آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال شعر و ادبیات
S3 : 16:21:01 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
گروه همیاری
درباره ماه‌نامه نقش صحنه i
خرید چهارمین شماره از ماهنامه نقش صحنه آغاز شد.
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سپیده دم
با تیغ روشنایش
گلوی تاریکی را درید
خون در فلق رها شد
و عزاداران شب
کلاغان سیاه پوش
نوحه کنان از آفاق سر رسیدند.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هر کسی را که می آفرید
فقط خالق بود
تا که نوبت به تو رسید
و خدا عاشق بود.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

ای باغِ پیر، سروِ رشیدِ جوان کجاست؟!
ای خاکِ "گود رفته" بگو پهلوان کجاست؟!

سرخ و سیاه، سایه‌ی سوگ است روی شهر
یک‌جو ستاره در دلِ هفت‌آسمان کجاست؟!

ای سنگ‌های فتنه ببارید بی‌امان
ما را "توان" کجا و شما را "زمان" کجاست؟!

زنجیر، بی‌شمار و گرفتار بی‌شمار
زنجیرِ عدل و داد انوشیروان ... دیدن ادامه ›› کجاست؟!

در دیده‌ی زنِ جگرآور امید کو؟!
بر بازوان مردِ دلاور نشان کجاست؟!

یاللعجب که بر سرِ این سفره‌ی فقیر
نتوان سوال کرد که ای خواجه نان کجاست؟!

بسیار روضه خواندم و کس مُلتَفت نشد
اندوه ترسناکِ مرا ترجمان کجاست؟!

هرساعتی به یاد شهیدی گریستیم
چندین پلاک هست ولی استخوان کجاست؟!

از دور بانگ "اشهد" و "تشییع" می رسد
ای کاروان نماز نبندید، اذان کجاست؟!



مرتضی_لطفی
یک وقتی انقدر عاشق کارای کلاسیک بودم که با دو دور خوندن حفظشون می‌شدم! حافظه‌م پر از شعر بود.
یادمه یه بار یکی از دوستای شاعرم گف اگه یه روزی فلان پلتفرم ِ وبلاگ‌نویسی بپُکه و وبلاگمو از دست بدم ، شعرامو جای دیگه‌ای ندارم!
گفتم خیالت تخت من همشو حفظم برات :)))
الان حتی خوندن ِ یه کار ِ کلاسیک تا انتها هم از توانم خارجه!
یا سلیقه‌ی ما انقد عوض شده یا جدی جدی کسی دیگه شعر کلاسیک درست و درمون نمی‌گه.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشت درباره کتاب " اپل و رین " نوشتۀ " سارا کروسان "
چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1399.05.02
نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو
اپل ، دختر نوجوانی است که با مادربزرگش ، نانا در انگلیس زندگی می کند . مادرش سالهاست رهایش کرده و به امید بازیگر شدن به آمریکا رفته و پدرش با همسر جدیدش زندگی می کند . تمام امید اپل برای رهایی از سخت گیری های نانا و رابطه بدی که با پدرش دارد ، بازگشت مادر است ؛ مادری که حتی تصویر واضحی از چهره او جز در عکسها به یاد ندارد . تا اینکه یک روز مادرش برمی گردد و اپل به آرزوی همیشگی اش می رسد اما زندگی با او آغاز ماجرایی است که اپل را با روی واقعی تر و شاید تلخ تر حقیقت ، مواجه می کند .
آن چه در سرتاسر کتاب ، قدم به قدم ساخته می شود ، تاکید نویسنده بر استعدادیابی است . اپل به مرور به استعداد ویژه خود در نوشتن شعرهایی بامفهوم ، پی می برد. در این میان نمی توان به نقش معلم ادبیات او در برخورد و هدایت اپل ، بی توجه بود . معلمی که می توانست صرفا به مرورِ شعرهای قدیمی در کلاس تن دهد اما او دانش آموزان را به نوعی تجربه و بروز خلاقیت وامی دارد ؛ تا جایی که حتی شاگردان بازیگوش نیز جذب نحوۀ اداره کلاس توسط معلم جدیدشان می شوند . تاثیر نقش حضور یک راهنما که با بی اعتنایی به دانش آموزان ، میانه ای ندارد ، رنگ تازه ای را به موقعیت های داستان اضافه می کند که البته در سرنوشت اپل نیز به صورت ویژه قابل مشاهده است . نویسنده با هوشمندی ، راه نجات از آشفتگی زندگی اپل را شناخت و پروراندن استعداد ویژه او یعنی نوشتن نشان می دهد و این تصویرِ صیقل خورده ، یکباره پیشِ روی مخاطب قرار نمی گیرد بلکه به مرور با صحنه ... دیدن ادامه ›› سازی های هوشمندانه در برابر ساخته می شود و خواننده را مبهوتِ ترکیب مسایلی می کند که اپل در شعر می گوید .
این ترکیب ، شاهدی است بر لزوم نفی دست کم گرفتن نوجوانان و بی اعتنایی به دوره ای که شخصیت اصلیِ یک انسان در حال شکل گیری است و بین سوالات مختلف در مسیر یافتن هویت ، غوطه ور است . این کنکاش و شاید این همه شک به هستی و جهان اطراف ، موقعیت مناسبی برای بیرون کشیدنِ قدرت نوآوری ، کنجکاوی و کمک به درک یک جهان بینی برای ادامه زندگی است . خصوصا که اتفاقاتی که برای اپل در این کتاب می افتد، ماورای سنش است و سارا کروسان در مقام نویسنده نشان داد برای درک مفاهیم انسانی نمی توان سن خاصی در نظر گرفت و فقط نحوه مواجهه انسان با آن و ساز و کار انتخابیِ مغز برای سازگاری است که در تنوع گسترده ای قرار می گیرد . این موقعیت های انسانی با حضور شخصیت های مکملی هم چون همکلاسی ها و دوستان اپل و یا رفقای مادرش ساخته شده و به گونه ای قابل باور ، فصل به فصل در کنار هم قرار گرفته است تا نشان دهد که چقدر اپل تنهاست ؛ بیشتر از تنها ، زخم خورده از مادری است که او را رها کرده و حالا با بازگشتش تمام امیدهای او را برای بار دوم نابود کرده .
امید او شبیه تمام امید کسانی است که چاره را در رسیدن به یک راه ، یک شخص و یک موقعیت خاص می دانند . نویسنده در جهان داستان ، این آرزو را محقق کرده تا به اپل نشان دهد که گاه با دست یافتن به همان یک فرد منحصر به فرد حتی تنهاتر از قبل می شویم . بخش حیرت انگیز جهان هستی ، طراحی آن به شکلی است که تمام راه های دنیا به یک آدمِ خاص ختم نمی شود و معنای امید یعنی ادامه این باور که ارزش زندگی ، ماورای موقعیت های از دست داده شده قرار دارد . هرچند ایمان به این حقیقت تلخ ، مسیر سخت و نفس گیری است که اپل خواسته یا ناخواسته آن را طی می کند .
تاکید نویسنده بر محوریت خانواده و توجه ویژه به تاثیر بلندمدت نقش مادر بر سرنوشت یک انسان ، مفهومی است که باز هم در این کتاب هم¬چون سایر آثار سارا کروسان دیده¬ می¬شود . او شمایلی از جهانی را معرفی می کند که اولیه ترین نیازهای محبت و دوست داشته شدن از جانب والدین به یک دختر نوجوان نرسیده و حالا این دریغ ، یک خلا بزرگ ایجاد کرده که نوعی حس بی ارزشی و عدم اعتماد به نفس در او ایجاد می کند و البته این خلا به مرور زمان و با نادیده انگاشتن آن عمیق و عمیق تر می شود . شاید اولین برخورد انسان متفکر درباره این مساله آن باشد که مگر بلندای عمر انسان چقدر است که باید زمان های طولانی را به ترمیم دردهای کودکیش که نتیجه خودخواهی و یا جهالت نسل قبل باشد صرف کند . اما روی دیگر سکه آن است که اهمال در این مسیر ، تنها فرصت بیشتری برای عمق دادن به دره ای می دهد که انسان را به نهایت آشفتگی و دوری از آرامش وصل می کند .
یک بعد دیگر اپل که به¬خوبی توسط نویسنده پرورانده شده حلولِ عنصر تلاش برای غلبه بر تسلیم شدن در برابر شرایط دشوار است . اپل لحظه ای ار کوشش برای تغییر شرایط دست برنمی دارد ؛ این در حالی است که به قیاس سنش ، در صورت تسلیم شدن ، خرده ای بر او نیست اما او می جنگد برای آن که پای انتخابش برای زندگی با مادرش بایستد و شاید بتواند شرایط را بهتر کند .
در این میان ، ترجمه روان مریم فیاضی ، کسی که توانسته خاصیت جذابیت متن را حفظ کند و از پس برگرداندن زبان شعروار کروسان بربیاید نیز قابل تقدیر است .
پایان کتاب پایانی نیست که به تمام سوالات جواب داده شود . پایان آن متناسب با کل جریانی است که برای اپل اتفاق افتاده ؛ نه آن قدر امیدوارانه که خارق العاده همه چیز را تغییر دهد و نه آن قدر سیاه و تار که هیچ راه بازگشتی برای او نگذارد ؛ درست شبیه زندگی . سارا کروسان ، استاد برانگیختن حس همذات پنداری در مخاطبانش است . این اتفاق ، مرهون توالی اتفاق هایی است که درخدمت شخصیت اصلی رخ می دهد تا وضوح بیشتری به مسائل جهان داستان بیفزاید ؛ همان طور که سایر شخصیت¬ها هریک در ورودهای منظم ، برای پررنگ نشان دادن شخصیت و شرایط اپل ، وارد ماجرا می شوند و نه برای صفحه بخشیدن به حجم کتاب . کروسان یک داستان گوی منحصر به فرد است . سوای تمام جوایز بین المللی که برای کتاب های متفاوتش دریافت کرده و جدای از ذهن داستان شناس خلاقش ، او نبوغ ویژه ای در پروراندن ایده اصلی دارد و چنان از فرمِ درظاهر ساده اما درواقع پیچیده ای برای چیدمان قصه و موقعیت استفاده می کند که به راحتی نمی توان از کنار قصه هایی که می نویسد گذشت . داستان های او تا مدت ها بعد در ذهن خواننده می ماند و این مرهون توصیفات جذاب و البته تازه تری است که در ترکیب با ایده خلاقانه داستان ، مخاطب را با آن مواجه می کند . مواجهه ای که خواننده ، طعم جذاب یک داستان خارق العاده را تجربه می کند ؛ آن هم به دور از بازی های زبانی متکلف و روایت های غیرقابل باور . کروسان نویسنده ای است که با آثارش نشان داد خواننده را از جهان داستان و غرق شدن پر از لذت در آن ناامید نخواهد کرد .

مژگان این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شب بیست و یکم...

لایه‌ها حرف‌های زیادی دارن... لایه‌های الکترونی دور هسته اتم، لایه‌های زمین، لایه‌های تنه درخت، لایه‌های آگاهی... انگار همه چیز لایه‌لایه ساخته‌شده و با این الگو پیش می‌ره... حقیقت هم لایه، به لایه شناخته می‌شه و در هر مرحله یک لایه عمیق‌تر می‌شه...
انگار هیچ اتفاقی در این هستی در یک مسیر مستقیم از آغاز تا پایانش طی نمی‌شه، باید در یک سری چرخه بهش برسی... هر چرخه رو یک بار از آغاز تا پایانش طی کنی و بعد بری مرحله بعد... لایه بعد...اون وقت می‌بینی بخشی از راه رو اومدی... انگار هر رسیدن، چیدمان رسیدن‌های کوچیک‌تره...
کتاب عشق از چشمانم چکه چکه می رزد!

۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مجموعه هاشور ۰۳


- کوچه‌های آلزایمر گرفته:

در شلوغ‌ترین خلوتِ روزهایم،
حضور داری
در شهری با کوچه‌های
آلزایمر گرفته!


ـــــــــــــــــــــــــــ


- عشق پایکوبی می‌کند:

نگاهم می‌کنی؛
-- می‌پایمت...

عشق،،،
... دیدن ادامه ›› پایکوبی می‌کند!


ـــــــــــــــــــــــــــ


- زن کورد:

هر صبح،،،
به زنی "کورد" می‌اندیشم 
که نمی‌داند 
حیاط خانه‌اش را،
کجای جهان جارو کند!؟


سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
کتاب_عشق_پایکوبی_میکند
شعر_هاشور
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رها کردم
هر آنچه را که به من آویخت
ما در حال سقوطیم
از دیوار کوتاه عمر
هیچ چیز ارزش سخت گرفتن ندارد
جز دستانت.
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بالاخره توفیق ایجاد یک برگه نصیبم شد 👍🏼
ممنون تیوال جان
رویا این را خواند
امیرمسعود فدائی، جعفر میراحمدی، سید حامد حسینیان و سپهر این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چرا جنگ
کتابی کوچک، مشتمل بر چند نامه بین آلبرت انشتین و زیگموند فروید، حول موضوع جنگ! نامه هایی که پیش از جنگ دوم جهانی رد و بدل شد.
جواب های فروید بسیار روشنگر و ریشه گرایانه هستند و جنگ را اجتناب ناپذیر می دانند.

دیالوگ سوال برانگیز:
اینشتین در نامه ای به فروید مورخ ۳۰ ژوئیه ۱۹۳۲ می نویسد:
آقای فروید عزیز!
خشنودم که جامعه ملل* و “انستیتوی بین المللی همکاری های معنوی” این سازمان در پاریس، امکان تبادل نظر با شخصی دلخواه و درباره مسئله ای دلخواه را به من داده ... دیدن ادامه ›› است. [...] آیا در مقابل فاجعه شوم جنگ راه نجاتی برای بشریت وجود دارد؟

قسمتی از پاسخ فروید:
شاید امید واهی و خیالبافی نباشد اگر به تاثیر دو عامل که در آینده ای نه چندان دور به جنگ و جنگ طلبی خاتمه خواهند داد، امید ببندیم: یکی، نگرش فرهنگی و دیگری، ترس موجه از تاثیرات و پیامدهای جنگ آتی.


________
*جامعه ملل، نام سازمانی بود که بین سال های ۱۹۲۰ و ۱۹۴۶ فعال بود که در نهایت منحل و به سازمان ملل متحد تبدیل شد.
به نظر جالب میاد....
رفت تو لیست خرید دوهفته بعد....
مرسی.
۴ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اگر به تاریکی بیاندیشم، سیاه خواهم شد...
اگر به تیرگی روزگار بیاندیشم، اسیر خواهم شد...
اگر از هجمه مرگ بهراسم، تباه خواهم شد...
به خورشید می اندیشم که نور است...
به روز می‌اندیشم که روشن است...
به زندگی می اندیشم که روان است...
که دلیل بودنم است...
خواست ازلی ام بوده‌و هست...
به یاد آوردنِ شوقی که به زنده شدن داشتم...
زنده شدن از مُشتی ماده...
که با چه شوقی فرسنگها را با دُمبی کوچک شنا کردم تا به حیات برسم...
چنین شوقی داشتم...
چنین شوقی به حیات...
به بودن...
به زندگی می‌اندیشم...
به زندگی...
تکراری نمی شوی
می توان روزی هزار بار
نگاهت کرد
و آنی در تو جُست
چیزی از تو یافت
در یک کلام؛
نیازی
حال تو را تنها
ساعت های دیواری می فهمند.
۶ روز پیش، چهارشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
انتشار ۳۱ نمایشنامه جدید توسط انتشارات آماره‎ | عکس انتشار ۳۱ نمایشنامه جدید توسط انتشارات آماره‎
به گزارش روابط عمومی نشر آماره، این انتشارات قصد دارد در نیمه دوم سال جاری ۳۲ اثر نمایشی را در جهت حمایت از عرصه تالیف و ترجمه راهی بازار کتاب نماید. این ۳۲ کتاب از ۱۷ مولف در قالب نمایشنامه به مرور طی ماه‌های آتی رونمایی می‌شوند. هومن بنائی دبیر بخش ادبیات داستانی و نمایشی نشر آماره درباره چاپ مجموعه آثار نمایشی توسط این نشر گفت: انتشارات آماره از مهر ماه سال جاری هر دو هفته یک بار چهار اثر تازه نمایشی را رونمایی خواهد کرد. به امید خدا این رونمایی طی مذاکرات صورت گرفته در سالن مشاهیر مجموعه تئاترشهر رخ خواهد داد. وی در همین راستا ادامه داد: تصمیم داریم تا بتوانیم تا پایان ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط عمومی نشر آماره، این انتشارات قصد دارد در نیمه دوم سال جاری ۳۲ اثر نمایشی را در جهت حمایت از عرصه تالیف و ترجمه راهی بازار کتاب نماید. این ۳۲ کتاب از ۱۷ مولف در قالب نمایشنامه به مرور طی ماه‌های آتی رونمایی می‌شوند.

هومن بنائی دبیر بخش ادبیات داستانی و نمایشی نشر آماره درباره چاپ مجموعه آثار نمایشی توسط این نشر گفت: انتشارات آماره از مهر ماه سال جاری هر دو هفته یک بار چهار اثر تازه نمایشی را رونمایی خواهد کرد. به امید خدا این رونمایی طی مذاکرات صورت گرفته در سالن مشاهیر مجموعه تئاترشهر رخ خواهد داد.

وی در همین راستا ادامه داد: تصمیم داریم تا بتوانیم تا پایان سال جاری تمامی آثار این مجموعه را رونمایی کنیم، طی پاییز و زمستان امسال در هر ماه هشت اثر از انتشارات آماره رونمایی می‌شود، تمامی این آثار در حوزه ادبیات نمایشی خواهد بود، البته در این میان در بخش داستانی نشر آماره شاهد انتشار یک اثر تازه خواهیم بود.

این نویسنده و بازیگر تئاتر افزود: مجموعه آثار نمایشی پیش رو طی سال گذشته توسط نشر آماره به ثبت رسیده و به امید خدا شاهد انتشار آثاری متنوع از نسل پیشکسوت و جوان تئاتر خواهیم بود. نشر آماره قصد دارد در همین راستا از استعداد‌های جوان عرصه نمایشنامه نویسی حمایت نماید، لذا این ابتدای راه نیست و آماره برنامه‌های بلند مدتی در زمینه حمایت از نسل جوان خواهد داشت.

عناوین آثار و نام صاحبان اثر به شرح زیر می‌باشد:

راهزنان - باد زرد/ نویسنده: وینسنت ونگوگ / مترجم: علیرضا کوشک جلالی

استخوان ماهی - بچه‌های دریا - راز پروانه‌ها – هاپچه- سه نمایشنامه کوتاه - علاء الدین و... / نویسنده: منوچهر اکبرلو

هینکه من / نویسنده: ارنست توللر / مترجم: ایرج زهری

رگ / نویسنده: ایوب آقاخانی

ماه رخ / نویسنده: ایرج افشاری اصل

صبا - ذبیح – مهری ناز / نویسنده: صبوره رنگرز / مقدمه: دکتر عطاالله کوپال

قند خون - کمیته نان / نویسنده: لیلی عاج

چند سال پیش / نویسنده: کهبد تاراج

سزارین – ژرژت مشکی / نویسنده: هومن بنائی / مقدمه: جهانگیر هدایت

مربع / نویسنده: علی صفری

والس با شمشیر – تبار منحوس – غبارروبی از خاطرات / نویسنده: مجید دیندار

لعنت آباد – هیله – هجده / نویسنده: محسن عظیمی

زائر افسون شده / نویسنده: شهرام احمدزاده

بزن بریم - تنها گریخته / نویسنده: کاریل چرچیل / مترجم: ترجمه پریسا سالاری

حُربن یزید ریاحی / نویسنده: عبدالرزاق عبدالواحد / مترجم: سید مهدی حسینی نژاد

تک گویی‌های مرگ / نویسنده: زهره یحیایی / مقدمه: افشین هاشمی

برفناک / نویسنده: علی مست علی

گفتنی نشر آماره پیش از این آثاری همچون مسافر اتاق شماره ۳۷، آشویتس زنان و تک گویی‌های مرگ را در عرصه نمایشنامه نویسی راهی بازار کتاب کرده است.

علی صفری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آه اگر نبود
چه می کشید
دل!
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به خانه می رسم
در را باز می کنم
تلویزیون
جا می خورد
یخچال
آه می کشد
خاطرات مبل بزرگ
ناتمام می ماند

آرزو_نوری
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پاییز کوچک من
دنیای سازش همه رنگ­ هاست
با یکدیگر
تا من نگاه شیفته­ ام را
در خوش ­ترین زمینه به گردش برم
و از درخت­ های باغ بپرسم
خواب کدام رنگ
یا بی رنگی را می­ بینند
در طیف عارفانه­ ی پاییز!!!!!


«حسین منزوی»


پاییز مبارک.
حقیقت را برهنه و برهنگی را در حقیقت دوست دارم.
neda moridi این را خواند
محسن جوانی و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
آقا من این بخش دوم رو نمی‌فهمم!!
۳۱ شهریور
پوریا صادقی
و ما هنر را داریم تا تلخی حقیقت ما را نکشد. فردریش نیچه
هنر هست تا از فرط واقعیت خفه نشویم...

این ترجمه ش رو خیلی دوست دارم...(و واقعا یک گزاره واقعی/ حقیقی هست...بدون شک.)
neda moridi
هنر هست تا از فرط واقعیت خفه نشویم... این ترجمه ش رو خیلی دوست دارم...(و واقعا یک گزاره واقعی/ حقیقی هست...بدون شک.)
زیباست.
خیلی هم واقعیه و لایه های زیرین زیادی داره.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
- دوست داشتن:


می‌دانم!
دوست داشتن،
زمان نمی‌شناسد
مکان نیز!

به تو می‌رسم!


سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
کتاب_عشق_پایکوبی_میکند
شعر_هاشور
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
- به دیدارم بیا:


چشم‌هایم
سفره انداخته‌اند..
*
به دیدارم بیا!


سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
کتاب_عشق_پایکوبی_میکند
شعر_هاشور
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
- اعتکاف:


برای دیدنت،
معتکف پنجره‌ام.

قسم به ضریح پنجره،
آمدنت را،،،
-- اجابتی!


سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
کتاب_عشق_پایکوبی_میکند
شعر_هاشور
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید