تیوال سینما
T1 : 06:16:10
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

فیلم به لحاظ موضوع فیلم متفاوت و خوبی است و باز هم بازی خوب شهاب حسینی ادمو میخکوب میکنه که تا اخر فیلم لحظه ای ساعتتو نگاه نکنی..هنگامه قاضیانی مثل همیشه یه شخصیت موجه و مهربونه که خب به نظرم تکراریه، اما شخصیت ناصر و خباثت پنهانش شاید میتونست بهتر پرداخت بشه مخصوصا تلاشش برای از کار انداختن همسرش، ممانعت از رانندگی، کار کردن همسرش تا حدی تناقض داشت.
ماهرو رستمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند

تنها نکته مثبت فیلم بازی های عالی بود به خصوص آقای گلزار
نوبادی این را خواند
هر کسی که نه ولی ظاهرا این جوون بآستعداد (احمدزاده) نشون داده که میتونه...دست کم تو دو تا فیلمی که قبل سی سالگیش ساخته نشون داده که اییان ها رو میشناسه
۲ روز پیش، جمعه
آقای دانش نظر شما هم محترم به هرحال هرکسی از ظن خود شد یار من
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار فیلم ضعیف و خسته کننده ای بود.
به جرات میتونم بگم سخیف ترین، کلیشه ای ترین و زن ستیز ترین فیلم امساله.
شخصیت لیلا حاتمی به طرز غیر قابل باوری وابسته و دارای بهره ی هوشی کم به تصویر کشیده شده و از هیج کوششی برای ضعیف و ناتوان نشون دادن بانوان دریغ نشده .
دیالوگ های تصنعی که حتی در عصر فردوسی هم بین مخاطب و فیلم کیلومتر ها فاصله ایجاد میکنه. برای مثال جایی خانم حاتمی میگه گربه ی متین و وارسته!!!
متاسفانه حجم فلاکت و بدبختی تمامی نداره و شخصیت هیولایی آقای تهامی که تمام لوس بازی ها و در حین حال ویژگی های منفی یک آقا در ایشون گرد هم اومده هم تیر خلاصی میزنه به پیکر بی جون فیلم.
فیلم کاملا قابل رقابت با سینمای گیشه ای هند، آثار آقای ایرج مالکی و برنامه ای مثل کلید اسراره.
شاید اگر در انتظار صدای همایون جان شجریان نبودم و تصویر برداری فیلم قوی نبود، ... دیدن ادامه » حتما برای اتلاف دو ساعت از عمرم برنامه ی دیگه ای در نظر میگرفتم.

عاشقانه ای حوصله سر بر و بی نهایت آزار دهنده.
جناب پرواس گرانقدر,
سپاس از بیان نظرتون. بنده هنوز فیلم رو ندیدم. از اونجایی که یکی از طرفداران پر و پا قرص همایون شجریان هستم , یک حس قلبی امیدوارم میکرد با فیلم حذابی روبرو خواهم شد؛ که البته گویا نباید متوقع باشم...
سلامت باشید و سپاس
۲ روز پیش، جمعه
درود دوست گرامی
از نظر من فیلم درمورد شخصیت ِ زنی دراین جامعه ست که بدلیل عدم پشتوانه ی مناسب ( چه خانوادگی و چه تحصیلاتی و معیشتی و چه فکری و ذهنی) درگیر چنین مسائلی میشود آنهم با نهایت ساده لوحی ِاعتماد به دیگری که البته در کشورما تااین اندازه فاجعه ... دیدن ادامه » و سواستفاده گر از آب در می آید
حکایت ِ مینا، حکایت بسیاری از زنان امروزجامعه ست که تنها به اشاره ی محبت و حمایت کسی ، ازخود بیخود میشوند و تنها راه باقی مانده ارتباط باکسی را عشق میدانند و البته اصل ماجرا کاملا حماقت های خود فرد ست ..
خوشحالم این فیلم را زنان بسیاری ببیندو بیاموزند که حتی "محبت و عشق" میتواند آنقدر حرفه ای خودرا نشان دهد که باعث تباهی شود ...
۲ روز پیش، جمعه
درسته که فیلمنامه این مسیر رو به اضمحلال غایی کاراکتر را آنچنان که باید قانع کننده ترسیم نمیکنه و ایرادهای گلدرشتی هم داره اما به هر حال نعمت الله با این فیلم قدر ومهارت اجرایی خودش را حتی روی همچین فیلمنامه ای به خوبی به رخ می کشه.
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مادر قلب اتمی یه رویای به حقیقت پیوسته هست....(نه فقط بخاطر اینکه بعد از چند سال از محاق توقیف خارج شده) ....احمدزاده کارگردان فوق العاده بآستعداد خلاق و دارای ذهنیت مستقل هست....در یک قرنی که از تولد سینما گذشته اونقدر فیلم ساخته شده که بسختی میشه فیلمی رو پیدا کرد که شباهتی با فیلم های پیش تر ساخته شده نداشته باشه و قلب اتمی ظاهرا از معدود فیلمهایست که چنین هست....فیلم بشدت دیوانه وار و سرخوش هست، بازیها در بالاترین سطح ممکن هستند بویژه گلزار که بهترین بازی زندگیش رو ارائه داده و مستحق دست کم نامزدی سیمرغ میتونسته باشه...اما نکته مهم این هست که این فیلم بهیچ وجه نمیتونه و قرار هم نبوده که همه سلیقه ها رو راضی کنه و قابل درک هست که خیلی ها باش ارتباط برقرار نکنن ...و این نکته ضعف فیلم محسوب نمیشه چرا که در بین اثار شاخص سینمای جهان بسیاری هستند که با سلیقه ... دیدن ادامه » خیلی ها سازگار نیستند(البته طبعا برعکسش هم درست هست یعنی اینکه فیلمی با خیلی از سلیقه ها سازگار نباشه به تنهایی دلیل مهم بودنش نیست و میتونه بسادگی فقط یه فیلم مزخرف باشه!) البته در بعضی تاکید میکنم بعضی از مخالفت های اغراق شده باید دنبال مواردی مثل تنفر از گلزار بود .... یکی از نقاط قوت کارهای احمدزاده این هست که تونسته طبقاتی از اجتکاع رو که تابحال بسیار غیرواقعی بتصویر کشیده میشدند رو درست و باورپذیر نشون بده....آرزو میکنم هم احمدزاده روند رو به رشدش رو ادامه بده و هم جوونهای خلاق دیگه جرات ریسک و امتحان ژانرهای مختلف رو پیدا کنن و از ترس عده ای که همواره و در هر حالتی ناراضی هستن و غر میزنند به ساخت رئال های تلخ(که خوباش شدیدا ارزنده هستن) بسنده نکنن....ضمنا ارزو میکنم سایر فیلمهای توقیفی از چنگال زشت سانسور رهایی یابند و ما بتونیم ببینیم و لذت ببریم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه موضوعی تکراری رو با جذابیاتی نو روایت کنی و اهسته اهسته ساغر تلخی به کام بیننده شود؛ هنر این فیلم بود .
بازی بی نظیر خانم حاتمی که به جرات می تونم بگم یکی از بهترین بازی های ایشون بود .
نوبادی و پرند محمدی این را خواندند
علی ابراهیم و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اینکه موضوع فیلم کمی تکراری بود اما در کل فیلم خوبی بود به نظرم، مریلا زارعی هم که طبق معمول عاااالی از 10 به نطرم 7 مناسبه برای این فیلم.
نوبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بدترین فیلم هایی که در زندگیم دیدم....
نوبادی این را خواند
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، پنجشنبه
فهیمه تردست این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آهای غمی که
مثل یه بختک
رو سینه ی من
شده ای آوار

از گلوی من
دستاتو بردار. دستاتو بردار. دستاتو بردار...

بعد از گذشت چند روز از دیدنش هنوز اندازه این قسمت از شعر تلخی و سنگینی رو روی سینم حس میکنم :(((
farhad riazi ، فهیمه تردست و نوبادی این را دوست دارند
هنوز موفق به دیدن فیلم نشدم اما حقیقتا از این شعر زیبای حسین منزوی و اجرای همایون شجریان نمی توان گذشت
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۴ روز پیش، چهارشنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهکار استاد بیضایی....
یک فضای عجیب و غریب, بازیهای ناب, یک پروانه معصومی زیبا, یک تهران قدیم, یک موسیقی خوب, یه داستان و روایت جذاب
اولین فیلمی که در زندگیم در کودکی و ناپختگی دیدم و به جای در رفتن و پاشدن و فرار , تا انتها محو و میخکوب بودم
علاقه دیوانه وار من به بیضایی از این فیلم و از شناختن سینما آغاز شد
پرند محمدی این را خواند
محمدرضا دانش و ایمان باقری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بسیار ضعیف و بی محتوا و حتی خالی از طنز
نوبادی این را خواند
وحید عمرانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انگار نسخه ی ایرانی یه فیلم تین ایجری امریکایی بود، با بازیگرای بالای سی سال!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قابل کتمان نیست که فیلمنامه این فیلم نسبت به آرایش غلیظ و بی پولی ضعیف تر بود. داستان قابل حدس بود و کلیشه ای. اما چیزی که ممکنه کمی با وجود داستان تکراری، متفاوت باشه و ایجاد تمایز کنه، بازی و کاراکتر بسیار خوب از کار در آمده خانم حاتمی و آقای تهامی بود و این امر باعث میشد که نقطه اوج و سقوط داستان بسیار خوب و ملموس به تصویر کشیده بشه. موسیقی خوب بود. اما امیدوارم این شیوه استفاده از خواننده در متن فیلم در فیلم های بعدی آقای نعمت اله تداوم نداشته باشه، صرفا از جهت اینکه تنوع در جهت القای حس به تماشاگر بهتره در فیلم های مختلف حفظ بشه. و از نظر من معمولا فیلم هایی با انتقال حس های سنگین ااز موسیقی بی کلام بیشتر بهره میبرن. نمونه ش را در فیلم های بهرام توکلی زیاد دیدیم. احساس میکنم تدوین کمی مشکل داشت. نمیدونم با وجود اینکه به تصویر کشیدن آرایشگاه های ... دیدن ادامه » بانوان در فیلم ها دچار محدودیت هست و داشتن روسری در آرایشگاه بسیار تصنعی هست، در این فیلم چه الزامی به نشان دادن آرایشگاه بدین صورت بود؟ در مجموع کارگردانی و بازی ها خوب بود، به خصوص بازی خانم حاتمی و آقای تهامی و من فیلم رو دوست داشتم اما
واقعا حجم حزن فیلم بیشتر از ظرفیت یک انسان بود. خیلی تلخ بود
پرند محمدی ، نوبادی و آریو راقب کیانی این را خواندند
مهرداد شریعتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سومین شماره از نشریه «نقد هنر» ویژه بهار ۹۶ منتشر شد.
» "داریو فو" موضوع تازه‌ترین شماره از نشریه‌ی "نقد هنر"
... دیدن متن »

سومین شماره از نشریه‌ی فرهنگی-هنری «نقد هنر» ویژه‌ی بهار ۹۶ با پرونده‌ای برای داریو فو؛ کارگردان و طنزپرداز برنده‌ی جایزه‌ی نوبل؛ منتشر شد.
داریو فو، هنرمندی طناز، منتقدی جسور و اصلاح‌گری کاردان بود. فو در تمام آثارش تنها به بیان دردها بسنده نمی‌کرد بلکه پیشنهادهایی برای برون رفت از معضلات را پیش پای مخاطبانش می‌گذاشت.
وقتی داریو فو در سال ۱۹۷۵ ، برای اولین بار نامزد دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات شد، این انتخاب را اتفاقی پوچ دانست و گفت: «همه می‌دانند که چقدر از سر خم کردن یا زانو زدن در برابر هر کسی ولو برای دریافت جایزه متنفرم. این جایزه‌‌ی نوبل هم برای خودش یک کمدی است. وقتی سیاستمداران، افسران پلیس و مقامات کشورم بشنوند که جایزه به من تعلق گرفته، می‌توانم قیافه‌‌شان را تصور کنم. از خدای‌شان است که من را به هر نحوی ساکت کنند و به دستانم دستبند بزنند. حالا هم نامزد شدن در این جایزه!» فو در آن سال برنده‌ی جایزه‌ی نوبل نشد اما دو سال بعد و در سال ۱۹۷۷ نام او به‌عنوان برگزیده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات اعلام شد و او نیز جایزه‌اش را همراه با ایراد نطقی همچون اجرای نمایش تک نفره در آکادمی سوئد دریافت کرد.
در سومین شماره از نشریه‌ی فرهنگی-هنری «نقد هنر» ترجمه‌ی کامل متن خطابه‌ی فو در مراسم جایزه نوبل ادبیات آورده شده است. فو درباره‌ی سخنرانی در آکادمی سوئد گفته است: «بی‌شک، سخنرانی من خنده‌د‌ارترین، کمدی‌ترین و تئاتری‌ترین سخنرانی‌ای بود که در آکادمی سوئد انجام شد.»
گرچه در گستره‌ی تئاتر جهان، فو را یک نمایش‌نامه‌نویس، بازیگر و کارگردان طنزپرداز می‌شناسند اما او در موطن خودش، پیشه‌ی دیگری هم داشت: نقاش. او همیشه دوست داشت هنر نقاشی‌اش بیش‌تر از هنر تئاترش مورد توجه قرار گیرد؛ هرچند این خواسته‌اش هیچگاه محقق نشد. سومین شماره از «نقد هنر» در مقاله‌ای با عنوان«فـو، نقاشِ نویسنده، بازیگر مجسمه‌ساز» به این بُعد از هنر فو پرداخته است.
نمی‌توان از فو، سخن گفت و به همراه، همکار و یاور همیشگی او در هنر تئاتر اشاره نکرد. فو همیشه موفقیتش را مدیون همسرش؛ فرانکا رامه؛ می‌دانست. رامه در مقدمه‌ای که برای نمایش‌نامه‌ی «حساب پرداخت نمی‌شه!» نوشت، تاریخچه‌ای کامل از روند فعالیت‌هایشان و تغییر مسیر جریان تئاتری‌شان ارائه کرده است. ترجمه‌ی این متن با عنوان «فقط کوته‌اندیشان تئاتر فو را آسان می‌پندارند» در شماره‌ی سوم نشریه‌ی «نقد هنر» آورده شده است.
در ایران، کارگردانان بسیاری به آثار فو پرداخته‌اند که از برجسته‌ترین آن‌ها می‌توان به هادی عامل هاشمی و مرحوم مصطفی عبداللهی اشاره کرد. هادی عامل‌هاشمی در این شماره از «نقد هنر» در یادداشتی کوتاه با عنوان «فو، کله‌خر دوست‌داشتنی» از چرایی علاقه‌‌اش به این طنزپرداز ایتالیایی گفته است.
همچنین میکاییل شهرستانی؛ بازیگر و کارگردان تئاتر؛ که در نمایش مصطفی عبداللهی با عنوان «مرگ تصادفی یک آنارشیست» نوشته‌ی فو، حضور داشت، خاطره‌ی خود را از این تجربه در یادداشتی با عنوان «به بهانه‌ی مصلحت‌اندیشی، سر، خم نکنیم» مرقوم داشته است.
از پژوهشگران و محققان برجسته‌ای که عمرش را در راه معرفی و بررسی آثار فو صرف کرده، «آنتونیو سودری» استاد دپارتمان هنر ایتالیا در دانشگاه ترومن آمریکاست. مقاله‌ای تحلیلی او با عنوان «داریو فو، جانوران و دلقک‌های درباری» در این شماره از «نقد هنر» دریچه‌ای تازه را برای علاقه‌مندان آثار فو باز می‌کند.
گفت‌‌وگویی صمیمی با فو، بررسی شیوه‌ی نویسندگی فو، کنکاشی در تئاتر سیاسی فو و خطابه‌ی جاکوپو فو- پسر داریو فو- در مراسم خاکسپاری پدرش، از دیگر مطالب سومین شماره از «نقد هنر» است.
دوماهنامه فرهنگی-هنری «نقد هنر» به صاحب‌امتیازی و مدیر مسئولی سارا منصوری و سردبیری حمیدرضا قنبری ویژه بهار ۹۶ با قیمت ۵۰۰۰ تومان منتشر و از کتابفروشی‌های معتبر قابل تهیه است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» کتابی پژوهشی به نویسندگی روح‌الله جعفری درمورد دوره‌ای درخشان از تئاتر ایران است.
» گروه هنر ملی با تئاتر ایران چه کرد؟
... دیدن متن »

عباس جوانمرد از دل رکودِ بعداز کودتا تئاتر غیرحکومتی را بیرون کشید. متن علی حاتمی پای تله‌تئاتر را به تلویزیون باز کرد.
گروه هنر ملی به سرپرستی عباس جوانمرد که آغازگر بخشی از جریان‌های نوین نمایش ایرانی بوده در این کتاب مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تولید اولین تله‌تئاتر و ۳ دهه فعالیت مستمر ازجمله افتخاراتی است که به نام گروه هنر ملی ثبت‌شده و روح‌الله جعفری، نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان» در این پژوهش مفصل از آنها یادکرده است.
در گفتگو با جعفری، درباره پروسه این پژوهش، نکاتی که روی آنها دست گذاشته، گفتگویش با چهره‌های برجسته گروه هنر ملی و دشواری‌هایی که درراه این پژوهش ۱۲ ساله داشته، گفتیم و شنیدیم.
روح‌الله جعفری، درباره آغاز پروسه پژوهش کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» که در دوازدهمین مجموعه تئاتر ایران در گذر زمان در انتشارات افراز منتشر شده است، گفت: «سال ۸۲ وقتی وارد دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی شدم، از همان ابتدا به دنبال موضوعی برای پژوهش به عنوان پایان‌نامه این مقطع از تحصیلم بودم. برای من جریان‌هایی که در دوره‌های پیشین موفق بودند و باعث شکل گرفتن نمایش ملی ما در ادوار گذشته شدند، موضوعی جذاب بود. عده‌ای از این هنرمندان و گروه‌ها توانسته بودند جریان‌ساز شوند و اتفاق‌های مفید و قابل قبولی را برای بدنه تئاتر ایران به ارمغان بیاورند و من به دنبال شناسایی، کشف و رسیدن به تحلیل این چیستی و چرایی هنر آن‌ها و تأثیری که از خود به جای گذاشتند، بودم. در ضمن، به دنبال پیدا کردن این سؤال بودم که راز موفقیت آن‌ها در حفظ و نگه داشتن گروه‌های نمایشی (به عنوان مثال: گروه هنر ملی)، آن‌هم برای بیش از دو دهه چه بوده است.»
جعفری ادامه داد: «وقتی با پژوهش، پاسخ این سوال را یافتم، آن وقت به عنوان یک مدل می‌توانستم آن را به زمان معاصر پیوند دهم و به دنبال این باشم که چرا گروه‌ها و جریان‌های هنری، آن‌هم از جنس نمایشی، نمی‌توانند عمر طولانی و مفیدی داشته باشند؟ و بعد از مدتی کوتاه از ادامه فعالیت بازمی‌مانند و مضمحل می‌شوند. با توجه به بررسی اولیه‌ا‌م در این پژوهش، متوجه شدم که یکی از این گروه‌هایی که در دهه‌های گذشته، تأثیر به‌سزایی در پیشرفت هنر نمایش ایرانی داشته، گروهی بوده به اسم «هنر ملی» به سرپرستی استاد عباس جوانمرد که در سه دهه ۳۰، ۴۰ و ۵۰ شمسی با صلابت به کار خود ادامه داده است و با مطالعه‌ای که کردم، به سمت شناسایی این مهم رفتم.»
این منتقد و پژوهشگر تئاتر با بیان این‌که ابتدا جست‌وجو کرده تا کشف کند که چه اسناد و مدارک و چه صحبت‌هایی از این گروه به جا مانده که بتواند به آن‌ها رجوع کند، گفت: «با بررسی کتاب‌های مختصری که درباره تاریخ تئاتر ایران نوشته شده و مطالب محدودی که در این حوزه وجود داشت، متوجه شدم با اطلاعات ناچیزی درباره فعالیت‌ها، اجراها و برنامه‌های گروه هنر ملی که تقریباً نزدیک به صفر است، روبه‌رو هستم؛ چراکه فرهنگ ما فرهنگی شفاهی است و در دل تاریخ، از یک جایی به بعد، نسبت به مکتوب کردن اطلاعات و کتابت آن‌ها بی‌توجه بوده‌ایم و این غفلت برای ما و در همه ابعاد، جبران‌ناپذیر بوده است. لذا تا زمانی که شروع به این پژوهش کردم، نگاه پُرعمق و سیستماتیکی به فعالیت‌های گروه هنر ملی نشده بود.»
جعفری با اشاره به این‌ نکته که زمانی که این پژوهش را آغاز کرده، عباس جوانمرد و همسرش نصرت پرتوی در کانادا بودند و عملاً دیدار حضوری با آن‌ها برایش ممکن نبوده است، گفت: «تصمیم گرفتم کار جمع‌آوری اطلاعات را در دو حوزه به صورت کتابخانه‌ای و انجام مصاحبه با اعضای گروه هنر ملی دنبال کنم. در این زمینه به اکثر کتابخانه‌هایی که آرشیو مجلات و روزنامه‌های قبل از انقلاب در آن‌ها موجود بود، مراجعه کردم. زمان زیادی نزدیک دو الی سه سال به صورت مستمر به کتابخانه‌های مختلف می‌رفتم و ساعت‌های طولانی، دوره‌ها و مُجلّدهای مختلف را مطالعه می‌کردم تا بتوانم مطلبی درباره این گروه پیدا کنم.»
این استاد دانشگاه، بخش دیگر از کارش در این پژوهش را شناسایی افرادی دانست که در گروه هنر ملی عضو بودند، و آن را هم‌زمان با پژوهش کتابخانه‌ای که انجام داده است، دانست و گفت: «زمانی که من شروع به این تحقیق کردم، عده‌ای از هنرمندان عضو این گروه، فوت کرده بودند. برای این پیدا کردن اعضای گروه، زمان زیادی صرف کردم، چون هرکدام در یک گوشه‌ای از ایران و جهان بودند. به عنوان مثال، استاد عباس جوانمرد و همسرش نصرت پرتوی در کانادا بودند، محمود دولت‌آبادی در تهران به سر می‌برد، کامران نوزاد و همسرش آذر فخر در امریکا بودند و... بنابراین، زمان زیادی صرف شد تا به صورت حضوری و یا تلفنی سوال‌هایم را با آن‌ها در میان بگذارم و مصاحبه‌ها، یکی پس از دیگری انجام شد. البته مُجاب کردن افراد برای مصاحبه هم خود پروسه‌ای طولانی داشت، ولی خوشبختانه وقتی از نیّت کار مطلع می‌شدند، همکاری صمیمانه‌ای با من کردند و در همین جا از تمامی عزیزانی که در طی این سال‌ها پاسخگوی سؤال‌های من بودند، تشکر می‌کنم.»
جعفری، استاد عباس جوانمرد را آغازگر بخشی از جریان‌های نوین نمایش ایرانی خواند و با اشاره به ساعت‌ها گفت‌وگوی تلفنی خود با او و همسرش نصرت پرتوی، گفت: «بعد از مدتی تصمیم گرفتم سؤال‌هایم را مکتوب کنم و برای استاد جوانمرد بفرستم که حدود ۲۰۰ صفحه و بیش از ۸۰۰ سؤال طرح شد که با پست به کانادا برای ایشان فرستادم و وقتی هم به ایران آمدند، به صورت رودررو صحبت کردیم و سؤال‌های دیگرم را پرسیدم. هم‌زمان اعضای دیگر گروه هنر ملی را شناسایی و با آن‌ها گفت‌وگو کردم و سعی کردم تجربه‌های نظری و عملی این هنرمندان را در این پژوهش و در کتاب منتقل کنم.»
این نمایشنامه‌نویس و کارگردان با بیان این‌که به‌طور هم‌زمان، کار کتابخانه‌ای، یعنی خواندن و مطالعه نقدها و یادداشت‌ها و جمع‌آوری آن‌ها را توأمان با انجام گفت‌وگوها درباره فعالیت‌های گروه انجام ‌داده است، گفت: «اگر غیر از این می‌بود، کفه‌ی دیگر این ترازو، یعنی رسیدن به چشم‌انداز روشنی از فعالیت‌ها و تأثیر این گروه بر تئاتر معاصر ایران، نمی‌توانست آن سنگینی و وجاهت لازم را داشه باشد. وقتی ابعاد این پژوهش تا حدودی برایم شکل گرفت، از قبل مؤمن‌تر بر این مسأله شدم که موضوعِ پژوهشیِ مناسبی را دستمایه کار قرار داده‌ام. چرا؟ چون گروه هنر ملی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به عنوان اولین گروه نمایشی، توانسته بود به صورت غیردولتی و غیرحکومتی، به احیای تئاتر در ایران بپردازد و از سال ۱۳۳۵، شکل رسمی به خود گرفته و اعلام موجودیت کند. این گروه با اجرای نمایش تک‌پرده‌ای «محلل»، نوشته و به کارگردانی استاد عباس جوانمرد، خود را به جامعه فرهنگی و هنری و نمایشی آن زمان معرفی می‌کند. لذا گروه هنر ملی توانسته با ایمان به کاری که داشته، یعنی معرفی فرهنگ و هنری که برآمده از آداب و رسوم و ارزش‌ها و اخلاق و اعتقادات مردم جامعه خود است، شروع به کار کند؛ پس این مسأله‌ی مهمی است که در آن فضای اختناق که حاکم بر جامعه بوده، یک گروه غیردولتی بتواند شکل بگیرد و بخشی از جریان تئاتر ایران را به درستی به مردم و مهم‌تر به دنیا برای اولین‌بار معرفی کند و سه دهه با صلابت به کارش ادامه دهد.»
جعفری به این موضوع اشاره کرد که «مسأله دیگری که باعث شد متوجه شوم، موضوع پژوهش‌ام را درست انتخاب کرده‌ام، این بود که گروه هنر ملی برای اولین‌بار تعدادی از جریان‌های نوین نمایشی را در ایران پایه‌گذاری کرده است» و ادامه داد: «گروه هنر ملی برای اولین‌بار در سال ۱۹۶۰ میلادی (۱۳۳۹ شمسی)، نمایش «بلبل سرگشته» را به عنوان یک نمایش ایرانی در دنیا معرفی می‌کند و موفق می‌شود آن را در فستیوال بین‌المللی تئاتر ملل در تئاتر «سارا برنار» اجرا کند. این گروه در سال ۱۹۶۵ میلادی هم نمایش‌های «غروب در دیاری غریب»، «قصه ماه پنهان» (هر دو نوشته بهرام بیضایی) و «آلونک» (نوشته کوروس سلحشور) که هر سه را استاد جوانمرد کارگردانی کرده، برای بار دوم در همان فستیوال و در همان سالن اجرا می‌کند و فرنگی‌ها را بیش از پیش با شکلی دیگر از نمایش‌های ایرانی آشنا می‌کند. این دستاورد بزرگی برای تئاتر ایران است که به نام گروه هنر ملی در تاریخ ثبت شده است.»
کارگردان نمایش «من چه جوری ممکنه یه پرنده باشم؟» ادامه داد: «تازه بعد از این در نیمه دوم دهه ۴۰ است که گروه‌هایی مثل کارگاه نمایش، به کارگردانی آربی اوانسیان به فستیوال‌های مختلف دعوت می‌شوند.»
بعد از کودتا جریان‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی به رکود و سکون و انجماد رسیده بودند و  گروه هنر ملی اولین جرقه تئاتر غیردولتی و غیرحکومتی پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را برای احیای تئاتر در ایران زد.
او یادآور شد: «در این پژوهش، اولین جرقه تئاتر غیردولتی و غیرحکومتی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، راجع به احیای تئاتر در ایران، مورد کنکاش قرار گرفته است. از پس این جرقه، بارقه‌های امیدآور دیگری در آپارتمان شاهین سرکیسیان، بانی اصلی گروه (که پس از سه سال نام «گروه هنر ملی» را در سال ۱۳۳۵ برای خود انتخاب کرد) ظهور کرد. بعد از کودتا، جریان‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی به رکود و سکون و انجماد رسیده بودند. عده‌ای که جستجوگر و پرسشگر بودند، متوجه می‌شوند فردی به نام شاهین سرکیسیان در ایران است و او را پیدا می‌کنند و به آپارتمانش می‌روند و سه سال در همان آپارتمان، روی متون ترجمه‌شده فرنگی، کار و مطالعه می‌کنند. آن‌ها بعد از سه سال در بزنگاهی تصمیم می‌گیرند که رأی‌گیری کنند تا نمایش‌ ایرانی کار کنند یا نمایش فرنگی؟ در نهایت، افراد حاضر در آن آپارتمان، رأی به کار روی متون و نمایش‌های ایرانی می‌دهند و از آن‌جا پایه اولیه گروه هنر ملی شکل می‌گیرد.»
جعفری درباره یکی دیگر از ابعادی که در این پژوهش به آن پرداخته است، گفت: «سرآغاز شکل‌گیری اندیشه نمایش ملی ایران با نگارش نمایش تک‌پرده‌ای «محلل» به‌وسیله عباس جوانمرد و به کارگردانی خود او در باشگاه دانشگاه تهران بوده که از اهمیت بسیاری برخوردار است.»
او آن‌چه در بررسی این پژوهش در نظر گرفته است را چنین شرح داد: «این پژوهش شامل چگونگی روند رو به رشد حرکت گروه هنر ملی در عرصه هنر نمایش است که بسیاری از جریان‌های هنری را آغاز کرده و فرصت به‌کارگیری آن را برای دیگر فعالان هنرهای نمایشی فراهم کرده است. این گروه، اولین‌بار بعد از کودتا، با اجرای سه نمایش تک‌پرده‌ای «محلل»، «مرده‌خورها» و «افعی طلایی» در سال ۱۳۳۶ با همکاری اداره‌ کل هنرهای زیبا و شرکت نفت، عازم مناطق نفت‌خیز می‌شود و باعث آشنایی مردم شهرستانی با هنر نمایش ایرانی می‌شود؛ این اتفاق مبارکی برای تئاتر ایران است، چراکه بعد از کودتا که چراغ هنر نمایش ایران رو به خاموشی و افول رفته بود، در سال ۱۳۳۶ به‌وسیله این گروه، یک‌بار دیگر روشن شده و جانی تازه به خود می‌گیرد.»
کارگردان نمایش «تماشاچی محکوم به اعدام» خاطرنشان کرد: «گروه هنر ملی در سال ۱۳۴۲ با اجرای نمایش «پهلوان اکبر می‌میرد» نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی استاد جوانمرد، با توفیقی که در جذب تماشاگران مشتاق به دیدن آثار نمایش ملی، در جشنواره نمایش‌های ایرانی که به مناسبت افتتاح تالار دولتی ۲۵ شهریور، راه‌اندازی شده بود، به دست ‌آورد، توانست اولین گروهی باشد که بعد از جشنواره به اجرای عمومی این برنامه بپردازد. اهمیت اجرای خلاقانه این نمایش، در موضوع آن و نگاه نقادانه‌ای است که نسبت به شرایط حاکمیت وقت دارد و کارگردانی آن نیز  مثال‌زدنی بوده است.»
عباس جوانمرد اولین نمایش تلویزیونی را با نام «شهر آفتاب، مهتاب» نوشته علی حاتمی ضبط می‌کند و این اولین تله تئاتری است که از تلویزیون ملی ایران پخش شده و موجب آشنایی مردم با هنر نما‌یش می‌شود.
جعفری، درباره تعداد دیگری از دستاوردهای گروه هنر ملی که برای اولین‌بار، به وسیله این گروه برای تئاتر ایران به ارمغان آمده است، گفت: «هم‌زمان با افتتاح تلویزیون ملی ایران در سال ۱۳۴۶، عباس جوانمرد اولین نمایش تلویزیونی را با نام «شهر آفتاب مهتاب» نوشته علی حاتمی ضبط می‌کند و این اولین تله‌‌تئاتری است که از تلویزیون ملی ایران پخش شده است و موجب آشنایی بیشتر مردم با هنر نمایش می‌شود. همچنین گروه هنر ملی برای گسترش دامنه کارهایش، ازجمله کارهای تجربی‌اش در سال۱۳۴۹، محل تمرین خود را در اداره برنامه‌های نمایش، تبدیل به سالنی به نام خانه نمایش گروه هنر ملی می‌کند که بعد از انقلاب، عبارت «هنر ملی» از آن حذف می‌شود. این اتفاقی بسیار مهم بوده که گروهی برای تجربه خود و یا ایجاد زمینه برای تجربه دیگر همکاران، محل تمرین خود را تبدیل به سالن نمایش می‌کند.»
او با بیان این‌که به‌وسیله گروه هنر ملی است که بها دادن به نمایش ایرانی هویت پیدا می‌کند، خاطرنشان کرد: «نمایشنامه‌نویس ایرانی در آن زمان محدود بود، اما در سال ۱۳۳۹ با راه‌اندازی اجرای زنده نمایش‌های تلویزیونی در تلویزیون ایران که به همت و پشتکار استاد عباس جوانمرد، این مهم به وقوع پیوست و تا سال ۱۳۴۵، هم ادامه پیدا کرد، این جریان توانست نویسندگان علاقه‌مند به نوشتن آثار دراماتیک را شناسایی و پرورش دهد و از این طریق، نمایشنامه‌نویسان زبردستی به عرصه هنرهای نمایشیِ ایران معرفی شدند، ازجمله بهرام بیضایی، نصرت پرتوی، کوروس سلحشور، ناصر شاهین‌پر، اکبر رادی، بیژن مفید، پرویز صیاد، علی نصیریان و... تک‌ تک این نویسندگان، نمایشنامه‌نویسان تاثیرگذار دهه‌های بعد شدند که هنوز تعدادی از آن‌ها با جدیّت کار خود را دنبال می‌کنند و این دستاورد بزرگی است که با ایجاد یک جریان و بسترسازی مناسب برای کشف و ظهور استعدادها، هم نویسنده و کارگردان و هم فعال نمایشی و هم مردم را به جریان نمایش، علاقه‌مند کرد. لذا برای اولین بار مردم از قاب تلویزیون با نمایش‌های ایرانی و ترجمه‌شده، آشنا ‌شدند.»
نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» گفت: «سال ۱۳۵۲ گروه هنر ملی برای اولین‌بار به عنوان تنها نماینده ایران در فستیوال تئاتر جهان سوم که در شهر شیراز و در جنب هشتمین جشن هنر شیراز برگزار شد، با نمایش‌های «غروب در دیار غریب» و «قصه ماه پنهان» شرکت می‌کند و بخشی دیگر از جریان نمایش ایران را به مخاطبان کشورهای آسیایی و اروپایی معرفی می‌کند.»
جعفری با ذکر برخی از فعالیت‌ها و اقدامات مفیدی که گروه هنر ملی در تاریخ تئاتر معاصر ایران از خود به یادگار گذاشته، اظهار داشت: «اما در این سال‌ها، متأسفانه خدمات وزین هنری و شایسته گروه هنر ملی به جریان تئاتر ایران، مورد غفلت قرار گرفته و به بوته فراموشی سپرده شده و این پژوهش می‌کوشد با معرفی و تجزیه و تحلیل تمامی فعالیت‌ها و اقدامات و خدماتی که این گروه داشته، آن دیده‌ نشدن را که طی این سال‌ها به طور عمد و غیرعمد بوده، جبران کند و در این صورت است که می‌توان از دستاوردهای گروه هنر ملی برای پیشرفت هنر نمایش ایران استفاده کرد.»
در گروه هنر ملی علاوه بر این‌که کار فرهنگی و هنری انجام می‌شد، انتقال نگاه سالم و منزّه و عقلانی و همچنین انتقاد از خود را نیز سرلوحه کار خود قرار می‌داد. در واقع، گروه از خود شروع می‌کند و با معنا بخشیدن به این که یک خانواده واحد است، گام آغازین را در این راه برمی‌دارد تا بتواند این نگاه را به جامعه هم منتقل کند. به عنوان مثال، بهزاد فراهانی و فهمیه رحیم‌نیا در همین گروه با همدیگر ازدواج می‌کنند و تشکیل خانواده می‌دهند.
این منتقد و پژوهشگر، در معرفی یکی دیگر از ابعاد این پژوهش، علاوه بر شناسایی و کشف و ثبت جریان‌های تأثیرگذار گروه هنر ملی بر هنر نمایش ایران، گفت: «علاوه بر آن‌چه که ذکر آن رفت، باید اضافه کرد که چطور یک گروه می‌تواند طی سه دهه فعالیت، با خلاقیت، پشتکار، قدرت و صلابت به کار خود ادامه دهد. در حفظ و ادامه این راه، نگاه منزّه و به دور از آلودگی استاد جوانمرد، به عنوان سرپرست و کارگردان گروه و دیگر اعضا و همکاران آن نسبت به پدیده هنر و کشف چیستی و چرایی آن و اینکه نقش هنر نمایش در روشنگری افکار عمومی جامعه چیست، بسیار مهم است که از لابه‌لای گفت‌وگوها و مطالب جمع‌آوری شده، می‌توان به تصویر درستی از این سؤال رسید. در گروه هنر ملی علاوه بر این‌که کار فرهنگی و هنری انجام می‌شد، انتقال نگاه سالم و منزّه و عقلانی و همچنین انتقاد از خود را نیز سرلوحه کار خود قرار می‌داد. در واقع، گروه از خود شروع می‌کند و با معنا بخشیدن به این که یک خانواده واحد است، گام آغازین را در این راه برمی‌دارد تا بتواند این نگاه را به جامعه هم منتقل کند. به عنوان مثال، بهزاد فراهانی و فهمیه رحیم‌نیا در همین گروه با همدیگر ازدواج می‌کنند و تشکیل خانواده می‌دهند. این مدل و نگاهی که استاد عباس جوانمرد در گروه دنبال می‌کند، نگاهی پاک و به دور از آلودگی به هنر است که می‌توان به عنوان یک الگو برای حفظ کردن یک گروه از آن استفاده کرد.»
جعفری با اشاره به خط‌مشی‌ اصلی گروه هنر ملی که منسجم نگه داشتن و ایجاد انگیزه برای کار و تولید کالای فرهنگی بین اعضای آن و در قالب هویت دادن به گروه است، گفت: «امروز تئاتر ما با این آسیب روبرو است که گروه‌ها فقط به معنای یک اسم و یک لوگو هویت دارند و نه بیشتر، و در طول ماه و سال نمی‌بینید که اعضای آن گروه کنار هم باشند؛ پس در بهترین شرایط، فقط اثری روی صحنه می‌آورند، اما از صلابت و صمیمیت برخوردار نیستند و این مسئله را مخاطب می‌فهمد. اما گروه هنر ملی با تبیین این خط‌مشی و اجرایی کردن آن که افراد باید در گروه فعالیت و کار کنند و در غم و شادی یکدیگر شریک باشند، نمایش‌هایی را روی صحنه آورد که با صلابت و قدرتی شعف‌برانگیز با مخاطب ارتباط برقرار می‌کرد و این رابطه دوطرفه بسیار منسجم و تنگاتنگ بود. به همین علت، بعد از گذشت چند دهه از اجرای این نمایش‌ها، خاطره درخشان تأثیر این آثار در ذهن مخاطبان آن، همچنان ثبت مانده است.»
کارگردان نمایش «اسب‌های پشت پنجره» با اشاره به لزوم بررسی و تجزیه و تحلیل فعالیت همه گروه‌ها و جریان‌های تئاتری ایران در دهه‌های گذشته، به نتایج مثبت این کار اشاره کرد و گفت: «اولاً با برداشتن این گام بزرگ به دایرة‌المعارفی برای شناسایی و استفاده کردن از تجربه‌های مفید و سازنده که به رشد جریان هنر نمایش در ایران می‌انجامد، دست پیدا خواهیم کرد و از سوی دیگر، با ثبت تاریخ تئاتر معاصر، جلوگیری از موازی‌کاری در بسیاری از زمینه‌ها می‌شود و سوم این‌که دیگر شیفته‌وار مدعی این نخواهیم بود که آغازگر همه جریان‌هایی که از ذهن‌مان خطور می‌کند، ما هستیم. امیدوارم با ثبت و پژوهش این تجربه‌های نظری و عملی اساتید، هنرمندان و دست‌اندرکاران هنر نمایش، بتوانیم گام‌های بعدی و محکم‌تر را برای توسعه همه‌جانبه هنر نمایش در ایران برداریم.»
پژوهشی که ۱۲ سال زمان برد و بیش از ۲۵۰ ساعت برایش مصاحبه انجام شد.
جعفری درباره زمانی که برای انجام این پژوهش و نگارش آن صرف شده، گفت: «برای انجام این پژوهش، بیش از ۱۲ سال زمان گذاشتم و این یعنی بعد از آن که در سال ۱۳۸۶، توانستم در رشته کارگردانی نمایش، با نمره ۲۰ در مقطع کارشناسی ارشد از پایان‌نامه‌ام دفاع کنم و فارغ‌التحصیل شوم، همچنان کارم روی این پژوهش را تا سال ۹۵ ادامه دادم. در واقع، موضوع نظری پایان‌نامه کارشناسی ارشد من، همین پژوهش مذکور بود که بعد به طور گسترده‌تری آن را ادامه دادم.» 
نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» با اشاره به برخی از موانع و مشکلاتی که در این پژوهش، پیش رو داشته است، ادامه داد: «یکی از موانع این بود که این پژوهش به صورت فردی انجام شد و باید برای به دست آوردن تک‌تک مصاحبه‌ها و یا پیدا کردن نقدها و یا عکس‌ها و بروشورها و... باید چراغ به دست می‌گرفتم و در تاریکی و در فضایی که پُر از هیچ بود، حرکت می‌کردم. بنابراین، رسیدن به نتیجه مطلوب که از جنس واقعی و نه تصنعی و ساختگی باشد و همچنین پیدا کردن این حجم از اطلاعات و اسناد، زمان‌بر بود که با پشتکار توانستم این کار را به نتیجه برسانم. اما اگر چنین پژوهش‌هایی به صورت گروهی دنبال شود و مرکز و پژوهشگاهی داشته باشیم که متمرکز روی تاریخ شفاهی تئاتر معاصر ایران و تحلیل همه‌جانبه آن کار کنند، می‌توان مدیریت زمان را در دستور کار قرار داد و در زمان کمتر، به خروجی قابل قبولی دست یافت. هزینه این پژوهش تماماً به عهده خود من بود و در این راه، هیچ نهاد و یا سازمان دولتی و خصوصی، کوچکترین حمایتی از آن نکرد.»
جعفری با اشاره به ثبت و ضبط بیش از ۲۵۰ ساعت مصاحبه گفت: «برای آگاه شدن از صحت و سقم مباحث و موارد گفته شده برای یک موضوع، با چند نفر از اعضای گروه و یا همکارانی که در آن برنامه حضور داشتند، صحبت کردم. یکی از آسیب‌‌هایی که پژوهشگر در این جنس از پژوهش با آن روبه‌رو است، این است که شیفته‌وار به سراغ آن موضوع می‌رود و برای دوری از این شیفتگی باید یک موضوع را از زوایای مختلف و با افراد مختلفی که در آن موضوع به طور مستقیم در ارتباط بوده‌اند،  آن را طرح کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.»
باید از آرشیو صداوسیما استفاده می‌کردم که فقط سه جلسه و به صورت بسیار محدود این اتفاق افتاد. ضرورت کار پژوهشی در سازمان عریض و طویل صداوسیما تعریف نشده است.
نویسنده کتاب «فرهنگ، تئاتر و فراغت» یادآور شد: «در این بیش از ۱۲ سال، چند نفر از اعضا و همکاران گروه هنر ملی فوت کردند و از میان ما رفتند. جای خالی عزیزان ازدست‌رفته (محمود استادمحمد، کوروس سلحشور، اسماعیل داورفر، خسرو شکیبایی، رضا کرم‌رضایی، حسین کسبیان، محمدرضا کلاه‌دوزان، جمشید لایق، محمد هدایت نوری، رکن‌الدین خسروی، جعفر والی، داود رشیدی، عزیزالله هنرآموز) را نمی‌توان به آسانی در عالم هنر نمایش پُر کرد، اما در این پژوهش، خوشبختانه دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات و تجربه‌های عملی آن‌ها درباره برخی از وقایع طرح شده و مرتبط با گروه هنر ملی، عیناً انعکاس یافته، چراکه حضور مستقیم در آن واقعه داشته‌اند.»
جعفری ادامه داد: «تا هر چه زود، دیر نشده باید قدر هنرمندان و افراد نخبه‌ای که در میان ما هستند را دانست و از آن‌ها دلجویی کرد و آن‌ها را مورد تکریم قرار داد. باید شرایط مناسبی را برای آن‌ها فراهم کرد که تا زمانی که در قید حیات هستند، تجربه‌های نظری و عملی آن‌ها ثبت و ضبط شود. با انجام این کار مهم می‌توان به تولید اندیشه پویا در جامعه کمک کرد. این عزیزان، سرمایه‌های معنوی یک جامعه به حساب می‌آیند که برای ارزش و تأثیری که از خود بر جامعه می‌گذارند، قیمت مادی نمی‌توان تعیین کرد و متصور شد.»
این پژوهشگر و محقق یادآور شد: «برای کامل‌تر شدن این پژوهش باید از آرشیو صداوسیما استفاده می‌کردم که فقط سه جلسه و به صورت بسیار محدود این اتفاق افتاد. به دلیل این‌که متأسفانه ضرورت کار پژوهشی در سازمان عریض و طویل صداوسیما تعریف نشده، این همکاری با من صورت نگرفت. صداوسیما باید به عنوان سازمانی که متکی بر خواسته و اراده مردم است، بها دادن به امر پژوهش را در دستور کارش قرار بدهد که این اتفاق تا به حال کمتر افتاده است.»
جعفری در بخش دیگری از صحبت‌هایش، با اشاره به مشکلات جمع‌آوری اطلاعات برای انجام چنین پژوهشی گفت: «چون اطلاعات به صورت دیجیتال در اکثر حوزه‌ها، به خصوص در بخش پیایندها ثبت نشده است، محقق یا پژوهشگر باید به صورت سنتی برود و منابع را بگیرد و شروع کند به ورق زدن تک‌تک برگ‌های آن که این مسئله هم انرژی و زمان زیادی را هدر می‌دهد و هم اصل منبع و یا منابع را با تهدید مستهلک شدن روبه‌رو می‌کند. به عنوان یک آسیب این نقیصه باید هرچه زودتر برطرف شود و بسیار به جا و نیکو است که سرمایه‌گذاری لازم در این قسمت صورت بگیرد و این اسناد و مدارک و منابع به صورت دیجیتالی بایگانی و ثبت شوند و در اختیار محققان و پژوهشگران گذاشته شود. باید هرچه سریع‌تر و تا دیر نشده است به فکر احیا و احصای این گنجینه‌ها و آرشیوهای مختلفی که در اختیارمان است، باشیم، چون آرشیو در همه زمینه‌ها به مثابه گنجینه، حافظه‌ و شناسنامه یک ملت است که چراغ راه پژوهشگران و محققان برای روشن کردن زوایای پنهان و آشکار تاریخ در آینده و برای رسیدن به فردایی روشن است.»
نویسنده کتاب «پژوهشی در ترویج فرهنگ تئاتر» درباره نقش و تأثیر و بها دادن به امر پژوهش در جامعه گفت: «با پژوهش کردن، حال جامعه خوب می‌شود؛ چراکه بسیاری از گره‌های کور، بازمی‌شود و دُمل‌های چرکینی که مُلتهب شده‌اند، درمان پیدا می‌کنند و این به معنای قدر دانستن و ارزش دادن به جایگاه و حفظ کرامت انسان‌ها است که در تمامی جوامع پیشرفته، به این مهم بها داده می‌شود.»

سارا صادقیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چی بود این خدایی
نوبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسخره و افتضاح
نوبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نهیب می زنم:
" از دیدن سقوط لذت ببر رفیق"
کجا خوندم کجا دیدم؟
فیلم کوتاه یا بلند؟ یادم نیست
جمله عجیبی بود
محسن این را خواند
احسان صالح نژاد و آیسان والیپور این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با حضور تعدادی از هنرمندان سرشناس سینمای ایران
» انجمن سینمای جوانان ایران نمایندگی سنقر و کلیایی کارگاه‌های آموزشی برگزار می‌کند
... دیدن متن »

انجمن سینمای جوانان ایران نمایندگی سنقر و کلیایی با حضور تعدادی از هنرمندان سرشناس سینمای ایران؛ کلاس‌های فشرده و کارگاه‌های آموزشی را برای هنرجویان سراسر کشور برگزار می‌کند.

انجمن سینمای جوانان ایران نمایندگی سنقر و کلیایی با مدیریت «مهدی اصلانی» و با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان سنقر و کلیایی و همچنین با حضور تعدادی از هنرمندان سرشناس سینمای کشور از جمله؛ «کامبوزیا پرتوی»، «جهانگیر میرشکاری»، «ایرج رامین‌فر»، «نیکی کریمی»، «مرتضی پورصمدی»، «تورج اصلانی»، «مصطفی خرقه‌پوش»، «سودابه خسروی»، «امید بنکدار»، «کیوان علیمحمدی» و «سهراب نوربخش»؛ برای نخستین بار در غرب کشور، کلاس‌های فشرده و کارگاه‌های آموزشی در رشته‌های مختلف سینما را برای هنرجویان سراسر کشور برگزار می‌کند.

رشته‌هایی که در این کلاس‌های فشرده و کارگاه‌های آموزشی دو روزه و سه روزه در تابستان امسال تدریس می‌شوند، عبارتند از:

فیلمنامه نویسی توسط «کامبوزیا پرتوی»، صدا توسط «جهانگیر میرشکاری»، طراحی صحنه و لباس توسط «ایرج رامین‌فر»، کارگاه بازیگری توسط «نیکی کریمی»، عکاسی توسط «مرتضی پورصمدی»، فیلمبرداری توسط «تورج اصلانی»، تدوین توسط «مصطفی خرقه‌پوش»، گریم توسط «سودابه خسروی»، خلاقیت در کارگردانی توسط «امید بنکدار» و «کیوان علیمحمدی» و همچنین عکاسی، فیلمسازی دیجیتال، فوتوشاپ Photoshop و پریمیر Premier توسط «سهراب نوربخش».

مدیریت آموزش کلاس‌های فشرده و کارگاه‌های آموزشی در رشته‌های مختلف سینما انجمن سینمای جوانان ایران نمایندگی سنقر و کلیایی بر عهده «مهدی اصلانی» هنرمند فیلمبردار و عکاس است و هنرجویان سراسر کشور می‌توانند در این کلاس‌های فشرده و کارگاه‌های آموزشی دو روزه و سه روزه که در شهرستان سنقر و کلیایی در استان کرمانشاه برگزار می‌شود شرکت کنند و از طرف برگزارکنندگان این دوره‌ها به شرکت کننده‌ها گواهی معتبر اهدا می‌شود و کلیه امکانات رفاهی برای هنرجویان غیر بومی نیز فراهم شده است.

علاقمندان برای شرکت در این کلاس‌های فشرده و کارگاه‌های آموزشی می‌توانند از طریق شماره تلفن‌های ٠٨٣٤٨٤٢١٠٨٤- ٠٨٣٤٨٤٢١٠٨٥- ٠٩١٢٨١٨٢٤٢٦ و یا اینستاگرام: iycs.sonqor و کانال تلگرام: @iycssonqor و نشانی استان کرمانشاه، شهرستان سنقر و کلیایی، نبش چهار راه شهید کاکایی، انجمن سینمای جوانان ایران ـ دفتر نمایندگی سنقر و کلیایی به صورت حضوری ثبت نام نمایند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» محمد حدادی برای فیلم‌برداری «وقت نهار» از جشنواره فلامینگو جایزه گرفت
... دیدن متن »

جایزه بهترین فیلم‌برداری جشنواره فیلم فلامینگو به محمد حدادی برای فیلم برداری «وقت نهار» رسید.

فیلم کوتاه «وقت نهار» به کارگردانی علیرضا قاسمی که پیش از این نامزدی نخل طلای فیلم کوتاه جشنواره کن را در کارنامه خود دارد و در ماه آینده در جشنواره فیلم کوتاه پالم اسپرینگز آمریکا رقابت خواهد کرد در تازه‌ترین موفقیت خود جایزه بهترین فیلم‌برداری چهارمین دوره جشنواره فیلم فلامینگو آمریکا را دریافت کرد.

گفتنی است محمد حدادی فیلم‌بردار جوان سینمای ایران که تاکنون افتخاراتی چون جایزه فیلم‌برداری جشنواره‌های گرنداف، سینما حقیقت و شرکت در کمپ استعدادیابی جشنواره فیلم برلین را در کارنامه خود دارد.

چهارمین دوره جشنواره فیلم فلامینگو در تاریخ 15 ژوئن برابر با 25 خرداد فیلم‌های راه یافته به بخش مسابقه و برگزیدگان خود را در دانشگاه آتلانیک فلوریدا به نمایش خواهد گذاشت.

 

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» رویا نونهالی جایزه بازیگری جشنواره آمریکایی را برای فیلم کوتاه «هایلایت» دریافت کرد
... دیدن متن »

رویا نونهالی بازیگر سرشناس سینما ایرانی برای بازی در فیلم کوتاه «هایلایت» جایزه بازیگری جشنواره Festigious آمریکا را دریافت کرد.

فیلم کوتاه «هایلایت» به کارگردانی شهرزاد دادگر در نخستین حضور بین‌المللی خود موفق به کسب جایزه بازیگری جشنواره Festigious با عنوان «زن الهام بخش در فیلم» شد. گفتنی است این جشنواره به صورت رقابت ماهانه و با حمایت وب‌سایت IMDB در لس آنجلس برگزار می‌شود و این جایزه در دوره رقابتی ماه می میلادی کسب شده است.

در این فیلم کوتاه رویا نونهالی، نسیم ادبی، ساناز مصباح، رابعه مدنی، شفق شکری و بهناز جعفری هنرنمایی کرده‌اند.

دیگر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از: نویسندگان: شهرزاد دادگر و پانته آ حسینی، فیلم‌بردار: وحید ابراهیمی، صداگذاری و میکس: علیرضا علویان، تدوین و تصحیح رنگ: نیما دبیرزاده، طراح صحنه و لباس: مهشید جوادی، صدابردار: وحید رضویان، طراح چهره پردازی: پریا روشن، گروه کارگردانی: نادر خالدیان، اشکان آرش کیا، مدیر تولید: علی اکبر کرمی، تهیه‌کننده: سعید هنرآموز و نیما دبیرزاده، مجری طرح: شرکت فیلم‌سازی و پژوهش‌های سینمایی هیلاج

 

 

ارزو ع این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» فیلم کوتاه «روتوش» در روسیه و پرتغال به نمایش درمی‌آید
... دیدن متن »

فیلم کوتاه «روتوش» به کارگردانی کاوه مظاهری در کشورهای روسیه و پرتغال به نمایش درمی‌آید.

«روتوش» در ادامه حضورهای بین‌المللی خود در بخش مسابقه بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم کوتاه ویلادوکنده پرتغال و سی و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو به نمایش درمی‌آید.

جشنواره فیلم ویلادوکنده مهم‌ترین جشنواره فیلم کوتاه کشور پرتغال است که از سال 1993 هرساله در شهر ویلادوکنده پرتغال برگزار می‌شود. ویلادوکنده یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان است که قدمت آن به دوران پارینه سنگی می‌رسد. قرار است امسال به خاطر 25 سالگی جشنواره، مراسم یادبود ویژه‌ای برگزار شود و از کتاب «ربع قرن جشنواره ویلادوکنده» رونمایی شود، کتابی با یادداشت‌های یادبود، عکس‌های 24 سال گذشته و خاطرات باارزش شرکت کنندگان در دوره‌های پیشین.

جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو نیز به عنوانی یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین جشنواره‌های فیلم در جهان و روسیه فعالیت خود را از سال 1935 آغاز کرده است. گفتنی است در این دوره جشنواره رضا میرکریمی به عنوان یکی از اعضای هیات داوران این جشنواره حضور خواهد داشت.

فیلم «روتوش» که قبلا سیمرغ بهترین فیلم کوتاه داستانی جشنواره فیلم فجر، جشن خانه سینما، جشنواره ترایبکا (آمریکا) و جشنواره کراکوف (لهستان) را از آن خود کرده بود، از تاریخ 8 تا 16 جولای برابر با 17 تا 25 تیرماه در  جشنواره ویلادوکنده پرتغال و از تاریخ 22 تا 29 ژوئن برابر با 1 تا 8 تیرماه در جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو به عنوان تنها نماینده سینمای ایران در این رویدادها حضور خواهد داشت.

عواملی که در ساخت این فیلم با کاوه مظاهری همکاری داشته‌اند، عبارتند از؛ بازیگران: سونیا سنجری، محمدحسین زیکساری، هانا فولادی فرد، آزاده آبادپور، سیامک فارسی، هانیه مفلح، فروغ عزیزی، نگین احمدی، شیرین هراتی، مدیر فیلم‌برداری: محمدرضا جهان پناه، طراح صحنه: عادله چراغی، تدوین: پویان شعله‌ور، طراحی گریم: حسنا خان محمدی، صدابردار: هادی معنوی پور، صداگذار: حسین قورچیان، مدیر تولید: علی جانب اللهی، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: حامد نجابت، اصلاح رنگ و نور: محسن خیرآبادی، طراح پوستر: علی باقری، سرمایه‌گذاران: انجمن سینمای جوانان ایران، کاوه مظاهری، پویان شعله‌ور، گیلناز میرمشتاقی، تهیه‌کننده: کاوه مظاهری، تهیه‌شده در انجمن سینمای جوانان ایران.

 

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» پایان خرداد‌ماه، آخرین مهلت ثبت نام در جشن فیلم کوتاه
... دیدن متن »

مهلت ارسال فیلم‌های کوتاه به هشتمین جشن مستقل فیلم کوتاه تا پاپان خردادماه خواهد بود. علاقمندان می‌توانند برای ثبت نام به سایت انجمن فیلم کوتاه ایران www.iranianshortfilm.com مراجعه نمایند. 

هشتمین جشن مستقل فیلم کوتاه امسال به دبیری «امیر توده‌روستا» و توسط انجمن صنفی فیلم کوتاه ایران برگزار می‌شود. فیلم‌های رسیده پس از انتخاب توسط آکادمی ایسفا مورد داوری قرار گرفته و برگزیدگان در رشته‌های مختلف در شهریور ماه معرفی خواهند شد. 

همچنین 5 نامزد بهترین فیلم هشتمین جشن مستقل فیلم کوتاه، مستقیما به نوزدهمین جشن بزرگ خانه سینما نیز معرفی شده تا یک فیلم کوتاه تندیس شایستگی سینمای ایران را در بخش فیلم کوتاه دریافت نماید.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» پور حسینی، بازغی و فراهانی به سریال گمشدگان پیوستند
... دیدن متن »

تصویر برداری  مجموعه گمشدگان به کارگردانی رضا کریمی همچنان ادامه دارد و به تازگی بازیگران شناخته شده ای به این سریال پیوستند

به گزارش مشاور رسانه ای  مجموعه تلویزیونی سریال گمشدگان، پرویز پور حسینی  پژمان بازغی ،فریبا نادری،شقایق فراهانی ،رامین ناصر نصیر، پاشا رستمی و بهاران بنی احمدی به عنوان بازیگران جدید  به سریال گمشدگان پیوستند و جلوی دوربین رفتند و قرار است بزودی بازیگران مطرح دیگری در هفته آینده به سریال بپیوندند

پیش از این بازیگرانی همچون  روشنک گرامی ،بهنام تشکر، ستاره اسکندری ، سعید داخ،کتانه افشاری نژاد،مهرداد ضیایی،حسن تسعیری، یاسر جعفری ،آرزوابی زاده،سارا مهدوی، ادوین راستاد،در سریال نقش آفرینی کردند

تصویر برداری این مجموعه همچنان ادامه دارد و تاکنون بیش از  60درصد سریال پیشرفت داشته است و تدوین آن نیز به صورت همزمان ادامه دارد تا سریال برای  پخش در موعد مقرر در تابستان سال 96 آماده شود.

مجموعه تلویزیونی «گمشدگان» محصول گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما است  و داستان  آن با نگاهی آسیب شناسانه  و اجتماعی به  معضل اعتیاد و تاثیرات مخرب آن بر خانواده می پردازد.

عوامل سریال «گمشدگان» عبارتند از:  کارگردان: رضا کریمی، نویسندگان‌: رضا مقصودی‌ و احسان‌ جوانمرد، مدیر تصویر برداری : علیرضا رنجبران، تصویر بردار: سجاد حیدری ، تدوین :فریدون جامه بزرگ مدیر تولید: مهدی رجبی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز : عادل معصومیان، طراح صحنه و لباس: پیام سوری ، طراح گریم: مجید اسکندری، صدابردار: رضا کنشلو، منشی صحنه: جمشید خندان، مدیر تدارکات: روح‌الله رهبری، ،عکاس:علی حمیدنژاد، نورپرداز:نورالدین جعفری، مشاور امور رسانه ای: علی‌ زادمهر،ناظر کیفی :سید هادی موسوی تهیه کننده: علی حجازی مهر، محصول گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم کلا برام عنصر مهم و قابل احترامیه...به نظرم اگر از یک فیلم فقط یه سکانس یا یک دیالوگ یا یه نکته طوری روت تاثیر بذاره که ذهنت رو برای خودش کنه این جادو ارزشمنده.....فیلم زیاد میبینم....خارجی و ایرانی......از کارگردان ها و بازیگرهایی که سبکشون رو میپسندم و یک فیلمشون رو هم جا نمیندازم بگیرید تا ........فیلم ایرونی هم زیاد میبینم البته نه هر فیلمی.... معمولا هم تنها سینما میرم....به یاد ندارم وسط یک فیلم هر چقدر برام کسل کننده باشه بی خیالش شده باشم،ادامه دادم به امید یه فینال خوب یا یه نقطه اوج یا یک جمع بندی نهایی تو ذهنم که بگم ای بدک نبود......ولی برای اولین بار بود که وسط فیلم تو سالن سینما واقعا دلم میخواست برم....فقط برم.......هیچ مطلق........بی محتوا...ناقص....بی هدف....به قول دوستان یه (((خب که چی)))عمیق توش موج میزنه.....
ماهرو رستمی ، وحید هوبخت و یاسمن این را دوست دارند
شانسی که اورد این بود که توقیف شد .همین باعث شده که عده ای به این بهانه برن ببنن وگرنه فک کنم یک دهم این هم فروش نمی کرد
۲۲ خرداد
به دوستان توصیه میکنم به برگه یکشنبه های سورئال سری بزنید...اگر امکان رفتن حضوری هم ندارید فیلم های خوبی معرفی میشه.....اگر کلا فیلم های اینچنینی دوست دارید کارهای دیوید لینچ هم مثال زدنیه....مسافران بهرام بیضایی هم یه پیشنهاد عالیه...سبز باشید
۲۴ خرداد
نظر شما محترم هست...اما بنظر من فیلم خوبی بود و اگر کمی کارگردانش تجربه بیشتری داشت میتونست یه اثر درخشان باشه...بهرحال ایده اصلی و خلاقیت های جابجاش ارزشمند بود
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» نسخه نمایش خانگی «ماجرای نیمروز» به زودی توزیع می شود
... دیدن متن »

 

نسخه نمایش خانگی فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» اثر درخشان محمد حسین مهدویان به تهیه کنندگی سید محمود رضوی به زودی وارد بازار می شود. 

نسخه خانگی این فیلم توسط موسسه هنرهای تصویری سوره به زودی توزیع خواهد شد. البته سازندگان فیلم در تلاشند با توجه به درخواست مکرر مخاطبین برای توزیع زودهنگام اثر، نسخه ویدئویی این فیلم را برای عید فطر وارد بازار کنند. 

«ماجرای نیمروز» نوروز 96 اکران عمومی شد و با توجه به فضای سیاسی تاریخی فیلم که به حوادث مهم انقلاب در ابتدای سال 60 می پردازد، توانست به فروش نزدیک به ٥ میلیاردی دست یابد. این رقم برای چنین آثاری رکورد قابل توجه ای در سینمای ایران است. 

همچنین این اثر در جشنواره فیلم فجر سال گذشته هم مورد توجه مخاطبین و منتقدین قرار گرفت و توانست5 سیمرغ بلورین را از آن خود کند و فیلم منتخب مردمی این رویداد شود.

در «ماجرای نیمروز» مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازی فر، مهدی زمین پرداز، حسین مهری، محیا دهقانی، لیندا کیانی، امیراحمد قزوینی، امیرحسین هاشمی و جواد عزتی با حضور مهدی پاکدل به ایفای نقش می پردازند. 

در خلاصه داستان این فیلم آمده است:در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

از عوامل تولید «ماجرای نیمروز» می توان به:فیلمنامه:محمد حسین مهدویان و ابراهیم امینی، مدیر فیلمبرداری:هادی بهروز، طراح گریم:محسن دارسنج، طراح صحنه و لباس:بهزاد جعفری، تدوین:سجاد پهلوان زاده، صدابردار:هادی ساعد محکم،صدا گذار:مهرشاد ملکوتی، موسیقی:حبیب خزایی فر، مدیر تولید:سعید شرفی کیا، جلوه های ویژه:محسن روزبهانی، برنامه ریز:وحید کاشی، دستیار اول کارگردان:عبدالرحیم صاحب الفصول، انتخاب بازیگر و بازیگردان:ابراهیم امینی، عکاس:سحاب زری باف، مشاور رسانه ای:بیتا موسوی، مجری طرح:کامران حجازی و تهیه کننده:سید محمود رضوی محصول مشترک موسسه سیمای مهر، بنیاد سینمایی فارابی ، سازمان سینمایی حوزه هنری انقلاب اسلامی و موسسه تصویر شهر است.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» امیرتوده روستا به عنوان دبیر هشتمین جشن مستقل فیلم کوتاه معرفى شد
... دیدن متن »

مرضیه وفامهر عضو هیات مدیره و سخنگوی انجمن فیلم کوتاه ایران در خبری اعلام کرد با توجه به برگزاری هشتمین جشن مستقل فیلم کوتاه، امیر توده روستا فیلمساز و عضو هیات مدیره انجمن فیلم کوتاه از طرف هیات مدیره ی ایسفا به عنوان دبیر هشتمین جشن برگزیده و فعالیت خود را آغاز کرد.

امیر توده روستا فیلمساز فیلم کوتاه، فارغ التحصیل دانشگاه سوره است او فیلمسازی را از سال 1376 در سینمای جوان کرج آغاز کرد و تاکنون 16 فیلم کوتاه داستانی ساخته است.

سلام آقای ایول، دزد شکلاتی، تلالو، رادیولوژی یک پرتره و جای منو توی اتاق بنداز از جمله فیلمهای این کارگردان هستند که در جشنواره های داخلی و خارجی موفق به دریافت جوایز شده اند. فیلم تلالو در دهمین جشن خانه سینما در سال 85 موفق به دریافت تندیس بهترین فیلم کوتاه شده است. 

وفامهر افزود: مهلت ارائه آثار تا پایان خرداد ماه از طریق سایت ایسفا خواهد بود. علاقمندان می توانند جزییات و شرایط ارایه ی آثار را در فراخوان جشن فیلم کوتاه منتشر بر سایت ایسفا پیگیری کنند. iranianshortfilm.com

 

نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» نمایش فیلم  والدراما در دانشگاه علامه طباطبایی 
... دیدن متن »

فیلم سینمایی والدراما به کارگردانی عباس امینی  در دانشگاه علامه طباطبایی  به نمایش در می آید .

به گزارش مشاور رسانه ای فیلم والدراما ،شبکه یاری کودکان کار به مناسبت ۲۲ خرداد (12ژوین ) روز جهانی مبارزه با کار کودک٬ با همکاری و  مشارکت انجمن علمی تعاون و  رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی نشست تخصصی با عنوان  واکاوی کار کودکان را  برگزار می کند.

در این نشست فیلم سینمایی والدراما به کار گردانی عباس امینی  به نمایش در می آید و نشست بررسی تخصصی وضعیت کودکان کار با حضوردکتر شیرین احمدی نیا٬ دکتر گلنار مهران٬ دکتر محمد مالجو و دکتر پویا علاالدینی  و فرشید یزدانی برگزار می آید 

نمایش فیلم والدراما و نشست بررسی وضعیت کودکان کار  روز دوشنبه 22 خرداد از ساعت 16 الی 20 دردانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی(سالن مطهری) در خیابان شریعتی٬ تقاطع بزرگراه همت٬خیابان گل نبی برگزار می شود.

فیلم سینمایی والدراما به کارگردانی عباس امینی هم اکنون در گروه هنر و تجربه در حال اکران است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» بعد از «گذشته» فرهادی این بار «ناکوک» در دوربان
... دیدن متن »

فیلم سینمایی «ناکوک» به کارگردانی امیر پورکیان و تهیه‌کنندگی خانه فیلم پروان و امیر عابدى  برای حضور در جشنواره دوربان پذیرفته شد.

به گزارش مشاور رسانه‌ای فیلم «ناکوک»، این فیلم بعد از «گذشته» اصغر فرهادی که جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره دوربان دریافت کرد، نخستین فیلمی است که از ایران برای حضور در بخش اصلی جشنواره بین‌المللی فیلم دوربان انتخاب شده است.

جشنواره بین‌المللی فیلم دوربان قدیمی‌ترین و بزرگترین فستیوال فیلم در منطقه جنوب آفریقا است که هرساله در شهر دوربان آفریقای جنوبی برگزار می‌شود

«ناکوک» یک درام اجتماعی و نخستین اثر امیر پورکیان در مقام کارگردان است که با قصه‌ای متفاوت نوع خاصی از مشکلات خانوادگی را مد نظر قرار داده است.

در خلاصه داستان «ناکوک» آمده است: وقتی فک می‌کنی همه چی داره درست پیش میره از همون جایی که مطمئن‌تری ضربه می‌خوری!!

شقایق فراهانی، سعید شریف، سام حسامی و مهسا علافر بازیگران «ناکوک» هستند.

عوامل «ناکوک» عبارتند از: کارگردان: امیر پورکیان، نویسنده: علی اصغری، تهیه‌کننده: خانه فیلم پروان و امیر عابدى، فیلمبردار: مرتضی قیدی، طراح صحنه: آبتین برقی، صدابردار: محمد شاهوردی، صداگذار: حسن ابوالصدق، طراح چهره‌پردازی: الهام اطیابی، تدوین: حامد حسینی، مدیر تولید: ایرج رحمانی، موسیقی: شهریار حدادی، مشاور رسانه‌ای: مریم قربانی‌نیا و مشاور تبلیغات و فضای مجازی: سپیده هاشمی

 

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خنده دار بود! البته اون که فضای دهۀ شصت و هفتاد رو درک کرده و اون موسیقی ها و اجراهای مایکل جکسون و ... رو، طبیعتاً بیشتر ارتباط می گیره با فیلم. اما واقعا من علی رغم اینکه واقعا خندیدم، روم نشد با خواهرم حتی برم دوباره ببینمش. بخصوص سر سکانس معجون! فکر می کنم اگه دو سکانسی که دربارۀ دوست شهیدش بود در فیلم نبود، عمراً مجوز پخش نمی گرفت :) چون خیلی رقص و اینا داشت فضاش و این خیلی بعیده از سینمای ایران!
اواخر فیلم هم خیلی شوکه شدم. واقعا انتظار نداشتم فیلم به این شکل فضاش تغییر کنه. با این حال فکر می کنم جذاب تر از قسمت اول بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا ارزش دیدن نداشت! :| نه قصۀ درست و حسابی، نه طنز خاص و متفاوت! فقط تیزر جذابش مخاطب رو جذب می کرد. همین.
هفده دقیقه سانسور شده ...بعد از خرید نسخه قانونی ،میتونین نسخه کامل رو از یوتیوب دانلود کنین....اگه اهل کمدیهای سرگرم کننده باشین ،فیلم بامزه و بشدت خنده داری هست و طبعا در همین دسته باید ارزیابی بشه
۲۱ خرداد
آقای فتحیان...شما توقعاتی دارین که متناسب با به فیلم کمدی-رمانتیک سرگرم کننده مخصوص مخاطب عام نیست...اتفاقا در کلاس مخصوص خودش(طبعا نباید با فروشنده یا اژدها یا حتی قلب اتمی مقایسه بشه) موفق هست...در هالیوود الان چندین سال هست که در بهترین کمدیها بار اصلی ... دیدن ادامه » خنده زایی! بر عهده دیالوگها و شوخیهای اروتیک هست(که البته کوچکترین ایرادی نداره) و طبعا ساخت چنان فیلمی ساده تر هست اما توآلبالو کلیت موضوع و وضعیت رخ داده و تیپ هایی که مقابل هم قرار گرفتن به شوخیا شکل میدن.... برای اثبات موفقیت نسبی آلبالو میشه باین واقعیت اشاره کرد هالیوود کمدیهایی که ویژگی های مورد اشاره شما رو داشته باشن هر چن سال یبار ساخته میشن و اتفاق محسوب میشن (اگر مخالفین اسم پنج تا از کمدیهای بامزه 2016 رو بگید)...بگذریم که در کمدی-رمانتیک سالهاست فیلمی ساخته نشده که ملت رو بارها به قهقهه وادار کنه....نهایتا تاکید میکنم البالو یه فیلم صرفا سرگرم کننده خنده دار و بدون ادعاست و درین چارچوب موفق هست.... اما اگر دنبال ارزشهای سینمایی اعتراض بوضع موجود طرح سوال و... باشیم در سایر فیلمها من جمله هنروتجربه ایها باید دنبالشون بود و اونها رو با چنین معیارهایی قضاوت کرد.....از صدقه سر البالو وسایر کمدیهاست که سینماها ورشکسته نمیشن و...و...و...و امکان ساخت اثار ارزشمندی که بشه بارها دیدشونو باشون زندگی کرد بوجود میاد
۲۱ خرداد
جناب دانش عزیز ، عرض سلام
1. فیلم های کمدی روز هالیوود را زیاد دنبال نمی کنم بنابراین در این مورد ، صاحب نظر نیستم که بخواهم مقایسه ای بین الگوهای رایج و اصطلاحا بفروش جریان سینمای هالیوود و سینمای خودمان داشته باشم .
2. در مورد پنجاه کیلو آلبالو ، گشت ... دیدن ادامه » ارشاد ، اخراجی ها ، طبقه حساس ، نهنگ عنبر ، خوابم میاد ، سالواداور ، سن پترزبورگ ، خوب بد جلف و ورود آقایان ممنوع که فیلم های شاخص سینمای گیشه در نزدیک به یک دهه اخیر بوده اند ، قضاوت ارزشی و ایدئولوژیک در مورد جنس شوخی ها نکردم ، توقع زیادی هم از اسامی شناخته شده صاحبان و دست اندرکاران این آثار ندارم جز یک ساعت و نیم اوقات شاد بی حس خسران و اتلاف وقت و پول . فرم عجیب و فیلمنامه شاهکار و شوخی های دسته اول و بازی های درجه یک نمی خواهیم ، اما توقع رعایت همان قواعد تضمین کننده فروش در حد استاندارد سینمای خودمان - که مطلوب خود سرمایه گذاران هم هست - و یک فیلمنامه سر و ته دار با موقعیت ها یا تیپ های بامزه آیا توقع زیادی است ؟ مگر در این سال ها ما نمونه های موفق سن پطرزبورگ افخمی و ورود آقایان ممنوع جوان را نداشته ایم که هم فروش خوبی کرده اند هم نظر مساعد اهالی فن را به خود اختصاص داده اند ؟
3. اهمیت این نوع سینما در بقای سینمای ایران بسیار مقبول اما یک نکته حایز اهمیت است :
مگر جز این نمونه های محدود - که تازه بهترین های موجود سینمای ایران در سینمای گیشه هستند - ما اثر قابل ارایه ای به مردم سینما رو و کمدی دوست خودمان داشته ایم و به آن ها حق انتخاب در میان آثار کمدی روی پرده داده ایم که بخواهیم در باد فروش چند ده میلیاردی شان بخوابیم و به آن ها ببالیم ؟
مگر نه این که همین آثار شاخصی که ذکر شد در طول سال ها ، سلیقه و سطح توقع مخاطبی مثل من و شما از سینمای خودمان را شکل داده است ؟
سپاس از شما
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا فیلم فوق العاده ای بود
موضوعی که مادران سرزمین ما رو نشونه گرفته و روز به روز زندگی زناشویی پدر و مادرها رو دلمرده تر میکنه.
بازی خانم مریلا زارعی فوق العاده بود و واقعا سیمرغ حقشون بود.
اون نگاه خسته و غمگین مادر داستان بدجور چنگ به دل میزد.
دیدن این فیلم برای تمام زوج های ایرانی از واجباته!!
farhad riazi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیشتر مشکل دوستان در لذت بردن از فیلم به نظرم در این خلاصه میشد که محمدرضا گلزار رو یک شخصیت واقعی می پنداشتنددر فیلم....
اگر هم نظرشون خلاف این بود رفتارها رو با دنیای واقعی می سنجیدن... رفقا چارچوب ذهن رو آزاد کنید, شخصیت غیرواقعی یعنی میتونی بره کنار صدام, میتونه بره به دنیای دیگه...دنیای فیلم رو تو چارچوب دنیای خودتون نیارید...بی خیال بشید و برید رو فاز..برید تو دنیای فیلم غرق شید..
به تفاوت دو نگاه در دو دختر ماجرا دل بدید.به پگاه آهنگرانی ناامید, در حال از دست دادن رفیق, سوال کننده مفهوم C27 , مریض و در حال مرگ و ترانه علیدوستی فراری از کشور و سختیهاش, حساس به مسائل سیاسی و شنونده صدای هیتلر تو گوشش وقتی میگه من اگر بخوام می تونم دوستت رو ببرم...به جزئیات نگاه کنید نه تفسیر بر اساس دنیای واقعی که اصلا فیلم اومده برای شکوندن و نابود کردن این دنیای واقعی.
اما ... دیدن ادامه » خب همه اینها به کنار, هرکس لذت برد از فیلم یا نبرد به کنار...
اون آخر فیلم وقتی گلزار در حین یک انفجار قراره از ذهنیت اینها حذف بشه, وقتی هیجانی رفته و دیگه بازنمی گرده, وقتی بازی سنگ کاغذ قیچی تموم میشه که باید هم همینجور تموم میشده چون تو ذهن این دو تا در جریان بوده, یه حس عجیبی وجودم رو گرفت...حس برگشتن به زندگی عادی...
اینقدر عادی که من رو ترسوند ...ترانه می رفت و پگاه با تمام مریضی و تنهاییش می موند و همه چیز به سبک و سیاق عادی برگشت...
و بدون اغراق دلم سوخت, برای تمام جوونهایی که دیدیم و بودیم تو سخت ترین شرایط...


تحلیلتون رو دوست داشتم.
اما به نظرم یه دلیل دیگه که خیلیا ناراضی بودن، اینه که فیلم داستان خاصی رو دنبال نمی کرد و صرقا برشی از زندگی شبانه چند جوون (هرچند جذاب) بود.
۲۱ خرداد
از خانم کاملیا عبدالصمد متشکرم....
همونطور که شما هم اشاره کردید فیلم خیلی دروازه های ورود به دنیای خودش رو نشونمون میده
باید بهترین درب و بهترین زمان رو انتخاب کنیم و از فیلم لذت ببریم
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید