تیوال سینما
T1 : 23:37:48
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
#هنرمندکارت بسازید! ربات تلگرامی sadhonarBot
https://t.me/sadhonarBot
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان فیلم مستند قوم شناسی می تونید معرفی کنید ؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید
فروش بلیط از کجا هست ؟
چون سینما تیکت هم چیزی ندیدم برای فروش بلیط ها
ممنون
درود بر شما
فیلم ها به صورت رایگان هستند و نیازی به تهیه بلیت نمی باشد.
با سپاس
۲۱ شهریور
جدول زمان اکران فیلم ها رو کجا میشه دید؟
۲۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برچسب:

(مهرشاد کارخانی: من خیلی خوشحالم که بعد از سال‌ها یکی از فیلم‌های تو در ایران نمایش داده می‌شه.‌ ای کاش این اتفاق زود‌تر از این می‌افتاد، برای همه فیلم‌های خوبی که به سختی در خارج از ایران ساختی و اینجا دیده نشد.

امیر نادری: منم خوشحالم که فیلم «کوه» در ایران نمایش داده می‌شه و دوست دارم بچه جوون‌ها بیشتر ببیند، بیشتر از هر چیز دوست دارم جوون‌ها این فیلم رو ببینن. به هر حال این خودش یه راهیه برای اون‌ها، تاثیرش روی اون‌ها مهمه. حالا دیگه نمی‌دونم شاید یکی خوشش بیاد یکی نیاد...)


جناب آقای امیر نادری؛ عرض سلام.

حقیر با اشتیاق فراوان در یکی از روزهای داغ تابستانی در یکی از سینماها یا واضح‌تر بگویم مراکز خرید تهران! «کوه» را دیدم. اگر از ذکر مصیبتِ حواشی تأسف‌برانگیز حماسه‌گرانِ میانمایه در سالن‌های هنری و من‎‌جمله این یکی که فیلم شما را در آن دیدم به دلیل نخ‌نما شدن از فرط تکرارهای مکرر گذر کنم باید بگویم برای نخستین بار در یک دهه گذشته افتخار کردم که کارگردانی ایرانی با این ویژگی در سینمای جهان داریم.

نمی‌خواهم با تعاریف مشمئز کننده و متملقانه به شما القاب ملون بدهم و در مدح شما چرب‌زبانی‌ها کنم اما از آنجا که دیدم در گپ تلفنی با آقای کارخانی تماشای فیلم‌تان توسط امثال من را مورد توجه قرار داده بودید، خواستم چند کلامی با شما سخن بگویم؛ هرچند امیدی به رسیدن پیغام به شما ندارم.

به عنوان یک علاقه‌مند به هنر و علی‌الخصوص سینما به دلیل مزاج (شاید بیمار است، نمی‌دانم) و ذائقه هنری‌ام سالهاست تولیدات سینمای داخل را با اکراه فراوان دنبال می‌کنم و شگفتا که در این سالها گاه بیش از انگشتان یک دست تمایلی به سینما رفتن نداشته‌ام.(که همان‌ها نیز از کفر ابلیس پشیمان‌ترم کرده‌اند) با نام‌های سترگ هرگز ملاعبه نکرده‌ام، به صله‌های گاه و بیگاه آکادمی بی‌مایه اسکار، فستیوال در تسخیر هالیوودی‌ها افتاده‌ی کن و سایر جشنواره‌های از رمق افتاده به سینماگران ایرانی مفتون شدن را نیز بلد نیستم اما با این مدعیات اجازه بدهید بگویم شما با اختلافی صریح از آنها بر قله ایستاده‌اید، هرچند می‌دانم به این بازی‌ها و رده‌بندی‌ها نمی‌اندیشید.

... دیدن ادامه » با تمام علیلی‌های نگارنده و خبرگی‌های شما دلم نیامد یک دریغ را که در هنگام تماشای این فیلم راه ذوق‌مرگ شدن را بر من مسدود کرده بود با شما در میان نگذارم.

کوه برای من از حیث فرم، فیلمی به شدت پارادوکسیکال است. هر قدر بسیاری از سکانس‌هایش ممتاز و یکه است اما در برخی از فرازهای دیگرش دکوپاژهایی دارد که باور و منطق مهندسی‌اش از کارگردانی که در همین فیلم جادو می‌کند برایم دشخوار است.

ضرباهنگ فیلم در برخی از لحظات همانی است که بباید اما در برخی سکانس‌ها به دلیل تقطیع سریع پلان‌ها در تدوین، موقعیتی در تناقض آشکار با ساختار فرمیک فیلم پدید آمده است. نماهای طولانی و فرصتی که کارگردان به تماشاگرش در اینگونه فیلم‌ها می‌دهد همان اتمسفر سینمایی است که امثال من مرعوب آن هستند؛ چنانکه بخش وسیعی از فیلم «کوه» نیز چنین بود اما خست در استمرار آن برایم همچون دیواره‌ای شیشیه‌ای مانعی شکست‌ناپذیر برای مستحیل شدن در فیلم بود. امیدوارم زیاد از موضع بالا نباشد این گفته‌ام که پایه‌های تفاخرم از پای‌بست شکسته است اما شاید اگر قدرت و فروغ جلوه‌فروشانه نیمه دوم فیلم نبود بار دیگر آژیر سلیقه بیمارم به صدا درمی‌آمد.

«کوه» یک فیلم درجه یک و حسادت‌برانگیز از یک کارگردان ایرانی است. نظیرش را دست‌کم در سینمای ایران هرگز ندیده‌ام و خوشحالم که فرصت تماشایش بر پرده نقره‌ای را یافتم. در برابر دکوپاژهای فیلم دست بسته می‌ایستم و معترف می‌شوم از صدابرداری و صداگذاری فیلم‌تان که نشأت گرفته از نگاه ویژه‌تان به این بخش است، فراتراز آنچه تصور کنید آموختم.

به عنوان یکی از همون بچه جوون‌ها که به آقای کارخانی گفتید (ضمن بیان ابهامات مدنظرم) فیلم جسورانه شما را تحسین و از شما بابت ساختنش قدردانی می‌کنم.

با ارادت؛ پرنده‌بازِ آلکاتراز


پی‌نوشت: تحلیل و بررسی جزئی‌نگرانه بماند پس از تماشای مجدد و رسانه‌ای دیگر.
امیر ، الهه الف و محمدرضا دانش این را خواندند
عباس الهی ، ابرشیر ، کیان ، نیما نیک و نوبادی این را دوست دارند
نوشته هایت همیشه جنبه های آموزشی و لذت بخشی دارد با زبان و لحن منحصرت استاد آلکاترازی خوبم‌... قلم شیرین ات پاینده رفیق
۱۱ شهریور
«تلمیذ» که بیان احوالات و مدهوش شدن‌هایم در مقابل نوشته‌های پربهای شماست کیانِ بزرگ.
۱۳ شهریور
سپاس پرنده باز آلکاتراز عزیز..هرچند به سان خورشید پشت ابر از تماشای رخسار شما نامرادیم لیک بخت یار ماست و تلالو مسطورات جنابعالی ما را به مخموری وصف ناپذیری میرساند..بی شک بیرون گشتن از این عزلت مخیر بشارتی طربناک برای دیگر آبجویان بی خبر خواهد بود... ... دیدن ادامه »
۱۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همانطور که میان مفهوم خالق و تولیدکننده‌‌ تفاوت وجود دارد، آفرینش هنرى نیز با "فست فود سرگرم کننده" (Entertainment) متفاوت است. عظمت، یکبارگى و نابهنگامى سرگرم کننده نیستند و امر سرگرم کننده هم عارى از آنهاست. سرگرمى، ابتذال هنر است.
شرط ساخته شدن‌‌اش فراموشى و بیهوشى مخاطب یا مصرف‌‌کننده است؛ منطق جهانى که مى‌‌گوید: فقط خوش بگذران!
آیا هنر حتما پیچیدگى‌‌ست؟ نه هنر امکان براى خلق ناممکن‌‌هاست و ناممکن تنها براى ضعفا پیچیده است و نه براى قدرتمندان در روح، چراکه آنها بسیار ساده و صمیمى‌‌اند.
پس هنر ساده نشده است، هنر ساده‌‌انگارانه شده است.
عظمت هنر در برابر جهان سرگرمى‌‌ها و محصولات بى‌‌مفهوم تحقیر شده است. Entertainment چاه عمیق و سیاهیست در برابر شعور انسان. رقص ها و بازى ها و جشن هاى این جهان عظیم شعور ندارند و تنها آفریننده‌‌ى امکان‌‌هاى ... دیدن ادامه » مصرفند و انسان را متوجه هستى انسان نمى‌‌کنند و انسان را به تاریخ و اساطیر و مفاهیم بازنمى‌‌گردانند. از درون تمام حرکتهاى جمعى تنها فردیتهایى نمایشى سربرمى‌‌آورند، تا در نهایت مصرف شوند. عظمت در آینده است اما توهم این عظمت، انسان را مدام به حسرت گذشته وا مى‌‌دارد.این جهان مصرف است و نه مخاطب! همه چیز خرید و فروش مى‌‌شود و ارزش چیزها براساس چیزى خارج از خود آنها تعیین مى‌‌شود و محصول هنرى نیز در نهایت خود را در میان انبوهى مفهوم "کالا" تعریف کند. بخشى از پرسش‌‌هاى زنده پیش‌‌روى من اینگونه است:
کار یک اثر هنرى چیست؟ ترسیم أفق هستى بشر "در فرم"، "با فرم" و "براى فرم" یا درگیر شدن با مفاهیم و معناها؟
آیا هنر مى‌‌تواند جهان ابزورد، مبتذل و بى‌‌معناى ما را معنادار کند؟
عنصر جادویى هنر چیست؟ آیا هنر یک بازى سحرآمیز است؟
ارزش یک اثر هنرى چگونه است؟ اهمیت و ضرورت هنر در چیست؟ مبانى سنجش‌‌هاى ما در هنر چیست؟
شکل مواجهه‌‌ى هنر با قدرت‌‌ها و نهادها چگونه است؟
و در نهایت هنر در هستى بشر در مقام پرسش است یا پاسخ؟
(ش.ن)

پی‌نوشت: همچون بی‌خانمانی که در شهری پر از خانه‌های خالی به اجبار گوشه‌ای برای خوابیدن می‌جوید؛ به ناچار پناهِ رویاپردازانه سینما را برای زیر کارتن آرمیدنِ این نوشته انتخاب کردم.
ابرشیر این را دوست دارد
دیر دیدم چرا این نگاشته تامل برانگیزت را آلکاترازی جان.... درود بر نگاه عمیق و انتقادی ات رفیق

سرگرمى، ابتذال هنر است....
خطرناک است که سرمایه داری در چارچوب روابط تولید و ارزش افزوده و مصرف گرایی سرگرمی را تحت عنوان هنر قالب می کند
۲۸ مرداد
همچون همیشه مایه افتخار است لطفت بابت خواندن و سخاوتت در اشتراک گذاری نظرت.
بیش از 90 درصد نوشته‌هایم خواننده‌ای جز تو برادر نیکخواه ندارند.
استمرار نفس‌های همیشه به احتضارم در این مکان تنها با اکسیژن حمایت شما است که حیاتم را میسر می‌کند؛ جانا.
۳۰ مرداد
دوست خوبم اطمینان داشته باش بسیاری نوشته هایت را می خوانند و اثر بر جای نمی گذارند....
تیوال با وجود فکری و قلم هایی چون شما بزرگوار و دیگر دوستان اهل خرد خواندنی و دوست داشتنی تر است... خوشحال به حضورت رفیق
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرودت، مورخ یونان باستان، می‌گفت که: ایرانی‌ها مقلدان خوبی هستند و گاه رونوشت را از اصل بهتر درمی‌آورند. (نقل به معنا) این گزاره در موارد زیادی صحیح است و می‌توان مثال‌های تاریخی زیادی در این زمینه ارائه داد؛ به‌ویژه در علوم نظری و آفرینش‌های هنری ما اغلب خودکفا نبوده‌ایم و گوشه‌چشمی به دست‌آمد دیگران داشته‌ایم. به‌ویژه پس از برآمدن مدرنیته و به دنبال خیزش مشروطه، این نوع الگو‌برداری رو به افزایش گذاشته است. مثلا ما فاقد سنت‌های کهن‌سال نمایشی بوده‌ایم، یا اینکه سینما را ما اختراع نکردیم، یا اینکه ما بیشتر حکایت گفته‌ایم و تجربه‌ای در قصه‌نویسی مدرن نداشته‌ایم، اما رونوشت‌های ما در این زمینه، در مواردی حتی فراتر از اصل بوده است. مثلا ما مقلد سینمای غرب و به‌ویژه سینمای هنری اروپا بوده‌ایم. اما از بستر همین تأثیرپذیری، فیلم‌سازانی ... دیدن ادامه » مانند عباس کیارستمی و اصغر فرهادی و دیگران برآمده‌اند که حرفی برای گفتن دارند و در موارد زیادی مورد ارجاع همتا‌های خارجی خود قرار گرفته‌اند.

رمان «بوف کور» به چندین زبان ترجمه شده است و صادق هدایت با همین اثر بیش از هر نویسنده ایرانی در جهان درخشیده است. غلامحسین ساعدی هنگامی که هنوز حرفی از مارکز و رئالیسم جادویی در میان نبود، به قول شاملو با داستان‌های «عزاداران بیل»، پیش‌قراول این سبک ادبی بوده است. اما در کنار این مثال‌های غرورآفرین، در موارد بیشتری می‌توان گفت ما نه‌تنها فراتر از اصل نبوده‌ایم، بلکه بسیاری از سبک‌های هنری و وارداتی را در این سرزمین به ابتذال کشیده‌ایم. در این زمینه مثال‌ها فراوان است و یکی از مثال‌های اخیر همین استندآپ کمدی است که به تقلید از شومن‌های خارجی و به‌ویژه شبکه‌های ماهواره‌ای و فارسی‌زبان، وارد فرهنگ نمایشی ما شده است.

حالا دیگر همه تب استندآپ کمدی گرفته‌اند و هر نوع بی‌فرهنگی و لوس‌بازی و شکلک‌سازی و شوخی‌های جلف را در زرورق این نام می‌پیچند و به مخاطب ساده‌اندیش عرضه می‌کنند. به‌ویژه برنامه‌سازان صداوسیما در این زمینه گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند. واقعیت این است که صداوسیما، لااقل حدود یک دهه است که بازی را به رقبای خارجی باخته و دچار ریزش مخاطب شده است. اما به جای آنکه چاره‌سازی کند و راه‌حل را در ساخت فیلم‌ها و مجموعه‌های باکیفیت بجوید، با تقلید از شبکه‌های برون‌مرزی به ساخت برنامه‌های مضمحل و سقوط کرده‌ای مثل مانند بفرمایید شام و آکادمی آواز و مسابقه صدا و چه‌و‌چه رو آورده است. یا صداپیشگان بازنشسته را احضار کرده است که نقش خوانندگان لس‌آنجلسی را مکرر کنند. یا کمدین‌های ورشکسته را آورده است که با شوخی‌سازی‌های سخیف به قول خود استندآپ کمدی بسازند.

خندوانه نیز یکی از این پدیده‌هاست که در غیاب برنامه‌های سالم و متفنن، تا حدودی مورد اقبال عمومی قرار گرفته است. اما آیا اقبال از این برنامه را ‌باید به نام رامبد جوان ثبت کنیم؟ فکر می‌کنم چنین نباشد. این برادر با کارهای خود نشان داده که کمدین خلاقی نیست و جز تقلید و شکلک‌سازی کاری از دستش بر نمی‌آید. بنابراین از جلوی دوربین به پشت دوربین کوچید و با ساختن فیلم‌هایی مانند ورود آقایان ممنوع، کوشید بخت خود را در این زمینه بیازماید. انصاف آنکه نشان داد در این زمینه از استعداد بیشتری برخوردار است و کاش به همان مسیر ادامه می‌داد و سر از خندوانه درنمی‌آورد.

کمدی در ذات خود گرایش به هنجار‌شکنی و عبور از خطوط قرمز دارد. ارسطو می‌گوید که کمدی در معنای اصیل خود ریشخند زشتی‌های جهان است. اما از سوی دیگر، کمدی همه کمدی است و پاره‌ای از کمدی‌ها صرفا برای سرگرمی ساخته می‌شود و هیچ اشکالی هم ندارد. اما خندیدن به هر قیمتی و به هر مسئله‌ای اصلا کار جالبی نیست. عوامل اجرائی برنامه با گرفتن خنده‌های زورکی از تماشاچیان داخل استودیو سعی در ایجاد فضایی متفاوت را داشتند و دارند که البته خنداندن مردم در این برهه از زمان و با وجود مشکلات بسیاری که گریبانگیرش هستند، بسیار کار سختی است و این اصرار برای خنده‌های زورکی سطح سلیقه و ذائقه مخاطب را به‌شدت پایین می‌آورد.

اما مشکل اینجاست که سیمای ما در قالب برنامه‌هایی مانند خندوانه، گاهی هم می‌خواهد سیاسی‌کاری کند و کانون‌های قدرت را دست بیندازد منتها قدرت از دید سیما فقط در دولت‌هایی خلاصه می‌شود که با آنها همسویی نداشته باشد. بنابراین نوعی طنز جناحی را جایگزین طنز انتقادی در معنای حقیقی آن می‌کند. برنامه‌سازان فرمانبری مانند جوان نیز منفعلانه در خدمت اهداف سیاسی سیما قرار می‌گیرند. یا اینکه در موارد بیشتری، به جای پرداختن به مسائل اجتماعی، وارد حریم شخصی افراد می‌شوند و اشخاص حقیقی را مورد توهین و استهزا قرار می‌دهند. به‌عنوان نمونه، سازندگان خندوانه یکی از فوتبالیست‌ها را به برنامه دعوت می‌کنند و بعد نام فامیلش را مورد تمسخر قرار می‌دهند و آقای جوان نیز قاه‌قاه می‌خندند. غافل از اینکه توهین به اشخاص طنز نیست و هتاکی و تجاوز به حریم شخصی افراد است. در اینجاست که برخلاف نظر هرودت باید گفت که: ما نه‌تنها بدل را بهتر از اصل نمی‌کنیم، که متخصص به ابتذال‌کشاندن بسیاری از پدیده‌های جهانی، به‌ویژه در حوزه هنرهای نمایشی شده‌ایم؛ همچنان که با استندآپ کمدی چنین کرده‌ایم و شکلک‌سازی و شوخی‌های سبک و توهین به اقوام و اشخاص را به نام این نوع کمدی توجیه می‌کنیم.
امیر این را خواند
روشنک ، عباس الهی و ابرشیر این را دوست دارند
رفیق آلکاترازی اندیشه ورزم بر نگاه نقادانه ات درود می فرستم.
البته خودت نیک می دانی تلوزیون در همه جای دنیا نهاد محافظه کاری شناخته می شود و یاد جمله قصار گدار کبیر می افتم که در بین تاتر و سینما و تلوزیون ،تاتر را واجد ارزش های شایان توجه و بن فکنانه ... دیدن ادامه » می داند و لاغیر:))
البته نه تاتر بی مایه کاسبکارانه ی مورد علاقه طبقه نو کیسه که از ماهیت اصلی اش تهی شده است

سرت سلامت باد رفیق
۲۲ مرداد
متعجب شدم از اینکه برنامه های تلویزیون ملی ! رو دنبال می کنید،
مدتهاست فکر می کردم فقط کارکنان صدا و سیما برنامه هاشو دنبال می کنن (!
۲۵ مرداد
اگر همچنان به زعم شما ملی است؛ من نیز قطره‌ای از دریای ملتم.
۲۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«سارا و آیدا» فیلم بسیار بسیار شریف و زیبائی است هرچند به همون میزان تلخ و گزنده و به اندیشه وادار کننده است.
ضمناً ما همچنان بر دیوار سینما می‌نویسیم و لیست فیلم‌های روی پرده به روزرسانی نمی‌شود...همیاری عزیز،دریاب ما را!!
پرند محمدی و علی ابراهیم این را خواندند
Prudence ، ماهرو رستمی ، آذین حجازی و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای فیلم ساعت پنج عصر صفحه اطلاع رسانی باز نشده آیا ؟
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
گمان میکنم بخش سینما دیگه فعالیتی نداشته باشه
۱۸ مرداد
درود و سپاس آقا مسعود.. تازه باز شد صفحه ش فک کنم
۲۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«می‌گویند» احتضار سینما از همان لحظه که دلبری‌های تلویزیون و سیطره این رسانه بنجل، بیماری میانمایگی را میان خلق‌الناس اپیدمیک کرد و مسحور شدگانش با هر رانه‌ی عقربه‌های ساعت فزونی یافتند، شمارش نفس‌های واپسینش مثل احوال قهرمانان شکست‌خورده‌اش در سکانس‌های نهایی شاهکارهایش آغاز شد. ژاک رانسیر یکی از همان‌هاست که «می‌گویند».

ایده پایان سینما نه در سالهای اخیر بلکه 70 سال پیش بیان شد؛ همان سالها که سینما در حال تولد و عبور از سن خردسالی در بیش از 90 درصد کشورها بود. اما چه تحلیلی در آن دهه برای هنر نوپای سینمای نوپا عصری آرماگدونی متصور می‌شد؟ اگر واقعاً سینما بیش از نیم قرن است دست‌کم از درون رحلت کرده پس این پوسته فروخورده و وارفته‌ی بزک شده نامش چیست؟
نوبادی و روشنک این را خواندند
ابرشیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آن سینمایی که من می‌شناسم و بدان مؤمنم زیستی دیگر در حیات این هنر دارد. سینما به مفهموم عام و حتی شبه خاصش همانطور که ژیژک نیز آنرا تجزیه و تشریح کرده توهم سوژه‌پندارانه مخاطب را مستمر و مدام تمدید می‌کند؛ به تعبیری زاینده نوعی ایدئولوژی مصنوع و جعلی است. "Fantastic Cinema" همان جادو و جنبلی است که لکان هم در تحلیل‌های روانکاوانه سینمایی‌اش به عنوان فرجام این نگرش مطرح می‌کند. اینها همه یعنی همان تقلیل سینما تا سرحد یک ابزار، یک رسانه و یک هدف غیر هنری. افزون بر 90 درصد تولیدات شبه‌سینمایی حال حاضر دنیا سوژه‌های نکوهش شده و معلولان آزمایشگاهی این دیدگاه‌‌هاست. سویه‌ای که من نیز با آن هم‌افق و در قرابتی استراتژیکش هستم.

منازعات سینمایی ژیژک، دلوز، رانسیر و ... به انضمام گفتارهای لکانی؛ خواندنی، آموختنی و پر از پیچیدگی‌های مفهومی اما کارا ... دیدن ادامه » هستند. اما بالا و پایین کردن مفهوم سینما و چِلاندن آن با فلسفه، روانکاوی، تحلیل‌های گفتمانی هرگز نتوانستند بال‌های هنری و فرمالیستی آن را برایم بشکند.

نقطه منازعه اندیشه سینما میان من و پیشوایان فکری‌ام از همان نطفه نخستین دیواره تخم‌مرغی‌اش را ‌می‌شکاند و همچو طفلی نارس خود را به بیرون پرتاب می‌کند؛ اگر به قول افلاطون «تِـخنه»‌اش در فلسفیدن‌های سینمایی در خلأ رهانیده شود.

گاه سیلی‌ها به جای صورت می‌توانند به «هـــوا» بخورند و در بی‌وزنی و رهاشدگی موجی از حرکت‌های معلق اما هارمونیک پدید بیاورند. در چنین موقعیتی برای یکی مثل من حرکت و انگیزش پرتاب دست ارزش و اصالتی کمتر از زیبایی‌شناسی وضعیت آینده‌اش خواهد داشت.
نیلوفر ثانی و تیلا بختیاری این را خواندند
ابرشیر ، حمیده صمدی ، پرند محمدی و نوبادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام فیلم ساعت پنج عصر صفحه ای داره ؟
چون من پیدا نمی کنم
علی ابراهیم و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر دوستان

کلاس های خوب بازیگری در حوزه سینما کجا و یا چه استادی رو پیشنهاد می کنید؟
من تجربه شخصی ندارم اما تعریف موسسه کارنامه رو خیلی شنیدم .به نظرم خودتون ی تحقیقی کنید بد نباشه
۲۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
■گفتگویی شیرین و خاطره انگیز
■■«کیومرث پوراحمد»، «قصه‌های مجید» و سینمای کودک و نوجوان؛ یک نوستالژیِ مکررِ صمیمانۀِ حزن‌انگیزِ فراموش‌نشدنی

■در کانال ابدیت و یک روز شماره چهل دو و چهل و چهار را بشنوید :
https://telegram.me/EternityAndADay

■همچنین میتوانید در اینستاگرام دنبال کننده موضوعی سری پادکست های ابدیت و یک روز باشید با جستجوی عبارت:
abadiatvayekrooz
در ایسنتاگرام ، با ما همراه باشید .


■به بهانه بیست و شش سالگی مجموعه تلویزیونی «قصه‌های مجید» و برگزاری سی‌امین دوره جشنواره جهانی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در اصفهان، در چهل و چهارمین برنامه از مجموعه پادکست‌های «ابدیت و یک‌روز»، با «کیومرث پور احمد» به گفت و گو و درددل نشسته‌ایم.
در این گفت و گوی صمیمانه با او یادی کرده‌ایم از سال‌های دور، آثار سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی‌اش، کودکان و نوجوانان فیلم‌هایش، زنده‌یادان «عباس کیارستمی» و «خسرو شکیبایی»و «نادر ابراهیمی»، حال و روز این روزهایش، سینمای کودک و نوجوان و کلی حرف و حدیث دیگر که شما را به شنیدن آنها دعوت می‌کنیم.


■مجموعه ... دیدن ادامه » پادکست هایی درباره هنر سینما
https://telegram.me/EternityAndADay
ذوق زده و نوبادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باد با خود خواهد برد
شکوفه های گیلاس را
تا سپیدی ابرها.


به یاد عباس کیارستمی در اولین سالگرد درگذشتش ..
نوبادی این را خواند
نیلوفر ثانی ، Prudence ، عباس الهی ، پرند محمدی ، شکوه حدادی ، مهشاد و هاشمی این را دوست دارند
"یک روی پنجره به سمت من است
روی دیگر به سمت عابری که می گذرد"

عباس کیارستمی
یادش گرامی
۱۴ تیر
" کار هنر قضاوت کردن نیست . کار هنر به فکر واداشتن است . "

عباس کیارستمی
روحش شاد
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و نـــاگهان بازگشـــت . . .
به به .. خوش آمدین رفیق فرهیخته و عزیزم
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

شاد باش بابت حضور مجدد خوب و موثرت
باشد که همیشه نویسا و فعال حدیث فرهنگ و هنر در این ملک (تیوال) باشی و بمانی
ورنه می دانم دست اندرکار فرهنگ و هنر این ... دیدن ادامه » سرزمین بودی هستی و خواهی بود.
۱۳ تیر
بَه بَه دوست قدیمی. چقدر خوبه شما هم همچنان اینجایید. ممنون که افتخار دادید و بازگشتم به وطن را یادی کردید.
۱۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به انتخاب مجدد حسن روحانی به عنوان رییس جمهور بهترین گزینه برای صدارت وزارت فرهنگ چه کسی می دانید؟
گزینه ها با توجه به اقبال هنرمدان یا داشتن سابقه فرهنگی است
ساعت اکران فیلم‌های جشنواره سما ۲۰:۳۰ است.
لیلى شجاعى این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظرسنجی:
بهترین اکران نوروز ۹۶ کدام بود؟
نظرسنجی در گروه سینما و تئاتر تلگرام هم هست
https://telegram.me/joinchat/BAHeDUDe2bbDPQc_pf1Eiw
با سلام.. چرا تیوال فیلم والدراما نیست؟
در هر صورت به دوستداران هنر و تجربه بگم که فیلم رو از دست ندید.
مازیار و وحید این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طنابنده خطاب به فرهادی:"در وانفسایی که عده ای بدریش کمر به نابودی سینما بسته اند تو بی ریش و البته با ریشه بدور از هیاهو و جنجال دوباره بر قله نشاندیمان...!آخ که خندیدن به ریش انها ازین بالا چه کیفی دارد..." ...چه خوب که در کنار همه بدبیاریها و بداقبالیها و....ما ایرانیها استاد بزرگ و کم نظیر سینمای جهان،فرهادی عزیز رو داریم تا سربلندمان کند....ضمنا تصور رنج و دردی که افخمی....و فراستی بی سواد(سینمایی) ازین خوشحالی ما میکشند،مرهمی است بر درد همه توهین هایی که به بزرگان سینما میکنند و همه ضرباتی که برای زمین زدن سینما میزنند..!
پرند محمدی این را خواند
یکی از بدی های جهان رسانه ای اینه که هر آدم معروف و مشهوری ، فکر میکنه اندیشمند هم هست.
فرقی نداره فراستی و افخمی یا طنابنده
محسن طنابنده به زور بازیگر متوسطیه ، یه بازیگر تک شخصیتی بد سلیقه ، جز فحاشی و چرت و پرت ازش انتظاری هم نمیره. من با این متن حالم ... دیدن ادامه » فقط بد میشه. از این همه گارد و اسپاسمی که همه ماها مقابل نقد (که بخونید برطرف شدن ایرادها و پیشرفت) داریم
حالا شما هر چی بگو لحن فراستی بد حرف میزنه ، من میگم یه پزشک یا تعمیرکار یا متخصص فنی که بداخلاق باشه ، از کارش از فنش ایرادی میگیرن؟ نمیگیرن که!
درباره فراستی هم همینه. لحنش بده؟ خوب باشه ، عوضش نکته هایی از فیلمها میگه که زیباست.
حالا یه مشت آدم عقب رونده ی سطحی بیان هی فحش بدن بهش!!!
سینمای ما ، هنر ما ، ادبیات ما ، جامعه ما به شدت لوسه ، لوس. جوری که حال بهم زن شده. همه این مشکلات با فراستی هم از لوسیه
۱۰ اسفند
اقای مرتضی، اولا جواب غیرمربوط و شخصی رو شما میدین که برای اثبات روشن بودن شب سیاه فراستی بی سواد ، اسمون ریسمون میبافید و انقدر متعصبانه برخورد میکنین که نظرات مشخص و روشن من رو کاملا غلط و بد میفهمین و بنا به برداشت غلط خودتون نسبت های غلط بمن میدین ... دیدن ادامه » و بعد به مظلوم نمایی روی میارین و ادعاهای عجیب میکنین و...و....و.... بجای این همه صحبتهای بی ارتباط و اشتباه پاسخ یک سوال ساده رو بدین : چطور میشه که فراستی بیسواد که شما انقد متعصبانه ازش دفاع میکنین ، جدایی نادر از سیمین رو با اون شدت و حدت میکوبه و اکثریت قریب به اتفاق بزرگان سینمای جهان به شدت فیلم رو مورد ستایش قرار میدن..... ازین موارد بسیار زیاد هست .....و واقعیت اینه که با مقوا مقوا گفتن و فحاشی و هتاکی کسی منتقد نمیشه
۲۳ فروردین
نقد یک چیز شخصی براساس استنباط هرشخص از موضوعی هنری ویا هرموضوع دیگه ای میتونه باشه.ولی فنی وبا دلیل ونه با حمله.اینکه ایشون چه نظری درمورد جدایی نادر از سیمین میده مهم نیست اینکه اگر باحرفهاش موافق نیستیم میتونیم باهمون استدلال به مخالفت باهاش بربیایم.اتفاقا ... دیدن ادامه » بنده مخالف نقدش بودم وصراحتا به خودشون منتقل کردم اما باز هم نظر شخصی هر منتقد وعلاقمند به سینما قابل احترامه.حتی که من وقتی نقدهای امثال گلمکانی وقادری رو میخونم واز نظرم خنده دار وفاقد فرمه ولی باید با استنباط مخالفت کنم
۲۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید