تیوال شعر و ادبیات
T1 : 08:07:41
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

منم خمارچشم تو، به دیگران چه بنگری؟

نشسته در کنار من، در پی عشق دیگری؟



نشد سکوت بشکنی،هر آنچه گفتم از غمت

تو چشم در چشم منی،فکر دگر در این سری؟



نمی کنم دگر تو را باور از این نگاه تلخ

که از فراز کینه ها نه یاور و نه باوری؟
... دیدن ادامه »

نه هم پیاله با منی، نه ساقی و پایِ شراب

به دوری از هوای من ،با دگری به ساغری؟



به پشت چینِ اخم خود پر از نشان نفرتی

به آیه های عشق من چه در سری که کافری؟



نخواهمت دگر برو، زشام من سحر برو

برو به بال کاغذی به هر کجا که می پری
پیرزاد
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خون ابرها به گردن توست
ای زمین خشک سترون
که تشنگی ات را پایان نیست
با این که قرنهاست
ابرهای مغموم
همچون گوسفندان قربانی
در مسلخت می بارند و می میرند.
۲ روز پیش، پنجشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شعار بورژوایی "هنر برای هنر"
یعنی دریوزگی...
هنر من ، در خدمت کارگر هست.
جان لنون
هومن شهباز این را خواند
مریم زارعی، پرندیس و امید فرجی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آب های جهان عاشق اند
روحشان می پرد
و محو می شوند
تا ابرها برآیند
و ابرها بی پروا
از بام آسمان
خود را به خاک می اندازند
تا از انتحارشان
ما زندگی کنیم
کدام عاشق است
که برای محبوبش
اینچنین دلیر
هزار بار بمیرد و زنده شود
در چرخه ای جاودان؟
۳ روز پیش، چهارشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها، گوشه‌ای ایستاده بودم.
چند نفر از ساختمانی بیرون آمدند. سیگارشان را روشن کردند.
حرف می‌زدند و می‌خندیدند.
از آن جمع، یکی مرا دید.
لبخند زد.
گفت صبح به‌خیر.


آدم‌های کمی هستند که دیگران را می‌بینند.
حواسشان به آدم‌های دیگر هست.
و این زیست چه ملالت‌بار و آغشته از اندوه می‌بود اگر کسی حواسش به کسی نبود.
به او.
او که گوشه‌ای تنها ایستاده.

از: دوست
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرمیده به برم آن مهِ رویــت
هر دو درگیر تماشا به گمانت

تو چونـان خیـره به فیلـم و
من به تــار تـــار مویـــت
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حیف از این شعر زلالم

که چو آبِ جاری است

دانه ای درخِرَدرویشِ آن

یک جا نیست

دردهانم کف و خون است

به جای فریاد

که زالطاف سخن

گوش کران دارا نیست

پیرزاد
۴ روز پیش، سه‌شنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توانی نیست کز بستر تن رنجور بردارم
ندارم کس که دستم را بگیرد غیر دیوارم

به خود می پیچم از دردی که تن را
استخوان سوز است
رمق دیگر نمانده که تن زارم به پا دارم

چنان پیچیده در خویشم،که سر تا پا گره خورده
کلافی کور و سردر گم،به نقش غصه بر دارم

نمی خواند مرا بلبل،که خشکیده به باغم گل
صدای شوم جغدی باز می آید ز آوارم

تمام غصه ها را من شبی از دل براندازم
اگر همراه چشم تر،سرت بر سینه بگذارم
پیرزاد
۴ روز پیش، سه‌شنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتن مثل گم شدنه
گم شدن توی یک آدم دیگر
هرچه کسی رو بیش‌تر دوست داشته باشی،عمیق تر گم شدی
به به جایی که می‌رسد دیگر نمی دونی واسه ی اونه که زنده ای یا خودت،یا آیا اصلا زنده ای؟!یا خیلی وقته روحت از دنیای خودت به دنیا ی اون سفر کرده!یا خیلی وقته عاشق شدی و تو چاله ی عمیق عشق گم و گم تر شدی.........
۴ روز پیش، سه‌شنبه
امید فرجی، ستاره میدانی و بامداد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد. در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
Tiam Saffarinia، بامداد و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزها از پیِ هم می گذرد
و من در اندیشه ی یک صلح ِ بزرگم .
جنگ که نباشد ،
کودکان دوباره آواز می خوانند
و زیبایی در آغوش ِ مهربانی جای می گیرد .
گفتی : چه وقت به وعده ات عمل می کنی ؟
گفتم : آن گاه که صلح ِ بزرگ فرا رسد .
در زمانه ی صلح ِ بزرگ
به وعده ام عمل می کنم
و تو را به حقیقتی بزرگ خواهم رساند ،
حقیقتی که در خود ِ انسان قرار دارد :
عشق و عشق و عشق .
آن گاه ،
که صلح ِ بزرگ فرا برسد ،
حقیقت ِ بزرگ هم نمایان خواهد شد .

#مرتضی_کلانی ... دیدن ادامه »
#بیست_و_هشتم_فروردین_۱۳۹۷
۴ روز پیش، سه‌شنبه
رها .، بامداد و پرندیس این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پایان من
آغازی زیباست
به رنگ دگرگونه زندگی
۴ روز پیش، سه‌شنبه
مریم زارعی، مرتضی کلانی، رها . و پرندیس این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزگار من
با وجود تو
بهاری است
تو
نور درخشان امید هستی
در سیاره چشمانم
۴ روز پیش، سه‌شنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان اکثر ما هنوز درحد همان گلیمی ست که یادمان داده اند پایمان را از آن درازتر نکنیم و ما نیز ابلهانه جهان را در همان شعاع ادراک کرده ایم.

از: دوست
مریم زارعی، رها .، بامداد و پرندیس این را دوست دارند
درود و احسنت بر شجاعت صادقانه ات
تمامی ادعا های زیستن ما همین است وبس
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باران؛
خون بیرنگ ابر است
در شریان زمین.
۴ روز پیش، سه‌شنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حیرانم
زمستانی
یا
بهار؟
من اما
"همیشه بهارم"
در آغوش ِِ تو
...
۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمان تو از فریب باید باشند
از نسل خدای سیب باید باشند
در تردیدم کدام یک را بوسم
چشم و لب تو رقیب باید باشند
۵ روز پیش، دوشنبه
تیلا بختیاری، میثم خسروی و هومن شهباز این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تن تبدارت را
به چشمه بزن
تا رودها شراب شوند
و دریاها مست.
وارش (م.آ)، تیلا بختیاری، میثم خسروی و پرندیس این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیریست
در چشم های من
عشق
چونان مشعل
شعله ور است
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در گذرگاه زندگی
تورا ناگاه یافتم
و زندگی ام از بن
دگرگون شد
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید