تیوال سینما
S3 : 12:59:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برای اپیزود “ملاقات محرمانه خانم و آقا”

کجا می روی
باز هم می شود
نیمی از قلب تو را داشت؟
دوباره نیایش چشمانت
طپش های بی قرارم شود؟

زمان برای همیشه متوقف شده
طراوت اشعارم
چرخان هستند در هوا
شبیه شکوفه های انبوه
مثال نیلوفرهای لاجوردی

چه در شادی
چه ... دیدن ادامه » در غم
بی رحمی نیست
که روزگارم را
فقط با یادت سپری کنم؟

دلم در سینه
چنان خرسند بود
که ماهی سرخی شناکنان
در حوض کوچ
همان حوض همیشه آبی رنگ

پیوسته
در تمامی لحظات شبانه روز
در بازخوانی خیالم هستم
دست در دست
چشم در چشم

هیچ گاه در اجرای دین خود
تاخیری نداشته ام
بیا و یک بار دگر
مرا در آغوش بگیر
بگذار سحرگاهان ما را
بدین گونه باز بیابند.


#مجتبی
امیر مسعود و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد
درباره فیلم تگزاس ۲ i
برخلاف شماره یک فیلم که خیلی مصنوعی ، نچسب و مسخره بود این یکی به عنوان یک فیلک کمدی و تفریحی داستانش رو خیلی خوب تعریف میکرد و همزمان می خندوندت!!! برای در کردن خستگی آخر شب خوب بود
سپیده و میترا این را خواندند
ماهرو رستمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد
درباره فیلم ژن خوک i
فیلم تا وسط فیلم یعنی دقیقا تا جایی که معلوم میشه بچه های املشی دنبال رضان خیلی خوب و جذاب پیش میره ولی دقیقا از همونجاش سکته میزنه و خلاص...
امیر مسعود، سپیده و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ووشن
درباره فیلم قصر شیرین i
شاید داستانی تازه نداشت، و کارگردانی فیلم مثل باقی کار های رضا میرکریمی بود، ولی بعد مدت ها فیلم دیدم! بعد از مدت ها ساعتم رو نگاه نکردم و گنگی بی اندازه ی داستان موجب نشد فیلمبرداری و بازی ها و ... به چشم نیاد. فیلم خوبی بود.
امیر مسعود، سپیده و میترا این را خواندند
رویا و هانیه مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اتفاقات فیلم بارها دستمایه فیلم های کمدی شده بود ولی به نظرم در خندوندن بیننده موفق بوده تگزاس 2 حداقل برای من که اینچنین بود :)))
سپیده این را خواند
بهزاد، رویا، میترا، آقامیلاد طیبی و محسن جوانی این را دوست دارند
من تکزاس یک رو خیلی دوست داشتم و باهاش خندیدم. ولی تگزاس دو رو اصلا..:((
۲ روز پیش، پنجشنبه
تگزاس 2 به لحاظ خلق موقعیت کمدی خیلی خوب بود ایده چهارشنبه سوری، رانندگی مردم، و خلق کاراکتر بامزه
یک ش هم از این لحاظ بد نبود ولی فک کنم با 2 ش من بیشتر خندیدم :))
دیروز
پس برم ببینم بخندم. :))
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"هر کس از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من"
میدان جونان سابق، روایت جوانی پر التهاب تنها مینا اکبری نیست؛ چه بسیارند آنها که در آن دوران "طلایی" مطبوعات، سرنوشت زندگیشان به نحوی رقم زده شد. داشنجویانی که به خاطر باز و بسته شدن روزنامه ها مسیر زندگیشان تغییر کرد. جوانانی که طلیعه ی آزادی می دیدند و هر روز صبح، چشم به پیشخوان مطبوعات داشتند. حالا بیست سال گذشته و نگاه غم بار کارگردان، ماشاالله شمس الواعظین را در مزرعه ای، به کشاورزی دور از تهران نشان می دهد.
میدان جوانان سابق، نوستالژی روزنامه نگاری است ...
میترا، امیر مسعود و هومن شهباز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره دوره آموزشی جامع تربیت مربی نمایش خلاق i
آکادمی تخصصی و هنری راما برگزار می کند:
» ویدئویی از دوره آموزشی جامع «تربیت مربی نمایش خلاق»
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاسمن
درباره فیلم قسم i
+ بازیا خوب
+ فضاسازی و شخصیت پردازی عالی
+ ریتم سریع و داستان جذاب
همین موارد بالا برای من کافیه که از فیلمی لذت ببرم. به نظرم اگه به فیلمای هیجانی و غافلگیرکننده علاقه دارین این فیلم شما رو راضی می کنه.
لیلا مظاهری، میترا و سپیده این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم از لذت بصری و لوکیشن های جذاب سرشار شده و فقط به خاطر همین قسمتش توصیه میکنم تماشا کنید .
اما کارگردان نه تنها داستان و فیلمو ابتر میزاره بلکه اصلا از بازیگراش بازی های عالی نمیگیره چون دنبال شوآف هست و حماسی کردن فیلمش. فیلمنامه هم که هرچند کلید واژه مفهومی جذابی برای فیلم سازی داره اما به صورت کلی که مثل یه کلاف سردرگم هست و پر از اضافات و در جزییاتشم تا بخواین میتونین سوتی پیدا کنین.
میترا و سپیده این را خواندند
پویا فلاح این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به باور من، اکران تیرگان، درخشش سینمای ایران است و فیلم های آن، ستاره های سینمای ما هستند.
«روشویی» را بیشتر از همه دوست دارم، به لحاظ موقعیت خاص آن، دشواری ساخت آن، بازی های خوب، فیلم نامه کوتاه، قوی و چکشی، فیلم برداری بی نظیر و کارگردانی تحسین برانگیزش. ایده ساده ای که پرداخت هنری زیبایی دارد.
«آگهی فروش» بر خلاف فیلم قبلی که ایده ساده و به گوش آشنایی دارد، موضوع تازه ای را مد نظر قرار داده که دست کم در سینمای ایران -تا آنجا که من می دانم- هیچ فیلم سازی به آن نپرداخته است. ایده ای که به لحاظ تابو بودن مسایل جنسی، حتی مخاطبان هم شاید درک درستی از آن نداشته باشند- آنچنان که در دو نقد موجود خواندم، آن را به «بیماری» و اختلال روحی تعبیر کرده بودند، در حالی که با اندک مطالعه ای در صفحات روانشناسی متوجه خواهیم شد: «نشانه‌های فتیشیسم باید حداقل ۶ ماه ... دیدن ادامه » طول کشیده باشند و باعث اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حوزه‌های مهم کارکردی شوند. تنها در این صورت، نیاز به درمان وجود دارد.» به عبارت ساده تر، یادگارپرستی، نوعی گرایش جنسی است، اگرچه نامعمول و عجیب، اما لزوما بیماری تلقی نمی شود و در همه موارد، نیاز به درمان ندارد. همین نامعمول و عجیب بودن این گرایش جنسی با بازی فوق العاده آقای بازیگر و واکنش های تحسین برانگیز دختر خانم، زیبایی، تازگی و بکر بودن فیلم را دوچندان کرده است.
«دریای تلخ» از دید من در این اکران، رتبه سوم را می گیرد. فیلمی لبریز از احساس انسانی، عشق مادر، معصومیت کودک، دوستی و لطافت آن، سختی زندگی در شرایط پناهندگی و ... اما بزرگ ترین نقطه ضعف آن، به فیلم نامه برمی گردد؛ همان که خانم هدایتی در تیوال همین فیلم نوشتند: «گلوتن را خیلی ها نمی دانند چیه و لی قرص خواب رو چی ؟ ؟ .» فرد بزرگسال، هر چقدر که به زبان کشور میزبان ناآشنا باشد و هرچقدر که از مسایل دارویی بی اطلاع باشد، این قدر می فهمد که حل کردن نصف بسته قرص خواب آور یا هر نوع قرص دیگری در نوشیدنی کودک به منزله ی بازی با جانش است. بهتر بود نویسنده و یا کارگردان از چالش زبانی دیگری استفاده می کرد.
«موج کوتاه» به باور بسیاری از دوستان، رتبه یک این اکران و از دید من، رتبه چهارم را می گیرد. فضای انتزاعی فیلم، کنایه سیاسی آن به حاکمیت مستبد با تبلیغات فاشیستی، بازی خارق العاده بازیگر فیلم در شکنجه شدنش، عجز و ناتوانیش و مرگش، قصه گویی پنهان و شخصیت سازی خوب کارگردان، صداسازی شاهکار فیلم و جسارت همه هنرمندان فیلم در ساخت آن، همه و همه را ارج می گذارم و تقدیر می کنم، اما صادقانه و شخصا از فضای «خیلی» روشنفکری فیلم خسته ام و این خستگی و دلزدگی، شاید محصول جامعه ای باشد که در آن زندگی می کنم و دوره ای که پشت سر گذاشته ام. شاید اگر این فیلم را در دوره اصلاحات و ریاست جمهوری آقای خاتمی و جوانی خودم می دیدم، مثل کتاب مقدس احترامش می گذاشتم و حریصانه چندبار به تماشایش می نشستم!
«سیاه سرفه» رتبه آخر را دارد، چرا که جز رقص آخر فیلم، وجه شاخص دیگری پیدا نمی کنم. هر چقدر موضوع، بازی و کارگردانی فیلم به نظرم متوسط می رسد، چرخش پایانی فیلم از عصبیت شخصی به رقص دسته جمعی، هنرمندانه و زیباست.
«داش آکل» انیمیشن دلنشینی است با صدای خواننده خانمی دلنشین تر، اما صادقانه در رتبه بندی من، جایی ندارد، چون از کم ترین دانش ممکن راجع به انیمیشن برخوردارم. تنها می توانم بگویم از تماشایش لذت بردم.
در آخر، افتخار می کنم که در سرزمینی زندگی می کنم که با همه ی کژی ها و ناراستی هایش، با همه ی فقر و نداری هایش، هنرمندان بزرگی در سینما و تئاتر دارد که آثاری به این زیبایی خلق می کنند و خدا را شاکرم که زمان و توان مالی بهره بردن از این سرچشمه های هنر را دارم.
امیر مسعود و میترا این را خواندند
بیتا نجاتی و فرهاد ریاضی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من فیلم قشنگی بود که نشان میداد بخشش هنوز از بین نرفته
سپیده این را خواند
میترا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی قشنگ بود
این فیلم نشان می داد زنان حقی از این کشور دارند
سپیده و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشای فیلم کوتاه، لذتی خاص و هیجانی تکرار نشدنی در پی دارد، تجربه ای نظیر خواندن یک رباعی خیام.
تماشای «ملاقات محرمانه خانم و آقا» همین حس لذت بخش را به من داد. فیلم نامه ی قوی، بازی خوب بازیگران، استفاده عالی از صحنه و چیدمان وسایل، دکوپاژ فکر شده، شخصیت پردازی عالی هر چهار بازیگر اصلی و حتی بازیگر فرعی پنجم (خانم مشاور املاک)، گذشتن از خط قرمزهای فرهنگی با ملایمت، هوشمندانه و هنرمندانه و ... و بالاتر از همه اینها، سوژه ثابت سینما و مورد علاقه ی من: «عشق»!
«پرگار» فیلم دومی بود که از این مجموعه به دلم نشست: روایت زندگی خطی یا دایره وار پیرمردی تنها که به زیبایی و بی گفتگو تصویر شده است. نبود کلام در قاب بندی های زیبا گم می شود و حس تنهایی آمیخته با ترس از جامعه در کهنسالی، به تمامی بر آدم می نشیند.
صادقانه، از دید من، فیلم های «پانصد مثقال طلا» ... دیدن ادامه » و «باران های گاه به گاه» نمره ی متوسط می گیرند و فیلم «پرده توری»، کمی پایین تر از متوسط؛ آن هم بیشتر، به خاطر فیلم نامه که شعارگونه و متظاهر به روشنفکری سطحی از کار درآمده است. به اعتراض، به نویسنده فیلمنامه -که مطمئنم نقد مرا نمی خواند- می گویم: سیگار کشیدن های پیاپی، پر کردن جاسیگاری و نشستن پشت لپ تاپ به قصد نوشتن، درست در شب جدایی از همسر، به هیچ وجه نشان روشنفکری و هنرمندی نیست! شاید، هنر واقعی آن بود که نویسنده روی تنش و گفتگوی زوج در شب جدایی تمرکز می کرد تا از افتادن به دام کلیشه های تکراری نخ نما نجات پیدا می کرد؛ نظیر خنده ی بی موقع مرد از یادآوری چهره ی مبهوت قاضی که زوج روشنفکر، بی قیل و قال، درخواست طلاق داده اند!
امیر مسعود، ندا عابدی و میترا این را خواندند
روبینا بوغوسیان و بهار گراوندی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم کوتاه «تاسیان»، نخستین فیلم الهام احمدی به تدوین رسید. | عکس
» فیلم کوتاه «تاسیان»، نخستین فیلم الهام احمدی به تدوین رسید.
... دیدن متن »

فیلم کوتاه «تاسیان» به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی الهام احمدی از عکاسان رسانه‌ای با حضور علیرضا وحدی که پیش از این تدوین مستند «غمنومه فریدون» را برعهده داشته است، تدوین می‌شود. 
این فیلم 15 دقیقه‌ای در مرداد امسال و در لوکیشن‌های «سرای محله پیروزی» و «کتابفروشی نشر افق» تصویربرداری شده است. در «تاسیان» که با صدای عرفان ابراهیمی روایت می‌شود، شاهد تعاریف افراد از یک روز کاملا معمولی هستیم. 
«تاسیان» که البته با عنوان «یکشنبه غم‌انگیز» مجوز ناجی هنر را برای تولید دریافت کرده؛ یک عنوان گیلکی با مفهوم غم و دلتنگی است که کاملا با فضای فیلم همخوانی دارد. 
به گفته الهام احمدی؛ کارگردان این فیلم کوتاه که از فعالان هنری است، فارغ التحصیل دانشگاه هنر تهران و عضو انجمن ملی عکاسان ایران که تا پیش از این موفق به کسب رتبه در جشنواره‌های «شمسه»، هجدهمین جشنواره عکس بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران و حضور در چندین دوره جشن تصویر سال شده است، اولین رونمایی فیلم «تاسیان» در نزدیکترین جشنواره فیلم کوتاه پیش‌رو خواهد بود، با توجه به اینکه این کارگردان قصد دارد فیلم خود را به اکثر جشنواره‌های معتبر داخلی و خارجی ارسال کند.
صدیقه کیانفر، ندا عقیقی، حسن تسعیری، آزاده محمدیان، آناهیتا آذرپیوند، مهسا شاملو، فرناز خاکزاد، زهرا سعیدی، مجید کشاورزی، نیکناز طاهری یکتا، امیرحسین فاتحی، لینا ربیعی و امیررضا احمدی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند. 
عوامل فیلم کوتاه «تاسیان» عبارتند از: نویسنده، کارگردان، تهیه کننده: الهام احمدی، سرمایه گذار: علی اصغر ترکیان، دستیار کارگردان: نسترن فلاح، مدیر فیلمبرداری: رضا رضایی، صدابردار: ماهان جعفرزاده، تدوینگر: علیرضا وحدی، طراح گریم: مهرناز محوی، مدیر تولید: امیررضا احمدی، طراح صحنه: نوشین مختارپور، طراح لباس: نسترن فلاح، برنامه‌ریز: لینا ربیعی، دستیار تصویربردار: علی قزلحصاری، منشی صحنه: علی آریانیک، عکاسان: سجاد احمدی مجد/ رضا جاویدی.

۵ روز پیش، دوشنبه
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکران و نقد و بررسی فیلم « SEVEN » اثر دیوید فینچر | عکس
» اکران و نقد و بررسی فیلم « SEVEN » اثر دیوید فینچر
... دیدن متن »

فیلم سینمایی هفت در اولین نشست نقد و بررسی فیلم خانه فرهنگ ذهن برتر بررسی و اکران خصوصی می گردد.
فیلم «هفت» به نویسندگی اندرو کوین واکر و کارگردانی دیوید فینچر، داستان مامور جوانی به نام دیوید میلز است که در کنار کارآگاهی کهنه کار به نام ویلیام سامرست به دنبال دستگیری یک قاتل سریالی و باهوش و خطر ناک است که براساس ویژگی های هفت گناه کبیره که در الهیات مسیحی آمده، به جستجوی قربانیانش می پردازد.
این نشست با محوریت بحث آزاد، تحلیل سناریو فیلم و نقد و بررسی پلان به پلان با حضور آقای سید سجاد حسینی کارگردان و عضو تحریریه مجله فرم و نقد به همراهی آقای امیر داسدار فیلمنامه نویس روز پنج شنبه مورخ ۱۸ مهر از ساعت ۱۷ الی ۲۰ در خانه فرهنگ ذهن برتر برگزار می گردد.
نشست به شکل رایگان برگزار می گردد و با توجه به محدودیت تعداد نفرات، لذا علاقه مندان به حضور می توانند هرچه سریع تر جهت هماهنگی، با شماره تماس ۸۸۹۵۶۴۳۸ تماس حاصل نمایند.

۶ روز پیش، یکشنبه
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
آخ از این فیلم..
وای از این فیلم..
۶ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم چرا تا به امروز سراغ این شاهکار سینما نرفته بودم شاید مقدر بوده که در اغاز میانسالی با بحرانهای فلینی کبیر همراه شوم و ذره ذره این شاهکار رو نوش جان کنم.
بعضی واژه ها برامون در حد کلمه و لغت باقی میمانند تا قدرت فهممون و تجربیاتمون, جان واژه رو درک کنه , من دیشب معنی واژه سینماگر مولف رو فهمیدم و چنان در همه چیز این اثر غرق شدم که حقیقتا احساس میکنم هنوز نشئه هنر هفتم هستم و به یاد ندارم دفعه قبل کی و کجا تجربه چنین احساسی رو داشتم!!!!

اول از همه اینو بگم که که در کمال شرمندگی من تازه متوجه شدم که موج روشنفکری سینمای ایران در دهه پنجاه با این فیلم وتاثیراتش بر کارگردانهای اونروزها و اساتید امروزمون اغاز شده و مهرجویی و فرمان آرا بهترین اثارشون رو وامدار این فیلم و ساختار استثنایی آن هستند و استاد بیضایی مثلا چند صحنه هشت ونیم را در سگ کشی اش کپی کرده است (مثلا صحنه رستوران هتل و پاسخگویی تلفن به اون شکل نمایشی) و برام عجیبه که تا به امروز در نقدهای هامون به تاثیرات فلینی بر مهرجویی برنخوردم و کسی مرجع الهامات مهرجویی رو ذکر نکرده!! ( البته شاید هم نقدهایی با این مضمون بوده و من نخواندم).

نوشتن در مورد این اثر مالیخولیایی ساده نیست با وجود اینکه داستان (اگر داستانی وجود داشته باشد)در سادگی محض و شیرینی خاص و تعمدی روایت میشود. اغاز فیلم به گونه ای استعاری نشانگر فشار ویرانگر اجتماع ناظر بی رحم بر فرد است جایی که در برابر چشمان خیره مردم (چه غریبه وچه آشنا ) خفگی و تلاش فرد برای نجات به هیچ انگاشته میشود و حتی پرواز نمادین شخص هم باعث بروز هیچ عکس العملی در این مردگان متحرک نمیشود! و در صحنه فوق العاده بعدی جناب کارگردان به ما نشان میدهد طنابی که اجازه فرار و پرواز بیشتر را از شخص گرفته بدست خبرنگاری است که نماینده افکار عمومی جامعه ای است که در نهایت باعث سعود و نزول شخص میشوند.
بن مایه و پی رنگ ماجرا چیزی نیست جز همین تقابل ذهنی و درونی شخص با جامعه و جستجوی منه من در بین ویرانه های عقده های روحی و روانی سازنده نهاد و خود و فراخود شخص در برابر توقعات ویرانگر دیگران.
حال چگونگی بیان این آلام و نشان دادن درونی ترین احساسات بشری است که فرق بین یک مولف دانا و پیشقراول ساختار شکن جسور را با مقلدان پر ادعا مشخص میکند.
من کمتر فیلمی را میشناسم که صحنه صحنه آن و هر دکوپاژ و حرکتی معنی گرا و پیش برنده و داستانگو باشد , از پزشکی که بعنوان نماینده علم اولین تجویزش یرای حال نزار بیمار چند قطره آب مقدس باشد! یا منتقد خشکی که با بی رحمی تمام بدون توجه به حال بیمار دائما در حال شماتت و ملامت اوست یا حرکت دائمی دوربین که با هر چرخش از دنیایی به دنیایه دیگر رفته و واقعیت را به زیباترین شکل سورئالیستی به تصویر میکشد و ترکیبی به بیننده ارائه میدهد که مثل ذهن خودش پر است از جزییاتی حقیقی وخیالی در پوسته ای تفکیک ناشدنی.

دو عنصر برجسته و تکرار شونده فیلم مذهب و زنان می باشند که در اکثر دقایق فیلم به نحوی به تصویر کشیده میشوند وبا شناخت جامعه انروز ایتالیا و امروز ایران میتوان به علت وجودی این دو دغدغه در کلیت فیلم پی برد.
کشیشی که خوشبختی را فقط در چهارچوب کلیسا میشناسد و تفکر غالب کاتولیک را تبیین میکند ویا نگاه جامعه به زنان که انها را یا در شخصیت مادر و وظایف ان و عقده های ادیپ پیرامونش می پذیرد ویا به چشم معشوقه و بدکاره و لذت جویان دنیوی می شناسد.
و روشنفکری که آرزویش ایجاد تعادل بین همه زنان زندگیش و کامجویی روحی و جسمی از همه آنها در حرمسرایی خیالی برای پرستشش توسط ایشان!! و تقابل غیر منطقی اش با انتخاب همسری با شمایل زن مدرن و پیشرو در مقایسه با معشوقه اش بعنوان سبک مغزی نادان و سنتی و پارادوکسهایی تمام نشدنی حاصل از این مواجهات در بحران چهل سالگی!
و و و

هشت ... دیدن ادامه » و نیم فیلمی است که باید دیده شود و بحث و نقد درمورد این فیلم میتواند ساعتها به درازا بکشد , روایت مدرن و جریان ساز این فیلم برای من نگاه تازه ای به ارمغان اورد و صد اه و افسوس که تا امروز از این نگاه محروم بودم .
فیلمش بی محتواس ولی من خوشم اومد
شاهین و میترا این را خواندند
:-l
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلی پیچیده ولی زیبا
هیچ وقت فکر نکنیم که زرنگ تر از همه هستیم
با دورویی به هیچ جا نمیرسیم و نخواهیم رسید
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصفهان پس از فیلادلفیا | عکس
» اصفهان پس از فیلادلفیا
... دیدن متن »

فیلم «صدای آهسته» به کارگردانیِ افشین هاشمی و نویسندگیِ محمد رضایی‌راد که از مردادماه در سینماهای هنروتجربه اکران شده است، دوشنبه ساعت ۵ در سیتی‌سنتر اصفهان به نمایش درمی‌آید و سپس با حضور کارگردان، توسط تماشاگران نقد و بررسی می‌شود.  این فیلم تاکنون در نمایش‌های بین‌المللیِ خود جوایز بهترین فیلمِ تجربی، بهترین فیلمِ آوانگارد، بهترین فیلمبرداری و... را دریافت کرده است. فیلم «صدای آهسته» هفته‌ی گذشته در دانشگاه درکسل فیلادلفیا به نمایش درآمد و مورد استقبالِ تماشاگران و روانشناسان واقع شد.

 

میترا این را خواند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) و sina ganjavi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پشت صحنه فیلم گاو در کانون فیلم خانه سینما | عکس
» پشت صحنه فیلم گاو در کانون فیلم خانه سینما
... دیدن متن »

با آغاز دوباره نمایش های هفتگی کانون فیلم خانه سینما، نخستین برنامه به اکران و نشست مربوط به پشت صحنه فیلم گاو اختصاص خواهد داشت.
در این برنامه که به مناسبت روز ملی سینما و پنجاهمین سال ساخت فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی برگزار می شود، در نشست پس از نمایش، امیر پوریا، حسن حسینی و ناصر صفاریان حضور خواهند داشت.
پشت صحنه تازه یافته شده، با طی کردن مراحل آماده سازی و ترمیم، کیفیت بسیار خوبی دارد و علاوه بر صحنه‌های مربوط به پشت صحنه درزمان فیلم برداری، تست‌های بازی گری هنرپیشه ها را هم شامل می‌شود.
این برنامه در تاریخ یکشنبه، ۲۴ شهریور، ساعت ۱۸، در سالن سیف الله داد خانه سینما به نشانی خیابان بهار جنوبی، خیابان سمنان، شماره ۲۹ برگزار می شود و همه علاقه مندان می توانند به صورت آزاد و رایگان در این برنامه حضور داشته باشند.

 

میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با حضور تورج اصلانی و سعید آقاخانی هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم دهوک افتتاح شد | عکس
» با حضور تورج اصلانی و سعید آقاخانی هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم دهوک افتتاح شد
... دیدن متن »

با حضور تورج اصلانی کارگردان و سعید آقاخانی و پیام احمدی‌نیا از بازیگران اصلی فیلم سینمایى «حمال طلا»؛ هفتمین دوره جشنواره بین‌‌المللی فیلم دهوک در شهر دهوک در اقلیم کردستان عراق افتتاح شد.
فیلم سینمایى «حمال طلا» Gold Runner به کارگردانى تورج اصلانى، به نویسندگی تورج اصلانى و هادی نادی و به تهیه‌کنندگى منصور سهراب‌پور در جدیدترین اکران بین‌المللی خود؛ به نمایندگی از سینمای حضور ایران و با حضور تورج اصلانى در دو سانس مختلف، از جمله؛ در ساعت ۱۹ روز چهارشنبه ۲۰ شهریور ماه (۱۱ سپتامبر ۲۰۱۹) و در ساعت ۱۵ روز پنجشنبه ۲۱ شهریور (۱۲ سپتامبر ۲۰۱۹) در بخش رقابتی «سینمای جهان» World Cinema در هفتمین دوره جشنواره بین‌‌المللی فیلم دهوک در اقلیم کردستان عراق به روی پرده می‌رود و برای تصاحب جایزه این رویداد سینمایی با فیلم‌‌هایی از کشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا، سوئد، آلبانی، کرواسی، کوزوو، گرجستان، بلغارستان، ترکیه، هلند، مقدونیه، شیلی، آرژانتین، اکراین، سوریه، لبنان و نپال به رقابت می‌پردازد.
در مراسم افتتاحییه هفتمین دوره جشنواره بین‌‌المللی فیلم دهوک، فیلم سینمایی «کامیون» به نویسندگی و کارگردانی کامبوزیا پرتوی، با مدیریت فیلمبرداری تورج اصلانی و با نقش آفرینی سعید آقاخانی در ساعت ۱۹:۳۰ روز ۱۸ شهریور ماه (۹ سپتامبر ۲۰۱۹) در سالن «کنگره» دانشگاه دهوک در شهر دهوک در اقلیم کردستان روی پرده رفت.
فیلم سینمایى «حمال طلا» که توسط کمپانی پخش بین‌المللی «آرت هود» Arthoodدر سطح جهان پخش می‌شود در نخستین حضور بین‌المللی خود به نمایندگی از سینمای ایران در بخش رقابتی اصلی «جریان‌های نو» New Currents در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «بوسان» Busan در کشور کره جنوبی روی پرده رفت.
تورج اصلانى که در سمت مدیر فیلمبردارى سال‌ها در جشنواره‌هاى مختلف بین‌المللی حضور موفقی داشته و جوایز معتبر جهانی را از آن خود کرده؛ با فیلم سینمایی «حمال طلا» به صورت جدى وارد عرصه کارگردانى شده است.
جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «دهوک» Duhok که با یاد «یولماز گونای» کارگردان سرشناس برنده جایزه نخل طلای جشنواره بین‌‌المللی فیلم «کن» فرانسه در سال ۱۹۸۲ و با هدف پل ارتباطی میان کارگردان کُرد و کارگردانان سراسر جهان و همچنین ایجاد تبادل فرهنگی میان ملت‌های مختلف دنیا تأسیس شده است؛ در قالب فیلم‌های بلند سینمایی، کوتاه و مستند در بخش‌های مختلف رقابتی و غیررقابتی از جمله؛ بخش رقابتی «سینمای جهان»، بخش رقابتی «سینمای کُردی»، «چشم‌انداز سینمای جهان»، «پانورامای سینمای کردستان»، بخش «نمایش ویژه» و ... در روزهای ۱۸ تا ۲۵ شهریور ماه (۹ تا ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹) در سالن «کنگره» دانشگاه دهوک و مرکز «مازی مول» برگزار می‌شود.

برای اطلاع بیشتر:
http://www.duhokiff.com/index.php/wc-feature-films/wc-competition/item/1445-gold-runner

 

میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم «پسر – مادر» در جشنواره تورنتو روی پرده رفت | عکس
» فیلم «پسر – مادر» در جشنواره تورنتو روی پرده رفت
... دیدن متن »

فیلم سنیمایی «پسر – مادر» ساخته مهناز محمدی که در بخش دیسکاوری جشنواره تورنتو TIFF) ) به نمایش در آمد و مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
به گزارش مشاور رسانه‌ای، فیلم سینمایی «پسر – مادر» به کارگردانی مهناز محمدی و تهیه‌کنندگی فرزاد پاک و کاوه فرنام تنها نماینده سینمای ایران در بخش آثار بلند داستانی این جشنواره است که از ۷سپتامبر در تورنتو آغاز شده و تا ۱۵ سپتامبر ادامه داد.
«پسر – مادر» تاکنون در ۴ سانس این جشنواره اکران شده و آخرین نمایش آن ساعت ۳  بعدازظهر روز یکشنبه ۱۵ سپتامبر خواهد بود.
مهناز محمدی در نمایش این فیلم ضمن خوشامدگویی و ابراز خرسندی از حضور فیلمش در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو TIFF)) گفت: رنگ آبی همیشه برای من یک سردی به همراه دارد که فکر می‌کنم دلیل اصلی انتخاب این رنگ به صورت غالب در فیلم همین نکته بوده است. رنگ آبی انگار زندگی از تو جدا می‌شود و بین تو و زندگی اصلی که گرما دارد، فاصله می‌اندازد
این فیلم که نخستین اثر داستانی بلند مهناز محمدی به شمار می‌رود، روایتگر زندگی مادر تنهایی است که با دو فرزند خود زندگی می‌کند. مشکلات عدیده مالی و متزلزل بودن موقعیت کاری، او را ناگزیر می‌کند به ازدواج پیشنهاد شده فکر کند و میان تامین امنیت و جدایی از فرزند پسر دوازده ساله‌اش تصمیم بگیرد.
مهناز محمدی نویسنده، کارگردان، بازیگر و فعال حقوق زنان در ایران است که آثار دیگر او همچون مستند «زنان بدون سایه» (۲۰۰۳) و «کوچنامه» (۲۰۱۱) جوایز بی‌شماری را در جشنواره‌های بین‌المللی از آن خود کرده‌ است.
رها خدایاری، ماهان نصیری، رضا بهبودی، شیوا اردویی و مریم بوبانی بازیگران فیلم «پسر – مادر» هستند.
پخش جهانی این فیلم را بتاسینما آلمان بر عهده دارد.

میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» "جی اف کی" در فرهنگسرای ارسباران اکران و نقد می شود
... دیدن متن »

فیلم سینمایی «جی اف کی» به کارگردانی الیور استون محصول ۱۹۹۲ آمریکا، شنبه ۲۳ شهریور ماه ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۳۰ در فرهنگسرای ارسباران نمایش داده شده و پس از آن نقد و بررسی می‌شود.
در بیست و یکمین اکران از برنامه‌ی "فیلم بزرگ روی پرده بزرگ" سایت کافه سینما و فرهنگسرای ارسباران، فیلم سینمایی «جی اف کی» که به موضوع ترور جان اف کندی، رئیس جمهور آمریکا می‌پردازد، روی پرده می‌رود. این فیلم برنده ۲ جایزه اسکار در سال ۱۹۹۲ شده است.
جلسه نقد و بررسی فیلم نیز با حضور کورش جاهد پس از اکران آن برگزار خواهد شد.
علاقمندان برای حضور دراین نشست می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان شریعتی بالاتر از پل سیدخندان‌، خیابان جلفا مراجعه و یا با شماره‌های ۲۰-۲۲۸۷۲۸۱۸ تماس بگیرند.همچنین برای رزرو بلیت نیز می توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ن.خ
درباره فیلم روسی i
دوستان تقریبا نظر منو نوشتن . من فقط در مورد بازی ها میگم : بازی خوب صابر ابر ، بازی معمولی امیر آقایی ، بازی مصنوعی و ضعیف میلاد کی مرام و بازی بسیار ضعیف و بسیار تکراری طناز طباطبایی ...!!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
morago
درباره فیلم روسی i
کارگردان این فیلم، یک لوکیشن جذاب پیدا کردن، یک داستان دو خطی درباره اش نوشتن و بعد تصمیم گرفتن که اون رو تبدیل به یک فیلم 90 دقیقه ای کنن.
در نتیجه، چیزی که من روی پرده سینما مشاهده کردم، صرفا مجموعه ای از تصاویر جذاب، بدون فیلمنامه درست و ساختاریافته (شخصیت پردازی ضعیف، عدم تعریف فضای داستان و دیالوگ های به ظاهر متفکرانه) به همراه انبوهی از سکانس های اضافی و بی ربط، به علاوه بازی های بی نهایت تصنعی و اغراق شده و پر از داد و فریاد بود.
اینکه فیلمساز تحت تاثیر سینمای شوروی (به طور خاص تارکوفسکی) هستند در کادربندی، انتخاب لوکیشن و شخصیت ها واضح بود. اما هنر امثال تارکوفسکی در این بود که یک فیلمنامه درست و دقیق رو با چیره دستی کارگردانی می کردند، نه اینکه یک داستان دو خطی رو به زور قاب های زیبا یک ساعت و نیم کش بدن.
گالنا، امیر مسعود، حمیدرضا مرادی، نرگس و میترا این را خواندند
پویا فلاح، ن.خ و مهدی سلطانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر عسگرزاده
درباره مستند مهین i
درود فراوان بر محمد حسین حیدری و همراهانش
مهین، مستند درام هیجان انگیزی است که به زیبایی تدوین شده؛ فیلمی که حس دلتنگی مرا برای تماشای یک مستند خوب ارضا کرد. تدوین حرفه ای و چیدن هنرمندانه ی سکانس ها از اول تا آخر، بزرگ ترین نقطه قوت فیلم است. پرهیز از اغراق در ترسیم جنایت و شخص قاتل، نیفتادن به دام شعارگویی، نصیحت خوانی و نتیجه گیری اخلاقی و حفظ نگاه پرسشگر کارگردان و فیلم بردار، از مزایای دیگر این فیلم خوب است.
مهین، قصه ی هولناکی دارد. پرداخت چنین قصه ای، کار سختی است که کارگردان و همکارانش به خوبی از عهده ی آن برآمده اند. نتیجه ی کار، آن قدر تاثیرگذار شده که شخصا شب، بی خواب مهین شدم.
ای کاش و ای کاش مسوولان و مدیران، به کارگردانانی نظیر محمد حسین حیدری، بودجه کلانی می دادند تا از تمام معضلات اجتماعی ما فیلم بسازند و پخش کنند، بلکه شاید آنان ... دیدن ادامه » که باید، ببینند و آنان که باید، کاری کنند؛ شاید جامعه با تماشای این فیلم ها، پالوده شود!
امیر مسعود، رضا یزدانی پدرام و میترا این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد فیلم جوکر: Joker, ققنوس بر می خیزد
در نسخه جدید و تاریکی که تاد فیلیپس از داستان اصلی ساخته است، واکین فینیکس با جسارت خنده های ضدقهرمان بتمن را از نو ابداع می کند. رابرت دنیرو نیز در اینجا می درخشد.

در شهر گاتهام تاد فیلیپ، جوکر، دلقک جرم و جنایت زنده بوده و از نظر روانی دچار مشکل است. اگرچه زمانیکه واکین فینیکس آن لبخند معروف دیوانه وار را با خون خود روی صورتش می کشد بهترین است، اما چیز قابل توجهی که درباره ورود به قوانین دی سی و بازی پراحساس بازیگر نقش اصلی وجود دارد، آن حس ترحمی است که او به این شخصیت اضافه کرده است- مانند هزاران فرد دیگری که در جامعه زندگی می کنند و اختلاف طبقاتی، غنی را از فقیر جدا کرده و منجر به آتش افروزی می شود.

فیلم به خوبی با دنیای ابرقهرمانی گره خورده است و از طرفی راه های مرتبط با داستان اصلی بتمن را قطع کرده است. از این رو جوکر می تواند برای مخاطبینی که چندان به داستان های مصور و دنباله دار هالیوودی اهمیتی نمی دهند نیز مناسب باشد. فیلمنامه هوشمندانه فیلیپس و اسکات سیلور داستان را به شهری شدیدا طبقاتی و امریکای معاصر که از نظر اخلاقی سقوط کرده مرتبط کرده است، اگرچه این کشور چندان از مشکلات اقتصادی و بحران های پیش رو فاصله ای ندارد.

فیلم حول مسیری باورپذیر از یک غریبه تنها تا یک قاتل دیوانه ساخته شده است، نوعی مطالعه روانشناسی شخصیتی نئو-نوآر در فیلمی ابرشرور که بعد از «راننده تاکسی» برپایه انزوای شخصی می چرخد.جوکر بعد از شوالیه تاریکی بهترین فیلم است، کمپانی وارنر پس از انتشار عمومی و با مقایسه فروش آن می تواند این حرف را تایید کند. نقش آفرینی جذاب، دلهره آور و تاثیرگذار فینیکس به تنهایی بسیار ارزشمند است.

به فیلم سلطان کمدی از مارتین اسکورسیزی ادای احترام می کند. در اینجا رابرت دنیرو در نقش موری فرانگلین مهمان برنامه زنده ای است، یکی از استندآپ کمدی های موردعلاقه آرتور فلک است. آرتور به طور مرتب این نمایش را به همراه مادرش پنی (فرانسیس کانری) در آپارتمان تاریک شان تماشا می کند. آرتور حتی نحوه ورودش به سن را نیز تمرین کرده بود.

در یکی از سکانس ها می بینیم که آرتور تلاش می کند تا لبخند بزند، بعد اخم می کند و صورت سفید گریم شده اش با قطرات اشک شسته می شود. این قبل از آن است که از شغل تبلیغات خارج شود. او، درحالیکه قرص های بیشتری می خواهد از مددکار اجتماعی اش (شارون واشنگتن) می پرسد «آیا فقط من دیوانه شده ام یا شهر هم دیوانه تر از قبل است؟». مددکار تایید می کند که زندگی سخت تر شده و مردم کار ندارند.

یکی از علائم بیماری های روانی آرتور سندروم توره است- مشکل پزشکی که او را تحریک به خنده های غیرقابل کنترل در زمان های نامناسب می کند. او با خودش کارتی را حمل می کند که رویش نوشته است «مرا به دلیل خنده هایم ببخشید»، همین ویژگی های عجیب و غریب او منجر شده تا او بعنوان یک روانی شهرت داشته باشد و دایره دوستانش تنها به مادرش ختم شود. مادرش از کودکی به او «شاد» می گفته و اعتقاد داشت که او به دنیا آمده تا شادی و خنده را در دنیا پخش کند. اما آرتور بیشتر وقت ها احساس زنده بودن ندارد.

وقتی ... دیدن ادامه » رندال (گلن فلشلر) برای محافظت از خود دربرابر او اسلحه به دست می گیرد، آرتور شروع به بالا و پایین پریدن می کند. این حرکت نشان دهنده یکی از سکانس های جذاب رقص است که در آن فینیکس بدن لاغرش را پیچ و تاب می دهد. بعدها این حرکاتش ظریف تر می شود، مانند رقص پس از اولین کشتار. کاهش وزن شدید فینیکس، حالت چشمانش را شرور کرده است.

موسیقی هایی که در سرتاسر فیلم انتخاب شده به آن قدرت داده است. برخی از بهترین اجراهای بدنی فینیکس زمانی است که آرتور شروع به گریمی شبیه به یک دلقک می کند و سپس با رنگ کردن موهایش به جوکر تبدیل می شود.

لارنس شر، فیلمبردار، روان پریشی شخصیت اصلی را از طریق بافت زشت شهر نشان می دهد. طراحی صحنه مارک فرایدبرگ شبیه به دورانی است که جولیانی شهردار نیویورک بود. تمامی این ها با موسیقی غمگین هیلدور گودنادوتیر، تیره تر هم می شود.

فیلیپس و سیلور داستان پیدایش یک ابرشرور را با داستان اصلی بتمن در هم گره زده اند، برت کولن (بازیگر نقش توماس وین) شهرداری است که قرار است شهر را به مسیر اصلی اش بازگرداند. مادر فینیکس سالهاست که برای خانواده وین کار می کند اما زمانی که برای درخواست کمک به آنها نامه می نویسد کسی جوابش را نمی دهد.

زمانی که آرتور یکی از این نامه ها را می خواند متوجه می شود که قضیه با چیزی که مادرش برایش تعریف می کند کاملا متفاوت است. خشمی که در این جا جوکر نسبت به خانواده واین دارد با خشم جوکر نسبت به بروس در فیلم کریستوفر نولان دارد متفاوت است، در اینجا خشم جوکر حالت شخصی تری به خود می گیرد.

با توجه به اینکه دنیایی که در اینجا ساخته شده است چندان قدیمی نیست باید دید که چطور مخاطبین به شهری که در محاصره ظلم در آمده پاسخ خواهند داد. در اینجا خشونت تنها به سکانس های کوتاهی ختم می شود اما مهم ترین جذابیت فیلم مغز مشوش آرتور است که مرتبا بین واقعیت و ابعاد دیگر ذهنی اش تغییر می کند. یکی از چیزهای هیجان انگیزی که درباره شخصیت اصلی وجود دارد این است که ما را برای همدردی با خودش تحریک می کند، حتی زمانی که به یک روانی قاتل تبدیل شده است.

بخش بی گناه درونش تنها می خواهد حرفهای مادرش را دنبال کند و مردم را بخنداند اما شهر او را مجبور می کند تا داروهایش را کنار بگذارد. مسیری که از بیگناهی به شرارت می رسد واقعا ناراحت کننده است اما دیدن شادی آرتور پس از هر جنایت با تمام سختی ها و تمسخرهایی که پشت سر گذاشته است، هیجان انگیز و جالب است.

فیلیپس در طی دو ساعت از فیلم سرعت ثابت و رضایت بخشی داشته است، تعلیق را به حداکثر می رساند و پایان رضایت بخشی دارد. علی رغم حضور دنیر و بیتز، این فیلم فینیکس است، او این نقش را به گونه ای زندگی می کند که دیوانگی، شخصیت او را به فردی ترحم آمیز و وحشت زده تبدیل می کند به طوری که دیگر خندیدن اهمیتی ندارد. فینیکس نیرو محرکه اصلی جوکر است.

منبع: هالیوود ریپورتر

مترجم: مهتاب عیوضی
امیر مسعود و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد فیلم نغمه های عرب, Arab Blues, روانکاو تونسی به زادگاهش باز می گردد:
روانکاو تونسی که از کودکی در پاریس زندگی می کرد، به زادگاهش بازمی گردد.

نغمه های عرب با بازی گلشیفته فراهانی در نقش سلما، روانکاوی شاد و در عین حال سرسخت را نمایش می دهد که در تونس متولد شده اما از ده سالگی در پاریس زندگی می کند اما پس از سالها به تونس بازمی گردد تا شیوه های روان درمانی را در شهری راه اندازی کند که مردمان آن مانند دیوانه ها صحبت می کنند درحالیکه از نظر روانشناسان کاملا عادی هستند. نغمه های عرب فیلم کمدی است که موضوعی غیر معمولی دارد. اولین بار است که مانلی لبیدی حجم وسیعی از نگرش های زیبا و پرمهر را در زمان کوتاهی جای می دهد، او این کار را از طریق شخصیت های متفاوت و رنگارنگی انجام می دهد که در تلاش برای کنار آمدن با بهار عربی هستند. این فیلم با پیش نمایش خوب خود در جشنواره نیز درخشیده است.

در اینجا برای نزدیکی به ویژگی های فرهنگی از زبان طنز استفاده می شود. به طرز ماهرانه ای در همان سکانس های ابتدایی سبک فیلم مشخص می شود. عکس هایی که روی دیوار مطب قرارگرفته اند توجه مردانی که به همراه سلما از فرانسه آمده اند را به خود جلب می کند. سلما با اشاره به عکس می گوید که «او یهودی است و رئیس من بوده است» سپس عکس سیگموند فروید را می بینیم که کلاه رنگی به سر دارد.

سلما مرتبا سیگار می کشد و تتوهای زیبایی دارد، او با اینکه به دلیل فرانسوی بودن اش متحمل فشارزیادی است اما تصمیم می گیرد تا در آپارتمانی که قبلا محل زندگی عمه و عمویش بوده است زندگی کند. او با شجاعت کارت ویزیت اش را پخش می کند و مردم را برای ملاقات و درمان تشویق می کند. یکی از بیماران خیال می کند که او زن بدکاره ای است و قصدش ملاقات با مردان در خانه است. او مردها را تشویق می کند تا روی مبل دراز بکشند.

اولفا، خواهرزاده سلما نشان دهنده نسل جوانان است، دختر باهوش و دردسرسازی که چون تمام آرزویش رفتن به لندن یا فرانسه است نمی تواند باور کند که سلما از فرانسه به تونس بازگشته است. پدربزرگ سلما نشان دهنده نسل بزرگتری است، فردی که به دلیل مشکلات جسمانی اش نباید از اخبار سیاسی روزمره باخبر شود.

یکی از بهترین لحظات فیلم زمانی است که سلما به وسیله پلیس متوقف می شود تا آزمایش الکل بدهد. چیزی در حرف های سلما هست که او را جذب خودش می کند. با این وجود، او از اینکه سلما بدون گواهینامه پشت فرمان نشسته است چشم پوشی نمی کند. این سکانس، این مسئله را نقد می کند که حتی اگر دلایل شما منطقی باشد بازهم سازمان های دولتی با شما راه نمی آیند.

فیلم این احساس را به وجود می آورد که سنت های عربی تا چه اندازه ثابت هستند، این لحظات از بیرون انداخته شدن مرد بدون ریش و سبیل از مسجد گرفته تا نانوایی که کابوس دیکتاتورهای عرب را می بیند، دیده می شود. موسیقی اصلی مبتنی بر گیتار الکتریکی لذت بخش است.

سلما ... دیدن ادامه » آنطور که باید از خودش جزئیاتی نشان نمی دهد اما جاذبه ذاتی فراهانی در تمامی طول داستان شرایط را قابل قبول می کند. به دلیل وجود کاستی هایی در پاریس و از آنجایی که او جذب کشورش شده است تلاش می کند تا در تونس موفق شود اما آنقدر با موانع متعددی مواجه می شود که به نظر می رسد در آخر تسلیم شده و دوباره به اروپا بازمی گردد.

منبع: اسکرین دیلی

مترجم: مهتاب عیوضی
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید