تیوال هنر و تجربه
T1 : 12:25:13

نسیمی با بوی هنر و تجربه

شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ تیوال در راستای حمایت از آثار سینمایی هنری تجربی (کوتاه، مستند، تجربی) و ترویج و شناساندن آثار هنری و مستقل با ایجاد بخشی مهم و مجزا با عنوان "تیوال هنر و تجربه" تصمیم دارد فصل نوینی در مسیر پر پیچ و خم حمایت از این آثار بگشاید و طرحی نو دراندازد.
اینجا صرفا یک محل برای تبلیغات نیست، اینجا صرفا یک محل برای پوشش خبری نیست، قرار است اینجا پاتوقی برای اهالی هنر و تجربه باشد، پاتوقی برای مستندسازان، برای فیلمسازان کوتاه و تجربی، یک شبکه اجتماعی برای بهتر دیدن، بهتر شناختن و بهتر فکر کردن..

 

 

 

 

 

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
فکر میکنم برای لذت وافی از هجوم نیاز هست حتما سری به ماهی و گربه بزنیم , چرا که اگر قبلا یک طرف ماهی ها ی "کاملا" بی دفاع بودند و طرفی دیگر گربه ها اکنون خطر اصلی در میان خود ماهی هاست , علاوه بر گربه هایی که اکنون لباس قانون بر تن کرده اند و به خیال خام خود میان ماهی ها آمده اند تا شکارشان کنند . هر چند خودشان هم شکار دیگری اند , لیدری که در ماهی و گربه آدم میکشت و دو عمله قاتل داشت و اکنون لیدری که در میان ماهی هاست پرواز میکند و غیب میشود و آینده را میبیند و از خونشان میخورد !!!! دیدن دوباره ماهی و گربه و یادآوری آن کلیدهایی به دستمان می دهد برای فهم بهتر هجوم, دنیای هجوم آینده ماهی و گربه است یا شاید دنیایی موازی آن . دنیایی که در آن حکایت ,همان حکایت شکار است فقط شکارچیان آن پوست انداخته اند و در دنیایی که دیگر بیرون و درونش فرق چندانی ندارد لشکری ... دیدن ادامه » مهیا کرده و آماده هجوم اند.
سپهر و حسین ایرجی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست دارم عوض نوشتن درباره فیلمی که دوست ندارم(و این اولین فیلم مکری هست که دوست ندارم) بهش به عنوان یک کرمانشاهی تسلیت بگم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محیطی بسته و تاریک که طبق نوشته ابتدای فیلم حدود سه ساله افتاب اونجا نتابیده که حالا درست نمیدونم این سه سال اشاره به دوره خاصی هم داره یا نه و مریضی های بسیاری که اونجا رو فرا گرفته میتونه اشاره به کشوری باشه که توش ساکن هستیم.افراد داخل سالن مردمانی مسخ و بی اراده و بی حس حتی در میمیک صورت که با سر سپردگی کامل در راه اهداف کاپیتان یا به تعبیری رهبرشون بدون چون و چرا و همون طوریکه مربی هم اشاره کرد بدون حتی سوال و بازخواستی در مورد کارهای لیدرشون به تهیه خون برای تغذیه اون تلاش میکنن و همگی میدونن سرپیچی یا سستی در اینکار میتونه به قیمت جون خودشون تموم بشه.ینی به تعبیری هرگونه سرپیچی با برخورد غیر مستقیم اما شدیدی روبرو خواهد شد.تنها راه نجات از این محیط هم عبور از حصاری هستش که باز هم ابتدای فیلم یه اون اشارع شده که این هم میتونه پیش کشیدن بحث ... دیدن ادامه » مهاجرت باشه·حصاری که به افراد اونجا طوری دیکته شده که عبور و رسیدن به اون غیر ممکن و فاصله بسیار زیاد هستش و چه بسا که اینطور نیست.البته همون طور که اشاره شده انطرف حصار هم مدینه فاضله وجود نداره و فقط گویا اندکی از محیط اون ها روشن تر هستش.در رابطه با کاراکتر علی هم میتوان گفت که طغیان و شورش و سرپیچی از نزدیکترین و معتمد ترین فرد رهبر شروع شد وچه بسا در چنین سیشتم حکمرانی شورش از نزدیکترین افراد شروع میشه نه از بطن جامعه.علی با داشتن چنین اسمی میتواند حتی در زمینه جنسی حتی پیشگام و دگر اندیش یاشد و میتوان حدس زد رابطه بین علی و سامان رابطه ای فراتر از دوستی ساده میتونه باشه.هرچند اسم هایشان فرسنگ ها فاصله و تفاوت دارد/نکته های دیگه ای هم وجود داره که چون احتمال میدم به کلی راه اشتباه رفته باشم ادامه نمیدم.چه بسا هم که دچار کج فهمی و یا توهم نکته یابی شده باشم.
نیلوفر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی جسورانه و بسیار خلاق با طراحی صحنه ی مینیمالی و داگویلی..!! بعنوان یک ایرانی به این خلاقیت و فکر که در سینمای دنیا انگشت شمار است،افتخار کردم..صحنه ی دعوا و تصادف دختربچه عالی کار شده بود و فیلمبرداری فیلم نقطه ی قوت فیلم بود..آینده بسیار خوبی برای آقای آبست متصورم و منتظر فیلم بعدی ایشون هستم..با سپاس.
سروناز یکتا و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما ، در عصرِ پُر از آشغال و
شوخی و اتفاق زندگی می کنیم.
به پیر و پیغمبر، همه دروغ می گویند
بعد چیز های عجیبی بالا می آورند،
مثلا عدالت، W.C ، مساوات، مسخرگی.

مثلا من کسی را می شناسم
که هر جایی راه‌اش می دهند می‌رود
"هر جایی"
......
گاهی چپ می‌زند به کوچه‌ی هر کجا که رفت.
هی می‌رود، راه به راه، اینجا، آنجا، هر جا
هر کجا صدای دستی می‌شنود
خیال می‌کند عده‌ای دارند برای او کف می‌زنند.

گم ... دیدن ادامه » شدن را دوست می دارد، پیدا شدن را دوست می دارد
دوست دارد دیده شود، ستاره شود
"رئیس جمهور شود."
فقط کافی‌ست دیده شود....

یک روز شیادِ بی نظیری‌ست
یک روز ابلهی بی دلیل!
حتی هجوم کنایه را نمی‌فهمد
گاهی می‌گوید من جواب جهانم
رهبری بادهای بیهوده به عهده‌ی من است.


#سیدعلی_صالحی
از کتاب "انیس آخر همین هفته می‌آید"
Leon S. Kennedy و مریم این را خواندند
نیلوفر ، حسین ایرجی ، Captain و حامد همتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اوناشه...از اونا که بتون میفهمونه چرا و چطوری سینما جادوتون کرده...از دوستایی که از کیفیت پایین فیلمهای امسال بحق شاکین،خواهش می‌کنم ندارن که صندلیهای هنروتجربه خالی بمونه،واقعا فیلمهای خوبی بینشون هست(اصولا بندرت فیلم بد توشون هست)
عباس الهی ، سروناز یکتا و سپهر این را دوست دارند
بارها رفتم و فیلم پخش نشده چون متقاضیان بلیط به سه نفر هم نرسیده....یعنی خیلی از کسانی که از ضعف فیلم های روی پرده گلایه میکنن در تویتر و ایستا و...و....واقعا دنبال دیدن فیلم خوب نیستن .....
۱۶ آبان
فیلم های هنر و تجربه رو با کمتر از سه نفر هم اکران می کنن
البته کوروش معمولن در این شرایط اکران رو از سالن 11 به VIP منتقل می کنه
۱۷ آبان
آقای الهی ، پردیس به پردیس فرق داره و مثلا ملت خیلی اذیت میکنن،یبار من پیشنهاد دادم که پنج تا بلیط می‌خرم اجازه بدین تنهایی فیلم رو ببینم ولی قبول نکردند و هنوز هم نمیفهممکه چه فرقی براشون داشت....در واقع چون حالت دولتی داره دلشون نمیسوزه و دنبال کم کردن ... دیدن ادامه » زحمت خودشون هستند....اما در کوروش هم این اتفاق یکبار برای من رخ داده ...ولی ممکن هست همونطور که شما میگیرن روش غالبشون متفاوت باشه
۲۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از فیلم هجوم
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم گمیچی (هنروتجربه)
در مراسم اکران افتتاحیه فیلم گمیچی مطرح شد
» کیارستمی رشته کوه سینمای ایران است
... دیدن متن »

اکران افتتاحیه و آیین دیدار فیلم سینمایی گمیچی با حضور اهالی سینما و رسانه های  جمعی شامگاه چهارشنبه 19 مهر ماه در موزه سینما برگزار شد فیلم سینمایی گمیچی ،مجید اسماعیلی پارسا کار گردان فیلم  پیش از نمایش این فیلم طی سخنانی  گفت :من خیلی خوشحالم که گمیچی بالاخره در گروه هنروتجربه اکران شد، با تلاش تهیه کننده کار و لطف مدیران و مسئولان هنروتجربه این اتفاق رخ داد. خیلی وقت از ساخت گمیچی می‌گذرد و با دیدن بازیگر اصلی فیلم و تفاوتی که از لحاظ ظاهری با زمان حضورش در فیلم دارد، متوجه می‌شوید که چقدر از زمان ساخت این فیلم می‌گذرد گرفتند.
وی ادامه داد : من اگر اینجا ایستادم، اگر هنروتجربه‌ای هست و اگر فیلم‌هایی مثل گمیچی ساخته می‌شود، همگی مدیون این فیلمساز بزرگ است، همه ما، همه سینمای ما، به این کوه بزرگ تکیه داده‌ایم، گمیچی و این اکران را تقدیم می‌کنیم به عباس کیارستمی بزرگوار
امیرمحمد عبدی فیلمنامه  نویس نیز گفت :اگر این فیلم را دیدید و از دیدن آن کیف کردید، پیشنهاد می‌کنم این کیف را تقدیم کنید به رشته کوه سینمای ایران که در حال حاضر نیست، چه کاه باشد، چه کوه باشد، چه رشته کوه باشد، الان نیست، اما همیشه سایه این رشته کوه بر سر سینمای ایران می‌ماند. کیف امشب را تقدیم کنیم به آقای عباس کیارستمی.»جواد قلی‌زاده تهیه کننده فیلم، محمد فکوری مدیر فیلمبرداری و مهدی مهاجری و حمیده مقدس‌زاده بازیگران این فیلم به روی سن آمدند از حضور تماشاگران و اکران این فیلم در گروه هنر و تجربه تشکر کردند

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم گمیچی (هنروتجربه)
» جایزه بهترین دست آورد هنری جشنواره فیلم لوکاس آلمان به گمیچی رسید
... دیدن متن »

تندیس بهترین دستاورد هنری جشنواره  فیلم لوکاس فرانکفورت به مجید اسماعیلی پارسا برای کارگردانی فیلم سینمایی گمیچی از ایران رسید
به گزارش مشاور رسانه ای ، مراسم اختتامیه چهلمین دوره جشنواره فیلم «لوکاس» به نام ((LUCAS- International Festival for Young Film Lovers) د ر فرانکفورت شب گذشته شنبه 15 مهر برگزار شد و فیلم «گمیچی» به کارگردانی مجید اسماعیلی پارسا توانست تندیس بهترین دستاورد هنری  را بدست بیاورد .
چهلمین دوره جشنواره فیلم «لوکاس» از ۹ الی ۱۵ مهر در فرانکفورت آلمان برگزار شد و فیلم گمیچی  در بخش مسابقه این  جشنواره شرکت کرده بود. 
فیلم سینمایی «گمیچی» هم اکنون در گروه سینمایی «هنر و تجربه» در حال اکران است.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: حسن نوجوانی است که سعی دارد کشتی به گل نشسته پدرش را احیا کند.
مهدی مهاجری، مجید دریس، یوسف خداپرست، یوسف صفری بختیاری، حمیده مقدس زاده، فضیله مجلسی، شراره زندی و ... بازیگران این اثر هستند.
عوامل فیلم سینمایی «گمیچی» عبارتند از کارگردان: مجید اسماعیلی پارسا، نویسندگان: مجید اسماعیلی پارسا، امیرمحمد عبدی، مدیر فیلمبرداری: محمد فکوری، طراح صحنه و لباس: هاشم مرادی، طراح گریم: شهرام ولی‌پور، صدابردار: مهدی اکبریان پور، تدوین: اسماعیل منصف، صداگذاری و ترکیب صدا: آرش قاسمی، آهنگساز: مسعود سخاوت دوست، عکس: وحید رضوی، مشاور رسانه ای : علی زادمهر،تهیه کننده: جواد قلی زاده.اداره کل تامین برنامه و رسانه بین الملل سیما عرضه بین المللی فیلم «گمیچی» را بر عهده دارد

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی عالی عالی
مدتها بود توی سالن سینما بغض نکرده بودم
مدتها بود توی سالن سینما اشک نریخته بودم
مدتها بود فیلمی رو تا این حد با تمام وجود احساس نکرده بودم
چه شادیهای غم انگیزی و چه غمهای شادی رو یادآوری کردید
حس میکنم سرگذشتی که بر موسیقی سرزمینم گذشت همان بود که بر تک تک ما گذشت
انگار هریک از ما نُتی از موسیقی سرزمین مون بودیم با تمام فراز و نشیب هاش
تبریک به سازندگان این مستند زیبا
پی نوشت: ضمن ارادت خدمت استاد بزرگوار جناب حسین علیزاده، بنظرم آقای کامکار دوست داشتنی ترین شخصیت این فیلم بودند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک فیلم عالی و استادانه دیگر از امیر نادری با همان دغدغه ها و مضامین مورد علاقه ایشان از زمان «تنگنا» یعنی تنگناهایی که جبرهای محیطی و جغرافیایی برای انسان بوجود می آورند و جدال بی پایان بین انسان و تنگنا ! البته با زبان موجز و استادانه ی تصویری ایشان که بعد از دونده و آب باد خاک راه خود را پیدا کرد و به کمال رسیده است. هرچند که نوع غلبه ی نهایی انسان بر جبر محیط نسبت به دونده و آب باد خاک به حالتی انتزاعی تر و عام تر تبدیل شده که بیانی فراگیرتر به فیلم عطا کرده است .در کنار اشاره به تصویرهای نابی که در خدمت بیان این موضوع هستند حتما باید اشاره کنم به صدای فوق العاده فیلم که نقش به سزایی در ساخت اتمسفر مورد نظر ایشان دارد. در کل در فضای این روزهای سینمای ایران فیلم کوه یک غنیمت ارزشمند است که تماشای آن را به دوستان پیشنهاد میکنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای امیر نادری عزیز چقدر خوب که باز فیلمی از شما را در سینمای ایران دیدم . فیلم را در همان روزهای آغازین اکران دیدم، در سالن فردوس موزه سینما، کودک بودم که دونده شما اکران شد و پس از دیدن کوه رفتم و دوباره دیدمش هم دونده وهم ساز دهنی را . چقدر خوب بود این فیلم کوه، حس خاص جان کندن اون مرد در اون فضای خشن که همه چیز دست به دست هم داده بود تا تسلیمش کند چقدرر قابل حس بود، چیزی که برایم جالب بود این که حس دریافت شده و باور شده از صحنه ها بی نیاز بود از دیالوگ انگار که نه به واقع تصویر تمام کار خودش را میکرد.
وحید این را خواند
سارا_ز ، نوبادی ، پرندیس ، امیرمسعود فدائی ، شکوه حدادی و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپیده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برچسب:

(مهرشاد کارخانی: من خیلی خوشحالم که بعد از سال‌ها یکی از فیلم‌های تو در ایران نمایش داده می‌شه.‌ ای کاش این اتفاق زود‌تر از این می‌افتاد، برای همه فیلم‌های خوبی که به سختی در خارج از ایران ساختی و اینجا دیده نشد.

امیر نادری: منم خوشحالم که فیلم «کوه» در ایران نمایش داده می‌شه و دوست دارم بچه جوون‌ها بیشتر ببیند، بیشتر از هر چیز دوست دارم جوون‌ها این فیلم رو ببینن. به هر حال این خودش یه راهیه برای اون‌ها، تاثیرش روی اون‌ها مهمه. حالا دیگه نمی‌دونم شاید یکی خوشش بیاد یکی نیاد...)


جناب آقای امیر نادری؛ عرض سلام.

حقیر با اشتیاق فراوان در یکی از روزهای داغ تابستانی در یکی از سینماها یا واضح‌تر بگویم مراکز خرید تهران! «کوه» را دیدم. اگر از ذکر مصیبتِ حواشی تأسف‌برانگیز حماسه‌گرانِ میانمایه در سالن‌های هنری و من‎‌جمله این یکی که فیلم شما را در آن دیدم به دلیل نخ‌نما شدن از فرط تکرارهای مکرر گذر کنم باید بگویم برای نخستین بار در یک دهه گذشته افتخار کردم که کارگردانی ایرانی با این ویژگی در سینمای جهان داریم.

نمی‌خواهم با تعاریف مشمئز کننده و متملقانه به شما القاب ملون بدهم و در مدح شما چرب‌زبانی‌ها کنم اما از آنجا که دیدم در گپ تلفنی با آقای کارخانی تماشای فیلم‌تان توسط امثال من را مورد توجه قرار داده بودید، خواستم چند کلامی با شما سخن بگویم؛ هرچند امیدی به رسیدن پیغام به شما ندارم.

به عنوان یک علاقه‌مند به هنر و علی‌الخصوص سینما به دلیل مزاج (شاید بیمار است، نمی‌دانم) و ذائقه هنری‌ام سالهاست تولیدات سینمای داخل را با اکراه فراوان دنبال می‌کنم و شگفتا که در این سالها گاه بیش از انگشتان یک دست تمایلی به سینما رفتن نداشته‌ام.(که همان‌ها نیز از کفر ابلیس پشیمان‌ترم کرده‌اند) با نام‌های سترگ هرگز ملاعبه نکرده‌ام، به صله‌های گاه و بیگاه آکادمی بی‌مایه اسکار، فستیوال در تسخیر هالیوودی‌ها افتاده‌ی کن و سایر جشنواره‌های از رمق افتاده به سینماگران ایرانی مفتون شدن را نیز بلد نیستم اما با این مدعیات اجازه بدهید بگویم شما با اختلافی صریح از آنها بر قله ایستاده‌اید، هرچند می‌دانم به این بازی‌ها و رده‌بندی‌ها نمی‌اندیشید.

با ... دیدن ادامه » تمام علیلی‌های نگارنده و خبرگی‌های شما دلم نیامد یک دریغ را که در هنگام تماشای این فیلم راه ذوق‌مرگ شدن را بر من مسدود کرده بود با شما در میان نگذارم.

کوه برای من از حیث فرم، فیلمی به شدت پارادوکسیکال است. هر قدر بسیاری از سکانس‌هایش ممتاز و یکه است اما در برخی از فرازهای دیگرش دکوپاژهایی دارد که باور و منطق مهندسی‌اش از کارگردانی که در همین فیلم جادو می‌کند برایم دشخوار است.

ضرباهنگ فیلم در برخی از لحظات همانی است که بباید اما در برخی سکانس‌ها به دلیل تقطیع سریع پلان‌ها در تدوین، موقعیتی در تناقض آشکار با ساختار فرمیک فیلم پدید می‌آورد. نماهای طولانی و فرصتی که کارگردان به تماشاگرش در اینگونه فیلم‌ها می‌دهد همان اتمسفر سینمایی است که امثال من مرعوب آن هستند؛ چنانکه بخش وسیعی از فیلم «کوه» نیز چنین بود اما خست در استمرار آن برایم همچون دیواره‌ای شیشیه‌ای مانعی شکست‌ناپذیر برای مستحیل شدن در فیلم بود. امیدوارم زیاد از موضع بالا نباشد این گفته‌ام که پایه‌های تفاخرم از پای‌بست شکسته است اما شاید اگر قدرت و فروغ جلوه‌فروشانه نیمه دوم فیلم نبود بار دیگر آژیر سلیقه بیمارم به صدا درمی‌آمد.

«کوه» یک فیلم درجه یک و حسادت‌برانگیز از یک کارگردان ایرانی است. نظیرش را دست‌کم در سینمای ایران هرگز ندیده‌ام و خوشحالم که فرصت تماشایش بر پرده نقره‌ای را یافتم. در برابر دکوپاژهای فیلم دست بسته می‌ایستم و معترف می‌شوم از صدابرداری و صداگذاری فیلم‌تان که نشأت گرفته از نگاه ویژه‌تان به این بخش است، فراتراز آنچه تصور کنید آموختم.

به عنوان یکی از همون بچه جوون‌ها که به آقای کارخانی گفتید (ضمن بیان ابهامات مدنظرم) فیلم جسورانه شما را تحسین و از شما بابت ساختنش قدردانی می‌کنم.

با ارادت؛ پرنده‌بازِ آلکاتراز


پی‌نوشت: تحلیل و بررسی جزئی‌نگرانه بماند پس از تماشای مجدد و رسانه‌ای دیگر.
چقدر خوب بود این فیلم،امشب خیلی خوش گذشت به من؛اول کوه،بعد رولور‌...
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دوستان علاقه مند به دیدن یک فیلم متفاوت در سینمای ایران توصیه می کنم حتما" این فیلم رو ببینند. بیان قربانی شدن یک انسان معصوم در چنگال قضاوت ها و خرافات در این فیلم به گونه ای متفاوت به تصویر کشیده شده. و اینکه چقدر شخصیتی که حمید فرخ نژاد بازی می کرد دوست داشتنی بود.
تنها نکته ای که به نظر ناراحت کننده میاد اینه که کاملا" مشخصه بخش مهمی از فیلم سانسور شده. شخصیت داوود دیوانه با بازی مصطفی زمانی ( که چقدر حیف که این فیلم در زمان خودش اکران نشد که تماشاگر یک مصطفی زمانی متفاوت رو ببینه و الان هم که اکران شده به صورت محدود و البته با کلی سانسور! ) برای مخاطب خیلی گنگ بود چون در دقایق پایانی فیلم وارد میشه و اصلا" مشخص نمیشه که رابطه اش با دختر داستان چیه؟ و اینکه آیا کسی بلایی سرش آورده ؟ امیدوارم کارگردان پس از پایان اکران راجع به حذفیات فیلم ... دیدن ادامه » در صفحه شخصی خودش توضیح بده.
امیرحسین باباخانی ، وحید و شاهین این را خواندند
مریم راد ، لیلی ، سارا_ز و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمونه ی کامل از سینمای نکبت !
حرکت دوربین مبتدیانه و خام دستانه ، نماهای شلخته ،طولانی و زاید بسیار ، کارگردانی به شدت عقب ، فیلمنامه مجموعه ای از تیپ هایی که در انبوهی از ..ه و بدبختی دست و پا می زنند و دایم به هم می پرند و همدیگر را کتک می زنند ...
بازی ها به جز بازی میثاق زارع ، گل درشت و اغراق شده است و بدتر از همه پرداخت بسیار بد شخصیت ترنس که حتی به یک تیپ از قبل دیده شده هم نمی رسد و حتی ذره ای به او نزدیک نمی شود ، پسری که دایم از برادر بزرگ اش کتک می خورد ، گریه می کند و خواهر مهربانش به او می گوید گریه نکن و پول می خواهد برای عمل تغییر جنسیت و ترک وطن ، همین !
استفاده پر حجم و آزار دهنده از موسیقی ، سکانس های متوالی ای که عملا هیچ ارتباط حسی یا منطقی با هم ندارند جز انباشت فلاکت ...
در سکانسی مرد ، زن را کتک می زند ، در سکانس بعد در ماشین با لحنی ... دیدن ادامه » مهربان از او می خواهد که با هم نیم کیلو تریاک را به نشانه عشق با هم بخورند تا بعدا بفروشند ....
نیلوفر ثانی این را خواند
آرش منصور گرگانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بسیار خوب آقای عباس امینی که نوید یک فیلمنامه نویس و کارگردان کاربلد و خوش ذوق را به سینمای ایران می دهد .
فیلم شریفی است که در یک روایت و بستر جذاب داستانی و با یک نگاه درست و هنرمندانه به معضلات و آسیب های اجتماعی نزدیک می شود ، فیلمی بسیار تلخ و جسور که سیاه نمایی نمی کند ، ادا و اطوار سینمای نکبت را در نمی آورد و با گذر از این دشواری ها یک قهرمان فعال رشد یافته را در پایان تصویر می کند ، قهرمانی که از هویت والدراما ( پیراهن و مدل مو ) می گذرد و رفع تعلق می کند و برای خود یک هویت جدید می سازد ، فارغ از شناسنامه ای که ندارد ...
فیلم یک قهرمان جذاب دارد و چند شخصیت فرعی بسیار خوب پرداخت شده ، راوی سرگذشت والدرامای نوجوان از آبادان به تهران است و اتفاقات و حوادث به خوبی در بافت اثر می نشیند .
به دوستان توصیه می کنم به تماشای این فیلم در سینماهای هنر ... دیدن ادامه » و تجربه بروند و از این اثر شریف و مظلوم حمایت کنند .
نیلوفر ثانی این را خواند
عباس الهی و سارا_ز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منهای اینکه یکسری چیزارو خیلی مستقیم مطرح میکنه که یه کم آزاردهنده میشه ولی در مجموع و در انتهای فیلم مفهوم خوبیو میرسونه. بازی جواد عزتی هم مثل همیشه خوبه و به نظرم جزو نقاط مثبته کاره اما متاسفانه نیوشا ضیغمی انتخاب خوبی نبود برای این نقش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار زیبا بود... بسیار ارزنده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اون فیلمهایی بود که دوست داشتم زمانش بیشتر میبود
عباس الهی و آرش منصور گرگانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی‌ پریدن ازارتفاع کم هم می تونه بدجور آدم رو زخمی کن
علیرضا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا این فیلم باید در گروه هنر و تجربه اکران بشه؟؟ اصلا در این گروه نمیگنجه..فیلم اول هم نیست. به نظر من که اگه این حجم از تبلیغات و پشتوانه و بودجه ی ساخت،پشت فیلم خروس جنگی هم بود الان بیش از 4 میلیارد فروش کرده بود..! ولی خوب باید در هنر و تجربه هم فروش داشته باشه..!
این فیلم هم در هنر و تجربه بود هم اکران عادی
۲۶ اردیبهشت
به نظرم یکی از فیلمهای تجربی امسال بود. عین ایستاده در غبار که اون هم یک فیلم تجربی بود و به همین خاطر وارد هنر و تجربه شد ، نه بخاطر اینکه فیلم اولی بود.
این فیلم هم تجربی بود. نوع ساخت و قصه پردازی و شخصیت پردازی با سینمای بدنه فاصله داره. اصلن قدرت و خاصیت ... دیدن ادامه » این فیلم ها همینه.
اکرانش در هر دو گروه رو نمیدونم اما بهرحال میشه گفت به عنوان بهترین فیلم جشنواره می تونست توی هر دو گروه اکران بشه!
۲۷ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«قهرمان آخر» اسم فیلم مستندیه که جواد طوسی از زندگی مسعود کیمیایی ساخته و الحق که این جواد خان طوسی، مسعود جان کیمیایی و آثارش رو از خودش بهتر می شناخت انگار! و چه تحلیل های زیرپوستی! می کرد در این فیلم، بیا و ببین...!جا داره دوباره تکرار بشه دیدن این مستند تا جا بیوفته برام بیشتر تر!
یه حرف کیمیایی که نظرمو جلب کرد و برام جالب بود این بود که گفت:
تا زمانی که توی یه محله زندگی میکنی
کتابی که میخری...سلیقه ی کتابفروش محله اس
فیلمی که میبینی...همون فیلمِ رو پرده ی سینمای محله اس
ارزش و ضد ارزشت رو محله تعیین میکنه و...
دیدم واقعا چه خوب میگه
تا زمانی که پاتو فراتر از مرزهات نذاری
سلیقه ات
تفکرت
باورهات
زندگیت
موقعیت هات
محدود میشه به همون مرزها...
آیا با وجود یک بار فرصت داشتن برای زندگی کردن
اینکه ... دیدن ادامه » بترسی پاتو بیرون مرزهای شناخته شده ات بذاری و فراتر از بودن های معمولی باشی،
خیانت نیست به خودت؟؟ به قول اوریانا فالاچی عزیزم :
خانه ی تو آنجایی نیست که متولد می شوی؛
خانه ی تو جایی است که آن زمان که عاقل می شوی و می توانی تصمیم بگیری که چه چیز را دوست داری و چه چیز را دوست نداری خودت برای بقیه ی سال های عمرت انتخاب می کنی...
مازیار این را خواند
نوبادی این را دوست دارد
کیمیایی رو دوست داشته باشیم یا نه یک پدیده است تو سینمای ایران
کسی که دنیای خودش و شهرش رو خوب شناخته
جهان بینی و نگاه خاص و منحصر بفرد خودش رو داره
و حداقل اینکه به یک چیزی معتقده
یک چیزهایی که ئیگه خیلی از آدمها بهش اعتقادی ندارن
رفاقت...معرفت...تغییر..طغیان ... دیدن ادامه » و شورش
۲۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی ها بسیار مصنوعی، نویسندگی اصلا حرفی برای گفتن نداشت،من 20 دقیقه اول دیدم پا شدم!واقعا برا همون تایم کم هم متاسفم که گذاشتم!
زهره مقدم این را خواند
مازیار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید