تیوال شعر و ادبیات
S1 : 05:38:57
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

خدایا بگیر آنچه را، که می گیرد از تو مرا
نمی خواهم آنچه تو را،به یک دم بگیرد ز ما

تو باشی ،نباشد جهان،نه بر خاک و نه آسمان
چه کم دارم از آن چه هست، زمانی که دارم تورا
پیرزاد
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بسمه تعالی

شعر محمد حسن ژولیده نیشابوری در مدح حضرت رضا (ع)


ای شکوه بارگاهت برتر از عرش برین‏
ای غلام کمترین درگهت روح الامین‏
ای غبار خاک کویت سرمه‏ ی چشم ملک‏
ای خدا را دست قدرت در درون آستین‏
ای گدای سفره ‏ی احسان تو جن و بشر
ای همای رحمت حق ای امام راستین‏
ای نبی را پاره‏ ی تن، ای علی را نور عین‏
قبله‏ ی هفتم ولی حق امام هشتمین‏
من چه گویم در مقامت کز جلال و مرتبت‏
مادرت ... دیدن ادامه » باشد به عالم دخت ختم المرسلین‏
یک طوافت هفتصد و هفتاد حج اکبر است‏
قبله دلها توئی بهر قلوب مسلمین‏
ای که آهوی بیابانی ببوسد پای تو
ای که از بهر شتر شد صحن تو حصن حصین‏
بی‏ پناهم من پناهم ده که از فرط گناه‏
خواب راحت نیست چشمم را به روز واپسین‏
دست رد بر سینه ‏ام مولا مزن گر چه بدم‏
توشه ‏ای بر من عنایت کن که هستم بی‏ معین‏
شاعر «ژولیده» را مانند دعبل کن قبول‏
تا نگوید مدح کس را غیر آل طاهرین‏



گردآوری : سید محمد حسین شرافت مولا


محمد لهاک، پیرزاد و رضا صابری پور این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا کی به کوه صبرم چون چشمۀ روانی؟
یا آبشار خون از این قامت کمانی؟

سر به هوای عاشق،تا کی به چاه و چاله؟
تو بند در زمینی یا سر در آسمانی؟

هر کس به راه دیدی، خود دار باش ای چشم
باید هماره باشی دل را به پاسبانی

ای چشم من بیاموز در راه عشق بازی
هر صورتی نباشد لایق به چشم رانی

از دیده بان چشمم منگر به روی هر کس
ای دل حرام کردی ما را در این جوانی

پیرزاد
۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر خانواده، یک فرهنگنامه کودکان و نوجوانان | عکس
خرید با تخفیف، هم‌زمان با اکران اینترنتی مستند «توران خانم»
» هر خانواده، یک فرهنگنامه کودکان و نوجوانان
... دیدن متن »

در این آشفته بازار فرهنگی، حمایت از فعالیت‌هایی که در مسیری درست گام برداشته‌اند وظیفه‌ی هر انسانِ فرهنگ‌دوستی است.

شورای کتاب کودک در این سال‌ها با مشقت فراوان و زحمت عزیزانی چون توران میرهادی، یاران همفکرش و دیگر اعضای داوطلب شورا توانسته حرکتی را آغاز و ادامه دهد که منجر به انتشار فرهنگنامه‌ ارزشمند کودکان و نوجوانان شده است. این مجموعه  در سال ۱۳۵۸ با پیشنهاد توران میرهادی راه‌اندازی شد. انگیز‌ه‌ی این کار به گفته‌ی توران میرهادی، کمبود منابع خواندنیِ بومی در زمینه‌ی فرهنگ، هنر و تاریخ ایران و ناکارآمدی منابع ترجمه شده درباره‌ی فرهنگ بشری برای کودک و نوجوان ایرانی بود.

در این بخش نزدیک به ۳۰۰ نفر در زمینه‌های گوناگون مانند نویسندگی، ویراستاری، مشاوره، واژه‌نگاری، صفحه‌آرایی و بخشهای پشتیبانی و اداری فعالیت می‌کنند. مقاله‌ها در ۲۵ گروه موضوعی نوشته و ویراستاری می‌شود. بسیاری از نویسندگان، مقاله‌های خود را به‌صورت رایگان در اختیار فرهنگنامه قرار می‌دهند. مقاله‌ها پس از ویرایش نهایی و تصویرگذاری در اختیار شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه قرار می‌گیرد.

برای یافتن طرح کلی برخی مقاله‌ها یا آشنایی دقیق‌تر با آگاهی‌های مورد نیاز کودکان و نوجوانان، کارشناسان و ویراستاران فرهنگنامه از سال ۱۳۵۹گروهی از کودکان و نوجوانان ده تا شانزده ساله را، با نام شورای مشورتی، به مشاوره دعوت کردند. طرح برخی مقاله‌ها با نظرخواهی از این گروه  تهیه می‌شود. تألیف و تدوین فرهنگنامه با نظم الفبایی و در حدود ۲۵ جلد پیش‌بینی شده است.

به‌سبب طولانی ‌شدن روند تدوین فرهنگنامه، از سال ۱۳۹۵، طرح روزآمدسازی جلدهای منتشر‌شده و برنامه‌ریزی برای انتشار الکترونیکی این اثر، در دستور کار شورا و ناشر آن شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه قرار گرفت.

حال فرصتی پیش آمده تا بتوانیم از این منبع ارزشمند برای کودکان و نوجوانان خودمان بهره ببریم و هم اینکه با حمایت خود، امکان ادامه‌ی حیات پرقدرت این مجموعه را فراهم سازیم.

از شما دعوت می‌کنیم با خرید حداقل یک جلد در این کار سهیم باشید.

گفتنی است خریداران محترم می‌توانند همزمان با اکران اینترنتی مستند «توران خانم»، فرهنگنامه و آثار توران میرهادی را با شرایطی ویژه از سایت شهرکتاب‌آنلاین تهیه نمایند:

- کل مجموعه فرهنگنامه با ۲۰ درصد تخفیف
- تک جلد فرهنگنامه با ۱۰ درصد تخفیف
- آثار توران میرهادی با ۱۰ درصد تخفیف

۵ روز پیش، دوشنبه
میلاد مجرد، امین مهدوی، سروین سیف و سمیره انتشاری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنسوی پرچین
سیاهی شب
صورت های فلکی
چشمان سیاهت
۵ روز پیش، دوشنبه
مجتبی مهدی زاده، جهان و قاصدک این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جنگل سوخته را وعده باران ندهید...
شان ما نیست که از معرکه بیرون باشیم
دست و پا بسته بر هر مسلک و قانون باشیم

هرگز از سرکشی عشق به غم تن ندهیم
نقطه بر نقطه ی این قاعده افزون باشیم

کشتگان ره پر رنج و بلا خواه توایم
کفن از خون وتن از خاک تو مدفون باشیم

لحظه ای مهلت آغاز به ظالم ندهیم
پرچم کاوه و فریاد فریدون باشیم

لشکر حیدری و رستم دستان توایم
بر شب کور دلان فجر و شبیخون باشیم

... دیدن ادامه » وطن ای مادر دل سوخته ی خون جگرم
جان شیرین به ره پاک تو مدیون باشیم
پیرزاد
۶ روز پیش، یکشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
لطفتان مستدام
۵ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده)
خسته و درمانده ام ،تاب و توانم بده

رانده ز غوغای شب،بر تو پناهنده ام
صبح سرآغاز من،باز امانم بده

قفل سکوت مرا بشکن از این درد ها
قدرت فهمیدن و فهم بیانم بده

تشنه لب از قحطی عشق و وفا آمدم
بر لب خشکیده ام آب روانم بده

یک نخ مویت بده،دارو ندارم ببر
عشق به ارزانی جان گرانم بده
پیرزاد
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
بسیار دلنشین و طرب انگیز.

سلسله موی دوست، حلقه دام بلاست
هر که درین حلقه نیست، فارغ ازین ماجراست
۲۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش می شد که کسی می آمد
این دل خسته ی ما را می برد
چشم ما را می شست
راز لبخند به لب می آموخت.
کاش میشد دل دیوار پر از پنجره بود
و قفس ها همه خالی بودند
آسمان آبی بود
و نسیم ، روی آرامش اتدیشه ی ما می رقصید.
کاش می شد که غم و دلتنگی
راه این خانه ی ما گم می کرد ..


از: ...
امروز صبح
گویی آسمان هم دلش برای تو تنگ شده بود...
اشک میریزد از نبودت...
باز خاطرات نم دار شدند
عطر موهایت فضا را پر کرد
رسوا شدم...
بارانی سیاهم را ، پوشیدم...
زیر باران قدم زدم...
در خیابانی که انتهایی نداشت...
نمیدانم چرا باران که می بارد...
خاطرات که خیس میشوند...
جیب چپ بارانی من سنگین میشود
انگار مثل گذشته دست تو را در قلب خود دارد
رفتنت من را ،
نه اصلا تمام دنیا را بر هم زده
دنیایی ... دیدن ادامه » را با نبودت دیوانه کردی...
هیچ چیزی سر جای خودش نیست...



یاشار سلمانی
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبح که از خواب بیدار شدم
میزصبحانه ای دو نفر را چیدم
نان داغ
دو فنجان چای
گل رز قرمز روی میز
درست جایی که تو می‌نشینی.
به اتاق برگشتم تا از خواب بیدارت کنم
اما صبر کن
گویی باز در خواب
با تو
عشق بازی کرده بودم
اصلا یادم نبود...
رفتی.
نیستی.
ولی من هنوز هم ......

... دیدن ادامه »

یاشار سلمانی
محمد لهاک، جهان و مجتبی مهدی زاده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این همه کتاب های شعر خواندی :
از نرودا، سپهری، اخوان و و و .

اما هیچ وقت شعر های من را که برایت عاشقانه نوشته بودم را نخواندی .

بدان...

من یاشار سلمانی شعر های خودم هستم .

شعر هایی که هیچ وقت چاپ نشد .



یاشار سلمانی
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سحر باد بلا خیزی به جان لاله زار افتاد
پریشان خاطر پروانه شد زخمی به دست باد

نوشتم تا زخون دل به گلبرگ شقایق ها
به کوه و دشت پیچید از صدای ناله و فریاد

صدای ناله از آلاله ای عاشق به غم برخاست
که از بی داد این بیدادگر صد آه و صدها داد

که دوران وفا بگذشت از این چرخ بدگردون
که خوبی ها ور افتاده زاین دنیای بی بنیاد

نگاه خویش را از صورت آیینه می دزدند
که از هر دیده ی خیسی نگاه عشق رفت از یاد
پیرزاد
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
سپاس برای لذتی که از اندیشه شاعرانه تان، بهره مند می شوم.
۲۰ مرداد
سلام
دوست عزیز
خیلی از لطفتون ممنونم
۲۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرافرازی صعود از قله‌های پست دنیا نیست
به معراج بلند دار، چون منصور باید رفت

محمدرضا طاهری
محمد لهاک و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
مریم زارعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخندی
و
چشمانِ تو
آرام ِِ جهانم
دریا بشوم
ساحلِ امن است
نگاهت...

#بهانه
#هدیه تولد....
محمد لهاک، مجتبی مهدی زاده و کاوه علیزاده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید بتوان تنگۀ هرمز را بست
اما دهن گشاد بعصی را نه!
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب: راز واژه‌ها
مؤلف: مرتضی کلانی
انتشارات: البرز فر دانش
https://www.gisoom.com/book/11398552/کتاب-راز-واژه-ها/utm_source=tg

لینک خرید اینترنتی از کتاب یاب ِ گیسوم به شکل ِ چاپی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشم هایت ...
که روزگارم را
به رنگ خود درآوردند
دریافتم؛
که رنگ عشق سیاه است
و بالاتر از سیاهی رنگی نیست.
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خالق از برق دو چشمان تو ما را آفرید
تا به گرمای نفس های تو بر خاکم دمید

من چو لوحی ساده و بی نقش بودم قبل از این
تا که نقاش ازل از روی تو ما راکشید

خاک سرد و تلخ من در گوشه ای افتاده بود
تا که از لب های شیرین تو یک بوسه چشید

قبل از این بودم به دنیای فراموشی اسیر
تا که از تو فرصت بودن به نابودم رسید

چشم و گوشم بسته بود و مبتلایی در سکوت
تا که در آیینه ی عشقت تو را دید و شنید

... دیدن ادامه » گر کنون از خون دل بر دامنت روییده ام
لاله ی سرخ شقایق از تو بر خاکم دمید
پیرزاد
چند صباحیست که درون مغزم سوت ممتد میشنوم ،
زندگی فعلیم ریتم یکنواخی به خودش گرفته ،
تلویزیون اخبار تکراری اعلام میکنه
وسکوت توی سرم مثل صدای صدف های دریا پر شده از هیاهو،
همانقدر سنگین همانطور بلند .
این نبض آغاز زندگی جدیدمه
سکوووووت
سوووووت ممتد
خط ممتد روی مانیتور.......
زمان مرگ ...اوج دلتنگیه این مرررررد ...
شروین
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه حافظ
چه شاملو
نو و کهنه اش مهم نیست
شعرهایی که از لبانت گذشته اند را
می بوسم.
زهرا مهاجری، CutInstitute، reza saberypoor و مجتبی مهدی زاده این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید