تیوال شعر و ادبیات
T1:10:00:33
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

از شبستان شعر آمده ام
من سخن پیشه ام ، سخن گویم .
مرغکی راه جوی و رهگذرم .
مرغ سقایکم ، پرستویم .

مرغ سقایکم چو می خوانم
تشنگان را به آب و دانه خویش .
و پرستویم آن زمان که کنم
عمر در کار آشیانه خویش .

#مهدی اخوان ثالث
از شعر "بی سنگر"
امید فرجی این را خواند
امیر هوشنگ صدری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به چشم ستاره قسم کور شوم
اگر برای شما دست گرفته باشم
تا از این حرف بالا بروید

نمی دانم این حرف جا افتاد
یا جا افتاد!

"فرزاد آبادی"
امید فرجی این را خواند
امیر هوشنگ صدری این را دوست دارد
شرکت می زنیم به سلامتی
منطقه مرگ های ویژه...
۱۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آتش به جان مزرعه افتاد
همه گریختند
جز مترسک
که تا به آخر ایستاد
و خاکستر شد
معنا می خواست نه مأوا.
۲۲ ساعت پیش
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"بازتاب"

تو درد می کشی و... من دعام می گیرد
تو سرفه می کنی و من صدام می گیرد

توسرفه می کنی و از نفس می افتم من
چو شهر خستهء ی تهران، هوام می گیرد

چرا چنین شده ای؟سرفه پشت سرفه چرا؟
دلم شبیه صدایت مدام می گیرد

بگو که بند بیاید به سرفه هات وگر..
نه... قلبم ازین ازدحام می گیرد

اگر شفای تو را از خدا نگیرم من
قسم ... دیدن ادامه » به تو که دلم از خدام می گیرد

نه!
خوب می شوی و رفته رفته می فهمم
که دردهای تنم التیام می گیرد...
۲ روز پیش، جمعه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
بسیار زیبا*
............
باز هم برامون شعر بذارید آقای رودگر*
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


می بارم و می باری
ای ابر پر از باران!
من بر ورق دفتر
تو بر سر این و آن
روی تن این شیشه
موسیقی باران است
در پشت دو پلک اما
صد قطره ی خاموشان
گل بر سر باغ آمد
هنگام بهاران است
تو در چه طلب هستی؟
درمانده و سرگردان!
مستی ندهد انگور
مستِ ... دیدن ادامه » دمِ گرمِ دوست
دیگر بِنما رویت
خورشیدِ زرِ تابان !

#مرجانه
۲ روز پیش، جمعه
خیلی خوبه*
............
ممنونم از خانم مرجانه*
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شعر ...
حادثه است
اتفاق می افتد
خبر نمی کند.
۲ روز پیش، جمعه
شعر
با یک تکان
یک جرقه
شروع می شود
و کسی ویران می گردد.
..........
ممنونم از آقا وحید*
۲ روز پیش، جمعه
سپاس و درود امیرهوشنگ عزیز.
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اول اردیبهشت ، روز بزرگ داشت سعدی ست . درباره استاد سخن ، سعدی شیرازی کتاب ها و سخن رانی های فراوانی وجود دارد که می توان به آن ها مراجعه کرد .
من در این نوشتار کوتاه ، برداشت خودم و چگونگی آشنایی با سعدی بزرگ را مطرح می کنم .
در کلاس پنجم دبستان بودم که به عنوان جایزه به من دو جلد جیبی گلستان و بوستان سعدی را هدیه دادند . این دو جلد کتاب برای من بسیار ارزش مند بود....
خوب ، من از حکایت های گلستان خیلی خوشم می آید . پر از نکته های ظریف انسانی ست که با اخلاق نیکو در هم می آمیزد . و در واقع سعدی ما را به آن دعوت می کند . در بوستان هم غزلیات زیبای فراوانی وجود دارد که آدمی را به وجد می آورد . برای مثال ، آن جا که سعدی قطره بارانی را توصیف می کند که در مقابل دریا شرمنده است و از زبان او می گوید : من در مقابل عظمت تو چیزی نیستم و دریا به او دل داری می دهد که تو قدر ... دیدن ادامه » خودت را بدان ، چرا که به زمین تری و تازگی می بخشی و....
در گلستان هم حکایت حاتم طایی برایم جالب است ، آن جا که او مهمانی بزرگی را برگزار می کند و همه را با خبر می سازد که در آن شرکت کنند . خود حاتم طایی می رود و اطراف را می گردد تا اگر کسی هست ، دعوتش کند . می بیند خارکنی مشغول کار است . می گوید : تو به مهمانی حاتم طایی نمی آیی . خارکن جواب می دهد : هر که نان از عمل خویش خورد
منت حاتم طایی نبرد .
به هر حال همان طور که در مقاله ای ، پیش از این نوشته ام : سعدی به ما دقت در گفتار و مکث در رفتار را می آموزد .

اول اردیبهشت روز بزرگ داشت ،سعدی شیرازی گرامی باد .

#مرتضی کلانی
بامداد اول اردیبهشت 1396
۲ روز پیش، جمعه
نیلوفر ثانی ، قنبرعلی رودگر و تیلا بختیاری این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قلبت یک بیماری بزرگ دارد
می تپد اما
بدون عشق
مهر
بخشش.....ترنج
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انجماد کال دستانم را
هنگام مرگ
حالا
احساس می کنم
۳ روز پیش، پنجشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غرقه در خیالات خاکستری
در خیابان
قدم می ریزم
۳ روز پیش، پنجشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم نیزار
عشق تو آتش
نمی شود که نسوزم.
۳ روز پیش، پنجشنبه
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

زبان شاعری ای دل کلام عاشقی می گفت ***** که شاعر راوی ویرانگی های دل و دین است

سپهسالار در چشم و زبان افکن در اندیشه ***** به پای ریشه مجنون بسا دنبال تمکین است

همان اشعار توفانی که گیتی را به هم می زد ***** کنار ساحل عشقش متین و پای ورچین است

مـدارا می کند با من صبوری می کند با او ***** اگر چه سایه معشوقه اش افتاده در چین است

مداوا می کند دردی محیا می شود مردی ***** به دریاهای نامردی عروس زهر آگین است

خداوندا تو دلها را نگهدار زبان ها کن ***** برای اینکه گاهی نیش آن ها تیز و سنگین است
۴ روز پیش، چهارشنبه
سلام به آقا آرش عزیز*
...........
خوش اومدین:-)
۲۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمی دانم ، چرا هر موقع کتابی از اخوان را در دست می گیرم ، تا چند روزی مثل آدم های گیج و منگ سرگشته می شوم و حال خودم را نمی شناسم . نمی دانم این مرد نازنین چه دارد که این طور مرا جذب خود کرده است . با وجودی که آثار آن بزرگ مرد را بارها و بارها خوانده ام ، باز می روم سراغش و او را می خوانم .هر موقع هم که اسم اخوان را می شنوم و یا می خوانم ، فوری خودم را در کنار او می بینم ، در کتاب فروشی ابن سینای آبادان .زمانی که من هیجده ساله بودم و اخوان در آبادان زادگاه من زندگی می کرد . هنوز حرف های او در گوشم طنین انداز است که در جواب ما وقتی سوال کردیم : استاد ، چه بخوانیم ، او گفت : عزیزان من ، نیما را بخوانید ، نیما را . و او با دو کیف پر از کتاب ، می رفت تا به برنامه ده شب تلویزیون نفت ملی آبادان برسد و ما هم که بیننده پر و پا قرص او بودیم ، می رفتیم تا به برنامه او برسیم ... دیدن ادامه » .برنامه ای با عنوان : دریچه ای به باغ سبز ....
یادش گرامی و جاودانه باد .
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منم یک زن
تنیده در هزارتوی خستگی
زنی که زن بودنش را
میان زنانگی جا گذاشته
و پشت قاب چشمانش آسمان آبی را نقاشی می کند
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گام به گام به روزی برگشتم که هیچ چیز بیشتر از عشق در مشت های گره کرده ام تقلا نمی کرد و دیکتاتور ترین عاشقی که می شناختم ، سیاستی داشت برای گوش دادن به تمامِ دلبری که از بودن اش فقط ، احوالِ خوبی برایش به جا گذاشته بود و دیوانگی هایش این بود که دیکتاتوری اش را بشکند و آنقدر ، آرام آرام با گوشه ای از آن شروع کرد تا قبل از همین امروز تیکه ای از نقطه ی دیکتاتور هم نمی توانست باشد .
.
گام به گام به عقب که برگردی ، پا روی مینی می گذاری که .......
سیاه .
سیاه می شود چشمان هر کسی که گامی به عقب برداشته.
هیچ کس ، هیچ چیز خاطرش نیست .
#کسری_ناری
۵ روز پیش، سه‌شنبه
تیلا بختیاری ، امید فرجی ، مرتضی کلانی و زهره عمران این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

چرا جامعه ما از گفت و گو گریزان است ؟

در وهله اول این سوال کمی عجیب به نظر می رسد و ممکن است خواننده ی مطلب پیش خود بگوید : ای بابا ،این چه حرفیه ؟
ولی با کمی دقت می توان به وجود چنین مشکلی پی برد .
ما با هم گفت و گو نمی کنیم . از یک کلاس درس بیست ، سی نفره گرفته تا یک دور همی کوچک هر آدمی در آن جمع به کار خودش مشغول است و به قولی سرش توی لاک خودش است .
در کلاس درس استاد به زور چند نفری را به گفت و گو می کشاند و در دورهمی هم چند نفری در یک گوشه ای یواشکی با هم حرف می زنند . تکلیف فضای مجازی هم که آینه تمام قد جامعه است ، کاملن مشخص است . در گروه ده نفری ، یک نفر فعال است و بقیه تماشاچی هستند .
خوب ، علت چیست ؟
علت آن است که ما با خودمان بیگانه ایم و بین ما و خود ما فاصله افتاده است .و هیچ تلاشی هم برای بیرون آمدن از این وضع نمی کنیم . این را محمود فلکی عزیز در ... دیدن ادامه » کتاب " بیگانگی در آثار کافکا " می نویسد . او شخصیت مسخ کافکا را که تبدیل به حشره شده ، مثال می زند و می گوید : "من" کافکا حتا به صورت حشره هم تلاش می کند ولی در شخصیت بوف کورهدایت این "من " برای نابودی خود لحظه شماری می کند . او سپس ادامه می دهد که انسان مدرن همواره تلاش می کند . اما از آن جا که مدرنیته ما وارداتی و دست و پا شکسته است ، ما هنور نتوانسته ایم از خود خودمان بیرون بیاییم . چرا ؟ چون انسان مدرن که ساز و کار های مدرن در او درونی شده ، می پذیرد که با واقع بینی و مسئولیت شناسی ، گفت و گو بهترین عامل برای موفقیت است .

ما می گوییم کوروش و داریوش را داریم ، تمدن هفت هزار ساله داریم و چه و چه . خوب ، که چی ؟ قرار نیست کوروش و داریوش برای ما کاری انجام دهند ، ما خودمان باید تلاش کنیم و تاثیرات ناسالم محیط را پس بزنیم و به گفت و گو بپردازیم . آن هم از نوع سازنده اش . آن وقت ، درک دیگری و تحمل آن و تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز و به تعبیر روان شناختی ، ارتباط بدون خشونت ، آسان می شود . و از این راه افراط گرایی هم به حاشیه می رود و.....

#مرتضی کلانی
29 فروردین 1396
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

آی آمد صبح چست و چالاک
بارقص لطیف قرمزی هاش
از قله ی کوه ها ی غم ناک
از گوشه ی دشت های بس دور.
آی آمد صبح تا که از خاک
اندوده ی تیرگی کند پاک
وآلوده ی تیرگی بشوید
آسوده پرنده ئی زند پر.»

#نیمایوشیج
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

.....«خیر نبینی».......

هر شب منم و اشک و غم و گوشه نشــینی
شــاد اسـت دِلم با غَــم و احوالِ چُــنـیـنـی

از کُــفـــرِ نِـگـاهِ شَــــرر افـــروزِ تو بــنـگــر
مُــرتَد شُــدهِ صد مُـســلِـم قطعی و یقینی

غَــمــهــای فـــراوان بِـزدَن چَــنــبَره دورم
الـحق که تو این چَــنـبَرِ غـم را چو نگینی

رَفــتــی و مــن از بودَنِ تو خــیر ندیـدم
ای کاش که یک لحظه تو هم خیر نـبینی

بَر ... دیدن ادامه » باد بِرَفتــه ست جــوانی و نــِـشاطَــم
ماندَست زِطوفانِ تو خـطـها به جَــبـینی

ای کاش که از دامِ غَــــمِ تو بِــگُـــریـــزم
افســوس به اَبروی کـَمانَت به کـــمـینـی

در ماتَمِ توداغَم و ســـوزان چو جَـهـنَّــم
(غافل) که توبی من خودِفردوس بَرینی
#جواد_آتشبار


۵ روز پیش، سه‌شنبه
امیر هوشنگ صدری ، امید فرجی و زهره عمران این را امتیاز داده‌اند
سلام بر آقا جواد*
بعد از مدتها خوش اومدین
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

" تنوین عبارت از دو زبر ، دو زیر ، یا دو پیش است که در زبان عربی به هنگام صرف اسم ، به آخر کلمات می افزایند و an یا en یا on خوانده می شود . از این سه صورت ، صورت نخستین آن [ دو زبر ] به زبان فارسی نیز راه یافته است . چون قلبا" ، استرحاما" و آنا".
تنوین خاص زبان عرب است ..."

نام ها و نوشته ها در دستور زبان فارسی - احمد شاملو ، انتشارات مروارید - چاپ اول 1385

بنابراین به کار بردن تنوین در زبان فارسی جایز نیست . برای مثال جانا" مناسب نیست .
در سال های اخیر ، خوش بختانه برای واژه های عربی که به زبان فارسی نیز راه یافته ، مثل حتما" ،تنوین حذف و واژه به صورت حتمن نوشته می شود . و از آن جمله است : فعلا" ، دقیقا"، مخصوصا" ، اتفاقا" و... که به صورت فعلن ، دقیقن ، مخصوصن ، اتفاقن و... نوشته می شود .
آن چه را در نوشتار نویسندگان ایرانی مشاهده کرده ام که از واژگان فارسی استفاده می کنند ، از آن جمله اند : جعفر مدرس صادقی ، مهدی یزدانی خرم و پیمان هوشمند زاده .
پیشنهاد نگارنده این سطور نیز حذف تنوین برای واژگان عربی ست که به زبان فارسی راه یافته اند ، به شرح فوق .


در کتاب نام ها و نشانه ها در دستور زبان فارسی ، زنده یاد احمد شاملو از حرف و کلمه شروع می کند و ما را به پاسداری از زبان فارسی که به تعبیر او نیمی از تعهد اجتماعی ماست ، فرا می خواند .
خواندن این کتاب ارزش مند را به دوستان پیشنهاد می کنم .


#مرتضی ... دیدن ادامه » کلانی 28 فروردین 1396
امیر هوشنگ صدری این را خواند
زهره عمران ، امید فرجی و قنبرعلی رودگر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

گَهی بالا
گَهی پایین
گَهی از عرش آویزان
گَهی هم بازیِ گلهای قالی ،
سمت تاکستان
گَهی هم رنگ آبی ها
گَهی قرمز به تن داره
گَهی از راست میراند
گَهی از چپ می میرد
عجب دنیای رنگینی
که مرد زندگی از زن
و زن از عالمی بد تر
اگر از با خدا بودن
هراس از گندمی کمتر
وسیب ... دیدن ادامه » کرم خورده ،
گردنش از داس ،خوش، خمتر
نباشد
نمی ماند بهار زندگی
در کوچ یک باور
عجب بالا و پایین داره دنیا
در غم آخر


امین انصاری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید