تیوال شعر و ادبیات
T1 : 00:42:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
» فرهاد حسن‌زاده نامزد نهایی جایزه اندرسن شد
... دیدن متن »


فرهاد حسن زاده، نویسنده کودک و نوجوان و نماینده شورای کتاب کودک برای جایزه هانس کریستیان آندرسن، نامزد نهایی دریافت این جایزه معتبر ادبی شد

بر اساس اعلام کانال خبری شورای کتاب کودک، فرهاد حسن زاده، نویسنده حوزه کودک و نوجوان ایران نامزد نهایی دریافت نوبل ادبیات کودک شد و در صورت برنده شدن این جایزه اولین دریافت کننده جایزه نهایی اندرسن در ایران خواهد بود. وی با نویسندگانی از کشورهای فرانسه، ژاپن، سوییس و نیوزیلند رقابت خواهد کرد. نتیجه رقابت در نمایشگاه بولونیا۲۰۱۸ اعلام خواهد شد.

حسن زاده از طرف شورای کتاب کودک برای آن‌چه «یک عمر فعالیت موفق در حوزه نویسندگی ادبیات کودکان و نوجوانان» عنوان شد، نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن ۲۰۱۸ معرفی شده است.

جایزه هانس کریستین اندرسن (نوبل کوچک) معتبرترین جایزه ادبی و هنری در حوزه ادبیات کودکان است که از سوی دفتربین المللی کتاب برای نسل جوان به منظور بالا بردن سطح ادبی و هنری کتاب های کودکان هر دو سال یک بار، به مجموعه آثار یک نویسنده و یک تصویرگر داده می شود. مارگریت دوم ملکه دانمارک حامی و مشوق ویژه اهدای این جایزه است. پشتیبان مالی برنامه های جایزه اندرسن تا سال ٢٠٠٨ نیسان موتور ژاپن و از سال ٢٠٠٩ جزیره نامی در کره جنوبی است.

اهدای این جایزه به مجموعه آثار یک نویسنده از سال ۱۹۵۶ و به مجموعه آثار یک تصویرگر از سال ۱۹۶۶ آغازشده است. این جایزه شامل یک مدال طلا و یک دیپلم افتخار است که در مراسمی در کنگره دو سالانه IBBY، به برندگان اهدا می شود. نامزدهای جایزه هانس کریستین اندرسن از سوی دفاتر ملی کاندید می شوند و داوران بین المللی که از کارشناسان برجسته ادبیات کودکان هستند، برندگان این جایزه را از میان نامزده های معرفی شده برمی گزینند. از جمله معیارهای گزینش برندگان می توان به کیفیت بالای زیبایی شناختی آثار نویسنده و تصویرگر،‌ در نظر گرفتن مخاطب کودک، خلاقیت و نوآوری و اصالت و مهم تر از همه داشتن سهم جاودان در ادبیات کودکان جهان اشاره کرد.

 تنها برنده ایرانی این جایزه جهانی فرشید مثقالی تصویرگر نامدار است. مجموعه آثار او در سال ۱۹۷۴ این جایزه را از آن خود کرد. هوشنگ مرادی کرمانی نیز در سال ۱۹۹۲ از سوی هیئت داوران این جایزه مورد تشویق قرار گرفت. او در سال ۲۰۱۴ بار دیگر از سوی ایران نامزد دریافت این جایزه شد.

همچنین از ایران محمد رضا یوسفی در سال ۲۰۰۰ و محمد هادی محمدی در سال ۲۰۰۶ و احمد رضا احمدی در سال ۲۰۱۰ در بخش نویسندگان و نسرین خسروی در سال ۲۰۰۲، محمدعلی بنی اسدی در سال ۲۰۱۲ در بخش تصویرگران کاندید این جایزه شدند.

حسن زاده، از اعضای هیئت مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان متولد فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان است. او فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده  و در کنار همکاری با مطبوعات کودک و نوجوان (سروش نوجوان، سروش کودک، آفتابگردان، کیهان بچه‌ها و...) به شکلی جدی وارد عرصه ادبیات کودک و نوجوان شده است. وی تا کنون بیش از  ٥٠ عنوان کتاب در زمینه های گوناگونی چون رمان، افسانه، داستان کوتاه، داستان بلند، فانتزی، طنز و زندگی نامه به بازار نشر ارائه داده که بیشتر این آثار در حوزه کودک و نوجوان بوده است. همچنین مسئولیت بخش ادبی تحریریه نشریه «دوچرخه» (ضمیمه روزنامه همشهری ویژه نوجوانان) را بر عهده دارد.

از جمله آثار وی می‌توان به ماشو در مه (رمان نوجوان)، روزنامه سقفی همشاگردی (مجموعه طنز برای نوجوانان)، عشق و آینه (مجموعه داستان)، همان لنگه کفش بنفش (داستان کودک)، بندرختی که برای خودش دل داشت (داستانک)، لبخندهای کشمشی یک خانواده‌ی خوشبخت (مجموعه داستان)، خنده به شرط قلقلک (شعر طنز برای نوجوانان) اشاره کرد.
   


۳ روز پیش، چهارشنبه
سارا صادقیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» کیخسرو شاهی مینوی است
... دیدن متن »

پس از جمشید دو بزرگ پادشاه دیگر شاهنامه نیز، یعنی فریدون و کیخسرو،هر کدام به نحوی در سامان دادن به سیر زمان دست دارند.

به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، شاهرخ مسکوب نوشته است: پادشاهی جمشید به دست ضحاک به پایان می‌رسد و پادشاهی ضحاک به دست فریدون. فریدون به روز خجسته سر مهرماه به تخت می‌نشیند. او نیز چون جمشید پادشاه زمان‌پرداز است. فریدون به زمان «آغازین» جمشیدی معنی و مفهوم تازه‌ای می‌بخشد. او با تقسیم پادشاهی خود میان سه پسرش، سه سرزمین ایران و توران و روم و در نتیجه سه تاریخ را ایجاد می‌کند. بدین ترتیب مفهوم «ایران» چون جایگاه مردمی هم سرنوشت بوجود می‌آید و زمانی که بر این مردم می‌گذرد بعدی تازه می‌یابد. به عبارت دیگر خصلت وجودی زمان تغییر پیدا می کند: زمان فردی تبدیل می‌شود به زمان جمعی یا «تاریخی». قصد فریدون از تقسیم قلمرو خود، گستردن نیکویی و «داد» است، اما واقعیت تاریخی سرنوشت دیگری را برای او و فرزندانش رقم می‌زند. تاریخ حماسه پهلوانی ایران با یک برادرکشی (کشتن ایرج) آغاز می‌شود و با یک برادر کشی دیگر (مرگ رستم) به پایان می‌رسد، یعنی تاریخی درست برخلاف خواست فریدون تاریخ‌ساز، سرشار از بیداد و ستیزه و آز. نبردهای ایران و توران سراسر دوره حماسه پهلوانی را که کارزار برقراری داد و کین خواهی خون ایرج و سیاوش است، در بر می‌گیرد.

پس از فریدون، نوبت به پادشاهی کیخسرو می‌رسد تا زمانی نو را در ساحتی فراتاریخی باز آفریند. رسالت این جهانی کیخسرو کین خواهی سیاوش، شکست افراسیاب وپایان دوره بیداد است. او بزرگ‌ترین رزم آرا (استراتژ) شاهنامه است. اوست که نبرد دوازده رخ را سازمان می‌دهد. اما خویشکاری کیخسرو بعدی بیش از این دارد. او با پایان دادن به دوره افراسیاب باید مقدمات پایان جهان را فراهم سازد. پس رسالت او هم در گیتی و هم در مینو جریان دارد. با به انجام رساندن رسالت اینجهانی خود، کیخسرو از قدرت کناره می‌گیرد و ناپدید می‌شود تا در آخر زمان دوباره بازگردد، یار و یاور سوشیانس باشد و به مدت ۵۷ سال پا به پای او برای آماده ساختن پایان جهان تلاش کند. بدین ترتیب زمان کیخسرو دارای خصلتی «قدسی» یا «مینوی» است.

با این مقدمات می توان نتیجه گرفت که اساسأ کیهان شناخت اساطیر ایران تاریخی است. همچنان که آفرینش اهورا مزدا نیز دارای تاریخ است و در طول نه هزار سال جریان دارد. اهورامزدا به کمک زمان و در زمان خدا می‌شود یا به اصطلاح هگل، خدایی است «شونده» و نه «باشنده».

پایان پیام

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره اشتراک تیوال+
تیوال پلاس
» تخفیف ۲۵٪ در‌صدی تهیه صبحانه و ناهار و میان وعده از سایت دلیون ویژه مشترکان تیوال‌پلاس
... دیدن متن »

همونطور که میدونید، اشتراک تیوال‌ْپلاس به معنی بهره‌مندی از همه خدمات آشنا و رایگان تیوال است به اضافه مزایا و خدماتی که می‌‌تونه برای یک مخاطب فعال‌تر برنامه‌های هنری و گردشی خیلی مفید باشه. پیش از این بخشی از خدمات تیوال‌پلاس رو بهتون معرفی کردیم. همراهی‌ها و هدیه‌های فیلیمو و اسنپ رو که یادتون هست؟ امکان ویژه دیگه‌ای که در تیوال‌پلاس داریم خرید آنلاین صبحانه و ناهار و میان وعده و ... با تخفیف ۲۵٪ از سایت دلیون است.

مهم‌ترین و اصلی‌ترین وعده‌ی غذایی صبحونه‌ست که باعث میشه از نظر جسمی و روحی روز خوب و پر‌ انرژی‌ایی داشته باشید. ولی متاسفانه خیلی وقتا بخاطر عجله و مشغله و بی‌حوصلگی ازش غافل میشیم و این غفلت نا‌خواسته تاثیرات منفی زیادی روی بدنمون داره، سایت دلیون این فرصت رو فراهم کرده که بصورت آنلاین و خیلی راحت و سریع بتونید ازش صبحونه یا میان وعده سفارش بدی و با توجه به تنوع غذایی که داره تجربه‌ی خوب و خاص در خوردن صبحونه‌های مقوی و سالم داشته باشید.

علاوه بر صبحونه‌های خوشمزه‌ی دلیون شما می‌تونید از پیشنهاد‌های متنوع این سایت برای وعده‌های برانچ (چاشت) و ناهار و عصرونه و نوشیدنی بهره‌مند بشید، همچنین از دیگر امکانات سایت دلیون میتوان به امکان سفارش صبحانه برای جلسات مدیران و سازمان‌ها اشاره کرد.

دلیون رو می‌تونید از طریق لینک‌های زیر دنبال کنید:

- توجه نمایید که خرید از این سامانه تنها از طریق  سایت دلیون و اپلیکیشن اندروید امکان پذیر هست و اپلیکیشن ‌ios این سامانه در حال حاضر قابل استفاده نیست.

کانال تلگرام | اینستاگرام | توئیتر | گوگل پلی | کافه بازار | وبلاگ

۵ روز پیش، دوشنبه
me این را خواند
نینا حاجی شیخ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» جایزه «پن» برای «استفن کینگ»
... دیدن متن »


به گزارش ایسنا، «نیویورک تایمز» نوشت: جایزه افتخاری خدمات ادبی «پن» آمریکا در سال ۲۰۱۸ به «استفن کینگ» ـ جنایی‌نویس مشهور و خالق رمان‌هایی چون «درخشش»، «آن» و «مسیر سبز» ـ‌ تعلق می‌گیرد.

این جایزه نصیب نویسندگان مطرحی می‌شود که با مجموعه آثار خود به درک و تفسیر بهتر شرایط انسانی کمک می‌کنند.

«اندرو سولومون» رئیس مرکز «پن» آمریکا درباره برنده امسال گفت: آقای «کینگ» با نثر غنی، انسان‌دوستی سخاوتمندانه خود و دفاع صریح از آزادی بیان، الهام‌بخش ما بوده تا در برابر نیروهای بدخواه مقاومت کنیم.

«استفن کینگ» تاکنون بیش از ۵۰ کتاب به نگارش درآورده که بسیاری از آن‌ها همچون «زیر گنبد»، «مه» و «مسیر سبز» به فیلم یا سریال تلویزیونی تبدیل شده است. «کینگ» روز ۲۲ ماه می جایزه خود را در موزه تاریخ طبیعی آمریکا دریافت می‌کند. رمان جدید او که «بیگانگان» نام گرفته نیز در همان روز منتشر می‌شود.

سال گذشته جایزه خدمات ادبی «پن» به «استفن سودنهایم» اعطا شد. «جی.کی. رولینگ» ـ نویسنده انگلیسی رمان‌های «هری پاتر» ـ نیز در سال ۲۰۱۶ این جایزه را از آن خود کرد.

«استفن کینگ» خالق بیش از ‌۲۰۰ اثر ادبی در ژانرهای وحشت و خیال‌پردازی است. او نویسندگی را در سن هفت‌سالگی و بعد از پیدا کردن یک صندوقچه‌ حاوی کتاب‌های جنایی آغاز کرد و با نام‌های مستعار «ریچارد باچمن» و «جان سوئیتن» تاکنون آثار متعددی نوشته است. رمان‌های کینگ با استقبال گرمی روبه‌رو شد و دیری نپایید که به سینما نیز راه یافت.

کارگردانان مطرح با اقتباس از رمان‌های او فیلم‌های بسیاری ساخته‌اند؛ فهرست برخی از این فیلم‌ها که با بازی درخشان بازیگران نام‌دار بر پرده رفته از این قرار است: «مسیر سبز»، «رستگاری در شائوشنگ» و «مه» به کارگردانی «فرانک دارابونت»، «میزری» به کارگردانی «راب راینر» و «۱۴۰۸» به کارگردانی «مایکل هاف استروم».

بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» جمشید پادشاه زمان و مکان است اما خدا نیست
... دیدن متن »

به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، شاهرخ مسکوب نوشته است: کتاب «ارمغان مور، جستاری در شاهنامه» که این کلاس ها بازتابی از آن است و خواندنش برای کسانی که این گفتارها را دنبال می‌کنند بسیار روشن کننده است، از پنج بخش تشکیل می‌شود: زمان، آفرینش، تاریخ، جهانداری و سخن. اما بنا به گفته خود مؤلف در پیشگفتار آن، رشته پنهانی که همه این فصل‌ها را به هم می پیوندد، زمان است. دریافت از زمان در تمام ساحت‌های اندیشه ایرانی: زمان اکرانه و زمان کرانمند، نقش زمان در اسطوره آفرینش، زمان اساطیری، زمان پهلوانی، زمان تاریخی و غیره.

آنچه در شاهنامه آمده و در گیتی می‌گذرد بازتابی است از آنچه در اوستا آمده و در مینو می‌گذرد. در اسطوره آفرینش، اهورامزدا گیتی را آفرید و برای پیروزی در کارزار کیهانی علیه اهریمن، زمان کرانمند را اندیشید. دورانی نه هزار ساله که به سه دوره هر کدام سه هزار ساله تقسیم می‌شود. اگر این زمان نمی‌بود، عمر اهریمن نیز به سر نمی‌رسید. در این نبرد، زمان نیز چون انسان، به یاری اهورامزدا می‌آید تا او را بر اهریمن پیروز سازد. پس به یاری زمان و در زمان است که اهورامزدا خدا می‌شود. خدایی که نه تنها آگاه مطلق است بلکه در پایان زمان توانای مطلق نیز خواهد بود.

در فرگرد ۲ وندیداد، اهورامزدا نخست با جمشید گفت‌وگو می‌کند و فرا می‌خواندش به رواج دین بهی. اما جمشید از این رسالت سر باز می‌زند. او تنها عهده‌دار سامان دادن به گیتی می‌شود، سه بار جهان را فراخ می‌کند و ورجمکرد را می‌سازد.

در شاهنامه، زمان با جمشید، بزرگ‌ترین پادشاه اساطیری ما، صورتمند می‌شود. او که پادشاهی تمدن‌ساز است، به ساخت و پرداخت جهان و زندگی آدمیان می‌پردازد و سه گروه اجتماعی بزرگ را بنا می‌گذارد. او حتی دیوها را هم به زیر فرمان خود در می‌آورد و آنها را وا می‌دارد تا دیوارها و کاخ‌ها و ایوان های دور از گزند برافرازند. در روزگار جمشید نه درد و رنج و بیماری هست و نه مرگ. روزی که جمشید به تخت می‌نشیند و بر دوش دیوان بر آسمان دست می‌یابد، نخستین روز بهار است. پس او آن روز را روز نو می‌نامد و جشن می‌گیرد. نوروز یا روز هرمز از ماه فرودین. با نامگذاری این روز، آگاهی به زمان پیدا می‌شود. بدین ترتیب مردی که مکان را ساخت و پرداخت، زمان را نیز سروسامان داد. پس او پادشاه زمان و مکان است، اما خدا نیست، انسان است. به همین خاطر هم دچار غرور و آز می‌شود و منی می‌کند و به گیتی جز از خویشتن را نمی‌بیند. اینست که فر ایزدی از او روی گردان می‌شود و کار برمی‌گردد و شکست به بارمی‌آید. فرجام کار جمشید، پیروزی ضحاک است.

پایان پیام

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» مسکوب از منابع شاهنامه فردوسی می‌گوید
... دیدن متن »

حماسه بیانگر دید و جایگاه انسان است در جهان، حال آنکه اسطوره بیانگر دید و جایگاه انسان است در کیهان. به تعبیر دیگر، حماسه همان اسطوره است که از آسمان به زمین، از انتزاع به جسم، از عالم مجاز به دنیای واقعی انسان‌ها آمده است.

به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، شاهرخ مسکوب نوشته است: بنابر نظر هگل، روایت حماسی مربوط به فرهنگ اقوام در حال شکل‌گیری است، چون ایلیاد و اودیسه نزد یونانی‌ها، یا مهاباراتا ورامایانا نزد هندی‌ها. اما حماسه ملی ایران یا شاهنامه در قرن چهارم هجری، یعنی ۱۲۰۰ سال پس از تشکیل قوم و ملت ایران و چهار صد سال پس از شکست از عرب‌ها نوشته شده است. در این دوران، تاریخ ایران که پیش‌تر به دست اردشیر پی‌ریزی شده بود، این بارتوسط یک شاعر از نو پی افکنده می‌شود. بنابراین، شاهنامه را می‌توان حماسه متأخر نام نهاد.

منابع حماسه ملی ایران عبارتند از:

ـ روایت‌های اسطوره‌ای برگرفته از اوستا

ـ سیکل سیستان یا روایت‌های پهلوانی شرق ایران (خاندان نریمان، سام، زال، رستم و فریبرز)

ـ روایت‌های تاریخی خانواده‌های اشکانی (گودرز، گیو و بیژن)

روایت‌های هر سه این منابع طی سالیان دراز به صورت شفاهی، سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر نقل می‌شده است. اوستا را تنها موبدان می‌دانستند و بازگو می‌کردند، در حالی که روایت‌های پهلوانی و حماسی توسط گوسان‌ها به شعر و همراه با موسیقی بیان می‌شده است. در اواخر دوره اشکانی، ابتدا اوستا جمع‌آوری و به صورت مکتوب روی پوست گاو نوشته می‌شود. سپس روایت‌های اساطیری، پهلوانی و تاریخی که در طول ۴۷۰ سال پادشاهی ساسانی، به هم آمیخته و در هم تنیده شده‌اند، در خداینامک‌ها گردآوری و تدوین می‌شود. چند صد سال بعد، یعنی در قرن چهارم هجری، هنگامی که خلافت عباسی در بغداد ضعیف می‌شود، درخراسان و شمال شرق ایران و ماوراء‌النهر، نوعی استقلال محلی بوجود می‌آید و زبان فارسی مشروعیت پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، سپهسالار خراسان به فکر می‌افتد که داستان‌های پراکنده و تاریخ گسسته ایران را جمع‌آوری کند. پس، از چهار کاتب زرتشتی دعوت می‌کند تا به توس بیایند و خداینامک جدیدی را که بعدها به نام او خداینامک ابومنصوری نام یافت، به نثر بنویسند. این کتاب منبع اصلی فردوسی بوده است.

در شاهنامه، اسطوره، حماسه و تاریخ، یا به بیان دیگر افسانه، داستان و واقعیت، در هم تنیده‌اند. شاهنامه به منزله اثری ادبی، حماسه‌ای است که در آن سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی باز شناخته می‌شود:

ـ بخش اساطیری (از نخستین پادشاه تا جمشید، ضحاک و فریدون، افراسیاب و کیخسرو، زرتشت و اسفندیار)

ـ بخش پهلوانی یا حماسی ( از فریدون تا بهمن)

ـ بخش تاریخی ( از اسکندر تا یزدگرد)

البته این بخش‌بندی اجمالی و تقریبی است و گاه مرز روشنی، به ویژه میان دو بخش نخستین که نام‌آورانی چون فریدون و افراسیاب و کیخسرو نقش‌پردازان آنند، وجود ندارد.

پایان پیام

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره اشتراک تیوال+
تیوال پلاس
» تا ۵۰٪ تخفیف اسنپ ویژه مشترکان تیوال‌پلاس
... دیدن متن »

همونطور که می‌دونید، اشتراک تیوال‌ْپلاس به معنی بهره‌مندی از همه خدمات آشنا و رایگان تیوال هست به اضافه مزایا و خدماتی که می‌‌تونه برای یک مخاطب فعال‌تر برنامه‌های هنری و گردشی خیلی مفید باشه. پیش از این بخشی از خدمات تیوال‌پلاس رو بهتون معرفی کردیم. همراهی‌ها و هدیه‌های فیلیمو رو که یادتون هست؟ امکان ویژه دیگه‌ای که در تیوال‌پلاس داریم رفتن به محل اجرا و بازگشت از آن از طریق اسنپ با تخفیف ۵۰٪ تا سقف ۵۰۰۰ تومان هست.

اسنپ این فرصت رو فراهم کرده که با کمترین هزینه در هر ساعت از شبانه روز در هر مکانی که هستید برای رفت و آمد به مقصد مورد نظرتون نگران نباشید.

دیگر ویژگی‌های اسنپ پشتیبانی بیست و چهار ساعته حتی در روز‌های تعطیل، پرداخت آنلاین، دسترسی آسان و ... می‌باشد.

برای دریافت این خدمات و تخفیف شما مراحل زیر را دنبال می‌کنید:

۱. در تیوال پلاس عضو شوید (اینجا را کلیک کنید)

۲. بلیت کنسرت، تئاتر یا دیگر رویدادهای مورد نظر را که در بخش تیوال پلاس هستند تهیه نمایید.

۳. از فعال بودن اینترنت و GPS تلفن همراه هوشمندتان مطمئن شوید.

۴. در صورتی که برنامه مذکور دارای تخفیف اسنپی باشد، حدود دو ساعت پیش از آغاز برنامه، برای شما یک پیامک با لینک هوشمند خدمات و تخفیف اسنپی از سوی تیوال فرستاده می‌شود.

۵. پس از لمس لینک دریافتی به اپلیکیشن اسنپ هدایت می‌شوید و به صورت خودکار مبدأ و مقصدتان به محل برگزاری برنامه مشخص و همچنین تخفیف ویژه کاربران تیوال پلاس منظور شده‌است و همه چیز آماده لمس دکمه درخواست است.همچنین پس از پایان برنامه پیامک مشابه دیگری برای بازگشت به منزل دریافت می‌کنید.

تیوال و اسنپ برای شما سفر خوبی را آرزو می‌کنند.

اسنپ رو می‌تونید از لینک‌های زیر دنبال کنید:
آپارات | توئیتر | اینستاگرام | کانال تلگرام 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طنز
» ترانه‌های شبیه گسل در موسیقی پاپ
... دیدن متن »

پایگاه خبری گُلوَنی، رضا ساکی:

دو دقیقه بودی حالا
کجا میری تو بی ما
مواظب دور و ورت باش
می‌فهمیدی می‌خوامت ای کاش

یعنی سریع‌تر از گسل‌های کشور این هنرمندان میهن هستند که مرزهای نبوغ و خلاقیت را یکی یکی درهم‌می‌شکنند و لرزه ایجاد می‌کنند.

شرح ترانه:

در این ترانه، ترانه‌سرا با اشاره به زمان دو دقیقه، بیان می‌کند که دو دقیقه حضور تو خیلی کم است و آدم یک ماچ هم نمی‌تواند بکند و کاش مثلا پنج دقیقه می‌ماندی تا لااقل بشود یک ترک حمید هیراد با هم بشنویم.

بعد هم تعجب می‌کند که معشوق بی او کجا می‌خواهد برود و چه غلطی می‌خواهد بکند که حتی دو دقیقه هم پیش او نمی‌ماند. آیا کسی دیگری در میان است؟

در بیت بعد به فضای ناایمن شهرها هنگام زلزله اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد هنگام تردد در سطح شهر مواظب افراد نامحرم و موش‌های معشوق‌خوار دور و ورش باشد.

بعد هم با اشاره‌ای ظریف به نفهم بودن معشوق تاکید می‌کند و می‌گوید: می‌فهمیدی می‌خوامت ای کاش. یعنی تاکید می‌کند قصدم ازدواج است و اگر دو ساعت هم پیشم بمانی از ازدواج کردن منصرف نمی‌شوم.

پایان پیام

علیرضا بابایی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» برگزاری جشن تولد افشین یداللهی
... دیدن متن »

جشن تولد افشین یداللهی روز پنج‌شنبه (۱۴ دی‌ماه) در خانه ترانه برگزار می‌شود.
این مراسم ساعت ۱۴ روز پنج‌شنبه در فرهنگسرای ارسباران به نشانی خیابان شریعتی، خیابان جلفا برپا می‌شود.

جشن تولد افشین یداللهی با اجرای موسیقی رستاک حلاج به رهبری ارکستر اشکان دباغ،  ترانه‌خوانی و نقد ترانه همراه خواهد بود.

بنا بر اعلام، ارسال آثار فقط از طریق بات تلگرام @afshinyadollahibot امکان‌پذیر است.

 همچنین ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

افشین یداللهی متولد ۲۱ دی‌ماه ۱۳۴۷ در اصفهان و بزرگ‌شده تهران، ۲۵ اسفند ۹۵ در سن ۴۸ سالگی بر اثر حادثه رانندگی جان باخت. او فعالیت حرفه‌ای ترانه‌سرایی خود را در سال ۱۳۷۶ در سازمان صدا و سیما آغاز کرد. نخستین ترانه‌هایش با آهنگسازی فؤاد حجازی و شادمهر عقیلی و با خوانندگی خشایار اعتمادی اجرا می‌شد.

یداللهی برای تیتراژ بسیاری از سریال‌های تلویزیونی ترانه‌هایی سروده و از جمله آثارش در این زمینه ترانه‌های سریال‌های شب آفتابی، غریبانه، شب دهم، میوه ممنوعه، مدار صفردرجه و معمای شاه است.

کتاب‌های «روزشمار یک عشق»، «امشب کنار غزل‌های من بخواب»، «جنون منطقی»، «حرف‌هایی که باید می‌گفتم و... تو باید می‌شنیدی» و «مشتری میکده‌ای بسته» از این ترانه‌سرا به جا مانده است

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» نامزدهای نهایی جایزه ادبی «هفت اقلیم» معرفی شدند
... دیدن متن »



 دبیرخانه هفتمین دوره‌ جایزه ادبی «هفت اقلیم» از بین آثار رسیده به دبیرخانه این دوره از جایزه، در مجموع ۷ رمان و ۷ مجموعه داستان را به عنوان نامزد نهایی دریافت عنوان بهترین رمان و بهترین مجموعه داستان منتشرشده در سال ۹۵ به شرح زیر اعلام کرده است:


نامزدهای بخش رمان
 با داوری"رضا جولایی"، "منیرالدین بیروتی"، "رضا زنگی‌آبادی"

(به ترتیب حروف الفبا)

۱- آناتومی افسردگی / محمد طلوعی / افق
۲- بهشت و دوزخ / جعفر مدرس صادقی / مرکز
۳- تپه خرگوش / علی‌اکبر حیدری / روزنه
۴- چین‌خوردگی / هادی معصوم‌دوست / ققنوس
۵- سالتو / مهدی افروزمنش / چشمه
۶- کوچه ابرهای گمشده / کورش اسدی / نیماژ
۷- ناتمامی / زهرا عبدی / چشمه


نامزدهای بخش مجموعه داستان
با داوری "علی خدایی"، "ناهید طباطبایی"، "هادی نودهی"

(به ترتیب حروف الفبا)

۱- باران بمبئی / پیام یزدانجو / چشمه
۲- بی باد ، بی پارو / فریبا وفی / چشمه
۳- بی وزنی / محسن عباسی / افق
۴- خانه کوچک ما / داریوش احمدی / نیماژ
۵- سایه تاریک کاج‌ها / غلامرضا رضایی / نیماژ
۶- سنگ یحیا / خسرو عباسی خودلان / نیماژ
۷- همین امشب برگردیم / پیمان اسماعیلی / چشمه

مراسم پایانی این دوره از جایزه «هفت اقلیم» اسفند سال جاری برگزار می‌شود. به نفرات برگزیده در هر بخش لوح تقدیر، تندیس هفت اقلیم و جایره نقدی اعطا خواهد شد

علیرضا بابایی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» سایه: اصلا کسی دنبال آدم نمی‌گردد
... دیدن متن »

«اصلا کسی دنبال آدم نمی‌گردد. همه ما این‌طوریم. آدم‌ها غریب و بی‌پناه مانده‌اند. دارند در خودشان می‌پوسند.»

گزیده ای از گفت‌وگوی مجله چلچراغ با امیرهوشنگ ابتهاج را با هم می‌خوانیم:

- سال گذشته عده‌ای با من تماس گرفتند و گفتند با دختر شما برای دیدارتان هماهنگ کرده‌ایم. من هم دیدم چاره چیست؛ گفتم تشریف بیاورید. آمدند نزدیک ۱۷ نفر این‌جا. آقای دکتر جلالی، نماینده ما در یونسکو این‌جا بودند. یک چند دقیقه‌ای که گذشت، بهشان گفتند لااقل خودتان را معرفی کنید. همه یکی یکی خودشان را معرفی کردند. همه هم یا شعر می‌گفتند یا موسیقی کار می‌کردند. بعد از ۶۰، ۷۰ دقیقه تازه تماس گرفتند که ۱۴ نفر دیگر دارند می‌آیند. معلوم شد اصل کار آن ۱۴ نفر هستند. یک نفرشان آن پشت من نشسته بود که من اصلا نمی‌دیدمش. یکهو گفت که اگر اجازه بدهید، ما نفری یک شعر برای شما بخوانیم. من بی‌اراده گفتم: «نه، شما را به خدا!»

- حقیقت این است که این ملاقات‌ها عموما بی‌فایده است. این دیدارها دیگر دارد برای عده‌ای جنبه سیرک پیدا می‌کند. من زیادی عمر کرده‌ام. اگر با روند طبیعی ۱۵، ۲۰ سال پیش از دنیا رفته بودم، این ماجرا پیش نمی‌آمد. الان همه احساس می‌کنند یک آقایی هست که خیلی از چیزها را دیده است و با خیلی از آدم‌ها هم‌دوره بوده است، پس برویم با او حرف بزنیم. اخیرا هم که رسم شده است عکس سلفی بگیرند و بلافاصله هم در فضای مجازی منتشر کنند. می‌آیند این کارها را می‌کنند. خیلی زود هم فراموش می‌شود و به هیچ دردی هم نمی‌خورد.

- این سال‌های اخیر خیلی من را سر بازار برده‌اند. آن کتاب خاطرات من که چاپ شد، یا آن کتاب شعری که اخیرا بدون اجازه من درآمده بود، خیلی من را سر بازار برده است. اینترنت هم که آمده و شما می‌بینید عکس‌های یک نفر در حالات مختلف به فراوانی در فیسبوک و… منتشر می‌شود. این هیاهو خلاف فطرت من است. من هیچ‌وقت نمایشی نبوده‌ام. اصلا از نوجوانی اهل عکس و تفصیلات و این‌ها هم نبودم هیچ‌وقت. جوان‌تر که بودم هم همین‌ عادت را داشتم.

- ما چند نفری بودیم که شب و روز با هم بودیم. به آن اندازه که اگر یکی از ما را جایی دعوت می‌کردند، بقیه هم دعوت‌شده به حساب می‌آمدیم. وقتی جایی می‌رفتیم با این دوستان شاعرمان، معمولا حاضران اصرار می‌کردند که آقای نادرپور شما یک شعر بخوانید، آقای کسرایی، آقای مشیری، آقای اخوان، بعدترها فروغ و بقیه هم همین‌طور. اما به من نمی‌گفتند. خوشبختانه خیلی‌ها که اصلا نمی‌دانستند این هوشنگ ابتهاج همان ه.ا.سایه است و پیش می‌آمد که در حضور من از سایه انتقاد یا تعریف می‌کردند؛ من هم خوب گوش می‌دادم. آن‌هایی هم که می‌دانستند من همان سایه هستم، متوجه بودند که من این کار را نمی‌کنم و به من اصرار نمی‌کردند که شعر بخوانم. گاهی کسی که نمی‌دانست، فکر می‌کرد این نوعی توهین به من است که از من نمی‌خواهند شعر بخوانم اما این خواسته خود من بود. من می‌گفتم من که صفحه گرامافون نیستم. من فقط وقتی احساس نیاز کنم، شعر می‌خوانم.

- مدت‌هاست در جواب این دعوت‌ها یک کلمه می‌گویم. سال‌ها پیش کشف کردم این عبارت خیلی مفید است. می‌گویم «ان‌شاءالله!» این یعنی دست من نیست. یکی دیگر باید اراده کند. اگر نشد، از چشم من نبینید. چند تا از این جمله‌ها هست. یکی هم این است که وقتی می‌پرسند حالتان چطور است؟ می‌گویم «بهتر از این نمی‌شود.» همه فکر می‌کنند این یعنی همه چیز در بهترین حالت است اما یک معنی دیگری هم دارد، که یعنی دیگر هیچ امید بهبودی نیست.

- سردبیر یکی از مطبوعاتی که چند سال قبل مصاحبه من را چاپ کردند و روی جلد هم یک تیتر جنجالی دروغ زدند، آمده بود این‌جا. من از آن اتاق آمدم بیرون، دیدم بلند شدند ایستادند. گفتم: «نه بفرمایید بنشینید. من باید جلوی پای شما بلند شوم.» خیلی تعجب کردند از این حرف. گفتم: «من باید جلوی پای شما بلند شوم که شما با این جرات دروغ می‌نویسید.» گفتم این جمله «من هنوز سوسیالیستم» را که شما تیتر جلدتان کرده‌اید، چه‌ کسی در زندگی از من شنیده؟ من که خودم یادم نمی‌آید پیش خودم همچین ادعایی کرده باشم. من این‌ قدر می‌فهمم که بدانم برای داشتن همچین ادعایی چقدر باید خواند و کار کرد. همان‌طور که نمی‌گویم من شاعر فلانی هستم، این را هم نمی‌گویم. گفتم فکر کرده‌اید با این کار به کجا می‌رسید... خود این آقا به من گفت با این تیتر و طرح جلد تیراژ ما دو برابر شد. با همین قبیل کارها. حالا این را هم بگویم. خیلی‌ها بعد از آن تیتر دروغ به من می‌گویند آفرین! تو چه جسارتی به خرج دادی که این حرف را زدی؟ الان این جزو افتخارات من شده. من هی می‌گویم من اصلا این را نگفته‌ام.

- بعد از بیرون آمدن کتاب خاطرات «پیر پرنیان‌اندیش»، وقتی که هنوز خیلی‌ها کتاب را نخوانده بودند، زنگ زده بودند به این و آن که فلانی درباره تو بهمان چیز را گفته است، بیا در مجله ما جواب بده. به حسین علیزاده گفته بودند، ابتهاج به تو توهین کرده است. خودش نوشته است که «گفتم کجا؟ کتاب را بیاورید من بخوانم. کتاب را آوردند، دیدم دقیقا بر عکس است. اگر من به حرف این‌ها گوش داده بودم و جواب داده بودم، تا آخر عمر شرمنده بودم.»

- الان من را خیلی‌ها می‌شناسند. در کوچه به من سلام می‌کنند، سر کرایه تاکسی یا پول سبزی با من تعارف می‌کنند که فلانی شاعر است و فلان است. اما آیا این‌ها امتیاز است؟ این‌ها که فضیلت نیست. بین آدم‌های تحصیل‌نکرده دور و بر ما انسان‌های فوق‌العاده‌ای هستند. حیف که ما یاد نگرفته‌ایم دنبال آدم بگردیم. داریم دنبال مدرک دانشگاهی یا شغل فلان می‌گردیم. دوستی داشتیم که از ابتدایی با هم همکلاس بودیم. در کنکور در سراسر ایران نفر ششم شد، بعد هم شد کارمند عالی‌رتبه شرکت نفت. خب مثل بقیه آدم‌ها مرد. در بهشت زهرا یک نفر آمد بر جنازه‌اش نماز میت خواند و رفت. اصلا کسی نبود جنازه‌اش را از زمین بلند کند، بگذارد داخل آمبولانس. من مطمئنم دیگر هیچکس سر خاکش نرفته است. دو هفته بعدش داشتم از در خانه‌اش رد می‌شدم، دیدم چراغش روشن است. یعنی وارث بلافاصله رسیده بود! این رفتاری است که دارد با آدمیزاد می‌شود. این آدم فوق‌العاده بود. بی‌نظیر بود. اما اصلا کسی دنبال آدم نمی‌گردد. همه ما این‌طوریم. آدم‌ها غریب و بی‌پناه مانده‌اند. دارند در خودشان می‌پوسند.

- چند نفر از این آدم‌ها که به من می‌گویند آرمان‌گرا، خودشان پی آرمانی هستند؟ نه آرمان من؛ که هر آرمانی. انگار ماجرا این است که مثلا می‌گویند یک همچین آدمی هست! ببینید چقدر سماجت دارد سر آرمانش. هنوز می‌گوید مرغ یک پا دارد! این برایشان همان‌ قدر که ستودنی است، مسخره کردنی هم هست. می‌شود این‌طور درباره‌اش فکر کرد که فلانی هنوز هم در جهل مرکب است . هنوز خیال می‌کند می‌شود دنیا را درست کرد.

- همین دیروز دختر جوانی این‌جا بود. بسیار هم بااستعداد، اما به‌ کلی ناامید از همه چیز. هر دو اتفاق نظر داشتیم که دنیا دیوانه‌خانه است اما او معتقد بود اصلا درستش همین است. همیشه همین بوده و هیچ کاری‌اش هم نمی‌شود کرد. او در دلش دارد مرا مسخره می‌کند. با خودش می‌گوید این بابا هم آدم مرتجع دگمی است که هنوز روی حرفش مانده است. شما می‌بینید که امروز ایدئولوژی داشتن اصلا یک ویژگی منفی است. اصلا اخ است! این را دارند جا می‌اندازند. من می‌گویم آخر مگر می‌شود آدم بدون ایدئولوژی باشد. به‌ هر حال هر کسی به یک چیزی باور دارد. حالا یا یک دینی است یا یک باور سیاسی است یا یک سنت خانوادگی است یا هر چیز دیگر…

- دوستی داشتیم که بیمار بود. من می‌دانستم که بیمار است اما خودش نمی‌دانست. الان هم مرحوم شده است. آدم بی‌ادعایی بود که زندگی ساده‌ای داشت و دکانی! آشنای دیگری داشتیم که این‌ها با هم این‌جا ملاقات کردند. این آشنای ما می‌گفت: «من آرزویم این است که یک اینترنت بدون فیلتر داشته باشم، بروم دانشگاه درسم را بدهم و…» این دوست مرحوم ما گفت: «آقای فلان! همین؟ ما در سن شما بودیم می‌خواستیم دنیا را عوض کنیم. حالا شما فقط می‌خواهید امور داخل خانه‌تان حل شود؟ این‌که آرزو نشد واقعا!» ما به این‌جا رسیده‌ایم.

- با همه خوش‌بینی که من به جوان‌ها دارم، روند کار طوری است که بشر دارد به یک سمت و سوی خاصی کشیده می‌شود. درکل جهان دارد به‌ عمد و حساب‌شده کوشش می‌شود که مردم به زندگی روزمره و آب و علف خودشان قانع شوند و اصلا عادت کنند. هر چه جلف‌تر بهتر! آنها که قدرت را به دست دارند، خوب فهمیده‌اند که مشکل از اندیشه کردن انسان‌هاست. باید اندیشه کردن را از آنها گرفت. انسان باید مشغول همین آب و علفی باشد که با قطره‌چکان به او می‌دهند، مبادا که یک لحظه دراز بکشد و با خودش اندیشه کند. تمام انقلاب‌ها و تحولات از همین یک لحظه اندیشه کردن‌ها آغاز می‌شود. دارند علاج واقعه را قبل از وقوع می‌کنند. از مد گرفته تا زندگی روزمره، سعی می‌کنند تمام مدت ذهن آدم‌ها را مشغول کنند. بدتر از همه کاری کرده‌اند که برای داشتن حداقل‌های یک زندگی باید صبح تا شب دوید. اصلا یک دوره‌ای است که یک بردگی خودخواسته‌ای شروع شده. سابق باید یک نفر را به‌ زور به بردگی می‌گرفتند. الان ما داوطلبانه خودمان را برده می‌کنیم. خودمان را به مراکز قدرت و نان نزدیک می‌کنیم و التماس می‌کنیم که یک تکه نان هم جلوی ما بیندازند. الان هنرمندها را هم به استخدام خودشان درآورده‌اند.

- البته من مطمئنم کسانی هستند که ما از کنارشان رد می‌شویم. گاهی به من زنگ می‌زنند با اصرار بسیار زیاد. گاهی چند ماه چند سال تماس می‌گیرند. من هم بالاخره زیر بار می‌روم و می‌گویم بیایند. آدم می‌بیند اولا این‌ها چقدر خوب خوانده‌اند. این را منی می‌گویم که از ۹ سالگی روزی۴۰۰، ۵۰۰ صفحه کتاب خوانده‌ام؛ درباره همه چیز، از تعمیر رادیو و بیماری صرع تا کتاب فلسفی. با این همه یک جوان می‌آید با من صحبت می‌کند. من گاهی تا چهار برابر سن او عمر دارم؛ سه برابر عمرش سابقه شعری دارم اما سر یک موضوعی با جسارت به من می‌گوید نه، این‌طور نیست که تو می‌گویی! ببینید، اصلا مهم نیست که من درست می‌گویم یا او. همین که به من جواب رد می‌دهد، یعنی این آدم مرعوب من نیست. این عالی است. حالا خیلی وقت‌ها هم هست که واقعا هم دارد درست می‌گوید. هستند این جوان‌ها خوش‌بختانه. ما نمی‌بینیمشان. یا مثلا وضعیت زنان. در همین لحظه اگر رادیو را باز کنید و بگوید کابینه کشور تماما عوض شده و یک کابینه با زن‌ها تشکیل شده است، من می‌پذیرم، چون لایقش هستند. الان نیمی از رشته‌های فنی این مملکت را دارند دختران درس می‌خوانند.

- خانم لوینسون آمریکایی که برنامه گل‌ها را جمع‌آوری کرده و روی اینترنت آرشیو کرده است، آمده‌ بود این‌جا که یکی از برنامه‌های بنان را که خودش نداشت، از من بگیرد. گفت: «ئه! شما با کامپیوتر کار می‌کنید؟» اصلا انتظار نداشت یک پیرمرد با کامپیوتر کار کند ولی شما ببینید، مثلا به واسطه وجود کامپیوتر، خواسته یا ناخواسته، زبان انگلیسی دارد در همه جا گسترده می‌شود. البته قابلیت‌های خود زبان هم هست اما همین الان نگاه کنید ببینید در زبان من و شما واژه‌های انگلیسی مربوط به کامپیوتر دارند چه می‌کنند. من نگرانی‌ام این است که ۱۰۰ سال دیگر مثلا فقط یک‌ سری متخصص باشند که زبان فارسی را بلد باشند. اصلا این زبان دیگر وجود نداشته باشد. یک چندتایی متخصص باشند که ما مثلا یک کتاب ببریم پیششان بگویند بله، این کتابی است مال خواجه حافظ شیرازی که قبلا شب چله از تویش فال می‌گرفتند. آن متخصص کتاب را بخواند و با زبان آن زمان برای ما تعریف کند. یا مثلا چیز خطرناک دیگر این زیرنویس‌ فیلم‌هاست که به زبان عامیانه انجام می‌شود. این دارد پدر زبان فارسی را درمی‌آورد. آرام‌آرام دارد اصلا شکل کلمه‌ها عوض می‌شود. من اصلا گاهی نمی‌توانم این‌ها را دنبال کنم. خیلی از آنها را تا می‌خواهم متوجه شوم، گذشته است. نوشته بودند «میان»، من باید با خودم فکر می‌کردم این میان یعنی وسط یا یعنی می‌آیند. من آدم بدبینی نیستم اما گاهی فکر می‌کنم این حساب‌شده است. یعنی یک هدفی پشتش است. این‌ طور هم که نباشد، به‌ هر حال نتیجه همان است، فرقی ندارد.

- من آن سال‌های قبل از انقلاب برنامه‌ای داشتم به نام گلچین هفته. در آن روزهایی که جامعه آشوب بود و هیچ کاری نمی‌شد کرد، من با آن برنامه حرفم را با استفاده از ادبیات کهن می‌زدم. الان هم معتقدم لازم است هر روزنامه و نشریه‌ای یک صفحه‌هایی برای این کار داشته باشد.

- این‌جایی که من زندگی می‌کنم، ۱۰ خانوار هستند، ۱۰ تا مالک دارد. آمده‌اند پلاک بزنند که این‌جا خانه فلانی است (کاشی چهره ماندگار). من داد زدم سرشان چه کار دارید می‌کنید؟ چی را می‌خواهید جبران کنید؟ این‌جا مالک دارد. ما اسممان را روی زنگ نمی‌نویسیم که اسباب زحمت همسایه‌ها نشود، تو می‌خواهی پلاک بزنی این‌جا خانه من است؟

- یک‌سری چیزها را نمی‌شود به زبان آورد، چون در به زبان آوردنش نوعی تقاضاست. من از این خیلی پرهیز دارم. الان هم که با شما حرف می‌زنم، به این خاطر است که می‌دانم دستتان به جایی بند نیست که حرف زدن من را نوعی تقاضا حساب کنند. اگر شما یک سمت شبه‌دولتی داشتید، من این حرف را نمی‌زدم.

- در یک مراسم رسمی یک مقام رسمی خیلی مفصل حرف‌هایش را زد و خیلی درباره شعر من تعریف کرد. من گفتم من باید امروز حرف بزنم. دوستان می‌دانند من پروا نمی‌کنم. این واقعا یک کار حداقلی است. رفتم پشت تریبون و بلاهایی را که به سر خود من آورده بودند، به کنایه گفتم. حالا بعدش من کار دیگری هم کردم. رفتم کنارش گفتم شما عامل اصلی توقیف فلان کتاب من هستید. من در آن کتاب فقط کارهایی را که شما کرده‌اید، توصیف کرده‌ام. یک کلمه غیر از توصیف کارهای شما در آن نیست. اگر بد است، معنی‌اش این است که کارهایی که شده، بد است. گفتم لازم نیست شما بروید در رادیو و تلویزیون استغفار کنید. همین‌جا که ایستاده‌اید، بین همین آدم‌های دوروبرتان بگویید ببینم من اشتباه می‌کنم؟ مثلا شما با موسیقی مخالفت نکردید؟ من در آن کتاب گفته‌ام: به محض آمدن «گیسوی چنگ و گلوی نی برید»ند. شما جلوی موسیقی را نگرفتید؟ شما جوانانی را که ساز حمل می‌کردند، دستگیر نکردید؟ اگر نکردید، جلوی همین جمع بگویید، تا من هم بگویم غلط کردم آن شعرها را گفتم. گفتند که بالاخره کنسرت که هست در کشور. گفتم بله هست اما شما می‌خواهید که باشد؟ مردم می‌خواهند باشد، به شما فشار می‌آورند تا بالاخره از هر ۱۰ تا یکی را به حال خودش می‌گذارید. این حرف‌ها چیزی نیست. گفتنش افتخاری نیست. این‌ها را باید گفت! مگر من را چه‌ کار می‌توانند بکنند؟

- شما با خواجه حافظ شیرازی درددل می‌کنید. قسمش می‌دهید به شاخ نباتش. هم‌دم تنهایی‌های شماست. اما با او چه کردید؟ حافظ می‌سراید «بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب/ که رفت موسم و حافظ هنوز می‌ نچشید». این دادگسترا را دارد به کسی می‌‌گوید که گردن چند هزار نفر را زده است. خب چه‌ کسی قرار است این رنج حافظ را جواب بدهد؟ حکیم ابوالقاسم فردوسی یک نسخه از شاهنامه را زیر بغل گرفت و از طوس فرار کرد. امروز ما یادمان رفته با فردوسی چه کردیم. هی از این می‌گوییم که فردوسی فرهنگ ما را نجات داد و چنین کرد و چنان. این‌هایی که این کار را با فردوسی کردند، پدران و اجداد ما بودند. این خط را بگیرید و بیایید تا امروز.»

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» برندگان اولین دوره جایزه احمد محمود معرفی شدند
... دیدن متن »

اختتامیه اولین دوره جایزه ادبی احمد محمود، عصر امروز چهارم دی ماه، همزمان با سالروز تولد این نویسنده فقید در خانه هنرمندان برگزار شد.

در این دوره از جایزه احمد محمود، فریبا وفی و پیمان اسماعیلی به طور مشترک برنده جایزه داستان کوتاه شدند.

«
بی‌باد بی‌پارو» نوشته‌ فریبا وفی (نشر چشمه)، «جغرافیای اموات» نوشته‌ محسن فرجی (نشر آموت)، «خانه‌ی کوچک ما» نوشته‌داریوش احمدی (نشر نیماژ)، «همین امشب برگردیم» نوشته‌ پیمان اسماعیلی (نشر چشمه)، «هیولاهای خانگی» نوشته‌ فرشته احمدی (نشر ثالث) پنج رمان راه یافته به مرحله دوم اولین دوره جایزه احمد محمود بودند.

مهدی ربی، کامران محمدی، پیمان هوشمندزاده داوران بخش مجموعه داستان بوده‌اند.

در بخش رمان نیز رضا جولایی، برنده لوح و تندیس و جایزه نقدی بخش رمان نخستیت دوره جایزه ادبی احمد محمود شد.
«
آداب دنیا» نوشته‌ یعقوب یادعلی (نشر چشمه)، «تپه‌ی خرگوش» نوشته‌ علی‌اکبر حیدری (نشر روزنه)، «سوگواری برای شوالیه‌ها» نوشته‌ مرتضی کربلایی‌لو (نشر ققنوس)، «ناتمامی» نوشته‌ زهرا عبدی (نشر چشمه)، «یک پرونده‌ی کهنه» نوشته‌ رضا جولایی (نشر آموت) پنج اثر راه یافته به مرحله نهایی اولین دوره جایزه احمد محمود بودند.

سارا سالار، محمدحسن شهسواری، مهدی یزدانی‌خرم داوری این بخش را به عهده داشتند.

علیرضا بابایی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» ۱۴ چیزی که درباره‌ی همینگوی نمی‌دانستید
... دیدن متن »



به نقل از ایسنا: فراز و فرودهای زندگی چهره‌های مطرح همواره جذاب بوده و زندگانی اهالی قلم همیشه کمتر از دیگر مشاهیر در معرض عموم بوده است؛ چهره‌های شاخص ادبیات هم مثل باقی آدم‌ها در زندگی ماجراهایی را از سر گذرانده‌اند که موجب شکل‌گیری شخصیت خودشان و گاه شخصیت‌های آثارشان شده است.

 ارنست همینگوی (۱۸۹۹ – ۱۹۶۱) از نویسندگانی است که علاوه بر آثارش، شخصیت پیچیده، زندگی پرماجرا و رفتار گاه عجیبش همواره مورد توجه بوده؛ در این نوشته به چند مورد از نکات کمتر شنیده شده‌ی زندگی این شخصیت برجسته‌ی ادبی می‌پردازیم.  

«زندگی آدمها به شکل مشابهی به پایان می‌رسد؛ این تنها جزئیاتِ چگونگیِ زندگی و مرگ اوست که یکی را از دیگری متمایز می‌کند».

۱- همینگوی از هجده‌سالگی به عنوان گزارشگر نشریه‌ی کانزاس‌سیتی استار وارد عالم روزنامه‌نگاری شد و در نوزده‌سالگی داوطلب حضور در جبهه‌ی جنگ جهانی اول شد اما به علت ضعف بینایی رد شد. با این حال، به عنوان راننده آمبولانس صلیب سرخ به خدمت گرفته شد. او طی جنگ از آتش خمپاره زخمی شد و مدت زیادی در بیمارستان بستری شد؛ همانجا عاشق پرستارش شد ولی چند ماه بعد که جنگ تمام شد به آمریکا برگشت و در بیست‌ودوسالگی با زن دیگری ازدواج کرد.

با این حال او عشق اولش را فراموش نکرد و در رمان مشهور «وداع با اسلحه» که حاصل تجربه‌ی حضور در جنگ جهانی اول بود، شخصیت کاترین بارکلی را با نگاه به همان دختر پرستار نوشت.

۲- داستان مشهوری هست از این قرار که روزی همینگوی با چندتن از نویسندگان شرط‌بندی می‌کند که یک داستان کوتاه را در شش کلمه بنویسد؛ داستانی که او سر میز و روی دستمال نوشت و تحویلشان داد این بود: «فروشی: کفشِ بچه؛ هرگز پوشیده نشده» و به این ترتیب شرط را برد! گفته می‌شود این داستان سرآغاز گونه‌ای جدید از داستان کوتاه به نام «داستان‌های شش کلمه‌ای» شد.

۳- اسکات فیتزجرالد، نامه‌ای ده‌صفحه‌ای به همینگوی نوشت و به او توصیه کرد «وداع با اسلحه» را با این پاراگراف تمام کند: «جهان همه را می‌شکند و بعد، همه از جایی که شکسته بودند مقاوم‌تر می‌شوند. اما کسانی را که شکست نمی‌خورند می‌کشد. آدم‌های خیلی خوب، خیلی متین، خیلی شجاع و منصف را؛ اگر تو هیچ‌کدام از اینها نیستی، مطمئن باش تو را هم می‌کشد؛ اما هیچ عجله‌ای در کار نخواهد بود». همینگوی در سه کلمه‌ جوابش را داد: «گورتو گم کن».


۴- ارنست از بارِ مورد علاقه‌اش که همیشه برای نوشیدن آنجا می‌رفت یک ظرف پیشاب کش رفت؛ با این استدلال که به اندازه‌ی کافی پول توی آن ریخته! بنابراین دیگر مالک آن است. او در نهایت آن را در توالت خانه‌اش نصب کرد.

۵- همینگوی یک بار طرز تهیه‌ی پای سیب در ستون خود در روزنامه منتشر کرد. در واقع، او دستور غذاهای زیادی داشت و حتی بعضی از آنها مثل طرز تهیه‌ی همبرگرش سر از موزه در آوردند.

۶- او عاشق گاوبازی بود و در سال ۱۹۶۰ گزارش مفصلی از این بازی تهیه کرد که بخشی از آن در مجله‌ی لایف چاپ شد؛ علاقه‌ی فراوانی به دریانوردی و ماهیگیری داشت و به هیمن خاطر قایقی خریده بود که اسم آن را گذاشته بود «پیلار». شکار هم از دیگر علایق این نویسنده بود و برای همین کار مدتی طولانی را در آفریقا گذراند و کتاب «تپپه‌های سبز آفریقا» را بر اساس تجربیاتش از همین سفر نوشت.
 

۷- در دهه‌ی ۱۹۴۰، همینگوی مشکوک به همکاری نزدیک با «کا.گ.ب» (کمیته امنیت ملی شوروی) تحت نام مستعار «آرگو» بود. مأموران اف.بی.آی از این مقطع به بعد، از بخش اعظم زندگی او جاسوسی می‌کردند. برخی معتقدند این قضیه فشار روانی بیشتری را به همینگوی تحمیل می‌کرد که باعث تشدید افسردگی‌اش شد؛ تا جایی که دست به خودکشی زد.

به هر حال این موضوع در هاله‌ای از ابهام بود تا اینکه چند سال قبل کتابی درباره‌ی ظهور و سقوط کا.گ.ب در آمریکا منتشر شد که در آن همکاری این نویسنده‌ی برنده‌ی نوبل با سرویس امنیتی شوروی پرده برداشته شد. البته در همین کتاب نوشته شده همینگوی هیچ‌وقت جاسوس به‌دردبخوری نبوده و با وجود اشتیاقش برای همکاری، موفق نشد هیچ اطلاعات سیاسی‌ای به رابط‌های روس منتقل کند.
 

۸- پس از جنگ جهانی دوم، او براساس کنوانسیون ژنو، به جنایات جنگی متهم شد. دلیل این اتهام «تخطی از وظایف در مقام یک خبرنگار غیرنظامی» طی ماجرایی در سال ۱۹۴۴ بود که در آن ارنست رهبری یک گروه پارتیزانی فرانسوی را علیه نازی‌ها بر عهده داشت؛ در نهایت او تبرئه شد.

۹- همینگوی سال ۱۹۵۳ برای نگارش رمان «پیرمرد و دریا» برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر شد و یک سال بعد برای همین رمان نوبل ادبیات را به دست آورد. او برای دریافت جایزه در استکهلم حضور پیدا نکرد با این عذر که تازه از دو سانحه‌ی هوایی در آفریقا جان به دربرده و سرش آسیب دیده است.
 

۱۰- همینگوی یازده سال با گربه‌اش همنشین بود اما در یکی از نامه‌هایش برای دوستش ایوانچیک تعریف می‌کند که چطور مجبور شد با دست خودش «عمو ویلی» را که در تصادف با یک ماشین سواری آسیب دیده بود خلاص کند؛ ارنست ماجرای مرگ عمو ویلی را اینطور روایت می‌کند «من قبل از این گاهی مجبور بوده‌ام به آدم‌ها شلیک کنم، اما نه به کسی که یازده سال او را می‌شناختم و دوستش داشتم، نه به کسی که با دو پای خرد شده از درد خرخر می‌کند».

با این حال گربه‌ی شش‌انگشتی همینگوی در شهر کی‌وست، گربه‌ی نسبتاً پر مشغله‌ای بود. به همین دلیل امروزه در کی‌وست کمبود گربه‌ی شش‌انگشتی وجود ندارد!
 

۱۱- همینگوی ۶۲ سال زندگی کرد و در این مدت چهار بار ازدواج کرد و سه بار طلاق گرفت (هادلی ریچاردسون، پائولین فایفر، مارتا گلهورن و ماری ولش همینگوی). سال ۱۹۴۵ ارنست عاشق روزنامه‌نگاری به نام ماری ولش می‌شود و مارتا گلهورن از او طلاق می‌گیرد؛ مارتا هرگز از اینکه سومین همسر همینگوی بود خوشنود نبود و از مصاحبه‌کننده‌ها می‌خواست به این مرد اشاره‌ای نکنند.
 


۱۲- پدر ارنست که یک پزشک معقول و موجه بود هم سال‌ها قبل در اثر افسردگی با تفنگش به زندگی خود پایان داده بود. همینگوی همواره از کاری که پدرش کرده بود سخت احساس سرافکندگی می‌کرد. او با خودکشی مخالف بود. نه فقط به عنوان یک فرد کاتولیک؛ بلکه به این دلیل که خودکشی قانون شجاعت او را نقض می‌کرد.

۱۳- همینگوی در طول عمرش به سیاه زخم، مالاریا، سرطان پوست و ذات الریه مبتلا شد. او با دیابت، دو سانحه‌ی هوایی، یک تصادف اتومبیل، یک کلیه‌ی از کارافتاده، هپاتیت، طحال از کارافتاده، جمجمه‌ و بازویی شکسته و ستون فقرات آسیب‌دیده و ترکش‌هایی در بدنش زندگی کرد و تنها چیزی که نتوانست برابر آن مقاومت کند، خودش بود. او یک روز پس از بازگشت از کلینیک مایو تفنگ دو لول محبوبش را برداشت، به فضایی باز رفت و دو حفره روی سر خودش درست کرد.
 

۱۴- مرگ همینگوی خودخواسته بود اما روزنامه‌ها آن را «تصادفی» اعلام کردند. پنج سال بعد از مرگش، ماری، همسر چهارم ارنست، فاش کرد که او خودکشی کرده است. وقتی از او پرسیدند چرا قبلاً به این قضیه اشاره نکرده بود، گفت چون قبلاً کسی در این باره سؤال نکرده بود

علیرضا بابایی این را خواند
عباس الهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» معرفی کتاب«تاریخ موسیقی غرب»
... دیدن متن »


روایت‌های متعددی از تاریخ موسیقی وجود دارد و بسیاری از این روایت‌ها هم به فارسی ترجمه شده‌اند. کتاب تاریخ موسیقی غرب نوشته ج. پیتر برک هولدر، دانلد جی گراوت و کلاود و. پالیسکا است که کامران غبرایی آن را به فارسی ترجمه کرده است. عنوان اصلی کتاب «A History of Western Music» است که انتشارات نورتون آن را منتشر کرده. نورتون ناشر آمریکایی موفق و جزو ناشران برگزیده‌ای محسوب می شود که کتاب‌های تخصصی اش در حوزه‌‌ی هنر به عنوان کتاب‌های مرجع، در اختیار دانشجویان قرار می‌گیرد. «کتاب‌ تاریخ موسیقی غرب» ‌که به زبان‌های مختلف ترجمه و تا کنون ٩ ویرایش نیز در طول سال‌های مختلف بر روی نسخه‌ی اصلی آن انجام شده، بیش از نیم قرن است که به عنوان یکی از کتاب‌های اصلی و مرجع دانش‌جویان موسیقی به حساب می‌آید. ویرایش‌هایی که بر روی آن انجام شده است، زبان متن را برای دانشجویان امروزی قابل فهم‌تر و ساده‌تر کرده بی‌آنکه از محتوایی اصلی بکاهد.
 تفاوتی که این کتاب نسبت به سایر کتاب‌های مشابه دارد را می‌توان در نوع نگاه نویسندگان آن به تاریخ دانست. کتاب تاریخ موسیقی غرب در 6 بخش که بر اساس دوره‌های بلند تاریخی از یکدیگر جدا شده‌اند، نوشته شده است و  ٣٦ مدخل دارد. هر بخش از این کتاب با مقدمه‌ای درباره وضعیت اجتماعی و سیاسیی روزگار زمان خود آغاز می‌شود و تلاش می‌کند تا خواننده را در جریان اتفاقات هر دوره قرار دهد و همچنین نحوه توسعه و پیشرفت را در هر زمان نشان دهد. خواندن این کتاب به شما کمک می‌کند تا از وضعیت تاریخ و جغرافیای آن دوران آگاه شوید. کتاب تاریخ موسیقی غرب شکل‌گیری موسیقی غربی و تغییرات آن در هر دوره، از عصر باستان تا امروز را به شما نشان می‌دهد. در هر فصل به سبک‌های گوناگون هر دوره پرداخته شده و از آهنگسازان، ژانرها و آثار برجسته آن دوران سخن گفته شده است. همچنین تلاش شده تا طیف گسترده‌ای از موسیقی ها، از موسیقی مذهبی و غیرمذهبی گرفته تا جدی و سرگرم‌کننده و از موسیقی هنری و عامه‌پسند گرفته تا موسیقی اروپایی و آمریکایی بررسی شود.
در آغاز هر فصل تلاش شده تا تصویری کلی از وضعیت موسیقی آن دوران ارائه شود. بخش یک مربوط به موسیقی «دوران باستان و قرون وسطا» است که به موسیقی در دوران بین‌النهرین باستان، یونان باستان و روم باستان می‌پردازد. در همین بخش نگاهی به گسترش مسیحیت و موسیقی در کلیسا وجود دارد که موجب دو دستگی در کلیسا و گویش‌های گوناگون سرودهای مذهبی شده است. در امپراطوری روم آیین مناجات و سرودهای مذهبی رواج داشته و جامعه اروپایی از سال ٨٠٠ا تا١٣٠٠  میلادی درگیر آوازهای محلی و لاتینی بوده است.
بخش دوم مربوط به «دوره رنسانس» است که در ابتدا تاریخچه‌ ای از تاثیر رنسانس در فرهنگ و هنر و موسیقی ارائه می دهد. در ادامه به موسیقی انگلستان و بورگونی در سده پانزدهم و آهنگسازان فرانسوی – فنلاندی از ١٤٥٠  تا١٥٢٠  می پردازد. بخشی هم به بررسی آوازهای غیر مذهبی در سده شانزدهم و در کشورهایی چون اسپانیا، ایتالیا، فرانسه،‌ آلمان و انگلیس اختصاص پیدا کرده است.
بخش سوم این کتاب به «سده هفدهم» اختصاص دارد که در فصل‌های جداگانه به سبک‌های نو، زایش اپرا، موسیقی مجلسی و کلیسایی و موسیقی کشورهایی چون فرانسه، انگلستان، اسپانیا، ایتالیا و آلمان در این دوران می پردازد.
بخش چهارم نیز موسیقی در «سده هجدهم» را بررسی می کند که شامل آهنگسازان آلمانی در روزگار پایانی باروک، سبک و ذوق موسیقیایی در عصر روشنگری و موسیقی کلاسیک در پایان سده هجدهم است. 
بخش پنجم کتاب به «سده نوزدهم» می‌پردازد که ابتدا مقدمه‌ای درباره‌ی انقلاب، جنگ و موسیقی و الگویی به نام بتهوون دارد. در ادامه رمانتیک‌گرایی را در قالب‌های کلاسیک و اپرای رمانتیک در میانه و نیمه پایانی سده نوزدهم بیان می‌کند و در انتها از جریان‌های رمانتیک در آلمان و اتریش سخن می‌گوید.
فصل پایانی کتاب نیز به «سده بیستم و پس از آن» اختصاص دارد که در ابتدا مقدمه‌ای درباره موسیقی مدرن در سنت کلاسیک و جریان آوانگارد را مطرح می‌کند. مدرنیسم و سنت کلاسیک عنوان بخش بعدی است که به آهنگسازانی چون آرنولد شونبرگ، آلبان برگ، آنتون وبرن، بارتوک، چارلز ایوز و ایگور استراوینسکی می‌پردازد.
ویژگی قابل ملاحظه «تاریخ موسیقی غرب» این است که هر خواننده‌ای می تواند با توجه به علاقه، عنوان مورد نظر خود را از فهرست انتخاب کند و صرفا قسمتی از کتاب را مطالعه کند. خواندن این کتاب نه تنها خواننده را از سرگذشت موسیقی و موسیقی‌دانان آگاه می‌کند، بلکه به او نشان می دهد که موسیقی و هنر از اجزاء جدایی ناپذیر جامعه بشری بوده است. همچنین با اطلاع یافتن از تاریخ موسیقی می توانیم فهم بهتری از موسیقی های گذشته و حال پیدا کنیم.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» برگزاری نخستین جایزه مستقل ترانه با عنوان «جایزه‌ی ترانه‌ی افشین یداللهی»
... دیدن متن »


روزبه بمانی، ترانه‌سرا و مدیر جلسات «خانه ترانه» از برگزاری نخستین جایزه ترانه با عنوان «جایزه‌ی ترانه‌ی افشین یداللهی» خبر داد.


روزبه بمانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران، عنوان کرد: پس از فراخوان «خانه‌ی ترانه» در خصوص طراحی نشان «جایزه‌ی ترانه‌ی افشین یداللهی» چندین طرح از هنرمندان محترم دریافت شد که در نهایت پس از بررسی توسط شورای اجرایی این جایزه، طرح ابراهیم منتظری به عنوان طرح منتخب و نشان این جایزه برگزیده شد.
 
مدیر جلسات خانه ترانه ادامه داد: طی روزهای آینده نیز یک نشست مطبوعاتی با حضور مسئولان جایزه و اصحاب رسانه برگزار خواهد شد و در این نشست توضیحات لازم درباره شرایط حضور در جایزه و دلایل برگزاری آن را توضیح خواهیم داد، اما چیزی که مشخص است، برای نخستین بار است که جایزه‌ای با این وسعت در حوزه ترانه برگزار می‌شود.
 
ترانه‌سرای مجموعه ترانه «دنیای این روزای من» در توضیح این جایزه گفت:‌ این جایزه اولین و جدی‌ترین جایزه ادبیات شفاهی است؛ چراکه به صورت تخصصی به حوزه ترانه می‌پردازد و تا به حال چنین جایزه مستقلی را در این حوزه برگزار نکرده‌ایم. برگزاری این جایزه اتفاق بسیار ارزشمندی است که با همکاری «خانه ترانه» و موسسه انتشارات نگاه برگزار خواهد شد و امیدوارم که این جایزه ادامه‌دار باشد.
 
برنده جایزه بهترین ترانه‌سرا در جشنواره اول، دوم و سوم «موسیقی ما» در توضیح نحوه بررسی آثار گفت: توضیحات کامل را در نشست خبری خواهیم داد اما برای اطلاع شما باید بگویم که تمام ترانه‌های اجرا شده در سال 95 توسط هیات داوران که همگی از بچه‌های قدیمی «خانه ترانه» هستند، بررسی خواهد شد و در پایان فردی انتخاب می‌شود که از هر نظر شرایط لازم برای انتخاب در این جایزه ارزشمند را داشته باشیم.

زنده‌یاد افشین یداللهی، شاعر، ترانه‌سرا و مدیر جلسات «خانه ترانه» در 25 اسفندماه سال 95 بر اثر سانحه رانندگی درگذشت و از آن پس جلسات «خانه ترانه» با مدیریت روزبه بمانی در حال اجراست.

مینا &۱۲ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» دبیر سی و پنجمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی منصوب شد
... دیدن متن »

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حکمی محمدعلی مهدوی‌راد را به‌عنوان دبیر علمی سی و پنجمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران منصوب کرد.

به نقل از  مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حکم سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خطاب به محمد علی مهدوی راد آمده است:
 
نظر به مراتب علمی و تجارب ارزشمند جناب عالی در زمینه های علمی- پژوهشی، به موجب این حکم به عنوان " دبیر علمی سی و پنجمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران" منصوب می شوید.
 
امید است با استعانت از خداوند متعال و بهره گیری از دیدگاه های جناب عالی و سایر اندیشمندان و صاحب نظران، این جایزه ارزشمند و معتبر، بتواند نقش شایسته خود را در ارتقاء فرهنگی و معرفی حوزه فرهنگ و تمدن ایران سرافراز، ایفا نماید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» گفتگوی تیوال با الهام فخاری

گفتگوی تیوال با الهام فخاری / نایب رییس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران.

گفتگو کننده: رسول حسینی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در دهمین سالگرد «مرکز ملی خدمات زبان‌ها در امریکا» اتفاق افتاد:
» کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۵۷-۱۳۳۵» نماینده فرهنگی ایران شد
... دیدن متن »

خبرگزاری کار ایران (ایلنا):
کد خبر - ۵۵۹۵۹۰ ۱۳۹۶/۰۸/۲۵- ۱۱:۱۸:۳۷

مراسم جشن دهمین سالگرد «مرکزملی خدمات زبان‌ها در امریکا» در شهر لانگ بیچ ایالت کالیفرنیا با حضور اعضای این مرکز برگزار شد.
به گزارش ایلنا، در ابتدای این مراسم آلیشیا استرادا مسوول منطقه کالیفرنیای این مرکز به حاضران خوش‌آمد گفت و اظهار داشت: «بسیار خوشحالیم که این نهاد غیر‌دولتی، دهمین سالگرد تأسیس خود را جشن می‌گیرد و اعضای آن همه افرادی هستند که علاوه بر زبان انگلیسی به زبان دیگری هم تکلم می‌کنند».
در ادامه بیل کستون مدیر پشتیبانی«مرکزملی خدمات زبان‌ها در امریکا» که از شهر واشنگتن دی سی برای این مراسم آمده بود، اذعان کرد: « این مرکزاکنون بالای هزار عضو دارد که اعضایش به ۴۶۷ زبان دنیا صحبت می‌کنند. اعضای این مرکز می‌توانند به هر نهاد دولتی یا غیر دولتی که به ترجمه شفاهی یا کتبی نیاز داشته باشند، خدمات ارایه کنند».
وی افزود: «در مواقع بحران‌های طبیعی مانند زلزله، سیل، طوفان و... نیاز افراد به برقراری ارتباط با زبان مادری‌شان است و این امر واقعاً مهم است و اعضای این مرکز در کنار نیروهای امدادی، یاری‌رسان هم‌زبانان خود خواهند بود».
در ادامه ویدیویی از آموزش اعضا برای «همیاری در مواقع بحران» به نمایش درآمد.
سپس جک هفلاین سخنگوی آتش‌نشانی و مدیر مرکز عملیات در مواقع اضطراری شهر لانگ بیچ پشت تریبون رفت و گفت: «برنامه‌ریزی برای مقابله با بحران‌های طبیعی،امری حیاتی و بسیار مهم است و در موقعی که حادثه‌ای پیش می‌آید، باید با برنامه‌ریزی انجام شده ودر مدت زمان کوتاهی، بیشترین افراد را نجات داد. برخی از مردم به زبان‌های دیگری حرف می‌زنند و اعضای «مرکزملی خدمات زبان‌ها در امریکا»می‌توانند با دیدن آموزش‌های به موقع، همیار نیروهای امدادی باشند».
در ادامه این مراسم‌، اعضای کشورهای مختلف از قبیل ایران، اردن، گرجستان، فلسطین، سوریه، چین، روسیه، پاکستان، نیجریه، هندوستان و...به معرفی کالاهای فرهنگی شناخته‌شده خود پرداختند و به صورت اختصاصی درباره آن‌ها صحبت کردند».
صادق خاموشی عضو انجمن بازیگران خانه تئاتر ایران که به عنوان نماینده زبان فارسی در «مرکزملی خدمات زبان‌ها در امریکا»  عضویت دارد، به معرفی کتاب پژوهشی «گروه هنرملی از آغاز تا پایان ۱۳۵۷-۱۳۳۵» پرداخت و گفت: «دکتر روح‌الله جعفری مؤلف این اثر، بیش از دوازده سال از عمر خود را صرف این پژوهش تئاتری کرده است.او بسیاری از اسناد، مدارک و تصاویری که در این کتاب آورده و شما آن را می‌بینید، برای اولین‌بار است که گردآوری کرده وآن‌ها را برای حفظ وثبت در تاریخ منتشرکرده است».
وی اضافه کرد: «این کتاب به گواه بزرگان خانواده هنر نمایش و پژوهشگران برجسته این حوزه، بزرگترین پژوهش تاریخ معاصر تئاتر ایران است. اهمیت علمی این اثر به حدی است که دو رییس جمهور ایران (رؤسای دولت‌های پنجم و ششم و هفتم و هشتم) برای آن دیباچه نوشته‌اند. پیش از این هرگز سابقه نداشته که بلندمرتبه‌ترین مقام اجرایی کشور ایران، برای یک اثر پژوهشی تئاتری مقدمه بنویسد».
صادق خاموشی ادامه داد: «تعداد زیادی از هنرمندان پیش‌کسوت تئاتر معاصر ایران، کار خود را با گروه هنر ملی آغاز کرده‌اند و این گروه تئاتری، نقش خطیری در جامعه هنری کشور ایران دارد. گروه هنر ملی نخستین گروه تئاتری از ایران بوده که در سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۶۵ میلادی، توانسته در خارج از مرزهای ایران به اجرای نمایش سنتی و مدرن بپردازد و تئاتر ایران را به جهانیان معرفی کند».
او افزود: «دکتر روح‌الله جعفری با عشق و علاقه وبودجه شخصی این اثر عظیم پژوهشی را به سرانجام رسانده است».
صادق خاموشی بیان داشت: «کتاب گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۵۷-۱۳۳۵ برای اولین‌بار است که در امریکا معرفی و به نمایش گذاشته می‌شود».
در ادامه این مراسم، اعضای «مرکزملی خدمات زبان‌ها در امریکا» به بازدید از نمایشگاه محصولات و کالاهای فرهنگی کشورهای مختلف پرداختند و با یکدیگر درباره فرهنگ و هنر و اشتراکات فرهنگی که بین تمدن‌های مختلف وجود دارد، گفت‌وگو کردند.
از کشور ایران کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۵۷-۱۳۳۵» و کتاب شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی به عنوان نمادی از فرهنگ و هنر ایران حضور داشت.
در پایان همه اعضا و حاضران، عکس یادبود جشن دهمین سالگرد «مرکزملی خدمات زبان‌ها در امریکا» انداختند.
کتاب «گروه هنرملی از آغاز تا پایان ۱۳۵۷‌- ۱۳۳۵»، دوازدهمین شماره از مجموعه تئاتر ایران در گذر زمان است که انتشارات افراز آن را در دو جلد منتشر کرده است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید