تیوال سینما
T1 : 03:16:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

علیرغم ارادتم به امیر دانایی عزیز که در کنسرت های پیشینش همیشه بودم و کارهاش رو همیشه دنبال میکنم باید بگم که این اجرا توهین به شعور تماشاچی بود. من خیلی کم در تیوال با این لحن نقد میکنم ولی خب چون این یک پرفورمنسی هست که شاید در ایران زیاد شناخته شده نیست و تماشاچی اطلاعات کمی در این مورد داره گفتم نظرم رو بنویسم تا شاید راهگشا باشه.
مواردی که به ذهنم میرسه:
- طول اجرا که نزدیک به 28 دقیقه بیشتر نبود ( که البته در 10 تا 15 دقیقه ابتدایی فقط موزیک دیجیتال و تصویر بود و خواننده و گیتاریست اصولا حاضر نبودن). پس کلا مجموعه کامل شاید حدود 15 دقیقه اجرا داشت. پس نزدیک به یک سوم از زمان اجرا کم بود!زمان به قدری کم بود که بعد از معرفیشون در حالی که همه تماشاچی ها منتظر اجرای بعدی بودن هنرمندان صحنه رو ترک کردن و تماشاچی ها در تعجب بودن که آیا اجرا تمام شده یا برای ... دیدن ادامه » استراحت رفتن؟ بعد از اینکه چراغ سالن روشن شد مشخص شد که اجرا تمام شده است! باورکردنی نیست.
- جای اعضای گروه بسیار بسیار بد طراحی شده بود. مسئول موزیک دیجتال و انیمیشن درست در وسط پرده قرار داشت (بصورت ایستاده! نمیدونم چرا اصرار به ایستادن بود) و مانع میشد که تماشاچی از تصاویر بصورت خالص بهره ببره.
- بخاطر عدم حرفه ای بودن گروه و مشکلات تکنیکال سایه نوازنده و سایر اعضای گروه روی پرده میفتاد و از کیفیت کار کم کرده بود.
- سیستم صدا بسیار ضعیف بود. صدای گیتار و خواننده بسیار پایین تر از صدای موزیک دیجیتال بود و همخوانی نداشت بطوریکه اصلا معلوم نبود خواننده چه میخواند و ترانه چیست.
- قیمت بلیت به نسبت اجرا بسیار بسیار گران بود. برای نیم ساعت با کیفیت پایین مبلغی بیش از 20 هزار تومن واقعا بی انصافی بود. البته من که بلیت را خریدم با توجه به سابقه درخشان امیر دانایی عزیز انتظار کار با کیفیت داشتم. حتی انتظار داشتم صحنه بر اساس انیمیشن ها طراحی شود و تماشاگر در حال و هوای موضوع قرار بگیرد که متاسفانه هیچ طراحی صحنه ای انجام نشده بود و با بی سلیقگی تمام اعضا در صحنه جا گرفته بودند.

در کل با اینکه موافق کارها و اجراهای جدید هستم ولی خلافیتی در این اجرا ندیدم. امیدوارم که این نقد شاید بیرحمانه من رو اعضای گروه پذیرا باشند و در آینده شاهد اجراهای با کیفیت و با خلاقیت بیشتر از همین گروه باشیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمونه ی کامل از سینمای نکبت !
حرکت دوربین مبتدیانه و خام دستانه ، نماهای شلخته ،طولانی و زاید بسیار ، کارگردانی به شدت عقب ، فیلمنامه مجموعه ای از تیپ هایی که در انبوهی از ..ه و بدبختی دست و پا می زنند و دایم به هم می پرند و همدیگر را کتک می زنند ...
بازی ها به جز بازی میثاق زارع ، گل درشت و اغراق شده است و بدتر از همه پرداخت بسیار بد شخصیت ترنس که حتی به یک تیپ از قبل دیده شده هم نمی رسد و حتی ذره ای به او نزدیک نمی شود ، پسری که دایم از برادر بزرگ اش کتک می خورد ، گریه می کند و خواهر مهربانش به او می گوید گریه نکن و پول می خواهد برای عمل تغییر جنسیت و ترک وطن ، همین !
استفاده پر حجم و آزار دهنده از موسیقی ، سکانس های متوالی ای که عملا هیچ ارتباط حسی یا منطقی با هم ندارند جز انباشت فلاکت ...
در سکانسی مرد ، زن را کتک می زند ، در سکانس بعد در ماشین با لحنی ... دیدن ادامه » مهربان از او می خواهد که با هم نیم کیلو تریاک را به نشانه عشق با هم بخورند تا بعدا بفروشند ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بسیار خوب آقای عباس امینی که نوید یک فیلمنامه نویس و کارگردان کاربلد و خوش ذوق را به سینمای ایران می دهد .
فیلم شریفی است که در یک روایت و بستر جذاب داستانی و با یک نگاه درست و هنرمندانه به معضلات و آسیب های اجتماعی نزدیک می شود ، فیلمی بسیار تلخ و جسور که سیاه نمایی نمی کند ، ادا و اطوار سینمای نکبت را در نمی آورد و با گذر از این دشواری ها یک قهرمان فعال رشد یافته را در پایان تصویر می کند ، قهرمانی که از هویت والدراما ( پیراهن و مدل مو ) می گذرد و رفع تعلق می کند و برای خود یک هویت جدید می سازد ، فارغ از شناسنامه ای که ندارد ...
فیلم یک قهرمان جذاب دارد و چند شخصیت فرعی بسیار خوب پرداخت شده ، راوی سرگذشت والدرامای نوجوان از آبادان به تهران است و اتفاقات و حوادث به خوبی در بافت اثر می نشیند .
به دوستان توصیه می کنم به تماشای این فیلم در سینماهای هنر ... دیدن ادامه » و تجربه بروند و از این اثر شریف و مظلوم حمایت کنند .
عباس الهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منهای اینکه یکسری چیزارو خیلی مستقیم مطرح میکنه که یه کم آزاردهنده میشه ولی در مجموع و در انتهای فیلم مفهوم خوبیو میرسونه. بازی جواد عزتی هم مثل همیشه خوبه و به نظرم جزو نقاط مثبته کاره اما متاسفانه نیوشا ضیغمی انتخاب خوبی نبود برای این نقش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوج فاجعه که تاثیراتش ناگزیر و دردناکش دامن سایر آثار جدی و مهمی که قرار هست تولید بشن رو خواهد گرفت اینه که حضرات قیچی دوست دقیقا به چی این فیلم گیر میدهند؟ بعد از حذف چهارده!(برخی راوان تا چهل نیز گفته اند) تکه از فیلم ، اکثر شوخیها بجای این که طبق قاعده شبحی کمرنگی از مثبت هجده باشند،سایه گذرایی از مثبت هشت شده اند....یا در مورد اتهام مسخره و تخیلی توهین به مسیحیت در دهها (و شاید هم صدها) فیلم و سریال آمریکایی کلمات اف(F) دار نثار نفر اول مذهبشون میشه، بعنوان فقط یه مثال کوچک در فیلم کمدی نسبتا پرفروش سفر اروپا، دختر وپسر جوانی در اطاق اعتراف حسابی ارزشهای مسیحیت رو بخطر میندازند و نمیتونم بگم که از کدام قسمتهای بدنشون که به پنجره اعتراف چسبیده بود،نمای درشت گرفته شده بود و پیرزنی که برای اعتراف اومده بود ، وقتی صحنه را دید چه حالی پیدا کرد...یا ... دیدن ادامه » شوخیهایی که انتخاب پاپ جدید میشه و....یا در سریال L word. در نمایشگاهی که کاراکتر اصلی ترتیب داده ،شخصی در نقش و با گریم پیامبرشون در حال کاری هست که احتمالا گفتنش هم توهین امیز خواهد بود و...و....و..... بعد به این فیلم و شوخیهای بسیار کوچک و و محترمانه ای که قطعا تندروترین کارینالهای واتیکان رو هم معترض نمیکنه، باعث اعتراض نماینده های مسلمان کمیسیون شده و فراتر از اختیارات خودشون راجع به توقیف فیلم صحبت میکنند...از اون عجیب تر مادر قلب اتمی هست که بعد از دهها مورد اصلاحیه واقعا هیچ مشکلی نداشت بجز اینکه در کلیسا پیانو نواخته شده و لابد اقایان با استانداردهایی خودشون راجع به موسیقی اون رو بی احترامی به ساحت کلیسا تعبیر کردند و فراموش کردند که موسیقی و سرودها بخشی از مناسک همیشگی کلیسا. هستند....اگر هنرمندان و هنردوست ها در شبکه های اجتماعی(بعضی از این طرفداران سانسورهای شدید،در شبکه ها صاحب اکانت هستند) به این تندرویها و بی قانونیها اعتراض نکنن، تبدیل به قاعده خواهد شد و درانصورت قربانی صرفا اکسیدان نخواهد بود بلکه بسیار فیلمهای مهمی که ساخته نخوهند شد و یا هرگز به روی پرده نخواهند رفت
پرند محمدی و azin.h این را خواندند
ماهرو رستمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خواستیم یه فیلم خنده دار ببینیم حال و هوایی عوض کنیم که کاملا برعکس شد و حالمون بسیار گرفته شد و نتونستیم بمونیم تو سالن. چرا آخه ترنس ها؟ این ها که تو ایران به اندازۀ کافی بهشون ظلم می شه! من شخصاً دلم می خواست زمین دهن باز کنه و برم توش وقتی توی سینما کوچیک و بزرگ به قشری می خندیدن که توی این جامعه کم درد نمی کشن. آخه مگه به هر چیزی باید خندید؟ مگه شمای فیلم ساز دغدغۀ فرهنگ ندارید؟ این طور فرهنگ سازی می کنید؟ ترنس ها رو سوژۀ خندۀ مردم می کنید؟ این کارگردان و بازیگرهای فیلمش واقعاً نمی دونن ترنس ها چه مشکلاتی دارن؟ خیلی بد بود، خیلی. متأسفم.
نغمه و فهیمه تردست این را خواندند
ماهرو رستمی ، بابک همتی و حسین پوریعقوب این را دوست دارند
چه ربطی به ترنس ها داشت؟ طرف وانمود میکرد که همجنس گراست و نه ترنس!! اگر هم بر فرض شوخی یا موردی در مورد ترنس بوده انقد محو و لایت بوده که من و چند نفر دیگه که با هم فیلم رو دیدیم متوجه نشدیم
۲۵ تیر
آقای همتی موافقم با نظر شما اما مسئله همین جاست که فضای موجود در جامعه بدون ساختن چنین فیلم هایی هم به اندازۀ کافی برای این قشر اذیت کننده است، اگر کارتن خواب ها و بچه های کار و بیماران خاص رو سوژۀ فیلم های خنده دار کنن باز هم می تونیم بگیم فیلمه و جنبۀ ... دیدن ادامه » سرگرمی داره؟ تازه این قشرهایی که اسم بردم تو جامعه به رسمیت شناخته می شن.
۲۶ تیر
اگر هدف شوخی یا مسخره کردن ترنس ها بود که از کلی سوژه دیگه بود که (اگر چنان قصدی داشتند!) ازش استفاده میکردن....چیزی که با کشف رمز و تاویل و تفسیر از فیلم کشیده شه بیرون که اهمیت خاصی نداره....در فیلم صراحتا (در کلاس جامعه .....ایران) اشاره میشه که زوج همجنسگرا ... دیدن ادامه » هستند لذا از نظر عموم مخاطبین به ترنس ها ربط پیدا نمیکنه...نظر شخصی شما و دیگران هم محترم هست اما قابل تعمیم به فیلم نیست
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه کرد آقای نعمت اله . گویا خانم حاتمی دوباره خود را به دنیای بازیگری معرفی کرده ، و آقای تهامی دوباره متولد شدند ... درخشان ، درخشان . بهترین فیلمی که بعد از فیلم فروشنده آقای فرهادی دیدم .
من نمی دانم چه نقدی کنم ، اصلاً نقدی دارد یا نه ؟
اتفاقِ تلخ فیلم ، طعم خوبی دارد اگر با مینا همزاد پنداری کنیم .
من محو تماشای فیلم بودم ، خودم را غرق افکار و زندگی مینا کردم ، همراه با او حرص خوردم ، هیچ کجا سرزنشش نکردم ، پس دیگر چه حرف و نقدی این فیلمنامه دارد ؟ هیچ .
فوق العاده بود .

نکته همین هست کسانی ازین فیلم خوششون اومده که تونستن با شخصیت اصلی همزاد پنداری زیادی کنن،این البته نکته مثبتی هست اما اگر یه فیلمنامه قوی و کامل کارگردانی خوب رو تکمیل میکرد اونوقت کسانی که تا حالا عاشق نشدند یا کسانی که در چنین موقعیت هایی رفتار متفاوتی ... دیدن ادامه » دارند هم از دیدن فیلم لذت میبردند.....بعنوان مثال دم دستی هیچکدام از ماها با سران مافیا یا پلیس یا....همزادپنداری انچنانی نداریم ولی بشدت از رفقای خوب و پرخوانده و...و....لذت میبریم
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی بد
خیلی بد
انتظارم چیز دیگکری بود متاسفم برای این همه انتظار برای اکران فیلم..
تایماز موسی زاده و ف.امامی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر چی در نیم ساعت اول فیلم لذت بردم و لبخند رضایت زدم از نیمه دوم به بعد فقط عداب کشیدم و بغض کردم.فیلم سیاهی بود که فقط بازی درخشان خانم حاتمی رو به رخ بیننده میکشید و همین برای رگ خواب کافی بود.
ف.امامی این را خواند
یاسمن پورمهران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی از کتابها هستند که وقتی آدم میخوندشون، احساس می‌کنه که دارن بهش فحش می‌دن؛ تماشای بعضی از فیلمها هم همین حس رو به آدم می‌ده.
منهم همینطور مجتبی حان عزیز ... بسیار مشتاق دیدار حان برادر ...
۲۲ تیر
اگه منظورتون اینه که نسبت به نهنگ و گشت در سطح خیلی پایین تری بوده و خنده دار نبوده و شوخی هاش لوس بودند و سوژه وفرصت هایی که برای کمدی ایجاد میکرده رو هدر دادند که قابل درک هست ....اما اگر نهنگ و گشت رو هم فحاش! میدونین سوالی که پیش میاد این هست که از قبل ... دیدن ادامه » مشخص بوده که با یه فیلم سرگرم کننده بدنه که قرار هست مخاطب عام رو بخندونه مواجه خواهید شد و طبعا در چنین کمدیهایی با توجه به ویژگیهای نویسند های ایرانی و نیز قوانین ممیزی ایرانی و سطح مخاطب عام ایرانی و...و... قرار نیست شخصیت پردازی یا داستان منسجم و یا پایان معقول و یا هیچ استاندارد جدی سینمایی وجود داشته باشه و همین که چند شوخی خلاقانه داشته باشن مثل نهنگ یا خوب-بد .... و یا در نهایت بتونن عمده مخاطبین رو بخندونن مثل گشت دو به موفقیت مورد نظر دست یافتند و البته که هر چند سال یکبار ممکن بود(و ازین پس با توجه به مستبقه حماقت و بلاهتی که در بین مدعیان جدید قیچی بودن در گرفته،ممکن نخواهد بود) که فیلمهایی مث گشت ارشاد و نهنگ عنبر یک یا....تولید شه که علاوه بر جذب مخاطب عام حداقل های سینمایی رو هم رعایت میکردند و در کل قابل دفاع بودند......خوشبختانه با وجود بخش هنروتجربه حق انتخاب نسبتا قابل توجهی برای دیدن فیلمهای خوب یا نسبتا خوب (البته فقط در چند شهر) وجود داره
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی بسیار ضعیف، علی الخصوص در زمینه ی تدوین و فیلم نامه
پر از شعار زدگی، کلیشه و اغراق آمیز!!!
واقعا خانم درخشنده توی این فیلم تنزل فاحشی پیدا کردن.
بعد اصلا معلوم نیست اون زن دوم اون وسط چی میگه، از بس که شخصیت پردازی ضعیفه!
ماهرو رستمی این را دوست دارد
منم با شما موافقم شخصیتها حد اقل برای من قابل باور نبودند .
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لعنت به این وضعیت اکران !
لعنت به این نامه های بی سر و ته
لعنت به به این که حتی اجازه نمی دند فیلم رو خودمون ببینیم و نظر بدیم....

به همین راحتی جمعش کردند از روی پرده....
یاسمن این را خواند
نوبادی این را دوست دارد
چیز خاصی رو از دست ندادید..ناراحت نباشید
۲۰ تیر
چیز خاصی رو از دست دادید..ناراحت باشید
۲۰ تیر
یک فیلم منحصر بفرد رو از دست دادید
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار زیبا بود... بسیار ارزنده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده تکراری، فیلمنامه که هیچی. بازی های فاجعه. فیلم بدی بود
الهه الف این را خواند
نوبادی ، ماهرو رستمی و صحرا این را دوست دارند
بازی های فاجعه؟؟؟:))) نظر غیر حرفه ای بود
۱۸ تیر
کاملا موافقم ... پرداختن به مسائل پیش پا افتاده در طنز!
در عحب بودن این مردم به چی میخندیدن!
۲۰ تیر
خانم زاهدی یک سوال شما به خوب بد جلف وگشت ۲ و نهنگ عنبرخندیدید؟
۲۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی بسیار خوش ساخت و فیلمبرداری خوب که بازی خوب بازیگران، ادمو با خوش میبره سال 60....نمیتونم راجع به صحت محتوا قضاوتی کنم ولی میشه خیلی جهت گیرانه نگاه نکرد و کیفیت ساخت و جذاب بودن فیلم رو بهش نمره خوبی داد
روشنک این را خواند
نوبادی این را دوست دارد
وقتی یک فیلم در مورد وقایع تاریخی هست. نمی شه فقط به کیفیت ساخت و جذاب بودنش نگاه کرد. فیلم تاریخی باید به فکت تاریخی پایبند باشه
۱۹ تیر
باهاتون موافقم ولی مسئله اصلی اینجاست همیشه فکت های تاریخی بع از گذر زمان خیلی زیادی مشخص میشه چون متاسفانه همه جانب گیرانه اونو مطرح میکنن
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وضعیت زرد

خیلی کم پیش می آید که در تماشای دوباره یک فیلم احساس آدم به طور کل در مورد آن عوض بشود اما در مورد فیلم رگ خواب چنین حالتی برایم پیش آمده و بار اول در جشنواره این فیلم را دیدم اگرچه فیلمنامه اش ضعف داشت اما فرم بصری فیلم جذبم کرد اما چند روز پیش که دوباره فیلم را دیدم بیشتر زرق وبرق کارگردانی نعمت الله به علت فیلمنامه ای که ایرادات اساسی دارد در جلوی چشمانم رنگ باخت. نعمت الله کارگردان مورد علاقه ام است اما رگ خواب قطعا از لحاظ ساختاری کم مایه ترین فیلم اوست.
نعمت الله استاد خلق فضاهای است که در عین حال که رنگی از واقعیت پیرامون را در خود دارند اما ویژه و فانتزی نیز مینمایند که شاید اوج چنین فضاسازی را میتوان در سریال درخشان وضعیت سفید دید این نکته در کاراکترهای فیلمهای او هم وجود دارد کاراکترهایی که اگرچه آشنا مینمایند اما منحصربه ... دیدن ادامه » جهان فیلم هم هستتند در واقع نعمت الله کاری می کند که مخاطب در عین حال که با واقعیتها مواجه است فراموش نکند که دارد فیلم می بیند و باید از ذات سینما یا این فانوس خیال لذت ببرد. قاعدتا در درک و لمس آثار او نمیتوان همواره روی منطق بیرونی دودوتا چارتایی حساب کرد اما نعمت الله معمولا موفق شده است که منطق دورنی و ویژه خود را در طول روایت به مخاطب القا کند تا موجب همذات پنداری تماشاگر با جهان خاصه خود شود. اما در فیلم جدیدش رگ خواب این استراتژی او ناکام میماند و در نهایت نه منطق بیرونی و نه منطق درونی قابل اتکایی در درک دنیای فیلم شکل نمیگیرد و جهان او این بار نه ویژه بلکه قلابی است. شاید چون این بار فیلمنامه را شخص دیگری جز تیم نعمت الله و هادی مقدم دوست نوشته است.

در فیلم قرار است شخصیت تنها و عاشق پیشه مینا مسیری شیبدار را تا سر حد اضمحلال طی کند و در نهایت همچون ققنوسی از خاکستر بلند شود. در چنین روایتی همواره موقعیت ابتدایی که کاراکتر در آن قرار دارد باید در راستای مسیری که قرار است طی شود، باشد. اما نمای ابتدایی فیلم و معرفی کاراکتر مینا (زنی چهل ساله با ظاهری آراسته در حالی که از دادگاه بیرون آمده و طلاقش را از شوهری که به قول خودش به اندازه دیوار هم احساس نداشت گرفته) موقعیت قانع کننده ای برای افتادن مینا در مسیری رقت بار نیست. آن تلاش موفق برای خلاص شدن از زندگی با مرد معتاد که شوهرش بوده با این آویزان بودن از سر خامی به مردی(کامران) که خلاص شدن از دستش حتی نیازی به طلاق هم نیست نمیتواند در آن واحد در یک کاراکتر نمود داشته باشد. خوب شاید پاسخ این باشد که مینا عشقی مجنون وار به کامران دارد اما این ویژگی هم در طول روایت چندان قابل استناد نیست چرا که این عشق نه سر خودآگاهی و اراده درونی بلکه از سر خامی (مثلا ذوق زدگی از نیمرو درست کردن مرد یا فرانسه حرف زدن مرد) یا سر از بی پناهی( نداشتن شغل و خانه و پناه بردن به خانه زوار در رفته کامران) یا از سر محتاج بودن به شادی و تفریح روزمره ( مثل آنجایی که با کامران به اسکی میرود و در نریشن از شادی این تجربه میگوید) شکل گرفته است. بنابراین وقتی فیلمنامه نویس علیت رابطه را تا این حد روی عوامل بیرونی و خارج از اراده درونی شخصیت پایه گذای می کند پافشاری افراطی مینا به رابطه با مرد پس از خراب شدن این رابطه که به رنچ و اندوه فراون و نوعی خودآزاری میرسد معنای چندانی ندارند چرا که چنین احوالاتی حتما از یک خودآگاهی درونی شکل میگیرد همچون کاراکتر دختر عاشق فیلم "داستان آدل ه". حتی عوامل بیرونی هم مثل خامی، بی پناهی و عدم اعتماد به نفس در روایت فیلم به خوبی بسط پیدا نمیکنند و تحمیلی به نظر می رسند چرا پیش زمینه زندگی مینا و ارتباط با پدرش تا این حد گنگ است وقتی که قرار است این رابطه در کل فضای فیلم به واسطه گفتگوی درونی مینا با پدرش و پایان متحول کننده این کاراکتر، تاثیر گذار باشد. وقتی این رابطه در فیلم جا نمی افتاد تمام نریشنهای مینا خطاب به پدرش اضافی است و و تحول پایانی او تحت تاثیر مرگ پدر باسمه ای است. مشکلات خانه و شغل مینا هم قابل باور نیست. چرا او شغل آرایشگری نزد دوستش را نمی پذیرد که با روحیات او بیشتر سازگاری دارد. چرا پس از فقط یک بار تلاش برای اجاره خانه دوباره تلاش نمیکند؟ میتوان این سوالت ابهام بر انگیز را همچنان در مورد مینا و حتی کامران و فاز عوض کردن یک مرتبه ای اش ادامه داد.

شاید من زیادی دارم با منطق عقلانی فیلم را قضاوت میکنم اما فیلمنامه نویس وقتی نخ کاراکترهایش را خارج از اراده خود آنها و دنیای پیرامون خود فیلم گرفته و در مسیری که نقشه اش را کشیده پیش میبرد پس فضای درونی فیلم ریشه نمیگیردو منطق درونی خودش را پایه گذاری نمیکند. و ما چاره ای نداریم که فقط با منطق بیرونی خودمان فیلم را بسنجیم و به همین دلیل این بار نعمت الله با همه مهارتش در بازیگیری حسی از بازیگرانش و رنگ آمیزی و استیلیزگی نماهایش در ملموس ساختن دنیای ویژه خود ناکام می ماند و فیلمی که قرار بود رگ خواب (خیال) مخاطبش باشد فیلمی شده است بی رگ و ریشه.

من از فیلم خوشم اومد . این متن، متن شما دقیق و درست بود . پاراگراف آخر خصوصا به جز یکی دو جمله آخر...همون چیزی که باعث میشه هیچ وقت مثل بی پولی یا بوتیک موندگار نشه.
اما فکر کنم میشد رها شد از این منطق و لذت برد، منطورم اینه که فیلم این قابلیت رو داره که برای ... دیدن ادامه » یه مدت کوتاه ما رو مجذوب این چینش و خط کارکترهاش بکنه. این خوبه به نظرم..
مسیرش با افت بوده اما این فیلم نشون داد بعنوان یه کارگردانی که منتظر باشیم فیلم جدیدش بیاد بیرون ، خودش رو مطرح کرده
۱۵ تیر
مسلما کارگردانیش سر بود از فیلمنامه، بدون شک
من حرفم اینه این ضعف فیلم رو نابود نکرده بود. میشد لذت برد و بهش فکر کرد. بلافاصله بعد از بیرون اومدن از سینما یادت نمیرفت
۱۵ تیر
البته من نعمت الله را با خود نعمت الله می سنجم واگر نه مشخص است که کم مایه ترین فیلم او هم از خیلی از فیلمهایی مثل زیر سقف دودی بهتر است و حتما با خلاقیت نعمت الله در کارگردانی چند سکانس جزئی زیبا مثل سکانس پشت چراغ قرمز شکل گرفته اما در کلیت و مسیر روایت ... دیدن ادامه » حفره های بزرگی وجود دارد که این شخصیتها و فضای پیرامونیشان را زنده نمی سازد.
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" اینجا مادر قلب ایرانه "
محمدرضا گلزار توی تونل ایستاده و در مقابل چشمهای مبهوت اون دو تا دختر این دیالوگ رو میگه.
تیزر جدید " مادر قلب اتمی " رو از دست ندید رفقا. کار شده، هوشمندانه و مثل فیلم زیباست
پرند محمدی و یاسمن این را خواندند
علی ابراهیم ، محمدرضا دانش و مهدی خسروی این را دوست دارند
قسمتای توی تونل کلا خوب بودن
۱۵ تیر
قلب فیلم بود واقعا، نقطه گره گشای فیلم
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی رفتم تو سالن احساس کردم با فیلم خوبی روبرو هستم که حرفهای جوونای امروز رو میگه.نیم ساعت اول فیلمو دوست داشتم ولی وقتی گلزار وارد فیلم شد تا آخرش فهمیدم که فقط سره کار رفتم و با فیلم بیخود و بی محتوایی روبرو شدم.حرفهای خوبی واسه گفتن داشت ولی اصلا نتونسته بود به قول معروف در بیاره و خسته کننده و آزار دهنده بود.نفهمیدم گلزار چی بود؟؟؟روح بود؟؟؟جن بود؟؟؟
نوبادی و مهدی خسروی این را خواندند
یاسمن این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت کشف و تماشای فیلم پیشین سامان استرکی «صندلی خالی» در شامگاهی بارد در بهمن‌ماه 1387 نصیبم شد. به عبارتی دیگر طبق تقویم سینمایی مام وطن؛ جشنواره بیست و هفتم فجر.
همان سال‌های خام‌دستی و هیجان‌های تعویض سانس به سانس، سالن به سالن، سینما و گعده به سینما و گعده و جُستن سرّ حدیث کندوکاو سینمایی دوران برنایی‌.
بی‌گمان بعد از دومین خروجم از سالن نمایش دهنده فیلم صندلی خالی در حدود 9 سال پیش (فیلم را دوبار در سینما و چندین بار از طریق دی‌.وی. دی‌اش دیدم) تا به امروز فراتر از انگشتان یک دست با چنین شوریدگی و مو بر تن سیخ شدگی از سالن سینما پس از تماشای فیلمی وطنی خارج نشدم و بسی حیرت و دریغ از این جوانمرگی سینه‌فیلیایی.
حالا در سکوت و عسرت، خبر اکران فیلمی دیگر از این کارگردان بعد از مدت‌ها تصمیم اعتصاب و به سینما نرفتن نگارنده را در معرض انکسار ... دیدن ادامه » قرار داده. اینکه فیلم با من چه خواهد کرد در این شرایط برایم در درجه دوم اهمیت است، لکن به قول فروغ فرخزاد که سروده بود: «همین دوست داشتن زیباست» همین حس هیجان و بی‌تابی برای دیدن هم در این صحرای کالاهاری سینمای ایران برای چون منی "بیمار" چون کپسولی چرک خشک‌کن شاید "کارگر" افتد.
بسیار غریب و معنادار است که این فیلم سال 1382 ساخته شده است؛ یعنی 5 سال زودتر از فیلمی که پیش‌تر به عنوان اولین تجربه بلند سامان اِستَرَکی به ما نشان داده شد! در پهنای لابیرنت دنیای مجازی کمترین تصویر و تحلیل و معرفی از آن یافت می‌شود و این خود به کنجکاوی‌ها افزوده است. هرچند سامان خان یکی دو فیلم تلویزیونی و چندین فیلم کوتاه نیز از قرار ساخته که هرگز ندیده‌ام.
امیدوارم در هفته‌های آتی و بلکم هرچه زودتر فیلم را تماشا کنم تا ببینم کارگردانی که به گفته خودش در فیلم مورد علاقه‌ام «صندلی خالی» نخ بادبادک را رها کرده بود و در روایتی فرمالیستی با چهار فیلم در فیلم در قالب یک فیلم، نظرم (و نظرها) را به خود جلب کرد در فیلمی که بنا بر شنیده‌ای روایتی سیال و رئالیستی دارد و پیش از فیلم درخشانش نیز ساخته شده چه برایمان مهیا کرده است.
پی‌نوشت: بَدا و دریغ به حال سازوکار سینمایی کشوری که در آن یک فیلم 14- 15 سال پس از ساخته شدنش آنهم در مقیاسی محقرانه مجال دیده شدن یابد.
نیلوفر ثانی ، شکوه حدادی ، پرند محمدی و روشنک این را خواندند
نوبادی این را دوست دارد
صندلی خالی تا اونجایی که یادمه بخشی از یک سکانس در حال فیلمبرداری هم بود...
هیچ وقت فکر نمی کردم کسی هم باشه که تو اون جشنواره این فیلم رو دیده باشه...
فکر می کردم دوستان تیوالی خیلی خیلی جوونتر از من باشن...
:)...چه تصادف لذت بخشی بود
۱۴ تیر
شکوه خانم حدادی ارادت فراوان
البته ذائقه‌های هنری و رویکردهای بصری و نیازها از سینما متفاوت است اما یادم است در همان زمان هم عده‌ای «صندلی خالی» را متفاوت و برخی هم فیلمی بی سروته و پر از نقص عنوان کردند.
اما همانقدر که این فیلم در حیطه سلایق، نظرگاه‌هایی ... دیدن ادامه » متفاوت پدید آورد اما فیلم آتش سبز استثنایی و بی‌گمان در فهرست بهترین آثار فیلم‌های سینمایی بعد از انقلاب قرار می‌گیرد. (هرچند بخش وسیعی از این عنوان را نشأت گرفته از شیفته‌گی من به محمدرضا اصلانی نیز باید مرتبط دانست)
امیدوارم فیلمساز خوبی باشد در ادامه.
۱۷ تیر
علی عزیز افسوس که طغیان پشت سدها ماند و سترون شد
۱۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به شخصه موضوعاتی که پوران درخشنده واسه فیلم هاش انتخاب میکنه، می پسندم. ولی این فیلم صحنه ها و جزئیات غیر ضروری زیادی داره، طوری که بود و نبودش توی فیلم فرقی نمیکنه، چه بسا نبودشون بهتره حتی!! میتونست جزئیات کمتر اما داستان پخته تری رو کار کنه. بازی دوتا بازیگر جوونش خیلی ضعیفه، و پیام فیلم یه جاهایی خیلی مستقیم میخوره تو صورت آدم!! با این وجود دیدنش خالی از لطف نیست، چون واقعیت زندگی های اطرافمون رو نشون میده.
نوبادی ، مرتضی غفاریان زنده دل و reza این را خواندند
دریا مهاجرانی و ماهرو رستمی این را دوست دارند
من این فیلم خانم درخشنده رو ندیدم اما فیلم های قبلی ایشون رو دیدم آخرین فیلمی که از ایشون دیدم هیس دخترها فریاد نمی زنند بود بعد دیدن فیلم تا چند روز دپرس بودم موضوع فیلم جالب بود اینکه خانم رخشنده به موضوعی پرداخته بود که یک واقعیت جامعه بود قابل تحسین ... دیدن ادامه » بود اما ساختن و دیدن زیاد فیلم هایی از این نوع یه جورایی گسترش افسردگی ناامیدی و خستگی در جامعه هست اونم جامعه ای مثل ایران که مردمش با هزار و یک مشکل روبرو هستند ای کاش دنیا و مردمش بهتر بودند تا خانم درخشنده مجبور نبود فیلم هایی از نوع هیس دخترها فریاد نمی زنند رو بسازه
امیدوارم فرصت کنم و بتوانم فیلم جدید ایشون رو ببینم :)
۶ روز پیش، چهارشنبه
امیدوارم فرصتش زودتر پیش بیاد براتون:)
فیلم های خانم درخشنده بیان یه سری واقعیت هاست، که شاید خوشایند نباشه ولی قطعا وجود داره، منم بعد از دیدن فیلم " هیس دخترها فریاد نمیزنند" تا مدت ها ذهنم درگیرش بود ، ولی من این نوع درگیرهای ذهنی و مسائلی(فیلم ... دیدن ادامه » هایی) که باعث میشه تا چند وقت بعد هم بهش فکر کنی رو میپسندم و خیلی موافق نیستم که باعث گسترش افسردگی میشه، چه بسا که باعث آگاهی دادن هم میشه اگه پیام فیلم به خوبی و درستی منتقل بشه.به هر حال دنیا اگه نگیم بیشتر ، به اندازه خوبی هاش، بدی و زشتی هم داره که باید گفته بشه و چه خوبه که یکسری مثل ایشون ، این وظیفه رو به عهده میگیرن. جامعه به همه نوع فیلمی نیاز داره تا همه ی سلیقه ها و مخاطبین رو پوشش بده.
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید