تیوال فیلم سی‌صد و شونزده
S3 : 15:14:56
امکان خرید پایان یافته
 بها: ۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰ و ۲,۰۰۰ تومان
: پیمان حقانی
: حمیدرضا کشانی، پیمان حقانی
: ندارد
: پیمان حقانی
: هایده صفی یاری
: داوود ملک حسینی
: ایرج شهزادی، حیدر نجفی

خلاصه داستان: 316 داستان زندگی زنی است که خاطرات زندگی و کشورش را از پیش از تولد تا لحظه مرگ روایت می کند. داستان 63 سال زندگی که بیشتر از طریق کفشها و پاهای شخصیتهای فیلم روایت می شود. داستانی پر حادثه که هم انقلاب و هم جنگ 8 ساله ایران را در بر دارد. در فیلمی که هیچ یک از شخصیتهایش دیده نمی شوند و اولین نمونه در نوع خودش است با صحنه هایی عجیب از جنگ ، انقلاب ، عشق ، تولید مثل ، امید و زندگی و مرگ مواجه می شویم. شما به فیلمی دعوت شده اید که باید چهره تک تک شخصیتهایش را خود ترسیم کنید. فیلمی با داستانهایی خنده دار ، غم انگیز و حتی عجیب.

جدول اکران فیلم  >>> کلیک کنید

 

 


کیفیت ۴۸۰: ۱.۵۰۰ تومان
کیفیت ۷۲۰: ۱.۸۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰: ۲.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی آوای تیوال فیلم سی صد و شونزده / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از مراسم گفت‌وگو و دیدار با عوامل فیلم سی صد و شونزده / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» آیین دیدار فیلم «۳۱۶» برگزار می‌شود

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در یک عبارت بخوام بگم:

یه فیلم بامزه, با یه نگاه بامزه از یه داستان ساده, که از اونجایی که در بخش تازه تاسیس هنر و تحربه قرار گرفته, دقیقاٌ با انتظارات من از فیلم تطبیق داشت.

فیلمی نیست که بخوام دوباره ببینمش, اما یک بار دیدنشو دوست داشتم.
maria و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
رومینا خلج هدایتی، سپیده و نفیسه نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خودفریبی کارگردان/نادان‌پنداشتن مخاطب..

ایده‌ی اجرایی فیلم خوب بود اگر کارگردان بیش از این به ایده‌ی فیلم پایبند می‌بود. یادمه در توضیحاتی که روزهای پیش از اکران فیلم در گروه هنر و تجربه می‌خوندم این نکته ذکر شده‌بود که فیلمی‌ست با بازی کفش‌ها و مخاطب می‌تواند چهره‌ی دارندگان کفش‌ها را خود تجسم کند. ولی در طول فیلم گاه‌به‌گاه بخش‌هایی از چهره‌ی شخصیت‌ها را می‌بینیم و ایراد‌هایی خودنمایی می‌کنن. مثلا در صحنه‌ای که راوی با یادگاری پدرش مواجه می‌شه از بینی تا نیم‌تنه‌ی بالایی شخصیت را می‌بینیم و این همان چهره‌ای نیست که در صحنه‌های پیش و پس از آن از راوی نمایان می‌شه (متوجهم چهره‌ی آدمی به مرور زمان و افزایش سن تغییر می‌کنه ولی حالت چانه،‌ فرم بینی و به‌ویژه لب، کم‌تر تحت تأثیر گذر زمان‌اند). این اتفاق برای دست‌های راوی ... دیدن ادامه » هم رخ می‌ده. یعنی فرم انگشتان دست راوی یکسان نیست در طول فیلم. شتاب‌زدگی در ساخت این فیلم نقطه‌ای‌ست که به نظر من به ایده‌ی خوبش آسیب زده. در یکی از صحنه‌های فیلم کتابی روی میز قرار داره که چاپ دهه‌ی ۹۰ است ولی زمان آن صحنه مربوط به دهه‌ی ۷۰ است. می‌دانم این‌ها ریزبینی‌ست ولی همین جزئیاتی که از چشم منشی صحنه و کارگردان دور می‌ماند آسیب‌زاست برای فیلمی که می‌توانست با پرداخت ماهرانه‌تر چنین ایده‌ای ماندگارتر و تحسین‌برانگیزتر شود.
من فکر می‌کنم هنر روایت و پرداخت شخصیت‌پردازی تنها با کفش و نه با اسم و چهره، زمانی می‌توانست محقق شود که حتا لحظه‌های متأثرشدن راوی و دیگر شخصیت‌ها هم با همان زاویه‌دید به نمایش درمی‌آمد. در این فیلم کارگردان هر جا نتوانسته از عهده‌ی مسئولیت در برابر ایده‌ی خویش بربیاد متوسل به دیگر اندام و چهره شده. و این هم‌راستا نیست با نگرش راوی که معتقده می‌شه از روی کفش آدم‌ها متوجه کاراکترشون و خیلی چیزای دیگه شد. هرچند منم معتقدم کفش‌ها بیان‌گران خوبی هستن تو زندگی واقعی.
جز این بر این باورم که در بیان خاطرات و رویدادهای اجتماعی، زاویه‌دید کفش‌ها نقشی پیش‌برنده در روایت فیلم ندارن؛ هرچند از نظر بصری اون صحنه‌ها جزو جذاب‌ترین صحنه‌های فیلم شدن.
منم با نظرات شما موافقم و به نظر میرسد ایده ی کلی نتوانست به حقیقت روایتی خویش نزدیک شود وتنها بعنوان لایه ی بیرونی کار ارائه شده ست ..
۰۴ آبان ۱۳۹۴
جناب پرنده باز آلکاتراز

کامنت زیر پست شاهین نصیری کجا


این کجا

موفق باشی جناب..................
۰۴ آبان ۱۳۹۴
هنرمندان برجسته اولین کارشون شاخص ترین کارشونه. طوریکه روی سایر آثارشون هم تاثیر میذاره. بر خلاف بسیاری از اشغال هنر سیر صعودی نداره و برعکس سیر نزولی داره. کیمیایی که از قیصر و داش اکل و گوزن ها شروع کرد به متروپل و محاکمه در خیابان رسید! مهرجویی که از ... دیدن ادامه » گاو و دایره مینا شروع کرد به چه خوبه که برگشتی رسید. این عزیزان که با این فجایع شروع میکنن آخر چی میشه؟!
۰۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از یه موقعی،بدون اینکه متوجه بشی،بچه ها خودشون بزرگ میشن
سلام بر دوستان

- فیلم تنها زندگی روزمره یک فرد معمولی نیست بلکه خاطرات یک نسل و مقطعی از تاریخ کشور است.
- موسیقی خوب فیلم، گفتار مناسب و نحوه قرائت آن توسط راوی، تیتراژ اول و پایانی و اینکه فیلم اصلا حوصله سر بر نیست از نقاط مثبت فیلم است.
- قسمت های مستند مربوط به انقلاب تصاویر کمتر دیده شده است(بنا به گفته کارگردان از مستند های کامران شیردل استفاده شده)
- به هر حال فیلم کار اول کارگردان و یک اثر تجربی اما بسیار دلچسب است. بدیهی است خالی از اشکال نیست و هر کدام از ما دوست داشتیم در قسمت هایی طور دیگری ساخته می شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من 316 فیلم شیرینی بود با نگاهی متفاوت و جالب. شنیدن داستان از زبان کفش ها دلنشین بود به نحوی که لبخند رضایت در طی فیلم و بعد از آن همراهم بود. ضمن اینکه باعث شد به فکر بیفتم تا برگردم خونه چند تا از کفش هام رو بشورم!!!
از اونجا که سبک وسیاق صمیمانه، راحت و بی شیله پیله صحبت کردن رو دوست دارم راوی و در واقع روایت داستان رو دوست داشتم.
برخلاف اکثر سریال ها و فیلم های ایرانی که -به نظر من- زن و مرد به طرز توهین آمیز و غیرمحترمانه ای روبروی هم و شاخ در شاخ به نمایش در میان در این فیلم به طور شیرینی در کنار هم به تصویر کشیده شده بودند واین تصویر رو دوست داشتم.
فیلم ایجادِ عادتِ پرکردن اوقاتم با کارهای خوب و مفید و نهادینه کردن آن رو یادآوری کرد تا در سنین پیری دچار روزمرگی و تکراری بودن روزها و زندگی نشوم. یادآوری خوبی بود.
در هر حال از آقای حقانی و ... دیدن ادامه » کشانی تشکر میکنم و برایتان آرزوی موفقیت بیشتر و بیشتر دارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
316 فیلمی است با موضوع خلاقانه رنگ و لعاب اصلاح شده و درست و صد البته داستانی خوب که درست شروع میشه و درست تموم میشه خیلی جالبه آهنگ های این فیلم هم روی صحنه ها به خوبی نشسته ولی در مورد موضوع که دوستان گفتن حالا کفش نه و یک دماغ و.... به نظرم فقط نوع روایت مهم بود که هم فیلم و هم راوی از پس اینکار برآمدند در مورد اینکه آیا باید به ریز کفش ها اشاره میشد یا خیز به نظرم اون زمان بود داستان زیادی حوصله سر بر میشد به نظرم فیلم 316 فیلمی بود با ایده ای خلاقانه که درست شکل گرفته بود و درست پخته شده بود ولی در یک سری جاها روایت خط سیر خود را به موضوعی مثلا جنگ اختصاص میداد که به نظرم باز هم اون بخش داستان برای جلوگیری از حوصله سر رفتن تماشاگر خوب و مناسب بود به هر حال فیلمی بود که ارزش پیشنهاد دادن دارد و البته یک مرتبه دیدن(برای من تماشاچی بسیار عجیب که فیلم های ... دیدن ادامه » هنر و تجربه اینقدر منزوی هستند در صورتی که در این گروه فیلم های بسیار خوب با ساختار مناسب تر از فیلم های روی پرده(خارج از هنر و تجربه )وجود دارد این خود به نوعی جای بررسی دارد که واقعاً چرا؟)
316 فیلمی است که احتمالا از تک تک دقایق آن لذت خواهید برد. اما حتی یک لحظه هم نمی شود فراموش کرد که فیلم پیمان حقانی فیلم بدی است. فرم نوی فیلم یک جور خودنمایی است انگار با کسی شرط بسته باشی که تمام قصه را از زبان کفش ها بگویی (گرچه وسط این شرط بندی چند باری هم جر زنی می کنی!) و تازه دست آخر این سوال پیش می آید که : خب که چی! این فرم چه کمکی به ماجرا کرد؟ قصه زندگی کاملا معمولی یک آدم که چیز هیجان انگیز و نکته دراماتیک خاصی هم نداشت از طریق کفش ها روایت شد. اگر از طریق دست ها و دماغ و کلاه و باقی اعضای بدن و لباس ها هم روایت می شد اتفاق خاصی نیفتاده بود. تنها مزیت روایت از طریق کفش ها فرار از سانسور در تصویر سازی صحنه های مربوط به جفت گیری و تولید مثل (عین عبارت بیان شده در فیلم) بود. 316 جفت کفش این خانم هم اگر 318 تا می شد باز هم اتفاقی نمی افتاد (یک بار مسعود فراستی ... دیدن ادامه » در نقد شیار 143 همین حرف را زده بود و احتمالا این از معدود بار هایی است که کاملا با جناب فراستی موافقم). تنها چیزی که باعث شد از دیدن فیلم لذت ببرم یک جور صمیمیت موقع روایت ماجرا بود که به دل می نشست و لبخند روی لبت می آورد. از دیدنش پشیمان نمی شوید اما 316 تا تبدیل شدن به یک فیلم خوب هنوز خیلی فاصله دارد. نوآوری کارگردان جای تقدیر دارد و امیدوارم این نوآوری در فیلم های بعدی تبدیل به اثری موفق تر شود.
نوآوری کارگردان جای تقدیر دارد و امیدوارم این نوآوری در فیلم های بعدی تبدیل به اثری موفق تر شود.




برای من همین یک خط بس هستش

ممنون شاهین جان از نقد خوبت
۲۱ تیر ۱۳۹۴
شاهین جان نکته طلایی گفتی.دقیقا فیلم در ستایش روزمرگی ساخته شده!این خیلی آدم رو اذیت می کنه!آدم به مثابه آدم!آدمی که خودش رو فراموش کنه و در توجیه بی هدف بودن خودش درگیری به چرخه روزمرگی رو قشنگ بدونه اصلا آدم نیست!میشه بی اسم ، میشه لا اسم ، میشه بی تشخص.این ... دیدن ادامه » فیلم دقیقا نقطه مقابل سه جلسه تراپیه...
۰۲ مرداد ۱۳۹۴
ممنون از نقد خوووبتون
۱۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید