تیوال سینماتک
S1 : 03:44:29
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تلفظ اسم ایشون زیمر نیست.
عاطفه گندم آبادی و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره مجموعه پاتوق فیلم کوتاه i
نگاهی به فیلم‌های چهل‌و‌ششمین جلسه پاتوق فیلم کوتاه | عکس
» نگاهی به فیلم‌های چهل‌و‌ششمین جلسه پاتوق فیلم کوتاه
... دیدن متن »

کارهای بد / پیوتر دومالفسکی
یک فیلم داستانی پر کشش و جذاب که از همان ابتدا بیننده را همسو با خود تا انتها همراه می‌کند. فیلم با بازی کردن یک کودک تنها، در راهروهای بیمارستان آغاز می‌شود که ناخواسته درگیر اتفاقی می‌شود و تا انتها به صورت یک رابطه علت و معلولی منسجم پیش می‌رود. قهرمان فیلم پسربچه‌ای ده ساله به نام مکس که مادرش نظافتچی بیمارستان است، در حین دزدی از یک پیرمرد که در بیمارستان بستری است به دام می‌افتد. پیرمرد تصمیم می‌گیرد که دزدی را گزارش ندهد و به جای آن از مکس می‌خواهد تا سه کار برای او انجام دهد و از همین جاست که چالش‌هایی پیش روی این پسربچه قرار می‌گیرد. فیلم به سرعت داستان خود را مطرح می‌کند و فیلم‌ساز به آن‌چه که می‌خواهد بی هیچ حاشیه‌ای می‌پردازد. شخصیت مکس بازیگوش از همان پلان‌های ابتدایی با ایجاز هرچه تمام‌تر در چند نما به خوبی معرفی می‌شود و در طول فیلم نمودهای شخصیتی او بسط و گسترش می‌یابد و در پایان فیلم که شاهد تحول جنبه‌هایی از شخصیت او از نقطه منفی به مثبت هستیم دیگر با یک کودک شیطان و بازیگوش طرف نیستیم بلکه او حالا به بلوغی رسیده است. مکس قبل از آن‌که هر کار بدی را که به نوعی درخواست پیرمرد بوده است، انجام دهد، با دوستش که در کلیسا در حال تعلیم و تربیت علوم دینی است در میان می‌گذارد و با او مشورت می‌کند و برای آنکه گناهی نکرده باشد در انتها از خواسته‌های خودش صرف نظر می‌کند و دلیل قبول نکردن بلیط رفت و برگشت به مکان مقدس از سوی پیرمرد که خواسته خود مکس در ابتدای فیلم بود همین پایبندی به اعتقاداتی است که دارد و نمی‌خواهد تحت هیچ شرایطی مرتکب گناه شود و با پاره کردن لیست افرادی که قرار بود روزی از آن‌ها انتقام بگیرد بر همین ادعا تأکید می‌کند.
تقابل این پسربچه با سالمندان یکی دیگر از نقاط مثبت فیلم است. بی آنکه صاحب اثر به دام شعارزدگی بیفتد، تنهاییِ این دو قشر را به خوبی به تصویر می‌کشد و خلأهای ارتباطی موجود در بین این دو نسل را به زیبایی هرچه تمام‌تر آن هم نه به شکلی آشکار بلکه به طور ضمنی و پنهان در لایه‌های درونی فیلم بیان می‌کند. پایان فیلم به قدری قدرتمند و به‌جا است که علاوه بر اینکه ارزش هنری فیلم را به شدت غنا می‌بخشد بیننده را همچون نگاه مکس، مبهوت نگه می‌دارد. آنجا که مکس بعد از مرگ پیرمرد به تخت خالی او خیره می‌نگرد با پیرزنی مواجه می‌شود که از در اتاق سرزده وارد می‌شود و از او می‌پرسد: تو مکس هستی؟ همون پسربچه‌ای که ما سالمندان رو کمک می‌کنه؟ تا راحت‌تر بمیریم و کمتر درد بکشیم؟ …

گُنج / آرمان قلی‌پور دشتکی
مستند هشت دقیقه‌ای که در کوتاه‌ترین زمان ممکن مسئله‌اش را مطرح می‌کند آن‌را پیش می‌برد و به خوبی به انجام می‌رساند. در یک فیلم مستند که معمولاً از داستان و درام به آن معنا که در فیلم‌های داستانی سراغ داریم خبری نیست، قطعاً برای فیلم‌ساز کار سختی است که موضوعی را انتخاب نماید و سپس در مدت زمانی کوتاه آن‌را روایت کند. سازنده فیلم گُنج، ساختاری را برگزیده که کاملاً متناسب با موضوعی است که آن‌را در قالب یک فیلم مستند به بیننده نشان می‌دهد. درک و ارائه درست ساختاری فیلم، نشان از شناخت و آگاهی فیلم‌ساز از طرحی است که به تصویر کشیده است. فیلم، داستان فردی را روایت می‌کند که سال‌هاست کارش تهیه عسل از کندوهای زنبوران وحشی در بین صخره‌ها و کوهها است؛ با یکی دو پلان اول عظمت طبعیت و صخره‌ها و کوه‌های سر به فلک کشیده را نشان می‌دهد که قرار است کاراکتر اصلی فیلم، کار پر خطر خود را آغاز کند و به کندوی مورد نظرش دست یابد. ساختار روایتی فیلم به گونه‌ای است که انگار ما به عنوان مخاطب نیز با این فرد و دو دستیارش همراهیم و بی هیچ عنصر اضافی چه به لحاظ بصری و چه به لحاظ صوتی با این افراد همراه می‌شویم. فیلم برای نشان دادن خطری که ممکن است پیش بیاید، در شروع ماجرای پایین رفتن از صخره، نماهایی به ما عرضه می‌کند که منجر به ایجاد تعلیق می‌شود و این دقیقاً همان احساسی است که برای همان افراد حاضر در فیلم رخ می‌دهد اما همین‌که کار انجام می‌شود فیلم‌ساز بی هیچ تعلیق تصنعی کار را به پایان می‌رساند، دقیقاً همان تجربه‌ای که آن شخصیت‌ها از سر گذرانده‌اند را بی هیچ دخل و تصرفی به ما نمایش می‌دهد. نکته قابل توجه دیگر فیلم این است که آشنایی ما با شخصیت اصلی فیلم در انتها و زمانی که بر طبیعت فاتح گشته و موفق به جمع‌آوری عسل شده، انجام می‌شود؛ شروع صحبت‌های او با خواص دارویی این نوع از عسل آغاز می‌شود و پس از آن به اختصار از تجربیات چندین و چند ساله‌اش می‌گوید آن هم نه مستقیماً رو به دوربین بلکه صدای او روی تصاویری است که محل را ترک می‌کنند و ما به عنوان مخاطب نیز به این طریق از نیت و اهداف او آگاه می‌شویم بی آنکه شخصیت اصلی فیلم و فیلم‌ساز مستقیماً به بیننده قصد اطلاع‌رسانی داشته باشد.

فاش / احسان مختاری
فیلمی داستانی که از آغاز تا پایان در یک خانه و از آخر شب تا صبح روایت می‌شود. این وحدت مکان و وحدت زمان باعث شده که فیلم یکپارچه و یکدست به نظر برسد که این ساختار انتخاب درستی از سوی فیلم‌ساز بوده است. فیلم با صدای زنگ آیفون در سیاهی آغاز می‌شود و اولین پلان، نمایی است از پشت پنجره که از ترس دیده شدن به صورت پنهانی توی کوچه را نشان می‌دهد و زاویه نگاه ما همان زاویه نگاه شخصیت‌های اصلی فیلم است که داستان در محور آن‌ها روایت می‌شود. به همین جهت فیلم به لحاظ ساختاری به درستی روایتش را شروع می‌کند. هرچند با جلو رفتن فیلم متوجه کلیت ماجرا می‌شویم اما فیلم‌ساز می‌توانست با دقت و توجه بیشتر در فیلم‌نامه حفره‌های موجود در فیلم را بر طرف سازد. داستان از این قرار است که دو برادر حدود یک ماه است که برای پنهان ماندن از دید تعدادی مزاحم، خود را در خانه حبس کرده‌اند. باید اشاره کرد آن‌چه که این فیلم را به یک فیلم نسبتاً خوب بدل می‌کند این است که داستان بر خلاف انتظار مخاطب پیش می‌رود؛ به این معنا که با اتفاقاتی که در ابتدا از بیرون این افراد را تهدید می‌کند، خودشان هم تهدیدی برای یکدیگر محسوب می‌شوند و اتفاق بیرون بهانه‌ای می‌شود تا این دو برادر به جان هم بیفتند. انتخاب لوکیشن کمک قابل توجهی به فیلم کرده است و اتاق‌های تو در تویی که در فیلم می‌بینم، هم به لحاظ معنایی و هم به لحاظ بصری دست فیلم‌ساز و بازیگران و همچنین دیگر عوامل فیلم از جمله تصویربردار را باز گذاشته است تا میزانسن‌هایی را خلق کنند که هم ریتم درونی فیلم را حفظ کنند و هم به خلق جهانی مخوف و تو در تو دست یابند. فیلم هرچند که از استحکام قابل قبولی برخوردار است اما فیلم‌ساز در رعایت جزئیات در جاهایی از فیلم چه در محتوا و چه در فرم غافل مانده است.

فلت لند / علیرضا کی‌منش
فیلمی تجربی که هم در محتوا و هم در فرم سعی شده تجربه‌گرایانه عمل کند. این فیلم در یک پلان سکانس روایت می‌شود، هرچند که با تغییر اندازه نمای دوربین که به سوژه‌های درون قاب نزدیک و یا از آن‌ها دور می‌شود و همچنین حرکات موزون شخصیت‌های فیلم، تقطیع پلان‌ها در خود قاب شکل می‌گیرد به جای آن‌که در مونتاژ، این تنوع و تقطیع نماها به دست آید. این شیوه از روایت در فیلم فلت لند به لحاظ ساختاری قابل توجه است و به نوعی در خدمت محتوا عمل می‌کند. برای این محتوا که بیشتر مفهومی و انتزاعی است فرم و شکل فیلم هم که از سوی فیلم‌ساز اتخاذ شده است به همان نسبت انتزاعی و مفهومی است. فلت لند روایت زندگی مردمانی است که در جهان دو بعدی و بر فراز ارتفاعی بلند زندگی می‌کنند اما قادر به تشخیص بعد سوم نیستند. ما در طول فیلم شاهد حرکات و رفتار این افراد هستیم که به شکلی چیدمان شده و موزون به یکدیگر نزدیک می‌شوند و گاهی از هم دور می‌شوند، از هم پیروی می‌کنند و گاهی یکدیگر را دفع می‌کنند … در پاره‌ای از مواقع فیلم به دلیل تکرار یکسری از حرکات از ریتم می‌افتد که منجر به از دست دادن تماشاچی می‌شود. از طرفی دیگر حرکات دوربین که به این آدم‌ها نزدیک و گاهی از آن‌ها دور می‌شود می‌توانست حساب‌شده‌تر باشد و هماهنگی بین اتفاقات درون قاب به لحاظ زمانی با حرکات دوربین هم منسجم‌تر عمل کند.

داستان اتوبوس / جورج یودیس
کوتاه، شیرین، دوست‌داشتنی و جذاب با یک درام عاشقانه در ستایش عشق و دوست داشتن. پسری جوان هر روز موقعی که وارد اتوبوس می‌شود دخترک را می‌بیند که خوابیده است. هیچ وقت با دخترک حرف نزده اما می‌داند که در کدام ایستگاه پیاده می‌شود. پس هر روز به شکلی نامحسوس تلاش می‌کند تا او را بیدار کند که از مقصدش جا نماند. داستان یک اتوبوس، یک فیلم خوش‌ساخت و خوش‌ریتم است که حول این دو جوان می‌چرخد و البته دیگر افراد حاضر در اتوبوس از راننده گرفته تا مسافران که هر روز با آن‌ها هم مسیر هستند را نیز در برمی‌گیرد. آن‎چه این داستان را علاوه‌بر خلق شخصیت‌های ماندگار و پرداخت حساب شده در روایت و همچنین ساختار فیلم جذاب می‌کند، نوع رابطه این دو جوان و همچنین دیگر افراد داخل اتوبوس است. در پایان فیلم که پسر، دخترک را در جای همیشگی‌اش نمی‌یابد، سرخورده و مغموم می‌شود اما مسافران، غیر مستقیم او را از حضور دختر در صندلی عقب اتوبوس باخبر می‌کنند و همین که پسر در صندلی کنار او می‌نشیند دختر که طبق معمول خواب است بی هیچ اغراقی سرش را روی شانه پسر می‌گذارد و این به هم رسیدن دو جوان آنقدر لطیف است که خنده‌ای از روی رضایت همچون خنده راننده اتوبوس بر روی لبان مخاطب نقش می‌بندد. اگر عشق و دوست داشتن را به یک ریشه درخت تشبیه کنیم اظهار و بیان آن همچون تنه و شاخه‌های آن درخت است. این مضمون به نوعی زیرمتن این فیلم است که نمود می‌یابد.

منتقد: عباس روزبهانی

۴ روز پیش، چهارشنبه
Shoniya Hashemi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه عجب، بالاخره از این سالن خوب داره یک استفاده ای میشه.
Samira، مریم زارعی، عاطفه گندم آبادی و میترا این را خواندند
*مریم* این را دوست دارد
علیرضا کی منشش جالبه :)
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره مجموعه پاتوق فیلم کوتاه i
نیما عباسپور مهمان ششمین «سینما آینده» می‌شود | عکس
در قالب پاتوق فیلم کوتاه
» نیما عباسپور مهمان ششمین «سینما آینده» می‌شود
... دیدن متن »

به نقل از روابط‌عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، نیما عباسپور فیلمنامه‌نویس و کارگردان فیلم کوتاه و مستند، مهمان ویژه ششمین جلسه از ششمین فصل پاتوق فیلم کوتاه، «سینما آینده» است. این برنامه روز دوشنبه بیست و پنجم تیر ماه با نمایش سه فیلم کوتاه داستانی، یک مستند و یک فیلم تجربی توسط انجمن سینمای جوانان ایران با همکاری انجمن فیلم کوتاه ایران در محل سینمای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار می‌شود.
نیما عباسپور از فیلمنامه‌نویسان و فیلم‌سازان فیلم کوتاه و مستند است که در جشنواره‌های داخلی و خارجی مختلفی شرکت و جوایز متعددی دریافت کرده است. مدال نقره «یونیکا» در سال ۲۰۱۰ برای فیلم کوتاه «جنگل»، جایزه دوم بهترین فیلم تجربی از جشنواره «وارش»، جایزه بهترین فیلم تجربی از دید داوران مجله تخصصی فیلم کوتاه در جشنواره بین‌المللی «فیلم کوتاه تهران» برای فیلم «جدول، روزنامه و سه نقطه»، تندیس بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم «شهر» برای فیلم «پیاده‌روی بزرگ» و جایزه صلیب سرخ از جشنواره فیلم «رشد» برای فیلم «آسانسور» از جمله جوایزی است که عباس‌پور موفق به کسب آن‌ها شده ‌است. از دیگر آثار این فیلمساز می‌توان به فیلم‌های کوتاه «رویا چرا گم شده»، «در چنین روزی باران نمی‌بارد»، «۳/۶»، «جنگل»، «جدول، روزنامه و سه نقطه»، «آسانسور» و «پیاده‌روی بزرگ» اشاره کرد.
در ششمین جلسه از ششمین فصل پاتوق فیلم کوتاه، فیلم‌ داستانی «کارهای بد» به کارگردانی پیوتر دومالفسکی از لهستان، فیلم مستند «گُنج» به کارگردانی آرمان قلی‌پور از چهارمحال و بختیاری، فیلم داستانی «فاش» به کارگردانی احسان مختاری، فیلم تجربی «فلت لند» به کارگردانی علیرضا کی‌منش و امیر پوستی، فیلم داستانی «داستان اتوبوس» به کارگردانی جورج یودیس از اسپانیا به نمایش درخواهندآمد.
پاتوق فیلم کوتاه دوشنبه‌های هر هفته ساعت ۱۸ در سالن سینمای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به نشانی: تهران، خیابان خالداسلامبولی (وزرا)، نبش خیابان چهارم برگزار می‌شود و حضور علاقه‌مندان در آن آزاد و رایگان است
رزرو رایگان این برنامه

۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اضافه میکنم یکی از بهترین کارهای هانس زیمر موسیقی متن بازی CRYSIS 2 هستش، فوق العاده، حماسی و ماندگار
پرند محمدی، Ali.n و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
زهره مقدم و نیما زریری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من اینکه ذکر بشه فیلم همراه با لکچر ارائه داده میشه و جلسه نقد و بررسی داره و از اون مهم تر اینکه این جلسه قبل از اکران فیلم صورت میگیره، لازمه.
اکران فیلم در واقع ساعت ۷ بود که دو ساعت از ساعت اعلام شده جلو تره.
مریم زارعی و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. من برای امروز ، پنجشنبه، 14 تیر، سه تا بلیت دارم که به علت کاری که برام پیش اومده نمیتونم برم. اگر کسی میخواد به من پیامک بزنه. 09121711893
عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این فیلم تئاتر از گروه Stomp و اجرای برینگتون، شامل ریتم هاى مختلف، حرکات آکروباتیک و پانتومیم همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین فیلم هایی که در تاریخ سینمای جهان وجود داره.
فیلمی که بارها و بارها میشه دید و ازش لذت برد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از فیلم زیر سقف دودی i
۲۸ اردیبهشت
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام .٢تا بلیط نمایش مالی سویینی دارم.چون برام کار پیش اومده نمیتونم برم
ساعت ٩
ردیف ٧.صندلی ٣٧.٣٨
قیمت ٤٥ تومن که رو خود بلیطم درج شده
09011793096
عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام برای امشب ٢تا بلیط نمایش مالی سوئینی دارم.
ساعت٩
ردیف٧ .صندلی ٣٧.٣٨
قیمت٤٥ تومن.قیمتی که رو خود بلیط درج شده و من چیزی روش نکشیدم .برام کاری پیش اومده و نمیتونم برم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا باید این فیلم رو نه در خونه، بلکه در سینماتک ببینیم؟
چه ارزش افزوده ای برای بیننده ایجاد می کنه سینما تک؟
اگر سینمای واقعی بود که طبعا فرقش خیلی زیاد بود.... ولی بهرحال دیدن فیلم در سینما طبعا امکان غرق شدن در فضای فسلم و لذت بردن رو بیشتر میکنه،من تو خونه یه مینی!سینما ((پرده دو‌و‌نیم متری) دارم اما باز هم هروقت بشه فیلم‌ها رو تو قلهک میبینم
۲۳ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
100 تخفیف وفاداری شامل چه افرادی میشه؟؟
درود بر شما
با خرید عضویت سینماتک خانه هنرمندان می‌توانید فیلم های فصل بهار سینماتک را رایگان رزرو نمایید

عضویت فصل بهار
https://tiw.al/g5A
۰۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عنوان اصلی فیلم را هم لطفا بنویسید.
عاطفه گندم آبادی و نیما تابان این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین یکشنبه سوررئال با شاهکار فلینی:
پخش و تحلیل 1/2 8 یکشنبه 20 اسفند ساعت 18 در موسسه بهاران
تهیه بلیت:
Https://tiw.al/OeS
نیما تابان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاملا با این جمله محمدرضا مقدسیان درباره این فیلم موافقم که میگه این فیلم یه فیلم متوسط به شدت باد کرده است. پر و بال بیجهت بهش داده شده و زیاده از حد بزرگش کردند...این فیلم که نامزد اصلی جوایز اسکار است نه کاملا ناامیدمان میکند و نه چندان امیدوار...داستانکهایش کمکی به پیشبرد قصه اصلی فیلم نمی کند..فیلمنامه اش چندان گیرا و بی نقص نیست..با این حال کارگردانی خوبی دارد مخصوصا در چندین سکانس که فوق العاده اجرا میشود...سم راکول در نقش دیکسون نیز شایسته دریافت جایزه است بلا تردید...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین فیلم از فیلمساز بزرگ روس، آندری زویاگینتسف در یکشنبه های سوررئال
پس از پخش و تحلیل سه فیلم از این کارگردان، این هفته به پخش و تحلیل النا (2011) خواهیم پرداخت و سینمای تصویری - روایی زویاگینتسف را در مجموع کارهایش جمع بندی خواهیم کرد.

پخش و تحلیل النا یکشنبه 13 اسفند ساعت 18 در پنجاهمین یکشنبه سوررئال
تهیه بلیت از تیوال یا حضوری:
Https://tiw.al/Fir

تحلیل فیلم های قبلی زویاگینتسف در کانال تلگرام:
https://t.me/joinchat/AAAAAEF3KMU7IuWgU_LvNg
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تحلیل محمدرضا اصلانی از فیلمی هنری از سینمای هندوستان:
ناینسوخ محصول 2010 فیلمی آوانگارد راوی زندگی نقاشی بزرگ به همین نام در قرن هجدهم است.

پخش و تحلیل فیلم در شنبه های سینما و فرهنگ
شنبه 12 اسفند ساعت 17:30 در موسسه بهاران
تهیه بلیت از تیوال:
Https://tiwall.com/cinema/nainsukh
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از مسخره ترین فیلمهایی که دیدم..!!
شاهین این را دوست دارد
ظاهرن نسخه ی قدیمی فیلم جذاب بوده
ولی این انصافن بدرد رده ی سنی کودکان میخوره
خیلی بی خود بود :))
۱۲ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به چه فیلم هایی
مریم زارعی و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم قشنگی بود
در خصوص ایده ی کلی فیلم :
اول از همه جدای از روایت فیلم ، ایده ی این کار که درون نقاشی های ونگوگ سفر می کنیم جذابیت خاصی داشت
به طوری که تا آخرین لحظات فیلم در هر صحنه منتظر بودم ببینم که این بار قراره توکدوم نقاشی ونگوگ قرار بگیریم و درونش سفر کنیم

در خصوص روایت فیلم :
با توجه به ایده ی خوب اولیه نگران این بودم که نکند فیلم نامه ی سرسری و ناجالبی ایده ی اصلی رو خراب کنه که خوشبختانه این طور نشد
بنظرم بزرگترین کاری که روایت این فیلم انجام داد تبدیل "ونگوگ مشهور" به "وینسنت دوست داشتنی" بود برای مخاطب .
ونگوگی که همیشه از دور می دیدم و در منتهای شهرت بود رو اینبار ، با روبرو شدن با قضاوت های اطرافیانش ( که بعضن همه هم خوب و مثبت نیست!) و با حفظ جایگاه والای هنری اش ، از نزدیک لمس اش میکنیم و شاید باهاش در مقاطعی همزاد پنداری ... دیدن ادامه » هم میکنیم بخصوص زمانی که از احساساتش و سرخوردگی هاش از بچگی تا 28 سالگی و سختی های زندگی اش بعد از اون آشنا میشیم .

در مجموع بنظرم فیلم قشنگی بود ...
عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

امکان ثبت نام برای خرید بلیت منتخب فیلم های جشنواره سی و ششم هنوز هست؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید