آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال سینما
S3 : 02:32:49 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
پوریا صادقی
درباره فیلم رضا i
یه فیلم محترم، نو، سنت شکن و ارزشمند
داستان از نگاه یک مرد با نگاه بالغ و روشن بیان میشه. مردی که بیشتر انسانه تا نر. مردی که علاقه رو تو احترام می دونه نه در مالکیت. احترام به خودش و محبوبش. وقتی محبوبش قصد ترک کردنش رو میگیره، به تصمیمش احترام میذاره. می دونه یه رابطه ی یه طرفه، رابطه نیست. احترام به محبوب.
از طرفی وقتی از ارتباطش خارج میشه، مدتی رو برای اون رابطه سوگواری میکنه‌‌، دپرس و بی حوصله میشه اما توش غرق نمیشه. به سیگار، مخدر و الکل پناه نمیبره. زندگی رو رها نمیکنه. زندگی ادامه داره. به دنبال یه رابطه میگرده تا بتونه به زندگی ادامه بده. احترام به خود.
وقتی احتمال میده ممکنه محبوبش برگرده، در رابطه جدیدش مطرح می کنه و تاوانش رو میپذیره. مسئولیت پذیری.
رضا یه فیلم احساسی با دستمایه های نوستالژیک نیست. که برای خوشایند مخاطب، هر احساساتی رو دستمایه کنه. با اینکه به شدت این پتانسیل رو داشت که از ریل خارج بشه و به اعماق یکی از این دامها سقوط کنه. اما شق و رق می ایسته و حرفش رو میزنه.
هرگز این میزان از بلوغ فکری رو در کارگردانی ایرانی ندیده بودم. ... دیدن ادامه ›› دست مریزاد

فیلمبرداری رو بسیار دوست داشتم. قابها، رنگ ها، حرکت دوربین در صحنه های مختلف عالی بود.
اینکه قابها بازیگر محور نبود و لوکیشن محور بود رو خیلی دوست داشتم. تقریبا همه ی قابها بر اساس معماری یا المان معماری انتخاب شده بود. در عین حال که موقعیت بازیگر/بازیگران هم درست انتخاب شده بود. شگفت انگیز بود.
قاب هایی که تقریبا همه عمق داشت.

نورپردازی ها کمی تیاتری بود که خب طبعا پسندیدم.

صدابرداری و صداگذاری رو دوست داشتم. موسیقی ها رو هم.

گریزی که در بیان مفهوم ها و اتفاقات مورد نظر و فرار از تیغ سانسورچی داشت هم هوشمندانه بود.

در مجموع نام علیرضا معتمدی تا مدتها در ذهنم خواهد ماند.
آذین حجازی و ایمان باقری این را خواندند
بهار گراوندی، دیار، محسن جوانی، سپهر و نسیبه این را دوست دارند
من خیلی از این فیلم خوشم اومد. البته با خانواده دیدمش و اونا اصلا خوششون نیومد😅
۱۰ ساعت پیش
پوریا صادقی
زنش رفته، خوب نیست. داغونه. خب اتفاقات این فیلم هم چندین ماه طول میکشه. فاطی میره هند و میاد. و نکته ی تحسین برانگیزش برام همین “خوب” بودن تقریبا دائمیشه. این ادم اسیر هیجانات نبودن رو زیست ...
😄 همیشه راحت بگو
ببین من فقط یه جمله بگم:
آدمی که همیشه یه مدله باشه «آدم» نیست.

در مورد فرهادی برای من تا جدایی یه فرهادی بعد از اون یکی دیگه.

فقط امیدوارم اون قفل روی هامون باز شه که دوباره حضوری صحبت کنیم یا کرونا مجال بده جای دیگه.

از صداقت و صراحتت مثل همیشه لذت بردم.

درضمن چند ماهه گذشته باشه که عده‌اش هم رد شده ...
۱ ساعت پیش
محسن جوانی
😄 همیشه راحت بگو ببین من فقط یه جمله بگم: آدمی که همیشه یه مدله باشه «آدم» نیست. در مورد فرهادی برای من تا جدایی یه فرهادی بعد از اون یکی دیگه. فقط امیدوارم اون قفل روی هامون باز شه ...
دقیقا! ادم نیست، انسانه.

ای از دهنت بشنوه... بره و برنگرده این ویروس.

منم از گپ زدن باهات کیف میکنم.
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایمان باقری
درباره فیلم رضا i
رضا فیلمی است که کیفیت متناقصی دارد اما در مجموع فیلم قابل تاملی است اگر فیلمساز تکلیفش را به روشنی با خود و مخاطب روشن میکرد که میخواهد فیلم سهل و ممتنع و صمیمی بسازد با فرمی ظاهرا بداهه و یا فیلمی روشن فکرانه با مایه های فلسفی عرفانی میشد با فیلم یکدست تری روبه رو بود و قضاوت روشن تری داشت.
این تناقض در همان نماهای ابتدایی وحود دارد شخصیت اصلی در نمای ثابت جلوی دوربین برای آماده شدن لباس خانه را در میاورد و لباس بیرون می پوشد و بی هیچ دلیلی باز لباس بیرون را در می آورد و دراز میکشد چنین نماهایی در اکثر فیلمها نشان داده نمیشود چون بی اهمیت و بی معنی به نظر می رسند روزمرگی وارد فیلم شده اما زمانی که نریشن وارد میشود نریشنی که روایت یک داستان فلسفی و عرفانی است ناگاهان فضا بوی تفاخر میگیرد.
در ادامه وارد رابطه ها و گفتگوهای رضا با زن های اطرافش میشویم اکثر سکانسهای دو نفره هم در پردازش میزانسن و هم دیالگوها اتمسفر روزمرگی و صمیمت و بداهه دارند رضا هم آدم باحال و ریلکسی به نظر می رسد که وارد است با دخترها گرم بگیرد حتی اگر در حال طلاق باشد طلاقی که باز هم نیازی نیست دلیل آنچنانی داشته باشد.اگر دو نفر میخواهند ناهار بخورند واقعا جلوی دوربین ناهار میخورند دو تا قاشق تو دهنشان نمیگذارند و تمام. اگر قرار باشد به گربه ها قطره ای داده شود واقعا به همه گربه های توی صحنه قطره داده میشه و این کاراها در خلال همان گفتگوها انجام میشود
اما باز در سکانسهای بعدی شاهد صحنه های خاصی هستیم از مسجد و مولودی خوانی و نوازندگی ترومپت در خیابانی خالی و سورئالی و نمای شیک دو نفره وسط بیابان که در پس زمینه شتری وجود دارد و مناسک خال کوبی در حمام باستانی... واقعا این ادا و اطوارها یعنی چه؟ و چه ربطی به بقیه ... دیدن ادامه ›› فیلم دارد؟
فیلمی که باید بی آلایش باشد چون آدمش هم ظاهرا بی شیله و پیله است و به نوعی خودش است و هول و هراسی درونی انچنانی هم ندارد حتی روی تخت بیمارستان هم مخ دختری را کار می گیرد حالا آن داستان سورئال اضمحلال پیرمردی در انتظار مرگ در کجای دغدغه هایش در کل فیلم دیده شده؟
رضا ظاهرا آدم راضی و جاری ای هست به بیان صریح دخترباز بوده و دخترهای دانشگاه را دور خودش جمع میکرده و سر جنگ هم با زندگی ندارد
اما مسئله این است که بسیاری از آدمها نمی خواهند یا نمی توانند چنین افرادی را جدی بگیرند و همین مسئله چالش ارتباطی افراد با امثال رضاست منتها در انواع مختلفی از واکنشها از خشونت عریان ویلت، دو به شکی فاطی از رفتن و ماندن و پس زدن صریح دوست دانشکاهی که رضا هیچ وقت برایش جالب نبوده اصل فیلم این است در همین حد ملموس و زمینی و نبود آن اضافات ملوکانه هم فیلم را ملموس تر و صمیمانه تر میکرد.
ولی ما یه روزی بر می گردیم به خودمون
بر می گردیم و توی گودی گردنی که
بوی الکل ازته مونده ی یه عطر فرانسوی میده
به قسمتی از خودمون می رسیم
بر می گردیم و لای قرصای سبز وآبیه توی کابینت، دنبال راه فراریم
فرار از کسی که خودمون ساختیم
بر می گردیم و تیکه های زخمی مونو
توی دیالوگ نوید محمدزاده جمع و جور می کنیم وقتی می گفت:
اگه دوسم نداشت چرا می خندید؟
یه روز تموم خرده ریزه هامونو ازکف آشپزخونه طی میکشیم
و ازپنجره ... دیدن ادامه ›› پرت می کنیم بیرون
اون زمان حتما وقتی زندوکیلی می خونه
گرچه شاید روز دیدارتو درتقویم من نیست
با نگاهت تا شب جان کندنم همراه من باش
قشنگ ترین نوستالژی رو برامون میسازه و اون آدم درون آینه
باهامون خیلی فاصله داره
برمی گردیم و وقتی یراحی با موهای جوگندمیش
به یاد جوونیاش میخونه
پاییز تنها یادگاریه ازتو
یادمون میاد چقدر عاشق پاییز بودیم
عاشق بارون
عاشق بوی سیگارتر
ما یه روزی بر می گردیم به خودمون!
به دوست داشتن هامون
علی، نیلوفر ثانی، امیر مسعود و آذین حجازی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک سری کامنت ها رو خوندم، گفتم بالاخره بعد مدت ها یه فیلم خوب ببینم! 20 دقیقه اول فیلم رو به زور تحمل کردم.
پوریا صادقی، پویا، سپهر و آذین حجازی این را خواندند
پس چرا نظر منو آقای جوانی و نخوندید؟
۲ روز پیش، چهارشنبه
به این بدی هم نیست دیگه خدایی!!
منم خیلی دوستش داشتم...
۱۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رفقا این فیلم کوتاه رو ببینید حتماً
https://youtube.com/watch?v=HYcO8gzq79s
چشم .
۲ روز پیش، چهارشنبه
سپهر
خیلی وقت پیش دیدم و نپسندیدمش 🙈
هشتگ سلیقه
هشتگ حضرت‌عباسی
😂😂😂
دم شما گرم، دنبالش بودم 👍
۱۶ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سپهر
درباره فیلم بی گاه i

در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم

وقتی غروب می شد... وقتی غروب می شد...
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم

محمدعلی_بهمنی

فیلمو که ندیدم ولی این شعر منو پرت کرد به یه صحنه‌ای که دلم خواست بگم.
بچه که بودیم خونمون کنار ساحل بود از پنجره اتاقم دریا معلوم بود.
تابستونا که پلاژ باز بود صدای جیغ بچه‌ها و سوت غریق نجاتا قاطی صدای دریا میومد. بعد پس‌زمینه‌ی همه‌ی اینا، آهنگای رادیو پیام بود که از بلندگوی محوطه پلاژ پخش می‌شد.
این آهنگ یکی از متواترترینا ... دیدن ادامه ›› بود.
هرچی گشتم پیدا نکردم ولی احتمالا مثلا قاسم افشار اینو خونده بوده اون موقع، نبود انقد خواننده‌ی پاپ و این‌همه موزیک.
بعد منم می‌نشستم لبه‌ی پنجره با لنگای آویزون روو به بیرون، وسط ِ بوی دریا و شرجی و نسیم رخوت‌ناک صبحای تابستونی نقشه‌ می‌کشیدم که برم شنا، یا مثلا از شنا برگشته بودم و تماشا می‌کردم همچنان دریا رو.
انگار همین لحظه اونجام الان، این موزیک داره پلی می‌شه توو سرم!
۲ روز پیش، چهارشنبه
صبا صالحیان
آخ آخ، بذارینشون یه جای امن... بله دارینوش خیلی خوب بود. هر دو شعبه‌اش می‌رفتم هر وقت مسیرم می‌خورد. من چند بار این اشتباهو کردم که یه چیزایی رو به اسم خونه تکونی و اسباب کشی انداختم دور ...
فعلا جاش امنه 😉
۲ روز پیش، چهارشنبه
سپهر
فعلا جاش امنه 😉
یاد مستند جدایی افتادم..اونجایی که فرهادی نشون داد فیلمنامه‌هاش رو گذاشته..
همین جوری بی ربط..


انقد هشتگ پست بی ربط زدم،دیگه ذهنم هم داره عادت میکنه بی ربط فکر کنه :))
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سپهر
درباره فیلم بی گاه i
بعد از مدت ها یه فیلم دلچسب دیدم
فیلم بدون ایراد نیست و دو صحنه اش ایراد داره ولی در مجموع ارزش دیدن و وقت گذاشتن داره ( تو کامنت دو ایراد رو می نویسم )
بازی ها خیلی خوبه کارگردانی خوبه
فرم انتخابی برای روایت قصه رو هم دوست داشتم
اسپویل






ایراد اول صحنه درگیری روی برجک کاملا مصنوعیه و در نیومده
ایراد دوم صحنه ای که هامین لیوان چایی داغ رو می پاشه رو ناخدا عکس العمل ناخدا اصلا خوب و طبیعی نیست حتی با چایی گرم
۳ روز پیش، سه‌شنبه
سپهر
" کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد " رو اکران کرد خبرم کن
چشم 😂
۳ روز پیش، سه‌شنبه
صبا صالحیان
فیلمِ "پیشی میشی" هم هست توی سالن فردوس 😂
:))))
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مجید خرم نژاد
درباره فیلم رضا i
بنام خدا
کار قشنگی بود و دیدنش خالی از لطف نیست.
میتونم درباره اش بگم که:
جسارت داشته باش و زندگی کن
اما جوری که خودت دوست داری،
نه جوری که دیگران از تو انتظار دارند!
مهم نیست که تا مقصدت می رسی یا نه.
مهم نیست که تمامِ آرزوهات محقق می شن یا نه.
مهم اینه که حالِ دلت خوب باشد!
پس تا میتوانی شاد باش و از لحظه لحظه ی زندگی ات لذت ببر.
همیشه خودت باش.
خودت همه کاره ی دنیای خودت و انگیزه ی آرزوهای خودت.
تو نیاز به تاییدِ هیچکس نداری...
مجیدخرم_نژاد
درود
خوبه که فیلم رو دوست داشتین ولی واقعاً اذیت نشدین از این همه تناقض؟
آدمی که اول فیلم لخت می‌شه که بره بیرون ولی حال نداره و برمی‌گرده تو جاش واقعاً چی‌ برش می‌گذره که پلو خورش مفصل درست می‌کنه؟
من که چیزی ندیدم که این تغییر رو نشون بده
به هرکی هم رسید که کارخونه نخ ریسی افتتاح کرد.
سیمون دوبوار و سارتر بودن برای کسانیه که زیست اگزیستنسیال دارن نه کسی که معلوم نیست کجای اصفهان در کدوم زمان دنبال مسجد رفتنشه
۳ روز پیش، سه‌شنبه
محسن جوانی
چقدر عالی آقا اصلا من نمی‌فهمم مگه راضی به جدا شدن از زنش نیست؟ پس چرا به هرکی می‌رسه نخ می‌ده؟! آخه این روشنفکر بازیها مال این کاراکتر نیست اصلا و فقط نره و هیچ بویی غیر از این نمایش داده ...
محسن جان، با اجازت من این گپ رو میبرم زیر پست خودم که بعدا قابل رجوع باشه برام
۹ ساعت پیش
پوریا صادقی
محسن جان، با اجازت من این گپ رو میبرم زیر پست خودم که بعدا قابل رجوع باشه برام
چه حرفیه آقا مختاری
۷ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محسن جوانی
درباره فیلم رضا i
یه فیلم بلاتکلیف و باری به هر جهت.
ادای جعفر مدرس صادقی رو درآورن خودش کار خیلی سختیه ، جا پای اون گذاشتن به نظر ساده ولی به شدت پیچیده است.
دوست داشتم داستان پیرمرد شبیه داستان‌های محمدرضا کاتب باشه ولی نبود.
کاش جای نامی‌نو ، شهرداری اصفهان سرمایه‌گذار بود.
من رو تا حد زیادی یاد سلام مترسکِ منیرالدین بیروتی هم انداخت.
درکل بی نهایت ناراضی‌ام و اصلاً خوشم نیومد.
البته در رو اعصاب رفتن موفق بود😂
۳ روز پیش، سه‌شنبه
فرزاد جعفریان
نگین آقا 😄 من بهش 4 دادم 😂 البته الان درست داستانش یادم نیست ، همون اوایل اکرانش تو سینما دیدم ، دوباره دیدم عرض میکنم دفاعیاتم رو :))))
نه اصلن باور نمیکنم😂😂
۲ روز پیش، چهارشنبه
چون بین علما اختلاف افتاده میبینمش نظرمو میگم فعلا نمیدونه حق باکیه 😜😜😉
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باید بگم "بنفشه آفریقایی" بهترین، زیباترین، صادقانه ترین و باور پذیرترین عاشقانه ی سینمای ایرانه به نظر من..!
فیلمی پر از رنگ، بارون، زندگی و عشق..
مگه کسی به غیر از فاطمه معتمدآریا میتونست شخصیت "شکوه" رو به این زیبایی بازی کنه و به تصویر بکشه؟ (البته به نظر من بازی نکرد زندگی کرد!!)
و رضا بابک چه کرد با این نقش و شخصیت و این بازی درخشان و باور نکردنی!! چقدر کم سعادتیم که ایشون اینقدر کم کار و شاید گزیده کاره..
در آستانه چهل سالگی، رضا بابک با "بنفشه آفریقایی" منو برد به دوران بچگی و "آرایشگاه زیبا"!! و مثل همون بچگی با دیدن خودش و بازیش باز حال دلم خوب شد..! سلامت باشی استاد
ببینید حتما..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره فیلم حضور i
Being There
آنجا بودن
فیلمی عالی با بازی درخشان پیتر سلرز ساخته ی سال ۱۹۷۹.
این فیلم بر اساس رمانی از جرزی کوسینسکی ساخته شده. یک نویسنده لهستانی. نویسنده کتاب “پرنده رنگ شده” که فیلمی کم نظیر با همین نام به کارگردانی واسلاو مارهول اهل جمهوری چک ازش ساخته شده.
رمان “آنجا بودن” کتاب مورد علاقه پیتر سلرز بود. سلرزی که بیشتر به خاطر آثار کمدیش مخصوصا در سری فیلمهای پلنگ صورتیِ بلِیک ادواردز شناخته شده س. سلرز سالها خواهان ساخت این فیلم و بازی در نقش “چانسی” بود اما کسی حاضر به ساخت یک فیلم غیرکمدی از او نمیشد. فیلمی که بعد از ساخته شدن کلی جایزه و نامزدی برای او و سایر عوامل به همراه داشت.
آنجا بودن یک درام حول شخصیت چانسیِ باغبونه که فارغ از هیاهوی دنیا، دوست داره تلوزیون تماشا کنه اما دنیا اون رو اشتباه ... دیدن ادامه ›› میفهمه...

به نظرم جزو فیلم هاییه که هر علاقمند به سینمایی لااقل یه بار ببیندش.

_______________
Peter Sellers
Jersy Kosinski
Painted Bird
Vaclav Marhoul
Blake Edwards
//مادام کامیون محمد چرمشیر//
در سال ۸۲ یک کتاب هدیه جناب خدایی بود اسمش مادام
کامیون بود و ۱۰۰ تومان قیمت کتاب.. داستان بود و البته
بهتره بگم نمایشنامه..

یکی از بامزه ترین کتابهایی بود که نویسنده اش ایرانی بود،
اما چیز مهمترش تقدیم کتاب بود..
نوشته بود:
تقدیم به اکبر عبدی، رضا ... دیدن ادامه ›› بابک و چاینسی گاردنر..
آخری را نمی شناختم تا زمانی که فیلم بالا را دیدم...
و چقدر خواندن آن کتاب شیرین تر شد...
در اثاث کشی سال ۸۹ متاسفانه گم اش کردم...
خلاصه اگر کتاب مادام کامیون را پیدا کرده و بخوانید و
لذت ببرید..

۳ روز پیش، سه‌شنبه
محمد حسن موسوی کیانی
//مادام کامیون محمد چرمشیر// در سال ۸۲ یک کتاب هدیه جناب خدایی بود اسمش مادام کامیون بود و ۱۰۰ تومان قیمت کتاب.. داستان بود و البته بهتره بگم نمایشنامه.. یکی از بامزه ترین کتابهایی بود ...
( مادام کامیون ) اسمش که جذب کننده اس،
اولین کتابی که وافعن منو خندوند دایی جان ناپلئون بود، خواهرم از دوستش گرفته بود بخونه من جلوتر از اون خوندم از خنده های من اونم شروع کرد به خوندن
۳ روز پیش، سه‌شنبه
مادام کامیون کوتاه هست حدود ۲۰ صفحه...
ولی خب بامزه است، غافلگیری داره و غیره...
یکجورایی بر اساس شخصیت اکبر عبدی نوشته شده و
خیلی کمتر رضا بابک...
کوتاه بودنش، ارجاعات بامزه هم به شرایط نیمه اول دهه
۸۰ داره..

رضا: داستان داره مثل پری بلنده و این جور حرفها..
اکبر: پری را دیدم، ولی پره بلنده را نه...

۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
M2727
درباره فیلم روسری آبی i
پس از گذشت این همه سال باز هم جذاب و تماشاییست
نسیبه
درباره فیلم رضا i
چه فیلم عجیبی.
چقد شبیه زندگیای واقعیمون بود...
پویا، سپهر و celine این را خواندند
دیار، Samira، جعفر میراحمدی، رویا کاظمی و مریم زارعی این را دوست دارند
به من خیلی حال داد دیدنش...
۵ روز پیش، یکشنبه
سیدمهدی
عههه، شما بودید همراه جناب منتاجی؟ ای وای، نه من که نشناختم. شرمنده‌. حتی با ایشونم فقط به قول شما یه سلام علیک شد. من و آقا فرزاد و محمد جواد و celine عزیز بودیم اون شب، حیف شد، کاش میشناختم، ...
خواهش می‌کنم.
من با فرض اینکه آقای جعفریان منو می‌شناسه دیگه معرفی نکردم خودمو.
آقای محمدجواد و سلین جان رو هم متاسفانه نمی‌شناختم به چهره.
امید که فرصت ِ دوباره فراهم بشه.
۴ روز پیش، دوشنبه
نسیبه
خواهش می‌کنم. من با فرض اینکه آقای جعفریان منو می‌شناسه دیگه معرفی نکردم خودمو. آقای محمدجواد و سلین جان رو هم متاسفانه نمی‌شناختم به چهره. امید که فرصت ِ دوباره فراهم بشه.
بله حتمن، ایشالا بزودی
۴ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم خوبی بود .به شخصه دوست داشتم بیشتر ادامه پیدا میکرد . چون شخصیت های فیلم رو خیلی دوست داشتم . باران کوثری عالی بود . نشون داد واقعا بازیگر بزرگیه و از معدود بازیگرانیه که از والدین مشهور خود ، بزرگتر و مشهور تره .
حسن معجونی هم خیلی خوب بود . همیشه عالیه .
پویا و علی جباری این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره فیلم منگی i

یادداشتی بر فیلم منگی / رسول کاهانی
منتشر شده در روزنامه اعتماد یکشنبه 30 شهریور 99

« منگی متلاطم »

منگی اولین تجربه رسول کاهانی در حوزه فیلم‌سازی‌ست که پیش از این در تئاتر فعال بوده و اجراهای متعددی را نیز بر صحنه برده‌است. بازیگران فیلم او نیز تئاتری‌های باسابقه‌اند که حال در این پروژه سینمایی در کنار یکدیگر به همکاری ... دیدن ادامه ›› پرداخته‌اند.
بیش از هر چیز منگی فیلمی کاملا تجربی‌ست که به نظر می‌رسد تنها در شاخه هنروتجربه که همین اینک نیز دراین زیرگروه سینمایی درحال اکران است، قابل تماشا و بررسی‌ست.
از همان ابتدای شروع فیلم، نوعی نگاه ساده‌شده و قاب‌های بسته، روشن می‌کند که قرار نیست در بخش زیباشناسی جاذبه‌های سینما و تصویر، توقع بالایی داشته‌باشیم یا اساسا چنین قصدی درکار باشد، حتی می‌توان فقدان چنین عنصر مهم بصری را در راستای محتوای مورد طرح نوعی پادزیبایی‌شناسی نیز در نظرگرفت. هر آنچه روایت و به تصویر کشیده می‌شود در لوکیشن ثابت از فضای داخلی یک ویلا و محوطه بیرونی آن و متمرکز بر آدمهاست . استفاده از فرم سکانس_پلان نیز که پیشتر شهرام مکری آن را تجربه کرده‌است، دلیل دیگری‌ست که فیلم را در زمره‌ی نمونه‌های تجربی و شخصی قرار می‌دهد که بیشتر بر علاقه کارگردان آن برای کشف در دنیای فیلم‌سازی و سینما تاکید دارد تا بر خلاقیت و یا فلسفه مشخص و فکرشده‌ای. و بجز موضوعیتِ روابط انسانها، از خیانت، کشمکش‌های طلاق، ورشکستگی‌های مالی، رابطه‌های پنهانی و معضلات امروزی که اغلب درجامعه با آن درگیرند، پیچیدگی دیگری در آن وجود‌ندارد، گویی کارگردان به دنبال پیچیده و زیاده‌گویی نبوده و کشف روابط بین کاراکترها و قصه‌هایشان را برای تماشاگر کافی می‌داند.
محور اصلی داستان درباره زوجی‌ست که قصد جدایی دارند ، مرد بدهی سنگینی به برادر همسرش دارد و مدتهاست که در خانه یکی از دوستانش مخفی‌شده اما شروع فیلم از لحظه‌ای‌ست که پریسا همسر حمید، و برادرش محل اقامت او را در یکی از شهرهای شمالی یافته‌اند و برای بردن جهیزیه آمده‌اند. در میان مجادلات و درگیری‌ها، رازهایی نیز برملا می‌شود.
هرچند داستان‌ها درهم پیچیده و با موضوعیتی تکراری از معضلات اجتماعی‌ست، با اینحال شرحِ سردرگمی و آشفتگی آدمهایی‌ست که هرکدام به نوعی دچار "منگی" شده‌اند و گویی در وضعیتی که حداقل هوشیاری‌ست، زیست می‌کنند. این آدمها هرکدام در موقعیتی بینابین مانده‌اند. و آنقدر منگند که نمی‌دانند چه می‌خواهند و چه باید انجام‌دهند و آنچه نیز در پایان فیلم روشن می‌شود در حقیقت تصمیم‌هایِ معلقی‌ست که درجایی به قعطیت می‌رسد.
در همین راستاست که به نظر می‌رسد کارگردان فیلم، از فرم سکانس_پلان بهره برده که هرچه بیشتر و دقیق‌تر این منگی، واین وضعیت تعلیق را که با شکست زمانی نیز توام‌ست، نشان‌دهد.
بدون تقطیع نما در فیلم، رخدادها و موقعیت کاراکترها در شکست‌های زمانی و زوایای مختلف، به تصویر کشیده می‌شوند و با وجود نماهای بسته و نزدیک، تماشاگر را با حقیقت بی‌واسطه‌تری از هرکدام از آنها رودرو می‌کند. و با تکنیک فیلمبرداری دوربین روی‌دست، آنها را دنبال‌کرده و وارد فضای‌ذهنی متلاطم و حالات درونی‌ آشفته‌شان می‌شود. فوکوس‌های مکرر برچهره بازیگران و دقیق‌شدن بر عواطف آنها، ابزار ویژه سینمایی‌ست که در تجربه‌های تئاتری و صحنه‌ای کمتر به آن قابل دسترسی‌ست.
بازیگرها که اغلب تاتری هستند، در منگی هم پخته و جا افتاده‌اند به‌ ویژه مهدی ضیاءچمنی ،بهزاد آقاجانی و نسرین درخشان در تعامل و هماهنگی موفق‌تری هستند.
منگی، با فرم و قصه‌های تکراری، قادر نیست جهانی نو و ویژه‌‌ی خود را بسازد و یا چیزی مازاد بیفزاید که درعین شباهت، هویت مستقلی را حفظ کند، و آنقدر تکنیک ساختاری بر کلیت فضای فیلم غالب‌ست که عملا بر تمام عناصر دیگر تحمیل می‌شود. چنانکه متن، بازیها و طراحی صحنه، در حاشیه قرار می‌گیرند. با این‌حال برای اولین کار سینمای تجربی رسول کاهانی، می‌تواند مقبولیت نسبی را تأمین کند.

نیلوفرثانی

ممنون از نقدهای همیشه خوبتون خانم ثانی عزیز، چند روز دیگه می‌خوام فیلم رو ببینم و چقدر دوست دارم قبل از به تماشا نشستن نقدها و یادداشت‌های مفید این چنینی رو بخونم.
۳۱ شهریور
شاهین
ممنون از نقدهای همیشه خوبتون خانم ثانی عزیز، چند روز دیگه می‌خوام فیلم رو ببینم و چقدر دوست دارم قبل از به تماشا نشستن نقدها و یادداشت‌های مفید این چنینی رو بخونم.
درود شاهین عزیز خواهش می کنم ممنون از لطف شما که توجه کردید و مطلب منو خوندید
امیدوارم نظراتتونو درباره فیلم بزودی بخونم ... چون مطلب من بیشتر یادداشت بود و نقد کامل تر رو منتظرم دوستان فنی تر و سینمایی درباره این فیلم به اشتراک بذارند.
۳۱ شهریور
نیلوفر ثانی
درود شاهین عزیز خواهش می کنم ممنون از لطف شما که توجه کردید و مطلب منو خوندید امیدوارم نظراتتونو درباره فیلم بزودی بخونم ... چون مطلب من بیشتر یادداشت بود و نقد کامل تر رو منتظرم دوستان فنی ...
ارادت، لطف دارید
من که فنی نیستم ولی نظر خودم رو حتمن می‌نویسم :)‌
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام دوستان ، من از کجا میتونم این مستند رو تهیه کنم؟
لینکی برای دانلود یا خرید پیدا نکردم
celine و پویا این را خواندند
ظاهرا هنوز نسخه نمایش خانگیش عرضه نشده و چند وقتی هم هست که اکرانش تموم شده.
امیدوارم زودتر عرضه بشه چون مستند فوق العاده جذابیه.
۳۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Janan.art
درباره فیلم دختر شیطان i
واقعا هدف از ساخت این مدل فیلم ها رو متوجه نمیشم!
کاش آقای فرخ نژاد در انتخاب های جدیدشون تجدید نظر بفرمایند
رضا بهکام و پویا این را خواندند
از سال 93-94 به اینور بازی خوب از آقای فرخ نژاد به یاد ندارم( سامورایی در برلین!سمفونی نهم!دختر شیطان!خانم یایا!گشت2!!میلونر میامی! خوب بد جلف!!و ....). به نظرم بهترین نقشش همون عروس آتش سال 78 هست.
۳۰ شهریور
7 جولای
و وقاهت جایی بود که گفت من ۱۰۰۰۰ دلار باید ماهانه برای زن و فرزندم تو کانادا بفرستم باید این پول رو درآرم وسط یه فیلمش بود که فهمیدم ای بابا خرج زندگی زن و بچه اش رو دارم من میدم!!؟ از اون ...
👍👍👍👍
۳۱ شهریور
Janan.art
بله متاسفانه انتخاب های جدیدشون واقعا خوب نیست بازیگر توانمندی هستن اما متاسفانه با این انتخاب ها آسیب میزنن به اعتبارشون
البته من خیلی توانمند ندیدیم ایشونو (نظر شخصی).
۳۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میرآ
درباره فیلم نفس i
دل مآ یک فیلم به مانند "نفس" میخواهد، تا نفس در سینه بریده شود...
یاد باد :)
پویا این را خواند
نیلوفر ثانی، رویا، celine و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
M2727
درباره فیلم بنفشه آفریقایی i
بنفشه آفریقایی رو دیدم تصور نمیکردم این مقدار برام جذاب و حال خوب کن باشه...فیلم خوب و بی ادعایی بود با داستانی جذاب و خاص.بازی ها هم بسیار خوب بودند و در لحظاتی واقعا تحت تاثیر قرارم دادند ...بازی خانم معتمد آریا که اکثر بازیهاشون رو دوس دارم و از دنبال کننده های آثارشونم و آقایان بابک و آقاخانی جدا کم نقص بود و چه حیف که جناب بابک رو این روزها کمتر میبینیم...در کل فیلم خوبی بود و از چیزی که تصور میکردم واقعا بهتر بود و حیفه که این فیلم دیده نشه یا بهش کم توجهی بشه
در سکوت
این فیلم خوب بود یا چی؟
میگن چیزایی که ادما تو بچگیشون باهاشون مواجه میشن، میشن معیاراشون برای باقی زندگی. تو فیلمای ایرانی، مادر، کمال الملک، کلاه قرمزی، خواهران غریب و خیلی های دیگه یرای من و شاید ما شدن معیار و محک. نه فقط شاهکارا، اونایی که احساسات عمیق کودکانه رو باهاشون حس کردیم. احساس میکنم در سکوت رو هم تو بچگی دیدم. نه اینکه واقعا اون موقع دیده باشم، نه. این فیلم رفت همون جایی از ذهنم که اون فیلما هستن. یه فیلم. یه فیلم به اندازه. تو موسیقی، متین. تو بیان متین. رنگهاش نمیخوان از وسط دو تیکه م کنن یا انرژیم رو مثل زالو بمکن. اکت ها در عین گویایی، چیزی رو به ذهن دیکته نمیکنن. هنر میخواد اینگونه حرف رو بیان کردن، هنر.

و فاطمه معتمد آریا. نه فاطمه، نه معتمد، نه آریا، نه دو یا سه کلمه. فقط یک کلمه: “فاطمه_معتمد_آریا”.
آنکه بخشنده است و مهربان. آنکه مانندی ندارد. آنکه قوی است ... دیدن ادامه ›› و جاندار.
باید در فرهنگ دهخدا، بین لغات فاطمه صغری و فاطمه نیشابوری، فاطمه معتمد آریا هم اضافه بشه. و توضیحاتی داده بشه.

در سکوت رو دیدم و دیدم چقدر جای اینجور فیلما در سینمامون خالیه. محترم، عمیق، متین، بلد، سلامت.
ههه یه چیز مسخره راجع به معتمدآریا بگم 😅
من نوجوون بودم که فهمیدم خانم معتمدآریا یه پسر متولد دهه‌ی ۶۰ داره. فکر میکنی اولین حس‌م بعد از دونستن این چی بود؟ سردرگمی شدییییید . فکر می‌کردم مگه میشه؟ نمیشه که فقط مامان یه نفر بشه، پس من چی؟ آخه از وقتی مامان کلاه‌قرمزی شد یه جورایی تو رویاهای منم بود، یه چیزی شبیه خاله‌ی سینما/تلویزیونی.
حس بعدیم؟ حسادت به پسر شون. اینم بگم که هر دو حس چند سالی ادامه داشتن🙄
۲۷ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید