تیوال هنر و تجربه
S3 : 11:38:34

نسیمی با بوی هنر و تجربه

شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ تیوال در راستای حمایت از آثار سینمایی هنری تجربی (کوتاه، مستند، تجربی) و ترویج و شناساندن آثار هنری و مستقل با ایجاد بخشی مهم و مجزا با عنوان "تیوال هنر و تجربه" تصمیم دارد فصل نوینی در مسیر پر پیچ و خم حمایت از این آثار بگشاید و طرحی نو دراندازد.
اینجا صرفا یک محل برای تبلیغات نیست، اینجا صرفا یک محل برای پوشش خبری نیست، قرار است اینجا پاتوقی برای اهالی هنر و تجربه باشد، پاتوقی برای مستندسازان، برای فیلمسازان کوتاه و تجربی، یک شبکه اجتماعی برای بهتر دیدن، بهتر شناختن و بهتر فکر کردن..

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مریم تاواتاو
درباره فیلم بی صدا i
من از مرگ نمی ترسم . از دردهایی می ترسم که وقتی روی هم جمع بشه راهی جز مردن برات نمی ذاره ...
حمیدرضا مرادی و Negin Fooladi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
حکایت این بیت مولانا حکایت فریده داستان ماست. دختری در مرز چهل سالگی که در هلند زندگی میکند و روزگار خوش و خرمی را سپری می کنند اما در اندرونش به دنبال گمگشته خویش می گردد. فریده در ایران متولد شده اما توسط پدر و مادرش بر سر راه گذاشته میشود.خانواده ای هلندی که در زمان شاه در ایران بودند و بچه دار نمی شدند سرپرستی او را بر عهده می گیرند و او را به هلند میبرند. فریده از کودکی خود چیزی جز تصاویر مبهم به خاطر ندارد.او به زبان فرهنگ ایرانی علاقه دارد و همیشه دوست داشته زادگاه و پدر مادر اصلی اش را از نزدیک ببیند برای همین سرگذشتش را برای روزنامه ای در ایران می فرستد و روزنامه آن را چاپ می کند.از خانواده هایی که آن روزنامه را می خوانند سه خانواده اعلام می‌کنند که دختری با چنین مشخصاتی بر سر راه گذاشته اند و حالا تمایل دارند فرزندشان را ملاقات کنند. فریده تصمیم می گیرد زندگی و رفاه خود را رها کنند و به دنبال گم گشته خود به ایران و به جایی که متولد شده سفر کند.
حضرت حافظ وقتی از این تصمیم مطلع شد و فهمید فریده می خواهد خانواده و زندگی اش در هلند را رها کرده و به ایران سفر کند برایش سرود:
ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آباد است
تو را ز کنگره عرش میزنند صفیر
ندانمت که در این دامگه جا افتاده است
اما فریده صلای حافظ را اعتنایی نکرد و به ایران آمد. سه خانواده با آغوشی باز و امید فراوان به استقبالش آمدند و هر کدام با او مثل دختر گمشده ی خود رفتار کردند.فریده با آنها به آزمایشگاه رفت تا نمونه دی ان ای بدهند و مشخص شود که دختر کدام خانواده است.یک ماه فرصت لازم بود تا جواب آزمایش آماده شود.در این مدت فریده شروع به ایرانگردی کرد و از دیدن اماکن تاریخی و فرهنگی ایران سخت تحت تاثیر قرار گرفت.انگار گمشده خویش را یافته بود اتفاقی که معمولا برای گردشگران خارجی می افتد که وقتی با ایران و ایرانی و مهمان نوازی شان آشنا می شوند ایران را مدینه فاضله و جایی برای آرامش می نامند. این حس تا جایی پیش می‌رود که بعضی مانند فریده هلندی دوست دارند در ایران زندگی کنند حسی که این روزها ایران از مردمان خودش دریغ کرده و سخت اوضاع و شرایط معیشت را برایشان طاقت فرسا کرده، همه می‌خواهند از دستش خلاصی پیدا کنند اما راه گریزی برایشان نیست و امید به زندگی به صفر میل میکند. ایران مثل معشوقه ای شده که به عاشق خود بی توجهی می کند چون می داند آن بیچاره مال اوست و اسیرش شده،پس می رود برای جلب توجه و جذب تحسین افراد دگر.
سعدی که این رفتار ایران با مردمان(بخوانید عاشقان) خودش و امثال فریده ها را دید با ناراحتی برای ایران خواند: آن سست وفا که یار دل سخت من است
شمع دگران و آتش رخت من است
ای با همه کس به صلح و با ما خلاف
جرم از تو نباشد گنه از بخت من است
مولانا که دل خون سعدی را دید او هم بر سر ایران فریادی کشید و گفت:
تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی
نم ... دیدن ادامه » ندهی دهی به کشت من آب به این و آن دهی خواجوی کرمانی هم وقتی دید بزرگانش زبان به شکوه گشوده اند برای اینکه فریده را از این غریبه فریبی ایران آگاه کند خطاب به فریده نصیحت کرد:
دل بر این پیرزن عشوه گر دهر مبند
کین عروسی است که در عقد بسی داماد است
خیمه اونس منزل در دل این کهنه رباط
که اساسش همه بی موقع و بی بنیان است
اما فریده گوشش بدهکار این حرفا نبود شاید اگر فارسی اش بهتر بود و می فهمید که چه بزرگانی به او چه ها می گویند عاشق ایران و تمدن اش نمی شد ولی او چیز زیادی از زبان مادری اش نمی دانست فقط در جواب این شعر هایی که برایش خواندند یک ترانه ی غربی را مدام زمزمه می کرد و می گفت:خانه جایی است که قلب آدم در آن جاست(home is where the heart is)...
دردسرتان ندهم فریده گوش نکرد و عاشق و شیدای ایران و آن سه خانواده شد.تا جواب آزمایش حاضر شود به خانه های آن سه خانواده مهمان شد.هر سه خانواده با او مثل گمشده ی خود برخورد کردند. با او اشک ریختند، گفتند، خندیدند و برای هم از داستان و ماجراهای زندگی خود تعریف کردند. به یمن پیدا شدن فریده سور و سات به راه انداختند و فامیل را دعوت کردند و مهمانی دادند. آنها هم عاشق و دلبسته فریده شدند. یک ماه گذشت روز جواب آزمایش رسید فریده در اتاق دکتر نشسته بود.خانواده ی اول به داخل خوانده شدند دکتر گفت ما آزمایش را بررسی کردیم دی ان ای شما با فریده مطابقت ندارد و فریده فرزند شما نیست.خانواده بسیار اندوهگین و غمزده گریه کردند و آه کشیدند.فریده را در آغوش گرفتند و برای همدیگر آرزوی سلامتی و رسیدن به گمگشته خود کردند و گفتند هر موقعی به شهر ما آمدی سری به ما بزن و گفتند تا ابد او را فراموش نخواهند کرد و دوستشان خواهند ماند و رفتند.خانواده دوم داخل شد دکتر جمله قبل را تکرار کرد باز هم ناراحتی و اشک و آغوش و آرزوهای خانواده اول تکرار شد.نوبت به خانواده ی سوم رسید. نفس‌ها در سینه حبس شده بود خانواده سوم بسیار خوشحال و امیدوار بود فریده هم منتظر لحظه موعود. هر دو خود را برای خبر مسرت‌بخش دکتر آماده کرده بودند.خبر بازگشت یوسف به کلبه ی احزان و وصال یار اما دکتر گفت متاسفانه آزمایش شما با فرید مطابقت ندارد و فریده دختر شما هم نیست! آسمان تپید،فریده خشکش زد، نمی‌دانست چه باید بگوید و چه باید کند.سردش شد، گریه کرد.خود را تنها ترین و بی کس ترین فرد دنیا دید. تصورش را نمی‌کرد اینگونه تمام شود. لذت یک ماه زندگی در ایران و تمام لحظات بی نظیرش همگی یک جا از جلوی چشمانش گذشت و به خاطراتی با پایان تلخ تبدیل شد. انتظارش را نداشت بهترین روزهای زندگی اش انقدر تلخ و ناامید کننده تمام شود دنیا برایش به آخر رسیده بود.چمدان هایش را بست و خود را برای بازگشت به هلند آماده کرد. ایران نیز خیلی ناراحت بود ناراحت و غمگین از اینکه داشت عاشقی را از دست می داد. هر سه خانواده فریده را بدرقه کردند و برای برای رفتنش اشک ریختند.همه ناراحت بودند اما شهریار در پایان به فریده گفت:
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
نتوان گفت غمم از بیم رقیبان به حریفان
هر طوری بود فریده از ایران رفت،اما ایران طاقت نیاورد دلش گرفت،آسمانش ابری شد،سخت گریست و مردمان خودش را سیل برد...
این با دخل و تصرف،داستان مستند بسیار زیبایی به نام در جستجوی فریده بود که این روزها در سینمای هنر و تجربه در اکران است لطفا اگر حوصله کردید و تا انتها خواندید نظر خود را در بفرمایید
حامی این را خواند
زهره مقدم و Negin Fooladi این را دوست دارند
آقای زم خسته نباشید و دستتون درد نکنه! خیلی خوب نوشتید.
واقعا مستند عجیب و جالبی بود. خیلی دوستش داشتم.
۴ روز پیش، پنجشنبه
خواهش می کنم ممنونم و سلامت باشید
دقیقا نظرم من هم نزدیک به نظر شماست
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره فیلم یه‌وا i
یه وا در یک کلام میگه زنی که قدرت جنگیدن داره و در دورانهای مختلف زندگی قوی شده فرار نمیکنه...همیشه وامیسته و میجنگه
فیلم با ارزشی هست.ببینید...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای *زونا*

دل دریاست و مغز کتابخانه اسرار..
در کنجی تاریک از دلم، موجودی زندگی می‌کند که توصیفش از جعبه‌سیاه سرهایتان بیرون است. شاید چیزی شبیه هیولای دوست‌داشتنی در "به شکل آب"!
هر آنچه لطافت و صداقت در جهان، بی‌سرانجام است، در او جای گرفته..ارتباطش با مغزم به اجبار قطع شده و چنان در آن کنجِ تاریک کز کرده و بی‌پناه می‌نماید، انگار غم‌انگیزترین مرثیه‌های دنیا را در خود جای داده است.
ترسیده، حق دارد..
کم‌کم عشوه‌های ملیحش چشمک‌زنان راه بین دل و مغز را باز کرده، انگار در نگاهش اسیدی‌ترین محلول دنیاست..در جای‌جای دلم نور به وفور دیده می‌شود اما آنچه فضا را تاریک و تاریک‌تر کرده است، ترس است!
نه ترس از چیزی که ترسناک است، ترسی خودساخته که دل را سرگرم کند و مغز را مشغول پاکسازی!
پاکسازی خاطرات تلخی که به دیواره مغز چون رنگ پاشیده و ... دیدن ادامه » چنان شَره می‌کند انگار زمان، داوری سخت‌گیر برای اتمام بوم نقاشیِ ترس است..
هیولا مردد و نگران است..دریای دل را درمی‌نوردد به امید نوری که سرانجامش روشناییست. نوری که گرمابخش دل باشد و آرامش را از مغزِ بی‌پناهم به غنیمت آورده باشد..
جدالشان ادامه‌دار است و من، بی‌اثرترین دخیلِ ماجرا!
چراغ را خاموش می‌کنم تا در خلوتِ وجودم، بی‌دغدغه بجنگند و تنها مارشِ میدان نبرد، صدای بارانِ اشک بر پهنه دریا باشد!
علی جان منتظرم درمورد مانیکور هم قلم زیبات رو بخونم ..
۲۳ فروردین
بله قطعا
و چه بسا ، با توجه به دلنوشته های دل انگیزتان ، فضاسازی هایتان خیلی خلاقانه تر خواهد بود نسبت به خوابگردها
۲۴ فروردین
قربان شما لطف دارید :)
۲۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم علیرغم قصه معمولی که دارد، در شیوه روایت بسیار موفق است. داستان های جانبی در واقع کمکی به قصه اصلی نمی کنند، هر چند تشابه زیادی بین شان ایجاد شده که اتفاقا پیوند مخربی ست و قصه اصلی را از واقعیت دور می کند. از دید من همان خط اصلی داستان به اندازه کافی می توانست تنش و هیجان داشته باشد. نوع نگاه فیلم به مقوله زن قوی و مستقل و اشاره به باریک بودن لبه عدالت بدون نقد آن البته نقطه قوتی ست برای فیلم؛ خیلی موفق تر از نگاه های فمینیستی که در آثار دیگر سینمای خودمان شاهد هستیم. این فرصتی که کارگردان به مخاطب می دهد تا یک ساعت در روستایی در ارمنستان زندگی کند هم مغتنم است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما ها یادتون نمیاد، یه زمانی بود هنر و تجربه فیلم هاش حرمت داشت، درسته اعتیاد بده و پرداختن بهش خوبه ولی دلیل نمیشه هر خزعبلی رو به اسم هنر و تجربه به خورد مردم داد :((((
گفتم که دیروز بهتون :(
۱۹ فروردین
بهله :)) به سپهر هم گفتم :))
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدایا! من این همه دری وری یه جا تو عمرم نشنیده بودم
سپهر جان چطور بود فیلم؟
۱۸ فروردین
منتظرت بودن
عادت من همینه
از تو گله ندارم
رسم زمونه اینه ..
۱۹ فروردین
آقای جعفریان:))))
نه والا من ندیدیم فیلم رو
صرفا به قصد فوضولی پرسیدم :))))
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شکیبا
درباره فیلم رضا i
■گفت‌وگویی شنیدنی با کارگردان فیلم «رضا»
■■«علیرضا معتمدی»
■فیلم «رضا» و مواجهه با خویشتن

■ در کانال ابدیت و یک روز پادکست شماره نود و نه را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/587

■ ناملیک: http://namlik.me/article/4723
■ بیپ تونز: https://beeptunes.com/track/527463128
■ میکس کلاود: http://bit.ly/2HYkyYj


■نمایش فیلم «رضا»، ساخته «علیرضا معتمدی»، چندی است که در گروه سینماهای هنر و تجربه آغاز شده. استقبال جمع متنوعی از منتقدان سینمای ایران و همچنین مسأله چگونگی مواجهه کارگردان با مسأله «الهام‌گرفتن از زندگی شخصی هنرمند»، ما را بر آن داشت تا از علیرضا معتمدی بخواهیم کمی از تجربیات و نگاهش درباره چرایی و چگونگی ساخت رضا بگوید.

■تدوین پادکست : محمد شکیبا

■قطعات ... دیدن ادامه » موسیقی‌ به کار رفته در این پادکست:
‏۱. «رقص گدایی» از ساخته‌های گروه «کلزماتیکس» و برگرفته شده از آلبوم ‏موسیقی «جن‌زده‌‏»‏
۲. بخش‌هایی از پیش‌پرده تبلیغاتی فیلم «رضا» با اجرای «علیرضا معتمدی» و «سحر دولتشاهی» و همراهی «هنگ‌درام» با نوازندگی «علی رحیمی»
۳.«آهوی فراری» ساخته «فریبرز لاچینی» (تنظیم از «سردار سرمست»)، و با اجرا «هاسمیک کاراپتیان»
۴. «یک شهر قدیمی تک‌افتاده» ساخته و با اجرای «استینگ» برگرفته‌شده از آلبوم موسیقی متن فیلم «ترک لاس‌وگاس»


■ عبارت "abadiatvayekrooz" را در اینستاگرام جستجو کرده و به ما بپیوندید.
.
.
.

■ مجموعه پادکست‌هایی درباره هنر سینما (حامد صرافی‌زاده)
https://telegram.me/EternityAndADay

■ پادکست ها در سایت ناملیک :
https://bit.ly/2sfUjTz
.
.
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
taghaodi
درباره فیلم بی صدا i
بازی ها در بعضی سکانس ها خوب و برخی بد بود. برخی مکالمه ها جذاب بود و بنظرم فشاری که همسر یک فرد مبتلا به سرطان تحمل میکند نشان داده شده بود. ولی نمیدانم چرا فیلم یک مقدار شلوغ بود و شاید با شخصیت های کمتر هم میشد منظور را رساند.
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
taghaodi
درباره فیلم رضا i
فیلم خوبی بود. انتخاب سحر دولتشاهی هم خیلی بجا بود. خیلی واقعی بود و قابل درک.بنظرم رضا سردرگم بود و علی رغم ظاهر و ادبیات همیشه خونسردش مثل یه آدم طوفان زده بی تکلیف بود. تماشای فیلم را حتما توصیه میکنم.
حمیدرضا مرادی، امیر مسعود و فاطمه فریمانی این را خواندند
شکیبا و ناهید حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امین
درباره فیلم گلدن تایم i
درباره‌ی این فیلم فکر می‌کردم و این که چرا این اسم غیر فارسی انتخاب شده. شاید هدف این بوده که ببینیم گلدن تایم به چی اطلاق میشه، ظاهرن یکی از اون‌ها توی پزشکی کاربرد داره و منظور از گلدن تایم، اون زمان محدود و طلایی هست که میشه یک بیمار / مجروح رو از مرگ نجات داد و احتمالن نیاز به تصمیم‌گیری مهمی هم داره. لینکش:
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Golden_hour_(medicine)
در اپیزودهای مختلف این فیلم هم چنین لحظاتی وجود داره، تصمیم‌گیری های مهمی که می‌تونه به مرگ و زندگی منجر بشه؛ مرگ یک نفر، یک زندگی و یا یک رابطه؛
یا حیات دادن به یک نفر، به یک زندگی و یا به یک رابطه.
تعبیر شما هم جالبه.اما به نظر من اینجا منظور زمان طلایی فیلمبرداری و یا عکاسی هست. یک ساعت بعد از طلوع و یک ساعت قبل از غروب. تمام اپیزودها هنگام غروب اتفاق می افتند.
۱۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاطمه فریمانی
درباره فیلم رضا i
رضا! فیلمی که با اغماض در حد متوسط بود.
قصه ای تا حدودی غیر واقعی و بی منطق که شاید قصد ساختارشکنی داشت!
زن و مردی که هنوز یکدیگر را دوست دارند اما از هم جدا میشوند آن هم با تصمیم یک جانبه زن! تا اینجای داستان را شاید بتوان اندکی با واقعیت تطبیق داد اما پس از آن را بعید می دانم!
مردی که سرانجام به خواست همسرش_که به قول خودش نمیداند از زندگی چه میخواهد!_ تن میدهد و حتی پس از جدایی با آمد و شدهای وی هیچ گونه مشکلی ندارد و به هر طریقی که زن بخواهد از وی پذیرایی به عمل می آورد! (آه که چه یوتوپیایی برای زن ایرانی) چیزی که در واقع امر، دست کم در جامعه امروز ما امری(اگر نگوییم محال) نادر است. آنقدر ناملموس که زنی که کنارم در سالن نشسته بود گفت: «آخر این دو زن و شوهر بودند یا نه!»
در غیرواقعی بودن فیلم همین بس که جز یکی دونفر، احدی با لهجه اصفهانی صحبت نمیکرد!

رضای ظاهرا عاشق و منتظر-شل و وارفته- در تمام طول فیلم، زنگ تفریح یا شاید ملجأ و مأمن دردهای زن است و این دائما در ذهن مخاطب حس تعلیقی خسته کننده ایجاد می کند! اما او حتی به ظاهر نیز منتظر نمی ماند و بلافاصله پس از طلاق دست به کار می شود؛ سراغ زنان دیگر می رود و به نابالغ ترین حالت ممکن، سعی در برقراری ارتباط با ایشان دارد! و شاید، تنها چون نمی تواند ارتباط خوبی برقرار کند یا پس زده می شود، مردد می شود و دلتنگ فاطی...(یا در جایی به دختری که با او در ارتباط است اذعان میکند که در صورت بازگشت همسر سابقش، رابطه ای موازی با وی میخواهد که با برخورد تند دختر مواجه میشود.-مواجهه ای که کمتر در عالم واقع با آن روبه رو میشویم-) مجموع این کنش ها که شخصیت اصلی محور آن است، حس تحمیق و توهین به شعور مخاطب را تداعی می کند.
دیالوگ ها نیز به این روند کمک کرده و کسالت و واماندگی داستان را بیشتر و بیشتر میکند.
شخصیت پردازی ضعیف مخصوصا در رابطه با رضا؛
-از سحر دولتشاهی که بگذریم- بازی ضعیف بازیگران نیز از نکات منفی این اثر به شمار می رود.
بازی بسیار تصنعی همراه با پوشش عجیب دختر عمه، بحث کشدار و بیهوده در مدح یا مذمت مهاجرت و ترک کشور، پرداخت مضحک به مقوله ورود زنان به ورزشگاه! نگاه سرسری به بحث حمایت از حیوانات و...-که اصلا آیا پرداختن ناقص به تمام این مسایل در یک فیلم لازم و ضروریست!؟- تمام این موارد در همان ابتدای فیلم همهمه ای در سالن به راه انداخت وحداقل من را به ترک سالن ترغیب می نمود.
تنها نکته مثبتی که شاید میشد از کرختی فیلم به آن پناه برد، نماهای زیبا از شهر اصفهان و مناظر چشم نواز کوچه باغ ها و طبیعت بود و البته شاید موسیقی!
در مجموع این اثر از لحاظ نوع نگاه به مسئله «دیگری»، می تواند درخور توجه باشد. تقابل مرد مسلمان با زن مسیحی، مشروب خوردن و سیگار کشیدن یکی و استنکاف دیگری! برخورد نسل ها، کشمکش بین دو جنس و ...
به نظر می رسد مهم ترین امری که کارگردان قصد بازگویی آن را دارد تقابل سنت و مدرنیته می باشد. در جای جای فیلم از ابتدا تا انتها مواجهه و گاه تضاد بین این دو را شاهد هستیم.
از طلاق توافقی زن و مرد و رسمی کردن آن تحت قوانین شرع-بخوانید سنت- تا شغل و پیشه رضا، اختلافات فاطی و مادرش و...
تقابل ... دیدن ادامه » سنت و مدرنیته به نظرم، یکی از مهم ترین مولفه های ایجاد تعلیق در مخاطب از ابتدا تا انتهای فیلم است. زناشویی ای که قرار است امروزی پایان پذیرد اما باید با هنجارهای جامعه سنتی، عرف، مذهب و ... کنار بیاید؛
زنی که خارج از کشور زندگی میکند اما باید حجاب داشته باشد و آش پشت پا بپزد و ...
برادری که حکم پدرسالار خانواده را دارد و از ترس او طلاق شرعی و قانونی زوج باید پنهان بماند؛
وی اندک مدتی به ایران آمده اما باید ازدواج کند آن هم با یک دختر ایرانی با مشخصات مدنظر مادری که میگوید هرچه فاطی بپسندد از نظر من مردود است.
مردی که پیشه اش مرمت و بازسازی بناهای سنتی است، به مسجد می رود و دعا و ثنا، از طرفی دنبال روابط خارج از قاعده و قانون است
در جایی به دختر مسیحی می گوید که من مسلمانم و نباید بنوشم و در جایی همراه همسرش کنار آتش در حال نوشیدن مشروب به نظر می آید...
خانه هایی که تقریبا از بین رفته اند اما باید که بازسازی شوند همچون پیوندی که پاره شد اما به هر تقدیر و ترتیب غیرمنطقی و نامعقولی از سر گرفته شد و...
تشتت و تشویش و نیز عقلانیت غایب یا عمدا مغفول در فیلم نیز نشان از وضع امروز ما دارد.
در نهایت اما این، شاید بهترین و شفاف ترین نوع نگاه به جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته ماست که در آن هیچکس نمیداند از زندگی چه میخواهد و معلق بین دو دنیای سنتی و مدرن دست و پا میزند... جز مادری که به شدت پایبند به سنت است و دوستی که مدرن است و امروزی و مدافع حقوق حیوانات و از ابتدا نیز میدانست از زندگی چه میخواهد!
خانم فریمانی ممنون از نقد مفصلتون، فقط ای کاش گزینهٔ «احتمال افشا یا کاهش جذابیت» رو فعال می‌کردید.
۱۸ فروردین
خواهش میکنم.
من عمیقا متاسفم و معذرت میخوام، به کل فراموش کردم...
۱۸ فروردین
خواهش می کنم. البته الان هم از طریق گزینه ویرایش می تونید این هشدار رو فعال کنید.
۱۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها زنی که زبان طبیعت و جانوران را می‌دانست باشو را فهمید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از مستند ترور سرچشمه i
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
محمد عسگری و gonbad kabood این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شکیبا
درباره فیلم رضا i
«گفت‌و‌گو با علیرضا معتمدی» کارگردان و بازیگر فیلم «رضا»
به زودی در پادکست «ابدیت و یک روز»

https://telegram.me/EternityAndADay
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم یه‌وا i
استقبال گرم سینماگران از مراسم آئین دیدار «یه‌وا» | عکس
» استقبال گرم سینماگران از مراسم آئین دیدار «یه‌وا»
... دیدن متن »

برگزاری آیین دیدار فیلم سینمایی «یه‌وا» با استقبال گرم سینماگران و چهره‌های فرهنگی رو به رو شد.
به گزارش روابط عمومی فیلم، شب گذشته آیین دیدار فیلم سینمایی «یه‌وا» به کارگردانی آناهید آباد در سینما فرهنگ برگزار شد. در رویداد برخی از چهره‌های مطرح سینمای ایران و جامعه ارامنه حضور داشتند و به گرمی از آغاز اکران این فیلم در گروه هنر و تجربه استقبال کردند.
در آغاز این رویداد رسول صدر عاملی به اشاره به این نکته که آناهید آباد سالم‌ترین مسیر رسیدن به سینمای بلند و فیلم‌سازی را طی کرده است گفت: آناهید آباد شاگرد مکتب درست بهرام بیضایی است. وی همچنین افزود: من فیلمش را دیده‌ام فریم به فریم فیلم او دانایی، آگاهی و درک درست از سینماست.
فرشته طائرپور نیز با اشاره به سختکوشی و تلاش آناهید آباد در سال‌های متمادی در کنار کارگردانان بزرگ سینمای ایران در مورد وضعیت اطلاع رسانی این دست از فیلم‌ها گفت: این یک ننگ برای صداوسیماست که اجازه نمی‌دهد مخاطبان از انواع فیلم‌ها مطلع شوند. همه می‌گویند مخاطب سینما علاقه‌ای به دیدن این فیلم‌ها ندارد اما این در صورتی است که وقتی اکران این فیلم‌ها به مردم اطلاع رسانی نمی‌شوند و آن‌های بی اطلاع هستند حق دارند به تماشای این فیلم‌های نیاییند. اما حتما اگر روند اطلاع رسانی یکسان و سالمی طی شود اتفاقا مخاطب ما علاقه‌ بیشتری به دیدن این فیلم‌ها دارد.
در این آیین چهره‌های سینمایی و فرهنگی مطرحی چون واروژ کریم مسیحی، جعفر پناهی، رسول صدر عاملی، فرشته طاهرپور، منوچهر شاهسواری، همایون ارشادی، علیرضا تابش، شهیندخت ملاوردی، احمد مسجد جامعی، حمید قربانی، مریم نراقی، محمد تاجیک، آندرانیک خچومیان، علی ژکان، سیروس الوند، سحر صباق سرشت، سحر مصیبی، حبیب ایلبیگی، مونا زندی، علیرضا شجاع نوری، کیوان کثیریان، فرشته صدر عرفایی، راد فریدزاده ، حسن کریمی، مریم هژیروند، دانش اقباشاوب، علی قائم مقامی ، میشا جودت، میلاد صدر عاملی، جعفر صانعی مقدم، بهمن آقایی، الهه گودرزی، نغمه دانش، دکتر کارن خانلری - نماینده ارامنه در مجلس شورای اسلامی، نمایندگان باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات، نمایندگان شورای خلیفه گری ارامنه تهران، نمایندگان روزنامه ارمنی زبان آلیک، نمایندگان انجمن های مختلف فرهنگی ارامنه حضور داشتند.
اکران سراسری «یه‌وا» از بیست و پنجم اسفندماه در گروه هنر و تجربه آغاز خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از فیلم رضا i
۲۱ اسفند ۱۳۹۷
محمد عسگری، آقای سوبژه (محمد لهاک)، زهره مقدم و gonbad kabood این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم یه‌وا i
در آستانه اکران سراسری از پوستر فیلم سینمایی «یه‌وا» رونمایی شد | عکس
» در آستانه اکران سراسری از پوستر فیلم سینمایی «یه‌وا» رونمایی شد
... دیدن متن »

پوستر فیلم سینمایی «یه‌وا» با طراحی بهزاد خورشیدی در آستانه اکران سراسری فیلم در گروه هنروتجربه رونمایی شد
به گزارش روابط عمومی فیلم، فیلم سینمایی «یه‌وا» به کارگردانی آناهید آباد که نماینده سینمای ارمنستان برای رقابت در نودمین دوره جوایز اسکار در بخش اسکار خارجی زبان بود از ۲۵ اسفندماه در گروه هنروتجربه اکران می‌شود.
«یه‌وا» داستان زنی است که به اتهام قتل همسرش تحت تعقیب است. او برای حفاظت از دخترش فرار را پیشه کرده و به ناچار به روستایی دور دست پناه می‌برد.
گفتنی است پوستر این فیلم سینمایی را بهزاد خورشیدی طراحی کرده است.
«یه‌وا» نخستین ساخته آناهید آباد افتخارات بین‌المللی متعددی چون حضور در ۲۴ جشنواره بین‌المللی از جمله جشنواره‌هایی چون پالم اسپرینگز، کلیولند و میل ولی آمریکا، جشنواره مونترال کانادا و جشنواره آسیا پاسفیک را در کارنامه خود دارد. این فیلم همچنین برنده جایزه منتخب تماشاگران در جشنواره انار تورنتوکانادا، برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد از جشنواره بین المللی زردالوی طلائی ارمنستان، برنده جایزه بهترین فیلم و کارگردانی از جشنواره آرپا هالیود آمریکا، برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره بین المللی فیلم کینوشوک و برنده جایزه بهترین فیلم از سوی هیات داوران نوجوان  جشنواره بین المللی فیلم کودکان و نوجوانان رولان را در کارنامه خود دارد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گالنا
درباره فیلم آندرانیک i
از دید من بازی سعید چنگیزیان، طراحی صحنه، فیلمنامه کار و البته بازی رضا بهبودی در سکانس پایانی فیلم قابل توجه بودند.
دقیقا فیلم اصلا چیز دیگه ای نداشت. سفارشی و بی روح
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در روز افتتاحیه فیلم قطار مسیر ۶۰ به باغ فردوس رفتم. تاخیر طولانی در آغاز فیلم و سرمای هوا و ترافیک و خستگی روزانه هیچیک به خاطرم نماند زمانی که در یک مستند ساده و گویا و صادقانه و بدون هرگونه قضاوتی توسط کارگردان قصه واقعی تلخ و شیرین سالیان پر تنش و ... موسیقی میهنم رو نه از نگاه کارگردان و دوربین که از لابلای واقعیتهای تاریخ کشورم ملاحظه کردم.
خانم جهانگیری سپاسگزارم و منتظر کارهای موفق آتی
امیر مسعود و مهشاد این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
مدت زمان مستند چقدره ؟
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
masoud mahbod
درباره فیلم آنها i
به نظر سینما هنر و تجربه باید حداقل استاندارد را برای پذیرش فیلمها در نظر داشته و مقید به آنها باشد در غیر این صورت صدمه جدی به اعتبار هنر و تجربه وارد خواهد شد.
از نظر من فیلم" آنها" از جمله آثاربست که از نظر محتوایی نه تنها دریچه ای باز نمیکند که خود با نگاهی جهت دار ، غیر سازنده و بسیار سطحی هر تماشاگری را به این میرساند که چرا چنین فیلمی باید ساخته میشد.
امیر مسعود، زهره مقدم و سپهر این را خواندند
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره مستند پسران سندباد i
آرشیو دیده نشده از خلیج فارس روی پرده سینماهای ایران | عکس
» آرشیو دیده نشده از خلیج فارس روی پرده سینماهای ایران
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی فیلم: مستند «پسران سندباد» به کارگردانی رضا حائری که از امروز در سینماهای گروه هنروتجربه اکران می‌شود. در این مستند برای نخستین بار تصاویر آرشیوی از خلیج فارس به نمایش درآمده که به نوعی شاید قدیمی‌تر فیلم‌های ثبت شده از خلیج فارس و دریانوردان ایرانی است.
رضا حائری در خصوص تصاویر آرشیوی استفاده شده در فیلم گفت: تصور کنید در دهه ۳۰ میلادی کسی با دوربین فیلمبرداری در یکی از این کشتی‌های بادبانی چوبی به اسم «بوم» مشغول فیلمبرداری ست و با دشواری و تکانهای بسیار کشتی در حال ثبت تصاویر دریانوردان بی باک خلیج فارس است. او کسی نیست جز آلن ویلیرز دریانورد استرالیایی که خانم کاپلان سال‌ها بعد مسیر او را طی می‌کند و بخشی از تصاویر آرشیوی که در این فیلم استفاده شده نیز از آرشیو خانوادگی او گرفته شده است. احتمالا آلن ویلیرز اولین کسی است که این تصاویر متحرک و ارزشمند را از دریانوردان خلیج فارس ثبت کرده. در تصاویری که او از داخل بوم معروف فتح ‌الخیر گرفته چهره دریانوردان مختلف را می‌بینید.
این فیلم مستند پیش از این در جشنواره‌هایی چون سینما حقیقت، جشن خانه سینما (نامزد بهترین فیلم مستند)، جشنواره جهانی فجر، جشن مستند سازان و جشنواره‌های بین‌المللی چون کازان روسیه و INTIMALENTE ایتالیا مورد توجه قرار گرفته است.

امیر مسعود این را خواند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درسا
درباره مستند قطار مسیر۶۰ i
‏ دکتر آقایی، استاد دانشگاه سوره در خصوص این مستند بیان داشتند:
" باید بگویم من فیلم را خیلی ‏دوست داشتم. به خصوص ایده آن را. ایده فیلم فوق العاده و خیلی جسورانه است. نکته حیرت انگیز ‏مستند قطار مسیر 60 این است که توانسته مجموعه ای از تلاش هایی را به تصویر بکشد از آنچه ‏گذشت تا ما به فضای کنونی رسیدیم. هر چند هنوز مطالبی در فیلم مغفول مانده اند. واقعا نمی دانم به ‏چه دلیلی قطار مسیر60 زودتر اکران نشد در حالیکه از نظر اولویت ساخت این فیلم می بایست طی ‏سال های 94 تا 95 اکران می شد. متاسفم چون ظاهرا فیلم های دیگری که درباره موسیقی دهه 60 ‏متاخر بر این فیلم ساخته شده اند زودتر اکران گرفتند و همین باعث شده تا کمی بر این فیلم سایه ‏بیاندازند. یک بخش خیلی مهم دیگر در این فیلم نمایش تمام آن تلاش هایی است که انجام گرفت تا ‏موسیقی کانالیزه نشود و مسیر و راه ... دیدن ادامه » خود را پیدا کند. نکته ارزشمند دیگری که باید به آن اشاره کنم ‏کلام نهایی فیلم است. اینکه چطور جامعه، رویه خودش را پیش می گیرد و موسیقی راهی را می رود که ‏جامعه و مردم می خواهند. این را من به خوبی در این فیلم احساس کردم و واقعا دوست داشتم.‏
امیر مسعود این را خواند
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خودم را هم که دست به سر کنم ، با این لهجه ی باران گرفته چه کنم ؟!
نمی دانم شاید هنوز با بوی پیراهن شما نسبتی دارم ...مارال بنی هاشمی
____
فیلم در جستجوی فریده، مستندی روان، پر از احساسات و بسیار عالی بود..
نیما نیک
درباره مستند تالان i
از گوشه گوشه این سرزمین بغض می بارد!

طبق استانداراد اتحادیه اروپا چهار میلیمتر فرونشست سالیانه خاک یعنی بحران یعنی تشکیل جلسه فوری و انجام اقدامات جدی برای مقابله با آن.
نکته ترسناک اینجاست:فرونشست سالیانه در ایران چند ده برابر این رقم و بطور خاص در دشت خراسان سیصد میلی متر است! نکته ترسناکتر اما بی توجهی و عدم واکنش روسا و سردمداران به این قضیه اس!
تعداد حلقه چاه های غیر مجاز آب طی سالیان اخیر رشدی سرسام آور و نجومی یافته و تالان( چپاول ) آب افسار گسیخته است.
شیره جان ایران در سایه بی توجهی ها سو تصمیمها بیخیالیها فسادها در حال مکیده شدن است . عمق فاجعه روز بروز عمیق و عمیق تر می شود.
بغضی که احیانا با تماشای آشغالهای دوست داشتنی برای مام وطن کرده اید را نگه دارید برای این مستند تکان دهنده زنجموره آور..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید