال به خاطر کتاب پرفروش «ر»)، نویسندگانی هستند که در مراسم پیاده‌روی صلح (مارش میرا) شرکت خواهند داشت.
نویسندگان در این برنامه که از 6 تا 16 جولای (15 تا 25 تیرماه) برگزار می‌شود، با حضور در کشور بوسنی‌ و هرزگوین و شرکت در آیین بزرگداشت شهدای مسلمان سربرنیتسا، ضمن دیدار با فرهیختگانی از سرزمین‌های مختلف از کشور بوسنی نیز دیدن خواهند کرد.
برنامه سفر «ده روز در بالکان» با پرواز به بوسنی و حضور در شهر سارایوو (پایتخت) آغاز می‌شود. شرکت در مراسم پیاده‌روی و حضور در نقطه پایانی مراسم پیاده‌روی در قبرستان پوتوچاری شهر سربرنیتسا، همچنین بازدید از شهر موستار از برنامه‌های این سفر هستند.

امیر هوشنگ صدری این را خواند
سارا صادقیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» پایتخت جهانی کتاب در سال ۲۰۱۹ مشخص شد
... دیدن متن »



سازمان یونسکو «شارجه» را به عنوان پایتخت جهانی کتاب در سال ۲۰۱۹ برگزید.

به گزارش ایسنا، «نشنال» نوشت: وب‌سایت سازمان یونسکو، نام شارجه را به عنوان پایتخت جهانی کتاب در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد. این شهر دو سال دیگر به یکی از پرکارترین مناطق فرهنگی و مرکز تمرکز فستیوال‌های ادبی جهان تبدیل خواهد شد.

تشویق مردم امارات متحده عربی و خاورمیانه به کتاب‌خوانی یکی از مهمترین علت‌های انتخاب شارجه عنوان شده است. شعار این سال «‌شما در شارجه هستید» اعلام شده و روی شش موضوع تمرکز دارد: مشارکت، مطالعه، میراث، توسعه، نشر و کودکان.

کنفرانسی با موضوع آزادی بیان، ‌مسابقه‌ای برای شاعران جوان، ورک‌شاپ‌هایی برای داستان‌نویسی و ... از جمله برنامه‌هایی است که سال ۲۰۱۹ در شارجه برپا می‌شود. هدف از این پروژه‌ها، افزایش علاقه به کتاب و کتابخوانی در میان نوجوانان و کودکان است.

پایتخت جهانی کتاب عنوانی است که از سال ۲۰۰۱ هرساله از سوی سازمان یونسکو به شهری تعلق می‌گیرد که در جهت تقویت جایگاه کتاب و مطالعه تلاش چشم‌گیری کرده ‌باشد. هدف یونسکو این است تا از این طریق در آن سال به اجرای برنامه‌های فرهنگی مرتبط با کتاب بپردازد و از این راه شوق مطالعه را در مردم ایجاد کند. این انتخاب هیچ جایزه مالی برای شهر برگزیده ندارد و تنها تاییدی بر بهترین برنامه اختصاص داده‌شده به کتاب و کتاب‌خوانی است.

«دانش بدون مرز» یکی از پروژه‌هایی است که طی سال‌های اخیر در امارات متحده عربی راه‌اندازی شده است. این پروژه طی سال گذشته برای ۴۲ هزار خانواده اماراتی، کتابخانه‌های خانگی رایگان احداث کرده است.

نمایشگاه بین‌المللی کتاب شارجه یکی از بزرگ‌ترین نمایشگاه‌های کتاب جهان است که به صورت سالانه برگزار می‌شود و ۱۵۰۰ ناشر و هزاران شرکت‌کننده در آن حضور پیدا می‌کنند. فستیوال کتاب‌خوانی کودکان شارجه نیز هر سال حدود ۲۰۰۰ رویداد فرهنگی را برای این گروه سنی ترتیب می‌دهد.

جشن‌هایی که به مناسبت انتخاب شدن شارجه به عنوان پایخت جهانی کتاب ترتیب داده می‌شود، از ۲۳ آوریل ۲۰۱۹ که روز جهانی کتاب و کپی‌رایت نامیده شده، شروع خواهد شد.

سازمان یونسکو هر سال یک شهر را با کمک سه مرکز بین‌المللی کتاب به عنوان پایتخت کتاب تعیین می‌کند که این سه مرکز انجمن ناشران بین‌المللی کتاب، اتحادیه بین‌المللی فروشندگان کتاب و اتحادیه بین‌المللی انجمن کتابخانه‌ها هستند. سالی که شهر برگزیده عنوان پایتخت جهانی کتاب را در اختیار دارد، از ۲۳ آوریل یعنی روز جهانی کتاب تا ۲۲ آوریل سال بعد از آن ادامه دارد.

پیش‌تر شهرهای مادرید اسپانیا (۲۰۰۱)، اسکندریه مصر (۲۰۰۲)، دهلی‌نو هندوستان (۲۰۰۳)، آنتورپ بلژیک (۲۰۰۴)، مونترال کانادا (۲۰۰۵)، تورین ایتالیا (۲۰۰۶)، بوگوتا کلمبیا (۲۰۰۷)، آمستردام هلند (۲۰۰۸)، بیروت لبنان(۲۰۰۹)، لوبلیانا اسلوونی (۲۰۱۰)، بوینس‌آیرس آرژانتین (۲۰۱۱)، ایروان ارمنستان (۲۰۱۲)، بانکوک تایلند (۲۰۱۳)، پورت هارکورت نیجریه (۲۰۱۴)، اینچئون کره‌ جنوبی (۲۰۱۵)، وروکلاو لهستان (۲۰۱۶)، کوناکری در گینه (۲۰۱۷) و آتن در یونان (۲۰۱۸) به عنوان پایتخت‌ جهانی کتاب معرفی شده‌اند.

تهران نیز یک‌بار در سال ۲۰۰۶ و یک‌بار در سال ۲۰۱۱ برای کسب عنوان «پایتخت کتاب جهان» تقاضا داد که هر دوبار نتوانست به این عنوان دست یابد. تهران در سال ۲۰۰۶ با اختلاف یک رأی این عنوان را به تورین ایتالیا واگذار کرد

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» بزرگداشت کوروش اسدی امروز برگزار میشود
... دیدن متن »

جزئیات مراسم بزرگداشت کوروش اسدی که امروز  (پنج‌شنبه) برگزار می‌شود، اعلام شد.

 در مراسم بزرگداشت کوروش اسدی که از ساعت ۱۶ تا ۱۹ پنج‌شنبه، هشتم تیرماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می شود، هوشنگ چالنگی، حسن میرعابدینی، فرهاد کشوری، محمدرضا صفدری، غلامرضا رضایی، حیات قلی فرخ منش، ابراهیم دم شناس، امیررضا بیگدلی و شهرزاد اسدی درباره شخصیت و آثار این داستان‌نویس فقید سخن خواهند گفت.

خانه اندیشمندان علوم انسانی در خیابان استاد نجات‌اللهی (ویلا)، نبش خیابان ورشو واقع است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» اعتراض دولت‌آبادی به انتشار فایل صوتی «کلنل»
... دیدن متن »


محمود دولت‌آبادی با ابراز بی‌اطلاعی از انتشار فایلی که با عنوان نسخه صوتی رمان «زوال کلنل» منتشر شده، به این موضوع شدیدا اعتراض کرد.

به گزارش تیوال به نقل از ایسنا، پس از انتشار نسخه‌ای از رمان «زوال کلنل» در ایران که دولت‌آبادی آن را نسخه‌ای جعلی خواند، اخیرا فایلی صوتی منتشر شده که در ابتدای آن و در معرفی‌اش گفته می‌شود: کتاب «زوال کلنل» نوشته محمود دولت‌آبادی، کاری از مجله اینترنتی ...؛ این در حالی است که رمان «زوال کلنل» که با عنوان «کلنل» به چند زبان ترجمه شده از سال ۱۳۸۷ در انتظار کسب مجوز نشر است و از چاپ در ایران بازمانده است.

این نویسنده در واکنش به این موضوع با بیان این‌که نمی‌خواهد حتی یک جمله از این متن را بشنود، به ایسنا گفت: در حالی‌که اعلام کرده‌ام کتاب چاپ‌شده جعلی است، کسانی که این کارها را می‌کنند، مجرمِ مضاعف هستند و از اسم من و کتاب سوءاستفاده می‌کنند.

او با شرم‌آور خواندن انتشار این نسخه صوتی، گفت: همه چیز به صورت وقیحانه‌ای دارد انجام می‌گیرد و این مایه شرم است. کسانی که این کار را می‌کنند، پیش‌کرده‌ اجانب هستند.

دولت‌آبادی همچنین از کسانی که مسئولیت دارند انتقاد کرد و گفت: مسئولان نباید چشم‌شان را روی "جنایت‌های ادبی" ببندند. کسانی که حقوق میلیاردی می‌گیرند، باید حقوق خلاقیت، ادبیات و فرهنگ را بشناسند و آن را به‌جا بیاورند.

 

 

» بخش ادبیات تیوال: tiwall.com/literature
» کانال تلگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall@
» صفحه‌ی رسمی اینستاگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall

امیر هوشنگ صدری و مینا &۱۲ این را خواندند
وحید عمرانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» کوروش اسدی، خالق «باغ ملی» درگذشت
... دیدن متن »


کوروش اسدی، نویسنده و منتقد ادبی جمعه شب (2 تیرماه) دار فانی را وداع گفت.

کوروش اسدی- نویسنده و منتقد ادبی- شب گذشته در سن 53 سالگی در منزل خود از دنیا رفت.

او در 18 مرداد 1343 در آبادان زاده شد و شروع داستان‌نویسی‌اش از دوران نوجوانی‌اش

بود. اسدی در سال 1366 یا 1367 اولین داستان جدی‌اش را نوشت که بعدها مجموعه داستان شد.

مجموعه داستان «باغ ملی»  او در سال 1383 برنده چهارمین دوره جایزه گلشیری در بخش مجموعه داستان شده بود.

از آثار او می‌توان به «پوکه‌باز»،  «باغ ملی»، «گنبد کبود» و «کوچه‌ ابرهای گم‌شده» اشاره کرد.

 

» بخش ادبیات تیوال: tiwall.com/literature
» کانال تلگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall@
» صفحه‌ی رسمی اینستاگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall

 

امیر هوشنگ صدری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک خبر مهم
» به زودی کارگاه های شعر و ادبیات از سوی تیوال برگزار می شود
... دیدن متن »


تیوال در نظر دارد دوره های آموزشی شعر و ادبیات را در قالب کارگاه های آموزشی برای علاقه مندان و همراهان این بخش برگزار کند.

اطلاعات تکمیلی و نحوه ثبت نام در کارگاه ها به زودی اعلام می گردد.
اگر پیشنهادی در این باره دارید، نظر خود را با ما در میان بگذارید.

 

» بخش ادبیات تیوال: tiwall.com/literature
» کانال تلگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall@
» صفحه‌ی رسمی اینستاگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall

» کتاب دیگری از نویسنده ۹۴ ساله
... دیدن متن »

«جودیت کر» ـ نویسنده سرشناس ادبیات کودک و نوجوان ـ در سن ۹۴ سالگی کتاب جدیدی منتشر می‌کند.

به نقل از ایسنا، «گاردین» نوشت: «جودیت کر» نویسنده آلمانی ـ انگلیسی «خداحافظ موگ»، در پاییز اثری جدید را با عنوان «دُم کاتینکا» روانه بازار می‌کند.

این نویسنده و تصویرگر محبوب که هفته پیش ۹۴ سالگی‌اش را جشن گرفته و ۵۰ سال پیش اولین داستان‌ گربه‌ای خود را منتشر کرد، کتاب جدیدش را «داستانی درباره گربه‌ای کاملا معمولی با دُمی نه چندان معمولی که انگار مال خودش نیست» توصیف کرده است. اثر جدید او،‌ با الهام از «کاتینگا» گربه خانگی او به نگارش درآمده و به گفته خودش «کاملا درباره قدرت» است.

«کاتینکا» گربه‌ای است با اخلاقیات عجیب و غریب که برای مثال «کر» را مجبور می‌کند درِ عقب ماشین را برایش باز کند و با او مثل یک آدم رفتار کند. اما این گربه در کتاب جدید این نویسنده از مرزهای واقعیت فراتر می‌رود و به جنگل و ماه سفر می‌کند.

«ببری که برای چای آمد» و «وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود» از رمان‌های مشهور «کر» هستند. او متولد آلمان است اما از زمان حکومت نازی‌ها در انگلیس زندگی می‌کند. «کر» به عنوان نویسنده‌ای شناخته می‌شود که مسائل سخت و شاید تلخ را با زبانی ساده برای کودکان بیان می‌کند. «وقتی هیتلر خرگوش صورتی را دزدید» اثری شبه‌زندگی‌نامه‌ای از خاطرات خود «کر» در زمان حکومت نازی‌هاست.

با این که «جودیت کر» تنها شش سال تا ۱۰۰ سالگی فاصله دارد، کارهایش همچنان محبوب و پرفروش هستند. او در دسامبر ۲۰۱۵ «فاجعه کریسمس موگ» را منتشر کرد که ۵۰۰ هزار نسخه فروخت و در یک کمپین تلویزیونی، رتبه اول را کسب کرد.

«جودیت کر» در طول ۳۵ سال فعالیت خود در کسوت نویسنده، ۱۷ جلد از رمان‌های «موگ» را به نگارش درآورده.

داستان‌های او تاکنون به ۲۰ زبان دنیا ترجمه شده‌ و بیش از ۱۰میلیون جلد فروش داشته‌اند.

 

 

بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» کمی بیشتر از یک شاعر
... دیدن متن »

 بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان حغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت کینهٔ شخصی به تشیع متهم کرد و به قتل رسانید (این که او به راستی شیعه بوده یا نه را از روی اشعارش نمی‌توان استخراج کرد چرا که وی در آثارش گاه از خلفای راشدین و گاه از ائمهٔ شیعه نام برده و چنان می‌نماید که به مقتضای زمان به این سو و آن سو متمایل می‌شده است). مشهور است که سیف‌الله نامی در قتل او ساعی بود و از این جهت سال مرگ وی را به ابجد با عبارت «سیف‌الله کشت» (معادل ۹۳۶ هجری قمری) ضبط کرده‌اند.

اثری زیبا از هلالی جغتایی :



سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا

آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا

از من امروز جدا می شود آن یار عزیز

همچو جانی که شود از تن بیمار جدا

گر جدا مانم ازو خون مرا خواهد ریخت

دل خون گشته جدا، دیده خونبار جدا

زیر دیوار سرایش تن کاهیده من

همچو کاهیست که افتاده ز دیوار جدا

من که یک بار بوصل تو رسیدم همه عمر

کی توانم که شوم از تو بیک بار جدا؟

دوستان، قیمت صحبت بشناسید، که چرخ

دوستان را ز هم انداخته بسیار جدا

غیر آن مه، که هلالی بوصالش نرسید

ما درین باغ ندیدیم گل از خار جدا

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» اثری دیگر از فردریک بکمن در ایران
... دیدن متن »


«مادر بزرگ سلام رساند و گفت متأسف است»، اثر فردریک بکمن با ترجمه نیلوفر خوش‌زبان در نشر نون منتشر شد.

فردریک بکمن در رمان «مادر بزرگ سلام رساند و گفت متأسف است»، زندگی سه نسل از زن‌های یک خانواده را روایت می‌کند. او در این روایت هم مانند دیگر آثارش با طنز روایت‌اش را پیش می‌برد.
 
پیش‌تر این کتاب با ترجمه حسین تهرانی در نشر کوله‌پشتی عرضه شده است. از این نویسنده کتاب‌های دیگری به فارسی ترجمه و منتشر شده است. رمان «مردی به نام اوه» با ترجمه‌‌های حسین تهرانی، فرناز تیمور‌ازف و سارا بحری منتشر شده است. بکمن با این رمان شهرتی جهانی یافت.
 
در پشت جلد این اثر آمده است: اغراق نیست اگر فردریک بکمن را از پدیده‌های این سال‌های بازار کتاب در جهان بدانیم. این نویسنده جوان سوئدی با رمان مردی به نام اوه شهرت و محبوبیت بسیاری به دست آورد. میلیون‌ها نفر این شاهکار فراموش‌نشدنی را خواندند و عاشق شیوه داستان‌گویی بکمن شدند، به‌طوری که همه آثار او در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های در بازار آمریکا و اروپا قرار گرفت. «مادربزرگ سلام رساند و گفت متأسف است» رمان جذاب دیگری است از نویسنده‌ای خلاق، خوش‌طبع و نکته‌سنج. داستان زندگی و مرگ و داستان یکی از مهم‌ترین حقوق انسان: حق متفاوت بودن.
 
این اثر بکمن داستان السا دختری خردسال است که بسیار باهوش است. در این روایت اتفاق‌هایی برای السا و مادربزرگ و مادرش رخ می‌دهد و هر یک از این‌ها نماینده یک نوع شخصیت هستند.
 

امیر هوشنگ صدری و mh3n این را خواندند
بامداد و سارا صادقیان این را دوست دارند
خیلی دوسش دارم . واقن خوب بود و لذتبخش

فقط پیشنهاد میکنم حتمن حتمن با ترجمه ی حسین تهرانی بخونیدش .

خیلی خوب درآورده کار رو اما نیلوفر خوش زبان خیلی پیچیده کرده جمله ها رو در حالیکه واقن متن اصلی اینطور نیس و خیلی ساده و روون نوشته شده
۳۰ خرداد
بهتون تبریک می‌گم که هر دو ترجمه رو همراه با متن اصلی و با این دقت خوندین! احیانن آقای تهرانی نیستید جنابعالی؟
۳۱ خرداد
ای وای فکر نمیکردم لو برم :)
۳۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» آمازون آثار غلامحسین ساعدی را می‌فروشد
... دیدن متن »

فروشگاه آنلاین آمازون فروش برخی از آثار غلامحسین ساعدی، نویسنده‌ی ایرانی، را به زبان فارسی و با شمایل جدید شروع می‌کند.

در تارنمای فروشگاه آمازون نوشته شده که ناشر نسخه‌های جدید آثار غلامحسین ساعدی انتشارات «CreateSpace» است.
 
قرار است کتاب‌های «عزاداران بیل»، «واهمه‌های بی‌نام و نشان»، «ترس و لرز»، «دندیل»، «غریبه در شهر» «تاتار خندان» و «توپ» در دسترس مخاطب‌ها قرار گیرد.
 
مؤسسه‌ای که به عنوان ناشر کتاب‌های ساعدی از آن نام برده شده در سایتش نوشته که از آغاز سال 2000 فعالیتش را شروع کرده و تمرکز بیشتر بر کتاب‌هایی است که به صورت ناشرمؤلف بخواهند منتشر شوند.
 
روی نسخه‌هایی که در فروشگاه آنلاین آمازون قرار گرفته‌اند تنها عنوان کتاب و نام غلامحسین ساعدی و لوگوی «آلفا» به چشم می‌خورد.
 
تاریخ انتشار این کتاب‌ها ماه می سال جاری میلادی ذکر شده ولی تاریخ پخش و فروش آن‌ها  ماه ژوئن اعلام شده است.

در سال‌های اخیر اغلب آثار غلامحسین ساعدی را انتشارات نگاه در ایران با صفحه‌آرایی و حروفچینی جدید منتشر کرده است. سال‌ها بود که آثار این نویسنده‌ی ایرانی منتشر نمی‌شد.  انتشارات نگاه در سایتش نوشته است که این مؤسسه‌ی انتشاراتی «در حال حاضر ناشر انحصاری تمام آثار ساعدی است.»
این مؤسسه‌ی انتشاراتی که در تهران فعالیت می‌کند هنوز واکنشی نسبت به تصمیم آمازون برای فروش آثار ساعدی نشان نداده است.
 
ساعدی سال 1361 در فرانسه درگذشت و در گورستان پرلاشز این شهر کنار صادق هدایت، نویسنده‌ی ایرانی به خاک سپرده شد.

تیلا بختیاری ، الهه الف و امید فرجی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» شعری زیبا از سید حمیدرضا برقعی
... دیدن متن »

 

در شب قدر دلـم بـا غـزلی هـمـدم شـد
بـین مـا فاصله هـا واژه بـه واژه کـم شـد
چـارده مرتبه قرآن کـه گـرفتـم برسـر
 حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد
ابـتـدا  حرف دلم را بـه نـگـاهـم دادم
بوسه می‌‌خواست لبم، گنبد خضرا خم شد
خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت
گـفـت: ایـوان نـجـف بوسـه گـه عـالـم شـد
بعدهم پـشت همان پـنجره ی رویـایـی
چـشم من ، محو ضریحی که نمی دیدم شد
خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق
گریـه مـرهم بشـود، خون جگر مرهم شـد
گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:
بـه فـدای لب خشکـت ! هـمه جـا زمـزم شـد
 روی سـجـاده ی خـود یـاد لـبت افتـادم
تـشـنـه‌ام بـود ، ولـی آب بـرایـم سـم شـد
زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد
از محمد(ص) به محمد(ع) که میّسر هم شد
 من مسلمان شده مذهب چشمی هستم
 که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد
سـال‌هـا پـیـر شـدم در قـفـس آغـوشت
شـکر کردم ، در و دیوار قفس محکم شد
کاروان دل من بس که خراسان رفته است
تـار و پـود غـزلـم جـاده ابـریـشـم شـد
سال‌ها شعر غریبانه در ابـیات خودش
 خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد
 داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم
 بـرگ در بـرگ مفاتـیح پـر از شبنـم شـد
 یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
 یک قدم مانده به او کار جهـان مبهـم شد
بـیـت آخـر نـکند قافیـه غـافـلگـیـرت
آی برخیز! که این قافیه «یـاقـائـم» شد...

 

 

» بخش ادبیات تیوال: tiwall.com/literature
» کانال تلگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall@
» صفحه‌ی رسمی اینستاگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall

 

سید حامد حسینیان این را خواند
سارا صادقیان و تیلا بختیاری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» معرفی بیشتر یک نویسنده
... دیدن متن »

زویا پیرزاد نویسنده معاصر ایرانی  ارمنی تبار متولد سال 1331 در آبادان است.


او در سال ۱۳۸۰ با رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم جوایز مهمی همچون بهترین رمان سال پکا، بهترین رمان سال بنیاد هوشنگ گلشیری، کتاب سال وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و لوح تقدیر جایزه ادبی یلدا را به دست آورد و با مجموعه داستان کوتاه طعم گس خرمالو یکی از برندگان جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۶ و جایزه «کوریه انترناسیونال» در سال ۲۰۰۹ شد. وی از معدود نویسندگان ایرانی است که تمام آثارش به فرانسوی ترجمه شده‌است.

نوشته‌های زویا پیرزاد حول محور شخصیت‌های زن و مسائل آنها از روزمرگی‌ها گرفته تا نقش آنها در اجتماع می‌پردازد. احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان به نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌شوند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.

آثار پیرزاد به زبان‌های متعددی ترجمه شده‌اند و در سطح جهانی خوانده می‌شوند. وی از معدود نویسندگانی است که تاکنون کلیه آثارش به زبان فرانسه برگردانده شده است. اما برای ایرانیان، از این رو که شخصیت‌ها واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به تصویر می‌کشند، این کتاب‌ها بسیار ملموس‌تر هستند و ساده‌گویی و ریز شدن روی مسائل مربوط به زنان نیز به جذابیت بیشتر کمک کرده است.

از زویا پیرزاد رمان‌های بلند "چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم" و "عادت می‌کنیم" در بازار کتاب ایران موجود هستند و همچنین مجموعه‌ای با عنوان سه کتاب که متشکل از سه داستان کوتاه با نام‌های: "مثل همه‌ی عصرها"، "طعم گس خرمالو" ،"یک روز مانده به عید پاک "و ترجمه دو کتاب " آلیس در سرزمین عجایب" و "آوای جهیدن غوک " نیز موجود می باشد.

 

 

» بخش ادبیات تیوال: tiwall.com/literature
» کانال تلگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall@
» صفحه‌ی رسمی اینستاگرام شعر و ادبیات تیوال: literawall

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» کتابی پژوهشی به نویسندگی روح‌الله جعفری درمورد دوره‌ای درخشان از تئاتر ایران است.
» گروه هنر ملی با تئاتر ایران چه کرد؟
... دیدن متن »

عباس جوانمرد از دل رکودِ بعداز کودتا تئاتر غیرحکومتی را بیرون کشید. متن علی حاتمی پای تله‌تئاتر را به تلویزیون باز کرد.
گروه هنر ملی به سرپرستی عباس جوانمرد که آغازگر بخشی از جریان‌های نوین نمایش ایرانی بوده در این کتاب مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تولید اولین تله‌تئاتر و ۳ دهه فعالیت مستمر ازجمله افتخاراتی است که به نام گروه هنر ملی ثبت‌شده و روح‌الله جعفری، نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان» در این پژوهش مفصل از آنها یادکرده است.
در گفتگو با جعفری، درباره پروسه این پژوهش، نکاتی که روی آنها دست گذاشته، گفتگویش با چهره‌های برجسته گروه هنر ملی و دشواری‌هایی که درراه این پژوهش ۱۲ ساله داشته، گفتیم و شنیدیم.
روح‌الله جعفری، درباره آغاز پروسه پژوهش کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» که در دوازدهمین مجموعه تئاتر ایران در گذر زمان در انتشارات افراز منتشر شده است، گفت: «سال ۸۲ وقتی وارد دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی شدم، از همان ابتدا به دنبال موضوعی برای پژوهش به عنوان پایان‌نامه این مقطع از تحصیلم بودم. برای من جریان‌هایی که در دوره‌های پیشین موفق بودند و باعث شکل گرفتن نمایش ملی ما در ادوار گذشته شدند، موضوعی جذاب بود. عده‌ای از این هنرمندان و گروه‌ها توانسته بودند جریان‌ساز شوند و اتفاق‌های مفید و قابل قبولی را برای بدنه تئاتر ایران به ارمغان بیاورند و من به دنبال شناسایی، کشف و رسیدن به تحلیل این چیستی و چرایی هنر آن‌ها و تأثیری که از خود به جای گذاشتند، بودم. در ضمن، به دنبال پیدا کردن این سؤال بودم که راز موفقیت آن‌ها در حفظ و نگه داشتن گروه‌های نمایشی (به عنوان مثال: گروه هنر ملی)، آن‌هم برای بیش از دو دهه چه بوده است.»
جعفری ادامه داد: «وقتی با پژوهش، پاسخ این سوال را یافتم، آن وقت به عنوان یک مدل می‌توانستم آن را به زمان معاصر پیوند دهم و به دنبال این باشم که چرا گروه‌ها و جریان‌های هنری، آن‌هم از جنس نمایشی، نمی‌توانند عمر طولانی و مفیدی داشته باشند؟ و بعد از مدتی کوتاه از ادامه فعالیت بازمی‌مانند و مضمحل می‌شوند. با توجه به بررسی اولیه‌ا‌م در این پژوهش، متوجه شدم که یکی از این گروه‌هایی که در دهه‌های گذشته، تأثیر به‌سزایی در پیشرفت هنر نمایش ایرانی داشته، گروهی بوده به اسم «هنر ملی» به سرپرستی استاد عباس جوانمرد که در سه دهه ۳۰، ۴۰ و ۵۰ شمسی با صلابت به کار خود ادامه داده است و با مطالعه‌ای که کردم، به سمت شناسایی این مهم رفتم.»
این منتقد و پژوهشگر تئاتر با بیان این‌که ابتدا جست‌وجو کرده تا کشف کند که چه اسناد و مدارک و چه صحبت‌هایی از این گروه به جا مانده که بتواند به آن‌ها رجوع کند، گفت: «با بررسی کتاب‌های مختصری که درباره تاریخ تئاتر ایران نوشته شده و مطالب محدودی که در این حوزه وجود داشت، متوجه شدم با اطلاعات ناچیزی درباره فعالیت‌ها، اجراها و برنامه‌های گروه هنر ملی که تقریباً نزدیک به صفر است، روبه‌رو هستم؛ چراکه فرهنگ ما فرهنگی شفاهی است و در دل تاریخ، از یک جایی به بعد، نسبت به مکتوب کردن اطلاعات و کتابت آن‌ها بی‌توجه بوده‌ایم و این غفلت برای ما و در همه ابعاد، جبران‌ناپذیر بوده است. لذا تا زمانی که شروع به این پژوهش کردم، نگاه پُرعمق و سیستماتیکی به فعالیت‌های گروه هنر ملی نشده بود.»
جعفری با اشاره به این‌ نکته که زمانی که این پژوهش را آغاز کرده، عباس جوانمرد و همسرش نصرت پرتوی در کانادا بودند و عملاً دیدار حضوری با آن‌ها برایش ممکن نبوده است، گفت: «تصمیم گرفتم کار جمع‌آوری اطلاعات را در دو حوزه به صورت کتابخانه‌ای و انجام مصاحبه با اعضای گروه هنر ملی دنبال کنم. در این زمینه به اکثر کتابخانه‌هایی که آرشیو مجلات و روزنامه‌های قبل از انقلاب در آن‌ها موجود بود، مراجعه کردم. زمان زیادی نزدیک دو الی سه سال به صورت مستمر به کتابخانه‌های مختلف می‌رفتم و ساعت‌های طولانی، دوره‌ها و مُجلّدهای مختلف را مطالعه می‌کردم تا بتوانم مطلبی درباره این گروه پیدا کنم.»
این استاد دانشگاه، بخش دیگر از کارش در این پژوهش را شناسایی افرادی دانست که در گروه هنر ملی عضو بودند، و آن را هم‌زمان با پژوهش کتابخانه‌ای که انجام داده است، دانست و گفت: «زمانی که من شروع به این تحقیق کردم، عده‌ای از هنرمندان عضو این گروه، فوت کرده بودند. برای این پیدا کردن اعضای گروه، زمان زیادی صرف کردم، چون هرکدام در یک گوشه‌ای از ایران و جهان بودند. به عنوان مثال، استاد عباس جوانمرد و همسرش نصرت پرتوی در کانادا بودند، محمود دولت‌آبادی در تهران به سر می‌برد، کامران نوزاد و همسرش آذر فخر در امریکا بودند و... بنابراین، زمان زیادی صرف شد تا به صورت حضوری و یا تلفنی سوال‌هایم را با آن‌ها در میان بگذارم و مصاحبه‌ها، یکی پس از دیگری انجام شد. البته مُجاب کردن افراد برای مصاحبه هم خود پروسه‌ای طولانی داشت، ولی خوشبختانه وقتی از نیّت کار مطلع می‌شدند، همکاری صمیمانه‌ای با من کردند و در همین جا از تمامی عزیزانی که در طی این سال‌ها پاسخگوی سؤال‌های من بودند، تشکر می‌کنم.»
جعفری، استاد عباس جوانمرد را آغازگر بخشی از جریان‌های نوین نمایش ایرانی خواند و با اشاره به ساعت‌ها گفت‌وگوی تلفنی خود با او و همسرش نصرت پرتوی، گفت: «بعد از مدتی تصمیم گرفتم سؤال‌هایم را مکتوب کنم و برای استاد جوانمرد بفرستم که حدود ۲۰۰ صفحه و بیش از ۸۰۰ سؤال طرح شد که با پست به کانادا برای ایشان فرستادم و وقتی هم به ایران آمدند، به صورت رودررو صحبت کردیم و سؤال‌های دیگرم را پرسیدم. هم‌زمان اعضای دیگر گروه هنر ملی را شناسایی و با آن‌ها گفت‌وگو کردم و سعی کردم تجربه‌های نظری و عملی این هنرمندان را در این پژوهش و در کتاب منتقل کنم.»
این نمایشنامه‌نویس و کارگردان با بیان این‌که به‌طور هم‌زمان، کار کتابخانه‌ای، یعنی خواندن و مطالعه نقدها و یادداشت‌ها و جمع‌آوری آن‌ها را توأمان با انجام گفت‌وگوها درباره فعالیت‌های گروه انجام ‌داده است، گفت: «اگر غیر از این می‌بود، کفه‌ی دیگر این ترازو، یعنی رسیدن به چشم‌انداز روشنی از فعالیت‌ها و تأثیر این گروه بر تئاتر معاصر ایران، نمی‌توانست آن سنگینی و وجاهت لازم را داشه باشد. وقتی ابعاد این پژوهش تا حدودی برایم شکل گرفت، از قبل مؤمن‌تر بر این مسأله شدم که موضوعِ پژوهشیِ مناسبی را دستمایه کار قرار داده‌ام. چرا؟ چون گروه هنر ملی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به عنوان اولین گروه نمایشی، توانسته بود به صورت غیردولتی و غیرحکومتی، به احیای تئاتر در ایران بپردازد و از سال ۱۳۳۵، شکل رسمی به خود گرفته و اعلام موجودیت کند. این گروه با اجرای نمایش تک‌پرده‌ای «محلل»، نوشته و به کارگردانی استاد عباس جوانمرد، خود را به جامعه فرهنگی و هنری و نمایشی آن زمان معرفی می‌کند. لذا گروه هنر ملی توانسته با ایمان به کاری که داشته، یعنی معرفی فرهنگ و هنری که برآمده از آداب و رسوم و ارزش‌ها و اخلاق و اعتقادات مردم جامعه خود است، شروع به کار کند؛ پس این مسأله‌ی مهمی است که در آن فضای اختناق که حاکم بر جامعه بوده، یک گروه غیردولتی بتواند شکل بگیرد و بخشی از جریان تئاتر ایران را به درستی به مردم و مهم‌تر به دنیا برای اولین‌بار معرفی کند و سه دهه با صلابت به کارش ادامه دهد.»
جعفری به این موضوع اشاره کرد که «مسأله دیگری که باعث شد متوجه شوم، موضوع پژوهش‌ام را درست انتخاب کرده‌ام، این بود که گروه هنر ملی برای اولین‌بار تعدادی از جریان‌های نوین نمایشی را در ایران پایه‌گذاری کرده است» و ادامه داد: «گروه هنر ملی برای اولین‌بار در سال ۱۹۶۰ میلادی (۱۳۳۹ شمسی)، نمایش «بلبل سرگشته» را به عنوان یک نمایش ایرانی در دنیا معرفی می‌کند و موفق می‌شود آن را در فستیوال بین‌المللی تئاتر ملل در تئاتر «سارا برنار» اجرا کند. این گروه در سال ۱۹۶۵ میلادی هم نمایش‌های «غروب در دیاری غریب»، «قصه ماه پنهان» (هر دو نوشته بهرام بیضایی) و «آلونک» (نوشته کوروس سلحشور) که هر سه را استاد جوانمرد کارگردانی کرده، برای بار دوم در همان فستیوال و در همان سالن اجرا می‌کند و فرنگی‌ها را بیش از پیش با شکلی دیگر از نمایش‌های ایرانی آشنا می‌کند. این دستاورد بزرگی برای تئاتر ایران است که به نام گروه هنر ملی در تاریخ ثبت شده است.»
کارگردان نمایش «من چه جوری ممکنه یه پرنده باشم؟» ادامه داد: «تازه بعد از این در نیمه دوم دهه ۴۰ است که گروه‌هایی مثل کارگاه نمایش، به کارگردانی آربی اوانسیان به فستیوال‌های مختلف دعوت می‌شوند.»
بعد از کودتا جریان‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی به رکود و سکون و انجماد رسیده بودند و  گروه هنر ملی اولین جرقه تئاتر غیردولتی و غیرحکومتی پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را برای احیای تئاتر در ایران زد.
او یادآور شد: «در این پژوهش، اولین جرقه تئاتر غیردولتی و غیرحکومتی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، راجع به احیای تئاتر در ایران، مورد کنکاش قرار گرفته است. از پس این جرقه، بارقه‌های امیدآور دیگری در آپارتمان شاهین سرکیسیان، بانی اصلی گروه (که پس از سه سال نام «گروه هنر ملی» را در سال ۱۳۳۵ برای خود انتخاب کرد) ظهور کرد. بعد از کودتا، جریان‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی به رکود و سکون و انجماد رسیده بودند. عده‌ای که جستجوگر و پرسشگر بودند، متوجه می‌شوند فردی به نام شاهین سرکیسیان در ایران است و او را پیدا می‌کنند و به آپارتمانش می‌روند و سه سال در همان آپارتمان، روی متون ترجمه‌شده فرنگی، کار و مطالعه می‌کنند. آن‌ها بعد از سه سال در بزنگاهی تصمیم می‌گیرند که رأی‌گیری کنند تا نمایش‌ ایرانی کار کنند یا نمایش فرنگی؟ در نهایت، افراد حاضر در آن آپارتمان، رأی به کار روی متون و نمایش‌های ایرانی می‌دهند و از آن‌جا پایه اولیه گروه هنر ملی شکل می‌گیرد.»
جعفری درباره یکی دیگر از ابعادی که در این پژوهش به آن پرداخته است، گفت: «سرآغاز شکل‌گیری اندیشه نمایش ملی ایران با نگارش نمایش تک‌پرده‌ای «محلل» به‌وسیله عباس جوانمرد و به کارگردانی خود او در باشگاه دانشگاه تهران بوده که از اهمیت بسیاری برخوردار است.»
او آن‌چه در بررسی این پژوهش در نظر گرفته است را چنین شرح داد: «این پژوهش شامل چگونگی روند رو به رشد حرکت گروه هنر ملی در عرصه هنر نمایش است که بسیاری از جریان‌های هنری را آغاز کرده و فرصت به‌کارگیری آن را برای دیگر فعالان هنرهای نمایشی فراهم کرده است. این گروه، اولین‌بار بعد از کودتا، با اجرای سه نمایش تک‌پرده‌ای «محلل»، «مرده‌خورها» و «افعی طلایی» در سال ۱۳۳۶ با همکاری اداره‌ کل هنرهای زیبا و شرکت نفت، عازم مناطق نفت‌خیز می‌شود و باعث آشنایی مردم شهرستانی با هنر نمایش ایرانی می‌شود؛ این اتفاق مبارکی برای تئاتر ایران است، چراکه بعد از کودتا که چراغ هنر نمایش ایران رو به خاموشی و افول رفته بود، در سال ۱۳۳۶ به‌وسیله این گروه، یک‌بار دیگر روشن شده و جانی تازه به خود می‌گیرد.»
کارگردان نمایش «تماشاچی محکوم به اعدام» خاطرنشان کرد: «گروه هنر ملی در سال ۱۳۴۲ با اجرای نمایش «پهلوان اکبر می‌میرد» نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی استاد جوانمرد، با توفیقی که در جذب تماشاگران مشتاق به دیدن آثار نمایش ملی، در جشنواره نمایش‌های ایرانی که به مناسبت افتتاح تالار دولتی ۲۵ شهریور، راه‌اندازی شده بود، به دست ‌آورد، توانست اولین گروهی باشد که بعد از جشنواره به اجرای عمومی این برنامه بپردازد. اهمیت اجرای خلاقانه این نمایش، در موضوع آن و نگاه نقادانه‌ای است که نسبت به شرایط حاکمیت وقت دارد و کارگردانی آن نیز  مثال‌زدنی بوده است.»
عباس جوانمرد اولین نمایش تلویزیونی را با نام «شهر آفتاب، مهتاب» نوشته علی حاتمی ضبط می‌کند و این اولین تله تئاتری است که از تلویزیون ملی ایران پخش شده و موجب آشنایی مردم با هنر نما‌یش می‌شود.
جعفری، درباره تعداد دیگری از دستاوردهای گروه هنر ملی که برای اولین‌بار، به وسیله این گروه برای تئاتر ایران به ارمغان آمده است، گفت: «هم‌زمان با افتتاح تلویزیون ملی ایران در سال ۱۳۴۶، عباس جوانمرد اولین نمایش تلویزیونی را با نام «شهر آفتاب مهتاب» نوشته علی حاتمی ضبط می‌کند و این اولین تله‌‌تئاتری است که از تلویزیون ملی ایران پخش شده است و موجب آشنایی بیشتر مردم با هنر نمایش می‌شود. همچنین گروه هنر ملی برای گسترش دامنه کارهایش، ازجمله کارهای تجربی‌اش در سال۱۳۴۹، محل تمرین خود را در اداره برنامه‌های نمایش، تبدیل به سالنی به نام خانه نمایش گروه هنر ملی می‌کند که بعد از انقلاب، عبارت «هنر ملی» از آن حذف می‌شود. این اتفاقی بسیار مهم بوده که گروهی برای تجربه خود و یا ایجاد زمینه برای تجربه دیگر همکاران، محل تمرین خود را تبدیل به سالن نمایش می‌کند.»
او با بیان این‌که به‌وسیله گروه هنر ملی است که بها دادن به نمایش ایرانی هویت پیدا می‌کند، خاطرنشان کرد: «نمایشنامه‌نویس ایرانی در آن زمان محدود بود، اما در سال ۱۳۳۹ با راه‌اندازی اجرای زنده نمایش‌های تلویزیونی در تلویزیون ایران که به همت و پشتکار استاد عباس جوانمرد، این مهم به وقوع پیوست و تا سال ۱۳۴۵، هم ادامه پیدا کرد، این جریان توانست نویسندگان علاقه‌مند به نوشتن آثار دراماتیک را شناسایی و پرورش دهد و از این طریق، نمایشنامه‌نویسان زبردستی به عرصه هنرهای نمایشیِ ایران معرفی شدند، ازجمله بهرام بیضایی، نصرت پرتوی، کوروس سلحشور، ناصر شاهین‌پر، اکبر رادی، بیژن مفید، پرویز صیاد، علی نصیریان و... تک‌ تک این نویسندگان، نمایشنامه‌نویسان تاثیرگذار دهه‌های بعد شدند که هنوز تعدادی از آن‌ها با جدیّت کار خود را دنبال می‌کنند و این دستاورد بزرگی است که با ایجاد یک جریان و بسترسازی مناسب برای کشف و ظهور استعدادها، هم نویسنده و کارگردان و هم فعال نمایشی و هم مردم را به جریان نمایش، علاقه‌مند کرد. لذا برای اولین بار مردم از قاب تلویزیون با نمایش‌های ایرانی و ترجمه‌شده، آشنا ‌شدند.»
نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» گفت: «سال ۱۳۵۲ گروه هنر ملی برای اولین‌بار به عنوان تنها نماینده ایران در فستیوال تئاتر جهان سوم که در شهر شیراز و در جنب هشتمین جشن هنر شیراز برگزار شد، با نمایش‌های «غروب در دیار غریب» و «قصه ماه پنهان» شرکت می‌کند و بخشی دیگر از جریان نمایش ایران را به مخاطبان کشورهای آسیایی و اروپایی معرفی می‌کند.»
جعفری با ذکر برخی از فعالیت‌ها و اقدامات مفیدی که گروه هنر ملی در تاریخ تئاتر معاصر ایران از خود به یادگار گذاشته، اظهار داشت: «اما در این سال‌ها، متأسفانه خدمات وزین هنری و شایسته گروه هنر ملی به جریان تئاتر ایران، مورد غفلت قرار گرفته و به بوته فراموشی سپرده شده و این پژوهش می‌کوشد با معرفی و تجزیه و تحلیل تمامی فعالیت‌ها و اقدامات و خدماتی که این گروه داشته، آن دیده‌ نشدن را که طی این سال‌ها به طور عمد و غیرعمد بوده، جبران کند و در این صورت است که می‌توان از دستاوردهای گروه هنر ملی برای پیشرفت هنر نمایش ایران استفاده کرد.»
در گروه هنر ملی علاوه بر این‌که کار فرهنگی و هنری انجام می‌شد، انتقال نگاه سالم و منزّه و عقلانی و همچنین انتقاد از خود را نیز سرلوحه کار خود قرار می‌داد. در واقع، گروه از خود شروع می‌کند و با معنا بخشیدن به این که یک خانواده واحد است، گام آغازین را در این راه برمی‌دارد تا بتواند این نگاه را به جامعه هم منتقل کند. به عنوان مثال، بهزاد فراهانی و فهمیه رحیم‌نیا در همین گروه با همدیگر ازدواج می‌کنند و تشکیل خانواده می‌دهند.
این منتقد و پژوهشگر، در معرفی یکی دیگر از ابعاد این پژوهش، علاوه بر شناسایی و کشف و ثبت جریان‌های تأثیرگذار گروه هنر ملی بر هنر نمایش ایران، گفت: «علاوه بر آن‌چه که ذکر آن رفت، باید اضافه کرد که چطور یک گروه می‌تواند طی سه دهه فعالیت، با خلاقیت، پشتکار، قدرت و صلابت به کار خود ادامه دهد. در حفظ و ادامه این راه، نگاه منزّه و به دور از آلودگی استاد جوانمرد، به عنوان سرپرست و کارگردان گروه و دیگر اعضا و همکاران آن نسبت به پدیده هنر و کشف چیستی و چرایی آن و اینکه نقش هنر نمایش در روشنگری افکار عمومی جامعه چیست، بسیار مهم است که از لابه‌لای گفت‌وگوها و مطالب جمع‌آوری شده، می‌توان به تصویر درستی از این سؤال رسید. در گروه هنر ملی علاوه بر این‌که کار فرهنگی و هنری انجام می‌شد، انتقال نگاه سالم و منزّه و عقلانی و همچنین انتقاد از خود را نیز سرلوحه کار خود قرار می‌داد. در واقع، گروه از خود شروع می‌کند و با معنا بخشیدن به این که یک خانواده واحد است، گام آغازین را در این راه برمی‌دارد تا بتواند این نگاه را به جامعه هم منتقل کند. به عنوان مثال، بهزاد فراهانی و فهمیه رحیم‌نیا در همین گروه با همدیگر ازدواج می‌کنند و تشکیل خانواده می‌دهند. این مدل و نگاهی که استاد عباس جوانمرد در گروه دنبال می‌کند، نگاهی پاک و به دور از آلودگی به هنر است که می‌توان به عنوان یک الگو برای حفظ کردن یک گروه از آن استفاده کرد.»
جعفری با اشاره به خط‌مشی‌ اصلی گروه هنر ملی که منسجم نگه داشتن و ایجاد انگیزه برای کار و تولید کالای فرهنگی بین اعضای آن و در قالب هویت دادن به گروه است، گفت: «امروز تئاتر ما با این آسیب روبرو است که گروه‌ها فقط به معنای یک اسم و یک لوگو هویت دارند و نه بیشتر، و در طول ماه و سال نمی‌بینید که اعضای آن گروه کنار هم باشند؛ پس در بهترین شرایط، فقط اثری روی صحنه می‌آورند، اما از صلابت و صمیمیت برخوردار نیستند و این مسئله را مخاطب می‌فهمد. اما گروه هنر ملی با تبیین این خط‌مشی و اجرایی کردن آن که افراد باید در گروه فعالیت و کار کنند و در غم و شادی یکدیگر شریک باشند، نمایش‌هایی را روی صحنه آورد که با صلابت و قدرتی شعف‌برانگیز با مخاطب ارتباط برقرار می‌کرد و این رابطه دوطرفه بسیار منسجم و تنگاتنگ بود. به همین علت، بعد از گذشت چند دهه از اجرای این نمایش‌ها، خاطره درخشان تأثیر این آثار در ذهن مخاطبان آن، همچنان ثبت مانده است.»
کارگردان نمایش «اسب‌های پشت پنجره» با اشاره به لزوم بررسی و تجزیه و تحلیل فعالیت همه گروه‌ها و جریان‌های تئاتری ایران در دهه‌های گذشته، به نتایج مثبت این کار اشاره کرد و گفت: «اولاً با برداشتن این گام بزرگ به دایرة‌المعارفی برای شناسایی و استفاده کردن از تجربه‌های مفید و سازنده که به رشد جریان هنر نمایش در ایران می‌انجامد، دست پیدا خواهیم کرد و از سوی دیگر، با ثبت تاریخ تئاتر معاصر، جلوگیری از موازی‌کاری در بسیاری از زمینه‌ها می‌شود و سوم این‌که دیگر شیفته‌وار مدعی این نخواهیم بود که آغازگر همه جریان‌هایی که از ذهن‌مان خطور می‌کند، ما هستیم. امیدوارم با ثبت و پژوهش این تجربه‌های نظری و عملی اساتید، هنرمندان و دست‌اندرکاران هنر نمایش، بتوانیم گام‌های بعدی و محکم‌تر را برای توسعه همه‌جانبه هنر نمایش در ایران برداریم.»
پژوهشی که ۱۲ سال زمان برد و بیش از ۲۵۰ ساعت برایش مصاحبه انجام شد.
جعفری درباره زمانی که برای انجام این پژوهش و نگارش آن صرف شده، گفت: «برای انجام این پژوهش، بیش از ۱۲ سال زمان گذاشتم و این یعنی بعد از آن که در سال ۱۳۸۶، توانستم در رشته کارگردانی نمایش، با نمره ۲۰ در مقطع کارشناسی ارشد از پایان‌نامه‌ام دفاع کنم و فارغ‌التحصیل شوم، همچنان کارم روی این پژوهش را تا سال ۹۵ ادامه دادم. در واقع، موضوع نظری پایان‌نامه کارشناسی ارشد من، همین پژوهش مذکور بود که بعد به طور گسترده‌تری آن را ادامه دادم.» 
نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» با اشاره به برخی از موانع و مشکلاتی که در این پژوهش، پیش رو داشته است، ادامه داد: «یکی از موانع این بود که این پژوهش به صورت فردی انجام شد و باید برای به دست آوردن تک‌تک مصاحبه‌ها و یا پیدا کردن نقدها و یا عکس‌ها و بروشورها و... باید چراغ به دست می‌گرفتم و در تاریکی و در فضایی که پُر از هیچ بود، حرکت می‌کردم. بنابراین، رسیدن به نتیجه مطلوب که از جنس واقعی و نه تصنعی و ساختگی باشد و همچنین پیدا کردن این حجم از اطلاعات و اسناد، زمان‌بر بود که با پشتکار توانستم این کار را به نتیجه برسانم. اما اگر چنین پژوهش‌هایی به صورت گروهی دنبال شود و مرکز و پژوهشگاهی داشته باشیم که متمرکز روی تاریخ شفاهی تئاتر معاصر ایران و تحلیل همه‌جانبه آن کار کنند، می‌توان مدیریت زمان را در دستور کار قرار داد و در زمان کمتر، به خروجی قابل قبولی دست یافت. هزینه این پژوهش تماماً به عهده خود من بود و در این راه، هیچ نهاد و یا سازمان دولتی و خصوصی، کوچکترین حمایتی از آن نکرد.»
جعفری با اشاره به ثبت و ضبط بیش از ۲۵۰ ساعت مصاحبه گفت: «برای آگاه شدن از صحت و سقم مباحث و موارد گفته شده برای یک موضوع، با چند نفر از اعضای گروه و یا همکارانی که در آن برنامه حضور داشتند، صحبت کردم. یکی از آسیب‌‌هایی که پژوهشگر در این جنس از پژوهش با آن روبه‌رو است، این است که شیفته‌وار به سراغ آن موضوع می‌رود و برای دوری از این شیفتگی باید یک موضوع را از زوایای مختلف و با افراد مختلفی که در آن موضوع به طور مستقیم در ارتباط بوده‌اند،  آن را طرح کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.»
باید از آرشیو صداوسیما استفاده می‌کردم که فقط سه جلسه و به صورت بسیار محدود این اتفاق افتاد. ضرورت کار پژوهشی در سازمان عریض و طویل صداوسیما تعریف نشده است.
نویسنده کتاب «فرهنگ، تئاتر و فراغت» یادآور شد: «در این بیش از ۱۲ سال، چند نفر از اعضا و همکاران گروه هنر ملی فوت کردند و از میان ما رفتند. جای خالی عزیزان ازدست‌رفته (محمود استادمحمد، کوروس سلحشور، اسماعیل داورفر، خسرو شکیبایی، رضا کرم‌رضایی، حسین کسبیان، محمدرضا کلاه‌دوزان، جمشید لایق، محمد هدایت نوری، رکن‌الدین خسروی، جعفر والی، داود رشیدی، عزیزالله هنرآموز) را نمی‌توان به آسانی در عالم هنر نمایش پُر کرد، اما در این پژوهش، خوشبختانه دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات و تجربه‌های عملی آن‌ها درباره برخی از وقایع طرح شده و مرتبط با گروه هنر ملی، عیناً انعکاس یافته، چراکه حضور مستقیم در آن واقعه داشته‌اند.»
جعفری ادامه داد: «تا هر چه زود، دیر نشده باید قدر هنرمندان و افراد نخبه‌ای که در میان ما هستند را دانست و از آن‌ها دلجویی کرد و آن‌ها را مورد تکریم قرار داد. باید شرایط مناسبی را برای آن‌ها فراهم کرد که تا زمانی که در قید حیات هستند، تجربه‌های نظری و عملی آن‌ها ثبت و ضبط شود. با انجام این کار مهم می‌توان به تولید اندیشه پویا در جامعه کمک کرد. این عزیزان، سرمایه‌های معنوی یک جامعه به حساب می‌آیند که برای ارزش و تأثیری که از خود بر جامعه می‌گذارند، قیمت مادی نمی‌توان تعیین کرد و متصور شد.»
این پژوهشگر و محقق یادآور شد: «برای کامل‌تر شدن این پژوهش باید از آرشیو صداوسیما استفاده می‌کردم که فقط سه جلسه و به صورت بسیار محدود این اتفاق افتاد. به دلیل این‌که متأسفانه ضرورت کار پژوهشی در سازمان عریض و طویل صداوسیما تعریف نشده، این همکاری با من صورت نگرفت. صداوسیما باید به عنوان سازمانی که متکی بر خواسته و اراده مردم است، بها دادن به امر پژوهش را در دستور کارش قرار بدهد که این اتفاق تا به حال کمتر افتاده است.»
جعفری در بخش دیگری از صحبت‌هایش، با اشاره به مشکلات جمع‌آوری اطلاعات برای انجام چنین پژوهشی گفت: «چون اطلاعات به صورت دیجیتال در اکثر حوزه‌ها، به خصوص در بخش پیایندها ثبت نشده است، محقق یا پژوهشگر باید به صورت سنتی برود و منابع را بگیرد و شروع کند به ورق زدن تک‌تک برگ‌های آن که این مسئله هم انرژی و زمان زیادی را هدر می‌دهد و هم اصل منبع و یا منابع را با تهدید مستهلک شدن روبه‌رو می‌کند. به عنوان یک آسیب این نقیصه باید هرچه زودتر برطرف شود و بسیار به جا و نیکو است که سرمایه‌گذاری لازم در این قسمت صورت بگیرد و این اسناد و مدارک و منابع به صورت دیجیتالی بایگانی و ثبت شوند و در اختیار محققان و پژوهشگران گذاشته شود. باید هرچه سریع‌تر و تا دیر نشده است به فکر احیا و احصای این گنجینه‌ها و آرشیوهای مختلفی که در اختیارمان است، باشیم، چون آرشیو در همه زمینه‌ها به مثابه گنجینه، حافظه‌ و شناسنامه یک ملت است که چراغ راه پژوهشگران و محققان برای روشن کردن زوایای پنهان و آشکار تاریخ در آینده و برای رسیدن به فردایی روشن است.»
نویسنده کتاب «پژوهشی در ترویج فرهنگ تئاتر» درباره نقش و تأثیر و بها دادن به امر پژوهش در جامعه گفت: «با پژوهش کردن، حال جامعه خوب می‌شود؛ چراکه بسیاری از گره‌های کور، بازمی‌شود و دُمل‌های چرکینی که مُلتهب شده‌اند، درمان پیدا می‌کنند و این به معنای قدر دانستن و ارزش دادن به جایگاه و حفظ کرامت انسان‌ها است که در تمامی جوامع پیشرفته، به این مهم بها داده می‌شود.»

سارا صادقیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» اثری دیگر از کریستین بوبن منتشر شد
... دیدن متن »


کتاب «بهت» اثر کریستین بوبن، ترجمه بنفشه فرهمندی در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه به قیمت سیزده هزارتومان منتشر شد.

کریستین بوبن در روایت «بهت» با نگاهی تمثیلی در پانزده خرده‌روایت از  «برخوردهای تصادفی»، «شخصیت‌های رازآلود»، «الهامات‌» می‌گوید، از نامه‌ای طولانی به معشوقه از‌دست‌رفته‌اش‌حرف می‌زند. لابه‌لای این روایت‌ها، افکار موجز بوبن را در پاراگراف‌هایی کوتاه می‌خوانیم که از تلألویی عمیق و انسانی برخوردارند. خطی باریک این متن‌ها را به هم پیوند می‌دهد؛ و آن صدای بوبن است که به هیچ چیز دیگری شبیه نیست، و دید شاعرانه او که به زندگی روزمره رنگ بویی دیگر می‌بخشد.
 
 کریستین بوبن درباره این اثرش می‌گوید:«رویای کتابی را در سر داشتم که وقتی بازش می‌کنی، احساس کنی در حال باز کردنِ در آهنی باغی متروک هستی...» همچنین در نشریه لوموند درباره این اثر عنوان شده  است:«بوبن یکراست می‌رود سر اصل مطلب؛ از مسیر که به روح می‌رسد»
 
 مترجم هم در مقدمه‌ای کوتاه از پی‌نوشت‌هایی که در کتاب داده گفته است و ‌توضیح داد که « بوبن در این کتاب بیش از همیشه به زبان سمبولیک سخن گفته است. در هرحال، امیدوارم خوانندگان عزیز هم مانند من از خواندن این کتاب لذت ببرند. »


کریستین بوبن، آوریل ۱۹۵۱ در فرانسه به دنیا آمده است. این نویسنده فلسفه خوانده است و سال‌هاست داستان می‌نویسد، روایت‌های عموما تمثیلی  را پیش می‌کشد. ده‌ها  کتاب به قلم او در فرانسه منتشر شده است و ترجمه‌های این آثار بار‌ها به فارسی  عرضه و منتشر شده است. پیش‌تر نشر کتاب پارسه، کتاب‌های متعددی از این نویسنده را منتشر کرده بود که از آن جمله می‌توان  اشاره کرده به « جشنی بر بلندی‌ها» و « بانوی سپید» ترجمه دلارا قهرمان. ناشران دیگری هم آثار این نویسنده را ترجمه کرده‌اند. دیوانه‌بازی از معروف‌ترین  کتاب‌های این نویسنده است که  از سوی مترجم‌های متعددی عرضه شده است

نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» گشت‌وگذار در پاریس با کتاب «مرگ آقای سعدی»
... دیدن متن »

کتاب «مرگ آقای سعدی در پاریس»، نوشته سیدمجید حسینی از جدیدترین آثار منتشر شده در نشر چشمه است که طی روزهای گذشته وارد بازار نشر شده است.

 

با اطمینان می‌توان گفت این کتاب، در میان آثار تاکنون منتشر شده‌ نویسنده که غالباً دارای درون‌مایه‌ تحلیلی هستند، یک نقطه‌عطف محسوب می‌شود.

 او که تاکنون چندبار به پاریس سفر کرده، این‌بار با شنیدن «صدا» و «قصه‌‌ی» سعید، دوست قدیم دوران دانشجویی‌، امکان ورود داستانی به هزارتوهای این شهر غریب و روایت آن را می‌یابد. روایت جزءنگار، خلاق و واقع‌نمای نویسنده، نه‌‏تنها سعی در فهم فضای شهر پاریس دارد، بلکه به همان اندازه خواهان درک رنج، عشق، تنهایی و ملال سعید است و شاید او در قامت یک استاد علوم سیاسی، احوال سعید را می‌نویسد تا نسبت «ما» را با ‌«آن‌ها» در سایه‌ی مناسبات جهانی بفهمد.

 گوشه‌های پاریسی در خرده‌روایات متعدد کتاب، بدل به پازلی رنگارنگ می‌شوند و آرام‌آرام «نقشه»‌ای دیگر را برای کشف راز جهان در اختیار چشم‌ها، پاها و حواس ما قرار می‌دهند.

 در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «این خیابان‌های پاریس، انسان‌‌اند، هرکدام شخصیت دارند، این سن‌ـ ژرمن اما آدم عجیبی است، مغرور، پُرکافه و یک‌جورهایی مبهم، و حالا که سعید نشسته درون کافه لوییز، چون کافه فلور، آشپزخانه‌اش را بسته، بولوار سن‌ـ ژرمن دارد جلوِ چشمانش می‌رقصد، سعید نشسته درون لحظه، می خواهد همه‌ی رنج‌هایش را بریزد بیرون، می‌خواهد مثل یک بادکنک سفید سبک شود، خیابان که مقابلش می‌رقصد، سعید خمار می‌شود، آدم سبک‌سری است این سن‌ـ ژرمن، یک لحن عجیبی دارد خیابان، و سعید می‌خواهد بفهمد این لحن چیست؟ سعید مرد سختی‌هاست، مرد رنج؛ هرچند قیافه‌اش حکایت از رنج نکند، و حالاکه سن‌ـ ژرمن می‌رقصد، می‌خواهد او هم سبک شود.»

 اوپیش‌تر کتاب «هاروارد مک دونالد» را در نشر افق منتشر کرده بود. این کتاب شرح سفر این نویسنده به هشت ایالت کشور آمریکاست. اودر این کتاب تجربه سفرش را در چهل‌ و یک فریم از ایالات شرقی آمریکا و در دو فریم از کشور کانادا مکتوب کرده است

 کتاب «مرگ آقای سعدی در پاریس»، نوشته سیدمجید حسینی در 119 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 16 هزار تومان توسط نشر چشمه منتشر شده است.
 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» اثری دیگر از اشمیت در ایران
... دیدن متن »

نمایش‌نامه  «مردِ خیلی راحت؛ یک چالش بااحساس» اثر اریک امانوئل اشمیت با ترجمه مرسده مهدی‌پور به قیمت  نه هزار و  پانصد‌ تومان در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شد.
 
این نمایش‌نامه  شش شخصیت دارد. تکه‌ای از متن  نمایش‌نامه به این شرح است‌« خنده شما زخم می‌زنه، محکوم می‌کنه، تحقیر می‌کنه، بی‌ابرو می‌کنه، خنده‌ای پر از شرارته. طوری می‌خندید انگار دارید فحش می‌دید، برای آروم کردن خودتون و توهین به دیگران. اگه خنده شما من رو کوچک مه، باعث بزرگی شما نمی‌شه؛ فقط از هم دورمون می‌کنه...»
 
 
اریک امانوئل اشمیت سال 1960 در فرانسه به دنیا آمده است. اولین نمایش‌نامه‌اش را  سال ۱۹۹۱ نوشت. از این نویسنده مطرح  فرانسوی آثار متعددی به فارسی ترجمه و منتشر شده است، از آن جمله می‌توان به این کتاب‌های اشاره کرد. «مهمان ناخوانده» ترجمه تینوش نظم‌جو، «خرده جنایت‏‌های زناشوهری»، «عشق لرزه»، «مهمانسرای دو دنیا»، «نوای اسرار آمیز»، «یک روز قشنگ بارانی»‌با ترجمه شهلا حائری  و «گل‌های معرفت» با ترجمه سروش حبیبی، «اولیس از بغداد» و « سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود» با ترجمه پویان غفاری، «پرنسس پابرهنه» با ترجمه  سعیده بوغیری، «ده فرزند هرگز نداشته‌ی خانم مینگ» با ترجمه  فهیمه موسوی ، «مانی که یک اثر هنری بودم» با ترجمه مشترک آسیه حیدری‌ شاهی‌ سرایی، فرامرز ویسی، «کنسرتویی به یاد یک فرشته» با ترجمه  شراره شاکری، «موسیو ابراهیم و گل‌های آسمانی» با ترجمه حمید کریم‌ خانی، «اسکار و خانم صورتی» ترجمه  مهتاب صبوری، «آقا ابراهیم و گل‌های کتابش» ترجمه موگه رازانی، «سومویی که نمی توانست گنده بشود» ترجمه مهشید نونهالی، «دو مرد از بروکسل» ترجمه  ساناز سهرابی.

مارال عظیمی و نیلوفر ثانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید