آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم شعله ور
S3 : 01:48:01 | com/org
بها: ۳,۵۰۰، ۴,۰۰۰، ۴,۵۰۰ و ۵,۰۰۰ تومان
داستان زندگی مردی را روایت می‌کند که احساس می‌کند «عددی نشده» است و این احساس او همه‌ی زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم شعله ور / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم شعله ور / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
4faslesal
درباره فیلم شعله ور i
سلام به همه
به نظر میاد هدف اصلی فیلم مطرح کردن دارا حیایی هستش با نیم نگاهی به یاد کردن سیستان همین و بس ...
آیدا طاهرزاده، جهان، محمد لهاک و امیر این را خواندند
نیلوفر ثانی، رضا غیوری و 4faslesal این را دوست دارند
مدلینگ دارا
زخم های زابل

پرکاری بی دلیل امین
درد های استان فقیر

پدر و پسر شکم سیر
سیاهی های یک شهر سپید
۱۵ مهر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سارا
درباره فیلم شعله ور i
فیلمی بسیار زیبا و با ارزش بود از این منظر که سفری بود به درون انسان، تبریک میگم به آقای نعمت الله... آقای حیایی هم که حقا درخشیدند.
نسیبه متاجی، محمد لهاک، مریم زارعی، آیدا طاهرزاده و جهان این را خواندند
امیر این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من آهسته در دود شب رو نهفتم
و در گوش برگی که خاموش می سوخت گفتم
مسوز این چنین گرم در خود، مسوز
مپیچ این چنین تلخ بر خود، مپیچ
که گر دست بیداد تقلید کور
تو را می دواند به دنبال باد
مرا می دواند به دنبال هیچ
...
من از جنگل شعله ها می گذشتم
همه هستی ام جنگلی شعله ور بود

همه هستی و درون فرید فیلم شعله ور نیز جنگلی شعله ور است که هم او و هم اطرافیانش را ... دیدن ادامه ›› دارد می سوزاند. اما این شعله از کجا می آید؟
شروع داستان فیلم و مونولوگ های ذهنی فرید به گونه ای ست که احساس می کنیم قرار است با یک کاراکتر عاصی و مورد ظلم واقع شده ای روبرو شویم که با همه حسن نیتش دست به هر کاری می زند با در بسته روبرو می شود. از همان جنس کاراکترهائی که این روزها در سینمای ایران به وفور دیده می شود. کارفرمای ظالم و زورگو، همسر بی وفا، خانواده ای که درکش نمی کنند و جامعه ای که معیارش برای احترام به آدم ها فقط و فقط پول و موفقیت است. اما قهرمان قصه قرار نیست غرورش را زیر پا بگذارد. بنابراین به تهران و همه آنهایی که تحقیرش کرده اند پشت کرده و دنکیشوت وار راهی سیستان می شود. در حالی که نمی داند صرفاً دارد به دنبال باد می رود و دست بیداد تقدیر کور آنجاست تا او را با چهره حقیقی اش روبرو کند. زیرا که مشکل نه در بیرون که در درون خود اوست.
شعله ور فیلمی در مورد بی عدالتی اجتماعی نیست. ما نمی دانیم چرا فرید معتاد شده و در کارش نتوانسته پیشرفت کند اما در پایان فیلم هم به این نتیجه نمی رسیم که حق خوری های بقیه، رانت، زد و بند و جامعه کثیف او را به آن فلاکت اجتماعی و ذلت روحی کشانده است. فرید هم زرنگ و باهوش است و هم باعرضه و در عین حال خوب بلد است از آب گل آلود ماهی بگیرد بنابراین تنها مسبب بدبختی اش با اختلاف زیاد از سایر عوامل خودش است. نکته اما اینجاست که خودش این موضوع را قبول ندارد. از آدم های موفق بیزار است چون فکر می کند آنها هستند که حق او را از زندگی خورده اند. بنابراین حالا که نمی تواند خودش را بالا بکشد، دیده شود و در چشم پسرش قهرمان به حساب بیاید باید بقیه را به لجن بکشد.
تهرانِ شلوغ و درهم برهم با آن همه آدم هفت خط تر، دغل تر و قدرتمندتر از فرید به او اجازه نمی دهد تا به راحتی از بقیه انتقامش را بگیرد و با اندک تلاشی در این راه از جاده منحرف شده و یک زخم روی صورت پسرش به یادگار می گذارد. اما حالا او در زابل است با آن طبیعت وحشی، بکر و بی رحمش که با کوچکترین اشتباهی انسان را به کام مرگ می فرستد. اینجاست که میدان عمل برای فرید فراخ شده و احساس می کند می تواند بی محابا هر کاری که دلش بخواهد انجام دهد و به راحتی نیز قسر در رود. او دنیای اطرافش را در آنجا به سان دکه پدر وحیده می بیند که کنترل و اختیار همه چیزش در دستان او افتاده است و همین قدرت کم که به چنگ او افتاده اجازه می دهد تا کم کم هیولای درونش رشد کرده و تبدیل به یک جانی شود.
اما این هیولا در درون همه ما هست. هر زمان که با غیظ و غضب آدم های موفق تر از خودمان را نگاه می کنیم و دنبال فرصت و قدرتی هستیم تا با کوچکترین اشتباهی از سوی آنان فریاد شادی سر داده و بی رحمانه شاهد خفت و ذلت آنها باشیم، این هیولا بیدار می شود. همان هیولایی که باعث می شود کامنتهای سرشار از نفرت زیر پست افراد مشهور بگذاریم. در خیابان ماشین های مدل بالا را خط بیاندازیم. در محل کار پشت سر همکار موفقمان غیبت کنیم. تمام ثروتمندان را دزد و کلاش خطاب کنیم و در نهایت در حالی که سعی می کنیم همه جا با زرنگ بازی و منفعت طلبی محض کارمان را پیش ببریم، مظلومانه خود را قربانی شرایط و محیط اطرافمان تصور کنیم.
شعله ور فیلم به موقعی است. در این آشفته بازار اوضاع بسیار بد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که مردم مانند یک انبار باروت تنها منتظر جرقه ای اند تا به جان هم افتاده و انتقام همه کمبودها و نداشته هایشان را از هم بگیرند. این فیلم می خواهد یادآوری کند که ما خود نیز قالتاق ها، کلاه برداران و کلاشان کوچک و حقیر همین سیستم معیوبیم که باعث بقایش شده ایم و بد نیست گاهی به جای اینکه بیهوده و پوچ، در بیرون به دنبال راه حل باشیم نگاهی به درون خود بیاندازیم. وگرنه که این آتش کینه و حسد روزی بالاخره خودمان، عزیزانمان و آدم های بیگناه زیادی را شعله ور می سازد. همان خطری که این روزها جامعه مان را به شدت تهدید می کند.
عاطفه گندم آبادی، محمد لهاک، جهان، علی جباری، میترا و الهه این را خواندند
امیر این را دوست دارد
خیلی ممنونم
۲۷ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شعله ای کم سو...

در فیلم شعله ور گویا برای نعمت الله قاب زیبا گرفتن از مناظر زابل و یا آن سازه ی عجیبی که کاراکتر فیلم در آن سکونت دارد بیش از ساختار قابل درک درام اهمیت دارد. فیلم قصه ی کاراکتریست پر از سرخوردگی، حسادت و عقده و البته معتاد به قرص. ایده ی جذاب فیلم این است که تلاش دارد تا ساختار روایی و بصری تا حد زیادی انعکاسی مفهومی از این شخصیت پلشت و ضعیف باشد این ایده ی مورد علاقه نعمت الله در سینمایش است در فیلم رگ خواب همین ایده به کارگرفته شده اما این ایده در این فیلم همچون فیلم قبلی به درستی به بار نمینشیند. قاب بندی ها نورپردازی ها و فیلمبرداری و طراحی صحنه و لوکیشن ها چشم نواز هستند اما عناصر زیباییش شناسانه فضا در چنین فیلم شخصیت محوری باید اهمیتی همسان با کاراکترها و مسیری که طی میکنند داشته باشند اکر این تعادل در فیلم وجود نداشته باشد محصول نهایی نسخه ای ناقص و ناپخته است.

چالش اصلی شخصیت اول فیلم فرید بحران تعامل با آدمهای اطرافش است او دائما در فکر تاثیرگذاری روی اطرافیانش است به شکل خوب و یا بد اما غفلت مهم فیلم بی توجهی به همین ادمهای اطراف فرید است ادمهایی که بیشتر در حد هنرور حضوری خنثی در قاب دارند و هویتی ندارند و عملا در مواجهه فرید با آنها، دیالکتیک جذابی شکل نمیگیرد از پسرش نوید که تا قبل از همسفری با او چیزی جز ور رفتن با موبایلش از او نمیدانیم و بنابراین علاقه مندی یکباره اش به غواصی و حتی جسارتش در عمل کردن سریع به آن چندان برایم مجاب ... دیدن ادامه ›› کننده نیست. غواصی که بخش عمده ای از عقده و حسادت ورزی فرید و کنشهای بی رحمانه اش نسبت به این کاراکتر با بازی بد و تصنعی بازیگرش و تک بعدی بودن کاراکترش عمق چندانی پیدا نمیکند. دختر دکه دار هم اصلا کل حضورش در فیلم و رفتارهایش و ارتباطش با فرید باورپذیر نیست و مشخص نیست دارد چه کار میکند؟ تنها کاراکتر مادر فرید است که پرداخت بهتری دارد که البته حضورش کوتاه است. در حالی که در فیلمهای مثل بوتیک و بی پولی شاهد کلی کاراکترهای جذاب بودیم اما نبود چنین کاراکترهایی در دو فیلم اخیر نعمت الله توی ذوق میزند.

چینش مناسبات پردازشی در مسیر روایی فیلم به درستی شکل نگرفته است و نامتوازن جلوه میکند. در جاهایی به خصوص در میانه فیلم شاهد مکثی زیاد هستیم و در جاهایی شاهد گذری سریع به طور مثال در یک سوم پایانی شاهد کنشهای پشت سر همی هستیم که شاید باید با مکث بیشتری پرداخت میشد.
مشکل دیگر فیلم به چشم آمدن اراده فیلمساز به جای ارداه کاراکترها در مسیری که طی میکنند است نگاه کنید به چگونگی عزمت فرید از تهران تا آن ساختمان کانتینر در زابل به طور مثال اعتماد بی دلیل دختر زابلی به فرید و سپردن دکه به او و بعد قضیه اجاره ی دکه و شراکت در گلخانه با او که مشخص نیست آدمی تا این حد سرخورده چرا همیشه جیبش پر از پول است؟! و بعد نوع اسکان در آن ساختمان کانتینر و ... واقعا چقدر این اتفاقات را میتوان معقول دانست. این ایرادات باعث شکاف مخاطب با دنیای درون فیلم میشود و اصالت آن را کم رنگ میکند. و به این ترتیب حسرت آن همه زحمتی که برای زیبایشناسی بصری فیلم کشیده شده است در روایتی که اصالتی ندارد به دل مخاطب میماند. نعمت الله کارگردان خلاق و پرتوانیست امیداورم در فیلم بعدی به تعادل درست بین ساختار دراماتیک متن وجلوه های زیبای شناسانه تصویر برسد.

در نهایت امیدوارم نعمت الله همچون کیمیایی در دام منتقدان مبالغه گرا نیفتد. نحوه برخورد سراسر ستایش آمیز برخی از منتقدان نسبت دو فیلم اخیر او واقعا عجیب است در همین شماره جدید مجله 24 یکی از این منتقدان شیفته، این فیلم را از همین الان جز آثار کالت تاریخ سینمای ایران قرار داده است! این بازی با صفات و تیترهای قلمبه میتواند برای هر فیلمساز با هوشی خطرناک باشد.
همونطور که از نقد شما هم برمیاد، اصلی ترین مشکل تو فیلمنامه ست
آدم های بی هویتی که تو کل فیلم وول میخورن و با بازی های بد فقط روی اعصاب مخاطب سوهان میکشن

همه ی این مشکلات به کنار، چرا فیلم تموم نمیشد ؟!! بدون اینکه بخوام بی احترامی کنم بیشتر از دو سوم فیلم برای من یه چیزی بود در حد شکنجه،
۱۰ شهریور ۱۳۹۷
همیشه ضربه اصلی رو از متن می خوریم...
۱۲ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من فکر می کنم دلیل تمام نقدها و نظرات منفی منتقدین و تماشاگران در مورد این فیلم , به خاطر مقایسه ی بیش از حد این فیلم با فیلم قبلی کارگردان یعنی رگ خواب باشه ... بعد از رگ خواب انتظار بیشتری از حمید نعمت الله به وجود آمد . شعله ور فیلمبرداری و میزانسن های بی نظیری داره و طبیعت و مناظر دیدنی زاهدان و زابل به خوبی به تصویر کشیده بود و جدا از این ها , موسیقی عالی و بازی درخشان امین حیایی هم از نقاط قوت فیلم هستند . به نظر من فیلم از نیمه ی دوم دچار روند کندی شد و کمی هم بی منطق پیش رفت و می تونست پایان جذاب تری هم داشته باشه اما در کل به سوژه ی فیلم و موضوع حسادت به خوبی پرداخته شده بود.
شعله ور تو جشنواره خیلی طولانی بود و الان حدود ۴۰ دقیقه کوتاه شده. فیلمبرداری این فیلم معرکه ست و دلیلی نداره از رگ خواب چیزی کم داشته باشه.
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
اتفاقا رگ خواب ضعیف ترین و کم مایه ترین فیلم نعمت الله است من واقعا دلیل این همه تعریف رو از این فیلم نمیفهمم نه شخصیت پردازی درست و نه موقعیت پردازی قابل باوری در این فیلم وجود داره با یه نریشن بی معنی و البته تحول ناگهانی کاراکتر در پایان فیلم... من شعله ور رو ندیدم ولی مطمئنا از رگ خواب بهتره
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید