تیوال سینما
S3 : 17:48:20
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

۳ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قصه بنویس آقای معادی؛
قصه بنویس.
"لطفا"
آذرمهر این را خواند
جهان این را دوست دارد
این الآن یعنی انقدر خوب می‌نویسه که تقاضا هست بازم بنویسه یا فیلم قصه نداره و دارید تقاضا می‌کنید که کاراش قصه داشته باشه؟!
۶ ساعت پیش
ببخشید آقای فدایی ایشالله تو یه پست دیگه جبران کنم :)))))

جناب جهان فیلنامه شخصیت پردازی نداره یه داستان یه خطی رو در بستر یه مقطع زمانی قرار داده ولی نویسنده یادآوری اون مقطع و نوستالژی بازی رو به روایت اصل داستان ترجیح داده.حالا بگذریم که تو همون موردم ... دیدن ادامه » یه سوتی بزرگ میده
۵ ساعت پیش
درست میگین خانم اسکندری
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عمر سفر کردم
تا راه خانه ام را پیدا کنم..

***
کدام پل
در کجای جهان شکسته است؛
که هیچ کس به خانه اش نمی رسد؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم کلهری
درباره فیلم رُما i
درود
واقعا خیلی دوست دارم نظرات دوستان درباره این فیلم بدونم
چون من نکته ای نگرفتم
آذرمهر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام تسلیت بنیاد رودکی به مناسبت درگذشت محب اهری  | عکس
تالار وحدت؛ وعده‌گاه وداع
» پیام تسلیت بنیاد رودکی به مناسبت درگذشت محب اهری
... دیدن متن »

بنیاد رودکی درگذشت هنرمند پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون را تسلیت گفت.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد رودکی، در پیام بنیاد فرهنگی هنری رودکی آمده است: «حسین محب اهری بخشی از خاطره جمعی همه ما بود؛ خاطره‌ای شیرین برای همه نسل‌ها؛ حال این خاطره‌ساز برای همیشه به خاطره‌ها پیوسته است.  
فقدان این هنرمند عزیز را به خانواده گرامی او، جامعه هنری و همچنین به همه دوست دارانش تسلیت می گوییم.
از خداوند تعالی برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و بر ای بازماندگان صبر و آرامش آرزو داریم».

پیکر محب اهری بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون، فردا پنجشنبه ۲۷ دی ماه از ساعت ۹ صبح از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده می‌شود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شب با شام آخر در موزه سینمای ایران | عکس
» یک شب با شام آخر در موزه سینمای ایران
... دیدن متن »

ویژه برنامه «نمایش گزیده‌ چهل سال سینمای ایران» به بررسی فیلم‌های دهه هشتاد رسید.
به گزارش روابط عمومی موزه سینمای ایران، چهاردهمین جلسه از ویژه برنامه «نمایش گزیده‌ چهل سال سینمای ایران» به دو فیلم سینمایی «شام آخر» ساخته فریدون جیرانی و «یک شب» به کارگردانی نیکی کریمی از تولیدات سال‌ 1380 و 1383 می‌پردازد.
در این برنامه که پنج‌شنبه 27 دی‌ماه برگزار می‌شود، «سیدحسن حسینی» پژوهشگر سینما و مطالعات فرهنگی در نشستی با اعضای سینماتک موزه «شام آخر» را مورد بررسی قرار می‌دهد و «آنتونیا شرکا» منتقد سینما نیز از زمانه و ساختار «یک شب» سخن می‌گوید.
بر پایه این خبر، «شام آخر» ساعت 15 و «یک شب» ساعت 17 در سالن سینمافردوس موزه سینما روی پرده می‌روند.
فیلم‌های معرفی شده در ویژه برنامه «نمایش گزیده‌ چهل سال سینمای ایران» با تلاش فیلمخانه ملی ایران برای نخستین بار و ویژه این برنامه، اسکن و اصلاح رنگ شده‌اند، از این رو اعضای سینماتک موزه سینما نسخه‌های باکیفیت بالا و کم نظیری از فیلم‌‎های چهار دهه اخیر سینمای ایران را خواهند دید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانه سینما از تغییرات ساختاری موسسه رسانه های تصویری استقبال کرد | عکس
» خانه سینما از تغییرات ساختاری موسسه رسانه های تصویری استقبال کرد
... دیدن متن »

استقبال خانه سینما از تغییرات ساختاری سازمان سینمایی، در پی دستور ریاست سازمان سینمایی در خصوص تغییرات موسسه رسانه های تصویری با هدف گسترش بخش خصوصی نامه ای را به شرح زیر اعلام کرد: 
جناب آقای دکتر انتظامی
سرپرست محترم سازمان سینمایی
با سلام و احترام 
ساختار مدیریتی سینمای نوین ایران بانی چهل سال سینمای پرافتخار ایران است.
تغییر در شیوه های تولید، گسترش بازار و توفیقات هنری و اقتصادی و از همه ارزشمند تر نیروی انسانی خلاق بخشی از دست آوردهای چهل سال سینمای ایران است. 
فرصت های نو پدید با تغییر در ساختارهای مدیریتی و صنفی به توان سینمای ایران می افزاید.
اولین گام شما در این حوزه به یقین از آغاز دوران جدید خبر میدهد.
دستور شما در خصوص تغییرات موسسه رسانه های تصویری باعث امتنان است به ویژه آنکه جناب آقای مهدی یزدانی از مدیران برجسته و شاخص سینمای ایران توان تغییر با هدف گشودن پنجره به فرصت های گرانبها را دارا هستند. 
برای شما آرزوی توفیق داریم و ما را در این مسیر همراه خود بدانید. 
منوچهر شاهسواری 
مدیرعامل خانه سینما 

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنرمندان در کنار مردم به تماشای مستند «قطار مسیر60» می‌نشینند | عکس
امروز در سینمافرهنگ؛
» هنرمندان در کنار مردم به تماشای مستند «قطار مسیر60» می‌نشینند
... دیدن متن »

هفتمین اکران مردمی فیلم مستند «قطار مسیر60» به کارگردانی کتایون جهانگیری، با حضور امین زندگانی، بهزاد خداویسی، همایون رحیمیان (موسیقی‌دان و آهنگساز)، رضا رخشان (مدیر فیلمبرداری و تهیه‌کننده فیلم هزارپا) و بهروز مقدم (مجری مطرح تلویزیون)، امروز چهارشنبه 26 دی‌ماه در سینمافرهنگ برگزار می‌شود.
به گزارش روابط‌عمومی این رویداد، فیلم مستند «قطار مسیر60» با پژوهش و کارگردانی کتایون جهانگیری، هفتمین اکران عمومی خود را در سینمافرهنگ و روز چهارشنبه 26 دی‌ماه ساعت 15 به میزبانی از هنرمندانی نظیر بهزاد خداویسی، امین زندگانی، همایون رحیمیان(موسیقی‌دان و آهنگساز)، رضا رخشان (مدیر فیلمبرداری و تهیه‌کننده فیلم هزارپا) و بهروز مقدم (مجری مطرح تلویزیون) اختصاص داد.
مستند «قطار مسیر60» روایت‌گر اتفاقاتی است که در بستر موسیقی ایران رخ داده، نه خارج از کشور. این فیلم، دریچه‎ای باز و بی‎طرفانه به وقایع عرصه موسیقی ایران در دهه نخست انقلاب از دو ‏زاویه دولت و مردم و تقابل‌ها، تضادها و همراهی‎ها تا رسیدن به فضای باز و ظهور دوباره موسیقی ‏پاپ است.‏
جهانگیری پژوهش این مستند تاریخی را از اواسط دهه هشتاد شروع کرده و سال91 تولید آن را به پایان رسانده بود اما فیلم به دلیل بروز برخی مشکلات مدیریتی و اعمال سلیقه‌ها، به مدت پنج سال توقیف شد و به محاق رفت تا عاقبت در سال جاری پروانه نمایش عمومی آن در گروه هنر و تجربه صادر شد. 
کتایون جهانگیری پیش از «قطار مسیر60»، فیلم مستند «فریاد شد آواز» را نیز با رویکرد تاریخی به ترانه‌ها و موسیقی سیاسی ایران ساخته بود.
تاکنون نامداران و چهره‌های مشهوری از جمله میترا حجار، رامین بهنا، محمد درویش، محمود گبرلو، فروغ بهمن‌پور، صادق آهنگران،کتایون ریاحی، شبنم فرشادجو، حسام‌الدین سراج، پری ملکی، علی مرادخانی و دکتر محمد سریر به تماشای مستند «قطار مسیر60» نشسته و آن را ستوده‌اند.
علاقه‌مندان به تماشای این مستند می‌توانند امروز چهارشنبه 26 دی‌ماه ساعت 15 به سینمافرهنگ در نشانی خیابان شریعتی، بالاتر از خیابان دولت مراجعه بکنند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گردهمایی مدیران، اساتید و دانش‌آموختگان مرکز آموزش فیلمسازی باغ فردوس / موزه سینما خانه ماست | عکس
خاطراتی که با بغض و خنده مرور شد؛
» گردهمایی مدیران، اساتید و دانش‌آموختگان مرکز آموزش فیلمسازی باغ فردوس / موزه سینما خانه ماست
... دیدن متن »

نخستین همایش دانش‌آموختگان مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی باغ فردوس در موزه سینمای ایران برگزار شد و مدیران، اساتید و دانش‌آموختگان این مرکز مورد تقدیر قرار گرفتند.
به گزارش روابط عمومی موزه سینمای ایران، نخستین همایش دانش آموختگان مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی باغ فردوس، عصر دوشنبه ۲۴ دی‌ماه ۱۳۹۷ با حضور جمع کثیری از مدیران، اساتید و دانشجویان دوره‌های مختلف این مرکز آموزشی و همچنین مدیران باسابقه سینمای ایران در سالن سینماتوگراف موزه سینما برگزار شد.
فخرالدین انوار (معاون سینمایی وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، احمد ضابطی جهرمی، شهاب‌الدین عادل، مهدی و محسن مسعودشاهی، عبداله اسفندیاری، بزرگمهر رفیعا، سعید توکلیان، منوچهر شاهسواری (مدیرعامل خانه سینما)، محمدمهدی طباطبایی‌نژاد (مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی)، سیدصادق موسوی (مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران)، مسعود نقاش‌زاده (کارگردان)، ارد عطارپور (مستندساز) و بیتا منصوری (تهیه‌کننده) از جمله چهره‌های حاضر در این همایش بودند.
این مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن و پخش سرود ملی آغاز و با نمایش کلیپی از دانشجویان آن دوره یاد سیف‌اله داد، خسرو یحیایی، نادر ابراهیمی، علی معلم، مسعود بهنام، محمدرضا شریفی، منوچهر عسگری نسب، کیومرث صابری فومنی (گل آقا)، منوچهر حقانی پرست و حمید هدی‌نیا گرامی داشته شد. 
در ابتدای این مراسم، رهبر قنبری کارگردان و از دانش آموختگان مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی باغ فردوس گفت: تشکر می‌کنم از مسئولان دلسوزی که در اولین همایش این مرکز ما را یاری کردند.
وی با اشاره به برپایی جلسات متعدد با فارغ‌التحصیلان دوره‌های مختلف مرکز آموزش فیلمسازی به منظور برگزاری نخستین همایش، افزود: از مدت‌ها پیش با همکلاسی‌های باغ فردوسی دورهمی‌هایی داشتیم و حسرت می‌خوردیم که چرا با حضور آن اساتید خوب و آموزش‌های مفیدی که دیدیم، عقب ماندیم و سینما مطرب خانه شد. در این دورهمی‌ها به این نتیجه رسیدیم که برنامه‌هایی را برای این مرکز آموزشی که مدیران و اساتید مهمی داشت، برگزار کنیم.
قنبری ادامه داد: نامه نگاری‌هایی برای اجرایی شدن برنامه‌هایمان داشتم از جمله این که به عنوان نماینده این همایش، نامه‌ای به محمدمهدی حیدریان نوشتم که به موزه سینما ارجاع داده شد و به دلیل روابط خوب ارد عطارپور با علیرضا قاسمخان مدیر اسبق موزه، مکانی در ساختمان اداری در اختیار ما قرار داده شد. در ادامه نیز به برگزاری نخستین همایش دانش‌آموختگان مرکز آموزش فیلمسازی رسیدیم.
وی به همکاری‌های مدیران موزه سینما، خانه سینما، بنیاد سینمایی فارابی، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و انجمن سینمای جوانان ایران با شورای برگزاری این همایش اشاره کرد و گفت: دو شهید فرامرز بهمنی و شهید سیدمهدی میرافضلی و ۶ ایثارگر در میان دانش آموختگان باغ فردوس وجود داشتند که بنا شد با همکاری مرکز گسترش از این دوستان و خانواده‌هایشان تقدیر شود. همچنین انجمن سینمای جوان نیز به اختیار خود از برخی مدیران فرهنگی که از بنیانگذاران یا مدرسان انجمن سینمای جوان بودند، تقدیر می‌کنند.
قنبری افزود: همچنین منوچهر شاهسواری هم در خانه سینما در را با سخاوت به روی ما باز کرد و هزینه‌های رفت و آمد دانش آموختگان شهرستانی را برای یک روز فراهم کرد.
وی به برنامه‌ریزی برای دیگر اقدامات فرهنگی و هنری برای این مرکز فیلمسازی اشاره کرد و گفت: انتشار کتاب دو جلدی معرفی مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی باغ فردوس، مدیران، اساتید، دانش‌آموختگان و آثار آنان، تبدیل 50 حلقه فیلم از دانشجویان به نسخه دیجیتال توسط بنیاد فارابی، برگزاری جلسات فارغ‌التحصیلان هر دوشنبه در سالن سینماتمدن موزه سینمای ایران و اکران فیلم‌های قدیمی (به مدت نامعلوم) و ضبط تاریخ شفاهی و مصاحبه با دانش‌آموختگان این مرکز از جمله فعالیت‌هایی است که به زودی انجام خواهد شد.
در ادامه، آیین تقدیر از خانواده شهدای مرکز آموزش فیلمسازی با حضور مهدی مسعودشاهی، سیدمحمدمهدی طباطبایی‌نژاد و شهنام صفاجو مدیر روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار و با اهدای لوح تقدیر، یاد شهید فرامرز بهمنی و شهید سیدمهدی میرافضلی گرامی داشته شد.
گرامیداشت یاد و خاطره زنده‌یاد ابراهیم گرمسیری، فرهاد چاوشی، فریدون هندی، سعید صالحی، سیدمحموی حسینی از دانش‌آموختگان و تقدیر از مجتبی دهقانی، موسویان، مطهر، کی‌خواه آریا، بابارضا، همایون علیخانی و رضا بیاتی از جانبازان، ایثارگران و آزادگان این مرکز آموزشی از دیگر برنامه‌های این همایش بود.
رضا بیاتی در سخنانی کوتاه بیان کرد: تا زمانی که فیلم‌های بهرام بیضایی و عباس کیارستمی به لحاظ گیشه در مهجوریت هستند، من فکر نمی‌کنم مردم فرهنگی و فرهنگ دوست شده باشند.
در بخش دیگری از این همایش، به اساتید مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی زنده‌یاد سیف‌اله داد، خسرو یحیایی، محمدرضا شریفی، منوچهر عسگری نسب، کیومرث صابری فومنی (گل آقا)، نادر ابراهیمی، منوچهر حقانی پرست، علی معلم، حمید هدی‌نیا و مسعود بهنام پرداخته شد و ارد عطارپور، اشرف ابراهیم زاده، سونیا فتحی و فروزان اشتری به خانواده‌های این هنرمندان لوح‌های تقدیر اهدا کردند.
فرزانه منصوری، همسر نادر ابراهیمی در سخنانی با ابراز خوشحالی از حضور در جمع اساتید و دانش‌آموختگان مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی باغ فردوس، گفت: آنچه که برای من ارزش داشت حس دانشجویان نسبت به استادانی است که روزی برای آموزششان بسیار زحمت کشیدند تا دانشجویانشان در عرصه فرهنگ و هنر به جایگاه بالایی برسند. اینکه شما دانشجویان آن همه زحمت و قدم‌هایی که برایتان برداشته شد را فراموش نکرده‌اید و قدردان هستید، بسیار زیباست. از شما سپاسگزارم.
در ادامه، سیاوش دولت‌سرایی فیلمساز و از دانش‌آموختگان مرکز آموزش فیلمسازی با در دست داشتن جزوه درسی قدیمی خود، به ارائه گزارشی درباره این مرکز که در قالب پاورپوینت آماده شده بود، پرداخت و گفت: این مرکز از سال ۱۳۶۱ آغاز به کار کرد و ما نخستین دانشجویان آن بودیم. در این آموزشگاه و با وجود کمبود امکانات در آن سال‌ها، امکان ساخت همزمان فیلم برای سه گروه و همین طور تدوین فیلم به صورت همزمان برای سه گروه وجود داشت.
دولت سرایی افزود: هشت دوره دو ساله فیلمسازی در باغ فردوس برگزار شد که 6 دوره برای آقایان و دو دوره برای خانم‌ها بود. ۱۲۴ استاد به بیش از ۲۷۸ دانش آموخته این آموزشگاه فیلمسازی آموختند و ۶ مدیر در این آموزشگاه مدیریت کردند. 
سپس در ادامه، محمداثنی عشری، علی مرادخانی، محمداعتصامی، فخرالدین انوار، مهدی مسعودشاهی و نادر طالب زاده، مدیران مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی مورد تقدیر قرار گرفتند.
فخرالدین انوار، معاون سینمایی وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنانی با ابراز خوشحالی از دیدن اساتید و دانشجویان مرکز آموزش فیلمسازی گفت: سال 62 به مرکز آمدم. من در نقش پدر تلاش کردم، در محیطی صد در صد سالم، بدون حاشیه و با امکانات مناسب، دوره‌های مفیدی برگزار کنیم. ما بهترین فارغ‌التحصیلان را داشتیم که یکی از برجسته‌ترین آن‌ها لادن طاهری است که در فیلمخانه ملی ایران بسیار موفق و حالا سکان‌دار موزه سینمای ایران شده است. او از بهترین مدیران جمهوری اسلامی است که به نظرم می‌تواند بانی گردآوری مجموعه‌ای از اطلاعات از فارغ التحصیلان باغ فردوس شود؛ مرکزی که متاسفانه تعطیل شد.
 انوار در پایان به حمایت‌های ویژه خود از دانش‌آموختگان خانم اشاره کرد و گفت: من از دو قشر همیشه حمایت کردم و این حمایتم ادامه دارد؛ یکی اقلیت‌های مذهبی و دیگری خانم‌ها.
همچنین مهدی مسعودشاهی نیز برگزاری این همایش را مورد تحسین قرار داد و بیان کرد: یکی از بهترین دوران‌ها و ممتازترین مراکز آموزشی، همین مرکز آموزشی باغ فردوس است. امیدوارم از این فضای استادی و شاگردی بهترین بهره را ببریم.
در این همایش، از خسرو سینایی، احمد ضابطی جهرمی، اکبر عالمی، شهاب‌الدین عادل، بهرام بیضایی، رضا نبوی، عباس پوریا، مهدی کلهر، ناصر تقوایی، مسعود اوحدی، سعید توکلیان، مهدی ارجمند، احمد الستی، بهروز افخمی، بزرگمهر رفیعا، علیرضا خمسه، سیدمحمد بهشتی و کامران شیردل؛ اساتید مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی باغ فردوس نیز با اهدای لوح، تقدیر شد.
ضابطی جهرمی پس از دریافت لوح تقدیر، در سخنانی گفت: من نیم قرن در این رشته کار کردم، اینجا خانه فارغ التحصیلان باغ فردوس است. در آن زمان موزه سینما، یک عمارت امیرنشین بود که به یک کانون فرهنگی و هنری تبدیل و بعد قطب آموزش سینما در ایران شد. اگر باغ فردوس در سایه وجهه فرهنگی قرار دارد، به دلیل آموزش‌هایی است که در این فضا داده شد.
وی ادامه داد: تک تک دانش‌آموختگان استادکار شدند و من سوگند می‌خورم که تک تک آنها قابل هستند؛ امتحان بگیرید اگر نبودند روی ما سیاه.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه محبت، عشق و ایمان بین ما و دانشجویان متقابل بود، تصریح کرد: ما اساتید رازی داشتیم که امروز آن را فاش می‌کنم؛ بین ما اساتید اتحاد مطلق وجود داشت، در مورد دانش‌آموختگان بدون اطلاع خودشان و بیرون از کلاس محفل خصوصی برگزار می‌کردیم، برای آنها خیلی وقت می‌گذاشتیم. ما همگی قدرشناس بودیم که هنوز در هیچ دانشگاهی این حس را ندیده‌ام. همه شما برای من مقدس هستید و به همه شما افتخار می‌کنم.
در ادامه با حضور سیدصادق موسوی، مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران از دانش‌آموختگان این مرکز که حالا به عنوان مدیران یا مدرسان دفاتر انجمن در کشور فعالیت می‌کنند، تقدیر شد و سپس موسوی در سخنانی گفت: مسیری که جناب آقای انوار و اساتید و مدرسان سینمای جوان در دهه ۶۰ آغاز کردند، به این منجر شد که ما تا الان ۷۰ دفتر و نمایندگی داشته باشیم که امیدواریم آن‌ها را به ۱۲۰ دفتر توسعه دهیم.
وی به موفقیت‌های سینمای فیلم کوتاه در عرصه جهانی اشاره کرد و افزود: دستاورهای بین‌المللی فیلم کوتاه قابل مقایسه با هیچ رشته هنری نیست. انجمن سینمای جوانان ایران به عنوان بنگاه و مرکز تولید فیلم کوتاه کشور است و از ۱۸۰۰ حضور خارجی، ۳۰۰ حضور با حمایت ما و مابقی در بخش مستقل رخ داده است. تمام تلاش ما این است که با بسترسازی مناسب، مسیر فیلم کوتاه به گونه‌ای باشد که تمامی فیلمسازان به صورت مستقل، موفقیت کسب کنند.
در بخش پایانی این همایش، سیاوش دولت‌سرایی از دانش‌آموختگان درخواست کرد که دو مدیر موفقی که از آن‌ها نام می‌برد، ایستاده تشویق کنند؛ یکی از این مدیران محسن خستو بود.
دولت‌سرایی در معرفی این مدیر گفت: در آن دوران آقای خستو مسئول انبار فنی ما بود و هنوز آن روپوش سفیدی که به تن داشت و صورت همیشه مهربان و پر از آرامشش را به یاد داریم. ما در آن زمان برای حضور در جشنواره فجر و دیدن فیلم‌ها نه کارتی داشتیم و نه بلیتی اما یک آقای خستو داشتیم که ما را راهی تماشای فیلم‌ها می‌کرد.
این کارگردان از لادن طاهری به عنوان دومین مدیر موفق سینما نام برد و گفت: ایشان سی سال قبل دانش‌آموخته مرکز آموزش فیلمسازی باغ فردوس بودند و حالا این بار به عنوان سرپرست جایی هستند که در آن آموزش دیده‌اند و این برای ما بسیار جای خوشحالی دارد. 
طاهری در سخنانی کوتاه گفت: من امروز و این رویداد را به فال نیک می‌گیرم. اساتید ما در مرکز فیلمسازی در کنار سینما چیزهای بسیار زیادی به ما یاد دادند و آن اخلاق، انسانیت، شرافت و ادب بود. امیدوارم آن گونه که استادان ما دوست داشتند یاد بگیریم، یاد گرفته باشیم.
در پایان این مراسم رهبر قنبری به بیانیه شورای برگزاری این همایش اشاره کرد و از تشکیل انجمن دانش‌آموختگان مرکز آموزش فیلمسازی باغ فردوس خبر داد.
حاشیه‌ها:
•بازدید از نمایشگاه عکس‌های یادگاری و خاطره‌انگیز از دوره‌های مرکز مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی باغ فردوس از جمله برنامه‌های این همایش بود. این نمایشگاه در سالن انتظار سینماتوگراف موزه برپاست.
•مجری این همایش، دیالوگی از فیلم «ضیافت» ساخته مسعود کیمیایی را برای آغاز این مراسم انتخاب کرده بود؛ دیالوگی که فریبرز عرب‌نیا بازیگر نقش علی گفته بود: " ببینین! یه چیزی میگم نه نیارین، اما آره الکی هم نیارین. یه سال و روز و ساعتی رو قرار می‌ذاریم. هر کی هر چی شده، چه اونی که بارش بار شده، چه اونی که بارش افتاده، که خدا کنه همه ما کار درست بیاییم، خلاصه یه دفعه دیگه دور هم جمع بشیم… آره؟… ها؟… "
•در کلیپ‌هایی که در این همایش به نمایش درآمد، تصاویر کلاس‌های درس، اساتید، پشت صحنه فیلمسازی دانش‌آموختگان، عکس‌های یادگاری دانشجویان و اساتید، موزه سینما و باغ فردوس در آن دوره، گنجانده شده بود.
•سیاوش دولت سرایی در بخشی از صحبت‌های خود، جزوه درسی قدیمی خود را ورق می‌زد و تاریخ، ساعت و درسی که از آن‌ها جزوه تهیه کرده بود، برای حضار می‌خواند که با استقبال و تشویق مواجه شد.
•در بخشی از این همایش عکس‌هایی از باغ فردوس به نمایش درآمد که برخی از حاضران می‌پرسیدند ماشین لندرور استاد ضابطی جهرمی کجاست و چرا در عکس‌ها نیست؟! 
•جهرمی در صحبت‌های خود به این ماشین اشاره کرد و گفت: این ماشین نقش مهمی در باغ فردوس داشت چرا عکسی از آن ندیدیم؟ وی خبر داد که هنوز این ماشین را دارد و این اعلام با خنده و تشویق پی در پی دانش‌آموختگان و دیگر حضار روبرو شد.
•در این همایش، دانش‌آموختگان و اساتید در یادآوری و بیان خاطرات این مرکز،گاهی بغض می‌کردند و گاهی می‌خندیدند.
•دانشجویان و اساتید به یاد سال‌های دور، در موزه سینما و باغ فردوس با یکدیگر عکس یادگاری گرفتند و تصاویر آن روزها را بازسازی کردند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پردیس سینمایی آزادی میزبان جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰/ 8 تا 10 اسفند در تهران | عکس
» پردیس سینمایی آزادی میزبان جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰/ 8 تا 10 اسفند در تهران
... دیدن متن »

پردیس سینمایی آزادی میزبان «دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم 100» می‌شود. این رویداد سینمایی قرار است طی 8 تا 10 اسفند ماه سالجاری به همت «حوزه هنری انقلاب اسلامی» با موضوع اخلاق و سبک زندگی در تهران برگزار شود.
به گزارش روابط عمومی دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم 100؛ این جشنواره 100 در دو بخش مسابقه‌ای و مسیر تجربه و در قالب مستند، داستانی و پویانمایی طراحی شده است. همچنین، بخش مسابقه سینمای جهان در قالب‌های مستند، داستانی و پویانمایی نیز صرفا برای حضور شرکت کننده‌های غیرایرانی خواهد بود.
در این دوره جشنواره آثار دریافتی با موضوعاتی چون: اخلاق و سبک زندگی، ترویج مفاهیم اخلاقی همچون قانون‌مداری، گذشت، سعۀ صدر، ایثار، ترویج الگوی انسان انقلاب اسلامی، خانوادۀ الگوی ایرانی اسلامی، فرهنگ اصیل ایرانی، نگاه دوباره به زندگی و زدودن غبار روزمرگی در کنار موضوعاتی چون: حمایت از تولید ایرانی (ایران ساخت )، حمایت از تولید کالا و خدمت دانش‌بنیان ایرانی، فرهنگ تولید محصولات باکیفیت ایرانی، پویش ملی و حمایت مردمی از تولید کالا و خدمات دانش‌بنیان باکیفیت ایرانی، تأثیرات مخرب خرید کالاهای خارجی، واردات بی‌رویه و غیرقانونی (قاچاق کالا)، معرفی کسب‌و‌کارهای نوین و استارت‌آپ‌ها و تولید ثروت از علم و فنّاوری، معرفی اقتصاد دانش‌بنیان در نظر گرفته شده است.
شایان ذکر است دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم 100 به دبیری علی قربانی برگزار می‌شود.  

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جایزه بازیگری جشنواره فیلم مستقل مسکو به مهدی ماهانی رسید | عکس
» جایزه بازیگری جشنواره فیلم مستقل مسکو به مهدی ماهانی رسید
... دیدن متن »

مهدی ماهانی با نقش آفرینی در فیلم سکانس پلان «طاقباز» جایزه بازیگری نقش اول مرد جشنواره فیلم مستقل مسکو را از آن خود کرد.
به گزارش ....، مهدی ماهانی در فیلم سکانس پلان «طاقباز» نقش یک فرد معتاد به مواد مخدر را ایفا کرده و این نقش آفرینی به کاندید شدن وی در این جشنواره و دریافت جایزه بازیگری نقش اصلی مرد جشنواره فیلم مستقل مسکو منجر شده است.
«طاقباز» به نویسندگی و کارگردانی شهرام اسدزاده و تهیه کنندگی علی یاور پیش از این به جشنواره تخصصی فیلمهای سکانس پلان کرواسی که در ماه اُکتبر ۲۰۱۸ برگزار شد نیز راه پیدا کرده بود.
ماهانی در این فیلم در نقش شاهرخ ظاهر شده؛ مردی که در مقطعی از زندگی خود پیوسته در تشخیص دنیای واقعی و توهمات معلق است و باعث بروز اتفاقات غیر قابل جبرانی برای خود و افراد پیرامونش می شود.
این فیلم به موضوع آسیب های سوء ناشی از مصرف مواد مخدر و تاثیرات خطرناک آن بر فرد و اطرافیان می پردازد و ماهانی با توجه به سکانس پلان بودن اثر نقشی دشوار و متفاوت را ایفا کرده است.
وی پیش از این در فیلم های سینمایی متعدد  از جمله «چهارانگشتی»، «خیابان بیست و چهارم»، «هیس!دخترها فریاد نمی زنند»، «انتهای خیابان هشتم» ، «گشت ارشاد ۲» نقش آفرینی کرده است.
همچین پوریا حیدری اُوره مشاور فیلم «طاقباز» در پخش و اکران بین الملل است.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
sajad
درباره فیلم آندرانیک i
درود بر همه هنر دوستان
فیلم آندرانیک را نه به هدف دیدن یک فیلم، که بیشتر برای زمینه های تئاتری آن و از سر کنجکاوی دیدم. اقتباسی از نمایشنامه ای به همین نام، بازیگران عموما تئاتری آن و کارگردانی که بیش از قاب دوربین ، با خاک صحنه تئاتر آشنایی دارد.
فیلم سوژه خوبی دارد و به لحاظ محتوا، نکات قابل توجهی را نشانه میگیرد. در هم تنیدگی یک اتفاق تاریخی مربوط به ارامنه با یک موضوع عاشقانه و همینطور چالش اتخاب میان مسیر راست گویی یا گفتن دروغ با هدف دفع شر، توانسته ترکیب جالبی باشد که مخاطب را ناخواسته به دنبال خود می کشد. چالش تشخیص صحیح اخلاق واقعی و همینطور خارج شدن یا نشدن از قیود از پیش مشخص شده، موضوعی است که همواره تازگی دارد.
از لحاظ فرم و ساخت اما می توان در قسمت هایی مشاهده کرد که سابقه و تعهد کارگردان به تئاتر، گاهی موجب خط خوردن دستش در ترسیم ... دیدن ادامه » چهارچوب های سینمایی شده. این موضوع البته با بازی خوب بازیگران فیلم به ویژه سعید چنگیزیان رنگ باخته و اتفاق زننده ای نمی باشد.

در مجموع دیدن این فیلم تجربه ای است که میتواند برای هنر دوستان به ویژه اهالی تئاتر، مزه خاصی داشته باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نشست «گفتمان فرهنگی انقلاب» با موضوع «جشنواره فیلم فجر» عنوان شد؛ | عکس
» در نشست «گفتمان فرهنگی انقلاب» با موضوع «جشنواره فیلم فجر» عنوان شد؛
... دیدن متن »

جشنواره فیلم فجر هویت خود را فراموش کرده است/ جشنواره به فضای خوشگذرانی تبدیل شده / وابستگی جشنواره به دولت منجر به اعمال سلیقه مدیران شده است/ جشنواره  فجر در طول یک ماه برگزار شود
اولین نشست «گفتمان فرهنگی انقلاب» با موضوع «بررسی کارنامه جشنواره فیلم فجر» با حضور محمود گبرلو، بهروز افخمی، محمدتقی فهیم، شاهین امین و محمدمهدی شیخ‌صراف در سازمان سینمایی حوزه هنری برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان سینمایی حوزه هنری؛ عصر روز گذشته (یکشنبه ۲۳ دی ماه) اولین نشست «گفتمان فرهنگی انقلاب» با عنوان «جشنواره فیلم فجر؛ فرصت‌ها و تهدیدها» به بررسی کارنامه سی‌وشش دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر با حضور بهروز افخمی، شاهین امین، مهدی شیخ‌صراف، محمدتقی فهیم و محمود گبرلو در سازمان سینمایی حوزه هنری برگزار شد. سلسله نشست‌های گفتمان فرهنگی انقلاب توسط روابط عمومی و محافل سازمان سینمایی حوزه هنری برگزار می‌شود.
در آغاز مراسم؛ یزدان عشیری مدیر روابط عمومی و محافل سازمان سینمایی حوزه هنری گفت: سلسله نشست‌های تحلیلی «گفتمان فرهنگی انقلاب» با هدف تبیین ضرورت‌ها، نیازهای فرهنگی و چالش‌های پیش رو طراحی شده و هر بار به سراغ موضوعات مهم  فرهنگی و سینمایی می‌رویم.
وی ادامه داد: با توجه به چهل سالگی انقلاب و فرارسیدن جشنواره فیلم فجر برنامه ریزی کردیم تا نشست‌هایی با موضوع«جشنواره فیلم فجر؛ فرصت‌ها و تهدیدها» پیش بینی کنیم و طی چند جلسه در گفتگو با منتقدین، سینماگران و مدیران سینمایی به برسی فراز و فرود سی و هفت دوره این رویداد سینمایی بپردازیم.
به گفته وی، جشنواره فیلم فجر همه ساله برگزار می‌شود و با فرارسیدن آن همه در هیاهو و فضای فیلم‌ها غوطه ور می‌شویم و کمتر به آسیب شناسی و تحلیل ظرفیت‌ها و فرصت‌ها و حتی، آسیب‌های آن به صورت کارشناسی می‌پردازیم. از این رو، امیدواریم این سری نشست‌ها به آسیب شناسی، رشد و بالندگی جشنواره فجر کمک نماید.
مدیر روابط عمومی و محافل سازمان سینمایی حوزه هنری خاطرنشان کرد: این مراسم با محوریت بررسی و آسیب شناسی جشنواره فیلم فجر، ضرورت‌ها،فرصت‌ها، تهدیدها و سیر فراز و نشیب‌های آن در ادوار گذشته مورد بحث و گفت و گو قرار گرفت. در شرایطی که جشنواره فیلم فجر به عنوان اقدامی فرهنگی کارکردهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در جامعه به همراه دارد ، فضای هنری قالب بر سینمای امروز از این قابلیت‌ها غافل شده و در آستانه برگزاری این رویداد مهم، نیاز به آسیب شناسی و جبران کمبودها در این عرصه به امری اساسی در فرهنگ ما تبدیل شده است. بدین منظور منتقدان و تحلیل گران سینمایی در راستای رشد،تقویت و بالندگی سی و هفتمین دوره از جشنواره فیلم فجر به مناظره فرهنگی و بررسی راهکارها پرداختند.
بهروز افخمی: از آغاز آشنایی با سینما و شروع فعالیتم در این عرصه حس خوبی به جشنواره فیلم فجر نداشته ام و اصولا این اتفاق را با تماشای فیلم‌های ساخته شده بی ربط می دانم چرا که معتقدم برگزاری این جشنواره تنها وقت گذرانی با عوامل فیلم است که بدون هیچ انگیزه فرهنگی صورت می‌گیرد. در حال حاضر به تدریج وارد سیر تحول جشنواره‌ها و تبدیل آن به حاشیه‌های سینما و اهالی هنر شده ایم. به طور کلی فستیوال‌های فیلم به عناصری ضروری در صنعت فیلمسازی تبدیل شده و طی ٢٥سال  اخیر با رشد و گسترش اینترنت ضرورت وجودی مدرسه‌های سینمایی را از بین برده اند. در واقع فضای جشنواره‌ها به  دورهمی‌های فیلمسازان جوان تغییر کاربری داده و شرایط را برای اکران فیلم‌هایی که احتمال مانور و ظهور آنها در سینماهای کشور غیر ممکن است، به نحوی فراهم کرده است . با گذشت زمان ، بروز جشنواره‌های مختلف فیلم نیز ضرورت بیشتری پیدا کرده و به پله‌هایی برای ترقی فیلمسازان تبدیل شده است. در این میان مدارس سینمایی که زمانی فرصتی برای حضور فیلمسازان بوده است، امروزه در فضای اینترنت دایر شده و جنبه ای از این مدارس که قابلیت انتقال مفهوم در فضای مجازی را ندارند، در فضای جشنواره‌ها ظهور پیدا کرده و با در دسترس قرار دادن اطلاعات فنی و تجربه مشارکت حضوری، منجر به کشف فیلمسازان حرفه ای شده است. فیلمسازان جوان و تازه کار آینده سازان سینمای ایران هستند اما با مقاومت سینمای حرفه ای در برابر نسل جدید، ظهور جشنواره‌های مختلف فیلم و ایجاد ظرفیت‌ها تنها راهکار برای فعالیت نیروهای تازه کار محسوب می‌شود که خوشبختانه با رشد خوبی همراه بوده است.
جشنواره به فضای خوشگذرانی تبدیل شده است/ جشنواره هویت خود را فراموش کرده است
محمود گبرلو:  تقویت جشنواره فیلم فجر  نیاز به ریشه یابی مشکلات موجود دارد در حالی که در طی ادوار گذشته تمام دغدغه سینماگران و  مسئولان توجه به فیلم‌ها بوده و از کارکرد قدرتمند سینمای ایران  در نظام جمهوری اسلامی غافل مانده اند. در گذشته تولیدات یکساله فیلمسازان در مدت کوتاهی دیده شده و مورد ارزیابی قرار می گرفت و در نهایت سیاستگذاران را به سیاست‌های ضروری سینمایی آگاه می کرد. به طور کلی مفهوم تولید فیلم ربطی به سیاست گذاری، سانسور و انتخاب فیلم ندارد. در دهه اول و دوم جشنواره فیلم فجر شاهد تاثیرات پرباری از این رویداد بزرگ بوده ایم که به جرأت در احراز جایگاه واقعی سینمای ایران موفق بوده اما با گذشت زمان شتاب و موفقیت این اقدام فرهنگی فروکش کرده و متأسفانه در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب، یأس برخی از فیلمسازان نسبت به عملکرد جشنواره آنها را از حضور در جشنواره منصرف کرده است چرا که فستیوال‌های فیلم کارکرد خود را از دست داده و هویت خود را فراموش کرده است. ایجاد فضای تبلیغاتی برای برخی فیلم‌ها و شایسته سالاری نسبت به فیلمسازان بر این بی میلی دامن زده است. این درحالی است که در مقطعی از  زمان قرار بود عملکرد یکساله سینمای ایران مورد ارزیابی قرار گیرد و این امکان در جشنواره فراهم بود اما به مرور زمان جایزه دادن‌ها و سیاست‌های اعمالی به یک بی برنامگی و بی هویتی تبدیل شد و منتقدان و سیاستگذاران را نسبت به این رویداد بی تفاوت کرده است. که البته با گذر زمان کارکردها تغییر میکند و امکان ایجاد ثبات در هویت وجود دارد. در حال  حاضر سیاست خاصی در جشنواره وجود ندارد و مسئولان مربوطه پاسخی نسبت به بی هویتی این اقدام فرهنگی ندارند.  براین اساس اگر جشنواره بر  آرمان‌های انقلاب است پس گنجایش هر فیلمی  را ندارد و اگر هم جشنی برای شور و هبجان است باید فیلم‌های تلخ اجتماعی را از این عرصه خارج کرد. به طورکلی، جشنواره فیلم با تبعیت از سیاست‌ها و برنامه ریزی دقیق به ثمر می رسد و با توجه به افکار تماشاگر به نتیجه نسبی دست می یابد اما با بی خاصیتی‌های اخیر جشنواره فیلم فجر، نتیجه قابل قبولی از عملکرد مناسب به دنبال  نداشته و کارکردی ضد سینمای ایران را نشان می دهد. بنابراین اگر این جشنواره در سایه حفظ هویت و اعمال سیاست گذاری‌های درست فعالیت می کرد همه فیلمسازان با افتخار بزرگترین رویداد فرهنگی کشور شرکت می کردند. اما متأسفانه جشنواره در سیاستگذاری، اندیشه و اسم همسو با اهداف تعریف شده نیست و به خوشگذرانی تبدیل شده است. در یک مقطعی به وسیله جشنواره فیلم فجر عملکرد یک ساله سینمای ایران ارزیابی می‌شد اما به مرور زمان این حضورها و جایزه دادن‌ها به یک بی‌برنامگی تبدیل و باعث شد جشنواره خاصیت و اهمیت خود را از دست بدهد البته می‌دانم که ممکن است به مرور زمان هر جشنواره‌ای دچار تغییرات شود ولی می‌شود ماهیت جشنواره را ثابت نگه داشت اما این اتفاق برای فجر رخ نداد به طوری که حالا این رویداد تبدیل به محلی برای گذران اوقات شده است البته این حرف من به معنی این نیست که فیلمسازان ما مشکل دارند بلکه انتقاد من به سیاست‌های جشنواره است.
مستأجر بودن جشنواره فجر بعد از ٣٧ دوره برای جامعه هنر ما شرم آور است
شاهین امین: در همه دنیا ، ایجاد شور ، انگیزه و امکاناتی است که در فرصت‌های عادی اکران فیلم رخ نمی دهد و با افزایش فستیوال‌های مختلف امکان فعالیت از مدارس سینمایی سلب و اکران‌های ویژه را منتفی کرده است. بنده با نظر گبرلو نسبت به بی هویتی جشنواره فیلم فجر موافق هستم چرا که در ادوار اخیر تکلیف مسئولان جشنواره فیلم فجر برخلاف مدیران گذشته روشن نیست در گذشته  سینمای ضعیف کشور ما با اکران فیلم‌هایی محدود در  جشنواره به دنبال رونق بخشیدن به سینما بود لزومی بر شرکت همه فیلم‌ها در فستیوال وجود نداشت با این حال همه فیلمسازان متقاضی شرکت در جشنواره بوده و با درجه بندی آثار تکلیف یکساله سینما مشخص می شد اما از نیمه دهه ٧٠ شرایط و اوضاع سینما تغییر کرد و از سال ١٣٧٧ تعداد فیلم‌های جشنواره به ٢٥ اثر رسید که با تغییر مدیریت سیف الله داد  روند به روال گذشته بازگشته و فیلم‌های زیادی به جشنواره راه یافتند. تقریبا از ابتدای دهه ٨٠ تکلیف مدیران با جشنواره نامشخص شد و جریان رونق بخشیدن به سینما منتفی شد چرا که براین عقیده بودند که سینما به اهداف خود در گذشته رسیده لزومی به تلاش مجدد برای احیای سینما وجود ندارد. ما از اواخر دهه ٧٠عملا در بلاتکلیفی مدیران به سر می بریم و حتی در مواقعی با وجود فیلم‌های مضر در فستیوال‌ها به چالش رسیده ایم . در حال حاضر بسیاری از سینماگران با وجود امکان تبلیغ و مطرح شدن آثار خود در سینما، علاقه ای به حضور در جشنواره ندارند چرا که با وجود رسیدن در سی و هفتمین دوره جشنواره، با بی خاصیتی سینما روبرو هستیم و هنوز روال دوره‌های اول را در پیش گرفته ایم. تکرار تغییر و تحول در مدیران و کادر اجرایی جشنواره نیز بر بی رونقی سینما تاثیرگذار بوده است. بنابراین وجود جشنواره فیلم فجر با روند تغییرات مدیران نه تنها سودی ندارد بلکه برای سینمای ایران زیان آور است. اکران مکرر فیلم‌ها، و اظهار نظرهای مختلف درباره محتوا ، تازگی و جذابیت را از مخاطب سلب کرده و رغبت تماشای فیلم را از بین برده است در واقع سیاست گذاری‌های نا به جای مدیران جشنواره شور و انرژی رونق سینما را در دیگر ایام سال ازبین برده است. بخش رسانه ای متعلق به مدیران جشنواره تا حدی قابل مدیریت است و تنها به کیفیت جشنواره دسترسی مناسب دارند اما به علت کمبود برنامه ریزی مناسب در روند احقاق کیفیت نیز دچار مشکل هستیم. مستأجر بودن جشنواره فیلم فجر بعد از ٣٧ دوره برای جامعه هنر ما شرم آور است و همه مدیران سازمان سینمایی و مسئولان و دبیران جشنواره باید از این فاجعه شرمگین باشند.چرا که به اندازه ساختمان‌های بلامصرف شهر نیز برای جشنواره ارزش قابل نشده ایم. سی و هفت دوره است که جشنواره برگزار می‌شود ولی هنوز این رویداد سینمایی مستاجر است از این مسأله همه مدیران سینمایی باید شرمگین باشند در طول سال در تهران این همه پاساژ ساخته می‌شود آیا جایی برای یک جشنواره وجود ندارد؟
وابستگی فجر  به دولت منجر به اعمال سلیقه مدیران شده است
مهدی شیخ صراف: با توجه به مقایسه آماری دو سال اخیر در ایران هر ١٢ روز ، یک جشنواره سینمایی داریم و تا حد زیادی به تنوع جشنواره‌ها رسیده ایم. در تکمیل نظرات اقای افخمی، معتقد هستم جشنواره فیلم فجر بستری برای دیده شدن ندارد و با وجود ساز و کاری معیوب، تنها فرصتی ١٠روزه به همه بخش‌های جشنواره برای دیده شدن آثار داده شده است.  جشنواره فیلم فجر اولین و آخرین فرصت فیلمسازان برای  دیده شدن است اما وابستگی جشنواره به دولت منجر به اعمال سلیقه ای مدیران شده و تغییرات زیادی را به همراه داشته است. نبود مکان ثابت برای جشنواره یکی از مشکلات سینمای امروز است و به نظر میرسد تحولات این جشنواره از تغییر مدیران بیشتر بوده است. تقابل دو نگاه به رویکرد جشنواره فیلم فجر خود معضل بزرگ تبدیل شده است که  از طرفی به مثابه ویترینی برای سینمای ایران تلقی می شود و از سوی دیگر اعطای جشنواره به حاکمیت و القای مفهوم آن به پیروی از مفهوم انقلاب اسلامی است که در این حالت باید همه فیلم‌ها نگاهی به انقلاب اسلامی و آرمان‌های آن در جمهوری اسلامی ایران داشته باشد که با توجه به اهمیت جشنواره فیلم فجر در حفظ حیات سینما، بررسی این دیدگاه‌ها دور از انتظار  نیست  چرا که تنها فستیوالی است که حکومت در برگزاری آن نقش داشته و رویدادی مهم تلقی می شود. در حال حاضر تردد دولت‌ها مهمترین آفت جشنواره‌های فیلم است. نجات بلاتکلیفی جشنواره مستلزم ثبات مدیریت و راهکار حل تمایزات میان شکل جشنواره‌ها و تعداد داوری‌ها است .
در سینمای امروز همه توابین، سازش کاران و پروژه بگیران سینما را به دست گرفته اند
محمد تقی فهیم: علاقه شدید من به جشنواره فیلم فجر تا حدی است که یازده ماه سال را در انتظار شروع جشنواره می مانم و در ٣٣ دوره آن به طور مستمر شرکت کرده ام و مدام نگران از هم پاشیدگی آن هستم اما علاقه شدید به این رویداد مانعی برای انتقادهای سازنده به جشنواره نیست. از نظر بنده جشنواره فیلم فجر در زمان مدیریت سیف الله داد و شمقدری به علت هدایت بستر مدیریت توسط سینماگران عملکرد خوبی را برای سینمای ایران رقم زده است. در این دوران بروز اتفاقات خوب در سازمان سینمایی و پی ریزی سازمان جشنواره‌ها به عنوان اصول اولیه برگزاری جشنواره‌های فیلم ما را با سینمای حرفه ای به نحوی شایسته ای روبرو کرده است. جشنواره با وجود فیلم‌ها معنا پیدا میکند و نمایشگر واقعیت فیلم‌ها است  .وجود ممیزی در فضای جشنواره و استفاده ویترینی از آن به عنوان فیلتری برای تایید فیلم‌ها کیفیت سینما را دستخوش تغییرات قرار داده است بنابراین جشنواره فیلم فجر حاصل و نمایشگر کیفیت سینمای ایران است. برخلاف نظر دیگر سینماگران بنیان گذاری غلط جشنواره مشکل اصلی سینمای امروز است که همانند دیگر کشورهای صاحب سینما باید متناسب با تعهدات به اهداف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشورها عملکرد مناسبی را در دستور کار خود قرار دهد این در حالی است که اهداف سینمای ما در طول تاریخ بر خلاف آرمان‌های رهبران قدرتمند بوده و قشر هدایت کننده کشور را فارغ از فرهنگ و هنر با دغدغه‌های اعتقادی، مذهبی و سیاسی همراه کرده و مسیری خلاف جهت سینما را طی کرده است. در سینمای امروز همه توابین، سازش کاران، پروژه بگیران سینما را به دست گرفته اند و الگوی نامناسبی را در ادوار مختلف به خصوص زمان مهدی کلهر که داعیه جریان مذهبی درسینما بوده است تا بهروز افخمی که در پس اعتقادات مذهبی برنامه‌های خاص داشت، منجر به کج روی سینما بر اساس الگوی عقب مانده شده و جشنواره را با این سیاست‌های عقب مانده هدایت کرده اند. کسانی که سیاستگذار محسوب می شوند اگر صاحب تخصص و متد اصلی نباشند همانند حضور بسیاری از افراد به استناد نفوذ و رایزنی در این جریانات ، همچنان مسیر  سینما به بیراهه می رود.  ما نه تنهادر هدایت مسیر سینما به راه درست موفق نبوده ایم بلکه با ایجاد ممیزی بلای جان سینما شده ایم . در دهه ٦٠ در راستای هدایت سینما دست بازی داشته ایم و در راستای مسایل اصولی به درستی رفتار کرده ایم.  نمونه بارز آن حمایت امام راحل از فیلم پاییز صحرا بوده است. ایجاد ممیزی‌های بی مورد منجر به حذف گرایشات اجتماعی از فیلم‌ها شده و درقبال آن حجاب‌ها را به بیراهه کشانده است که این پارادوکس ناشی از عدم انسجام دیدگاه و سیاست‌های  مناسب است  که هیچ هیجانی را برای مخاطب اصلی سینما ندارد.
بهروز افخمی در واکنش به صحبت‌های فهیم افزود: من دهه ٦٠ در تلویزیون بوده ام. من فکر می کنم به اندازه کافی گذشته را تکرار کرده ایم و گفتن این مطالب جذابیتی برای نسل جدید نداشته باشد. به هر حال معتقدم تکرار تاریخ روند خوبی نیست، حرف‌های کلیشه ای و مقایسه جشنواره فجر با جشنواره‌های دیگر کشورها من را خسته کرده و به کلیشه ایرادگیرانه منتقدان جشنواره تبدیل شده است. بخش اعظمی از درآمد جشنواره‌های فیلم خارجی از بازار فیلم به دست می آید که دستیابی به آن هم مستلزم وجود فیلم‌های متنوع در آن است که فارغ از هرگونه سانسور مشارکت کشورهای مختلف را به دست میگیرد.
ما باید به این فکر کنیم که ژست روشنفکری هیچ نقشی در سینمای دنیا ندارد اما برخی از مدیران فکر می‌کردند سینمای آنها انتقادی و اجتماعی است در حال که باعث کاهش تماشاگران سینما شد و وقتی این اتفاق افتاد این ضرورت احساس شد که مردم باید به سینما برگردند. به همین دلیل من در برنامه «هفت» گفتم که در دوره ای سینمای ما توسط سینماگران پر مدعای کم مایه از بین رفت. با این حال در حال حاضر اگر فیلم فیلمسازی سیاه نما و غرغرو نباشد به سختی می‌تواند اکران بگیرد.
فجر یک جشنواره داخلی است که امکان ایجاد این شرایط نیز در آن وجود ندارد. کسانی که این پیشنهاد را می‌دهند توقع دارند ایران با ١٠ فیلم وارد عرصه رقابت با کشورها شده و ظرفیت کم سینمای ایران را به گوش بین‌الملل برسانند. توجه به این حاشیه‌ها یعنی تعطیلی جشنواره فیلم فجر، هدایت جشنواره به سمت سبک و روش اسکار و یا حتی واگذاری ظرفیت جشنواره به خانه سینما تا از طریق رای گیری سالانه خانه سینما، برترین‌ها انتخاب شده و جشنواره را کلا تعطیل کنند. بیات این مباحث انگیزه ای ندارد.ما نمیتوانیم جشنواره ای داخلی  را بدون داشتن بازار فیلم وارد رقابت با جشنواره ای نظیر کن کنیم و کسانی که این مطلب را انتقاد می دانند به طور قطع اطلاعاتی از جشنواره و فیلمسازی ندارند. انتقال سینما به فضای مجازی و موبایل و غیره الزام در مدرسه سینما را منتفی کرده است بنابراین بقای جشنواره فیلم فجر منوط به طراحی سیاست‌های بومی است.من پیشنهاد می‌دهم جشنواره فیلم فجر با توجه به رکود سالن‌های سینما در فصل زمستان در طول یک ماه برگزار شود. تا فضای برای تقویت اقتصاد فیلم‌های جدی هم فراهم شود. 
مجری سابق برنامه «هفت» تأکید کرد: ما باید به این فکر کنیم که ژست روشنفکری هیچ نقشی در سینمای دنیا ندارد اما برخی از مدیران فکر می‌کردند سینمای آنها انتقادی و اجتماعی است در حال که باعث کاهش تماشاگران سینما شد و وقتی این اتفاق افتاد این ضرورت احساس شد که مردم باید به سینما برگردند. به همین دلیل من در برنامه «هفت» گفتم که در دوره ای سینمای ما توسط سینماگران پر مدعای کم مایه از بین رفت. با این حال در حال حاضر اگر فیلم فیلمسازی سیاه نما و غرغرو نباشد به سختی می‌تواند اکران بگیرد.
افخمی با اشاره به پیشنهادش برای تغییر این شرایط عنوان کرد: طرح من این است که جشنواره یک ماه در سراسر کشور برگزار شود به طوری که در ۱۰ روز اول آثار مستند، انیمیشن و فیلم اولی مسابقه جداگانه داشته باشند و در پایان ۱۰ روز جایزه بگیرند و تعدادی از آن‌ها به مسابقه اصلی بروند. در ۱۰ روز سوم هم اکران فیلم‌های پربیننده ادامه داشته باشد. در این صورت فیلم هایی که نمی‌توانند اکران بگیرند به راحتی دیده می‌شوند.
محمود گبرلو در این بخش عنوان کرد: طرح آقای افخمی توهم‌زاست و عملی نیست و اصلا ربطی به سیاست‌های جشنواره ندارد. رویکرد جشنواره در عصر امروز بسیار تغییر کرده است و هر جشنواره‌ای خاصیت خود دارد. وقتی مدیران پوسیده و کوتوله برای سینما انتخاب می‌شود نگاه عمیق که همان توسعه است محقق نمی‌شود. وقتی اندیشه‌های عمیقی وجود ندارد حاصلش این می‌شود که فیلم‌های بد می‌بینیم.
وی ادامه داد: ضمن اینکه برخی منتقدانِ مخرب، افکار عمومی را برعلیه جشنواره و سینمای ایران کرده‌اند یعنی آنقدر علیه سینمای ایران حرف زده‌اند که جای دفاعی باقی نگذاشته‌اند. هرچند پس از انقلاب بیش از پنج هزار فیلم تولید شد اما همین منتقدان با حرف‌های خود باعث شده‌اند نتوانیم از سینما دفاع کنیم. این منتقدان نمی‌خواهند به توسعه با سینما باور داشته باشند.
گبرلو مجدد تأکید کرد: مدیران کوتوله اصلا فهم این موضوع را ندارند. برخی مدیران سینمایی هستند که نگاه پوسیده دارند و می‌گویند فجر باید مثل کن باشد ما از لحاظ ماهیتی نمی‌توانیم مثل آن‌ها باشیم همین موضوع باعث شده هنرمندان ناخودآگاه برعلیه جشنواره فیلم فجر باشند. این نشان دهنده این است که فهم درستی از جشنواره فجر وجود ندارد. ضمن اینکه در حال حاضر فیلمسازان قدرتمندی وجود دارند  که می‌شود آنها را با فجر معرفی کرد البته منوط به اینکه جشنواره ماهیت داشته باشد.
در این بخش فهیم با اشاره به صحبت‌های گبرلو درباره «منتقد مخرب» خطاب به او گفت: یکباره بگویید منظورتان فراستی است!
گبرلو نیز اظهار کرد: نه منظورم امثال فراستی‌هاست. ما باید همه چیز را آسیب‌شناسی کنیم. منتقد مخرب کاری کرده است که همه فکر می‌کنند ما اصلا سینما نداریم برخی می‌گویند فیلم ما سیاه است در حالی که به نظرم ما اصلا فیلم سیاه‌نما نداریم.
پس  از این موضوع افخمی خطاب به گبرلو گفت: شما مثل تکنوکرات‌ها هستید.
امین نیز در واکنش به همین صحبت گبرلو اظهار کرد: شما محافظه کار هستید که گبرلو در ادامه گفت: من محافظه‌کار  هستم؟ من که زودتر از همه منتقد وضعیت موجود بودم.
امین در بخش دیگر از صحبت هایش عنوان کرد: برخی فیلم‌ها احتیاجی به جشنواره ندارند و اصلا برایشان بهتر است که در جشنواره نباشند. طرحی که افخمی گفت نامش جشنواره نیست چراکه اصلا ساز و کار اکران دست جشنواره نیست.
وی در ادامه با اشاره به اینکه بهتر است حسابگری‌های شخصی را کنار بگذاریم، توضیح داد: اگر عده‌ای در جشنواره شرکت نمی کنند به این دلیل است که فکر می‌کنند برای آنها بهتر است که در جشنواره نباشند چراکه فیلم‌ها آنها در این فستیوال آنقدر تخریب می‌شوند که فکر می‌کنند حضور نداشتن‌شان بهتر است.
این منتقد اظهار کرد: به تازگی شنیده ایم که برخی می‌گویند فیلمی که در جشنواره حضور نداشته باشند اولویت اکران ندارند، مگر آژان‌کشی است که این حرف‌ها گفته می‌شود؟
در ادامه شیخ‌صراف با بیان اینکه برای بهبود وضعیت و داشتن آینده بهتر، خوب است که گذشته را مرور کنیم، عنوان کرد: جشنواره فیلم فجر مثل یک شتر مرغ است که وقتی می‌گوییم بار ببر می‌گوید من مرغم و وقتی می‌گوییم تخم بگذار می‌گوید من شترم. در واقع ساز و کار آن مشخص نیست مشکل اصلی این است که در حال حاضر هیچ چیزی تعریف نمی شود.
فهیم در ادامه بیان کرد: چرا باید فکر کنیم منتقد می‌تواند مخرب باشد؟ منظور آقای گبرلو درباره منتقد مخرب، آقای فراستی بود. بنابراین بهتر است این خبر را بدهم که طبق آخرین خبری که دریافت کرده‌ام فراستی مجدد منتقد ثابت برنامه هفت شده است.
در همین بخش گبرلو اظهار کرد: منظور من فراستی نبود من اصلا نامی نبردم. که فهیم خطاب به او گفت: کدهایی که دادید مربوط به فراستی بود اما در پاسخ به شما باید بگویم فراستی در قبال برخی منتقدان خارجی بسیار نرم‌تر عمل می‌کند من بلد نیستم ولی اگر بلد بودم مثل فراستی می‌شدم.
وی با بیان اینکه دیپلمات نیست اظهار کرد: من برابر جشنواره‌هایی همچون برلین و کن قطعا از سینمای خودمان دفاع می‌کنم اما این سینما، سینمای آرمانی من نیست. با این وجود باید بگویم ما امروز سینمای تکنیکی داریم، بازیگران ما کلاس بازیگری برگزار می‌کنند من از این ساختار دفاع می‌کنم اما این سینما جزو آرمان‌های من و قابل دفاع نیست ولی در قبال بیگانگان حتما از آن دفاع می‌کنم اما می‌دانم این سینما آن سینمایی نیست که من به خاطرش انقلاب کردم.
سپس افخمی اظهار کرد: سینما پوست انداخته و باید باز تعریف شود.
گبرلو هم عنوان کرد: رمز موفقیت جشنواره در پیدا کردن ماهیت مردمی خودش است البته این موضوع به این معنا نیست که فیلم‌های مبتذل یا خاص در جشنواره رواج پیدا کند.
شاهین امین در ادامه بیان کرد: جشنواره جای فیلم‌ها و تماشاگران جدی است و باید امکان دیده شدن چنین فیلم هایی فراهم شود. نکته دیگر این است که در این سال‌ها جشنواره پر از عصبیت شده است به طوری که چه راه یافتگان به آن چه راه نیافتگان، چه جایزه بگیران و چه آنهایی که از جایزه محروم شده اند عصبی هستند، گویا ما می‌خواهیم همدیگر را بدریم و  این حجم از عصبیت را نمی فهمم در حالی که جشنواره برای این است که از آن لذت ببریم اما این همه عصبیت، فحاشی و پرخاشگری یکی از آفت‌های جشنواره است که زیان‌های زیادی دارد.
در این بخش فهیم خطاب به صحبت‌های امین گفت: این عصبیت ناشی از بی عدالتی است، بی عدالتی هر کجا باشد عصبیت هم وجود دارد. که امین هم عنوان کرد: البته بخشی از این عصبیت به خاطر توقع بی‌جاست؛ گویا فیلمسازان ما لوس شده‌اند.
در پایان شیخ‌صراف اظهار کرد: جشنواره محل فیلم‌های جدی و سطح بالاست و باید آثار در این جشنواره محک بخورند.
شایان ذکر است سلسله نشست‌های گفتمان فرهنگی انقلاب در  ادامه با حضور سینماگران و مدیران سینمایی به موضوع جشنواره فیلم فجر؛ فرصت‌ها و تهدیدها» خواهد پرداخت.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسعود جعفری جوزانی: شما سینما نمی‌خواهید مطرب‌خانه و بنگاه شادمانى می‌خواهید | عکس
» مسعود جعفری جوزانی: شما سینما نمی‌خواهید مطرب‌خانه و بنگاه شادمانى می‌خواهید
... دیدن متن »

بهرام بیضایی جایی در این سینما ندارد و مجبور است ناخواسته به آن‌ور دنیا برود
120 سال است که سینمای ملی ایران به عنوان صنعت به رسیمت شناخته نشده است
ما فیلم ساختیم تا افق تازه‌ای را نشان بدهیم و به جهان بگوییم ما اندیشه و فرهنگ داریم
علی دهباشی: مسعود جعفرى جوزانى نام خاطره‌انگیر و پرافتخاری در عرصه سینما است
 مسعود جعفری جوزانی در شب بزرگداشتش در «شبهای بخارا» گفت: 120 سال است که سینمای ملی ایران به عنوان صنعت به رسیمت شناخته نشده است. بهرام بیضایی جایی در این سینما ندارد و مجبور است ناخواسته به آن‌ور دنیا برود.
شب «مسعود جعفری جوزانی» تهیه‌کننده، فیلمنامه‌نویس و کارگردان سینما و تلویزیون ایران به همت مجله «بخارا» با سردبیری و اجرای علی دهباشی و با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی و همچنین با حضور تعدادی از کارگردانان سینما و شخصیت‌های برجسته فرهنگی و هنری ایران از جمله؛ جواد طوسی نویسنده و منتقد سینمایی، خسرو دهقان نویسنده و منتقد سینما، هارون یشایایی تهیه‌کننده باسابقه سینما، علیرضا رئیسیان کارگردان سینما، دکتر محمد هادی کریمی کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینما، على روئین‌تن کارگردان سینما، محمدرضا عرب کارگردان سینما، فتح‌الله جعفری جوزانی تهیه‌کننده و بازیگر، سحر جعفرى جوزانى بازیگر، دکتر مجید پازوکی تهیه‌کننده سینما و مولوی پژوه، ناهید تیموری تهیه‌کننده سینما، على رئیسى سرمایه‌گذار، سمیه نجومی بازیگر، مسعود صادقیان گرافیست و طراح صحنه، حسین غفوری صدابردار باسابقه سینما و تلویزیون، حسین دلیر کارگردان سینما و تلویزیون، سعید دلیری بازیگر، آرش نصیری روزنامه‌نگار و منتقد موسیقی و تعدادی از علاقمندان به هنر سینما در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار ‌شد.
شب مسعود جعفرى جوزانى 424 شب بخارا
در ابتدای این نشست، علی دهباشی سردبیر مجله «بخارا» و مجری این مراسم گفت: چهارصدوبیست و چهارمین شب از «شبهای بخارا» را آغاز می کنیم، خدمت استاد ارجمند جناب آقای مسعود جعفرى جوزانى و دیگر اساتید سخنران و علاقمندان و حضار گرامی خیرمقدم می‌گویم. ما پیش از این در «شبهای بخارا» شبهایی را به سینمای ایران اختصاص داده‌ایم از جمله؛ شب فراموش نشدنی تولد بهرام بیضایی، نصرت کریمی، مسعود کیمیایی و از هنرمندان سینمای ایران جشن هشتاد سالگی داوود رشیدی، جشن هشتاد سالگی امیرهوشنگ کاووسی، زنده‌یاد جمشید ارجمند، پرویز پرستویی و در عرصه سینمای جهان هم؛ شبهایی را برای آندره وایدا، وودی آلن، لوئیس بونوئل، کریشتف کیشلوفسکی، سرگئی پاراجانوف و ... اختصاص داده‌ایم.
مسعود جعفرى جوزانى نام خاطره‌انگیر و پرافتخاری در عرصه سینما است
وی همچنین گفت: نام گرامی مسعود جعفرى جوزانى برای همه ما متضمن خاطراتی است از یک دوره خاصی از تاریخ ایران که علاقمندان به سینما نوجوانی، جوانی و میانسانی خود را با آثار ماندگار ایشان سپری کرده‌اند و یک نام خاطره‌انگیر و پرافتخاری در عرصه سینما است.   
تلاش و پایمردی شگفت‌انگیز علی دهباشی در راه اعتلای فرهنگ ایران
مسعود جعفرى جوزانى با انرژی و پر از شوق، سخنانش را اینگونه آغاز کرد: قبل از هر چیز از جناب آقای علی دهباشی، به خاطر تلاش و پایمردی شگفت‌انگیز او در راه اعتلای فرهنگ ایران، سخنرانان و اهالی رسانه تشکر و قدردانی می‌کنم؛ از اینکه این بزرگان اهل فرهنگ، من را که همواره خود را کودکی پنج ساله می‌بینم که در میدانی وسیع با شوق می‌دود و از دیدن هر تلخ و شیرینی به شوق می‌آید؛ لایق برگزاری چنین شبی دیده‌اند؛ سپاسگزارم.  
شرمنده‌ام اگر می‌بینم در کشور زرخیزم سفره‌ها خالی است
وی در فراز دیگری از سخنان خود گفت: شرمنده‌ام اگر می‌بینم در کشور زرخیزم سفره‌ها خالی است؛ شرمنده‌ام که گرانی بیداد می‌کند و نوکیسه‌ها حتی کاغذ در اختیار اهل قلم و فرهنگ نمی‌گذارند. تا به نشر افکار پویا و رشد اندیشه جامعه خدمت کنند. از اینکه ناباورانه شاهدم که انسانهای خستگی ناپذیری مانند آقای علی دهباشی، آقای مسعود داوودی و دیگران با تحمل چه رنجی از سفره خانواده خود می‌زنند و چراغ فرهنگ این مرز و بوم را روشن نگه دارند؛ به خود می‌بالم. وقتی می‌بینم که چطور آقای دهباشی در چنین شرایط دشواری با دستهای خالی غیرت می‌کند و مجله ارزشمند بخارا را که در واقع کتابی است؛ به چاپ می‌رساند؛ احساس ناتوانی و کوچکی می‌کنم. و افسوس می‌خورم که چرا نمی‌توانم در این راه، قدمی بردارم. چرا نمی‌توانم در این شب تاریک من هم شمع کوچکی بیافروزم.       
ثبت قانونی اصناف سینمایی و هنری به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است
او در فرازى دیگر از سخنان خود افزود: اخیراً خانه سینما به دلایلی آشکار و پنهان، از اصناف سینمایی از جمله؛ کانون کارگردانان، طراحان صحنه و دیگران خواسته است که برای قانونی‌شدن، صنف خود را در وزارت کار به ثبت برسانند؛ پیشنهادی که همزمان شگف‌انگیز و سؤال برانگیز است. آیا واقعاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ثبت قانونی اصناف سینمایی آنقدر عاجز شده است که ما را به وزارت کار ارجاع می‌دهد؟ بدتر آنکه اصناف، تهدید شده‌اند که اگر به ثبت قانونی در وزرات کار اقدام نکنند از خانه سینما اخراج خواهند شد. اگر وزارت کار، قدرت انجام کارهایی وراى مسئولیت‌های بزرگ خود را دارد ، چرا از گرفتن حقوق عقب مانده کارگران عاجز است؟ چرا حق این زحمتکشان را از حلقوم کاسبکاران رانت‌خوار بیرون نمی‌کشد؟ چرا اجازه می‌دهد کارگرانی که به خاطر سفره‌های خالی و حقوق عقب مانده خود به خیابانها آمده‌اند ، تمشیت شوند ؟جالب است که این برادران ،برای یکبار هم که شده یکى از این نوکسیه‌های رانت‌خواری را که حق کارگران را بالا کشیده‌اند دستگیر نمی‌کنند، تا ما هم کمک کنیم و با هم بادشان بزنیم. وقتی هم که امثال من، دوستانه مخالفت می‌کنیم و می‌گوییم ثبت قانونی اصناف سینمایی و هنری به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و این کار، باید ریشه‌ای حل شود تهدیدمان می‌کنند.
تهدید اهل فرهنگ و هنر تلاش مذبوحانه‌ای بیش نیست
این تهیه‌کننده باسابقه سینما و تلویزیون تأکید کرد: من به شما می‌گویم تهدید اهل فرهنگ و هنر تلاش مذبوحانه‌ای بیش نیست؛ امثال من چیزی نداریم که از دست بدهیم، من لُرم، خون ایلاتی دارم، ایلامی‌ام من. گویا این نوکیسه‌ها فراموش کرده‌اند که اندیشه و فرهنگ را نمی‌شود کُشت. در کشوری که آذربایجان دارد، کُرد دارد، لُر دارد؛ عشایریم ما، هنوز هم ایلیاتی هستیم بر روی باد سواریم؛ خاکی نشدیم که بترسیم خانه‌مان را ویران کنید، آنها که روی باد سوارند از تهدید و شلتاق شما نوکیسه‌هاى تازه به دوران رسیده هراسی ندارند. مائیم و یک قلم؛ نگذارید فیلم بسازیم می‌نویسیم؛ این را که دیگر نمی‌توانید از ما بگیرید. ایرانی از طوفان گذشته است بیدی نیست که از این بادها بلرزد.
120 سال است که سینمای ملی ایران به عنوان صنعت به رسیمت شناخته نشده است
وی افزود: راه راست ساده است نشانی را غلط به اهل سینما ندهید. یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این عریض و طویلی نمی‌تواند اصناف فرهنگی و هنری را خودش به ثبت قانونی برساند؟ یا واقعاً نمی‌خواهد. چرا دولتها برای رأی گرفتن به ما رجوع می‌کنند اما هیچکدام تا به امروز نخواسته‌اند یا نتوانسته‌اند براى مجلس یک لایحه ساده بنویسند و صنعت سینمای ملی ایران را به عنوان صنعت به رسیمت بشناسند. در واقع 120 سال است که این اتفاق نیافتاده است. واقعیت این است که تا خانواده سینما تعریف قانونی نداشته باشد و به عنوان صنعت به رسمیت شناخته نشده باشد؛ مشکلش حل نخواهد شد و در بر روی همین پاشنه می‌چرخد، یعنى سازمان تأمین اجتماعى حداکثر می‌‌تواند ما را به عنوان کارگران ماهیگیر فصلی بیمه کند و ثبت شدن قانونی در وزارت کار هم دردی را از کسی دوا نمی‌کند. این کارى بیهوده، یک نشانی غلط و یک سرگرمی است که رانت‌خوارهای نوکیسه برای اهالی سینمایی درست کرده‌اند و بس.
می‌خواستیم به جهان بگوییم که ما صاحب اندیشه و فرهنگ هستیم
چهره ماندگار سینمای ایران در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: پیشتازان سینمای اندیشمند ایران در اولین سالهای پس از انقلاب بر آن بودند که طرحی نو دراندازند؛ با شور و شوق دور هم جمع مى‌شدیم و فیلم می‌ساختیم چون عشق و هدف داشتیم ،ما می‌خواستیم افق‌های تازه‌ای را نشان بدهیم. می‌خواستیم به جهان بگوییم که ما صاحب اندیشه و فرهنگ هستیم؛ می‌خواستیم نشان بدهیم که فرهنگ ما بالنده و پویا و تأثیرگذار است. می‌خواستیم به مردم دنیا بگوییم ما هم ملتی هستیم، اما دوستان رانت‌خوار، سینما را تبدیل به مطرب‌خانه کرده‌اند.
بهرام بیضایی جایی در این سینما ندارد و مجبور است ناخواسته به آن‌ور دنیا برود
وی همچنین گفت: امروز اکثر قریب به اتفاق سالن‌های سینمای کشور در دست یکی دو نفر رانت‌خوار اسیر است. این کارها نشان می‌دهد که شما سینما نمی‌خواهید مطرب‌خانه و بنگاه شادمانى می‌خواهید. ما یک جشنواره باارزش داشتیم آن را دو پاره بى‌ارزش کردید؛ اصناف ما را هم که دارید از بین می‌برید؛ شما شرکت‌های تولید فیلم هم نمی‌خواهید، پیداست که شما بنگاه شادمانى می‌خواهید. معلوم است که در این مطرب‌خانه، جایی برای اندیشه نیست؛ جایی برای فیلمسازانی مانند؛ خسرو معصومی، کیانوش عیاری، محسن امیریوسفی و دیگر عزیزان نیست. معلوم است که بهرام بیضایی جایی در این سینما ندارد و مجبور است ناخواسته به آن‌ور دنیا برود؛ چرا که اهل اندیشه می‌دانند اگر فیلمی بسازند رانت‌خوارها و انحصارگران سر گردنه، هرگز فیلم آنها را اکران نخواهند کرد.
تورج منصوری و علیرضا رئیسیان؛ جواهری در درونشان بود
کارگردان سریال فاخر «در چشم باد» در ادامه سخنانش با سپاس از آقای دهباشی گفت: ممنون برای شبی که به من اختصاص دادید؛ این کار آقای دهباشی واقعاً استثنایی است؛ این حرکت تاریخ‌ساز مردم ماست، مردم ما همین‌ها هستند، همین‌ها فرهنگ ما را نگه داشته‌اند و همین‌ها به ما معنی می‌دهند از دوستان عزیزم تورج منصوری و علیرضا رئیسیان که مرا مورد لطف خود قرار دادند و گفتند که موجب معرفی آنها به سینما شدم باید بگویم آنها جواهری در درونشان بود؛ من کاری نکردم، فقط وجود آن جواهر را در نهادشان به آنها یادآوری کردم، همین و همین. ما رفیق بودیم با هم کار می کردیم و به هم بال و پر می‌دادیم.
دلم نمی‌خواهد فیلم همکاران اندیشمندم نمایش داده نشود
مسعود جعفرى جوزانى در پایان سخنانش تأکید کرد: من عمر خود را کرده‌ام؛ بی‌خود امثال من را تهدید نکنید، از کسی هم ترسی ندارم. امروز هم از قصد، لباس نظامی دوران انقلاب خود را پوشیده‌ام، اگر شما راضی می‌شوید و خشنود، من در خانه‌ام می‌نشینم و می‌نویسم ولی دلم نمی‌خواهد فیلم همکاران اندیشمندم نمایش داده نشود.
پایبندی به مبانی اخلاقی
در بخش دیگری از این نشست، جواد طوسی نویسنده و منتقد سینمایی در مورد خصوصیات سینمای مسعود جعفرى جوزانى گفت: یکی از مهمترین ویژگی‌های مسعود جعفرى جوزانى که من کمتر در بین اهالی فرهنگ و هنر دیده‌ام؛ پایبندی به آن مبانی اخلاقی است، حتی در زندگی روزمره و شخصی خودش سعی می‌کند بدون تظاهر آن را رعایت بکند. و قدر مسلم، می‌تواند یک نقطه تعمیم‌‌پذیر برای آثار ایشان در حوزه سینما و تلویزیون باشد. که به عقیده من یک زمینه انطباق با آن مفهومی که در تریبون‌های مختلف به یک کلیشه تبدیل شده است. آن هویتمندی اینجایی و آن نگاه ملی که متأسفانه در این دور تسلسل تاریخ معاصر ما بیشتر در قالب حرف بوده است و شکل اولیه و اجرای درست خودش را پیدا نکرده است. 
نگاه هویتمند ملی در «شیر سنگی» و «در چشم باد»
وی همچنین گفت: «شیر سنگی» دومین فیلم بلند ایشان، نمونه والا و ماندگار در این نگاه هویتمند ملی است و در مجموعه تلویزیونی «در چشم باد» به یک طریق دیگری نمود پیدا کرده است و این یادآوری را با یک لحن و زبان تکلف این را نشان داده است.        
مسعود جعفرى جوزانى جزو نگاه متفکر در فیلمسازان نسل اول بعد از انقلاب است
طوسی در ادامه اظهار داشت: اگر نهضت موج نو را در اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه یک محمل و بستری برای شکل‌یابی سینمای متفات ایران بدانیم که بخش قابل توجهی از فیلمسازانش الزام و اصراری برای دیدگاه داشتن دارند و نگاه متفکری که بتواند آن دنیای مستقل را به درستی پوشش بدهد و یکبار معنایی تصویری ببخشد، فیلمسازهایی مثل؛ داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، سهراب شهیدثالث، امیر نادری، فریدون گله، جلال مقدم در بعضی از آثارش و در فیلمسازان نسل اول بعد از انقلاب، من فکر می‌کنم مسعود جعفرى جوزانى یکی از پیش قراولان این نگاه و سمت و سویه است. که دیدگاه داشتن و آن دغدغه‌مندی را به شکل‌های گوناگون سعی کرده است از طریق آثارش به نمایش بگذارد.     
تجارب تئوریک و آکادمیکی مسعود جعفرى جوزانى در سرزمینی دیگر
وی افزود: ویژگی دیگر مسعود جعفرى جوزانى جدای از آن تجارب تئوریک و آکادمیکی که در یک سرزمین دیگری کسب کرده، این است که این نگرش را با یک پرسه‌زنی درست اجتماعی درهم آمیخته است؛ که بخشی از آن به گذشته ایشان برمی‌گردد، شیوه زندگی در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی و آن پایگاه خانوادگی و ریشه‌هایی که یک منطقه خاصی را در سرزمین ما دربرمی‌گیرد که در سیر انتقالی و آن وابستگی به شناسنامه و ریشه‌های خانوادگی خود حفظ می‌کند و حتی در بعضی از آثارش ارجاعاتی به آنها دارد. فقط به این محدود و مقید نمی‌کند بلکه گذر می‌کند و یک پیشنهاد کنایه‌آمیز امروزی در بخشی از آثارش از جمله؛ «شیر سنگی»، «در مسیر تندباد»، «در چشم باد» و با یک زبان طنز و کمیک در «ایران برگر» دارد.    
روحیه استقامت، مواجه نسل‌ها، پرداختن به قدرت، استقلال
این منتقد سینمایی در ادامه سخنانش افزود: اگر یکسری از مؤلفه‌ها را در آثار آقای جوزانى ردیابی بکنیم، روحیه استقامت، مواجه نسل‌ها، پرداختن به قدرت، استقلال، تن ندادن به اجنبی در آن مفهوم و ذات کلی خودش، پایبندی به اصول و مقایسه یک روحیه کنش‌مندانه در کنار و دو قدمی یک نگاه محتاط و سازشکار که «شیر سنگی» یک مصداق عینی است. و استمرار این نگاه، تفکر و تقابل که به یک کشمکش و نقطه تراژیک منتهی می‌شود را در سیر تاریخی خودمان شاهد بوده و هستیم. و شاید ایشان سعی می‌کند به این شیوه روایت پردازی خاص خودشان از گذشته وام بگیرد و یک پیشنهاد امروزی داشته باشد. برای تکرارنشدن این رخدادهای تلخی که می‌تواند تلفات و صدمات تلخ خودش را به یک سرزمین و یک جامعه در حال گذار تبدیل بکند.  
دغدغه‌مندی جوزانی به گستره تاریخ یک اهمیت مستقلی دارد
وی همچنین گفت: آقای جوزانى سعی می‌کند با زبان و ذات سینما یک نگاه هنرمندانه داشته باشد؛ این ادای دین به ژانر وسترن یکی از مهمترین و جذابترین گونه‌های سینمایی همواره داشته است که در فیلم‌های «شیر سنگی» و «در مسیر تندباد» و همچنین سریال «در چشم باد» در آن زیبابی شناسی تصویری و آن وجوه نمادین به وضوح می‌بینیم. از یک منظر دیگر، این دغدغه‌مندی آقای جوزانی به گستره تاریخ یک اهمیت مستقلی دارد. دیالکتیک تاریخی از زاویه نگاه آقای جوزانی با یک درک درست از انسان، ریشه‌ها، فرهنگ و آداب و سنن و روایت پردازی شکل اجرایی خودش را پیدا می‌کند؛ که فیلم «شیر سنگی» نمونه خوبی از این دست است.  
جوزانى به نقطه تثبیت شده انکارناپذیر در متن فرهنگ و هنر این سرزمین رسیده ‌است
جواد طوسی در پایان سخنانش تأکید کرد: علی‌رغم رسیدن آقای جوزانى به یک نقطه تثبیت شده انکارناپذیر در متن فرهنگ و هنر این سرزمین که در دوران میانسالی خودشان به آن رسیده‌اند؛ ولی آیا یک خوش‌آمد درست از طرف سیاستگذاران فرهنگی در مورد این هنرمند صورت گرفته است؟ انرژی که در صرف این سالهای اخیر در جهت آن حقانیت واقعی و رسیدن به سرانجام بعضی از پروژه‌های به سرانجام نرسیده مثل «کوروش» و «پوریای ولی» می‌تواند بخشی از این واقعیت تلخ باشد و انگار گوش شنوایی هم برای آن نیست. توانایی‌های زیادی از آقای جوزانی سراغ دارم، امیدوارم که به زودی این آثار ماندگار را کارگردانی کنند.    
در آثار مسعود جعفری جوزانی طبیعت وجود دارد
در بخش دیگری از شب مسعود جعفری جوزانی، تورج منصوری مدیرفیلمبرداری تعدادی از آثار این کارگردان باسابقه ایران گفت: در آثار مسعود جعفری جوزانی طبیعت وجود دارد، که متأثر از نگاه وسترنی و تأثیرگرفته از سینمای کلاسیک دنیا و آمریکاست ولی با مهندسی ویژه خودش که از آن اوست، چون خودش بخشی از آن طبیعت است و خیلی طبیعی دنیا را می‌بیند. به نظرم در کارهایش یک رئالیسم جادویی جریان دارد. به سادگی به تماشاگر نشان می‌دهد و یادآوری می‌کند که چقدر قشنگ، می‌توانیم خودمان باشیم     
مسعود جعفری جوزانی یک مصلح اجتماعی است
این مدیرفیلمبرداری باسابقه سینمای ایران در ادامه افزود: مسعود جعفری جوزانی یک مصلح اجتماعی است و آدمی است صلاح اجتماع را می‌خواهد ولی واقعاً از طریق سادگی؛ یعنی یادآوری می‌کند ما هر چقدر پیچیده‌تر می‌شویم خودمان را در باتلاق و منجلابی فرو می‌بریم که نمی‌توانیم از آن خلاص شویم. هم با تجربه فردی و هم با دانش آکادمیک با ما حرف می‌زند. یک ویژگی که ایشان دارد؛ یک پایه حرفهایش تجربه شخصی و بخش دیگر آن، علم و آگاهی که دارد. من نمی دانم کی در این سالها فرصت کرده است که اینقدر بخواند؟ و نمی‌دانم کی فرصت می‌کند که اینقدر بنویسد؟       
وقت آن شده که مسعود شروع به یک کار بزرگ بکند
مدیرفیلمبرداری فیلم‌های سینمایی «جاده‌های سرد»، «در مسیر تندباد»، «دل و دشنه» و «ایران برگر» در پایان سخنانش تأکید کرد: مسعود جعفری جوزانی به شکل معجزه آسایی باهوش است و امیدوارم که شرایطی ایجاد شود که بتواند کار کند و فضای کار برایش فراهم شود و پروژه‌های اخیرش را کارگردانی کند. مشتاقم که کارهای جدید ایشان را به زودی مشاهده کنم. و وقت آن شده است که مسعود شروع به یک کار بزرگ بکند.   
بایستی قدر آدمهای چند وجهی همچون استاد مسعود جعفری جوزانی را بدانیم
در ادامه این مراسم علیرضا رئیسیان در مورد مسعود جعفری جوزانی گفت: آقای جوزانی که به ایران برگشت، دانش سینمایی داشت و بینشی که در سینما داشت؛ منتهی به آگاهی ایشان می‌شد و این بینش در اثری که خلق می‌شود به میزان درک، شعور و آگاهی که از کارگردان دریافت می‌کند به مخاطب منتقل می‌شود و اینها اتفاقی نیست که مجموعه‌ای از چیزها در یک دوره زمانی در یک نفر جمع شود. جامعه‌ای می‌تواند به آینده خودش امیدوار باشد که قدر آدمهای چند وجهی همچون استاد مسعود جعفری جوزانی را بداند که تأثیرشان روی سرزمینشان اینقدر وسیع است.      
سینمای ملی در آثار استاد مسعود جعفری جوزانی از روح جمعی ملت برمی‌خیزد
وی افزود: وقتی که ما از سینمای ملی صحبت می‌کنیم، هنوز نمی‌دانیم که سینمای ملی چیست؛ شاید بهترین تعابیر این نمونه بشود در فیلم‌های استاد مسعود جعفری جوزانی پیدا کرد. سینمایی که از روح جمعی ملت برمی‌خیزد، در عین حال که نوعی از سلحشوری در آن وجود دارد، عاطفه کاملا تاریخی هم با آن پیوند خورده است و رسم مردانگی را بجا می‌آورد و بیگانه ستیز است، به فرهنگ گذشته و غنی خود آگاه است و فقط از آن حرف نمی‌زند؛ بلکه به بهترین شیوه اجرا شده است. |
«شیر سنگی»، «در مسیر تندباد» و «در چشم باد» نمونه عالی سینمای ملی
این کارگردان سینما در ادامه اظهار داشت: اگر از سینمای ملی صحبت کنیم و اینکه خصوصیات و ویژگی‌های یک ملت در تبلور پیدا بکند چه نمونه‌ای عالی‌تر از «شیر سنگی» و «در مسیر تندباد» را مثال زد. همچنین سریال ماندگار «در چشم باد» تنها سریال تاریخ معاصر طولانی است که از زمان میرزا کوچک خان تا اواسط جنگ را در برمی‌گیرد. در این اثر هم رابطه عاطفی، هم بک‌راند حوادث تاریخی سیاسی، هم شخصیت پردازی، هم دیگر حوادثی که این مملکت از سر گذرانده است و هم روحیه سخت مقاومت و هم درس بزرگ، که شجاعت، بخشی از این سرزمین است و همین روحیه شجاعت و پایداری و صبر بوده است که از مراحل سخت عبور کند.   
روح ملی سرزمین ایران در یک پروسه تاریخی وسیع در آثار استاد جوزانی بازتاب ‌دارد
وی همچنین گفت: هر چقدر در جزئیات آثار استاد مسعود جعفری جوزانی دقیق بشویم؛ نکات بیشتری خود را به آدم نشان می‌دهد و مهمترین فاکتور آن، بیان سینمایی ایشان است. که مفاهیمی را بازتاب می‌دهد که برآمده از روح ملی سرزمین ایران در یک پروسه تاریخی وسیع است که طوری آن را بازتاب می‌دهد که در خاطر مردم می‌ماند. که برای نمونه در دیالوگهای «در چشم باد» است که بسیار درخشان است و برای یک سریال تاریخی لازم است. اجرای فوق العاده، بازیهای عالی، صحنه‌های اکشن و حماسی دوره جنگ و  همچنین در دوران جنگ، میزانس و اجرای استاد جوزانی متفاوت است.       
آیندگان به‌خوبی از استاد مسعود جعفری جوزانی یاد خواهند کرد
رئیسیان در پایان سخنانش تأکید کرد: استاد مسعود جعفری جوزانی جزو آن دسته از شخصیتهای سینمای ایران است که آیندگان به‌خوبی و به نیکی از ایشان یاد خواهند کرد. اگر شاگردی ایشان را نمی‌کردم شاید اینگونه وارد سینما نمی‌شدم و شاید اینقدر سختگیر راجع به خودم نبودم.   
پدرم اهمیت ادبیات را به ما یادآوری می‌کرد
در بخش دیگری از این برنامه، سحر جعفرى جوزانى گفت: از دوران کودکی هر آنچه به یاد دارم پدرم همیشه تحقیق می‌کرد، کتاب می‌خواند و می‌نوشت؛ و همیشه برای فرزندانش که من هم یکی از آنها هستم داستان تعریف می‌کرد و اهمیت ادبیات را به ما یادآوری می‌کرد. به ما یاد می‌داد که چه کسی هستیم، کجا ایستاده‌ایم و از کجا آمده‌ایم. 
من از کودکی از پدرم آموختم که خوب بخوانم و خوب ببینم
وی افزود: وقتی چیزی را به تصویر می‌کشیم به آن عظمت و شکوه می‌‌دهیم و دیگران بهتر آن را می‌فهمند. ما می‌بینیم، وقتی می‌بینیم بهتر درک می‌کنیم، وقتی کاری درست ساخته می‌شود بهتر درک می‌شود. جلو هنر را نمی‌شود گرفت؛ شاید بشود برای مدتی این کار را کرد، ولی نه برای همیشه؛ هنر ماندگار است. من از کودکی از پدرم آموختم که خوب بخوانم، خوب ببینم؛ چون همه ما نگاه می کنیم ولی همه ما نمی‌بینیم. اینکه فیلمهای خوب ساخته شود خیلی مهم است. اگر ما بدانیم خواجه نصیر طوسی که بوده و چه کارها کرده است و ر افیلمی از آن بسازیم فرزندان این ممکلت به خوبی آن را درک خواهند کردو دنیای دیگری جلو چشمانمان باز خواهد بود. 
به ایران و کوه دماوند افتخار می‌کنم
این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه اظهار داشت: پدرم به خوبی جزئیات دوران کودکی و نوجوانی خودش را با دقت به یاد دارد، کسی که با دقت می‌بیند فیلمساز خوبی خواهد شد. کسی که کشورش برایش مهم است. من درست است که در آمریکا به دنیا آمده‌ام ولی به ایران افتخار می‌کنم، به کوه دماوند افتخار می‌کنم. متأسفانه در این کشور افرادی هستند که جلوی کارهای بزرگ را می‌گیرند؛ شما فقط جلوی پای هنرمندان بزرگ نمی‌اندازید بلکه سنگ جلوی پای خودتان می‌اندازید و نمی‌فهمید.  
هنر را نمی‌شود کشت
نویسنده و بازیگر فیلم سینمایی «پشت دیوار سکوت» در پایان سخنانش تأکید کرد: به همین دلیل این فیلم‌ها ساخته نمی‌شود و خیلی از چیزهایی که در کشور خودتان است دیده نمی‌شوند؛ کارهای سطحی و بی‌مفهوم ساخته می‌شود. یکسری روشنفکرنمایی‌ها به تصویر کشیده می‌شود که در واقع تصویر هم نیست.  هنر را نمی‌شود کشت، هنر خودش بیرون می‌آید و خود را هویدا خواهد کرد.
 اکران فیلم مستند «عمو جان»
در پایان مراسم شب مسعود جعفری جوزانی، فیلم مستند «عمو جان» به کارگردانی مهدی امامی به نمایش درآمد. 

 

نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بریم سراغ یه اجرای ناب از یه آهنگ بی نظیر
هرچند هنوز قویترین و بهترین اجرا واسه " جان لنون" فقیده
اما این اجرای راجر واترز افسانه ای زندگی ما, با اون سولوی دلچسب وسط آهنگ, روحمون رو تازه کرد
کنار آبهای مواج خلیج فارس
تو چشم انداز اسکله هایی که کنارشون کشتی های عظیم ایستاده ان
و اون قشم زیبا... که میشه از اینجا جنگلهای جادویی حرا رو توش دید
و اون ریشه های سرزده از خاکی که وقتی پات رو میذاری کنارشون صدای نفس کشیدنش به گوشت آشناست
حالا همه اینها رو بزارید از زاویه نگاه آدمی که هدفون توی گوششه و باد دریا داره تمام سلولهای تنش رو نوازش می کنه
و راجر واترز از صلح و شعر و رویا براش می خونه
آدم آنارشیستی که تنها در خلال همچین آهنگی می تونه طرفدار آرامش باشه رفقا

https://safeurl.net/l/7LE

علی عبداللهی، جهان و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محب اهری سال‌ها عاشقانه در صحنه زیست | عکس
تسلیت معاون هنری برای درگذشت حسین محب اهری
» محب اهری سال‌ها عاشقانه در صحنه زیست
... دیدن متن »

معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درگذشت حسین محب اهری، بازیگر تئاتر و سینما را تسلیت گفت.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید مجتبی حسینی در پیام تسلیتی برای درگذشت محب اهری نوشته است:
«حسین محب اهری برای زیباتر شدن زندگی با شور و شوق کوشید، سال ها عاشقانه و امیدوارانه در صحنه زیست، افسوس که اکنون جای او خالی است با خاطرات فراوانی که در دل و یاد ما باقی گذاشت.»
حسینی در ادامه این پیام نوشته است: «مصیبت این هنرمند عزیز را تسلیت می گویم و از درگاه خداوند متعال برترین درجات را برای او مسئلت دارم.»

پرند محمدی و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
Captain و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای اولین بار تو شاید ۱۰ ۱۲ سال اخیر، وضعیت اقتصادی، اجتماعی خودم و ایران... ناامیدی از روند سینما ی کشورم و البته هزینه های بالا و دوری ۱۵۰۰ کیلومتری بندر تا تهران باعث شد امسال جشنواره فیلم فجر رو غایب باشم تو سینماها...
البته بی خاصیت شدن فیلمها، خودسانسوری ژرف، اکران کاملشون در روزهای بعد از جشنواره هم در این تصمیم بی تاثیر نبوده واقعیت....
اما به شدت پیگیر نظر رفقا هستم...نظرات خوب و چالشی ای که اینجا نوشته میشه
علی عبداللهی، سید حامد حسینیان، زهره مقدم و حمیدرضا مرادی این را خواندند
جهان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه حمایتی
چه تبلیغی
چه پشتوانه مالی‌ای
به نظرم اینجا اسم سرمایه‌گذارای کار رو بنویسید بهتره..همه تا حدی هم می‌فهمن با چه کاری طرفن

آقای عباسی‌زاده عزیز (که واقعا نمی‌دونم چرا نوشتن شما تهیه‌کننده کار هستید، اینش که سؤاله واقعا)، چون سریال ترسناکه که نباید هرررررر المانی از فیلم و سریال ترسناک می‌شناسید بردارید بی‌مقدمه همه رو تو قسمت اول کار بیارید که همه ترغیب شن مثلا..مثلا تصویر بسته چاقوی آشپزخونه بدون هر گونه اقتضای متن واقعا احساس می‌کنید کار درست و منطقی‌ایه؟؟
بازی‌ها چرا انقد بد و مصنوعی‌ان؟؟ وجود نقش مردی که قیافه‌اش بیشتر شبیه حضرت یوسف ه تا کاراکتری با یه گذشته مبهم، به نظرتون ایده خوبیه؟؟
تنها سکانس خوب کار، سکانس داخل خونه دکتر، توی اتاق دخترش بود..
به طرف، آخرِ قسمت اول زنگ زدن، دوربین به طرز کاملا تابلویی صفحه گوشی ... دیدن ادامه » رو می‌گیره که روشنه و روی صفحه اصلی ه و تماسی هم برقرار نیست!! این حجم از بی‌دقتی عجیبه!
قسمت اول که اصلا نه کیفیت و نه جهت متنی مناسبی داشت با این همه هزینه که مشخصه شده براش..حیف پولی که نمی‌ره سمت یه سری جوونِ بادغدغه با ایده‌های خوب :(
آقای روزبهانی رو اومدید با این همه سابقه و مهارت استفاده کردید ولی چه فایده وقتی بقیه جاها لنگ می‌زنه؟؟ جلوه‌های ویژه به تنهایی راهگشاست؟؟

بی‌زحمت اسم آهنگساز کار رو هم اضافه کنید، آقای آریا عظیمی‌نژاد، که واقعا کارشون عالی بود و از معدود نقاطِ قوتِ کار بود.
آیدا طاهرزاده، جهان، *مریم* و حمیدرضا مرادی این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
محدودیت، خلاقیت به ارمغان نیاورده پس اینجا؟ درسته؟
فروش و فکرِ فروش بیشتر؟
دیروز
محدودیتی در کار نیس دوست عزیز، اقلا از دید بنده
هرچی خواستن بوده و خرج کردن و فقط سعی کردن جلوه داشته باشه
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تسلیت انجمن تئاترانقلاب و دفاع مقدس به مناسبت در گذشت حسین محب اهری | عکس
» تسلیت انجمن تئاترانقلاب و دفاع مقدس به مناسبت در گذشت حسین محب اهری
... دیدن متن »

انجمن تئاترانقلاب و دفاع مقدس در گذشت هنرمند پیشکسوت و فرهیخته "مرحوم حسین محب اهری" را محضر جامعه شریف تئاتر کشور و نیز خانواده محترم آن مرحوم تسلیت عرض می‌نماید و از درگاه حضرت حق، برای آن فقید سعید علو درجات و غفران الهی را مسئلت می‌نماید.

آیدا طاهرزاده و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Milad T
درباره فیلم گلدن تایم i
چه اسم مناسبی برای این فیلم انتخاب شده بود . 12 موقعیت که می تونه مهم ترین لحظه زندگی هر انسانی باشه. بسیار خلاقانه ، بسیار همه چی سر جاش و درست انتخاب شده بود . اغلب بازیگران فیلم از بازیگران خوب تیاتر هستن. نقطه مشترک تمامی فیلم ها وسیله نقلیه هستش. 12 اپیزود که با اسامی ماه های سال معرفی می شن و حس من با ادامه روند ماه ها و رسیدن به ماه های سرد این بود که داستان ها رو به سردی و سکوت میرن. دستمریزاد به پوریا کاکاوند..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هنر چیزی نیست جز یک مُشت نظر شخصی!
و هنرمند هم کسی نیست جز یک نظرشخصی-پرداز!

آه تیوالی ها! جبهه نگیرید! این فقط یک فرضیه است!

پس چرا فکر میکنیم که باید نظرهایمان عیناً شبیه هم باشد!؟

خاطرم هست علی حاتمی! نه! استاد علی حاتمی! فیلم هایش ایرانی تر از فرش های ایرانی شده بود! از تکنیک های خارجی که به نام شخص سند خورده بودند به گونه ای استفاده میکرد که گویا خودش آنها را ابداء کرده است! با اینهمه وقتی از او پرسیدند بهترین فیلمی که دیده ای چه بود بدون مکث گفت: ترمیناتور 2
این همه تفاوت از فیلم های او تا فیلم مورد علاقه اش از کجا ناشی میشد!؟

از آنجایی که هنردوست وقتی میفهمد که الزاما همه نباید شبیه هم فکر کنند و مهم آن است که نظرشان را به بهترین شکل بیان کرده و تبدیل به هنر کنند؛ آنجاست که آرام پوسته اش را میشکافد و پروانه ای میشود به نام هنرمند!

میان هنردوست ... دیدن ادامه » بودن و هنرمند شدن فقط پوسته ای به اندازه ی یک نظرشخصی فاصله است!
حالا چرا تو بخش قرار سینمایی ؟!
دیروز
آقای غیوری
چون بخش نظرشخصی وجود نداشت! البته اگر در بخش قرار تئاتر هم مینوشتم باز شما میفرمودی: حالا چرا تو بخش قرار تئاتری ؟! یا هر بخش دیگری هم می نوشتم به هر حال میفرمودی: حالا چرا اینجا..............!؟
درست میگم نه!؟
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم کلهری
درباره فیلم رُما i
درود فیلم بدون سانسور پخش میشه؟!
محمدرضا مدیری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دغدغه مند و مزخرف :)))
1 از 10
نیلوفر ثانی، عباس الهی و سید حامد حسینیان این را خواندند
رضا غیوری و جهان این را دوست دارند
اوه اوه عصبانیتون کردند. چرا به فکر تماشاچی نیستند
دیروز
خیلی بد بود رویا خانم ، خیلی بددددددددد :((( :))))
دیروز
نگید جناب جعفریان الان آقای عبدالهی میاد میگه به به چه کاری دیدم چه نمایش بی نظیری بود:)))))
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینمای طنز در ایران یک تراژدی است. فیلم نامه ضیعف و بی محتوا با کارگردانی در خوره فیلم نامه. خوب است که جلوه های ویژه در سطحی بالاتر ارایه می شود اما کاش در خدمت کارگردان و متنی حداقال معمولی بود.
سو استفاده از سلیقه نازل شده تماشاگر و نازل تر کردن آن کمال وقاحت است. رامبد جوان و محمد شایسته از این بایت وقیح هستند.

جامعه کنونی بیشتر از قبل نیاز به خنده دارد.
کاش روزی کار طنز ولو فقط در خنداندن جدی تر گرفته شود.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
من فیلم رو ندیدم هنوز. ولی فکر کنم موافقم
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ روز پیش، سه‌شنبه
محمد عسگری و آیدا طاهرزاده این را دوست دارند
قضیه رونمایی از فیلم، رونمایی از پوستر، رونمایی از فلان، دقیقا چه محلی از اعراب داره؟
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
■■مجموعه گفت‌و‌گو‌هایی پیرامون هشتاد سالگی تولد «بهرام بیضایی»
■این برنامه: دیباچه‌ای کوچک در همراهی با «امیر‌حسین سیادت»

■ در کانال ابدیت و یک روز پادکست شماره هشتاد و نه را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/541

■ ناملیک :
http://namlik.me/article/4010

■پنجم دی ماه سال ۱۳۹۷، «بهرام بیضایی» نمایشنامه‌نویس و کارگردان تاتر، سینماگر، ادیب و پژوهش‌گر نامی و فرزانه ایران سالروز هشتاد سالگی‌اش را جشن خواهد گرفت. به همین مناسبت و پاس بیش از شش دهه تلاش‌ها و تجربه‌ها و پژوهش‌های او و خلق آثار نوشتاری و نمایشی و ساخت و اجرای فیلم‌ها و نمایشنامه‌هایی ژرف و جاودان و افزودن و سرشار نمودن ادب و هنر و فرهنگ معاصر ایران، در مجموعه پادکست‌هایی ویژه شامل گفت‌وگو‌هایی با همکاران و صاحب‌نظران و دوستان او در حد خودمان در «ابدیت و یک روز» به بزرگداشت او کوشیده‌ایم.

لازم به ذکر است که به دلیل کثرت مهمان‌‌ها و تنوع سابقه و سن ایشان ساده‌ترین راه را برای ترتیب پخش گفت‌وگو‌ها در نظر گرفتیم و شما از هفته آینده صحبت‌های این بزرگواران را به ترتیب حروف الفبای ابتدای نام خانوادگی ایشان خواهید شنید.

اما پیش از شنیدن آن گفت‌وگو‌‌ها، در برنامه این نوبت در گفت‌وگویی مقدماتی و کمی خودمانی با «امیرحسین سیادت»، منتقد و نویسنده و دوست عزیزی که دلبسته و پی‌گیر کلیه آثار بهرام بیضایی بوده، تلاش کرده‌ایم تا با مرور و اشاره به چند نکته در دنیای آثار این هنرمند فرهیخته به چرایی ساخت این مجموعه پادکست‌ها نیز بپردازیم.

... دیدن ادامه » ■تدوین پادکست : محمد شکیبا

■قطعات موسیقی‌ به کار رفته در این پادکست:
‏۱. «رقص گدایی» از ساخته‌های گروه «کلزماتیکس» و برگرفته شده از آلبوم ‏موسیقی «جن‌زده‌‏»‏
۲. بخش‌هایی از گفت‌وگوهای فیلم «مرگ یزدگرد» با اجرای «سوسن تسلیمی»، «مهدی هاشمی»، «یاسمن آرامی»، «امین تارخ»، «محمود بهروزیان»، «کریم اکبری‌مبارکه»
۳. بخش‌هایی از موسیقی متن فیلم «مرگ یزدگرد» ساخته «بابک بیات»
۴. بخش‌هایی از موسیقی متن فیلم «رگبار» ساخته «شیدا قرچه‌داغی»
۵. بخش‌هایی از موسیقی متن فیلم «مسافران» ساخته «بابک بیات»


■ عبارت "abadiatvayekrooz" را در اینستاگرام جستجو کرده و به ما بپیوندید.
.
.
.

■ مجموعه پادکست‌هایی درباره هنر سینما (حامد صرافی‌زاده)
https://telegram.me/EternityAndADay

■ پادکست ها در سایت ناملیک :
https://bit.ly/2sfUjTz
.
.
.
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فیلم چند پاره که آدم میمونه که بگه ضعیفه یا قوی
تکنیکالی، فیلم حرکتی رو به جلو برای آقای معادی ست اما از نظر فیلمنامه مایوس کننده ست.
صحنه های بدون دیالوگ و تنها قابهای خیلی خوب آقای کلاری همراه با موسیقی بسیار خوب ، از نقاط درخشان کار است.
فیلم پر است از المان های معنادار و زیبا ، معناهایی که شاید نویسنده الکن بوده از گفتن آنها در قالب متن.
لوکیشن مدرسه ، علیرغم اینکه حاوی بسیاری از المان های ذکر شده است ولی بطور کل زیادی ، لوس ، بی ربط و تا حدود زیادی نادرست است. نادرست از این جهت که فضای ترسیم شده در آن ، فضای سال 60 یا حد اکثر 61 است در حالی که اتفاقات در سال 67 در حال وقوع است. دوستانی که آن سالها را زیسته و تحصیل کرده اند بخوبی میدانند علیرغم اینکه همیشه بطور کلی از واژه دهه 60 استفاده میکنیم ولی بین سال 60 و 67 تفاوتها بسیار بوده است.
به جز بازی پسر بچه که در اکت چهره و فیزیک و صدا غافلگیر کننده است سایر بازی ها چیز خاصی نیستند . تا جایی که من مخاطب با اکت خانم حاتمی در صحنه انفجار به این نتیجه رسیدم که ظن آقای معادی کاملا درست بوده است.
در تمام دقایق ، فیلم نتوانست مرا در آن سالها قرار دهد بلکه همواره این حس را به من داد که از سال 95 دارم به سال 67 نگاه میکنم .
فیلم در لحظات و المانها و دیالوگ هایی از ابتدا تا انتها اشاره به امید به آینده و نسل جدید داشت که از تک تک اونا لذت بردم و مدام مرا یاد جملات پایانی دامون در فیلم "جایی دیگر" آقای کرمپور انداخت که گشتم پیداش کردم.

"نسلی میاد
نسلی که گوشش از داستانای ما پره
اون میخواد حقیقت رو بدونه
مستند دقیق بی پرده پوشی
تا اون یه جای دیگه رو همینجا بسازه
ما مجبوریم که امیدوار باشیم
نسلی ... دیدن ادامه » میاد که آرمانش رو عملی میکنه
من مطمئنم
یه روز میاد که همه این دیوارا میریزه و هیچ کس راهشو گم نمیکنه
اون روز چه روزیه
اون روز روزیه که هممون بفهمیم هیچ چیز ارزش گرفتن جون یه انسان رو نداره"
و اینکه واقعا توی تهران و کوچه‌هاش صدای ضدهوایی و رگبار شنیده میشد اون سالها؟!
۲ روز پیش، سه‌شنبه
خانم عظیمی
من اون سال در تهران نبودم ولی تا جایی که یادمه در مقطع پایان جنگ افزایش تعداد حملات هوایی به تهران را داشته ایم.
ولی منظورم از تغییر شرایط ، تغییر شرایط کلی اجتماع و جو مدارس بود.
مثلا سال 60 اگه آستین کوتاه تن من بود با خشونت از آرنج به پایین ... دیدن ادامه » با برس رنگ آمیزی میشد ( تجربه شخصی ) ولی سال 66 ، 67 خیابونها پر از پانکی بود. یا سالهای حدود 57 تا 61 جو مدارس همینی بود که در فیلم هست و شاید هم جدی تر ، اما سال 66 به عنوان مثال ما با یکی از دبیران که مداح معروف و رییس ستاد دعای استان بودن بر سر توقف یا ادامه جنگ به راحتی بحث های مفصل میکردیم. یا مثالهایی از این دست. البته خوب قضاوت من بر اساس دید و تجربه های شخصی خودمه.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
بله آقای جهان
این فیلم برای هر بیننده، یک یا چند اِلمان داره که با واقعیت خاطرات اون فرد جور در نمی‌یاد
ممنونم
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باحال بودن کافی نیست...

قانون مورفی بیشتر شبیه به یک ویدئو کلیپ حجیم است همان نوع کلیپهایی با قصه ای سرهم بندی شده که عناصر بصری حکم پلاستیک اثر را دارند جذابند و پرزرق وبرق با انواع بازی های تصویری و مونتاژی که ته اش با یک جمله باحال بود کنارش میگذاری اما وقتی توقعت دیدن یک اثر سینمایی باشد جمله ات میتواند حالا که چی؟ باشد علت هم این است که بازیگوشی های از این دست باید به خورد و ذات اثر سینمایی برود باید خود پلات قصه و مسیر روایی به اندازه همان جنگولک بازی های فنی، خلاقانه و غیرکلیشه ای و غیر معمول باشد. باید شخصیتهایت تنها در یک دو ویژگی که پس و پیش اش چندان معلوم نیست و فقط قرار است کنش لحظه ای ایجاد کنند خلاصه نشوند. در این صورت دنیای مستقل اثر شکل نمی گیرد و در نتیجه یک دستی در اجرا وجود ندارد عمده سکانسهای ساکن و غیر اکشن ضعیف برگزار شده اند ... دیدن ادامه » چون ضعف اساسی فیلمنامه و دیالوگ نویسیها در این صحنه ها به چشم می آید. حتی بعضی سکانسهای اکشن فیلم همچون تعقیب دختر قرمزپوش زیادی تحمیلی و خودنمایانه به نظر میرسد. فانتزی ذهنی کاراکترها به جای انکه رگه ای مهم از فیلم باشد بیشتر در حکم پاساژی برای خل بازیهایی چون رقصیدن و اصوات ناهنجار در آوردن و ادا و اصولهای بسیار بد رامبد جوان خلاصه شده اند و به خصوص در نقاط عطف داستان مثل مواجهه با گروگان گیر نوعی آشفتگی هم در فضا ایجاد شده است منطق دورنی اثر هم شکل نگرفته و مثلا مشخص نیست چرا منوچهر به جای دختر بهمن، دختر قرمزپوش را با خود میبرد؟
دو فیلم اخیر رامبدجوان (نگار و قانون مورفی) حاصل کنجکاوی های او نسبت به ظرفیتهای بصری و فنی سینماست اما ساختار داستانی و روایی، گره ها و گره گشایی های هر دو فیلم در سطحی نیست که این بازیگوشی های تصویری در خود اثر حل شود و فیک و تحمیلی به نظر نرسند.

یک سریال درجه دو داشتم میدیدم. از اون B-Movie های معرکه. که درسته درجه دو محسوب میشن اما توش نکات و شمه و لحظاتی داره که مغزت رو منفجر می کنه. درباره مبارزه یک ابرهوش مصنوعی خوب و بااخلاق با یه ابرهوش بسیار قویتر, خشن تر, وحشی تر و بدون حد و مرزی برای نیل به پیروزی.
یه جایی تو قسمت آخر فصل ماقبل آخر, اونجایی که دیگه ابرهوش مثبت و کاردرست ما تمام عرصه ها رو از دست داده, قویتره پا رو روی گلوش گذاشته, جاش رو پیدا کرده و انگار مبارزه آخر باشه و قدم به قدم داره به نابودی نزدیکتر میشه, وسط جنگ و خونریزی بین عوامل انسانی ماجرا یکی از آدم بدا یه بمب دستی کوچیک صوتی رو پرت میکنه جایی که پناه گرفتن آدم خوبای قصه ما, صدای سوت همه جا رو ور میداره, همه جا رو...
یه موزیک شروع میشه
کلمه پدر روی مونیتور نقش می بنده و راجر واترز افسانه میگه:
Welcome my son, Welcome to machine
موهای تنم سیخ ... دیدن ادامه » شد. چه انتخاب معرکه ای. چی میتونست وسط این فضای سنگین در آستانه شکست, زیربار گلوله و تیر و خون و انتقام و مرگ اینجوری حال آدم رو بیاره سرجاش؟ چیزی جز یکی از معرکه ترین و نابودکننده ترین آهنگهای ساخته شده توسط انسان در جهان هستی؟؟
گفت: پدر.........
ازت معذرت می خوام.... شرمنده ات شدم
- ولی... ما که هنوز شکست نخوردیم
گفت: راه پیروزی رو بلد نبودم..
باید قوانین تازه ای ابداع می کردم.
با خالقش حرف میزد. خالقی که در تمام مدت سعی کرد یادمون بده که چی رو باید حفظ کرد و چی رو از دست داد. تنها کاری که تونستن انجام بده برای نجات ابرهوش مصنوعی زخمی و در آستانه فروپاشی این بود که بخش مهمی از اون رو, اونچه بهش چیزی شبیه DNA می گفتن تو یه حافظه دست ساز ذخیره کنن, تا چی بشه؟ نمیدونستن, اصلا نجاتی در کار بود؟نمی دونستن, تنها کاری بود که باید انجام میدادن و ...می شد که انجام بدن.
تو نمای آخر فیلم وقتی به قول خودشون یک و نیم خشاب دارن و یه کارت مترو و رفیقشون (اون ابرهوش خوب) یا مرده یا با باتری قلمی زندس, تو یه نمای اسلوموشن شروع میکنن به تیراندازی تا راهی باز بشه برای فرار. انگار آخرین امید بشریت به وجود داشتن کمی مهربانی و اخلاق. خالق , کیف رو , همون ته مونده باقی مونده از هوش رو توی دستش گرفته و در تمام مدت آهنگ Welcome to Machine داره توی اون فضای تیره و تار و سیاه پخش میشه و من با چشمان بسته در مرور دوباره اون 10 دقیقه پایانی , خودم رو در کلمات و جادوی موسیقی راجر واترز غرق می کنم رفقا.... واقعا در اون رویا غرق میشم..بی اغراق...

این ما و این دنیای منحصر بفردی که این مغز خستگی ناپذیر برامون طراحی کرده:
https://safeurl.net/l/BQN
زهره مقدم، جهان، علی جباری و علی عبداللهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
■■ «راننده تاکسی» و موسیقی آن به روایت
■«کریستف رضاعی»

■ در کانال ابدیت و یک روز پادکست شماره هشتاد و هشت را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/538

■ ناملیک :
http://namlik.me/article/3952

■موضوع این برنامه همچون پادکست‌های شماره ۸۰ و ۸۱ ما به چهل و دو سالگی فیلم «راننده تاکسی» ساخته «مارتین اسکورسیزی» اختصاص دارد. این نوبت به سراغ موسیقی متن جاودانه این اثر ساخته «برنارد هرمان» رفته‌ایم. مهمان این برنامه ما آقای «کریستف رضاعی»، آهنگساز و نوازنده چیره‌دست پیانو که در یک دهه گذشته با ساخت موسیقی متن فیلم‌هایی همچون «کنعان»، «چهل سالگی»، «ماهی و گربه»، «در دنیای تو ساعت چند است؟»، «اژدها وارد می‌شود» در این عرصه آثار ارزشمند و ماندگاری را ارائه کرده‌اند، برای ما درباره مواجهه‌شان با راننده تاکسی و قطعات مختلفی که برنارد هرمان برای این فیلم ساخته حرف زده‌اند.

■تدوین پادکست : محمد شکیبا

■قطعات موسیقی‌ به کار رفته در این پادکست:
‏۱. «رقص گدایی» از ساخته‌های گروه «کلزماتیکس» و برگرفته شده از آلبوم ‏موسیقی «جن‌زده‌‏»‏
۲. ... دیدن ادامه » بخش‌هایی از تک‌گویی‌های فیلم «راننده تاکسی» با صدای «خسرو خسروشاهی» در نسخه دوبله فیلم
۳. بخش‌هایی از گفت‌وگوهای فیلم «رانننده تاکسی» با صدای «رابرت دنیرو» و «مارتین اسکورسیزی»
۴. بخش‌هایی از موسیقی متن فیلم «راننده تاکسی» ساخته «برنارد هرمان»



■ عبارت "abadiatvayekrooz" را در اینستاگرام جستجو کرده و به ما بپیوندید.
.
.
.

■ مجموعه پادکست‌هایی درباره هنر سینما (حامد صرافی‌زاده)
https://telegram.me/EternityAndADay

■ پادکست ها در سایت ناملیک :
https://bit.ly/2sfUjTz
.
.
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم رو خیلی اتفاقی دیدم و خیلی خوب بود.به همه دوستان پیشنهاد میدم فیلم رو ببینن.بنظرم قالب جالبی داشت و برام جذاب بود. خداقوت به همه عوامل
عباس الهی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار خوب بود. شک نکید در دیدنش. فقط من سوالی که داشتم و جوابی براش پیدا نردم اینبود که چقد مستند بود. یعنی واقعا دوربین فقط اتفاقات مستند رو و شخصیت اصلی رو دنبال میکرد و تمام اتفاقات مستند بود. یا فقط کلیت ماجرا مستند بود و شخصیتا بازی میکردن؟ فک نمیکنم این حجم از بازی خوبو و موقعیتهای جذاب و دیالوگهای بجا رو بشه مستند فیلم گرفت.آیا میشه؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، دوشنبه
سید حامد حسینیان، محمد عسگری و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره فیلم قانون مورفی i
یه کارگردانی خییییلی خوب دیدم،فیلمبرداری خییییلی خوب دیدم،(به جز سروش صحت که در کمال تعجب افتضاح بود)، بازیهای معمولی ولی قابل قبول دیدم..
آقا شاید باورتون نشه اما من خیییلی خییییلی دوس داشتم
فیلمنامه مخصوصا در اواسط فیلم افت پیدا میکنه اما خوب جمع میشه، در کل چون عاشق این سبک فیلمای خل و چلی هستم،خیییلی خییییلی باهاش حال کردم.. اما اگه دنبال معنا در فیلم میگردید خب دوست نخواهید داشت..
کلا دارم به این نتیجه میرسم که رامبد و دیوونه بازی هاشو،خیییلی دوس دارم..
از نظر من دمش گرم..
(آهان راستی! به نظرم اگه قراره بنیان یه خانواده با دو تا تیکه به قول بعضی ها جنسی متزلزل بشه،همون بهتر زودتر بشه..والاااااا... یه عده انگار عادت کردن به سانسور و....)
تا حد خوبی جمله اولت رو منم نظرم بود و نوشتم :)

نبودی مورفی می‌دیدی هی؟؟ :))
کجا دیدیش راستی؟ چارسو؟
۳ روز پیش، دوشنبه
:)))) علی جان
آخه بعضی جملات آدمو میبره به خاطرات و تجربه های خودش . و طبیعیه که کلی گویی درست نیست . اما خب فقط اینجوری با کلی گویی میتونی حرصت رو بخوابونی دیگه :))
آخه یه سر به گالریها بزنی میگیری دردم رو علی جان .. آدما خیلی لوس توی کارها دنبالِ معنا میگردن و نچ نچ میکنن که نه اونقدرام عمیق نیس ، معنای خاصی نداره و ...
توی شعر و ادبیات هم همینطور ..
حالا توی سینما اونم ژانر کمدی باززززز دنبال معنا میگردن ..
بعد که باهاشون صحبت میکنی ( کردم اینکاروها خیلی بار ) میبینی اساسن منظورشون از معنا ، یه سری باورهایِ شخصی و ذهنیه که اتفاقن نه یه وجب عمق داره نه تکیه به ایده یا اندیشه ی محکمی داره
این نگاهِ تقلیل گرایانه حرصمو در میاره خداییش
از یه نقاشی یا فیلم یا شعر و ... فقط دنبالِ معنا که نه ، دنبالِ شعار میگردن . دنبالِ چیزایی که از قبل میدونن و بهش باور دارن . بدیهیاتِ بی خطر .
معناگرایی حقیقتن یک نگاه تقلیل گرایانه به اثر هنری و حتا تمام پدیده هاست

۳ روز پیش، دوشنبه
آفرین به این جمله:
از یه نقاشی یا فیلم یا شعر و ... فقط دنبالِ معنا که نه ، دنبالِ شعار میگردن . دنبالِ چیزایی که از قبل میدونن و بهش باور دارن . بدیهیاتِ بی خطر

لایک و قلب
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید