تیوال | دیوار
T1:18:12:25
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

من و جمعی از دوستان دیشب این نمایش رو دیدیم. همزمان معاون محترم ریاست جمهوری هم حضور داشتن.. چقدر خوب بود ک ایشون دغدغه و مشکلات زنان رو مهم برشمرده و ب دیدن این نمایش اومدن..نمایش بسیار زیبا و در عین حال غمگینی بود. مطئنم هر خانم با دیدن این نمایش ب فکر فرو میره چون اون حرفها و موقعیتها رو با گوشت و پوست خودش حس کرده..
پیشنهاد میکنم ببینیدش..
نیلوفر ثانی و پرند محمدی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتِ کوتاه محسن قصابیان در مورد نمایش «برای کلاه آهنی‌ها»:

برای کلاه آهنی ها به احترام می ایستم و نگاه می کنم . به پژمان عبدی و همراهان اش. ب اجرای خوب و دوست داشتنی کلاه اهنی ها دوباره عاشق ام کرد. هوس باران کردم. هوس تئاتر. هوس تمرین های نفس گیر .... این اجرا می گوید بازیگران اش تمرین کرده اند. برای خلق لحظه های خوب اجرا تکرار کرده اند و مسلط شده اند. بروید ببینید. خواهش می کنم .... برای نجات جان نحیف تئاتری که دولتی است و هست و نیست. دیدن کلاه آهنی ها می ارزید به خیلی از تئاترهایی که شاید فقط رنگ و رویه دارند و چشم نوازی سطحی. به احترام می ایستم و کلاه از سر برمی دارم، برای عاشقانی که می دانند دروازه ی فهم رواداری اگر همه اش تئاتر نباشد ، بخش مهمی از آن تئاتر است.
پژمان عبدی و پرند محمدی این را خواندند
میثاق زارع و benyamin62 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
2 عدد بلیط برای سه شنبه 17 اسفند ساعت 20، وسط ردیف A6 شماره صندلی 10 و 11 موجود است. در صورت تمایل با شماره 09122200827 تماس بگیرید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
10 بلیط ردیف A-3 موجود است.
روز یکشنبه 15 اسفند ساعت 22.
تماس با 09124946848
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام- من هینجوری الکی امیرعلی رو دوست دارم بعد از دیدن ریش غبغب...یه سوالی ذهنمو مشغول کرده اگه فرض کنیم روستا تو نمایش ایران باشه وادمهاش هرکدوم نماینده یه قشر, خیلی مشتاقم بدونم امیرعلی جان جزو کدو گروه میتونه باشه البته اونایی که لایه های زیرین نمایش رو فهمیدن خواهشن یه جوابی به مابدند, اگه امیر علی جان خودش هم بگه چه بهتر- ما با خانواده دیدیم پسرم هر چی پرسید نتونستم یه جوابی بدم راستش گیج شدم چیزی گیرم نیومد البته بازیها قشنگ بود جواب یادتون نره ممنون

لیلى شجاعى و آرش فصیح این را خواندند
مریم رودبارانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
بلیط برای امروز قسمت اصلی سالن کسی برای فروش داره یا خیر ؟
ممنونم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود.هر چهار نفر نقش شان را به خوبی اجرا کردند مخصوصا آقای نوید زاده و خانوم بنی آدم
arezoo fotoohi این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگوى روزنامه فرهیختگان با کارگردان نمایش "خانه اى در انتهاى خیابان بهار"

پای صحبت‌های ندا هنگامی کارگردان نمایش «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار» از نمایشنامه‌های محمد‌چرمشیر
تولید فکر مهم‌ترین وظیفه تئاتر است
ندا هنگامی این روزها نمایش «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار»‌ از متن‌های محمد‌ چرمشیر را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برده است. چرمشیر یکی از مهم‌ترین نام‌های درام فارسی است. از باز‌خوانی‌های او از متون ادبی و نمایشی به عنوان ویژگی خاصش در تاریخ ادبیات نمایشی ایران یاد می‌شود. علاوه بر این چرمشیر نمایشنامه‌نویس بسیار پر‌کاری است. ندا هنگامی به دنبال بازی‌های رئالیستی در یک بستر مینی‌مالیستی بوده است. در این اجرا طراحی‌ها و ترکیب‌بندی‌ها از فضای غیر‌رئالیستی می‌آیند.
ابتدا قرار بود این ... دیدن ادامه » متن درباره پنج زن باشد که هر کدام از این زنان نماینده یکی از شخصیت‌های ادبیات دراماتیک باشند. قرار بود مهناز، «لیدی مکبث» باشد‌، یلدا از‌ «یرما» بیاید، لاله اشاره به «لورا»ی نمایش «باغ وحش شیشه‌ای» داشته باشد، کلاله «کردلیا»ی «شاه لیر» بود و ناهید هم قرار بود «نینا» از نمایش «مرغ دریایی» آنتوان چخوف باشد. در واقع در گفت وگوی من و محمد چرمشیر قرار بود که این پنج زن را در یک خانه قرار بدهیم. چرمشیر پنج زن ایرانی به من تحویل داد. من احساس کردم وقتی می‌شود این مسائل را با زنان ایرانی تا این حد زیبا بیان کرد؛ چرا برویم سراغ آن کاراکترهای نمایشی.
محمد چرمشیر یکی از درام‌نویسان مدرن ایران است که سابقه عجیبی در درام‌نویسی ایران دارد. متن‌هایش از یک زمان خاصی می‌آید و از آن زمان هم عبور می‌کند. به نظرم متن پهلو می‌زند به درام‌نویسی مدرن دنیا. ممکن است نمایشنامه‌های او درک نشود. ممکن است ذهنیت کلاسیک آن را پس بزند. مخاطبی که قصه را دنبال می‌کند این متون چرمشیر را درک نمی‌کند. شاید مخاطب بخواهد یک قصه را از صفر تا صد بشنود. خوشبختانه امروز این تفاوت جا افتاده است و مخاطب در آثار چرمشیر دنبال کشف و شهود می‌گردد. خصلت تئاتر همین موقعیت‌ها و حضور شخصیت‌های پیچیده در بستر مکاشفه است. ماجرا همیشه پیچیده‌تر از یک چیز ساده است.
همیشه در کارگردانی به دنبال جنسی از عریانی هستم؛ متن‌هایی که هندسه ذهنی دارند. مثلا در نمایش‌های «ماضی استمراری»، «در خواب به سراغم آمد»، «نیمروز اسکاتلند» و نمایش آخرم یعنی «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار» همین روند را دنبال کرده‌ام. فکر می‌کنم یک روند مهندسی ذهنی است. آدم‌ها در لابیرنت‌ها و مازها قرار می‌گیرند. شخصیت قصه در «اکت بیرونی» قرار می‌گیرد. رئالیسم صحنه را حذف و آنها را نشانه‌گذاری می‌کنم. امروز خانه در نمایش ما یک چهارپایه یا یک نردبان بزرگ آهنی است. این نردبان نماد فلزی پدر و کسی است که به خانه قفل زده است. باید این نردبان‌ را نشانه‌شناسی کنید. همه شخصیت‌ها از این نردبان فلزی بزرگ بالا می‌روند. همه روی آن مونولوگ می‌گویند. باید بررسی کنید و ببینید چرا فلزی است. سعی می‌کنم تمام اشیا را از بازیگر بگیرم. این اتفاق باعث می‌شود کار بازیگر سخت شود.
طبق شنیده‌ها و تجربیاتی که پیدا کرده‌ام تئاتر اساسا خصوصی نیست. شهرداری‌ها حامی تئاتر هستند. وظیفه اصلی تئاتر ایجاد تفکر است و در آن اقتصاد چندان مهم نیست. ایجاد تفکر مهم‌تر از تامین اقتصادی است. بنابراین اگر هنرمند بر وظیفه اصلی خود که تفکر است تمرکز کند، طبیعتا باید از لحاظ مالی حمایت شود که متاسفانه این امر در اینجا جا‌نیفتاده است.
خیلی شتاب‌زده وارد پروسه تئاتر خصوصی شده‌ایم. همین شتاب‌زدگی مخاطبی را آورده که به زعم من مخاطب اصلی تئاتر نیست. به عنوان یک کارگردان اصرار دارم شیوه کارگردانی و استایل شخصی خودم را حفظ کنم. به زودی آن مخاطبی که دنبال سرگرمی می‌آید ریزش خواهد کرد. البته او تئاتر خاص خود را خواهد داشت. چالش و اندیشه در تئاتر شکل روشنی خواهد گرفت. من به آن روز امید دارم.
لینک گفتگو:
http://newspaper.fdn.ir/?nid=2168&pid=15&type=0
ابرشیر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- تخفیف وفاداری: برای خریداران نمایش‌های مافیا، درخت سیب که گناهکار نیست، آیس‌لند، ماه در آب، مرد بالشی، برای کلاه آهنی‌ها (تماشاخانه مشایخی) و برای کلاه آهنی‌ها (خرید دوم همین اجرا) با ۳۰٪ تخفیف
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لنگر تایتانیک در بندر تهران

به بهانه اجرای نمایش «ویولن تایتانیک»
آوایی که غرق نمی‌شود


الهه حاجی‌زاده، سیدمهدی احمدپناه

تایتانیک یک نماد است. از زمانی که قرار شد این کشتی غول‌پیکر ساخته شود، قرار بود که نماد کامیابی و بلندپروازی‌ها بشر عصر خود باشد. ساخته شد تا نماد بلوغ صنعت، مهندسی، خودباوری و تجمل باشد. شاید هم اگر غرق نمی‌شد، هم‌چنان هم به همان شکوه از آن یاد می‌شد. اما خواسته یا ناخواسته تصویر دیگری در ذهن‌ها به جای گذاشت. تایتانیک که با ۹ طبقه درون خود مسافران درجه یک، دو، سه و کارگران و خدمه را جای داده بود، تصویری از جامعه‌ای با اختلاف‌های عظیم طبقاتی، نژادی، قومیتی و… از خود به جای گذاشت. جایی که بیشترین‌ها و بهترین‌ها را برای اقلیت ثروتمند و قدرتمند فراهم می‌کند، اما سهم زیادی – حتی از قایق نجات – به اکثریت دیگر نمی‌رسد. ... دیدن ادامه » شاید آن‌ها فقط باید باور می‌کردند که حقشان بیش از این است! و این‌گونه شد که کشتی «غرق‌نشدنی» با غرق شدنش نماد فاجعه، شکست، ظلم و اختلاف شد… «می‌گویند تنها نوازندگان ویولن در کشتی تایتانیک تا لحظه غرق شدن کشتی مشغول نواختن بودند، چون فقط آن‌ها بر این باور بودند که هنر تنها راه نجات است…» این قسمتی از تئاتر «ویولن تایتانیک» اثر پیترو فلوریدیا از ایتالیا است. او کشتی تایتانیک خود را در اقیانوس تئاتر جهان به حرکت درآورده و با گذر از ایتالیا، فرانسه، آلمان و برزیل به ایران رسیده است. پیترو تلاش کرده پیام تایتانیک او احترام به ارزش‌های انسانی و عدم تبعیض باشد. مسافران این کشتی تماشاگران و پرسنل آن در ایران ترکیبی از بازیگران جوان ایرانی و افغانی هستند.

پیتروفلوریدیا
کارگردان ایتالیایی نمایش ویولن تایتانیک
در مورد خصوصیات گروهی که هدایتش را به‌عهده داشتم، باید بگویم برای من شگفت‌انگیز بود که آن‌ها پایه‌های محکم و لازم برای تئاتر را داشتند، هم از لحاظ تکنیک‌های نمایشی و هم از لحاظ فرهنگی پخته و آماده بودند. اکثر آن‌ها مملو از فرهنگ شعر و شاعری هستند، و کلام و ساختار نوشتاری را می‌شناسند. من به همه دنیا سفر کرده‌ام و در بچه‌های ایران به‌خوبی ریشه‌های قدیمی شعر را یافتم. من به‌عنوان یک ایتالیایی ریشه در دانته و پترارکا دارم، و در ایران خود را در برابر سنتی از کلام یافتم که قدمتی همواره قدیمی‌تر، ناب‌تر از آن‌چه در آن بزرگ شده‌ام، دارد.
در خیلی از فرهنگ‌ها مخصوصا فرهنگ‌های غربی شاهد قدرت عظیم رسانه‌ها در زندگی روزمره مردم هستیم که گویی کلام را از دست مردم می‌ربایند، و ریتمی ترمز دررفته به زندگی آن‌ها می‌دهند. از سویی دیگر شاهد فقدان فرهنگ نوشتاری در فرهنگ‌های محتلف دیگری هستیم. به برخی فرهنگ‌های آفریقایی اشاره می‌کنم، که در آن‌ها فرهنگ گفتاری و شفاهی بیشتر رایج است و هم‌چنین رها کردن مدرسه به بستر کمیاب یا نایاب فرهنگ نوشتاری دامن می‌زند.
به تمام این‌ها می‌شود تشنگی‌ای را که بچه‌های ایران برای آموختن و یاد گرفتن و بیشتر دانستن دارند، اضافه کرد. این برای من بیشتر از هر چیز دیگری جالب بود. چیزی که در غرب و در اروپا کمتر شاهد آن هستیم. در این‌باره بیشتر توضیح می‌دهم: مثلا دانشگاه رفتن در اروپا رفته‌رفته ارزش خود را از دست می‌دهد. نیاز و خواست به ادامه تحصیل در بیشتر مواقع در غرب به شدتی که در ایران شاهد آن بودم، نیست. از سوی دیگر کششی در آن‌ها وجود داشت به سمت استادی که از غرب آمده و می‌توانند بیشتر از او یاد بگیرند. پس با استفاده از آن‌چه از لحاظ فرهنگی در اختیار داشتند و خواست والای ایشان برای یاد گرفتن مرا مدهوش خود کردند. از وقتی به ایتالیا برگشتم، دائما به این فکر می‌کنم که باید گروهی در ایران با استفاده از همین بچه‌ها تاسیس شود که بتوانند در کنار هم کار کنند و با هم همواره در ارتباط باشیم و هم‌چنین با دیگر گروه‌هایی که در لهستان، فرانسه و بلژیک داریم، بیشتر وارد ارتباط شویم و بین آن‌ها دیالوگ و همکاری ایجاد کنیم. و البته لازمه آن داشتن فضایی مناسب است که بتوانند در اختیار داشته باشند.
آخرین نکته‌ای که آن هم برایم بسیار جالب بود، قدرت بچه‌ها در تحلیل کردن مسائل و مشکلات روز جامعه‌شان با استفاده از هنر بود. اغلب شاید این تصویر در ذهن باشد که تفکرات هنری، جوایز هنری، نقد‌های هنرمندان، دنیایی کاملا مجزا از مسائل روز اجتماعی و سیاسی یک جامعه دارند و بین آن‌ها فاصله‌هایی نامحدود است. برای من جالب بود که بازیگران از سویی نگران بخش هنری، شاعرانه کار بودند و از سویی دیگر دغدغه بیان موضوعات و مشکلات روز جامعه‌شان را نیز داشتند. و به این واسطه به دو دنیایی که شاید متمایز به نظر بیایند، هم‌بستگی ایجاد کردند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

معاون رئیس جمهور به تماشای تئاتر خانه ای در انتهای خیابان بهار نشست.


تئاتر«خانه ای در انتهای خیابان بهار» به آسیب ها و مشکلات این روزهای زنان و دختران جامعه می پردازد.

ﺳﻪشنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۹:۲۹

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی معاونت، شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده, به تماشای تئاتر خانه ای در انتهای خیابان بهار نشست.

بنا بر این گزارش «خانه ای در انتهای خیابان بهار» نوشته محمد چرمشیر و با کارگردانی ندا هنگامی و تهیه کنندگی هادی علی محمدی، داستان اجتماعی است که به آسیب های روانی و معضلات دختران و زنان می پردازد.
لینک خبر:
http://women.gov.ir/news/7244/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید






عکسی متناسب با محتوای نمایش« خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/etje_bahar.jpg



یادداشتی بر نمایش« خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار » نوشته « محمد چرم شیر » و کارگردانی« ندا هنگامی »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=37188






گویی که در زهدان دنیای حقیرشان
جان سپرده اند

درود بر تو دوست پر احساس و اندیشمندم
۱ ساعت پیش
مرسی از توجهت دوست نازنینم
۱ ساعت پیش
محمد جان برای اولین بار تناسب عکس‌نوشته‌ات رو با نمایش مورد اشاره‌ات متوجه شدم!!به نظرم یا سطح مطالب شما خیلی بالاست یا من یک مقدار دیریابم!!
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار وحشتناک ضعیف... طراحی صحنه بد، لباس بد، بازی بد... همه چی بد
اما از خود نمایش گذشته سالن فوق العاده بد. جدی مجبورید هر بیقوله ای رو سالن کنید؟؟؟ کوچک، صندلیهای بد و تنگ، صداهای بیرون و درون مزاحم... خجالت نمیکشید وقت و پول قشر فرهنگی جامعه رو اینطور تلف میکنید؟؟؟ متاسفم
نیلوفر ثانی و لیلى شجاعى این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید سانس های ویژه چه روزیه ؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
روزهای جدید که باز شده سانس 10 نداره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من 3 تا بلیط دارم برای 15 اسفند خریدم ساعت 18 ردیف 1 صندلی 3-4-5
09126850661
متاسفانه نمیتونم برم
محمد شاملو این را خواند
چگونه می توانم این بلیطها را ازشما بگیرم؟
۶ ساعت پیش
بارکد بلیط رو براتون میفرستم . همون روز اونجا از طریق بارکد بلیط رو میگیرید
۵ ساعت پیش
شما بلیطها رو میخواهید ؟
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجراهای این تئاتر چرا این قدر بی برنامه و نامنظمه؟ چرا اعلام نمی کنید چه روزایی اجرای ساعت 9 هم دارید؟ ما برای چهارشنبه این هفته کلی برنامه چیده بودیم. 23 نفر شده بودیم که اجرای دوم رو بیاییم ولی باز نشد برای ساعت 9. برای هفته بعدم که معلوم نیست یکشنبه و دوشنبه کی باز شد و کی پرشد! بقیه روزها رو می شه اعلام کنید کدوماشون 2 اجرایی هستند؟ خیلیا ساعت 5 نمی تونن بیان کار رو ببینن.
محمد شمالی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و خسته نباشیدبه همه عوامل نمایش از کارگردان نازنین گرفته تا پشت صحنه نمایش
من روز دوم نمایش را دیدم.
نمایش خوب و سرگرم کننده ای بود مخصوصن اینکه یکساغت و پر از آواز و موسیقی زنده و بازیهای خوب مخصوصن لولوی نمایش (آقای محدث ) و بازی زیبای دیوانه و حلال ( آقای هاشمی ) در دونقش و بازی خیلی خوب ژیگول ( آقای امیر سلیمانی ) که مثل همیشه جذاب و پر از انرژی.
یک نکته خیلی جالب در بازیگران بود بازی همسر آقای نبویان بعنوان راوی ( خانم نوروزپور ) که اولین بار بود روی صحنه نمایش میرفت . بازی یکدست و بسیار روان و جذاب و مسلط به نقش.
بازی و معرکه گرفتن صیاد ( آقای مهر ) ، لکاته بودن لکاته ( خانم شاه ) که البته به نظر میاد ایشون تا حالا تو زندگیشون مست نبودن ، کدخدا ( استاد کرامتی ) با لحن و بازی زیباشون زمانیکه توی قبرستون نشستن زن عاشق ( خانم ناصری ) که تا حالا بازی ... دیدن ادامه » از ایشون ندیده بوده اما خوب بودن ، و نوازندگی و بازی خوب از مطرب ( آقای بقایی ) که تاحالا رو صحنه ندیده بودمشون .
البته یک نکته هم بگم که بازیهای بهتری از بعضی بازیگران تو نمایش های گذشته دیده بودم .
فقط یک سوال برام پیش اومده: با توجه به متن بسیار شسته رفته نمایش و کارگردانی نسبتن خوب و بازیهای جذاب و طراحی لباس بسیار زیبا که همخونی با نقش ها داشت حتی موسیقی که کاملن به کارگردانی و بازیها کمک میکنه و .... طراحی صحنه هیچ ربطی به نمایش نداره انگار بزور و برای پوشاندن نمایش آقای کیانیان اومدین گونی آویزون کردین سکو که کاملن بجا و درست ازش استفاده میشه اما ربطی به صحنه نمایش نداره تنها نقطه ضعف نمایش ( البته برای اولین کارگردانی ) طراحی صحنه نمایش هست.
نکته جالب اینکه طراح صحنه آقای کیانیان هست که قبلن از ایشون طراحی ثحنه تاتر دیده بودیم
در کل نمایش کاملن خانوادگی و جذابی بود و جز طراحی صحنه و سرد بودن سالن ایراد دیگه نمیشه گرفت
خسته نباشید ریش فیدل و عبعب مرکل
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید سانس‌های تازه این نمایش فراهم شد.
تینا آواکیان و اروین گالستیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان. کسی برای 5 شنبه 5 اسفند ساعت 9 شب یک بلیط اضافه داره؟ اگر کسی داره ممنون میشم بهم خبر بدید.
09363437647 یوسفی
» تا ۲ پاسخ


۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید