تیوال سینما
T1 : 10:01:58
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

چقدر این فیلمو دوست دارم. چقدر گریگوری پک رو توی نقش اتیکوس دوست دارم.
نوبادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهتر است ابتدای امر از نکات مثبت کار صحبت کنم , اتمسفر حاکم بر اثر, موسیقی , قاب بندی ,دکوپاژ, لوکیشن ها , تم سیاه و سفید و بطور کلی فضای تاریک و سرد و وهم آلودی که ناخودآگاه حتی به بیننده احساس خفه گی دست میداد , همه همه از اثری متفاوت در سینمای ما نشان داشت . ولی حیف و صد حیف که چنین تجربه متفاوتی با یک فیلنامه بسیار ضعیف کاملا هدر رفته است , زمانی که فیلم به پایان میرسد من بیننده با بی شمار سوال و چراهای بی جواب مواجه هستم که منطقی برای آن رفتارها نمی یابم , واگر هم یکی دو صحنه جواب هم به آن داده شده یا بسیار گل درشت و وصله دار و یا کاملا واضح بر زبان قهرمان قصه, نه با کشف و در خلال داستان , با این وجود با همه این ها کنار می آیم تا زمانی که صحرا مشرقی مرتکب قتل میشود , از نظر من فیلم همانجا از بین می رود چرا که تا قبل از این در دنیایی که همه ادمها بطرز بی رحمانه ... دیدن ادامه » ای بر اساس منافع خود تصمیم میگرفتند حتی همسر مسعود که به ظاهر پاک و معصوم مینمود " سکانس پیشنهاد دزدی از منزل مسعود برای گرفتن مدارک" به صحرا مشرقی حق میدادم که به فکر خود و سرنوشت و آتیه اش باشد و حتی با او همذات پنداری میکردم بناگاه با قاتل شدنش با دیالوگ "من این کار رو بخاطر تو کردم مسعود " همه چیز فرو میریزد , هم روند رسیدن به خاطر تو مسعود برایم غیر قابل قبول است و نمیتوانم باور کنم و هم با قاتل شدنش کنار نمی آیم , شاید آقای کارگردان دوست داشته سکانس فینالش آنگونه و در راستای نام فیلم باشد و باید اثر را به آن سمت میبرده است.
پ ن : به شخصه از دیدن این فیلم فارغ از بحث خوب یا بد بودن بر پرده سینما لذت بردم , مدتهاست فیلمهای ما قاب های تلویزیونی هستند که به زور بزرگشان کرده اند تا بتوانند بر پرده سینما اجرا پخش کنند.
امیرمسعود فدائی ، مریم زارعی و نوبادی این را خواندند
کاوه علیزاده این را دوست دارد
ولی به نظر من قاتل شدنش غیر منطقی نبود،فردی که مدتها در تیمارستان کار میکنه و از نظر روانی خیلی حال مساعدی نداره،تشنه محبت است،از نظر مالی در تنگناست، تا حالا محبت مردی را ندیده،حال با اومدن مردی پولدار که سعی داره با توجه کردن بهش و وعده آینده خوب نظرش ... دیدن ادامه » رو به خودش جلب کنه..به خاطر به دست آوردن این آدم هر کاری میکنه،چرا که قبل از این هم میخواست زن پیرمردی بشه..
اما فارغ از همه این صحبت‌ها،منم از این نوع فیلمها حتی اگر ضعف های زیادی داشته باشند استقبال میکنم، کافیه هر چی فیلم های اجتماعی دیدیم..به نظرم باید قدرِ کارگردان هایی مثل هومن سیدی،رامبد جوان،جیرانی و.. را دانست کسانیکه با تمام انتقادات شجاعت تجربه ژانر های مختلف را دارند..ما از این کارگردانها کم داریم..
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کی گفته ما ایرانیها مردمان غمگینی هستیم؟؟به نظرم این کمدین های ما برای اینکه ارزش کارشون رو بالا ببرن الکی میگن خندوندن ایرانیها کارِ مشکلیه!! شما تشریف ببرید یه فیلمی مثل همین فیلم خفگی رو ببینید،متوجه میشید چی میگم..قهقهه بود که شنیده میشد!!!
.این همون فریدون جیرانی ای بود که من از نوجوونی عاشقش شدم..فیلمنامه درست حسابی،همه چی به اندازه..
مریم زارعی ، امیرمسعود فدائی ، نوبادی ، نیلوفر ثانی و سپیده این را خواندند
کاوه علیزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم دو دلیل برای دیدن این می‌شه داشت: یکی اینکه کسی که بخواد با اختلال شخصیت دوقطبی آشنا بشه. دوم اینکه کسی بخواد بازیهای خوب ناصر هاشمی و شهاب حسینی را تماشا کنه.
شخصاً از فیلم خوشم نیامد. چون مخاطب تخصصی سینما نیستم که دنبال بازی ها باشم. با اختلال دوقطبی هم از قبل آشنایی نسبتاً خوبی داشتم. بنابراین فیلم برام چیزی نداشت و خسته کننده بود و صحنه‌های خشونت و درگیری در فیلم هم آزار دهنده بود.
اگر هدف این بوده که مخاطب با یک کاراکتر با ویژگیهای روانی خاص آشنا بشه چه بهتر بود زندگی خسرو را با خواهرش در رشت نمایش می‌داد. آموزنده تر می بود.
امیرمسعود فدائی ، مهشاد نویسنده و مریم زارعی این را خواندند
نوبادی این را دوست دارد
فیلم بدی نبود و از دیدنش پشیمون نیستم، ولی حتم دارم دوباره نمیتونم ببینمش.
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسخه در حال اکران، چیزی بی سر و ته، گنگ و نامفهوم..
سوژه فیلم بر خلاف ساختار آن بسیار مهم و قابل توجه است. اما متاسفانه در عمل چندان توفیقی نداشته و رسالت خود را آن‌طور که باید به سرانجام نرسانده است.
بازی‌ها قابل قبول است ولی شخصیت پردازیِ برخی، از بیخ و بن دارای مشکل است. تصویری که از نگاه سنتی خانواده داماد در این زمان داده می‌شود، افراطی، غیرواقعی و تنفربرانگیز است که باعث می‌شود چالش مورد انتظار اتفاق نیفتد.
از طرفی دیگر واکنش نگاه امروزی که نماینده‌اش سمیراست، هم بسیار پرت و پلا به نظر می‌رسد. خودکشی آخه؟؟ (البته شاید)
حیف که موضوعی به این مهمی این‌چنین بیان شد..
نیلوفر ثانی این را خواند
مریم زارعی و نیلوفر این را دوست دارند
نگاه خانواده داماد اصلا اوراق شده نیست...درسته که در بعضی خانواده ها حساسین روی این موضوع کم شده اما هنوز هم تعداد پر شماری هستند که به همون شدت روی این موضوع حساسیت دارند و اصلا پیاز داغ ماجرا زیاد نشده ...اما اگر نسخه جشنواره رو دیده باشین و دلیل اصلی ... دیدن ادامه » فرار دختر رو از معاینه بدونین ، خودکشی اصلا عجیب نیست و اگر تنها چاره کار نبوده باشه یکی از معدود راههای در پیش روی اون آدم با اون شرایط بوده
۳ روز پیش، پنجشنبه
در این باره که ورژن جشنواره قطعا کامل‌تر بوده و اگر من اون رو میدیدم نظر دیگری داشتم شکی نیست.
اما با اینحال باز هم به نظرم نگاه سیاه و سفیدیست که البته اون هم خوب درنیومده. اگر قرار هست چالشی ایجاد بشه و منِ مخاطب به موضوعی فکر کنم، باید غالب نگاه موجود ... دیدن ادامه » سنتی به تصویر کشیده بشه و نه معدود نگاه باقی‌مانده. واقعا الان چند درصد از خانواده‌های سنتی روزِ عروسی با این رفتار عروس رو میبرن دکتر؟؟ خب برای من باورپذیر نیست و بیشتر تنفرآوره. در حالیکه میشد خیلی متعادل‌تر نگاه کرد که اتفاقا چالش بیشتری ایجاد میکرد. از طرف دیگر بازهم اگر قرار هست بین نگاه سنتی و مدرن چالشی ایجاد بشه، واکنش نگاه مدرن هم باید حساب شده و دقیق باشه و نه صرفا قابل توضیح. چون قرار هست منِ مخاطب تفاوت دو دیدگاه رو ببینم و فاصله فرهنگی ایجاد شده درک کنم.
حالا باز ممنون میشم برای منی که ورژن جشنواره رو ندیدم کمی ازش برام بگین تا شاید نظرم کمی سبک‌تر بشه
با سپاس
۲ روز پیش، جمعه
من هم نسخه جشنواره رو ندیدم. اما واقعا هرطور فکر میکنم میبینم این فیلم، داستان خوبی داشته و نمیشه زیر سوال بردش. فقط متاسفانه ما نتونستیم نسخه اصلیش رو ببینیم. اگر در مورد داستان اصلی فیلم دوستانی که نسخه اصلی رو دیده بودن راهنمایی کنن بهتر میشه مضمون ... دیدن ادامه » رو درک کرد و قضاوت کرد
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از تماشای این فیلم غمگین و مایوس سالن سینما رو ترک کردم. بیشتر از خود فیلم، واکنش مخاطبین فیلم که در سینما حاضر بودند من رو ناامید و ناراحت کرد؛ از آقایی که با تمسخر میگفت ای کاش فیلم رو نیمه کاره رها میکردم و میرفتم فوتبال میدیدم تا خانومی که از #آبرو صحبت میکرد. اون لحظه این به ذهنم رسید که #خانه_دختر فیلم شجاعانه ای ِ نه به خاطر اینکه به مذاق سیاست‌گذاران فرهنگی ناخوشایند میاد و 3 سال توقیف میشه؛ به خاطر اینکه یک سنت کهنه‌ی تازه (و نه پوسیده) رو به چالش میکشه.

امیدوارم شما هم این فیلم رو ببینید و موقع ترک سینما فضای عمومی جامعه رو متفاوت از من تجربه کنید.

پی‌نوشت: گی کارنو در کتاب عاشقی یعنی جدایی (Lessons In Love) میگه مردسالاری هیچ ربطی به جنسیت نداره و چه بسیار زنهایی که به این مقوله پایبندتر از مردها هستند و همینطور اشاره میکنه که زنها تنها ... دیدن ادامه » قربانیان مردسالاری نیستند؛ که خود مردها هم (بر خلاف چیزی که در ظاهر ماجرا دیده میشه) قربانی تفکر مردسالارانه هستند. و این دو نکته چقدر خوب در فیلم خانه دختر به تصویر کشیده شده.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم آموزنده ای بود اما دیگه بس نیست این همه نشون دادن بدبختی زنان ؟ یه کم از موفقیاتشونم فیلم بسازن شاید آموزنده تر و الهام بخش تر بود...من زیاد دوست نداشتم این فیلمو...خیلی رنج آور و سیاهه که البته واقعیت جامعه س...
نوبادی و پرند محمدی این را خواندند
مریم زارعی ، امیرمسعود فدائی ، شکیبا و نیلوفر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم باید اسم فیلم سیاه میشد به جای زرد...این همه بد بختی در عرض دو سه روز با این همه استرس بعد از اون همه خوشحالی و شادی...بازی ساره بیات عالی بود به نظرم...اما خیلی سیاااه بود.به نظرم نویسندگی جناب تقی زاده خیلی بهتر از کارگردانیشونه
نوبادی این را خواند
مریم زارعی و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اسم فیلم,سابقه خوب جیرانی تو ساخت فیلمهای دلهره آور, اهمیت تجربه فضای این تیپ داستانها تو دل پرده بزرگ سینما, و حتی ریسک استفاده از الناز شاکردوست, باعث میشه من ترغیب بشم به دیدن این فیلم در زمان اکران یه جورایی
امیرمسعود فدائی ، صدف اسمعیل پور و سپیده این را خواندند
مریم زارعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان تیکه های شعرهای متن این فیلم رو یادتون هست؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا اگر قراره با این فضاحت فیلمهای توقیفی را اکران کنید،همان بهتر که فیلمها توقیف بمانند. چرا که این وضع اکران نه به نفع سینماگر است نه به نفع مخاطب که وقت و هزینه میگذارد و نه به طور کلی به نفع سینمای ایران..چرا که نتیجه این توقیفها،سانسور ها و اکرانها این میشود که همه میگویند " فیلمهای ایرانی به هیچ دردی نمیخورند "..انصافاً این که روی پرده دیدیم فیلم نبود،صرفاً چند تا بازیگر دیدیم که از مقابل دوربین رد میشدند و دیالوگ هایی میگفتند.. برای مسئولین هم صرفا یه رفع تکلیفی بود که بگویند فیلم را از توقیف درآوردند..ولی با این حال اقای شهبازی و اقای شاه حسینی دست مریزاد..ما فهمیدیم چه خلاقیتی به خرج دادید،چه شجاعتی کردید برای نزدیک شدن به این موضوع حساس..اگه میذاشتن هنرتان را ببینیم،همگی میفهمیدیم که چه فیلمنامه قوی،و بازی های خوبی داشت این فیلم..حیف ... دیدن ادامه » واقعا..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر می رسه هنر وتجربه با نمایش تمارض. خانه وبالاخره هجوم(شهرام مکری)قراره نفس دوباره ای بکشه.
سید حامد حسینیان ، سپهر امیدوار و لیلی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار منتظر فیلم هجوم شهرام مکری هستم. عبد آبست بازیگر اصلی اون فیلمه.
ایشون کارگردان تمارض هم هست.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ ملتی چو ایرانیان در طول تاریخ موفقیت های شخصی،زناشویی،خانوادگی،ملی و سیاسی را با دستمایه ی خیانت به شکست تبدیل نکرده است..و این تکرار (موفقیت-خیانت-شکست) دایره وار در هر سطحی از ارتباطات انسانی انجام شده و در حال انجام است..خیانت ها، در هر برهه ای درست در نقطه ای که برای موفقیت های بیشتر راه باز شده است خود را اشکار نموده ،شکست را پدید آورده،موفقیت دیگری را حاصل کرده،مخفی شده و سپس دوباره کار خود را شروع کرده..! محکومیتی در کار نیست،توطئه ها همه برای بودن و ماندن پدید امده اند موفق شده اند و خود تحت خیانت دیگری قرار گرفته اند و این وسط تنها قربانیان آنانی اند که از این دایره جدا بودند..تعدادی کم در تاریخ..که رسوا شدگانِ غیر همرنگ با جماعت بوده اند و هستند و در آخر به دنبال سنگ صبور و یا ایینه ی دق هستند..! این مضمون بطور تمثیل وار در فیلم به شکل ... دیدن ادامه » بسیار هنرمندانه ای بیان شده..تمثیل هایی که بر پایه ی داستان هایی چو داستان های هزار و یک شب به شیوه ی اپیزودیک در جهانی تودر تو و پیچیده مطلب را میرساند..فیلمی که بی شک به نظر من از بهترین های سینمای ایران هست و افسوس و صد افسوس یک نسخه ی سالم و با کیفیت ازش وجود ندارد..گله و بغضی که در حرف های دیروز جناب اصلانی میتوان حس کرد..گله ای از عدم اکران این فیلم ،خجالتش از تهیه کننده ی فیلم و توهین هایی که به ایشان شده است..و بغضی از نبود امکانات برای نگهداری درست فیلم هایی از این دست که در فارابی و مکانی دیگر به طرز بدی در حال خراب شدن اند..سرمایه های هنریِ سینمای ایران.از نظر او همین مورد را هم میشه به مضمون فیلم ارجاع داد..خیانت.
((کرم ابریشم تار را اطراف خود میتند..آنقدر که خفه شود..ایا او فکر میکند که این تار بعدا تبدیل به ابریشمی نقیس میشود و یا اینکه کودکی انرا در خاک رها میکند..اون اصلا به این موضوع فکر نمیکنه و فقط وظیفه اش رو انجام میده و تا سرحد خفگی این کار را میکنه..این اون چیزیه که تعداد کمی از افراد تاریخ انجام داده اند..کم اند ولی بسیار مهم. محمدرضا اصلانی 24/7/96 خانه هنرمندان))
نوبادی ، امیرمسعود فدائی و نیلوفر ثانی این را خواندند
پرنده‌بازِ آلکاتراز این را دوست دارد
به نظر حقیر؛ فیلم سینمایی «آتش سبز» بی‌گمان یکی از بهترین ساخته‌های تاریخ سینمای ایران و جناب آقای محمرضا اصلانی یکی از بزرگان این هنر در کشور است.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
پرنده باز عزیز..سپاس از معرفی و پیشنهاد شما برای این فیلم..بسیار لذت بردم.پایدار باشید
۵ روز پیش، سه‌شنبه
شما خودتان استادید آقا شاهینِ بزرگوار
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرداخت ضعیف
بازی ضعیف بهرام رادان برخلاف انتظار
فیلم با رنگ و لعاب خوبی شروع میشه و این احساسو میده قرار فیلم خوبی رو ببینی اما متاسفانه تغییر سکانس های ناهماهنگ، باز کردن چند تاموضوع بدون اینکه بتونه خوب پرورششون بده ، بازی نسبتا ضعیف بازیگرا .....همه و همه در آخر شمارو مایوس از سینما میفرسته بیرون.
این مدل فیلمهای فرهادی حتی اگر قرار هست که کپی بشه باید خلاقانه و دقیق باشه ....صرف ایجاد یه حادثه و رو شدن رازهای نهفته فیلم رو موفق نمیکنه....با همین اسلوب کلی میشه ضعیف ترین فیلمها رو ساخت....هدف این سبک فیلم ها اینه که مخاطب با کوله باری از سوال و تردید ... دیدن ادامه » و شک و انتخاب از سینما بیرون بره اما در خیلی از اوقات فقط تلخی فاجعه در انتها برای آدم میمونه ....مث تابستان داغ که پرداخت ضعیف یه طرح خوب باعث شد فقط افسردهگی تزریق کنه
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طرف به بهرام رادان میگه: 100 میلیون باید پول بدین تا کبد رو بدم...
سکانس بعد:
کات به تو ماشین در حین حرکت یهو مهرداد صدیقیان می پرسه: 100 میلیون؟؟؟؟
این یعنی زمان بندی ناشیانه...یعنی یک کارگردانی بد.... این تعجب و این حرف قاعدتا باید همون موقع در اولین برخورد اتفاق می افتاده

بهرام رادان میگه: حالا من چه جوری خبر مرگ رو بدم به مادر طرف؟؟
- خب یه جوری بگو دیگه؟
رادان من و من کنان و با تردید میره پیش مادر. کمتر از چند ثانیه مادر ضجه می زنه...
این یعنی ناشیگری... این یعنی زمان بندی بد...

یکی داره تو بیمارستان میمیره....
التهاب نزدیک شدن به مرگ...التهاب از دست رفتن زمان تو فیلم پیداست؟ کجاست؟؟
بیشتر جواب رد شنیدن داره اینها رو ناامید می کنه یا حس از دست دادن زمان؟ این نفس نفس زدنهای آخر کجاست توی فیلم؟

از جهت یادآوری فقط: یادمه تو فیلم سک گشی, یک شاهکار نئونوآر ... دیدن ادامه » تو سینمای ایران...هرچی به آخر داستان نزدیک میشدی, هرچی جلوتر می رفت گلرخ کمالی, این فروافتادن, این گیر کردن, این بوی فاسد شده جامعه بیشتر میخورد توی چشمها و دماغت...رنگها تیره تر می شد, صورت زخمی تر, راه رفتن استواتر و صدا دو رگه تر..(سکانس سنگستانی یادته؟)... اون وقت بود که برای ما , اون اوج گرفتن و گفتن این جمله که "زخم که خوب میشه " آخر داستان, دیگه فقط یه پایان بندی نبود.... یک پرواز بلند بالا بود از تمام محدودیتها و زجرها و تلخی های دنیا....
بهترین مقایسه ای که می شد کرد همین بود ممنون از کامنتتون
۵ روز پیش، سه‌شنبه
ممنون از شما که با این دقت نظر خوندید مطلب رو...شور داشتن برای دونستن فکر و برداشت دیگران (نه فقط تایید, تحسین یا رد) درباره یک اثر , از نکات کمیابه تو دنیای امروزه...
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برنده ی نشان اولین فیلمی که تموم نشده از سینما اومدم بیرون چون دیگه قابل تحمل نبود.

داستان اولش خوب پیش میره حدود بیست دیقه ، ولی بعدش دیگه حالت تکراری میگیره و خیلی اتفاقی نمیفته
دو تا مرد که باهم از بیمارستان فرار میکنن و تو شهر کل شب ، احتمالا اخرین شب زندگی شون ، رو میگذرونن و میخوان رها باشن هر کاری بکنن و با ادمای مختلف تو این راه اشنا میشن، که احتمالا باید وقایع جالبی رقم بخوره ، ولی ادما و داستاناشون یا یک نواختن یا گل درشت
شبیه این اتفاق تو فیلم اسب حیوان نجیبی است کاهانی هم میفته ، ولی اونجا کشش خرده داستان های مختلف و داستان شخص اصلی تا اخر خیلی جذاب ادامه پیدا می کنه و اینجا نه .
بازی های غلو شده شقایق فراهانی و شبنم فرشاد جو شاید بیشتر از همه تو چشم بزنه، که ادم انتظار نداره تو کار یه کارگردان حرفه ای ببینه.
خسته نباشید هم ایرادایی ... دیدن ادامه » داشت ولی در نهایت فیلم دلنشینی بود و انتظار داشتم فیلم بعدی کارگردان بهتر باشه که خیلی چنگی به دل نزد ولی
امیرمسعود فدائی و زهره مقدم این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از دوستان توصیف خوبی از فیلم داشت، که گفت کاش آقای جوان هفت هشت بار فیلم رو قبل از نهایی شدن نگاه میکرد، اینجوری میتونست ایراداشو بفهمه ، چون قرار بوده یه جاهایی از فیلم تم سوررئال داشته باشه که در نیومده ، و درنهایت مسخره به نظر میان به جای تائیرگذار بودن .
به نظر من فیلم متوسطی بود ، میتونست قوی تر کار بشه تا دوست داشتنی بشه ، اما الان این تلاقی سبک هاش اذیت کننده شده یه کم و تکلیف نامعلومه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
■■گفتگویی با کارگردان فیلم «تمارض»
■ «عبد آبست»

■در کانال ابدیت و یک روز این گفتگو را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/204
..
.
.
.
نیلوفر ثانی و شاهین این را خواندند
شکیبا جان از این فیلم تعریف بسیار شنیده ام... شنیدن گفتگو را به بعد از دیدن فیلم موکول می کنم .ممنون از این اشتراک گذاری های مفیدت رفیق
۶ روز پیش، دوشنبه
در ضمن جناب پرنده بازِ آلکاتراز(علیه السلام)
این برنامه شماره ندارد و اینکه در ناملیک آپلود نشده است ،
بخاطر اینکه گزارشی از جشنواره هم بوده(معمولا میان برنامه های ما، در جایی جز تلگرام آپلود نمیشود)
احیانا اگر حوصله اتان و وقتتان اجازه داد که بشنوید
ایمیلی ... دیدن ادامه » بفرمایید بنده برنامه رو براتون ایمیل کنم (تا جایی که یادم هست گفتید از تلگرام استفاده نمیکنید)
۵ روز پیش، سه‌شنبه
همراهی با شما همواره باعث خرسندی من است شکیبای مهربان و سخی.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی خانم ساره بیات رو دوست داشتم ، فیلم ناراحت کننده ای بود :( تا ساعت ها بعد از نمایش اعصابم خورد بود .
وحید هوبخت و صدف اسمعیل پور این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید